سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

نمونه رفتار حاکم اسلامی

نکته ای در من خاصَّةِ اَهلک هست که همه شنیده اند و آن برخورد مولا امیرالمؤمنین علیه السلام با برادرش عقیل است. وقتی سخن از بیت المال است با برادرش عقیل آن چنان رفتار می کند که که معروف است و خود حضرت این مطلب را در نهج البلاغه چنین می فرمایند:
واللَّه لقد رأَیتُ عقیلا و قد أَملَقَ حتَّی استَمَاحَنِی من بُرِّکُم صَاعا و رأَیت صِبیَانَهُ شُعثَ الشُّعور غُبرَ الاَلوان من فَقرِهم کانَّما سُوِّدَت وجوهُهُم بالعِظلِمِ و عاوَدَنِی مؤکّدا و کرَّرَ عَلَیَّ القول مرَدِّدا فأَصغَیتُ الیه سمعی فظنَّ أَنِّی أَبیعُهُ دِینِی و أَتَّبِعُ قِیَادَهُ مفارِقا طریقَتی فأَحمَیتُ له حدیدَة ثمَّ أَدنَیتُهَا من جِسمِهِ لیعتَبِرَ بها فضجَّ ضجیج ذی دَنَف مِن أَلَمِهَا و کاد أَن یَحتَرِقَ مِن مِیسَمِهَا فقُلتُ لک ثَکِلَتکَ الثَّوَاکِل یا عقیل أتَئِنُّ من حدیدَة أَحمَاهَا انسانُها لِلَعِبِهِ و تَجُرُّنی الی نَار سَجَرَهَا جبَّارُها لغَضَبِهِ أَتَئِنُّ من الاءَذَی و لا أَئِنُّ من لَظَی(121).
((من عقیل را دیدم که در نهایت فقر بود (املاق) شدت فقر را می گویند آنقدر به او فشار آمد تا از من طلب کرد که از گندم شما یک صاع به او اضافه تر بدهم؛ یک کیل بیشتر از معمول به او بدهم. من بچه های عقیل را دیدم که از شدت فقر و گرسنگی چهره و مویشان پریشان و صورت آنها گویی با ماده ای سیاه رنگ، سیاه شده است - عظلم هم وزن زبرج، ماده ای است که برای رنگ کردن اشیا به رنگ سیاه از آن استفاده می شود - یعنی تا این حد متغیر و دگرگون شده بودند. عقیل چند مرتبه سراغ من آمد و رفت و بر خواسته خود تأکید کرد. من هم سخنان او را گوش می دادم و وضع او را می دیدم. تا آن جا که عقیل خیال کرد که موفق شده است و من دینم را به خاطر او خواهم فروخت. خیال کرد که من راه خود را رها خواهم کرد و به راهی که او میل دارد، قدم خواهم گذاشت! یعنی به هر حال از ان امانت شما بیشتر به او خواهم داد. اما من آهنی را در میان آتش گداختم و به دست عقیل نزدیک کردم. عقیل مانند انسان مریضی که از درد ناله می زند، فریاد کشید و نزدیک بود که از شدت حرارتی که به او نزدیک شده، بسوزد. به او گفتم: عقیل گریه کنندگان، بر تو بگریند - کنایه از این که خدا تو را بکشد - تو که از حرارت آتشی که انسان به عنوان بازیچه، افروخته است، این گونه فریاد می زنی، آیا انتظار داری من از حرارت آتش جهنمی که خداوند، شعله آن را با غضبش افروخته، وحشت نداشته باشم و فریاد نزنم؛ تو از آزار آتش ساخته دست انسان وحشت می کنی و فریاد می زنی، آیا من نباید از آتش جهنم - لظی از اسامی آتش جهنم است - وحشت داشته باشم و بترسم؟)).
این برخورد عملی که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام با برادرش دارد، ناظر به همین تعبیری است که به مالک می فرمایند: وقتی می خواهی اجرای عدالت کنی، از خود و نزدیکانت و از کسانی که به آنها علاقه داری آغاز کن.
انسان، در اجتماعی که زندگی می کنی، علاوه بر اقوام و ارحام، دوستان، آشنایان و افرادی دارد که به آنها علاقه مند است؛ حضرت می فرمایند: اول از خود، بعد از نزدیکان و ارحام و بعد از دوستان و رفقایت شروع کن و بین آنها و مردم انصاف را فراموش مکن! در مقدمه همین خطبه ای که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام درباره عقیل بیان فرمودند، تعبیرات قابل توجه دیگری هم دارند که می فرمایند:
واللَّه لاءَن اَبیتَ عَلَی حَسَکِ الَّسعدَانِ مُسَهِّدا اَو اُجَرَّ فی الاَغلالِ مُصَفَّدا اَحبُّ الیَّ مِن اَن اَلقَی اللَّهَ و رسولَهُ یومَ القِیَامَةِ ظَالِما لِبَعض العباد و غَاصِبا لشَی ء منَ الحُطَامِ(122).
((اگر شبی بی خوابی کشیده باشم و در آن حالت کسالت و ضعف جسمانی، مرا در میان خارستانی بکشانند و دست و پای مرا در غل و زنجیر کشند، به خدا سوگند برای من بهتر از این است که از مرز عدالت تجاوز کنم و ظالم باشم)).
این دو حالت را باید تصویر کرد که انسانی، شب را نخوابیده باشد و او را با بدن لخت؛ و با غل و زنجیر در میان خارستان به زمین بکشند. حضرت می فرمایند: این دو حالت برای من محبوب تر است آن هم با قسم واللَّه که از مرز عدالت تجاوز کنم و به بعضی از بندگان خدا ظلم کنم. نه نسبت به همه بیت المال مسلمین که ظلم به عامه مسلمین است، بلکه به بعضی از بندگان خدا. این واقعا درسی آموزنده است برای همه کسانی که به شکلی در سرنوشت مردم دخالت دارند؛ اعم از کسانی که در تصویب و تدوین مقررات و قوانین دخالت دارند یا کسانی که در مقام اجرا و قضا عمل می کنند. این راه و رسمی است که مولا امیرالمؤمنین علیه السلام به همه می آموزند.
یکی از کسانی که در حقیقت جزء اصحاب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بود و نتوانست عدالت حضرت را تحمل کند، از کوفه به شام آمد نزد معاویه رفت و گفت:
جِئتُکَ مِن عندِ اَبخلِ النَّاس، فقال: ویحَک! کیف تَقولُ انَّه اَبخلُ النَّاس، لو مَلَکَ بیتا من تِبر و بَیتا مِن تِبن لا نفد تِبرَهُ قبلَ تبنِهِ(123).
از پیش بخیل ترین مردم - مولا امیرالمؤمنین علیه السلام را متهم به بخل کرد - نزد تو آمده ام. معاویه که دشمن امیرالمؤمنین علیه السلام است و سال ها تلاش کرد که فضایل و مناقب آن حضرت نقل نشود و حتی در تاریخ نوشته اند: دستور داد تا نام کسانی را که ناقل فضایل حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بودند و یا حتی نشانی از دوستی آن حضرت را به همراه داشتند را از فهرست بیت المال حذف کردند، تا جایی که تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز، مساله سب و لعن امیرالمؤمنین علیه السلام در بلاد اسلامی امری رایج بود و از طرف دستگاه حکومتی به عنوان وظیفه شرعی تبلیغ می شد، چنین شخصی - معاویه - با این روحیه و در این شرایط نتوانست این اتهام را از آن مرد کوفی بپذیرد و به او گفت: چگونه به خود جرات می دهی که به علی تهمت بخل بزنی؟! او کسی است که اگر یک خانه مملو از طلا داشته باشد - به طلای غیر مسکوک ((تبر)) می گویند - و خانه ای دیگر مملو از علف و کاه، یقینا ابتدا به بذل و بخشش آن خانه ای همت می گمارد که سرشار از طلا است، نه خانه ای که که پر از کاه است! چگونه به علی تهمت بخل می زنی؟!

شروط اجرای عدالت

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه خود به مالک می فرمایند:
ولیَکُن اَبعَدَ رَعِیَّتِک مِنکَ وأَشنَأَهُم عندک اَطلَبُهُم لِمَعایِبِ النَّاس فاءِنَّ فی النَّاس عُیوبا الوَالِی أَحَقّ مَن سَتَرَهَا فلا تَکشِفَنَّ عمَّا غابَ عنکَ منها... فاستُر العَورَةَ ما استَطَعتَ یَستُرِ اللَّهُ منک ما تُحبُّ سَترَهُ مِن رَعِیَّتِک(124).
((باید از افرادی که در مقام مذمت، بدگویی و نقل زشتی های دیگرانند، بپرهیزی. دورترین و مبغوض ترین مردم نزد تو باید کسانی باشند که بیشتر دنبال کار مردم را دارند و به دنبال عیب جویی از دیگران اند)).

1 - پرهیز از افراد عیب جو

معمولا نزد حکام و اطراف صاحبان قدرت، افرادی حضور دارند که برای اجرای امور و تنظیم مسائل حکومتی از وجود آنها استفاده می شود. اینها می توانند افرادی تربیت شده و متخلق به اخلاق اسلامی و انسانی باشند و نیز ممکن است افرادی باشند که صلاحیت های لازم و کافی را دارند. یکی از چیزهایی که صلاحیت افراد برای نزدیکی به تشکیلات حکومتی، و به اصطلاح امروز، کارمند عالی رتبه حکومتی بودن را سلب می کند این است که کسی به دنبال عیب جویی از مردم باشد. استدلال حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برای این مطلب چنین است که می فرمایند:
اولا؛ به طور طبیعی هیچ کس نیست که عیب پوشیده و پنهانی نداشته باشد. والی سزاوارتر از هر کس دیگر است که عیب افراد ملتش را پنهان بدارد. هرگز عیوب پنهانی دیگران را برملا نکنید. نه تنها نباید عیوب پنهان دیگران را برملا کنی، بلکه موظفی تا عیوب آشکار آنها را نیز تطهیر کنی و جامعه را از عیب پاکیزه داری.
اگر تو چنین کردی و عیوب دیگران را پوشیده داشتی، به همان مقدار خداوند عیوب تو را پوشیده خواهد داشت. این دقیقا عین روایتی است که از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند:
مَن عَلِم مِن أَخیه سیِّئة فستَرها ستَر اللَّه علیه یوم القیامةِ(125).
((اگر کسی عیبی را از برادر مؤمنش بداند و آن را پوشیده بدارد، خداوند در قیامت که روز کشف اسرار است عیوب او را پوشیده خواهد داشت)).
و نقطه مقابل آن، کسی است که سعی دارد عیوب مردم و نواقص پنهانی دیگران را در جامعه علنی کند. از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمودند:
مَن رَوَی عَلَی مؤمن روایَة یُریدُ بها شِینَهُ و هَدمَ مُرُوءَتِهِ لِیَسقُطَ مِن اَعیُن النَّاس اَخرَجَه اللَّه من ولایته الی ولایةِ الشَّیطان فلا یقبَلُهُ الشَّیطان(126).
((کسی که تلاش می کند عیب و نقصی را از برادر مؤمنش در جامعه و بین مردم نقل کند و رواج دهد تا او را از چشم مردم بیندازد، از ولایت خدا خارج شده و در ولایت شیطان قرار گرفته است)).
این کار، کار رحمانی نیست کار شیطانی است. یکی از خصوصیات ذات اقدس پروردگار ستارالعیوب بودن او است. خداوند عیوب بندگانش را پوشیده می دارد و آن کسی که در پی افشای عیوب دیگران است، شیطان است.
یکی از وظایف حاکم این است که نه تنها خود عیوب مردم را بپوشاند، بلکه اجازه ندهد عیوب دیگران منتشر شود. حتی افرادی را که با کشف اسرار دیگران و عیب جویی از مردم، سعی می کنند خود را به حاکم نزدیک کنند و گمان می کنند با شکستن و کوچک کردن و تخریب دیگران، می توانند پلکانی برای ترقی خود بسازند باید از خود دور کنند. این یک نکته بسیار آموزنده و قابل توجه، برای همه صاحبان قدرت در هر مرتبه و منزلتی است. از حاکم علی الاطلاق امت اسلامی تا آن کسی که در یک اداره محدود و کوچک مشغول کار است همه باید بدانند که طبق فرمایش امام صادق علیه السلام:
مَن نَمَّ الیک سَیَنُمُّ عَلیک(127).
((بدان، کسی که نزد تو از دیگران نمامی می کند، به زودی علیه تو نمامی خواهد کرد)).
در تعبیر حضرت آمده است به زودی علیه تو نمامی خواهد کرد. یعنی این انسان، انسانی نیست که پایبند آداب انسانی باشد، و براساس خصلت منفی ذاتی خود، دیری نمی پاید که شر او به تو نیز می رسد. بنابراین، اولین زیان نزدیکی کسی که فاقد آداب اولیه انسانی است، به تشکیلات حاکمه، متوجه شخص حاکم است.
بر این اساس حاکم باید نسبت به نزدیکی این گونه افراد به خود، حساس باشد. این نکته اول است که زمینه اجرای عدالت را فراهم می کند.