فهرست کتاب


انسان کامل و (معرفت امام و امامت در کلمات دُرربار حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیهما السلام)

سید علی طباطبائی‏

جهالت مردم و پیامدهای آن

فمن أین یختار هولاء الجهال مردم جاهل چه می فهمند که بخواهند امام را انتخاب کنند.
در این فقره از حدیث، وجود مبارک امام رضا (علیه السلام) در بیان این مطلب هستند که مردم هم در مقام ثبوت و هم در مقام اثبات، جاهلند هم امامت را نمی فهمند و هم امام را نمی شناسند. اگر جاهل نبودند در سقیفه جمع نمی شدند، اگر جهالت مردم، نبود مأمون ها نمی توانستند آن گونه با حضرت، رفتار کنند و هارون چهارده سال پدر بزرگوارش را در زندانهای آن چنانی نگه دارد، همه اینها از جهل مردم است و امام هم تمام سعی او در این است که جهل مردم را از آنها بگیرد و جهالت را از آنها براند. وقتی مردم جاهل نباشند می توانند امام را بشناسند. وقتی در غدیر خم اعلان شد که خداوند سبحان علی بن ابی طالب (علیه السلام) را به عنوان جانشین پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده و آن حضرت معصوم است که اگر معصوم نبود خدای متعال او را جانشین قرار نمی داد و خدای متعال او را به عنوان عَلَم امامت به دست پیغمبرش، برافراشت وقتی امری بین الرشد است چرا در سقیفه جمع شدند؟ چه کسی را می خواهند جای پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار دهند؟ عصمت را از پیغمبر اکرم گرفتند تا غیر معصوم را به جای پیغمبر اکرم بنشانند.
تمام سعی ائمه ما علیهم السلام برای این بود که جهالت را از مردم بگیرند، هر چه می کشیدند از جهل مردم بو. در زیارت اربعین نکته ای قابل توجه وجود دارد که در مورد وجود مبارک سالار شهیدان (علیه السلام) به خدای سبحان عرض می کنیم که:
و بذل مهجته فیک لیستنفذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة وجود مبارک امام حسین (علیه السلام) کسی بود که خون جگر خود را بذل کرد و در راه تو بخشید، برای چه؟ آیا برای آن که به امامت برسد؟ امامت که یک مطلب ثابت و معلوم است، مسئله امامت نصب الهی را که کسی نمی تواند از او بگیرد، مسئله امامت که با سقیفه عزل نمی شود، این نه در غدیر خم نصب شد و نه در سقیفه عزل. در غدیر منصوب شدن امام نبود بلکه اعلان نصب الهی بود. این مقام الهی، عزل شدنی نیست.
کار سقیفه این بود که درِ امامت را بستند و مبارزه ائمه علیهم السلام برای این بود که این در را باز کنند تا دنیای تاریک روشن شود و امام حاضر می شود خون مبارک خود را بدهد تا این در، باز شود ابر جهالت، خورشید امامت را فرا گرفته و امام را پشت ابر قرار داده است. واقعیت امر این است که در سقیفه آتشی برافروختند که دود این آتش، تبدیل به ابری شد تا جلوی خورشید تابان را بگیرد و الا کسی که نمی تواند با فوت کردن آفتاب را خاموش نماید یریدون لیطفوا نور الله بأفواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون(45) اینها آتشی برافروختند که خود را سوزاندند و جامعه را هم سوزاندند و دودی از این آتش بلند شد که جلوی آفتاب امامت را گرفت و مبارزه امام از این جهت است که این دود و این ابر را کنار زند، در را باز نماید تا دنیا در پشت در بسته جهالت نسوزد لذا اینجا عرض می کنیم و بذل مهجته فیک، چرا؟ لیستنفذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة تا بندگان تو را از حیرت جهالت و ضلالت نجات دهد. امام خون مبارک خود را داده تا انقاذ غریق نماید آنهایی را که در جهالت و ضلالت غرق شده اند نجات دهد مانند کسی که می بیند بچه ای در حوض افتاده و در حال غرق شدن است تمام سعی این شخص بر این است که بچه را نجات دهد. همه مصیبت های ائمه و همه تلاش های آنها برای همین بود. اگر وجود مبارک موسی بن جعفر علیهما السلام چهارده سال، در زندان تازیانه خورد و اگر وجود مبارک امام رضا (علیه السلام) در آن تبعیدگاه کذایی به سر برد و اگر امام مجتبی (علیه السلام) کاسه زهر صلح آن چنانی را برای خدا نوشید و اگر روز عاشورا امام حسین (علیه السلام) به تعبیر امام حسن (علیه السلام) لا یوم کیومک یا ابا عبدالله بود همه اینها برای این بود که لیستنفذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة.
ان الامامة هی منزلة الانبیاء و ارث الاوصیاء ان الامامة خلافة الله و خلافة الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقام أمیرالمومنین (علیه السلام) و میراث الحسن و الحسین علیهما السلام:
امامت جایگاه انبیاء و ارث اولیاء الهی است. امامت جانشینی پیغمبر است چون رسول خدا، خلیفة الله است و امام که جای او می نشیند هم خلیفة الله است و هم خلیفة الرسول. امامت مقام و موقعیت امیرالمومنین (علیه السلام) و میراث امام حسن و امام حسین علیهما السلام است.

فوائد و مزایای امامت در اسلام

ان الامامة زمام الدین
زمام یعنی ریسمان و طنابی که به وسیله آن شیی ء، بسته می شود. نظیر بعضی از درختان مانند گُل که با طنابی دور درخت را می بندند تا شاخه های پراکنده جمع شود به آن طنابی که درخت را از پراکنده بودن حفظ می کند و به جمع بودن می کشاند زمام گویند امامت زمام دین است، امامت حبلی است که پراکندگی ها را به هم ائتلاف می دهد، امامت آن جمع کننده تفرقه های دین است. در زیارت نورانی جامعه کبیره امام هادی (علیه السلام) آمده است بموالاتکم... ائتلفت الفرقة به وسیله ولایت شما که امامید، فرقه ائتلاف می یابد پس امامت منشأ ائتلاف و اتحاد هر گونه اختلاف و تفرقه است و ضبط دین و اهل دین به برکت امامت تحقق می یابد به عبارت دیگر: امامت، شیرازه دین است که بدون آن، شیرازه دین از هم پاشیده شده است مانند شیرازه کتاب که اتصال همه صفحات به او وابسته است. به وسیله امامت همه صفحات دین و اهل دین با هم در یک قالب قرار می گیرند.
و نظام المسلمین: امامت هم زمام دین است و هم نظام مسلمین است. محور نظم امت اسلام، امامت است بدون امامت، امور مسلمین گذشته از تفرقه، آشفته هم می گردد، زیرا بی نظمی همان آشفتگی است. بدون امام یکپارچگی هرج و مرج و بی نظمی می شود. امامت هم اسلام را و هم امت اسلام را از این آشفتگی و هرج و مرج، حفظ می نماید.
و صلاح الدنیا و عز المومنین
اگر امامت زمام دین است و از تفرقه نجات می دهد و نظم دین است یعنی از آشفتگی ها حفظ می کند پس صلاح دنیاست چون صلاح و فلاح امت در گرو اتحاد و نظم است و این نظم به برکت یک محور اساسی یعنی امامت است. امت پراکنده و آشفته هیچ گونه صلاح و فلاح نمی بیند.
آبادی و صلاح دنیا به این دو محور است و وقتی دنیای آباد همراه با اتحاد مقدس و یک نظم نوین در امت اسلام باشد منشأ عزت مسلمین است.
این چهار جمله از این قسمت حدیث شریف با هم هماهنگند و یک مطلب را افاده می نمایند که می توان در سه اصل خلاصه نمود:
1. امامت در اسلام محور است و امت اسلام در حول این محور قرار می گیرد و به برکت این محور، امور آنها منظم می شود و در نتیجه نظم و ائتلاف در امور مسلمین حاصل گردد.
2. صلاح و فلاح هر امتی به دو امر مهم وابسته است: 1 - وحدت و اتحاد 2 - نظم و هماهنگی و انسجام اگر به برکت امامت، برای امت اسلام این دو امر حاصل می گردد، پس امور زندگی آنها آباد می شود، زیرا تمام نکبت ها و بدبختی ها و شکست ها و سرافکندگی ها از اختلاف و بی نظمی است.
3. عزت و سرافرازی هر امتی در جامعه به اتحاد در حول یک محور اساسی و آبادانی در امور زندگی آنها است اگر اینها به برکت امامت به وجود می آید پس در حقیقت، امامت منشأ عزت و افتخار امت اسلام خواهد بود.
ان الامامة أس الاسلام النامی و فرعه السامی
در این بیان مبارک، حضرت، اسلام را تشبیه می کنند به یک درخت در حال نمو که شاخه های مرتفع آن به بلندای آسمان کشیده شده و چشم بیننده را در تمام اقطار عالم به خود جلب می کند. اُسّ یعنی اساس، ریشه - نامی یعنی رشد کننده - سامی یعنی عالی و مرتفع السامی العالی المرتفع من سمی یسمو فهو سام اذا علا و ارتفع حتی اظل ما تحته و منه السماء لارتفاعها سامی آن گاه گفته می شود که بالا آمده باشد، ارتفاع پیدا کرده باشد و برای پایین ها سایه درست کرده باشد. در این تشبیه اموری است:
اولا اسلام تشبیه به درختی شده است که در حال نمو است. چون همه درخت ها در حال نمو نیستند. درخت زمستانی خوابیده و نموی ندارد. درختهای تابستانی بعضی از آنها پیر شده اند وقتی بهار شد فقط برگی می کنند، دیگر شاخه و جوانه ای نیست، باز پاییز این برگها می ریزد. درخت در حال نمو آن است که جوان بوده باشد و از بهار تا پاییز هر شاخه ای یک متر قد کشیده باشد چنین درختی در حال نمو است. بنابراین درخت در هر موقعی نمو ندارد و هر درختی هم نمو ندارد. اسلام مانند درخت در حال نمو است، نمو درخت به ریشه آن است، اصل هر چیز آن است که از طریق آن تغذیه کند و این تغذیه منشأ رشد می شود. درخت یک موجودی است طبیعی که دهان آن در خاک است و از آن غذا می گیرد و آن ریشه هاست که منشأ نمو درخت می شود. درخت هر چه هست از ریشه است.
و ثانیا شاخه های یک درخت هم به یک اندازه نیستند در بعضی جنگل ها درخت های بلندی است که شاخه های بالا را از یک کیلومتر اطراف درخت باید مشاهده کرد از نزدیک نمی توان دید چون سر به فلک کشیده است. به این شاخه ها نمو درخت می گویند که سر به آسمان کشیده و درخت بودن درخت را از این شاخه ها نشان می دهد امامت هم ریشه درخت است و هم شاخه درخت. امامت شاخه معمولی درخت اسلام نیست آن شاخه ای است که از همه بلندتر است و سر به آسمان کشیده است. شاخه مرتفع درخت اسلام و ریشه اسلام، امامت است، نمو اسلام به امامت است. چون نمو این درخت به ریشه است. اگر اسلام بخواهد پیشرفتی داشته باشد به امامت است. اگر اسلام در یک مدت کوتاه اوائل ظهور اسلام، سراسر اقطار عالم را گرفت به خاطر امامت بود و اگر هزار و چند صد سال نه تنها رشد نکرد بلکه همین حد آن هم با مشکلات روبرو شد به این جهت است که نگذاشتند امامت پیاده شود. اگر در امامت را بستند یعنی جلوی رشد اسلام را گرفتند، امروز هم اگر این اسلام با امامت بوده باشد حرف اول از آن اسلام است و این مقدار رشد و نمو و پیشرفت اسلام در دنیا، مرهون امامت است چون با امامت شروع شده است و در حال حاضر آن امامت معنوی و عرفانی و کلامی وجود دارد هر چند امامت ظاهری، در آن بسته است و فعلیت ندارد از آن طرف می فرماید: بلندترین شاخه اسلام، امامت است یعنی اگر کسی از دور می خواهد اسلام را ببیند امامت اسلام را می بیند امامت در اسلام عالی ترین جلوه گاهی است که جلوه می کند. ما اگر بخواهیم اسلام را به دیگران بشناسانیم اول باید سراغ امامت برویم. لذا وقتی از عالم تاریک غرب، برای شناخت اسلام می آیند نظیر پرفسور هانری کربن که از فرانسه به عالم شرق می آید در کوچه پس کوچه های قم علامه طباطبائی رحمة الله علیه را پیدا می کند و توفیق می یابد اسلام را از سرچشمه ناب بشناسد بعد از سال ها در کنفرانس ادیان شناسی در دانشگاه سوربن فرانسه می گوید: در مدت طولانی که در ادیان و مذاهب تحقیق کردم فقط یک مذهب را پیدا کردم که حرف اساسی می زند لذا می ماند و ماندنی است و آن مذهب شیعه است. شیعه معتقد است که همواره باید یک کانال ارتباطی بین خالق و خلق برقرار باشد و آن کانال ارتباطی، امامت است پس امامت فرع سامی و شاخه بلند درخت اسلام است و از آن شاخه بلند، این درخت شناخته می شود امامت آن عَلَم سرفرازی اسلام است که بر بالاترین قله های رفیع اسلام برافراشته شده است. جلوه های عظمت اسلام امامت است امامت ریشه اسلام است. و نمو و رشد و پیشرفت اسلام به وجود امامت است.
بالامام تمام الصلاة و الزکاة والصیام والحج والجهاد و توفیر الفی ء و الصدقات و امضاء الحدود و الاحکام و منع الثغور و الاطراف
در ادامه فرمایشات پیرامون امامت حضرت می فرماید:
به وسیله امام نماز و زکات تمام می شود و اتمام صیام و حج و جهاد به امام است. دریافت وجوهات به وسیله امام انجام می گیرد، امضای حدود و احکام و منع ثغور و اطراف به امام است.
بعد از ارتحال وجود مقدس پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) محور دوم و سوم دین، از آن امامت است و جانشین پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، عهده دار حفظ دین و اجرای دین است این که به وسیله امام این امور تمام می شود بعضی مربوط به محور دوم دین است و بعضی مربوط به محور سوم. قبلا تحلیل شد که اگر امامت در دین نبوده باشد محور دوم و سومی هم نیست. دین اگر حافظ نداشته باشد نمی ماند. حفاظت دین و وحی به برکت امام است.
در حکومت اسلامی ولی دین، خداست خود وجود مبارک پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با آن همه عظمتش، ولی دین نیست لذا امام و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حق ندارند بر دین چیزی اضافه و کم کنند آنها وحی الهی را می آورند هو الذی بعث فی الأمین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته...(46) تلاوت آیات الهی را به عهده دارند اگر پیغمبر اکرم است هم تلاوت می کند و هم تبیین می کند و هم تشریح و اگر امام است، فقط آن چه را که پیامبر تلاوت کرده برای مردم تفسیر می کند و از راه آورد وحی الهی حفاظت می کند و مجری احکام خداست مسأله امامت یک امر تکوینی است و اراده حق به آن تعلق گرفته است لذا امامت برداشتنی نیست. و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثین(47) اراده الهی غیر از فعل الهی است در مورد فعل الهی ممکن است موانعی پیش آید و تحقق پیدا نکند اما اراده الهی بالاخره به جای خود می نشیند. خدای متعال امامت را به عنوان اراده، طهارت اهل بیت عصمت علیهم السلام را به عنوان اراده تعبیر می فرماید انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا(48)
در مقابل اراده الهی، سقیفه بنی ساعده نمی تواند کاری بکند فکر کردند که:
مه درخشنده چون پنهان شود - شب پَره بازی گر میدان شود
ولی بازی شب پرده که برای همیشه نیست اراده الهی تعلق گرفته که این دین بوده باشد. چند صباحی شاید فضا را تاریک نماید اما آن اصل باقی است.
خلاصه آن که عهده دار دو محور تبیین و تفسیر، و اجرای دین امام معصوم است اگر امامت نبود نمازی نبود اسلام ما اسلام امامت است.
اسلام امامت همواره سفینه نجات امت بوده و خواهد بود. سفینه نجات بودن اختصاص به وجود مبارک حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) ندارد چون وضعیت ایشان برای دفاع از حریم دین، وضعیت خاص است در زمان آن حضرت، اوضاع دین به جایی رسید که با تمام وجود برای دین سرمایه گذاشت. امام حافظ دین است و ضرورت اقتضا می کند در بعضی اوقات، همه چیز خود را برای حفظ دین بدهد.
سخن پیرامون شخصیت امام معصوم است، معصوم (علیه السلام) کسی است که تمام شؤون زندگی او تمام ابعاد وجودی او اعم از بعد نظری و عملی او همراه با عصمت باشد حتی خندیدن او، گریه کردن او نیز معصومانه است، حتی بغل کردن وجود مبارک سالار شهیدان فرزند عزیزش وجود مبارک علی اصغر (علیه السلام) را با این که می داند تیر به او می خورد، اگر کشته شدن این فرزند در حفظ دین نقشی نداشت و امام می دانست که تیر می آید، بغل نمی کرد چون او معصوم است، در جریان عاشورا (عاشورا یعنی حفاظت همه جانبه از دین) مهم ترین جلوه دشت بلا که برای هر انسانی، شنیدن آن جگر سوز است قضیه شهادت حضرت علی اصغر (علیه السلام) است.
تحلیل علمی و فلسفی عرفانی آن چیست؟ تحلیل آن این است که وجود مقدس سالار شهیدان (علیه السلام) بفرمایند من امامم، حافظ دینم، حفظ دین اقتضاء می کند که این طفل را هم بدهم. در حالی که جگر سوزترین صحنه کربلا بود.
اگر امام جواد (علیه السلام) هم در شرایط امام حسین (علیه السلام) بود همین گونه رفتار می کرد، امامت یک حقیقت است هر چند مقتضیات زمان فرق کند. حفظ دین گاهی این گونه است و گاهی به کشته شدن یک امام در زندان است. یک روز هم حفظ دین به این است که امیرالمومنین (علیه السلام) در خانه، ساکت بنشیند.
بالامام تمام الصلوة و... اگر امام نباشد دینی نمی ماند تا نماز باشد، دینی نمی ماند تا روزه و زکات و حجی باشد، اینها در سقیفه آتشی روشن کردند و گمان کردند عالم را خاکستر گرفته، دفعتا دیدند در عاشورای 61 هجری از این خاکسترها درخت تنومند اسلام جوانه زد و به آسمان رفت. ممکن است امام را بکشند ولی امامت را نمی شود کشت.
در محور سوم یعنی اجرای دین: بالامام... امضاء الحدود و الأحکام و منع الثغور و الأطراف اطراف و ثغور اسلامی حفظ می شود. ثغور اسلامی فقط مرز جغرافیایی نیست، حریم اعتقادی دین را هم شامل می شود که با امامت و وجود امام، کسی نمی تواند وارد این حریم شود و تجاوز نماید. پس به وسیله امام، دین حفظ می شود هر چند، خدعه و نیرنگ در مقابل آن به کار رود این درخت تنومند همواره پا برجاست چون ریشه آن یعنی امامت، تنومند است.
تا اینجا تحلیل کلامی و فلسفی و بعد جامعه شناسی مسأله امامت و ضرورت امام بود اما برای امام و امامت، منظر معنوی و عرفانی نیز هست.
در آن منظر: امام مبین حقایق اسماء است. در این نگاه، امامت محدود به مردم و بشر نیست امام مبین حقایق نظام هستی است در این بُعد می گوییم: امام خلیفة الله است، جانشین خدا در زمین است، امام مسجود فرشته هاست، انسان کامل مسجود فرشته هاست. فرشته ها به امر الهی برای انسان کامل سجده کرده اند و می کنند و علم آدم الأسماء کلها(49) وقتی انسان کامل اسماء الهی را دارا شد، فرشته ها مامور شدند که برای انسان کامل سجده کنند آیا این سجده یک نحوه احترام است نظیر احترام سربازها به یک فرمانده ارتش که بر اساس نظم و عرف خاص انجام می شود یا مانند احترام به یک عالم بزرگ است؟ آیا سجده فرشته ها برای انسان کامل، عرض ادب است و یک امر اعتباری است، مگر آن عالم، عالم اعتباریات و تعارفات است یا این که نه، امر به آنها امر تکوینی است و سجده آنها نیز، تکوینی است.
فرشته هایی که قوای عالمند و بر انسان کامل سجده می کنند آیا فقط می خواهند احترام کنند یا سجده آنها نشانه این است که خدای سبحان آنها را مأمور کرده است که شما باید در تحت فرمان انسان کامل باشید؟ مسجود فرشته ها بودن یعنی مطاع بودن. تکوینا اینها تحت فرمان انسان کاملند. امام مسجود است. اینها سجده کردند و می کنند و خواهند کرد یعنی گوش به فرمان امامند. به اذن الله، قوای عالم هر کاری که بخواهند در عالم و نظام هستی انجام می دهند، به اذن امام است. این اصل که ثابت شد فقرات زیارت جامعه کبیره روشن تر می شود که: باران به اذن شما می بارد، آسمان به اذن شماست که بر سر زمین و اهلش خراب نمی شود، نظام هستی که برقرار است به برکت شماست زیرا قوای عالم گوش به فرمان شمایند. این، امامت در منظر عرفان است در امر امامت، بعضی افراط کردند و بعضی تفریط. بعضی امامت را فقط در بُعد کلامی و جامعه شناسی دانستند و بعضی راه افراط را پیمودند و گفتند که عمده، بُعد عرفانی قضیه است و مهم نیست چه کسی زعامت امور مسلمین را داشته باشد.

بخش دوم: شناخت امام

بخش دوم پیرامون معرفت امام جزء مهم ترین بخش های این حدیث نورانی است، مطالب عرشی آن در ده فصل تنظیم می گردد: