فهرست کتاب


انسان کامل و (معرفت امام و امامت در کلمات دُرربار حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیهما السلام)

سید علی طباطبائی‏

عصمت اصلی ترین ویژگی منصب امامت

اصلی ترین ویژگی برای منصب امامت، عصمت است. امام باید معصوم باشد. عصمت زیر بنای اصلی عناوین رسالت و امامت است. ویژگی اصلی پیغمبر اکرم عصمت است که عصمت هم از ولایت اوست جانشین او هم باید معصوم بوده باشد چون امامت جانشینی رسالت است و امام جانشین رسول است و جانشین پیغمبر اکرم باید کسی باشد که تلو او بوده و همتای او باشد برهان عقلی قائم است و آیات قرآن هم دلالت دارد که پیامبر باید معصوم بوده باشد و پیامبر بدون عصمت غیر قابل قبول است چون امر نبوت بدون عصمت نمی شود در بحث امامت هم دلیل عقلی، حکم می کند که جانشین پیغمبر باید معصوم باشد، بحث عصمت به طور مبسوط در آینده مطرح می شود.

آیا مردم می توانند امام معصوم را انتخاب نمایند؟ (کیفیت تعیین و نصب امام در اسلام)

حال که امام باید جانشین پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد و باید معصوم بوده باشد چرا مردم این فرد را انتخاب نکنند؟ پاسخ آن است که: از آن جایی که عصمت یک ملکه نفسانی و امری مستور است به گونه ای که احدی غیر از خدای سبحان نمی تواند از آن مطلع شود لذا تنها به نص الهی، ما قادر به شناخت عصمت و معصوم خواهیم بود خدا سبحان باید معرفی فرماید ما نمی توانیم بفهمیم زیرا عصمت حقیقتی است که درک ما گنجایش فهم آن را ندارد عقل غیر معصوم قادر به فهم عصمت نیست. نهایت ادراک ما از عصمت، مفهوم آن است.
در نتیجه چون امامت و امام، جانشینی پیغمبر اکرم است و جانشین پیغمبر اکرم باید همتای پیغمبر بوده باشد و اصلی ترین ویژگی آن عصمت است پس امام باید همای پیغمبر در عصمت باشد و چون عصمت یک امر مستور و ملکه پنهانی است و غیر خدای متعال کسی از آن آگاه نیست پس غیر خدا نمی تواند جانشین پیغمبر را معرفی کند به عنوان امام معصوم. این که حضرت می فرماید: ان الامامة أجل قدرا الخ این امامت در قالب عصمت است. صحبت ما پیرامون امام معصوم است. امامت به عنوان رهبری عرفی جامعه مطرح نیست منزلت عصمت بزرگ تر از آن است که کسی آن را بفهمد این که امام (علیه السلام) می فرماید: من أن یبلغها الناس بعقولهم این به معنای تخطئه کردن مردم و بی توجهی و بی اعتنایی به آنها نیست بلکه امام در صدد تبیین فلسفه امامت (به همراه برهان عقلی است) که مردم نمی توانند از عهده این امر برآیند از اینجا می فهمیم که مسئله امامت یک مسئله فقهی نیست که در محور فعل مردم بوده باشد مسئله کلامی است مربوط به فعل الله است نه فعل الناس. خدای متعال باید تعیین بفرماید.
با توجه به مطالب قبل در مورد آیه شریفه یا أیها الرسول بلغ ما أنزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته خود پیغمبر اکرم هم در صدد نصب جانشین خودش نیست این خدای متعال است که دارد نصب می فرماید. تعیین امام کار خداست. چنانچه در بحث اثبات ضرورت نبوت مطرح است که: خداوند سبحان چون آفریدگار است و این آفریدگار ربوبیت دارد یعنی آفریدگاری است که پرورانده است و پروراندن او اقتضا می کند آن چه که آفریده، بپروراند پروراندن اقتضا می کند که به آنها درس زندگی و قانون بدهد و این قانون برای تکامل آنها بوده باشد. این قانون در قالب یک قوانین خشک نمی گنجد، مجری می خواهد، شارح می خواهد لذا ربوبیت او اقتضا کرد که انبیاء را به عنوان مجریان قانون خود مبعوث بفرماید. چون خدای سبحان خود قانون وضع می کند و کسی غیر از او نمی تواند قانون وضع نماید، لذا مجری قانون را نیز او باید وضع کند. از آن جا که مردم آگاه به خیر و شر خود نیستند و نمی توانند قانون سعادتمند خود را وضع کنند فرض ندارد که بتوانند اجرای قانون را خود به عهده بگیرند. ولی خدای سبحان چون هم خالق آنهاست و هم عالم به آنهاست و مردم را بهتر و بیشتر از خود آنها می شناسد خود هم قانون سعادتمند آنان را وضع و هم مجری تشریح کننده قانون را معین می فرماید. این است که امامت یک بحث کلامی است. امامت نه کار شوری است و نه کار سقیفه، جانشین پیغمبر و مجری قانون الهی را خدای وحی باید مشخص کند، نصب کند و تعیین نماید. هم منصوب باشد و هم منصوص پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم از آن جهت که پیامبر است در مقامی نیست که مجری قانون الهی را تعیین نماید. (یا أیها الرسول بلغ...) یعنی تو فقط در مقام ابلاغی. امامی را که ما تعیین کردیم تو فقط معرفی کن. لذا وجود مبارک امام رضا (علیه السلام) می فرماید: جایگاه امامت رفیع تر از آن است که عقول مردم به آن برسید و با آراء مردم به دست آید عصمت را که نمی شود از سقیفه فهمید. امامت را که نمی شود با آراء اکثریت مردم فهمید. (أکثرهم لا یعقلون) بلکه کلهم لا یعقلون، به تعبیر حضرت عقل بشریت نمی تواند بفهمد نمی تواند امام را تعیین نماید. او ینالوها بآرائهم او یقیموا یقیموا از کلمات شیرین و مهمی است که قبلا هم داشتیم: أقام لهم علیا علما و... بحث امامت، قامه است نظیر اقامه نماز، مردم نمی توانند عَلَم امامت را بر افرازند دست آنها نیست پیامبر به عنوان ایفاء رسالت خود این کار را کرد.
ان الامامة خص الله عزوجل بها ابراهیم (علیه السلام) الخلیل بعد النبوة و الخلة مرتبه ثالثه: امامت امری است که خدای سبحان آن را مخصوص ابراهیم خلیل (علیه السلام) کرد و بعد از طی مراحلی از مقامات اختصاص به او داد ان الامامة... بعد النبوة و الخلة مرتبه ثالثه بعد از مقام نبوت و خلت، به امامت رسید.
و فضیلة شرفه بها: خدای سبحان ابراهیم خلیل را به امامت مشرف کرد.
و أشاد بها ذکره: و به وسیله امامت، نامش را بلند و استوار کرد.
ابراهیم خلیل وقتی به امامت رسید و امام شد، به این جایگاه رفیع بار یافت، تا زمانی که امام نبود این مقام را نداشت.
فقال انی جاعلک للناس اماما... من تو را برای مردم، امام قرار دادم. انی هم از لطیفه های آیه است. خیلی وقت ها، ضمیر به صورت جمع آورده می شود به لحاظ این که وسایط فیض در کار است ولی در اینجا حضرت حق، خود مستقیما عهده دار این امر است، دست کسی نیست: من تو را برای مردم امام قرار دادم. امامت جایگاهی است که خدای سبحان باید آن را قرار بدهد. وقتی حضرت به این مقام رسید:
فقال الخلیل (علیه السلام) سرورا بها و من ذریتی قال الله تبارک و تعالی (لا ینال عهدی الظالمین) از آن جا که اولیا به فکر فرزندان خود هستند در مقام سرور و خوشحالی عرض کرد که آیا فرزندان من هم سهمی از این مقام دارند یا فقط مختص من است؟
اینجا خدای متعال سنت خود را مطرح فرمود که سنت من در امامت این است که (لا ینال عهدی الظالمین) من، امامت را در ظالمین قرار نمی دهم. امامت از آن صالحین است من در سیره صالحان، امام بر می انگیزم، نفرمود از فرزندان تو کسی امام نمی شود بلکه فرمود از فرزندان تو بعضی صالحند و بعضی ظالم و بدان که دعای تو را مستجاب می کنم.
فأبطلت هذه الایة امامة کل ظالم الی یوم القیامة و صارت فی الصفوة
حضرت، در بیان فلسفه امامت است لذا می فرمایند: این آیه، خطا بطلانی است بر این که ظالمی بخواهد امام شود الی یوم القیامة. سنت الهی این است که ظالم به این جایگاه نرسد. هر یک از ائمه علیهم السلام که در مقابل طاغوت زمان خود قیام می نمایند از نزد خود حرف و داعیه ای ندارند بلکه اینها به عنوان امام و جانشین پیغمبر اکرم، چون ظالم بر مسندی قرار گرفته که خدای متعال او را قرار نداده، در مقابل ظالم قیام می نمایند. در واقع کار خدایی می کنند خدای متعال فرمود عهد امامت به ظالم نمی رسد اینها ظالمند و منصب امامت را غصب نموده اند لذا مبارزه هر یک از ائمه علیهم السلام مبارزه الهی است نه این که بگویند من امامم تا معاذالله شائبه این باشد که هر کسی برای خود بود. فأبطلت... و صارت فی الصفوة امامت در بستر صالحان قرار گرفت یعنی خدای متعال فقط پاکان و صالحان را منصوب می فرماید و فقط اینها هستند که می توانند به این جایگاه رفیع بار یابند.
ثم أکرمه الله تعالی بأن جعلها فی ذریته أهل الصفوة و الطهارة:
سپس خدای سبحان به ابراهیم خلیل (علیه السلام) اکرم فرمود به این که از ذریه او پاکانی می آفریند و وقتی پاک بودند امامت هم نصیب آنها می شود. این به عنوان تکریم خدای سبحان است نسبت به ابراهیم خلیل.
فقال (و وهبنا له اسحاق و یعقوب نافلة و کلا جعلنا صالحین و جعلناهم أئمة یهدون بأمرنا و أوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة و کانوا لنا عابدین) فلم تزل فی ذریته یرثها بعض عن بعض قرنا فقرنا.
مقام منیع امامت برای همیشه در ذریه ابراهیم ماند و چه دعای مستجابی! دعای انسان معصوم مستجاب است آن هم ابراهیم خلیل بعد از آن که به مقام امامت رسیده. نه قبل از آن که به مقام امامت برسد. بگوید: خدایا مرا و بچه هایم را امام قرار بده خیر بعد از دست یابی به آن جایگاه رفیع خدای متعال دعای او را مستجاب کرد و برای همیشه الی یوم القیامة در ذریه او ماند.
حتی ورثها الله تعالی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) تا این که به وجود مبارک پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان ذریه و وارث ابراهیم (علیه السلام) رسید.
فقال جل و تعالی (ان أولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا و الله ولی المومنین) کسانی به ابراهیم خلیل نزدیکند که تابع او باشند و (هذا النبی) و این پیامبر به او نزدیک است.
فکانت له خاصة: و این امامت از ویژگی ها و خصوصیات خاص پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گردید یعنی امامت از آن او شد.
فقلدها (صلی الله علیه و آله و سلم) علیا (علیه السلام) بأمر الله تعالی علی رسم ما فرض الله
و وجود مبارک پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم آن را به علی (علیه السلام) دادند. قلدها: قلد الشی ء یعنی پیچیده آن را بر وی تعبیر خاص است. آیا تفویض امر امامت مانند مالی بود که خدای سبحان به وجود مبارک پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عطا فرمود و او به ارث بین فرزندان خود تقسیم نموده یا نه بأمر الله تعالی علی رسم ما فرض الله بر طبق آنچه که خدای سبحان بر او واجب کرده بود بر آن حضرت یعنی علی (علیه السلام) تفویض کرد و به او داد.
فصارت فی ذریته الأصفیاء الذین آتاهم الله العلم والایمان بقوله
امر امامت جزء ذریه امیرالمومنین (علیه السلام) گردید، آن ذریه ای که خدای سبحان به آن علم و ایمان داده بود و آن ذریه ای که در این آیه شریفه به آنها اشاره فرمود و قال الذین أوتوا العلم و الایمان لقد لبثتم فی کتاب الله الی یوم البعث.
فهی فی ولد علی (علیه السلام) خاصة الی یوم القیامة اذ لا نبی بعد محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)
بعد حضرت می فرماید: چون بعد از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، دیگر پیغمبری نیست و او خاتم است، با ارتحال او، امامت را خدای سبحان به امیرالمومنین (علیه السلام) داده و او را منصوب فرموده و بعد از او، ما امامی غیر از فرزندان امیرالمومنین الی یوم القیامه نخواهیم داشت.

جهالت مردم و پیامدهای آن

فمن أین یختار هولاء الجهال مردم جاهل چه می فهمند که بخواهند امام را انتخاب کنند.
در این فقره از حدیث، وجود مبارک امام رضا (علیه السلام) در بیان این مطلب هستند که مردم هم در مقام ثبوت و هم در مقام اثبات، جاهلند هم امامت را نمی فهمند و هم امام را نمی شناسند. اگر جاهل نبودند در سقیفه جمع نمی شدند، اگر جهالت مردم، نبود مأمون ها نمی توانستند آن گونه با حضرت، رفتار کنند و هارون چهارده سال پدر بزرگوارش را در زندانهای آن چنانی نگه دارد، همه اینها از جهل مردم است و امام هم تمام سعی او در این است که جهل مردم را از آنها بگیرد و جهالت را از آنها براند. وقتی مردم جاهل نباشند می توانند امام را بشناسند. وقتی در غدیر خم اعلان شد که خداوند سبحان علی بن ابی طالب (علیه السلام) را به عنوان جانشین پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده و آن حضرت معصوم است که اگر معصوم نبود خدای متعال او را جانشین قرار نمی داد و خدای متعال او را به عنوان عَلَم امامت به دست پیغمبرش، برافراشت وقتی امری بین الرشد است چرا در سقیفه جمع شدند؟ چه کسی را می خواهند جای پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار دهند؟ عصمت را از پیغمبر اکرم گرفتند تا غیر معصوم را به جای پیغمبر اکرم بنشانند.
تمام سعی ائمه ما علیهم السلام برای این بود که جهالت را از مردم بگیرند، هر چه می کشیدند از جهل مردم بو. در زیارت اربعین نکته ای قابل توجه وجود دارد که در مورد وجود مبارک سالار شهیدان (علیه السلام) به خدای سبحان عرض می کنیم که:
و بذل مهجته فیک لیستنفذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة وجود مبارک امام حسین (علیه السلام) کسی بود که خون جگر خود را بذل کرد و در راه تو بخشید، برای چه؟ آیا برای آن که به امامت برسد؟ امامت که یک مطلب ثابت و معلوم است، مسئله امامت نصب الهی را که کسی نمی تواند از او بگیرد، مسئله امامت که با سقیفه عزل نمی شود، این نه در غدیر خم نصب شد و نه در سقیفه عزل. در غدیر منصوب شدن امام نبود بلکه اعلان نصب الهی بود. این مقام الهی، عزل شدنی نیست.
کار سقیفه این بود که درِ امامت را بستند و مبارزه ائمه علیهم السلام برای این بود که این در را باز کنند تا دنیای تاریک روشن شود و امام حاضر می شود خون مبارک خود را بدهد تا این در، باز شود ابر جهالت، خورشید امامت را فرا گرفته و امام را پشت ابر قرار داده است. واقعیت امر این است که در سقیفه آتشی برافروختند که دود این آتش، تبدیل به ابری شد تا جلوی خورشید تابان را بگیرد و الا کسی که نمی تواند با فوت کردن آفتاب را خاموش نماید یریدون لیطفوا نور الله بأفواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون(45) اینها آتشی برافروختند که خود را سوزاندند و جامعه را هم سوزاندند و دودی از این آتش بلند شد که جلوی آفتاب امامت را گرفت و مبارزه امام از این جهت است که این دود و این ابر را کنار زند، در را باز نماید تا دنیا در پشت در بسته جهالت نسوزد لذا اینجا عرض می کنیم و بذل مهجته فیک، چرا؟ لیستنفذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة تا بندگان تو را از حیرت جهالت و ضلالت نجات دهد. امام خون مبارک خود را داده تا انقاذ غریق نماید آنهایی را که در جهالت و ضلالت غرق شده اند نجات دهد مانند کسی که می بیند بچه ای در حوض افتاده و در حال غرق شدن است تمام سعی این شخص بر این است که بچه را نجات دهد. همه مصیبت های ائمه و همه تلاش های آنها برای همین بود. اگر وجود مبارک موسی بن جعفر علیهما السلام چهارده سال، در زندان تازیانه خورد و اگر وجود مبارک امام رضا (علیه السلام) در آن تبعیدگاه کذایی به سر برد و اگر امام مجتبی (علیه السلام) کاسه زهر صلح آن چنانی را برای خدا نوشید و اگر روز عاشورا امام حسین (علیه السلام) به تعبیر امام حسن (علیه السلام) لا یوم کیومک یا ابا عبدالله بود همه اینها برای این بود که لیستنفذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة.
ان الامامة هی منزلة الانبیاء و ارث الاوصیاء ان الامامة خلافة الله و خلافة الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقام أمیرالمومنین (علیه السلام) و میراث الحسن و الحسین علیهما السلام:
امامت جایگاه انبیاء و ارث اولیاء الهی است. امامت جانشینی پیغمبر است چون رسول خدا، خلیفة الله است و امام که جای او می نشیند هم خلیفة الله است و هم خلیفة الرسول. امامت مقام و موقعیت امیرالمومنین (علیه السلام) و میراث امام حسن و امام حسین علیهما السلام است.