تفسیر کاشف (جلد اول) سوره های فاتحه و بقره

نویسنده : علامه محمد جواد مغنیه

پیش گفتار

قرآن کریم، منشور نهایی و جاودانه آسمانی است که برای هدایت انسان ها در همه عصر و نسل ها فرود آمده است، و مخاطب آن همه انسان ها در هر مرتبه از دانش و کمال هستند که در پرتو آموزه های بلند آن راه سیر و سلوک و مدارج عبودیت و عرفان را به سوی مقصد و مقصود آفرینش می پیمایند و روح خویش را در زلال جاری آیات نورانی آن شستشو می دهند. چنان که معجزه راستین پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، آخرین سفیر هدایتگر الهی، نیز هست. جامعیت قرآن عزیز در همه زمینه های مرتبط با هدایت و تعالی و کمال و سلامت انسانی در جای خود به اثبات رسیده است و همه دانشی مردان عرصه های گوناگون اندیشه و علم از رهگذر اشارات آن ره توشه برگرفته و می گیرند.
در این میان بهره وری از معارف و آموزه های ارزشمند قرآن، نیازمند آشنایی با روش و ساز و کار فهم و درک و شناخت درست آن است که در اصطلاح، علم تفسیر نامیده می شود.
دانش تفسیر به لحاظ موضوع و متن محوری آن، یعنی قرآن، و نیز ابعاد گونه گون کاربردی ای که دارد و همه شئون فردی و اجتماعی انسان ها را در بر می گیرد، و همچنین هدف و فرایند آن؛ یعنی هدایت و تعالی بشر، بی تردید نقش و اهمیت و ارزش و منزلتی یگانه و بی بدیل در میان انبوه دانش ها و علوم و فنون دارد. نیز از آن جا که قرآن به زمان و عصر و امتی اختصاص نداشته و طراوت و تازگی و خرمی آن همواره و همیشگی است؛ روند فهم و تفسیر و برداشت از آن هرگز ایستایی نداشته و ندارد؛ بلکه در هر عصر و زمانی، رهنمودهای نو و پیام های تازه دارد و فهم ها و تفسیرهای نو بر نو را بر می تابد.
باری در این رهگذر هرگونه رویکرد تفریطی، چون جمود و تحجر و درجا زدن، یا رویکرد افراطی، چونان تأویلات بی پایه و بی رویه و انحرافی و التقاطی، مردود و نارو است. از نظر قرآن آشنایان و مفسران راستین قرآن، تنها رویکرد میانه را می توان پذیرفت که همانا تدبر و ژرفکاوی در مفاهیم و معارف و اشارات و لطایف قرآن براساس روش شناسی بایسته تفسیر است که در جای خود به تفصیل، تبیین شده است.
در طول تاریخ نگارش و تألیف و تدوین متون تفسیری که هزاران عنوان و اثر را شامل می شود؛ اندیشورانی سترگ با چنین رویکردی گام در راه تفسیر روز آمد و عصری از قرآن عزیز نهاده اند و کاروان رهپویان فهم و تدبر در کلام الهی را فراخور مبلغ و میزان توان خویش منزلی به پیش برده اند. به ویژه در قرن چهاردهم هجری، این کاروان، هم نوا با رهسپاران دیگر رشته های علم بشری، شتابی چشمگیر و پیشرفتی در خور داشته و آثار ارجمندی از این رهگذر مجال بروز و ظهور یافته اند. از این شمار، تفسیر گرانسنگ الکاشف نوشته علامه و اندیشمند نو اندیش شیعی، مرحوم شیخ محمد جواد مغنیه را می توان برشمرد.
مرحوم مغنیه که در حوزه های نجف و لبنان علوم اسلامی را فرا گرفت، و سپس افزون بر فعالیت های علمی و درسی در عرصه تبلیغ و قضاوت و تألیف نیز تلاش چشمگیری داشت و گستره مطالعات او مطبوعات خارجی را نیز فرا می گرفت، واقعیت های جامعه و جهان عصر خویش را از نزدیک لمس کرد و با رویکردی پرسشگرانه و هدایت جویانه به قرآن نگریست، بدین سان تفسیری ممتاز و نسبتا متفاوت به جهان اسلام عرضه کرد.
نظر به جایگاه ویژه اثر وی در میان تفاسیر قرآن؛ دفتر تبلیغات اسلامی خراسان، ترجمه این تفسیر را به زبان فارسی به منظور بهره مندی پارسی زبانان جهان اسلام، وجهه همت خویش گردانید. روند انجام این مهم و چند و چون مراحل کار در پایان پیش گفتار خواهد آمد. اکنون به دلیل لزوم آشنایی بیشتر با مولف و اثر وی؛ فصلی را بدین مهم اختصاص داده ایم و شرح حال علامه مغنیه و ویژگی های تفسیر الکاشف را به تفصیل آورده ایم.

علامه مغنیه و تفسیر الکاشف

محمد جواد مغنیه در سال 1904 میلادی در روستای طیردبا از توابع شهر صور دیده به جهان گشود. پدر(1) و پدر بزرگ(2) او از روحانیان سرشناس و متنفذ جبل عامل بودند. مادر وی نیز از سادات و از خانواده ای مشهور به نام آل شرف الدین بود.(3)
با درگذشت مادر مغنیه، وی همراه خانواده اش و سرپرستی شیخ محمود مغنیه به نجف اشرف رهسپار شد و به مدت چهار سال در آن جا مسکن گزید. در این مدت، محمد جواد خواندن و نوشتن، صرف، نحو و زبان فارسی را آموخت.
پس از چهار سال اقامت در نجف، شیخ محمود مغنیه از سوی اهالی یکی از روستاهای جبل عامل به آن جا دعوت شد و در نتیجه خانواده مغنیه به لبنان بازگشتند. یک سال پس از بازگشت مغنیه به لبنان پدر وی از دنیا رفت، در حالی که او بیش از ده سال نداشت.

دوران کودکی

پس از درگذشت پدر، محمد جواد مغنیه و برادر دیگرش احمد، دوران کودکی بدون حضور پدر را با تمام مشکلات آن تجربه کردند. آنها نخست به منزل برادر بزرگ ترشان شیخ عبدالکریم مغنیه رفتند و آن جا به مدت دو سال از زندگی نسبتا خوبی برخوردار بودند؛ اما با رفتن شیخ عبدالکریم به نجف، محمد جواد دوازده ساله، بی سرپرست شد او و برادرش احمد در روستای طیردبا با تنگدستی بسیار و مشکلات فراوان دوران یتیمی را می گذراندند. سختی ها و مشکلات معیشتی بسیار، محمد جواد را ناگزیر ساخت مانند دیگر جوانان روستا به بیروت سفر کند؛ اما او هزینه سفر به بیروت را نیز نداشت و به ناچار مسافت بین روستا و بیروت را در دو روز پیاده طی کرد.
در بیروت برای تأمین مخارج زندگی و سفر به نجف بارها به دست فروشی پرداخت. او مدتی کتاب فروشی کرد و پس از آن، بستنی فروشی و... پس از آن که مغنیه هزینه های سفر به نجف را فراهم نمود برای گرفتن پاسپورت اقدام کرد؛ اما دولت به عللی از دادن پاسپورت به وی امتناع ورزید؛ در نتیجه او ناگزیر شد پنهانی و غیر قانونی به عراق سفر کند.