فهرست کتاب


انسان کامل و (معرفت امام و امامت در کلمات دُرربار حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیهما السلام)

سید علی طباطبائی‏

فصل هفتم

لامام الأنس الرفیق والوالد الشفیق و الأخ الشقیق و الأم البرة بالولد الصغیر و مفزع العباد فی الداهیة الناد
مطلب اول: الامام الأنیس الرفیق می فرماید: الأنیس الرفیق، انیس یعنی انس دهنده انسان در حالت وحشت، در حالت طبیعی انیس داشتن ضرورت ندارد و انیس بودن هم معنای خاصی ندارد انیس آن وقت معنا پیدا می کند که به انسان یک حالت وحشت عارض شده باشد. اگر در شرایط وحشت کسی او را از آن رعب و وحشت نجات بدهد یعنی او را آرام کند به این انیس می گویند. در شرایط سخت و وحشتناک پناه بردن به امام باعث آرامش انسان می شود آن گاه که انسان در شرایط خطر و وحشت قرار می گیرد آن جاست که پناه به امام منشأ انس می شود. امام انیس انسان است و از این خطر وحشت انسان را آرام می کند مثل در فرمایشات امیرالمومنین (علیه السلام) است در باره وجود مبارک پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که در زمان جنگ، هرگاه اوضاع خیلی بر ما دشوار می شد به او پناه می بردیم احساس آرامش می کردیم او پناهگاه ما در کوران های سخت جنگی بود. در شرایط وحشت او انیس دیگران بود. در هر حال و در هر وضعی که بر انسان وحشت مستولی شد پناه او امام است.
الأنیس الرفیق یعنی المرافیق یعنی المرافق من الفرق رفاقت از مهربانی و دلسوزی است. کسی رفیق کسی است که دلسوز او بوده باشد. دلسوزی کردن معیار و محور رفاقت است. امام رفیق سالکان کوی لقاء حق است و جز خیر چیزی دیگری از او دیده نمی شود.
مطلب دوم: و الوالد الشفیق امام والد مهربان و با شفقت است. در روایت است که وجود مبارکه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه السلام) فرمود: یا علی انا و انت ابوا هذه الامة من و تو پدر این امتیم، یعنی ولایت بر امت داریم، این مطلب اگر چه در مورد وجود مبارک امیرالمومنین (علیه السلام) آورده شده ولی فرزندان او را نیز به عنوان وصی پیغمبر و جانشین پیغمبر در بر می گیرد.
مطلب سوم: والأخ الشقیق والأم البرة بالولد الصغیر امام تشبیه شده به برادر شقیق، شقیق به دو نصف کردن چیزی را گویند. شقه کردن، برای شقیق یعنی برادری که مثل اوست، یعنی این دو تا فرزندان یک پدر هستند. ولی در اینجا ناظر به جنبه برادری و یک دل بودن و همراه بودن است. امام همراه است. و الام...: امام به منزله مادری مهربان برای بچه صغیر است. مادر جنبه مربی بودن برای بچه صغیر را دارد همان طور که بچه کوچک نیاز به مربی دارد و از دست او هیچ کار ساخته نیست حتی یک پشه را هم نمی تواند از خود دور کند. جایگاه بچه صغیر به مادر همان جایگاه مردم است به امام، بچه صغیر چطور نیاز به مادر دارد برای تربیت برای غذا دادن، برای حفاظت، برای بزرگ کردن که یک مادر بچه کوچکش را یک ساعت نمی تواند از خود دور کند، هم تغذیه می خواهد، هم حفاظت می خواهد، هم تربیت می خواهد، هم او را راه بیندازد. مردم هم نسبت به امام این گونه اند. یعنی نیاز مردم به امام آن قدر شدید است که یک لحظه بدون او نمی توانند به سر ببرند چون آسیب پذیرند حال غیر معصوم به معصوم این گونه است. ظاهرا عمده اینجا همان جنبه آسیب پذیری منظور باشد و از جنبه تربیت هم روح و روان جامعه دائما نیاز به تزریق دائمی امام دارد که معارف در جان جامعه تزریق کند، علوم تزریق کند، درس زندگی به آنها یاد دهد. واقعا اگر ائمه علیهم السلام نبودند اصلا ما بلد نبودیم زندگی کنیم انسان چیزی بلند نیست. این تمثیل خیلی رساست هم از جهت آسیب پذیر بودن هم از جهت نیاز به تربیت داشتن هم نیاز به تغذیه داشتن. از همه جهت جایگاه امام برای مردم به منزله جایگاه مادر است برای فرزند، اینجا پدر نفرمود، چون بچه در تغذیه نیاز به مادر دارد و مادر مربی است.
مطلب چهارم: و مفزع العباد فی الداهیة الناد: المفزع یعنی الملجأ فی الخوف ملجأ و پناهگاه در شرایط خوف، الداهیة أی الأمر العظیم، الناد یعنی رنج و سختی امام پناهگاه مردم است فرمود مفزع العباد و نفرمود مفزع المومنین یا مفزع شیعیان، امام پناهگاه بندگان خداست هر چند مخالفین او باشند به نحوی که مجبور بودند اقرار بکنند لولا علی لهلک عمر، این را اولی هم گفت، سومی هم گفت برای آنها از نظر سیاسی کار آسانی نبود، چاره ای نداشتند که اقرار کنند. او پناهگاه عباد است در داهیه ناد، در آن سختی های عظیمی که برایشان پیش می آید. امام پناهگاه آنهاست پیرامون این قسمت یعنی فصل هفتم، قرآن کریم در آیه 128سوره توبه بیانی درباره وجود مبارک پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دارد که جزء آن لطیف ترین و شیرین ترین آیات قرآن کریم است فرمود لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین روف رحیم این فرمایش حضرت امام رضا (علیه السلام) را اگر در تفسیر این آیه قرار دهیم به گزاف نگفته ایم بحث ما درباره وجود مبارک پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان امام و دیگر اوصیای اوست، عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم خیلی حریص است بر شما (بالمومنین رؤف رحیم)، همراه با آن رأفت و رحمت خاص برای مومنین. آن قدر حرص برای مردم داشت، تا این که آیه آمد (فلعلک باخع نفسک)(60) خودت را داری از بین می بری، آن جا که حضرت (علیه السلام) آن حرص را برای مردم دارد مخصوص مومنین نیست بلکه مخصوص عبادالله است.
نسبت به همه حریص است ولی نسبت به مومنین علاوه بر آن، رؤوف و رحیم نیز است. البته رأفت و رحمت او عام است چون مظهر این اسم است ولی نسبت به مومنین، مخصوص است. لقد جاءکم رسول من...
انسان کامل و امام معصوم مجمع بحرین غیب و شهادت و جمال و جلال است، این مطلب به عنوان یک اصل کلی در بحث انسان کامل که به عنوان مدخل این بحث می باشد مطرح شده است که انسان کامل مجمع بحرین است، هم غیب و شهادت را دارد و هم جمال و جلال را، او مظهریت اتم برای اسم الله جل جلاله دارد، امام و انسان کامل مظهر اسم جلاله الله است. الهی که مستجمع جمیع صفات جمال و جلال است. انسان کامل هم مظهر اسم جلال حق است و هم مظهر اسم جمال حق. فصل هفتم فرمایش امام رضا (علیه السلام) و روحی له الفداء، ناظر به بیان مظهریت تام اسماء جمالی است، در مباحث آینده در فرمایش حضرت می آید که بیان می کند امام مظهر اسماء جلالی است.

فصل هشتم

الامام أمین الله فی خلقه و حجتة علی عباده و خلیفته فی بلاده و الداعی الی الله و الذاب عن حرم الله
پنج مطلب در این فصل است:
مطلب اول: الامام أمین الله... در زیارت امین الله در مقام زیارت عرض ارادت می کنیم و می خوانیم: السلام علیک یا امین الله فی ارضه و حجته علی عباده، امام امین الله فی خلقه است، امین الهی است در بین مردم.
نکته: انسان کامل کسی است که به اقتضای امین الله بودنش، مفاتیح غیب به اذن الله تعالی در دست اوست. و قلب او خزانه اسرار الهی است. این اقتضای امین الله بودن اوست. قلب عرشی او خزانه اسرار الهی و علوم الهی است.
مطلب دوم: و حجتة علی عباده انسان کامل کسی است که به اقتضای حجت الله بودنش بر مردم، امام قافله انسانی و غایت مسیر تکاملی آن و صراط مستقیم و صراط الی الله بلکه صراط الله است. اینها هر کدام باید در جای خودش بحث شود که اولا می گوییم انسان کامل امام قافله انسانی است یعنی در مسیر انسانی قافله سالار این مسیر است. و ثانیا غایت مسیر تکاملی است، غایت است همه به سوی او دارند می روند. صراط مستقیم است و صراط الی الله است بلکه خود صراط الله است، که دیگر افراد باید راه تقرب به او را سیر نمایند (یعنی هر کس به امام نزدیک تر صراطش مستقیم تر) تا به کمال انسانی خود نائل شوند این هم اقتضای حجت خدا بودن امام است و هم بیان داعی الی الله بودن او، که در همین فصل داریم:
مطلب سوم: و الداعی الی الله او انسان ها را به سوی خدای سبحان می خواند و دعوت می کند و در این مسیر انسان که غایت لقاء الله است به سوی خدا دعوت کردن همین است. خود، امام قافله است قطب است، کعبه است و دیگران باید به سوی او بروند، که او صراط الله است و اوست که همه را به سوی خدا می خواند. اگر می گویید به سوی من بیاید چون صراط الله است. (ادع الی سبیل ربک)، به سوی من تقرب پیدا کنید که من واسطه فیضم.
مطلب چهارم: و خلیفته فی بلاده امام خلیفة الله است. این بحث خلافت و خلیفه بودن قبلا مطرح شد، شرط خلیفه بودن آن است که خلیفه متصف به اوصاف مستخلف عنه باشد. خلیفه باید متأدب به آداب مستخلف عنه باشد، اسماء مستخلف عنه را دار باشد. کسی جانشین کسی است که بتواند کار او را انجام دهد منتهی آن وقتی که خود مستخلف عنه را دار باشد. کسی جانشین کسی است که بتواند کار او را انجام دهد منتهی آن وقتی که خود مستخلف عنه کاری انجام می دهد بالاصالة است خلیفه کار انجام می دهد بالتبع است او به اذن خدا انجام می دهد، خلیفه خدا باید کسی باشد که بتواند کار خدایی کند و کسی می تواند کار خدایی انجام دهد که تمام اسماء الهی را دارا باشد انسان کامل بر اساس (و علم آدم الأسماء کلها) همه اسماء الهی را داراست چنین انسانی که به مقام خلیفة اللهی رسیده می تواند کار خدایی بکند او خلیفه است و در بحثهای خاص خودش در بحث انسان کامل مطرح شد که برای انسان کامل مقامی در فوق مقام خلیفة اللهی هم است. این غایت او نیست. این را دارد بالاتر از آن هم برای او است، او خلیفه است او جانشین است می تواند کار خدایی بکند و این کم نیست. اگر او متصف به اوصاف خدای متعال نباشد نمی تواند خلیفه بوده باشد این خلیفه بودن را خداوند سبحان جعل فرمود. به جعل الهی انسان کامل خلیفه شده است.
درباره حضرت داود (علیه السلام) نص قرآن کریم است که یا داود انا جعلناک خلیفة فی الأرض(61) ما تو را جانشین قرار دادیم. کسی را به عنوان خلیفه قرار می دهیم که او متصف به اوصاف مستخلف عنه بوده باشد، شرایط خلیفه بودن را در سوره بقره فرمود. بعد جعل را در مورد حضرت داود (علیه السلام) در سوره ص فرمود و اصلش همین است. برهان مطلب هم همین است. این مربوط به انسان کامل است. نه فقط شخص حضرت آدم (علیه السلام) و حضرت داود (علیه السلام). انسان کامل کسی است که جمیع اسماء را داراست وقتی جمیع اسماء را دارا بود خداوند متعال او را به عنوان جانشین خودش جعل کرده و قرار داده است و این برای همیشه هست. انسان کامل حجت خداست. امام ملک و ملکوت است واقعا، اگر اینجا و خلیفته فی بلاده دارد، اختصاص به بلاد و ملک ندارد انسان کامل امام ملک و ملکوت است چون حجت الله است.
البته این حجت الله بودن به اندازه سعه وجودیش مراتب دارد همه یکسان نیستند یقینا قلمرو خلافت الهی حضرت داود (علیه السلام) با حضرت موسی (علیه السلام) یک اندازه نیست و یقینا قلمرو خلافت الهی حضرت موسی با حضرت ختمی (صلی الله علیه و آله و سلم) یکسان نیست. اینها هر کدام به جای خود مراتب دارند، منتهی آن که دارای عصمة الله اکبری است او چیزی است که فرمود: لا یقاس بنا أحد، اینها سلسله مراتب دارد. این سلسله مراتب هم مربوط به دارا بودن اسماءست هر کس به هر اندازه اسماء الهی را دارا است به همان اندازه خلیفة الله است انسان کامل آن کسی است که دارای عصمت کبری و ولایت کبری باشد خلافت او هم خلافت کبری است.
مطلب پنجم: و الذاب عن حرم الله امام، انسان کامل نگهدار حرم الهی است تا نامحرمان شیطانی حرم امن الهی را ناامن نکنند. البته بعضی فرموده اند منظور از این که فرمود و و الذاب عن حرم الله، یعنی کعبه، بلکه کعبه حرم الهی است ولی این کعبه عنصری زمینی، ظلی است از حرم الهی. انسان کامل نگهبان حرم الهی است مطلقا.

فصل نهم

الامام المطهرین من الذنوب والمبرأ عن العیوب المخصوص بالعلم الموسوم بالحلم نظام الدین و عز المسلمین و غیظ المنافقین و بوار الکافرین
فصل نهم خیلی مهم و با اهمیت است.
مطلب اول: الامام المطهرین من الذنوب امام از گناه پاک است. گناه کبیر یا صغیره گناه علمی یا عملی، در زمان امامت یا قبل از رسیدن به زمان امامت مطلقا امام از گناه پاک است. این گوشه ای از بیان عصمت است که امام باید معصوم باشد.
انسان های کامل از ابتدا معصوم هستند مطلقا در سکوتشان، در قیامشان در قعودشان. در حریم عرشی آنها خطا راه ندارد اصلا، بحث عصمت بحث مبسوطی است بحث جدا و مستقلی دارد و این (پاک بودن از گناه) گوشه ای از عصمت است و الا در حریم عرشی انسان معصوم خطا راه ندارد.