نغمه کوثری

نویسنده : علیرضا اسدی کرمانی

پیشگفتار

دارم اندر دست خونین خامه ای - تا که بنویسم مصیبت نامه ای
لیک می ترسم که سوزد خامه ام - همچنان ننوشته ماند نامه ام(1)
حمد و ستایش خداوندی را سزاست که پدیده تفکر و اندیشه را در انسان به ودیعه سپرد؛ و نیروی عظیم عشق و ایثار را به آدمی ارزانی داشت.
انسان موجودی است که از روی فطرت، میل و گرایش به حسن و خوبی دارد. بارها در ایام سوگواری سالار شهیدان و ائمه اطهار علیهم السلام وقتی به عظمت حضور نیروی مردم نگاهی عمیق انداخته ام، دچار حیرت و بهت شده ام، که چه امری است که امت اسلامی را در سرتاسر جهان یکپارچه به خروش می آورد؛ و در برهه هایی از تاریخ، نهضت حسینی را به منصه ظهور می رسانند.
این چه رابطه ریشه داری است بین امت و اهل بیت علیهم السلام، که تا نام مبارک آنها برده می شود اشک از دیدگانشان سرازیر می شود و قلبشان به طپش درمی آید؛ با اینکه قرنها بین مردم و آن رهبران فرزانه فاصله زمانی وجود دارد.
آنچه که به ذهن حقیر می آید ارتباط عمیق و عاشقانه ای است میان عاشق و معشوق. در ژرفای درونی خویش وقتی غوص می کنیم پیوندی ناگسستنی بین خود و آن عزیزان حس می کنیم، پیوندی که به لطف خدا هدیه گردیده است.
و باز سپاس شایسته پروردگار یکتاست که ذره ذره وجودمان را با عشق و محبت به خود و اهل بیت علیهم السلام در هم آمیخت و موجودی والا و در خور عبودیت درگاهش و اطاعت از برانگیختگانش آفرید.
و اینک ماییم که با عنایت الهی باید این ودیعه الهی را پاس داشته و اجازه ندهیم که آن هدیه توسط زنگارهای زر، زور و تزویر دستخوش ناپاکیها و ناسرشتها گردد.
ارادت و محبت به اهل بیت علیهم السلام و یاد آنها را هر روز جلای بیشتری دهیم تا اندوخته ای در دنیا و آخرت گردد که سرور پرهیزکاران جهان حضرت علی علیه السلام فرمود: ذکرنا أهل البیت شفاء من العلل و الاسقام و وسواس الرّیب(2) و دقت به این مهم داشته باشیم که اظهار ارادت واقعی به اطاعت از آنان است به این گونه که گفتار و کردار آن فرزانگان را سرمشق زندگی خویش قرار دهیم. که باز آن حضرت فرموده است: من احبّنا فلیعمل بعملنا و لیتجلبب الورع)(3)
در پایان بر خود لازم می دانم که از خانواده مرحوم کوثری و همچینن دیگر عزیزانی که در تهیه این مجموعه کمال همکاری را نمودند، تقدیر و تشکر نمایم.
28/5/81 مطابق با دهم جمادی الثانی 1423
«علی رضا اسدی کرمانی»

زندگینامه(4)

از ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، کمتر کسی است که امام قدس سره را بشناسد و مرحوم کوثری - مداح اهل بیت علیهم السلام - را نشناسد؛ مردی که خانه زاد که هرگاه لب به مدح آل رسول علیهم السلام می گشود، آن پیرمرد فرزانه چشمهایش بارانی می شد. او صدایی نداشت؛ اما سوز درونی اش به هر دل پاک و صادق آتش می زد.
سید محمد کوثری در سال 1307 در محله چهل اختران شهر قم در خانواده ای روحانی دیده به جهان گشود. پدر او - مرحوم حجت الاسلام حاج سید علی اکبر کوثری - از خطیبان بزرگ قم بود که در محافل مذهبی، از جمله بیت آیت اللَّه بروجردی قدس سره ضمن آشنا ساختن مردم با فضایل اهل بیت علیهم السلام دلهای آنان را با عشق به ائمه اطهار پیوند می زد و جان تشنه شان را از کوثر ولایت سیراب می کرد.
پدربزرگ ایشان، حاج سید حبیب چاوش و جد مادری او حاج سید حسین چاوش از چاوش خوانان معروف قم بودند و عاشقان امام حسین علیه السلام را با اسب و شتر به کربلا می بردند.
سید محمد پس از راه یافتن به محضر فیض استادان همچون امام موسی صدر، از آنجا که عطش عشق به اهل بیت علیهم السلام کام و جانش را شعله ور ساخته بود، به جرگه ذاکران و روضه خوانان اهل بیت علیهم السلام پیوست و بیش از نیم قرن با این میمنت و افتخار همراه بود. او حتی پس از خود این عرض ارادت را به عنوان یک آیین به فرزندان خود نیز به ودیعت سپرد.
قیام 15 خرداد 1342 نام او را در شمار انقلابیون و ارادتمندان به حضرت امام قدس سره ثبت کرد.
حجت الاسلام کوثری چنان عشق و ارادتی به امام حسین علیه السلام داشت که هر سال به کربلای معلا مشرف می شد و در محضر آن ارباب اهل بصیرت ماهها به کسب فیض می پرداخت. با این وجود اگر تصویری از گنبد ضریح سیدالشهداء می دید، چشمه های اشک از دیدگان نجیبش می جوشید.
حاج آقا کوثری با اینکه ملبس به ردای روحانیت بود؛ اما همه از او انتظار مرثیه خوانی اهل بیت علیهم السلام را داشتند؛ ولی او به وظیفه شرعی خود - که همان وعظ و خطابه بود - نیز توجه داشت و در حرم شریف ائمه علیهم السلام و بیوت علمای معظم به معرفی سیره اهل بیت علیهم السلام و ترویج فرهنگ ایشان می پرداخت.
«کوثری» از کوثر بی نشان ولایت دم می زد و از عطش آن جام سیراب شده بود؛ بی جهت نبود که اولیا و بزرگان علی الخصوص رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی قدس سره دل به طنین نغمه های کربلایی او بسته بودند و با زمزمه های او دل و جانشان به اهتزاز می افتاد و همسفر با اشک به دیار اشتیاق عشق می شتافتند.
«کوثری» رشته دل را به آستان عشق گره زده بود و هر بار در همگام خواندن با طنین «یااللَّه!» - از عمق جان - مدد از هستی بخش می گرفت تا زیباترین آینه داران هستی را توصیف کند. هماره زمزمه داشت که:
در اینجا انتسابم با حسین است - در آنجا هم حسابم با حسین است
کجاب ارباب من فردا گذارد - غلام او در آتش پا گذارد؟
او هیچ گاه سایه های مادی را بر آفتاب حقیقت، ترجیح نداد. ظواهر دنیایی هیچ زمان او را نفریفت. اگر هم در این آستان، از برکت اهل بیت علیهم السلام هر بار توشه ای می یافت آن را در راه خدا و در راه گره گشایی از مشکلات فقرا و مساکین صرف می نمود. اعتباری که نوکری بارگاه اهل بیت علیهم السلام به او بخشیده بود، زمینه ارادت مردم و مسؤولان را نسبت به او فراهم کرده بود، اما هیچ گاه این اعتبار را خرج خود نکرد و هماره خدای را شاکر بود که عبادت او را خدمت به اهل بیت علیهم السلام و خدمت به شیعیان ایشان قرار داده است.
مرحوم کوثری با وجود گرفتاری ها و مشغله های گوناگون، لحظه ای از خانواده خود غافل نماند و سال ها کمر به خدمت پدر پیر و زمین گیرش بست و در این راه، ذره ای درنگ و سستی نداشت تا آنجا که «حضرت آیت اللَّه فاضل لنکرانی» به ایشان فرموده بود که:
«آنچه داری، همه عزت و آبروی تو، از برکت خدمت به پدرت می باشد که او عمری خدمت به دستگاه امام حسین علیه السلام کرد و اکنون تو به او خدمت می کنی.»
دلبستگی امام خمینی قدس سره به برنامه روضه خوانی او خود داستانی دیگر است و فصلی دیگر می طلبد. اما ذکر این نکات، خالی از لطف نیست:
خود آن مرحوم نقل فرموده است که:
«در ایام رحلت حاج آقا مصطفی خمینی رحمه اللَّه خدمت امام قدس سره رسیدیم، داماد بزرگ امام، مرحوم حاج آقا شهاب الدین اشراقی رحمه اللَّه به محض دین من، سفارش نمودند که:
«آقا» پس از مرگ فرزندشان، اشکی نریخته اند و ممکن است برای قلب ایشان ضرری داشته باشد، خوب است ذکر توسلی داشته باشید برای ایشان مفید است. ما رفتیم خدمت امام، چند نفری در اتاق بودیم که از امام اجازه روضه خواندن گرفتم و از مقام حاج آقا مصطفی و فقدان او خواندم، اما امام هیچ عکس العملی نشان نداد، سپس شروع کردم به خواندن روضه حضرت علی اکبر علیه السلام که ناگهان امام با صدای بلند گریه کردند، به طوری که شانه های آقا بالا و پایین می رفت.»
توجه به عزاداری و اقامه عزای امام حسین علیه السلام از مواردی بود که امام بدان اصرار فراوانی می فرمودند، بخصوص در آن زمان که شیوه عزاداری سنتی توسط عده ای مورد بی توجهی واقع شده بود، حضرت امام قدس سره از مرحوم کوثری دعوت می کردند تا در محضر ایشان به روضه خوانی بپردازد، تا تأکیدی باشد بر نوع عزاداری سنتی که مورد نظر حضرت امام قدس سره بود و عده ای در صدد حذف آن از فرهنگ شیعه بودند.
مرحوم کوثری این توفیق را داشت که پس از رحلت امام قدس سره در محضر مقام معظم رهبری «حضرت آیت اللَّه خامنه ای» نیز سنت اقامه عزای اهل بیت علیهم السلام را پاس بدارد. در یکی از ایام فاطمیه، آن هنگام که آن مرحوم، قصد سفر به تهران و شرکت در برنامه عزاداری شهادت حضرت صدیقه طاهره علیها السلام در بیت رهبر انقلاب را داشت، در هنگام وضو گرفتن، دعوت حق را لبیک گفت و به خیل واصلان به آستان امام حسین علیه السلام پیوست.(5) چند ساعتی پیش از رحلت، آن مرحوم به خانواده خود گفته بود که خواب حضرت معصومه علیها السلام را دیده است. پس از رحلت نیز، بارها به خواب خواص آمده و سفارشهایی از جمله توصیه به خواندن زیارت عاشورا، زیارت جامعه کبیره و... داشته است.
یک بار در عالم خواب به فرزند گرامی شان گفته بود:
«فرزندم! آن هنگام که جان می دادم آقا امام حسین علیه السلام به کنارم آمده و نظاره ام می نمود! و می فرمود: «نترس! من کنارت هستم.» اکنون هم هر کجا هستم با امام حسین علیه السلام هستم.»
همچنین سفارش نمود که: «همه کارهایی که شما در دنیا انجام می دهید برای ما به تصویر می کشند. ما مثل «شهاب» همه جا می رویم و اعمال شما را می بینیم. ما و دیگر شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام، همه جا با شما هستیم.»

خاطرات(6)

این حقیر حدود چهل سال خدمت امام قدس سره مشرف می شدم. ایشان هم نسبت به من محبت و عنایت داشتند. سابقا ایشان در سه روز فاطمیه دوم برای حضرت زهرا علیها السلام مجلس می گرفتند، بنده و ابوی و آقا شیخ قوام وِشنَوِه ای و آقا سید عباس حسینی، سه چهار نفری، در آن مجلس حاضر می شدیم. ایشان به حاج آقا مصطفی فرموده بودند:
«لازم نیست هر سال دعوت انجام شود. خودشان این سه روز روضه ماه را یادداشت کنند و بیایند.»
در این ایام ما به حضور ایشان مشرف می شدم. عده ای از خواص مثلا علامه طباطبایی، رضوان اللَّه تعالی علیه، مرحوم آقای قاضی، مرحوم آقای حاج فکور یزدی، آقای تیلی و تعداد محدودی از فضلای حوزه در این مجلس شرکت می کردند. ایشان به ذکر مصیبت بی بی حساسیت خاصی داشتند و هنگامی که از بی بی حضرت زهرا علیها السلام و سیدالشهداء علیه السلام نام برده می شد، بیش از همه گریان می شدند. چندین سال بدین منوال، هر سال در فاطمیه دوم در مجلسشان حاضر می شدیم، تا ایشان به عراق رفتند و شهادت مرحوم حاج مصطفی، رضوان اللَّه تعالی علیه، پیش آمد. ما آن موقع در قم بودیم و برای مشرف شدن به عتبات عالیات مهیا می شدیم. هنوز چهلم حاج آقا مصطفی نرسیده بود که حاج آقا شهاب الدین اشرقی رحمه اللَّه، داماد امام دنبال من فرستادند. وقتی به آنجا رفتم، حاج آقا اشراقی گفتند:
«بعد از فوت مرحوم حاج آقا مصطفی، امام اصلا گریه نکرده اند. این حالت از نظر روانی درست نیست. چنین پدری چنین پسری را از دست داده است و انسان عزادار باید گریه کند تا عقده دلش باز شود. خلاصه امام با آهنگ صدای تو آشنایند. سالها برایشان روضه خوانده ای. کاری کن که امام گریه کنند.»
داستان مشرف شدن ما به کربلا مفصل است. بعد در نجف به محضر ایشان رسیدیم. من بودم و ابوی و آقای چهل اخترانی و حاج آقا علی چهل اخترانی هم بودند.
وارد بیت امام شدیم. وقتی به خدمتشان رسیدیم در نظرم بود که ذکر مصیبت امام حسین علیه السلام را هم در آخر تسلیت عرض کنم. من روضه را با آیه شریفه:
«من یخرج من بیته مهاجرا الی اللَّه و رسوله...»(7)
شروع کردم و بعد تسلیت گفتم.
همه حاضران شروع کردند به گریه کردن، من خودم هم گریه می کردم. در آن چند سالی که امام در نجف بودند، ما هر سال به خدمتشان مشرف می شدیم. همیشه مرحوم حاج آقا مصطفی هم بودند و به من خیلی محبت می کردند. ولی آن روز جای ایشان خالی بود. من جای خالی ایشان را یادآوری کردم و به هر نحوی که می دانستم سعی کردم که امام را وادار به گریه کنم، ولی امام گریه نکردند. روضه را ادامه دادم و گفتم:
«آه! صاحب درد را باشد اثر» اماما! شما حالا به سوز دل امام حسین علیه السلام خوب واقف شدید که بر بالین حضرت علی اکبر علیه السلام فرموند: «علی الدنیا بعدک العفا»(8) تا به اسم امام حسین علیه السلام رسیدم، امام گریه کردند و آنچنان شدید گریه کردند که شانه هایشان بالا و پایین می رفت، من اشعار فارسی و عربی مصیبت حضرت علی اکبر علیه السلام را می خواندم.
وقتی حال امام را دیدم، فکر کردم شاید ادامه بیشتر مصیبت درست نباشد و زود ختمش کردم. هنگامی که امام دستمال را از روی چشمهایشان برداشتند، چشمهایشان از شدت گریه قرمز شده بود.
بعد از استقرار امام در جماران من برای خواندن روضه از قم به آن جا می رفتم. ابتدا دو سه نوبت در همان اتاق خودشان روضه خواندم ولی دو سالی است که برنامه عوض شده است و
امام فرمودند: «حالا که کوثری می آید، پس مجلس روضه در خود حسینیه باشد.»
این سالها وقتی از قم به خدمتشان می رسم، ابتدا دستشان را می بوسم و «اعظم اللَّه اجورنا و اجورکم» می گویم. بعد ایشان می فرمایند که در همان حسینیه عده ای از مخاطبین بیت جمع شوند. سپس به بالکن تشریف می آورند، روی صندلی می نشینند و سخنانی ایراد می کنند و بعد دستور می دهند همان جا روی زمین پتویی پهن کنند. و برای احترام به روضه روز عاشورا روی زمین می نشینند. مردم از تلویزیون دیده اند که بعد از شروع روضه چطور بی اختیار می شوند.
گریه ایشان هم به مردم درس می دهد. ایشان پیرو رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام هستند.
امام رضا علیه السلام روز اول محرم به ریّان بن شبیب فرمودند: «ان کنت باکیا علی شی ء فابک علی جدی الحسین»(9) یعنی هر وقت خواستی برای چیزی گریه کنی، ابتدا بر جدم حسین علیه السلام گریه کن؛ زیرا در گریه برای امام حسین علیه السلام رازهایی نهفته است.
امام هم با گریه خود به ما یاد می دهند که هر کسی بخواهد در خط اسلام و ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام حرکت کند، قبل از هر چیز باید از هر جهت عزادار سیدالشهداء باشد.
چند سال پیش که روز عاشورا خدمت امام مشرف شدم، ایشان از ابوی احوالپرسی کردند، عرض کردم حالشان بد نیست و سلام می رسانند. - ابوی حضرت آقا علی اکبر کوثری مسن ترین منبری قم اند. - دو سال پیش که حال ابوی خوب بود باهم به خدمت امام رسیدیم، امام به محض ورود ایشان با محبت بسیار معانقه کردند و احترام گذاشتند و می خواستند روی زمین بنشینند.
ما همیشه سالی بیست روز یا یک ماه به نجف و کربلا و کاظمین و سامرا می رفتیم. زمانی که نجف بودیم، می دیدم که امام هر شب آخر وقت برای زیارت حرم حضرت امیر علیه السلام می آمدند و بعد از زیارت ایشان در حرم را می بستند. به یاد ندارم شبی زیارت ایشان ترک شده باشد و من از زمان مرحوم آقا سید ابوالحسن به این طرف هیچ مرجعی را به این شکل ندیدم.