سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

8 - داشتن همراهانی با اصالت خانوادگی

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در همان نامه، کسانی را که شایستگی دخالت دادن در امر حکومت دارند، معرفی کرده و می فرمایند:
ثمَّ الصَق بِذَوی المُرُوءَاتِ والاَحسَابِ و اَهلِ البُیُوتَاتِ الصَّالحَةِ و السَّوابِق الحَسَنَةِ ثمَّ اَهلِ النَّجدَةِ والشَّجاعَةِ و السَّخاءِ والسَّمَاحَةِ فاءِنَّهُم جِمَاع من الکَرَمِ و شُعَب منَ العُرفِ(161).
در اداره امور کشور، ناگزیری که همراه و یاور داشته باشی، بنابراین، همراهانت را از بین کسانی انتخاب کن که دارای مردانگی و حسب و نسب هستند.
از خانواده هایی که در اسلام ریشه دار و اصیل هستند و دارای سوابق پاکیزگی و طهارتند؛ اهل شجاعت، جود و سماحت در خلقند. از افرادی که مجموعه ای از بزرگواری های اخلاقی و خوبی و پاکیزگی در آنها متمرکز است، استفاده کن.
این توصیه امام علیه السلام بسیار قابل دقت و توجه است؛ چرا که خود حضرت در جایی دیگر می فرمایند:
اذا کرُم اَصلُ الرجلِ کرُم مَغیبُه و محضرُه(162).
((اگر ریشه و اصل انسان پاکیزه باشد، و خانواده او دارای کرامت باشند، او در حضور و نهان، این خصوصیات را همراه خواهد داشت)).
اساسا در فرمایشات مولا امیرالمؤمنین علیه السلام چه در این نامه و چه در کلمات قصاری که از حضرت بر جای مانده است، روی اصالت خانوادگی بسیار تکیه شده است. امام علیه السلام در سخن دیگری توصیه می فرمایند:
علیکم فی قَضاء حَوائِجکُم بِکِرَام الاَنفُس و الاُصولِ تُنجَح لکم عندهم مِن غیر مَطال و لا مَنّ(163).
((برای تأمین نیازهایتان به کسی مراجعه کنید که ریشه خانوادگی داشته باشد. ثمره این توصیه آن است که او بدون این که مسامحه و کندی کند، و بر شما منتی بگذارد، آن خدمت را انجام می دهد)).
در سخن دیگری از حضرت نقل شده است که می فرمایند:
علیکم فی طلب الحوائج بشِرافِ النُّفوسِ ذَوی الاُصولِ الطَیِّّبَةِ فانَّها عندَهم اَقضی و هی لَدَیکُم اَزکی(164).
((در طلب حاجت و رفع نیاز به کسانی که صاحب خانوده های اصیل و پاکیزه اند مراجعه کنید که حاجت و نیاز شما زودتر برآورده می شود؛ زیرا آنها انسان های شریفی هستند)).
حضرت در بعضی از عبارات، برهان دیگری برای این مطلب آورده، می فرمایند:
حسنُ الاَخلاق بُرهانُ کرَمِ الاَعراقِ(165).
((اخلاق خوب دلیل بر کرامت ریشه خانوادگی فرد است)).
اگر انسان نیک خلقی را دیدید که در خلق و خوی اجتماعی و در معاشرت با مردم، رعایت موازین اخلاقی را می کند، حکایت از پاکیزگی و طهارت ریشه چنین انسانی می کند بر همین اساس وراثت تاثیر زیادی در مسائل ازدواج و ارتباطات زناشویی دارد و به آن اهمیت داده شده است. رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم در توصیه ای می فرمایند:
اُنظُر فی ایِّ نِصاب تَضَعُ ولدَک فانَّ العِرقَ دسَّاس(166).
((مراقب باش با چه خانواده ای وصلت می کنی؛ چون عامل وراثت، همه خلق و خوی گذشتگان را به فرزندان منتقل می کند)).
در سخن دیگری حضرت می فرمایند:
اءِیَّاکُم و خَضراءُ الدِّمَن قِیلَ یا رسول اللَّه و ما خَضراء الدِّمَن قال المَرأَةُ الحَسنَاءُ فی مَنبِتِ السَّوءِ(167).
((بپرهیزید از خضراءالدَّمَن! سوال کردند یا رسول اللَّه! ((خضراءالدَّمَن)) چیست؟ حضرت فرمودند: زن زیبارویی که در خانواده ناصالحی رشد کرده باشد)).
درست است که زیبایی او جاذبه دارد، اما خلق و خویی دارد که به فرزند شما هم منتقل خواهد شد. بنابراین در قرآن آمده است که حضرت نوح علیه السلام بعد از آن همه توصیه که برای هدایت مردم و امتش داشت و از آن نتیجه ای نگرفت، آنان را نفرین کرد و در محضر الهی عرض کرد:
و قال نوح ربِّ لا تِذِر عِلِی الاَرض مِنَ الکافِرینَ دیَّارا انَّک اءِن تَذَرهُم یُضَلّوا عبادَک و لا یَلِدُوا الا فاجِرا کَفَّارا(168).
((خدایا! اگر قرار است عذابی بفرستی، همه این کفار را شامل شود؛ چون اگر اینها زنده بمانند، غیر از این که موجب گمراهی مؤمنان خواهند شد، نسل و فرزندان آنان هم کافر خواهند بود)).
یعنی به حکم قانون وراثت، اعتقاد و اندیشه هایشان به فرزندانشان منتقل خواهد شد. در جنگ جمل وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام فرزندشان محمَّد حنفیه را برای مقابله با دشمن به میدان فرستادند، بعد از رفتن به میدان، عقب نشینی کرده، بازگشت. حضرت با غلاف شمشیر به میان شانه او کوبید و فرمود: اَدرَکَکَ عِرق من اُمّک این حالت ترس و عقب نشینی از مقابل دشمن را تو از مادرت به میراث برده ای؛ وگرنه پدر تو انسان ترسویی نیست که از مقابل دشمن بگریزد(169).
مجموع این مطالب، برای تأکید بر نکته ای است که امام علیه السلام به مالک توصیه می فرمایند در انتخاب وزیر و یاور خود برای اجرای عدالت، صرف نظر از این که افراد بخیل، ترسو و حریص را به کار نمی گیری، باید از کسانی استفاده کنی که دارای شرأفت، کرامت، طهارت و اصالت خانوادگی باشند.
یکی از نکات دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد، این است که علت کلام حضرت که فرمودند: افرادی را که سابقه همکاری با ستمگران دارند، نباید به کار گیری، این است که به طور کلی ما در معارفمان، از اتکا به ظالم منع شده ایم و قرآن هم می فرماید:
و لا تَرکَنُوا الی الَّذین ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّار(170).
((تکیه به ظالم نداشته باشید که نتیجه اش گرفتاری به عذاب و آتش است)).
به کناره گیری از ظالم توصیه فراوان شده است. در روایتی، یونس بن یعقوب از امام صادق علیه السلام نقل می کند که حتی در کارهای خیر و نیک هم نباید با ظالمان همکاری کرد. در این سخن امام علیه السلام آمده است:
لا تُعنِهُم علی بَنَاءِ مسجد(171).
((اگر ظالم به ساختن مسجد هم اقدام کند، تو با او همکاری نکن)).
از وجود مبارک امام سجاد علیه السلام روایت شده است که فرمودند:
اءِیَّاکُم و صُحبةَ العاصِین و معونَةَ الظَّالمین(172).
((از همنشینی با گناهکاران و کمک کردن به ستمگران بپرهیزید)).
در روایت دیگری نقل شده است که امام علیه السلام فرمودند:
مَن مَشی الی ظالم لیُعِینَهُ و هو یَعلَمُ أَنَّهُ ظالم فَقَد خرَجَ من الاءِسلام(173).
((اگر کسی برای کمک به ظالم گامی بردارد، در حالی که بداند او اهل ستم و ظلم است، از دین خارج شده است)).
روایت معروف صفوان جمال که در ابتدای این کتاب نیز بدان اشاره شد، از همین نمونه است. او نقل می کند که من شترهایم را برای سفر حج به هارون کرایه داده بودم، روزی خدمت امام هفتم علیه السلام شرفیاب شدم حضرت به من فرمودند:
یا صَفوان کُلّ شَی ء مِنکَ حَسَن جَمیل ما خَلا شَیئا واحِدا قُلتُ جُعِلتَ فِدَاک أَیُّ شَی ء قَالَ اءِکراؤُکَ جِمَالَکَ مِن هَذَا الرَّجُلِ یَعنِی هارون قُلتُ واللّه ما اَکرَیتُهُ أَشَرا و لا بَطَرا و لا للصَّیدِ و لا للَّهوِ و لکنِّی أَکرَیتُهُ لهذا الطَّریقِ یعنی طَریقَ مکَّةَ و لا أَتَوَلّاهُ بنفسی و لکنِّی أَبعَثُ مَعَهُ غِلمَانَی فقَال لی یا صفوان أَیَقَعُ کِرَاؤُکَ علیهم قُلتُ نَعَم جُعِلتَ فِدَاک قال فقال لی أَتُحبُّ بَقَائِهم حتَّی یَخرُجَ کِرَاؤُکَ قُلتُ نَعَم قال مَن أَحبَّ بَقَائَهُم فهو مِنهُم و مَن کانَ منهم کان وَرَدَ النَّار قال صِفوان فَذَهَبتُ فَبِعتُ جِمَالِی عن آخِرِهَا(174).
((ای صفوان! همه چیز تو خوب است غیر از یک چیز. سوال کردم: چه چیزی؟ حضرت فرمودند: این که شترهایت را به هارون کرایه داده ای. عرض کردم: یابن رسول اللَّه! من این شترها را برای سفر لهو و لعب یا ظلم و ستم به او اجاره نداده ام؛ او برای سفر حج از من شتر کرایه کرده است و گذشته از این، من او را در این سفر همراهی نکرده ام. حضرت فرمودند: صفوان! آیا دوست نداری که هارون زنده بماند تا از سفر حج بازگردد و اجاره شترهای تو را بپردازد؟ عرض کردم: آری! حضرت فرمودند: همین گناه است که انسان دوست داشته باشد ظالمی زنده باشد. لذا صفوان جمال می گوید: من تا این سخن را شنیدم شترهایم را فروختم که دیگر در چنین محذوری قرار نگیرم)).
مجموعه این آیات و روایات دلالت بر اهمیت پروا و پرهیز از ظالم می کند. کسانی که آن را درک می کنند، روی آن حساسیت دارند. در این جا دو نکته مهم وجود دارد: یکی این که امام صادق علیه السلام که می فرمایند:
مَن أَحبَّ بَقاء الظَّالمینَ فَقَد أَحبَّ أَن یُعصَی اللَّه(175).
نتیجه دوست داشتن ظالم این است که انسان میل دارد معصیت الهی مستدام باشد؛ چرا که ظالم، مظهر عصیان و طغیان در مقابل فرمان الهی است؛ دیگر این که ما موظفیم در مقابل عیان الهی بایستیم و اجازه ندهیم در زمین، عصیان و نافرمانی خدا صورت گیرد؛ چه رسد به همکاری با ظالم. توصیه امام علیه السلام و سفارش های معارف دین، ما را موظف به قطع ارتباط با ظالم و به کار نگرفتن او در حکومت می کند. در سخن دیگری از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
و لا تأتُوا الرُّؤَسَاءَ و غَیرَهُم حتَّی یَصیرُوا أَذنَابا(176).
اگر شما گرد ظالمان نگردید و آنها یار و یاوری نداشته باشند، خود به خود در اجتماع فراموش شده و نمی توانند بر جامعه و افراد حاکم باشند. روی آوردن مردم و دستگاه حاکم به ظالم، موجب رشد و تقویت اجتماعی ظلم و ظالم است. در مقابل، بی اعتنایی و همکاری نکردن مردم و دستگاه حاکم با ظالم و پشت کردن به افرادی که اهل ظلم و ستم هستند، موجب می شود که آنها از منزلت و قدرت اجتماعی ساقط شوند و در اجتماع جایگاه و پایگاهی نداشته باشند.
اکنون، با این توضیحات تا حدودی اسرار کلام حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روشن می شود که چرا به مالک توصیه می کنند که تو در حکومت خویش از کسانی که همکار ظالمان و یاور آنها بوده اند استفاده مکن؛ چرا که نقض غرض اجتماعی شده و در تضاد با عدالت است؛ زیرا تو به تدریج زمینه عصیان الهی را فراهم کرده ای؛ تا دوباره محرمات الهی در جامعه زنده شود و ستمکاران و ظالمان قدرت پیدا کنند.

9 - ندادن پست و قدرت به نزدیکان

نکته دیگری که در همین نامه و در موضوع عدالت باید مورد توجه قرار گیرد این است که طبیعتا والی، انسانی نیست که بدون قوم و خویش، فرزند و آشنا باشد، امام علیه السلام نسبت به این گونه نزدیکان والی هم توصیه هایی دارد که فوق العاده در اجرای عدالت نقش به سزایی دارد:
ثمَّ انَّ لِلوالی خاصَّة و بِطَانَة فیهم استِئثَار و تَطَاوُل و قِلَّة اءِنصَاف فی مُعامَلَة فَاحسِم مادَّةَ أُولئِکَ بِقَطعِ أَسبَاب تلکَ الاَحوَال و لا تُقطِعَنَّ لاءَحَد مِن حاشِیَتِکَ و حامَّتِکَ قَطیعَة و لا یَطمَعَنَّ مِنکَ فی اِعتِقَادِ عُقدَة تَضُرُّ بِمَن یَلِیَها منَ النَّاس فی شِرب أَو عَمَل مُشتَرَک یَحمِلُونَ مَئُونَتَهُ علی غَیرِهِم فَیَکون مَهنَأُ ذلک لهم دوُنَکَ و عَیبُهُ علیک فی الدُّنیا و الاخِرَةِ(177).
طبیعی است که والی، اقوام، خواص و بطانه ای دارد و کسانی که به او نزدیک هستند، دارای خصوصیات طبیعی انسانی اند؛ یعنی کسانی که نزدیک به حاکم و والی هستند به طور طبیعی هر چیز خوب را برای خود می خواهند. نکته دیگر این که چون به واسطه نزدیکی به حاکم، متکبرند، خلق و خوی تجاوزگری دارند و معمولا به خاطر خلق و خوی طبیعی خویش که احساس قدرت می کنند، در مقابل مردم، جانب انصاف را رعایت نمی کنند.
امام علیه السلام به مالک و همه کسانی که صاحب قدرتند توصیه می کنند که اگر می خواهی از وزر و وبال این نزدیکان در امان باشی و بتوانی واقعا مجری عدالت اسلامی و اجتماعی باشی، به ایشان پست و قدرت واگذار مکن در سایه قدرت و اقتدار بتوانند این روحیه پست را بروز دهند و غریزه پست روحی خود را ارضا کنند؛ یعنی بتوانند بهترین ها را برای خود بخواهند و با تجاوز و تعدی، به امیالشان برسند. بهترین راه برای جلوگیری از این آفت این است که با ندادن قدرت و مقام به آنها ریشه این مفاسد را قطع کنی.
حضرت در ادامه می فرمایند: برای هیچ یک از بستگان و کسانی که در حاشیه حکومت تو، صاحب پست و عنوان هستند، زمین و ملک و آبی را به عنوان قطیعه قرار نده، حضرت به خوب و بد آنها هم اشاره نمی کند؛ ولو آنها آدم های خوبی هم باشند؛ چرا که نفس این عمل، خلاف عدالت است. اگرچه موازین شرعی را هم رعایت کرده باشی، در معرض اتهام قرار می گیری.

10 - شریک قرار دادن نزدیکان و مردم عادی در امور

نکته دیگری در فرمایش امام علیه السلام آمده است که حاکی از نهایت دقت نظر است؛ حضرت می فرمایند: ایشان را با دیگر مردم عادی در امری شریک مکن؛ که نتیجه مشارکت آنها ضرر و زیان مردم باشد؛ چون روح طغیان و تعدی و تجاوز در آنها است و افرادی اند که ساخته نشده اند؛ قدرت در آنها روح سرکشی ایجاد کرده و خلق و خوی تجاوزگری آنها باعث خواهد شد که بار سنگین کارشان را به عهده شریک خود قرار دهند و به علت نزدیکی آنها به قدرت، شریکانشان مجبور شوند آن کار را بپذیرند و تحمل کنند. در این صورت از ناحیه تو به مردم ظلم می شود. آن وقت ناخواسته مرتکب گناه شده ای؛ اما بهره اش را دیگری برده است. در حقیقت حظ و بهره اش برای افرادی است که در حاشیه قدرت قرار دارند و تو که اصل و صاحب قدرتی جز وزر و وبال و لعنت، نصیبی نداری.
بنابراین یکی دیگر از راه های اجرای عدالت این است که افراد نزدیک به قدرت نباید به گونه ای مورد عنایت حاکم قرار بگیرند که بتوانند به دیگران ظلم و تعدی کنند؛ چون ظلم و تعدی آنها، خلاف عدالت و در نتیجه خلاف آن فرمانی است که در کلام امام سجاد علیه السلام درباره رعایت حقوق ملت آمده است.