فهرست کتاب


ویژگی های معلّم خوب

آیت الله حسین مظاهری‏‏

خلاصه ی درس بیست و یکم

- از آنجا که انسان ذاتاً تمایل به زندگی در اجتماع را دارد، نیازمند به وجود قوانینی در جهت سامان دادن به کارهای جامعه می باشد. قانون برای آن است که هر کس به حق خود برسد و در ضمن کسی از حقی که برای او معین شده است تجاوز ننماید.
- قرآن کریم یکی از اهداف پیامبران را ایجاد و وضع قانون صحیح در اجتماع بر شمرده است.
- قرآن از جمله ابزاری است که برای کنترل انسان به کار برده می شود.
- دو اشکال عمده برای قوانین مطرح می شود: اول آنکه معولاً کارآیی آن تنها در انظار دیگران بروز می کند و در خلوت و عدم نظارت قدرت برتر، بسیار کم رنگ می شود و دیگر آنکه قانون در مقابل کسی که آن را وضع می کند ناتوان است.
- قانون نیز مانند سایر قوایی که تاکنون مطرح شد در هنگام استیلای غرایز بر انسان به شدت ناتوان می شود.

درس بیست و دوم : امر به معروف و نهی از منکر(1)

یکی از نیروهای کنترل کننده انسان «نظارت ملی» است و به عبارت قرآن کریم «امر به معروف و نهی از منکر». امر به معروف و نهی از منکر در ردیف نماز، روزه، زکات، خمس، حج و جهاد واقع شده است، یعنی از جمله فروع دین است و قرآن به اندازه ای بر آن تأکید دارد که آن را یکی از بال های سعادت می داند. اگر فردی یا اجتماعی از این دستورات سرپیچی نماید، قرآن با قسم می فرماید که او زیانکار است.
سوره ی والعصر اگر چه سوره ی مختصری است اما دینایی معنی در آن نهفته است. این سوده می فرماید:
والعصر انّ الانسن لفی خسر الّا الّذین ءامنوا و عملوا الصَّلحت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر
(والعصر،)
قسم به عصر- یعنی قسم به عصاره ی عالم خلقت که حضرت ولی عصر(عج) باشد - همه ی انسان ها در زیانکاری اند؛ همه ورشکسته، شقاوتمند و بدبخت هستند الا یک طایفه و آن یک طایفه را اینگونه معرفی می نماید:
کنتم خیر أمه أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون باللّه و لو ءامن أهل الکتب لکان خیراً لهم منهم المؤمنون و أکثرهم الفسقون
(آل عمران، 110)
به جز افرادی که ایمان دارند و بر طبق ایمان خود عمل می کنند. و بعبارت دیگر، امر به معروف و نهی از منکر دارد. در آیه ای دیگر می فرماید:
والمؤمنون و المؤمنت بعضهم أولیآء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر
(توبه، 71)
مسلمان و مؤمن دوست یکدیگرند - و بعد علامت دوستی را می فرماید- مواظب یکدیگر هستند، بر یکدیگر نظارت دارند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند. نظیر این سوره و این آیات در قرآن فراوان است، لذا همه و مخصوصاً معلم ها باید بدانند که وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر نظیر وظیفه ی نماز است و همانطور که مکلفیم نماز بخوانم، مکلف هستیم که امر به معروف و نهی از منکر نمائیم.
در اسلام امر به معروف و نهی از منکر به چهار قسم منحصر می شود. قسمت اول مربوط به فقه و فقاهت است. بنا به فرموده ی قرآن برای حفظ فقه و فقاهت و برای اینکه علمای دین باشند و اسلام را نگهداری کنند، دستهای باید مهیا گردند برای مجتهد و فقیه شدن و دیگران نیز باید از نظر امکانات آن گروه را تأمین نمایند تا در رفاه و آسایش باشند و در همین ارتباط به طور رسا و موکد می فرماید:
و ما کان المؤمنون لینفروا کافة فلولانفر من کل فرقة منهم طآئفة لیتفقهوا فی الّذین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون
(توبه، 122)
یعنی حتماً حوزه های علمیه باید در بین مسلمانان تأسیس شود تا در آنها گروهی برای تبلیغ دین تربیت شوند؛ به این می گوئیم «نظارت بنیادی در امر به معروف و نهی از منکر». وظیفه یک روحانی این است که دین خدا را حفظ کند و علاوه بر آنکه خود متدین است و به دین عمل می کند، مواظب دین هم باشد و اگر خطری پیش آمد ولو بلغ ما بلغ کوشش کند تا خطر را دور نماید.
فتوایی را که استاد جلیل القدر، امام امت راجع به کتاب توهین آمیز آیات شیطانی نوشته ی سلمان رشدی مرتد صادر فرمودند از این قبیل است. این فتوای اخیر در جهان سر و صدا بپا کرده است و شیطان ها توجه پیدا کرده اند که فتواهای از این نوع قادر به تکان دادن دنیا است، نظیر فتوای تحریم تنباکو در زمان میرزای شیرازی.(18) شیاطین جهانی از علما ضربه خورده اند، آن هم ضربه های کاری. اگر همین علما نبودند انگلستان همان روزهای اول ایران را جزء مستعمرات خودش قرار می داد به همان شکلی که در جنگ جهانی اول عراق، لبنان، شام مصر را مستعمره ی خود نمود. افرادی نظیر آیت اللّه کاشانی و آیت اللّه خوانساری تفننگ بر دوش نهادند. چیزی که برای انگلستان اهمیت داشت حضورشان در صحنه بود نه تفنگهایشان. و انگلیس ضربه خورد و عقب نشینی کرد. ضربه ای را که اینک رهبر عظیم الشأن انقلاب به انگلیس وارد کرد نیز ضربه ای سخت و کاری بود و نباید خیال کرد چون رسانه های گروهی آنان فریادشان بلند است، پس ضربه نخورده اند، بلکه ضربه ای سخت خورده اند.
و اما قسم دوم: قرآن کریم می فرماید باید هیئت آمرین به معروف و ناهین عن المنکر داشته باشیم.
یعنی دولت اسلامی باید وزارتخانه ای داشته باشد که افراد آن کارشان نظارت بر کارهای دیگران و امر به معروف ونهی از منکر باشد. اگر پلیس وظیفه شناس باشد و یا اگر کمیته حالت افراط گری و تفریط گری نداشته باشد از همین قبیل است و به راستی که اگر یک انجمن اسلامی در دانشکده ها یا دبیرستانی طرز کار کردن را بداند و بتواند کار کند، هم کار خوبی است و هم اینکه عملش از نظر قرآن امضا شده است. قرآن شریف در این ارتباط می فرماید که در بین شما دسته ای باشند که وظیفه ی آنان نظارت و امر به معروف و نهی از منکر باشد. یکی از کارهای جمهوری اسلامی انشاء اللّه این باشد. در ممالک اسلامی جایی را سراغ نداریم که آمرین به معروف ناهین عن المنکر باشند الا حجاز که آن ها هم کارهایشان بسیار زشت است و فقط مواظب هستند که مبادا کسی قبر رسول اکرم «ص» یا حجرالاسود را ببوسد. هر چند کار بی مزه ای می کنند و اگر این گروه نبودند خیلی بهتر بود اما اسم خوبی دارند و در تمامی ممالک اسلامی باید گروه آمرین به معروف و ناهین از منکر با اعمال صحیح وجود داشته باشند و امیدوارم جمهوری اسلامی بتواند شاهکارهایی را که قرآن و اسلام دارند یکی پس دیگری پیاده نماید.
سومین قسم آنکه همه ی افراد باید بر کارهای یکدیگر نظارت داشته باشند که به این می گویند «نظارت ملی». قرآن می فرماید، اگر امت اسلام بهترین امت به دلیل نظارت ملی است.
و کذلک جعلنکم امة وسطاً لتکونو شهداء علی الناس و یکون الزسول علیکم شهیداً و ما جعلنا الناس القبلة التی کنت علیها الا لنعلم من یتبع الرسول ممن ینقلب علی عقبیه و ان کانت لکبیره الا علی الّذین هدی اللّه و ما کان اللّه لیضیع ایمنکم ان اللّه باالناس لرءوف رحیم
(بقره، 143)
ای مسلمان! بهترین ادیان تعلق به تو دارد و تو بهترین ملت ها هستی و الگو و سر مشق برای جامعه ی بشر. رفیق باید مواظب رفیقش باشد و اگر غیبتی کرد، نگاه شهوت آمیزی نمود و یا گناهی از او سر زد با زبان به او اعتراض نماید و جلوی او را بگیرد. هر گاه دید رفیقش باابالی در نماز است از او بخواهد که نماز را اول وقت بخواند. زن بر شوهر، شوهر بر زن و هر دو بر بچه هایشان نظارت داشته باشند. اگر کسی دید که رفیقش موعظه و پند و نصیحت دست از گناهش بر نمی دارد با او قطع رابطه نماید و در صورت اصرار بر گناه کاملاً رفاقت خود را قطع نماید. به این می گوئیم «مبارزه ی منفی» و این مبارزه منفی لازم است که در زندگی مسلمان باشد. اگر با زبان خوش به رفیق خود گفت که نماز و روزه را بپای دارد و دروغ نگوید، غیبت نکند، تهمت نزند و و رفیقش پذیرفت که خوب وگرنه چنین رفیقی بدرد نمی خورد باید قطع رابطه کند. بنا به فرموده ی قرآن این عمل بسیار مؤثر است و از همه تقاضا دارم که به نظارت ملی توجه داشته باشند.
امر به معروف و نهی از منگر مانند نماز و روزه واجب است و بی تفاوتی راجع به رفیق و جامعه و زن و شوهر گناه بزرگی است، به اندازه ای بزرگ که به حضرت شعیب(19) از جانب خداوند خطاب آمد که: «شعیب! تصمیم گرفته ام که صد هزار نفر از امت تو را هلاک کنم، از امت تو چهل هزار بد هستند و شصت هزار خوب.» حضرت شعیب گفت: «خدایا! اینکه بدها کیفر اعمال زشت خویش را ببیند، درست اما خوب ها دیگر چرا؟» از سوی خداوند خطاب شد: «برای آنکه بدها گناه کردند و خوب ها دیدند و سکوت کردند.» این امر به معنای آن است که در زندگی آنان امر به معروف و نهی از منکر نبود، لذا از همین لحظه تصمیم بگیرید که رفیق خود را تربیت کنید، برادر وار و بدون توهین و سرزنش و به شکلی که کسی هم نباشد و خجالت نکشد، او را از گناه باز دارید. آیینه وار گناهان رفیق خود را به او نشان دهید که المؤمن مرآت المؤمن.
و بالاخره قسمت چهارم از امر به معروف و نهی از منکر، «انتقاد» است. انتقاد، عیوب دیگران را به آنان گفتن است البته به نحوی که لطمه به شخصیت و احساساتشان وارد نیاید یعنی باید برادرانه عیب جویی کرد. عیب جویی بر سه قسم است: اول آنکه پشت سر باشد که به آن غیبت می گوئیم و گناهش بسیار بسیار بزرگ است و دوم عیب جویی در رو است اما همراه با تحقیر، سرزنش، استهزاء و خوار نمودن فرد که این هم اگر گناهش از غیبت بیشتر نباشد، کمتر نیست و قرآن کریم این دو دسته را کنار هم گذاشته است و می فرماید: «وای بر عیب جوی، چه پشت سر و چه رو در رو» نو سوم نیز انتقاد است. مثلاً اگر کسی پرخور است یا زیاد می خوابد و باید همانند آیینه عیب های او را به وی نشان داد. باید عیوبی را که هر چند گناه نیست ولی در شأن و شخصیت یک مسلمان هم نیست به وی تذکر داد تا عیب ها رفع گردند.
آنچه که باید متوجه باشیم این است هر چند انتقاد واجب و لازم است اما واجب تر و لازم تر از آن انتقاد پذیری است. یک انسان کامل، انسانی که می خواهد به مقام قرب الهی برسد، بایستی انتقادپذیر باشد. از مسلمانان صدر اسلام بیاموزیم که در ارتباط با نظارت ملی به هنگام روبرو شدن با یکدیگر(به جای تعارفات معمول این دوره که مثلاً حالتان چطور است و یا اینکه ارادتمند شما هستم که چه بسیار هم دروغ می گویند) اولی می گفت:بسم اللّه الرحمن الرحین والعصر، ان الانسان لفی خسر و دیگری نیز می گفت: الا الّذین آمنو و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر و با این کارشان عملاً امر به معروف و نهی از منکر را زنده می کردند و دیگر آنکه انتقادپذیر بودند. پیامبر اکرم «ص» بعد از نماز بر می خاست و می فرمودند:رحم اللّه امرءا هدی الیه عیوبی خداوند رحمت نماید کسی را که به من هدیه دهد. نمی فرمود کسی بیاید عیب های مرا بگوید بلکه گفتند عیب ها را هدیه می دانست. اگر کسی عیب شما را برشمرد، کردارش نظیر آینه است که عیب هایتان را می نمایاند. اگر نگاه به آیینه کردید و دیدید که سر و وضع شما آشفته و نامناسب است، آیا آیینه را می شکنید؟ نه چرا که این کار دیوانگی است. حال اگر کسی از انتقاد دیگران برنجد و ناراحت شود، عمل او مشابه رفتار فردی است که آیینه را می شکند. خوشا به حال آنانی که وقتی عیب های آنان تذکر داده می شود تشکر می کنند و از انتقاد نه تنها دلگیر نمی شوند بلکه به خاطر می سپارند که دیگر تکرار نکنند. از همگان تقاضا دارم که اینگونه باشند و بدانند از این راه است که می شود عیوب را برطرف نمود.

خلاصه ی درس بیست و دوم

- امر به معروف و نهی از منکر از نیروهای کنترل کننده ی انسان است و اسلام درجه ای والا برای آن قایل شده است و آن را یکی از بال های سعادت بشر می داند.
- همه باید بدانند که امر به معروف و نهی از منکر همانند نماز از تکالیف مسلمین است.
- چهار نوع امر به معروف و نهی از منکر در اسلام تحت عناوین فقه و فقاهیت، هیئت آمرین به معروف و ناهین عن المنکر، نظارت ملی و انتقاد انواع مختلف آن است.
- انتقاد نباید با غیبت و تحقیر و استهزاء اشتباه شود که این ها گناهی بزرگند. انتقاد کننده باید با رعایت تمام مسایل، همچون آیینه عیوب مسلمین را بنمایاند تا عیب ها رفع شوند.
- انتقاد پذیری از انتقاد کردن واجب تر است. انسانی که مایل است به تمام قرب الهی دست یابد بایستی انتقادپذیر باشد.