فهرست کتاب


انسان کامل و (معرفت امام و امامت در کلمات دُرربار حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیهما السلام)

سید علی طباطبائی‏

بخش دوم: شناخت امام

بخش دوم پیرامون معرفت امام جزء مهم ترین بخش های این حدیث نورانی است، مطالب عرشی آن در ده فصل تنظیم می گردد:

فصل اول

الامام یحل حلال الله و یحرم حرام الله و یقیم حدود الله و یذب عن دین الله و یدعو الی سبیل ربه بالحکمة والموعظة الحسنة والحجة البالغه.
مطلب اول: امام حلال الهی را حلال و حرام الهی را حرام و حدود الهی را اقامه و دین الهی را نگهداری می کند.
امام (علیه السلام) ولی دین نیست، مبین و مجری دین است، ولی مومنین است. از آن جایی که ولی دین نیست نه خود چیزی را حلال می کند و نه چیزی را حرام و نه هرگز حلال الهی را حرام می کند و نه حرام الهی را حلال، چون ولی دین نیست که در دین دست بگذارد. بلکه مبین دین خداست یعنی آن چه که حلال است و آن چه که حرام است. آن را تبیین می کند. این که فرمود حلال الهی را حلال می کند، آن چه که حلال است، که حلال کردنی نیست یا این که فرمود حرام الهی را حرام می کند، آن چه که حرام است، که حرام کردنی نیست پس منظور آن است که وجود مبارک امام (علیه السلام) حلال و حرام الهی را تبیین می کند، تفسیر می کند، تشریح می کند و به دیگران ابلاغ می نماید.
این در حقیقت تشریح و تبیین دین است که ایفای امام در محور دوم از محورهای سه گانه دین است و چون اجرای دین از اوست و او مجری دین است لذا حدود الهی را پیاده می کند. پیاده کردن حدود الهی کار اجرا کننده دین است و از آنجا که یکی از اساسی ترین رسالت امام، حفظ دین خداست و در واقع امام حافظ وحی الهی است لذا از دین خدا دفاع می کند، حمایت و نگهداری می کند.
مطلب دوم: و یقیم حدود الله و یذب عن دین الله (ذب یذب ذبا عنه) از او دفاع و حمایت و نگهداری کرد. پس این جمله ناظر به سه مطلب است: 1. یحل... (تبیین دین) 2. یقیم حدود الله (اجرای دین) 3. یذب عن دین الله (حفظ دین) که اینها راسلت امام است که در بحث کلی به آن اشاره شد.

آیا مقام امام بالاتر است یا قرآن؟

اگر مقام امام بالاتر باشد می بینیم در این محدوده از رسالت امام که حمایت و نگهداری و حفاظت دین به عهده اوست جان خود را فدا می کند، شهادت را می پذیرد. امام شهید می شود تا قرآن و دین بماند، اگر امام بالاتر است چگونه خود را فدا می کند؟ یا این که بگوییم امام بالاتر نیست و قرآن برتر است؟
بیان مطلب: امام معصوم، انسان کامل صورت و واقعیتش دو کتاب شده یکی صورت کتبیه او که قرآن کریم است و یکی صورت عینیه او که کلمات دار وجود و دار هستی است، اگر بخواهیم حقیقت انسان کامل را بنگاریم یعنی این عالم و این قرآن (تأمل.)
مطلب دیگر آن که امام در راه دفاع از دین که شهید می شود چه چیزی را فدای قرآن می کند؟ آیا حقیقت خود را جان خود را فدای قرآن می کند یا بدن مطهرش را فدا می کند؟ امام با شهادت خود فدا نمی شود. شهادت برای انسان به معنای فدا شدن نیست، نیستی نیست. شهادت کمالی است از کمالات انسان، حقیقت انسان با شهادت، شکوفاتر می شود، لذا امام آن چه را که فدای دین می کند و فدای وحی الهی می کند بدن مطهرش است، نه جان، با شهادت روح و جان او از بین نمی رود و فدا نمی شود. بنابراین جان عرشی امام که قرآن ناطق است از قرآن مهم تر است. چون صورت عینیه آن حقیقت است و هیچ گاه فدای قرآن نمی شود بدن مطهر امام نسبت به قرآن، فدا می شود چون قرآن و وحی الهی مهم تر است.
مطلب سوم: و یدعوا الی سبیل ربه بالحکمة و الموعظة الحسنة و الحجة البالغة این قسمت از فرمایش امام ناظر به این مطلب است که: از آن جا که جریان امامت استمرار حرکت خاتم الانبیاء است و امام جانشین پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و تمام وظایف پیغمبر اکرم غیر از اصل نبوت و رسالت بر عهده امام معصوم است و قرآن کریم یکی از وظایف مهم پیامبر را دعوت او به انحاء گوناگون، چنین ترسیم می فرماید ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی أحسن(50)
در دعوت به سوی راه خدایت، با اندیشمندان به وسیله اقامه برهان و با مردم عادی به وسیله موعظه و خطابه و با مخالفان به وسیله جدال احسن برخورد کن وجود مبارک امام هشتم (علیه السلام) در این قسمت از فرمایشات در صدد بیان همین مطلب برای امام است و این جمله امام ناظر به این آیه قرآن است منتهی قرآن وظیفه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را می فرماید و وجود مبارک حضرت (علیه السلام) همین وظیفه را برای امام تبیین می فرماید چون امام جانشین پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
امام در دعوت به سوی راه خدا با عده ای به وسیله حکمت و برهان و با عده ای به وسیله موعظه یعنی خطابه و با مخالفان به وسیله حجت بالغه که همان جدال است برخورد می کند الامام یدعوا الی سبیل ربه بالحکمة و الموعظة الحسنة و الحجة البالغة.
این سه وظیفه امام است در مقابل افراد: در برخورد با اندیشمندان، با برهان و دلیل زیرا امام برهان کامل است. حجت الله است، حجت یعنی دلیل و برهان در برخورد با مردم که اهل برهان و استدلال نیستند با موعظه و خطابه و با مخالفان با جدال احسن برخورد می نماید.
علوم یا تصوری است یا تصدیقی. تصدیقیات از جهت ماده بر پنج قسم است: برهان، خطابه، جدال، شعر، و مغالطه (سفسطه) اینها اقسام قیاس و استدلالند. در بین این پنج قسم از استدلال در فرمایش امام (علیه السلام) به سه قسم اشاره شده است. امام شعر و مغالطه را نفرمود یعنی امام شعر نمی گوید و مغالطه نمی کند، چرا؟ چون آیه فرمود ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی أحسن امام می خواهد مردم را با این سه راه به سوی خدا دعوت کند با شعر و مغالطه که نمی شود مردم را به سوی خدا دعوت کرد.
بیان مطلب: قیاسات شعری و مغالطی در شأن حجت خدا نیست و دعوت خدا با شعر و مغالطه نمی شود زیرا قیاسات شعری، علم آور نیست هیچ گونه علمی و یقینی را عائد انسان نمی کند بنابراین محصول قیاسات شعری تنها تصور و خیال ذهنی قضایا است و امام و پیغمبر که خیال بافی نمی کنند (معاذالله) با خیال بافی که نمی شود مردم را به دین خدا دعوت کرد.
قیاسات مغالطی هم نه تنها منجر به یقین و واقع نمی گردد بلکه منجر به جهل مرکب و جزم بر خلاف واقع می شود با قیاس مغالطی علمی برای ما حاصل نمی شود. قیاسات شعری اگر علم آور نیست جهل مرکب عائد نمی شود ولی در مغالطه جهل مرکب است و این بدتر است. از اینجا نتیجه می گیریم که برهان شأن حجت خداست. خود او برهان قاطع است. اگر قرآن ناطق است برهان قاطع هم هست. موعظه نیز که همان خطابه است، یقین آور است منتهی با مبادی خاص خودش. عموم مردم که برهان نمی فهمند با موعظه و خطابه به سوی دین الهی دعوت می شوند با مخالف هم از راه جدال احسن، دین الهی را ترویج می کنند و دعوت می نمایند.
اما با شعر و مغالطه نمی شود دین خدا را ترویج کرد و شأن امام اجل از قیاس شعری و قیاس مغالطی است. و ما علمناه الشعر و ما ینبغی له...(51) ناظر به همین است.
برای پیغمبر اکرم سزاوار نیست که شعر بگوید، او پیغمبر است، حجت خداست، فرستاده خداست دعوت کننده مردم است به سوی راه خدا، راه خدا را که با شعر نمی شود نشان داد.
نکته: منظور از شعر، شعر منطقی است نه صرف نظم، ما هر نظمی را شعر می گوییم وی از نظر قرآن، شعر قیاسی است که بخواهد از مواد تخیلی به وجود آید.