سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

17 - حقّ مالک

وَ اَمَّا حقّ سائِسِک بِالمُلکِ فَنَحوُ مِن سائِسِکَ بالسُّلطانِ اِلا اَنَّ هذا یَملِکُ ما لا یَملِکُهُ ذَاکَ تَلمِزُکَ طاعَتُهُ فیمَا دَقَّ و جلَّ منکَ الا اَن تُخرِجُکَ من وُجوبِ حقّ اللَّه و یَحوُلَ بینَکَ و بینَ حقِّهِ و حُقوقِ الخَلقِ فاِذَا قَضَیتِهُ رَجَعتَ الی حقَّهُ فَتَشاغَلتَ به و لا قوَّةَ الا بِاللَّه
((حقّ مالک تو مانند حقّ سلطان است با این تفاوت که مالک امتیاز بیشتری دارد. تو موظفی که در هر امر کوچک و بزرگ او را اطاعت کنی؛ مگر این که تو را از حقوق واجب الهی و حقوق دیگر بندگان بازدارد و از انجام وظایف عبودیت و بندگی مانع شود پس هرگاه حقّ خدا را ادا کردی باید که به انجام حقوق مالک اهتمام کنی)).
اولین مطلبی که بعد از بیان این حق به ذهن انسان می رسد این است که آیا اسلام برده داری و برده فروشی را پذیرفته است؟ و قبول دارد که بنی آدم به دو طایفه مالک و مملوک، مولا و عبد تقسیم می شود؟ آیات وارده در تکریم انسان بسیار است در یکی از آنها می فرماید:
یا أَیُّهَا النَّاس انَّا خَلَقنَاکُم مِن ذَکَر وَ اُنثَی و جعلناکم شُعوبا و قَبائِلَ لتعارفوا انَّ اَکرَمَکُم عند اللَّه اَتقاکُم(1).
((ای انسان ها! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و از طوایف و شعب مختلف قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ شریف ترین و ارزشمندترین شما نزد خداوند با تقواترین شما است)).
و یا در آیه دیگر می فرماید
و لقد کرَّمنا بنی آدم(2).
((ما بنی آدم را کرامت بخشیدیم)).
به خوبی پیدا است که آنچه مورد تعظیم آفریدگار است، نفس انسانیت است و معیار برتری انسان ها صرفا تقوا و پاکدمنی است و هیچ چیز دیگر ملاک ترجیح و سیادت فردی و اجتماعی بر دیگران نمی شود. در روایات فراوانی هم بر این مطلب تأکید شده است؛ مثلا:
لا فضل لعربیّ علی عجمی علی عربیّ و لا لابیض علی اَسوَد و لا لاَسود علی اَبیض الا بالتَّقوی النَّاس من آدم و آدم من تُراب(3).
((عرب یا عجم بودن و سفید یا سیاه بودن هیچ کدام ملاک برتری انسان ها بر دیگران نیست مگر آن کس که تقوای بیشتری داشته باشد. همه فرزند آدم ابوالبشرند و آدم هم از خاک آفریده شده است)).
از مجموعه این آیات و روایات یقین حاصل می شود که خدا و رسولش چنین امری را قبول ندارند و به آن وقایع خارجی قطعا راضی نبوده اند. پس چرا آیین مقدس اسلام که بر اساس برابری کامل انسان ها استوار گردیده، نظام برده داری را پذیرفته است؟ مگر نه این است که آیین ما، آخرین شریعت آسمانی است و پیامش جهانی و جاودانی است که:
حَلاَلُ محمَّد حَلاَل اَبَدا الی یَومِ القِیَامَةِ و حَرامُهُ حَرَام اَبَدا الی یَومِ القِیَامَةِ(4).
((آنچه را که رسول مقدس اسلام صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم حلال فرموده، حلیتش تا قیامت جاودانی است و آنچه را که حرام فرموده، حرمتش همیشگی است)).
پس چگونه پدیده ای را که بشر، در نهایت نتوانست تحمل کند و از سوی یکی از روسای جمهور ایالات متحده آمریکا به نام آبراهام لینکُلن(5) تقریبا در دو قرن قبل، این ظلم فاحش ریشه کن شد، اسلام آن را به نحوی تایید نموده است؟
آیا این مساله، ادعای ماتریالیست ها را که می گویند ادیان الهی مخصوص ادوار گذشته تاریخ است ثابت نمی کند؟ چه این که آنها مدعی اند که اعتقادات و معارف بشری انعکاس شرایط اقتصادی و معارف بشری نیز دگرگون می شود نظام برده فروشی و برده داری، میراث و یادگار دوران دوم تاریخ حیات بشر است که پس از دوره اشتراکی حاکمیت یافته و بعد از آن جای خود را به نظام فئودالیه یا تیول داری واگذار کرده است و پس از این دوره هم روزگار سلطه سرمایه داری است که این هر سه دوره؛ یعنی دوران برده داری و دوران اقطاع تیول و دوران سرمایه داری، دوران ظلم و تجاوز به حقوق انسان ها است و جبر تاریخ حکم می کند که انسان ها باید به همان دوران اول؛ یعنی دوران اشتراک و عدم تبعیض برگردند. حرف آنها این است که عقاید انسان ها ساخته و پرداخته همان دوران ها خاص خود است و اسلام هم که نظام برده داری را تایید می کند، نظامی تاریخی است که باید میزان موفقیت آن را در موزه های انسان شناسی و عقاید جستجو کرد، و هرگز نمی تواند برای جامعه رو به رشد و در حال کمال امروز به عنوان یک مکتب فکری زنده، حیات آفرین و نجات بخش کارایی داشته باشد.
اینها چند نمونه از سؤال ها و چراهای آزاردهنده ای است که انسان با آن روبرو است و گاه با خود می اندیشد که ای کاش اسلام با این عمل ناپسند هم مثل بسیاری از سنن غیرصحیح حاکم بر جامعه آن زمان برخورد قطعی کرده بود و همان گونه که قمار، دزدی، شرب خمر، زنا و ربا را قاطعانه حرام کرد، مساله برده داری را نیز صریحا لغو می نمود.
در پاسخ همه این سوال ها و دستیابی به این آرزوها باید گفت: مساله برده داری از نظامات تاسیسی و قوانین موضوعه شرع مقدس اسلام نیست، بلکه فقط مورد تایید شرع واقع شده و از احکام امضایی دین است.

ریشه تاریخی نظام برده داری

برای این که سر این برخورد و تلقی قانونی اسلام را دریابیم لازم است کمی به ریشه تاریخی آن رجوع کنیم.
نظام برده فروشی و برده داری یک نظام اجتماعی و اقتصادی بین المللی بود که به شهادت تاریخ پایگاه اصلی آن سرزمین روم و امپراطوری قدرتمند آن بود. آنها در سایه اقتدار فراوانشان، با لشکرکشی و تعدی به سایر ملل و اقوام، انسان ها را به بردگی کشیده و منفعت اقتصادی زیادی را با بهره کشی و بیگاری از این برده ها و یا احیانا از محل خرید و فروش آنها نصیب خود می کردند؛ و شاهد آن هم حضور بیشمار نژاد سیاه در قاره اروپا و آمریکا است که همه به همان شیوه استبداد و بردگی از آفریقا به قاره های دیگر انتقال یافتند و مهم تر از آن، شیوه رفتار با این طبقه بود.
به شهادت تاریخ نگاران خودشان این بردگان را در عداد انسان و بشر نمی دانستند، بلکه برای آنان مانند کالا بودند.
برای بهره کشی بیشتر از آنان از تازیانه، شلاق و انواع شکنجه ها استفاده می کردند و ایذا و آزار بردگان امری بسیار متعارف و معمول بود. بردگان جیره غذایی داشتند؛ آن هم در حدی که از مرگ نجات پیدا کنند و یا اگر بیشتر به آنها می دادند برای این بود که بیشتر از آنها بهره ببرند.
هنوز هم بقایای آن تفکر در غرب متمدن و جنگ حیوانات مثل گاوها و یا خروس ها متداول است و می بینیم که برای تفریح و لذت بردن حیوانات را به جان یکدیگر می اندازند. به همین صورت، بردگان، آن انسان های مظلوم را هم به جان هم می انداختند و از این که آنها برای دفاع از خود یکدیگر را می کشتند، لذت می بردند و همین شرایط با کمی اختلاف در ایران، هند و قبایل عرب نیز حاکم بود و صاحبان قدرت و ثروت با این همه بهره وری حاضر نمی شدند به سهولت و راحتی از چنین امتیاز و سرمایه بی پایان و معدن بی انتهایی صرف نظر کنند؛ به خصوص که درباره زن ها علاوه بر منافعی که گفتیم امکان بهره مندی های دیگر هم وجود داشت. در چنین شرایط و با چنین سوابق تاریخی که ذکر شد دین مقدس اسلام قدم به میدان نهاد و برای برابری و عدم تفاوت میان انسانها همت گماشت؛ و خداوند فرمود:
یا أَیُّهَا النَّاس انَّا خَلَقناکم من ذکر و اُنثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا انَّ اَکرَمَکُم عند اللَّه اَتقاکُم(6).
((ای انسان ها! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و از طوایف و شعب مختلف قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ شریف ترین و ارزشمندترین شما نزد خداوند باتقواترین شما است)).
به هر حال، تصور این که انسان هایی در بردگی انسان های دیگر زندگی کنند، رنج آور و آزاردهنده است؛ ولی این تصویر و نتیجه ای است که امروز بعد از گذشت بیش از یک قرن از الغای این نظام برای ما حاصل شده است. و از طرف دیگر انسان ها نسبت به سنت های حاکم بر اجتماع خود به طور تدریجی تکامل پیدا می کنند. با سیر تاریخی و گذشت زمان، سنن حاکم در میان آنها به سوی کمال می رود و می توانیم به طور قطع بگوییم: این تصویری که امروز برای ما حاصل شده است، یقینا در چهارده قرن قبل وجود نداشته است؛ حتی شاید خود بردگان هم بردگی خود را امری پذیرفته شده تلقی می کردند و از این گذشته، نه تنها این موضوع، که بسیاری از موضوعاتی که ما امروزه قبح عقلی یا شرعی آنها را درک می کنیم، استهجان عرَضی دارد با این که از نظر قانونی ممنوعیت دارد، روزگاران گذشته چنین نبوده است.
شاید انسان های نادری هم بوده اند که در همان زمان با ادراک فطری خود از آن سنن حاکم، احساس تنفر می کردند و هیچ یک از این امور قبیح را انجام نمی دادند و از آنها پرهیز و پروا داشتند، گاهی در تاریخ نام این انسان های نادر ثبت شده است؛ مثلا درباره جعفر بن ابی طالب می گویند: او کسی بود که در همه عمرش، حتی قبل از اسلام شراب نیاشامید و هنگامی که از او سؤال کردند، او گفت: من احساس می کردم خوردن آنچه موجب مستی و سکر انسان می شود، زائل کننده عقل و تفکر است، و به واسطه آن انسان به کارهایی دست می زند که در حال عادی هرگز حاضر نیست آن کارها را انجام بدهد. این روحیه، برای افراد خاص؛ آن هم به ندرت حاصل می شود؛ چرا که عقل، قبح امور را هنگامی درک می کند که اجتماع سالم باشد و هوی و هوس و تمایلات نفسانی بر آن جامعه حاکم نباشد؛ وگرنه اگر فضا و سنن حاکم بر جامعه، تمایلات و هواهای نفسانی باشد ابزار ادراک از افراد آن جامعه گرفته می شود؛ به نص روایتی که از حضرت امیرالمؤمنین علیه السالم نقل شده است:
انَّکَ اِن اَطَعتَ هَواکَ اَصَمَّکَ و اَعمَاک(7).
((اگر فرد یا جامعه ای پیرو هواهای نفسانی شد، آن فرد یا جامعه نسبت به درک وقایع آفرینش، کور و کر می شود)).
یعنی آن جامعه قدرت دیدن، شنیدن و اندیشیدن ندارد، بنابراین می توانیم به طور قطع بگوییم که قبح و زشتی نظام برده داری و بردگی انسان ها که امروز برای ما به صورت جدی مطرح و حل شده است و همه، ناپسندی آن را احساس می کنیم یقینا در گذشته چنین نبوده است.

اعلام تدریجی احکام در اسلام

نکته دیگر این که اساسا عده ای خواسته اند مساله نظام برده داری و تایید آن را توسط شرع مقدس این گونه توجیه کنند که احکام دین به صورتی وضع شده است که امکان بازدهی داشته باشند و آثار مفید آن برای جامعه و فرد قابل وصول و دسترسی باشد؛ به این دلیل است که می بینیم بعضی از موضوعات با این که در نهایت، حکم حرمت قطعی و یا وجوب قطعی درباره آن اعلام شده؛ یعنی آن موضوع از نظر شرع حرام و یا واجب اعلام شده، اما در ابتدا دارای این حکم نبوده است. سابقه اعلام تدریجی احکام در دین مبین اسلام به چشم می خورد؛ مثل موضوع شرب خمر و مسکرات. با توجه به این که مساله شرب خمر و مسکرات یک مساله بدیهی است و قبح آن از نظر احکام شرعی مسلم است، اما به اعتقاد بسیاری از مفسران ابتدا این آیه شریفه نازل شده:
یسئلونَکَ عَنِ الخُمر و المَیسَر قُل فیهِمَا اِثم کَبیر و منافع للنَّاس و اَثمُهُما أَکبَرُ من نَفعِهِما(8).
((از تو درباره خمر و مایعات و قمار سوال می کنند. بگو که اینها گناه دارد و برای انسان لغزش و خطا به ارمغان می آورد و منافعی هم دارد؛ اما گناه و لغزش آنها بیشتر از منافعی است که بر آنها مترتب است)).
به این ترتیب ابتدا یک زمینه ذهنی برای حرمت خمر و قمار فراهم می شود و بعد از مدتی نسبت به موضوع این گونه اعلام نظر می شود:
یا ایُّها الَّذین آمنوا لا تقربوا اَلصَّلاة و اَنتُم سُکاری حتّی تَعلَموا ما تقولون(9).
((ای کسانی که ایمان آورده اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می گویید)).
مسلمان ها بعد از آشامیدن خمر، از نماز و حضور در مسجد منع می شوند. در تعلیل این مساله می گوید: نوشیدن خمر باعث می شود که نفهمید چه می گویید و بعد از گذشت زمان این آیه شریفه نازل می شود:
یا ایها الذین آمنوا انَّما الخَمرُ و المَیسَرُ و الاَنصاب و الاَزلامُ رِجس من عمل الشَّیطان فاجتَنِبوه لعلَّکم تُفلِحون(10).
((ای کسانی که ایمان آورده اید! شراب و قمار و بتها و ازلام (نوعی بخت آزمایی)، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید)).
با تأکید شدید و با کلمه حصر انَّما یعنی این است و جز این نیست، از آن تعبیر به رجس می کند. این شرب خمر و قمار یک امر پلیدی است و بعد نفس این عمل را به شیطان نسبت می دهد.
بعد از این دو سه نکته، صراحتا امر به اجتناب می فرماید و در انتهای آیه فلاح و رستگاری را مترتب بر ترک آشامیدن خمر می داند و می گوید: شاید رستگار شدید، و در آیه بعد می فرماید:
انَّما یُریدُ الشَّیطان اَن یوقِعُ بینَکم العداوةَ و البَغضاءَ فی الخَمرِ و المَیسِرِ و یَصُدُّکُم عن ذکر اللَّه و عن اَلصَّلاة فهل انتم منتهون(11).
((شیطان با این عمل شیطانی خود می خواهد بین شما دشمنی و عداوت ایجاد کند و شما را از یاد خدا غافل کند و از نماز و ذکر الهی بازدارد)).
و بعد در آیه سوم همه مفاسد مترتب بر آن را بیان می فرماید:
و اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرَّسول و احذَروا فان تَوَلَّیتُم فاعلموا انَّما علی رسولنا البلاغ المبین(12).
((شما موظفید فرمان خدا و پیامبر را اطاعت کنید و بترسید از فرمان شکنی، اما توجه داشته باشید که اگر فرمان شکستید ضرری متوجه خدا و پیامبر نیست، بلکه این ضرر به خود شما بازمی گردد)).
چنان که مشهود است بیان احکام به شیوه تدریجی، امری سابقه دار است و بعضی از علمای بزرگوار نیز در مذمت نظام بردگی و دفاع از شرع مقدس گفته اند که در شرع مبین، لغو نظام برده داری به تدریج صورت گرفته است.
بهتر است قبل از آن که نظر این عده از علما را مورد بحث قرار دهیم از زاویه دیگر به این موضوع نگاه کنیم و ببینیم اساسا منشأ برده داری و مالکیت انسان ها از نظر حقوق اسلامی چیست؟ و چگونه انسان مالک انسان دیگری می شود؟ چه عامل و انگیزه ای سبب می شود که انسانی نسبت به انسان دیگر احساس تملک کند و خود را مالک او بداند؟