فهرست کتاب


ویژگی های معلّم خوب

آیت الله حسین مظاهری‏‏

خلاصه ی درس هشتم

- اگر تعلیم برای خدا و کار معلّم از روی اخلاص باشد، نقش مسجد را خواهد یافت و کار معلّم افضل عبادات خواهد شد.
- با رنگ خدایی گرفتن رفتار، گاهی یک خدمت کوچک ثوابی بسیار بزرگ را موجب خواهد شد و اگر اکسیر خلوص به کارها نخورد، هر چند عمل بسیار هم بزرگ باشد، کوچکترین ارزشی نخواهد داشت.
- تأمین دنیا و آخرت در گرو آن است که اعمال از روی اخلاص انجام شود نه برای تشویق و تکریم.
- گناه ریا در حد کفر است و روز قیامت، ریاکار «مشرک» و «کافر» محسوب می شود.
- اگر توانایی انجام خدمت دارید هرگز در انجام آن کوتاهی و تعلّل نورزید.

درس نهم: شخصیت از دیدگاه اسلام

مسئله شخصیت از نظر اسلام، مسئله بزرگی است و اسلام مدعی است که بسیاری از سعادت های فردی و اجتماعی انسان، مرهون شخصیت او است. با مطالعه در تاریخ مشاهده می شود که جنایت های فردی و اجتماعی، مرهون بی شخصیتی است. معمولاً اعمال شایسته و پسندیده ی اجتماعی از سوی افراد با اصالت سر می زند و بر عکس از افراد بی اصالت و کرامت و به عبارت دیگر بی شخصیت رفتار ناشایست انجام می شود.
امام صادق(ع) می فرماید: «تو اول باید شخصیت خود را بکوبی بعد گناه کنی هر چند ناخود آگاه». کسی که می خواهد مرتکب گناه شود- ولو حق اللّه - اول باید وجدان اخلاقی و شخصیت خود را بکوبد و صدای آن را خفه کند، آنگاه گناه نماید.
مسئله شخصیت از دید روانشناسی نیز دارای اهمیت بسیاری است. چیزی که معلمان عزیز باید به آن توجه داشته باشند آن است که غریزه ی شخصیت یابی و عزت یابی در همان روزهای اول در کودک باید «بالفعل» شود، نظیر غریزه ی تمایل به غذا که از موقع تولد این غریزه با اوست و این از شاهکارهای خلقت است. نوزاد گرسنگی و سیری را درک می کند و این غریزه تمایل به غذا بالفعل با اوست.
بر مبنای نظر اسلام، غریزه ی «علم یابی» در انسان بالفعل است، یعنی همان روزی که کودک به دنیا می آید به همراه سایر غرایز، غریزه ی علم یابی را هم دارا است؛ لذا دستور است که در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپ او اقامه گفته شود. همچنین در روایات آمده است که نوزاد در بیداری نباید شاهد صحنه های شهوت انگیز باشد.
روانشناسان و تاریخ نویسان ضمن نقل قضایای مختلف گفته ی اسلام، مبنی بر بالفعل بودن غریزه ی علم یابی در انسان را تأکید می کنند؛ لذا جمله معروف «زگهواره تا گور دانش بجوی» که بر گرفته از کلام پیامبر «ص» است اطلبو العلم من المهد الی اللحد نیز اغراق نیست بلکه بر اساس واقعیت است و پدر و مادر از همان ابتدای تولد می باید به غریزه ی علم یابی کودک توجه نمایند واین غریزه ی گرسنه را سیر کنند.
از دیگر غرایز که باید به آن توجه شود، غریزه ی «عزت یابی» و «شخصیت» در بچه است. از همان روزهای اول که کودک مورد نوازش قرار می گیرد و دست بر سر او کشیده می شود و با تلطّف با او حرف زده می شود، تبسم می کند و گویی که نشاط از سراپای او نمایان است و برعکس اگر با کودک به خشونت و با ترش رویی صحبت شود و بر سر او داد کشیده شود، بغض می کند و گریه را سر می دهد و گویا که در سراپای او غضب پدیدار می گردد. به عبارت دیگر از همان روز اول غریزه ی شخصیت در کودک بالفعل است و بعضی از غرایز به صورت استعداد در او وجود دارد که به تدریج بالفعل می شود. اسلام می گوید که غریزه ی جنسی را در ابتدا کودک ندارد و اگر بلوغ زودرس در وی به وجود نیاید آن هنگام که به بلوغ شرعی رسید، این غریزه در او بالفعل می شود.
همه ما و به ویژه پدر و مادرها، معلّم ها و دبیران و اساتید باید متوجه باشیم که غریزه ی شخصیت در بجه بالفعل است و هر چه که بر عمر او افزوده می شود این غریزه بیشتر خود را نشان می دهد و غذای بیشتری را طلب می کند و ما نیز باید آنرا تغذیه کنیم و این غریزه تا آخر عمر با او خواهد بود. از طرف دیگر خود نوجوان و یا جوان نیز باید مواظب باشد که به شخصیت خود ضربه وارد نکند. اسلام حرام می داند که انسان با اعمال ناشایست به شخصیت خود ضربه وارد کند. در بحث های گذشته در قسمت «کوچک های بزرگ» گفتیم که انسان حق ندارد کاری کند که از جامعه مطرود شود و شخصیت او لکه دار گردد که گناهی بزرگ است همانگونه که انسان حق ندارد شخصیت دیگران را لکه دار کند.
وظیفه مهمتر پدر و مادر و معلّم آن است که شخصیت کودک را شکوفا کنند، که از آن استعدادها، ذوق هاو نبوغ ها سرچشمه می گیرد. در دنیای امروز صدای قلب مادر را روی نوار ضبط می کنند و زمانی که مادر نیست، برای بچه پخش می کنند. این زنگ خطری است که اسلام بیش از هزار سال پیش آن را به صدا در آورده است. این زنگ خطر می گوید که بچه محتاج عاطفه، نوازش، تلطّف و مهربانی است. با یک حرف خشن شخصیت کودک «لِه» می شود، همانند گردوئی که زیر سنگ خرد می شود. اگر شخصیت کودک آسیب ببیند عقده ها و مصیبت ها به بار می آورد و استعدادها و نبوغ زیادی محو می شود. شخصیت کودک نظیر گُل است که اگر آبیاری نشود پژمرده می شود و خواهد خشکید و باید گفت که از گل هم لطیف تر است. ما مشاهده می کنیم که در دین اسلام در مورد بچه ی یتیم سفارش زیادی شده است، چرا؟ چون اگر گرد یتیمی بر چهره ی بچه اش بنشیند، شخصیت او کوبیده می شود و باعث بی نشاطی، بی استعدادی و بی ذوقی او می گردد. به این خاطر اسلام ثواب فراوان به کسانی می دهد که یتیم داری کنند و هر چند به این مقدار که دست نوازش روی سر بچه ی یتیم بکشند و می گوید ثواب آن به اندازه ی موهای سر بچه است و از دیگر سو گناه بسیاری بار می کند بر آن فرد یا جامعه ای که راجع به ایتام بی تفاوت باشند. قرآن کریم می فرماید:
فذلک الذی یدع الیتیم
(ماعون، 2)
اسلام می گوید، همه ی زن ها مادر یتیمند -اگر یتیم مادر نداشته باشد- و همه ی مردها بمنزله ی پدر یتیمند و جامعه اسلامی باید مواظبت کند تا گَرد یتیمی به چهره ی یتیم نشیند و موجب ضربه به شخصیت او نشود چرا که اگر فردی شخصیت او شکوفا نشود، عضو زائد جامعه است، مانند انگشت ششم که نه تنها به درد نمی خورد بلکه مزاحم هم هست.
معلّم باید در کلاس ضمن تعلیم، به شاگردان شخصیت بدهد، با تشویق و با زبان خوش، این یکی از وظایف سنگین و از کارهای مشکل است. از سوی دیگر کوبیدن شخصیت کار آسانی است. گاهی یک جمله ی تند به اندازه ای شخصیت بچه را می کوبد که شاید دیگر هرگز نتوان شخصیت او را شکوفا کرد. این موضوع برای اساتید و دبیران لازم و برای معلمین کلاس های ابتدایی لازم تر و واجب تر است. معلّم است که می تواند زیر بنای شخصیت فرد را پایه ریزی کند و هم او است که می تواند به اندازه ای شخصیت فرد را بکوبد که دیگر پدر و مادر و اساتید و دبیران قادر به تربیت آن فرد نباشند.
جمله ی من اهاننی ولیا فقد بارزنی بالمحاربه و من حاربنی حاربته را فراموش نکنید. معلّم ها، هر روز صبح که قصد رفتن به کلاس را دارند، باید این جمله را در ذهن زنده کنند که اگر مسلمانی به مسلمان دیگر توهین کند گناه آن، گناه جنگ با خداست و خداوند فرموده است که اگر کسی با من بجنگد من با او می جنگم. یعنی ای معلّم اگر در کلاس به بچه بیگناه توهین کنی با خدا جنگیده ای و خدا می گوید با تو می جنگم. سوره ی «عبس» برای همه خصوصاً معلمان درس است. شأن نزول این سوره این است که پپیغمبر «ص» در جمعی که یک شخصیت اجتماعی ثروتمند نیز بود، حضور داشتند. در این حال نابینای فقیر اما روشن ضمیر و دارای شخصیت دینی بنام «ابن مکتوم» عصا زنان وارد شد و در کنار شخص ثروتمند نشست. فرد متمکن ناراحت شد و خود را جمع کرد و عقب کشید. شاید ابن مکتوم متوجه نشد اما پیامبر اکرم «ص» فهمید که به نابینا توهین شده است در نتیجه با ناراحتی به فرد ثروتمند فرمودند: «ترسیدی چیزی از فقر او به تو برسد.» عرض کرد: «نه یا رسول اللّه.» پیامبر فرموند: «چرا چنین عملی را انجام دادی؟» مرد ثروتمند متأثر شد و عرض کرد: «یا رسول اللّه! حاضرم نیمی از دارائی خود را به او بدهم تا از من راضی شوی و شما نیز مرا عفو کنید.» پیامبر رو به ابن مکتوم کردند و فرمودند: «می خواهی که ثروتمند شوی» ابن مکتوم در جواب عرض کرد: «نه، می ترسم اگر متموّل شوم، مثل او متکبر شوم.»
این آیه ها از این سوره ی مبارکه به ما می گوید که افراد شخصیت دارند و باید شخصیت همه ی افراد را مراعات کنیم و بسیار دقت کنیم تا مبادا شخصیت کسی لکه دار شود و یا به آن ضربه وارد آید.

خلاصه ی درس نهم

- اسلام بسیاری از سعادت های فردی و اجتماعی انسان را مرهون شخصیت می داند.
- معلمین باید توجه داشته باشند که غریزه ی شخصیت یابی مانند غریزه ی تمایل به غذا، از ابتدا در انسان بالفعل است. عکس العمل کودک نسبت به تشویق و یا تنبیه مؤید این مطلب است.
- لکه دار کردن شخصیت خود و یا دیگران گناهی بزرگ است.
- شکوفا نمودن شخصیت کودکان و نوجوانان از وظایف مهم معلمین و اولیاء است. شخصیت مانند گل محتاج آبیاری و مراقبت است و بی توجهی به آن باعث پژمردگی و خشکیدن آن می شود و عقده ها و محو استعدادها را بدنبال می آورد.
- معلّم است که زیر بنای شخصیت افراد را پایه ریزی می کند و به همین علت بایستی اهتمام کافی را در زمینه ی مراعات شخصیت شاگردان و تربیت مناسب آنها بنماید.