آداب راز و نیاز به درگاه بی نیاز (ترجمه کتاب عدّة الداعی و نجاح الساعی)

نویسنده : ابن فهد حلّی ره مترجم : محمد حسین نائیجی نوری‏

مقدمه مترجم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
ستایش خدای را که غایت خلقت را معرفت قرار داد و کلید آن را دعا و راز و نیاز به درگاه بی نیاز.
و درود بر پایان بخش پیامبران باد که کمال خویش را در نیاز مطلق به درگاه بی نیازش دانست تا به تشریف «عبده» نایل آمده و به دولت «اذا تمّ الفقر فهو اللَّه» رسید و دایره قوس نزول و صعود را نگین گردید.
و سلام پاک و تمام خدای بر پیشوایان و اولیا علیهم السلام باد که زمزمه های شبانه آنها رهتوشه نیایشگران و درهای درخشان سخنان ایشان راهنمای سالکان است.
هبوط اولین آدم بر زمین با گریه مداوم و طولانی توأم بود. گریه فراق یار و دوری از محبوب، گریه عاشق جدا مانده از دیار معشوق.
تاریک خانه زمین جای آدم نبود و گناه آدم نیز با اشک پاک نمی گردید راز و نیاز طولانی وی تاریکی دیجور زمین را با طلوع خورشید از افق دل روشن ساخت. و راز وصال را بر ملا ساخت و روشن نمود که جز با نیاز بردن به پیشگاه معشوق راهی دیگر نیست. آنگاه آدم آرام و قرار یافت و زمین را آبادان ساخت. پس راز و نیاز پیش از همه بود و کلید آبادانی و آرامش و قرار. ای شما که به دنبال آرامشید و در تکاپوی کسب سعادت! و ای انسان های حیرت زده عصر حاضر! تا به کی این همه در به دری در بیراهه های غربت مادّی و کوچه پس کوچه های بن بست دوری می گردید؟
آیا وقت آن نرسیده تا از وابستگی محض دوگانگی به معراج یگانگی سفر کنیم؟
آیا زمان آن نرسیده که به سحرهای عطر آمیز که با رمزهای زیبای یک دردمند در آمیخته سفر کنیم؟
آیا دوران بیداری فرا نرسیده و آیا هنگام شستشوی چشمان قی کرده و آلوده با اشک شبانگاهی نرسیده است؟
در دوری مقصد و سختی راه لختی بیاندیشیم و لحظه ای به خود آییم. آیا صدای ناله های داودی روح خویش را نمی شنوید که از دست خیال پریشان به ستوه آمده و مجال بروز و ظهور می طلبد؟ آه! که حقیقت خویش را در قبر تباهی مقبور کردم و هرگز صدای جان اسیر خویش را از دست کرده های ناسنجیده و خیالات واهی نمی شنوم.
آه! از فرصت های طلایی که از دست دادم.
و آه! از تنهایی ابدی که آتش حسرت آن وجود کاهیده مرا می بلعد.
اگر به خود آمدی و می خواهی به خودت سفر کنی و حقیقت خویش را بشناسی و با پروردگارت آشنا شوی و در سیر و سفر ابدی بیافتی و از خودت به خدایت برسی- گرچه دل سوخته آداب نمی خواهد- این کتاب توشه راه توست و به تو می آموزد که چگونه به این سفر بروی و رهتوشه تو چیست؟ ابن فهد حلّی- ره- که از کاملان روزگار خویش است مجموعه ای از احادیث پیشوایان و آشنایان و پیش کسوتان راه خطیر آخرت را گردآوری کرده است، مجموعه ای از احادیث گرانبها که با تلاش و کوشش، چنان آنها را تالیف و انس داده که خواننده آنها را مجموعه ای می یابد که از قلم یک تن تراوش کرده با آنکه در اصل احادیثی متفرق بوده که وی از احاطه فراوانی که به احادیث داشته آنها را گلچین کرده و آنها را با هم تلفیق و آشتی داده است.
اولین باری که اسم این کتاب شریف به گوشم خورد از زبان مبارک حضرت استاد علامه عارف کامل مکمل یگانه دهر خورشید عدیم المثال عصر آیت اللَّه حسن زاده آملی روحی له الفدا بود. ایشان که خود استوانه این مسیر است تنها راه رسیدن به سعادت و حقیقت را ناله های سحری می داند و بس، و همیشه می فرماید:
ایام خوش آن بود که با دوست به سر شد باقی همه بی حاصلی و بوالهوسی بود
لذا برای سیر و سفر و سلوک الی اللَّه مخصوصا برای حوزویان چنگ زدن به این گنجینه های گران سنگ را توصیه می فرمودند ایشان برای سیر علمی طلاب می فرمودند:
خوب است کتابهای مفتاح الفلاح شیخ بهائی ره و عدّة الداعی ابن فهد حلی و قوت القلوب ابو طالب مکی درسی شود و آنگاه کتاب صحیفه سجادیه، زبور آل محمد ع خوانده شود. تا طلاب به حقیقت، روحانی و وارث پیامبر و ائمه ع شوند. توصیه های جناب ایشان در گوشم بود تا به فکر افتادم که این کتاب را برای همه سالکان و روندگان مسیر حق تعالی به فارسی درآورم که علاقمندان به اهل بیت ع از این بوستان پر گل گلی چیده و از این خرمن مبارک خوشه ای برگیرند، که شاید از بین ایشان:
مگر صاحبدلی روزی به رحمت کند در حق درویشان دعائی
قدردانی و تشکر
از همه برادرانی که به نوعی در این امر خطیر یاریم کردند تشکر و قدردانی می کنم، مخصوصا از دبیر محترم جناب آقای بابک نیا که با حوصله از آغاز تا انجام کتاب را مطالعه فرمودند و تذکراتی مفید دادند، و بخشی از ویراستاری را بر عهده داشتند، و نیز از دوست فاضل و دانشمندم جناب حجت الاسلام و المسلمین داودی که تطبیق قسمت نخست کتاب را با متن عربی با دقت فراوان بر عهده گرفتند و نیز از جناب آقای احمد جزینی که زحمت حروفچینی و صفحه آرایی را بر عهده داشتند و نیز از جناب آقای محمود تیموری که زحمت چاپ و نشر آن را بر عهده گرفتند تشکر می نمایم و نیز از دیگر عزیزانی که در مقابله آن در دفعات مکرر مرا یاری دادند سپاسگزارم.
محمد حسین نائیجی نوری

شرح حال مؤلف

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی محمد و آله الطاهرین
مرحوم سید محسن امین در شرح حال ابن فهد حلّی مصنف کتاب عدّة الداعی و نجاح الساعی چنین می گوید: شیخ جمال الدین ابو العباس احمد بن شمس الدین محمد بن فهد اسدی حلی در سال/ 756 یا 757 متولد گردید و پس از/ 85 سال زندگی در سال/ 841 از دنیا رفت و نزدیک خیمه های حضرت سید الشهداء در بوستانی مشهور به بوستان ابو الفهد در کربلا دفن گردید و بر قبر آن جناب گنبدی قرار دارد و زیارتگاه مردم است و گفتند عمر آن جناب/ 58 سال است ظاهرا اشتباه ایشان از آنجا ناشی شده که دو عدد 8 و 5 را جابجا کردند.

گفتار فهرست نگاران در مورد مؤلف

سپس آن جناب گفتار علما را در باره مؤلف می آورد و می فرماید: امل الامل چنین گفت: وی دانشمندی فاضل، مورد وثوق، زاهد، عابد با ورع و جلیل القدر است پایان.
در تکلمة الرجال حرّ او را به راستگویی ستود پایان. و در ریاض العلماء در مورد وی چنین گفت: وی دانشمندی فاضل علامه فرزانه مورد وثوق بزرگمرد، زاهد و عابد و باورع و جلیل القدر است. و جناب ابن فهد تمایلی به مذهب صوفیه داشت، و در بعضی از تالیفات خود به آن تفوّه نمود پایان. سپس مرحوم امین می فرماید: ظاهرا صاحب ریاض این تمایل را به عنوان جرح ابن فهد قرار نداده است.
و در لؤلؤتی البحرین می فرماید: او فاضل دانشمند، فقیه مجتهد زاهد عابد با ورع و متقی و پاک بود. جز آنکه به مذهب صوفیه تمایل داشته و در بعضی از تصنیفات خود از آن سخن گفته است. آنگاه مرحوم امین می فرماید: در سخن او غمز و جرح استشمام می شود و این از مرحوم صاحب لؤلؤتی البحرین عجیب است، زیرا تصوّفی که به این بزرگان دین نظیر ابن فهد و ابن طاوس و خواجه نصیر الدین طوسی و شهید ثانی و شیخ بهائی و امثال ایشان نسبت می دهند، جز انقطاع به خالق جلّ شأنه و جدایی از خلق و زهد در دنیا و فنا در دوستی حق سبحان و امثال آن چیزی نیست، و این نهایت مدح بزرگان است، ....
و از سید جمال الدین بن اعرج عمیدی در تتمّه کتاب رجال، از سید نقیب بهاء الدین ابی القاسم علی بن عبد الحمید نیلی نسّابه در مورد مؤلف چنین آمده است: ابن فهد یکی از مدرسین مدرسه زعنیه در حلّه سیفیه و از دانشمندان و اهل خیر و صلاح و بخشش و بزرگواری است از من اجازه (نقل حدیث) خواست به او اجازه مصنفات و روایات خود از مشایخ و رجالم را دادم و در تکملة الرجال، مؤلّف گرانقدر شیخ عبد النبی کاظمی ساکن جبل عامل- که کتابش به عنوان حاشیه ای بر نقد الرجال است. فرمود: «احمد بن فهد» مجلسی در تعلیقه ای که به خط خود بر کتاب زده، نوشته: شیخ عالم زاهد ابو العباس احمد بن فهد حلّی از شیخ ابی الحسن علی بن خازن، شاگرد شهید سعید، محمد بن مکی روایت می کند. وی مردی زاهد، مرتاض و عابد بود و به تصوّف میل داشت. و در زمان میرزا اسپند ترکمانی والی عراق با جماعتی از مخالفین مذهب خود مناظره کرد، و ایشان را مغلوب نمود و همان سبب شیعه شدن والی مذکور گردید و خطبه را به نام ائمه معصومین علیهم السلام زینت داد، و سکه به نام ایشان علیهم السلام زد پایان.
و در مجالس المؤمنین نظیر همین سخنان آمده فرمود: شیخ زاهد ابو العباس احمد بن فهد حلی، شاگرد شیخ فاضل ابو الحسن علی بن خازن حائری که خود شاگرد شیخ سید سعید محمد بن مکی است.
مرحوم ابن فهد صوفی مرتاض و دارای ذوق و حال بود، و مجادلات و مناظرات فراوانی با مخالفان مذهب خود (اهل تشیع) داشته، و در زمان میرزا اسپند ترکمان که والی عراق بود، در مجلس وی، متصّدی اثبات مذهب شیعه و ابطال غیر آن گردید، و بر همه علمای عراق که اغلب ایشان در آن مجلس بودند، و مخالف او بودند، غالب آمد. و میرزای مذکور به مذهب تشیع درآمد و سکّه به نام امیر المؤمنین و اولاد طاهرین او یعنی ائمه یازده گانه زد و خطبه به نام ایشان علیهم السلام خواند.
مجلسی در تتمه کلام سابق خود روایت می کند که: مرحوم ابن فهد شبی حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه را در خواب دید. آن حضرت در روضه مطهّره غروی دست سید مرتضی را گرفته، و با وی راه می رفت و لباس آن دو بزرگوار از حریر سبز بوده است. پس شیخ احمد بن فهد جلو آمد و به ایشان سلام کرد حضرت و سید مرتضی جواب او را دادند. سید مرتضی به او رو کرد و گفت خوش آمدی ای ناصر و یاری کننده اهل بیت! پس سید از تصانیف ابن فهد پرسید وقتی در جواب آنها را ذکر کرد سید گفت کتابی مشتمل بر تحریر مسائل و تسهیل طرق و دلایل تالیف کن و ابتدای کتاب را با این عبارت شروع کن: بسم اللَّه الرحمن الرحیم الحمد لله المقدّس بکماله عن مشابهة المخلوقات. وقتی شیخ ابن فهد از خواب بیدار شد، در تصنیف کتاب تحریر دست یازید و آن را با گفتار سید شروع کرد.