سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

1 - پرهیز از افراد عیب جو

معمولا نزد حکام و اطراف صاحبان قدرت، افرادی حضور دارند که برای اجرای امور و تنظیم مسائل حکومتی از وجود آنها استفاده می شود. اینها می توانند افرادی تربیت شده و متخلق به اخلاق اسلامی و انسانی باشند و نیز ممکن است افرادی باشند که صلاحیت های لازم و کافی را دارند. یکی از چیزهایی که صلاحیت افراد برای نزدیکی به تشکیلات حکومتی، و به اصطلاح امروز، کارمند عالی رتبه حکومتی بودن را سلب می کند این است که کسی به دنبال عیب جویی از مردم باشد. استدلال حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برای این مطلب چنین است که می فرمایند:
اولا؛ به طور طبیعی هیچ کس نیست که عیب پوشیده و پنهانی نداشته باشد. والی سزاوارتر از هر کس دیگر است که عیب افراد ملتش را پنهان بدارد. هرگز عیوب پنهانی دیگران را برملا نکنید. نه تنها نباید عیوب پنهان دیگران را برملا کنی، بلکه موظفی تا عیوب آشکار آنها را نیز تطهیر کنی و جامعه را از عیب پاکیزه داری.
اگر تو چنین کردی و عیوب دیگران را پوشیده داشتی، به همان مقدار خداوند عیوب تو را پوشیده خواهد داشت. این دقیقا عین روایتی است که از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند:
مَن عَلِم مِن أَخیه سیِّئة فستَرها ستَر اللَّه علیه یوم القیامةِ(125).
((اگر کسی عیبی را از برادر مؤمنش بداند و آن را پوشیده بدارد، خداوند در قیامت که روز کشف اسرار است عیوب او را پوشیده خواهد داشت)).
و نقطه مقابل آن، کسی است که سعی دارد عیوب مردم و نواقص پنهانی دیگران را در جامعه علنی کند. از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمودند:
مَن رَوَی عَلَی مؤمن روایَة یُریدُ بها شِینَهُ و هَدمَ مُرُوءَتِهِ لِیَسقُطَ مِن اَعیُن النَّاس اَخرَجَه اللَّه من ولایته الی ولایةِ الشَّیطان فلا یقبَلُهُ الشَّیطان(126).
((کسی که تلاش می کند عیب و نقصی را از برادر مؤمنش در جامعه و بین مردم نقل کند و رواج دهد تا او را از چشم مردم بیندازد، از ولایت خدا خارج شده و در ولایت شیطان قرار گرفته است)).
این کار، کار رحمانی نیست کار شیطانی است. یکی از خصوصیات ذات اقدس پروردگار ستارالعیوب بودن او است. خداوند عیوب بندگانش را پوشیده می دارد و آن کسی که در پی افشای عیوب دیگران است، شیطان است.
یکی از وظایف حاکم این است که نه تنها خود عیوب مردم را بپوشاند، بلکه اجازه ندهد عیوب دیگران منتشر شود. حتی افرادی را که با کشف اسرار دیگران و عیب جویی از مردم، سعی می کنند خود را به حاکم نزدیک کنند و گمان می کنند با شکستن و کوچک کردن و تخریب دیگران، می توانند پلکانی برای ترقی خود بسازند باید از خود دور کنند. این یک نکته بسیار آموزنده و قابل توجه، برای همه صاحبان قدرت در هر مرتبه و منزلتی است. از حاکم علی الاطلاق امت اسلامی تا آن کسی که در یک اداره محدود و کوچک مشغول کار است همه باید بدانند که طبق فرمایش امام صادق علیه السلام:
مَن نَمَّ الیک سَیَنُمُّ عَلیک(127).
((بدان، کسی که نزد تو از دیگران نمامی می کند، به زودی علیه تو نمامی خواهد کرد)).
در تعبیر حضرت آمده است به زودی علیه تو نمامی خواهد کرد. یعنی این انسان، انسانی نیست که پایبند آداب انسانی باشد، و براساس خصلت منفی ذاتی خود، دیری نمی پاید که شر او به تو نیز می رسد. بنابراین، اولین زیان نزدیکی کسی که فاقد آداب اولیه انسانی است، به تشکیلات حاکمه، متوجه شخص حاکم است.
بر این اساس حاکم باید نسبت به نزدیکی این گونه افراد به خود، حساس باشد. این نکته اول است که زمینه اجرای عدالت را فراهم می کند.

2 - حسن معاشرت

مطلب دیگری که در فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان شرط دوم آمده، این است که می فرمایند:
اَطلِق عن النَّاس عُقدَةَ کُلّ حِقد وَ اقطَع عنکَ سَبَبَ کُلّ وِتر(128).
ریشه حسادت به خود را در میان مردم با حسن معاشرت و رفتار صحیح، از میان ببر؛ چون طبیعی است کسی که به قدرت می رسد، حسادت و حقد بسیاری از مردم نسبت به او برانگیخته می شود که او تقصیری ندارد؛ لطف خداوند متعال، یا رغبت مردم و یا زور بازو و تدبیر و فکر خود او باعث شده که به این منصب و مقام رسیده است و به طور طبیعی حقد و حسادت هایی را در دیگران به وجود می آورد.
وقتی انسان مورد حسد دیگران قرار گرفت، حسودان دست به اقداماتی می زنند تا اسباب دشمنی فراهم آورند. بنابراین، امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: همه اسباب دشمنی را قطع کن!
در این که سبب و ریشه دشمنی را چگونه می توان خشکانید؟ حضرت می فرمایند: با حسن معاشرت و اخلاق و سلوک پسندیده باید حسادت ها و کینه توزی های آنها را تبدیل به محبت و صفا کنی؛ وگرنه کینه توزی و دشمنی آنها باعث خواهد شد که تو عکس العمل نشان دهی و این موجب خروج از مرز عدالت خواهد شد.

3 - تغافل از عیوب دیگران

شرط سوم در فرمایش امام علیه السلام که به عنوان یکی از راه های اجرای عدالت آمده است این است که می فرمایند:
و تَغَابَ عن کُلّ ما لا یَضِحُ لَکَ(129).
از عیوب افراد که برای تو واضح نیست، چشم بپوش و خود را به بی خبری و ناآگاهی نسبت به عیوب دیگران عادت ده و این گونه اظهار کن که از عیوب آنها بی خبری؛ زیرا در بسیاری از موارد، تغافل از عیوب دیگران، در اصلاح حال آنها اثر مستقیم دارد؛ چرا که اگر شخص خلافکار بداند که رازش از پرده برون افتاده است، متهتک می شود. نفس این که انسان ها در کارهای خلافشان، میل به پنهان کاری دارند، یک امتیاز است؛ به این جهت که این سیئه اخلاقی و کار زشتی که آنها در نهان مرتکب می شوند، فراگیر نمی شود و به جامعه سرایت نمی کند. پس یکی از خصوصیات لازم در حاکم تغافل است. در سخنی از امام صادق علیه السلام که ((تحف العقول)) نقل می کند آمده است:
صلاحُ حالُ التِعایُشِ و التَعاشُرِ مِل ءُ مکیال ثُلثاه فِطنة و ثُلثه تغافل(130).
((مصلحت معیشت مردم با یکدیگر، مانند پیمانه ای است که دو سوم این پیمانه باید از زیرکی، ذکاوت و دوراندیشی پر شده باشد و یک سوم آن از تغافل)).
اساسا این خصیصه تغافل و بی توجهی به خطاهای دیگران از اخلاق انسان های کریم و بزرگوار و از کرامات اخلاقی است. در سخن دیگری از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده است که می فرمایند:
اَشرف اخلاق الکریمِ تغافُلُهُ عمَّا یَعلَمُ(131).
((شریف ترین خلق انسان های کریم این است که نسبت به عیوب دیگران خود را به نادانی می زنند)).
اظهار اطلاع از عیوب دیگران، شرایط زندگی انسان را متفاوت می کند. در سخن دیگری از امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شده است که فرمودند:
تَغافَل یُحمَد امرُکَ(132).
اگر از عیوب دیگران تغافل کرده، خود را بی اطلاع نشان دهی، وضع زندگانی و امور معیشتت سر و سامان می گیرد. حضرت در سخنی دیگر می فرمایند:
من لم یتغافل و لا یَغُضَّ عن کثیر من الامور تَنَغَّصَت عیشَتُهُ(133).
اگر کسی اهل تغافل نباشد و درباره عیوب دیگران اظهار اطلاع کند و از کارهای آنها چشم پوشی نکند، موجب نقص عیش و از بین رفتن رفاه زندگانی خود می شود و فرد خلافکار که ریشه خلافش پستی اخلاقی است ب از افراد فرومایه جامعه می شود؛ زیرا وقتی بداند که بزرگان یا افراد شریف، از حال و روز او باخبرند، نسبت به آنها کینه و عقده پیدا می کند و در مقام انتقام کشی یا هتک حرمت آنها برمی آید. امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده اند:
و عظِّموا اَقدَارَکُم بالتَّغافُلِ عن الدَّنیِّ من الامور(134).
با تغافل، اعتبار خود را حفظ کنید. انسان هایی که با بزرگواری، کرامت و چشم پوشی از خطاهای دیگران زندگی می کنند، به طور طبیعی انسان هایی اند که حرمتشان در اجتماع بیشتر حفظ می شود. نفس پی جویی و پی گیری عیوب مردم علاوه بر آثار سوءاجتماعی که دارد یکی از رذایل اخلاقی است. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند:
تَتَبُّعُ العیوبِ مِن اَقبَحِ العیوبِ و شرِّ السَّیِّئاتِ(135).
((عیب جویی از کارهای مردم، عیبی بزرگ و بزرگترین گناه است)).
بنابراین، چشم پوشی از عیوب دیگران، یکی از ابزارهای لازم برای اجرای عدالت در اجتماع است. نفس تغافل، امری پسندیده نیست، بلکه با توجه به متعلقش؛ یعنی عیوب دیگران، پسندیده می شود؛ مثلا اگر انسانی از درماندگی، احتیاج، نیاز و استیصال مؤمنی تغافل کند، پسندیده نیست.
در سخنی از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده که فرمودند:
السخاء فطنة، واللوم تغافل(136).
اگر انسان سماحت به خرج دهد و اهل جود باشد، این زیرکی و حسنه است؛ و اگر آن جایی که باید جود و بخشش کند، تغافل کند، در مقابل نیاز دیگران، خود را بی خبر و بی اطلاع نشان می دهد؛ این علامت پستی است.