دارالسلام در احوالات حضرت مهدی (علیه السلام) و علائم ظهور و کسانی که در بیداری یا خواب به محضر مبارک آن جناب شرفیاب شده اند

نویسنده : مرحوم علامه شیخ محمود عراقی میثمی

سخن ناشر

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علی القآئم المنتظر و العدل المشتهر
موضوع مهدویت و اندیشه ظهور و قیام حضرت ولی عصر- ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - و اینکه آن بزرگوار از سلاله پاک خاندان رسالت علیهم السلام و از دودمان مقام شامخ ولایت، حضرت علی بن ابی طالب علیهما السلام و از ذریه پاک صدیقه طاهره، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام و از نسل سالار شهیدان حضرت حسین بن علی علیهما السلام است، یکی از مهم ترین مسائل اعتقادی اسلامی است.
اوضاع آشفته و اسف ناک جهان، جنگ های سرد و گرم، مسابقات تسلیحاتی، صف آرایی قدرتمندان و تولید و تکثیر سلاح های جنگی و هسته ای مردم را به وحشت انداخته و نسل بشر را تهدید به نابودی می کند. طغیان غارت گران بین المللی، محرومیت روزافزون طبقات ضعیف، استمداد گرسنگان جهان، فقر و بیکاری، تنزل اخلاقی انسانی، بی رغبتی نسبت به امور دینی، روی گردانی از قوانین الهی، افراط در مادی گری و رونق مظاهر فساد و شهوت پرستی، وجدان های زنده و دل های حساس را پریشان، و روشن بینان آگاه جهان را مضطرب کرده است.
در این میان مسلمانان آگاه - به ویژه شیعیان - از یأس و ناامیدی دوری گزیده و به عاقبت و سرنوشت بشر خوش بین هستند. آنان در انتظار روز موعود اسلام، روزی که حاکمیت در آن زمان، از آن امام معصوم است، روز شماری می کنند. چنین امید و انتظاری را - که از آیات قرآن و روایات متواتر قطعی نشأت گرفته - حرکت عظیم مردم مسلمان ایران - که به رهبری حضرت امام خمینی قدس سره آغاز و به تشکیل نظام مقدس جمهوری اسلامی منجر گردید، و پس از رحلت آن بزرگوار، به دست پر توان مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای - دامت برکاته - هدایت می شود- تقویت نموده و در سراسر جهان زمینه ساز ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) خواهد بود.
کتاب گران سنگ دار السلام - با توجه به نوع نگارش و تألیف آن - امید و وابستگی شیعیان را به امام عصر - ارواحنا له الفداء - شفاف تر و با دوام تر می کند. مولف گران قدر این کتاب علامه عظیم الشأن مرحوم آیت الله شیخ محمود عراقی میثمی (از احفاد میثم تمار رحمه لله صحابه امیرالمؤمنین علیه السلام) با آن روحیه تقوا و اخلاص و تتبعی که داشت، سعی نموده با بیان معجزات، کرامات، مکاشفات، رؤیاهای صادقه و همچنین با بیان آیات و روایات، شیرینی و لطافت خاصی به مطالب کتاب بدهد، و رابطه بین امام زمان (علیه السلام) و خواننده را بسیار گرم و صمیمی نماید، تا آنجا که مطالعه کننده هنگام مطالعه برخی از داستان ها و مطالب، خود را در حضور آن حضرت احساس می کند.
آخرین چاپ این کتاب نفیس به سال 1373 هجری قمری، با تصحیح آقای سید محمود زرندی انجام شده که متأسفانه خالی از اغلاط چاپی نبوده، تا آنجا که در برخی از مطالب به طور کلی غرض و مقصود نویسنده از بین رفته و بر روحیه خواننده کسالت و خستگی و تحیر حاکم می شود.
با توجه به درخواست و اقبال شیفتگان امام زمان (علیه السلام) نسبت به این کتاب، انتشارات مسجد مقدس جمکران بر آن شد کتاب مذکور را بازبینی، اصلاح، تحقیق، ویرایش و مقابله با برخی از نسخه های قدیمی نماید، که با عنایات حضرت حجت صاحب الزمان - ارواحنا له الفداء - بر انجام این مهم توفیق یافته، و در عید غدیر 1424 هجری. قمری به پایان رسید و آماده چاپ و انتشار گردید.
بجاست در اینجا از حضرت آیت الله وافی، تولیت محترم مسجد مقدس جمکران که با رهنمایی و ارشاد خود ما را در نشر آثار مهدویت و انتظار پشتیبانی می فرمایند و آقایان کاظم ملایی، محمدباقر مقدسان، یحیی مقدسان و احمدرضا فیض پورکه عهده دار تحقیق، اصلاح، ویرایش و تطبیق با بعضی از نسخه ها بوده اند، تقدیر و تشکر شود. ان شاءالله خداوند زحمات همه عزیزان را ذخیره آخرتشان گرداند.
بدان امید که آن جان جانان و سرور دور از نظر و محبوب پرده نشین، ما را آنی از توجه و عنایات و الطالفش محروم نکرده و با قلب وسیع و عطوف خود به تمامی دعاهای ما لبیک آمین بفرماید.
مدیریت انتشارات مسجد مقدس جمکران

سر آغاز

بسم الله الرحمن الرحیم
حمد بی حد و ثنای بی عدد یکتا خداوندی را - جلت عظمته - باید و سزد که از راه افاضه وجود عرضه گاه بود را به جلویز توسن اشعه وجود، سرافراز به لباس هستی بود فرمود. و درود نامحدود نتیجه وجود و خلاصه موجود و خاتم موعود، احمد محمود را زیبد که گمراهان وادی ضلالت را به شاهراه شریعت پس از ارشاد بهع خداپرستی و نفی اضداد و انداد و انباز هدایت نمود.
و تحیات بلانهایات بزرگانی را از آل و اولاد و احفاد او شاید که دوام جولانگاه وجود و انتظام سلسله موجود و بقاء ستایش معبود به بود ایشان بوده و مانده و خواهد بود، ان شاءالله الودود.
و بعد، ذره بی مقدار بلکه ناچیز تباه کار، بنده میثمی عاثر محمود بن جعفر بن باقر - أقال الله عثراتهم فی الیوم الاخر - بر صفحه صحیفه ضمیر منیر برادران ایمانی دوستان و آشنایان روحانی می نگارد که چون عرصه روزگار در این اعصار از جلوه گری ولی ذی الجلال و حجت پروردگار به سبب مصالح بی حد و شمار خالی، و آن بزرگوار حسب الحکم کردگار خود را از انظار اشرار، بلکه اکثر اخیار در سراپرده استتار در آورده، اگر چه شعاع وجود انورش با وجود این نقاب به رشک آفتاب عالمتاب عالم ظلمانی را منور و برقرار و فلک دوار را با مدار داشته و نظم و تمشیت عالم فساد را به دیگری وانگذاشته و نظر یا اثرش در عالم معنی بر تمامی ذرات وجود جلوه گر و کارگزاران حضرت اقدسش در اطراف عالم به سیاست مدن و اعانت درماندگان با اطلاع و خبر کارگرند.
لولا یقینا ذاته القراء - مابقیت أرض ولا سمآء
بلکه آثار وجود و تصرفات آن خلاصه وجود در عرصه بود و نبود از برای هر ناقد بصیر شاهد و مشهود بود، لکن چون طول غیبت و قصور و نقصان بصیرت کل مسلمین، بلکه مؤمنین اثناعشری را که در ظاهر معتقد به امامت و وجود و غیبت آن بزرگوارند، به طوری غافل نموده - گویا اعتقاد ندارند، و الا رعیت را لازم آن است که صاحبان خود را به سلطان عرضه کنند. مهمات خود را به او رجوع دارند و از او یاری خواهند، نه آنکه اعتنا ندارند.
لهذا این حقیر سراپا تقصیر بر خود واجب داشتم که مختصر کتابی که مشتمل باشد بر امور متعلقه به آن جناب و ذکر کسانی که در امور واقعه در عصر او و غیر ذلک مما یناسبه به لغت فارسیه و بیان واضح نزدیک به فهم عوام که احوجند به ارشاد، نوشته تا آنکه باعث تذکر غافلان و ارشاد گمراهان و روشنایی چشم زنده دلان و رغم انوف معاندان و کفاره وقوف در بلده طهران، و سبب اصلاح امور این حیران سرگردان پریشان محترق به نار هجران گردد، ان شاءالله.
و چون عمده مقصود در آن، ذکر اشخاصی بود که فایز به لقای آن امام عالی مقام شده اند، مناسب آمد که موسوم باشد به دارالسلام المشتمل علی ذکر من فاز بسلام الامام و بنای این کتاب را بر یک مقدمه و یک خاتمه و پنج باب نهاد. ولله ولی السداد و علیه التوکل و الاعتماد.
شیخ محمود عراقی میثمی

مقدمه

اما مقدمه: پس در آن چند فصل است:
فصل اول: در اثبات وجوب معصوم در این عصر است.
فصل دوم: در اثبات اینکه معصومی که وجود آن واجب است در این عصر، امام است نه پیغمبر و آن امام حجه بن الحسن العسکری (علیه السلام) باشد، نه امام دیگر.
فصل سوم: در اثبات اینکه آن بزرگوار در این اعصار، غایب و مستور از انظار و ابصار است و دلیل بر این مطلب نیز اموری است.
فصل چهارم: در شبهات خصم عنود و دفع آنها.
فصل پنجم: در بیان عدم جواز ذکر اسم آن حضرت و امکان رؤیت آن جناب در زمان غیبت، و در آن دو مطلب است.