سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

آیت الله میرسید محمد یثربی

انگیزه اسیر گرفتن دشمنان

پس از این مقدمه باید گفت: در این جنگ ها و منازعات شکست و پیروزی وجود دارد، که در صورت پیروزی به طور طبیعی عده ای از افراد دشمن به اسارت سپاه مسلمانان درمی آیند. حال باید دید تکلیف این افراد که به اسارت درآمده اند چیست؟ حاکم پیروز، صرف نظر از این که حاکم اسلامی باشد یا غیر اسلامی، می تواند یکی از چند کار را انجام دهد: یا همه اسرا را یک جا بکشد، و یا همه را به زندان و حبس بفرستد و از بودجه بیت المال هزینه نگهداری آنان را بپردازد؛ راه سومی که وجود دارد این است که آنها را همچون غنایم جنگی و به عنوان برده میان افراد سپاه پیروز خود تقسیم کند. به نظر نمی رسد که راه چهارمی وجود داشته باشد؛ چون اگر بگوییم که مثلا به اردوگاه های کار اجباری فرستاده شود این هم نوع دیگری از بردگی و بندگی است. گرچه برده شخص نیست، اما بنده حکومت می شوند. آنچه که در شرع مقدس جایز شمرده شده، راه سوم است؛ یعنی آیین مقدس اسلام فرموده است که از اختیارات فرمانده پیروز سپاه است که این افراد را به عنوان غنایم میان افراد سپاه تقسیم کند. به خصوص اگر جنگ، جنگ تهاجمی است که فوایدی بر آن مترتب خواهد بود؛ چون همان طور که در بحث قبل اشاره شد، این یک مأموریت الهی است که خداوند متعال به مسلمان ها تفویض فرموده و آنان را مکلّف کرده که برای ریشه کن کردن کفر و الحاد دست به سلاح ببرند. در سخنی از امام باقر علیه السلام نقل شده است که حضرت فرمودند:
الدُّعاءُ الی طاعَةِ اللَّه مِن طاعَةِ العِباد و الی عِبادَةِ اللَّه من عبادَةِ العَبَادِ و الی وِلایَةِ اللَّه من وِلایَةِ العِبَادِ(17).
((به سوی طاعت خدا خواندن، از طاعات بندگان است و به سوی عبادت خدا خواندن، از عبادات بندگان است و به سوی ولایت خدا خواندن نشانه ولایت بندگان)).

مشروعیت جنگ و مقاتله در اسلام

جنگ باید با این انگیزه باشد که مردم را به اطاعت الهی درآورد. مردم را از اطاعت و فرمانبرداری بندگان خدا، به پرستش خدای متعال وادارد، خلاصه مردم را از ولایت خلق خدا، به ولایت خدا دربیاورد. شرع مقدس جنگ های اسلام را برای این قرار داده است که جماعتی را که فرمانبردار انسان دیگری هستند به اطاعت خداوند درآورند. پس مشروعیت مقاتله و جهاد برای دعوت به اطاعت الهی است که الزاما این کار باید یا با مباشرت امام معصوم علیه السلام یا با نظارت او انجام شود تا سپاهیان از موازین و اهداف شرع مقدس تخطی و تجاوز نکنند و نسبت به آنها که پذیرای اطاعت الهی می شوند، اختیار با پیامبر است. بنابراین نمی توانیم بگوییم که به حکم قطعی، همه اسیران غنیمتند. در این جا به فرمانده سپاه که شخص رسول اللّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم است، تفویض اختیار شده است.
نکته دیگری که این جا باید به آن توجه کرد این است که اسیر گرفتن جز برای دعوت به اطاعت پروردگار مشروع نیست؛ چنان که در سوره مبارکه انفال آمده است:
ما کان لِنَبیّ أَن یکون لَهُ أَسری حتَّی یُثخِنَ فی الارض تُریدونَ عَرَضَ الدُّنیا و اللَّه یُریدُ الاخِرَةَ و اللَّه عزیز حکیم(18).
((هیچ پیامبری حقّ ندارد اسیرانی از دشمن بگیرد تا کاملا بر آنها پیروز گردد؛ و جای پای خود را در زمین محکم کند. شما متاع ناپایدار دنیا را می خواهید و مایلید اسیران بیشتری بگیرید، و در برابر گرفتن فدیه آزاد کنید؛ ولی خداوند سرای دیگر را برای شما می خواهد؛ و خداوند قادر و حکیم است)).
در این آیه شریفه تصریح شده است که شما جز با پیروزی، حقّ گرفتن اسیر ندارید. هرگاه جای پای شما در میدان نبرد و مقاتله استوار شد آن وقت به گرفتن اسیر بپردازید:
لو لا کتاب من اللَّه سَبَقَ لَمَسَّکُم فیما أَخَذتُم عذاب عظیم(19).
((اگر فرمان سابق خدا نبود (که بدون ابلاغ، هیچ امتی را کیفر ندهد)، به خاطر اسیرانی که گرفتید، مجازات بزرگی به شما می رسید و اگر غیر از این کنید آنچه را گرفته اید موجب عذاب شما خواهد گشت)).

هدف از اسیر گرفتن و تقسیم بین مسلمانان

بنابراین می بینیم که در مقاتله با دشمن مساله اسیر گرفتن امری الزامی است و اگر در این کار سهل انگاری شود به طور طبیعی مجددا، علیه امّت اسلامی دست به توطئه می زنند.
پس انگیزه اسیر گرفتن و تقسیم آنها را می توان در چند امر خلاصه کرد:
اول این که اجتماع و توطئه مجدد آنها به وسیله تقسیم اسرا در میان خانواده و جنگجویان پیروز خنثی می شود؛
دوم این که با تقسیم اسرا در بین مسلمانان، اسرا و خانواده هایشان، مخصوصا فرزندان آنها با فرهنگ و تربیت اسلامی انس پیدا می کنند، و از آلودگی آنها به شرک و کفر جلوگیری می شود؛
سوم این که از تحمیل این افراد به بودجه بیت المال که حقّ مسلمانان است، پیش گیری شده است؛
چهارم این که این همه نیروی فعال در اجتماع عاطل و باطل نمی ماند.
گذشته از همه این مسائل، پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم مأمور شده است که پیام رأفت و مودّت بین مؤمنان را به آنها ابلاغ بفرمایند؛ در سوره مبارکه انفال می فرماید:
یا ایها النبی قل لِمَن فی أَیدیکم من الاسری ان یَعلَمِ اللَّه فی قلوبکم خیرا یؤتِکُم خیرا ممَّا أَخَذَ منکم و یغفر لکم و اللَّه غفور رحیم(20).
((پیغمبر! تو به اسرایی که در دستتان هست بگو که اگر شما به اسلام گرایش پیدا کنید و قلب و دلتان را پاک کنید، خداوند هم شما را می آمرزد و هم در مقابل آنچه از دست داده اید، نعمت های بهتری را نصیب شما می کند و خداوند آمرزنده و مهربان است)).
اما در مقابل به پیغمبر می گوید: همین اسیران اگر قصد خیانت داشته باشند باید با آنها برخورد کرد. به هر حال، طبق این آیه شریفه و هم بنابر آنچه در روایات می بینیم رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم به حسن معاشرت با آنها و تشویق به آزادی آنها توصیه می فرمایند، تا آنجا که درباره حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده است که:
انَّ امیرالمؤمنین علیه السلام أَعتَقَی مملوک مِن کدِّ یدِهِ(21).
((امیرالمؤمنین از دست رنج خود هزار بنده را آزاد کرد)).
غیر از کسانی که در دوران حکومت حضرتش با هزینه بیت المال مسلمانان، آزاد شدند، از دست رنج خود از حاصل کشت و کار و کشاورزی که امیرالمؤمنین علیه السلام بدان مبادرت داشتند هزار بنده را خریده و آزاد کردند و هیچ قیدی هم در روایات ذکر نشده است که آیا این هزار بنده از مسلمان ها بودند یا کفار؛ و حتی حکم کفار اسیر، به حاکم تفویض شده است که اسیر را نگه دارد یا او را آزاد کند و فدیه بگیرد و یا منت بگذارد و بلاعوض آزاد کند. در سوره مبارکه محمَّد صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم آیه ای ناظر به این نکته است:
فاذا لَقیتُم الَّذین کفروا فَضَرَبَ الرِّقاب حتَّی اذا اَثخَنتُمُوهُم فشُدّوا الوُثَاق فامَّا منَّا بعد وَ اَمَّا فِداء حتَّی تَضَعَ الحَرب اَوزَارَها(22).
((و هنگامی که با کافران جنایت پیشه در میدان جنگ روبرو شدید گردن هایشان را بزنید، و این کار را همچنان ادامه دهید تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید؛ در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منت گذارید و آزادشان کنید یا در برابر آزادی از آنان فدیه (غرامت) بگیرید؛ و این وضع باید همچنان ادامه یابد تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد)).
از این آیه شریفه استفاده می شود که بعد از استیلای تام و تمام، می توانید بر این اسیران منت بگذارید و آنها را بدون عوض آزاد کنید و یا از آنها فدیه بگیرید.