فهرست کتاب


ویژگی های معلّم خوب

آیت الله حسین مظاهری‏‏

خلاصه ی درس بسیت و سوم

- اگر امر به معروف و نهی از منکر به درستی در جامعه اسلامی جامه ی عمل بپوشد بسیاری از محرمات از جامعه رخت بر خواهد بست.
- امر به معروف و نهی از منکر به در دو صورت مثبت و منفی قابل پیاده شدن است.
- معلمین باید متوجه باشند که حتماً امر به معروف و نهی از منکر در کلاس با تلطف مهربانی انجام شود، چرا که ترمیم احساسات ضربه خورده عملی بسیار مشکل است.
- همانگونه که سخت گیری در انجام امور نادرست است، بی تفاوتی نیز گناهی بزرگ محسوب می شود.
- امر به معروف و نهی از منکر اگر چه وسیله ی صددرصد کنترل کننده ای نیست اما از وسایل بسیار ارزشمند و قابل توجه است.

درس بیست و چهارم: ایمان

تا اینجا نیروهای مختلفی که با کمک آنها انسان ها توانایی می یابند به کنترل رفتار و کرداد خویش بپردازند معرفی شدند و پیرامون آنها مطالبی ارائه شد. نکته حائز اهمیت آنکه در تمامی موارد ذکر شده، عدم توفیق کامل و ناتوانی در مهار صددرصد انسان مشاهده می شود. در این مبحث به معرفی و بررسی ایمان، به عنوان عاملی که قادر به کنترل تمام عیار انسان است می پردازیم.
از دیدگاه قرآن کریم و در معارف اسلامی در مقام تبیین و تشریح ایمان، اقسام و مراتبی برای آن قائل شده اند که اجمالاً بیان می کنیم:
الف- ایمان لسانی: ایمانی است که در دل رسوخ نکرده است. در سوره ی حج خداوند می فرماید:
بعضی از مردم خداوند را به زبان می پرستند، لذا هر گاه خیر و نعمتی به آنها برسد اطمینان خاطر پیدا می کنند و اگر فتنه ای به آن ها برسد از خداوند روگردان می شوند. روشن است که چنین ایمانی نمی تواند انسان را در برابر غرایز کنترل کند. چنین انسانی مصداق همان افرادی است که در مواقعی که خیری به آنان برسد سرکشی می نمایند و اگر هم شرّی به آنان رسید، جزع و بی قراری خواهند کرد، چرا که موجوداتی حریص و بی صبرند.
ب- ایمان برهانی: این ایمان از راه برهان در عقل انسان رسوخ می کند و گرفتن شک از عقل، او را قانع می سازد. اگر چه این مرتبه از ایمان فراتر از ایمان لسانی است ولی قادر به کنترل غرایز نیست. چه بسیار افرادی وجود دارند که در اثبات معاد دلایل محکمی ارائه می کنند ولی در زندگی آنها گناه وجود دارد، از آن رو که نفس اماره را مهار نکرده اند و هر چند با دلایل فراوان به اثبات خداوند می پردازند، در عین حال نافرمانی او را می کنند.
ج- ایمان قلبی: چنین حالتی، ایمان عاطفی و یقینی است که در دل رسوخ کرده است و انسان، خدا و معاد را از قلب و جان باور کرده است. مؤمن در این موقعیت به مرحله ای رسیده است که خداوند را از رگ گردن به خود نزدیکتر احساس می کند. امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه می فرماید:
اللهم انی اسئلک ایماناً تباشر به قلبی و یقیناً صادقاً حتی اعلم انه لن یصیبی الا ما کتب لی
خدایا ایمانی به من عطا فرما که در دل و جانم رسوخ کرده باشد و یقینی به من لطف فرما که بی شک بدانم هر چه را مقدار کرده ای می رسد.
برای ایمان قلبی از سوی علمای علم اخلاق سه درجه ذکر شده است:
1- علم الیقین: در این مرتبه از ایمان قلبی، شخص دورنمایی از مبداء و معاد را می بیند ایمان در دلش رسوخ کرده است؛ همانگومه که انسان تشنه ای، تشنگی را درک می کند او نیز خدا را با قلب خود درک می نماید. ریشه کن شدن صفات رذیله در انسان شرط رسیدن به این مرتبه است.
2- عین الیقین: در مرتبه ی قبلی، فرد تنها از دور دستی بر آتش داشت ولی اینک در کنار آتش است و گرمای آن را حس می کند. این بدان معنی است که شخص توانسته است صفات رذیله را از میان بردارد و خود را ملبس به صفات انسانیت نماید. به دیگر سخن، ملکه ی تقوا و عدالت برای او حاصل شده است و در این مرحله نور خداوند در دل او تابیده می شود.(حدید/28)
یعنی نوری از پرتو ایمان به آنان اعطا می شود که بوسیله ی آن راه می پیمایند و از گناه در می گذرند.
3- حق الیقین: سومین و عالی ترین مرتبه را حق الیقیق نامیده اند و در چین مرحله ای است که خانه ی دل، صاحبخانه را می یابد و آدمی در خودِ آتش واقع می شود. اینک گفته می شود:قلب المؤمن عرش اللّه منظور همین مؤمن است؛ یعنی کسی که در مرتبه ای از ایمان واقع شده است که خداوند تبارک و تعالی خانه ی خود را درون قلب او قرار داده است. این بدان معنی است که هیچ کس جز خداوند بر دل او حکومت نمی کند و تنها سرپرست و حاکم او ذات باری تعالی است اللّه ولی الّذین امنوا و او نیز جز خدا کسی را نمی بیند و نمی یابد.
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند - بنگر که تا چه حد است مقام آدمیّت
خداوند سبحان می فرماید:(بقره/165)
کسانی که اهل ایمان هستند کمال محبت و دوستی را فقط به خدا مخصوص می دارند.
مراحل دوم و سوم از ایمان یعنی عین الیقین و حق الیقین مختص اولیاء الهی و مردان نیک روزگار است اما همانگونه که علم الیقین نامیده شد، عاملی است که قادر است غرایز را کنترل نماید چه رسد به مراتب بالاتر.
سؤال این است که ایمان قلبی چگونه حاصل می شود. در جواب باید گفت که دستیابی به ایمان قلبی در گرو سه عامل است: اول تقید به ظواهر شرع است. مقید بودن به ظواهر شرع و دین، اهمیت دادن به واجبات، خصوصاً نماز که عامل بازدارنده از فحشا و منکرات است. معلم باید در مقابل اوامر شرع مطیع باشد و به آنها اهمیت دهد.
دوم اجتناب از گناه است. یعنی دوری جستن از تمام منهیاتی که در شرع آمده است. گناه آتشی است که ایمان را هر چند رسوخ کرده در قلب باشد از ریشه می سوزاند و قساوت قلب در پی دارد، بنابراین باید شدیداً از آن پرهیز کرد.
سوم بجای آوردن مستحبات است. معلمین باید مستحبات دینی را تا اندازه ای که کار و زندگی ایشان فدا نشود بر پا دارند. در این ارتباط اهتمام در خدمت به خلق خدا که از والاترین مستحبات است جایگاه ویژه ای دارد. البته باید توجه داشت که شغل معلمی اساساً در بردارنده ی چنین حالتی در خود است.
اهتمام به نماز شب و همچنین شرکت در مجالس مذهبی و توسل به پیشگاه مبارک ائمه طاهرین(ع) که وسط فیوضات الهی هستند، از نکات مهمی است که رعایت آن ها لازم است.
خلاصه مطلب آنکه نیروهای ذکر شده و خصوصاً ایمان را باید در جهت سازندگی اجتماع به کار گرفت. معلمین عزیز مواظب باشند که در عمل سختگیر، سرزنشگر، پشت سرگو و بی تفاوت نباشند و مهمتر از همه اینکه با زبان خوش دیگران را ارشاد کنند، با زبان تلطّف و مهربانی و با استدلالی که در خور فهم مخاطب باشد.
معلم ها هستند که قادرند نسل آینده را عوض کنند و باید بدانند که تأثیر دبستان از دبیرستان و دانشگاه بیشتر است. شاگردان را با عمل آموزش دهید و مسلمان کنید.

خلاصه ی درس بیست و چهارم

- در بینش اسلامی، ایمان حقیقی عاملی است که قادر به کنترل کامل انسان است.
- ایمان لسانی، ایمان برهانی و ایمان قلبی؛ انواع ایمان در معارف اسلامی است.
- ایمان لسانی و ایمان برهانی قادر به کنترل کامل غرایز نیستند و آنچه که مورد نظر است ایمان قلبی است.
- ایمان قلبی در دل رسوخ می نماید و دارای مراتب علم الیقین، عین القین، حق الیقین، منقسم می شود.
- به دست آوردن ایمان قلبی در گرو تقیّد به ظواهر شرع، اجتناب از گناه و به