ویژگی های معلّم خوب

نویسنده : آیت الله حسین مظاهری

پیشگفتار

بسم اللّه الرحمن الرحیم
اوراق تاریخ مشحون از نبردها و مصائبی است که عمدتاً بر اثر سرکشی و طغیان نفس بشر پدید آمده اند. دیروز صدای چکاچک شمشیرها و امروز غرّش هواپیماها و تانک ها را کسانی بر پا می کردند و می کنند که یا اصولاً تعلیم ندیده اند و یا اگر هم تعلیمی در کار بوده است، تهذیب و تأدیب نفس را بدان راهی نبوده است.
از آغازین روز پیدایی انسان، هزاران پیامبر از سوی خداوند تبارک و تعالی بر انگیخته شدند تا وسیله ی هدایتش باشند و او را از مسیر ضلالت به طریق پاک الهی راهنمایی کنند. معلّم هایی که به همراه معجزاتی عظیم و احکامی رهایی بخش، سختی ها را به جان خریدند و مرارت های صعب و جانفرسا را متحمل شدند، قوم گمراهان را موعظه نمودند و به ستیز با طاغوتیان برخاستند تا آنکه بر مرتفع ترین قلل هدایت، انوار مشعشع آخرین فرستاده ی الهی حضرت محمد «ص» پدیدار گشت.
والاترین رسول حق زمانی به ابلاغ رسالتش پرداخت که حتی در کعبه - این یادگار ابراهیم بت شکن - انواع بتان خانه گزیده بودند و قوم جاهلیت در حضیض نکبت و خوازی غوطه ور بود. در موقعیتی چنین خطیر، بر تارک مواعظ آن حضرت این جمله می درخشید که «بعثت للتّعلیم»و هدف از بعثت حضرتش را شناساندن راه فلاح و رستگاری به نوع بشر و هدایتشان از وادی تاریکی ها به دیار نور و روشنایی معرفی نمود و آمد تا آنچه را که نمی دانند بدانان بیاموزاند.
طی چهارده قرن دشمنان فروغ هدایت با انواع دسایس به خیال واهی قصد خاموش نمودن این پرتو ایزدی را داشته اند و نه تنها توفیق نیافتند بلکه اکنون با ظهور انقلاب اسلامی در ایران خونی تازه در رگ های انسانیّت به گردش در آمده است. اینک رایت عظیم توده های زیر سلطه برای رهایی از قید سلطه جویان مادی و معنوی بر دوش این نظام الهی است و این تقحق نخواهد یافت مگر آنکه نسل فعلی و نسل های آتی با شیوه ای شایسته و مناسب تحت آموزش و تعلیم واقع شوند.
دقیقاً در همین راستا، نقش و جایگاه ارزشمند و انکار ناپذیر «معلّم»پدیدار می شود. البته نباید هیچگاه در تبیین واژه ی معلّم اکتفا به محدوده ی مدارس و دانشگاه ها نمود، بلکه می باید آن را از تربیت فرزندان در محیط خانه تا رهبری سیاسی، اجتماعی جامعه تعمیم داد. بسیار ضروری می نماید که با ارج نهادن به مقام شامخ تعلیم و تعلم و تأکید فراوان بر امر تزکیه و سازنده، با طراحی و اجرای برنامه های اصولی و برداشتن قدم های اساسی و سازنده، حرکتی همه جانبه برای نیل به اهداف نظام مقدس اسلامی انجام شود و هر گونه تأخیر یا تعلل در این رابطه خسارات جبران ناپذیری در پی خواهد داشت.
مرکز تربیت معلّم شهید آیة اللّه مدنی قم طی سال های 67-1366 توفیق یافت تا با یاری و مساعدت خالصانه ی استاد آیة اللّه مظاهری، سلسله مباحثی را پیرامون نقش، جایگاه و وظایف معلمین برگزار نماید. هر چند از این جلسات ضبط تصویری و صوتی به عمل آمد و همچنین در تیراژ محدود تکثیر گردید ولی محتوای غنی بحث ها و تقاضای فراوان مشتاقان ما را بر آن داشت تا صلاحدید حضرت استاد نسبت به چاپ این مباحث به شکل حاضر اقدام نمائیم. متن حاضر ما حاصل پیاده کردن نوارهای صوتی و بازنویسی و تنظیم مجدد آن ها است. بدیهی است پیشنهادات، انتقادات و سؤالات ارسالی خوانندگان محترم کمک شایانی در هر چه پر بارتر نمودن این کتاب در چاپ های بعدی خواهد بود.
در این جا لازم میدانیم از حضرت آیة اللّه مظاهری به علت بذل توجه و قبول زحمت ایشان کمال تقدیر و تشکر را بنمائیم و همچنین برای کلیه ی عزیزانی که در مراحل مختلف تهیه و تدوین این اثر ما را یاری نمودند از درگاه ایزد منان توفیق روز افزون در خدمت به اسلام و مسلمین را آرزوی کنیم.
«مرکز تربیت معلّم شهید آیة اللّه مدنی - قم»
فروردین 1370 هجری شمسی
مطابق با رمضان المبارک 1411 ه ق

درس اول : مقام و منزلت معلّم

قال رب اشرح لی صدری و یسّرلی أمری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی
(طه، 30-24)
بحث ما به خواست پروردگار عالم و به لطف حضرت بقیة اللّه(عج)، راجع به یک سؤال است و آن این است: «چه باید بکنیم تا معلّم خوبی شویم؟» این سؤال، سؤال خوب و بحث مفیدی است، مخصوصاً برای معلمان و مربیان عزیز. در جواب این سؤال باید بگویم، شرایطی باید در شما فراهم شود تا معلّم خوبی شوید، به عبارت دیگر فضائلی باید در شما بوجود بیاید.
شرط اول آن است که معلّم باید قدر خود را بداند و منزلت خویش را بشناسد، یعنی مواظب باشد تا اولاً خود را ارزان نفروشد، ثانیاً، احساس مسئولیت کند چون قدر و منزلت هر چه بالاتر باشد، مسئولیت سنگین تر است.
از نظر پروردگار عالم،کار معلّم، کار خداست و نقش او در جامعه نقش پیغمبر اکرم است، نقش همه ی انبیاء و اوصیاء و بالأخره نقش روحانیّت است. اوّلین سوره ای که بر پیغمبر اکرم «ص» نازل شده است، سوره ی علق است، می فرماید:
اقرأ باسم ربک الّذی خلق خلق الانسن من علق اقرأو ربّک الأکرم الّذی علّم بالقلم علّم الانسن مالم یعلم(علق/)
این آیاتی است که در همان وهله ی اول بر پیغمبر اکرم «ص» نازل شد و در این آیات پروردگار عالم خود را یک معلّم قلمداد می کند. می فرماید، پروردگارت اکرم است، برای اینکه معلّم است و در سوره ی جمعه می فرماید که هدف از بعثت رسول اکرم «ص»، هدف از آمدن قرآن و به عبارت دیگر، هدف از آمدن همه ی پیامبران و همه ی کتاب های آسمانی همانا «آموزش و پرورش» است.
پیغمبر با معجزه و قرآن برای آموزش و پرورش آمده است، یعنی بعثت. هدف قرآن یکی تهذیب نفس(تربیت) و دیگری بالا بردن سطح معلومات(تعلیم) انسان است.در لسان قرآن، به جای آموزش و پرورش، پرورش و آموزش آمده است. در اینجا درصدد آن نیستیم که چرا به جای آموزش و پرورش، پروروش و آموزش آمده است، امّا بالأخره از این تکرار آیه در قرآن، نقش معلّم در جامعه معلوم می شود.
قرآن می گوید، کار معلّم، کار خداست، نقش او، نقش انبیاء و نقش همه ی کتاب های آسمانی است. این جمله ی قرآن را سبک نشمارید.
یک معلّم باید توجه داشته باشد که بسیار می تواند کار کند و نه تنها می تواند افراد شایسته و صالح را تحویل جامعه دهد، بلکه حتی می تواند افراد طالح را صالح نماید و قوانین طبیعی را خنثی کند. مثلاً معلّم می تواند اثر قانون وراثت را خنثی کند. اگر نوجوان یا جوانی از نظر وراثتی آلوده باشد یا اینکه از نظر محیط خانوادگی آلوده باشد، معلّم کاردان و شایسته می تواند این ناشایسته را شایسته کند. در تاریخ نمونه های فراوان داریم که معلمی افراد ناشایسته را شایسته نموده است. اینکه معلّم بتواند یک قانون طبیعی را از بین ببرد سبک نشمارید. این منزلت دنیایی معلّم است، اما از نظر پاداش و ثواب اخروی، بدانید هیچ عبادتی بالاتر از تعلیم و تعلم نیست و هیچ عبادتی بالاتر از معلمی نیست.
پیغمبر اکرم «ص» وارد مسجد شدند، دیدند دسته ای مشغول ذکر و ورد هستند از آن ها گذشتند و دسته دیگری را دیدند که مشغول تعلیم و تعلم بودند؛ پیامبر نشستند و سه مرتبه فرمودند:بعثت لتعلیم «آمده ام برای اینگونه مجالس؛ من آمده ام برای اینکه سطح معلومات را بالا ببرم».
در قرآن درباره ی دعا و راز و نیاز با آنهمه اهمیت سفارش بسیار شده است تا آنجا که می فرماید:
و قال ربکم ادعونی استجب لکم انّ الّذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین
(مؤمن، 60)
«دعا کنید و از دعا مأیوس نشوید و اگر شدید به جهنم می روید و در جهنم خوار و ذلیل هستید.» این راجع به اهمیت دعا بود و اما راجع به قرائت قرآن - ولو در آن تدبّر نشود و معنای آن را نفهمد - قرآن می فرماید:
فاقرءُوا ماتیّسر من القرءان علم ان سیکون منکم مرضی و ءاخرون یضربون فی الأرض یبتغون من فضل اللّه و ءاخرون یقتلون فی سبیل اللّه فاقرءوا ما تیّسر منه
(مزمل، 20)
یعنی ای مسلمان! تا میتوانی قرآن بخوان. خدا میداند گاهی مریض هستی ولی در همان حال نیز قرآن بخوان، خدا می داند گاهی مشغول کار هستی، حتماً قرآن بخوان. آنگاه با حرارت می فرماید، میدانم که گاهی در خط مقدم جبهه هستی، باید قرآن بخوانی تا اندازه ای که برای تو میّسر است.
در جنگ خبیر، روز اول مسلمان ها شکست خوردند. روز دوم و سوم نیز شکست بود و دشمن جسور شده بود و افرادی نیز از پشت خنجر می زدند و روحیه مسلمانان را تضعیف می کردند. وضع خطرناکی برای اسلام پیش آمده بود. پیامبر فرمود: «فردا عَلَم را به دست کسی خواهم داد که خداوند او را دوست داشته باشد و من نیز او را دوست داشته باشم و او هم خدا را دوست داشته باشد».
روز بعد پیامبر «ص» فرمود که امیرالمؤمنین علی(ع) به حضورشان برود. گفتند: «یا روسول اللّه! چشمان مبارک امام درد می کند و نمی تواند به جبهه برود.» پیامبر فرمودند: «بیاید.» امام(ع) را آوردند. پیامبر آب دهان مبارک خود را به پشت چشم های امام مالیدند و با معجزه ایشان را شفا دادند. پیامبر «ص» عَلَم را به علی(ع) سپردند و ایشان را سردار لشکر نمودند. امیرالمؤمنین(ع) سوار مرکب شد و پیامبر پیاده بود. در چنین وضع حساس پیامبر «ص» باید حساس ترین جملات را بفرماید و ایشان جمله ای فرمودند که درجه ای است والا برای معلّم و افتخاری برای او. فرمودند:
لان یهدی اللّه بک رجلاً خیر لک من الدّنیا و ما فیها یا لان یهدی اللّه بک رجلاً خیر ممّا طلعت علیه الشمس
«عازم جبهه هستی با این وضع خطرناک که برای مسلمانان بوجود آمده است، اما بدان کار مهم تر از این، آن است که منحرفی را به راه بیاوری، که برای تو بهتر است از دنیا و آنچه در دنیاست». یعنی ثواب خط مقدم نیست، بلکه بالاتر از آنچه است که آفتاب بر آن می تابد.
اگر یک کلاس دینی تشکیل شود، در روایات می خوانیم که ملائکه می آیند و بالهایشان را می گسترانند تا افراد روی آن ها بنشینند، بعد به آسمان می روند و افتخار می کنند که بال آنها فرش جلسه ی تعلیم و تعلم شده است. این ها را سبک نشمارید.
از آن ها گذشته، قرآن درجه ای به معلّم داده است که اگر شبانه روز به آن افتخار کند باز هم کم است، آنجا که می فرماید:
من أجل ذلک کتبنا علی بنی اسرءیل أنه من قتل نفسا بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنما قتل الناس جمیعا و من أحیاها فکأنما أحیاالناس جمیعا و لقد جاءتهم رسلنا بالبینت ثم ان کثیرا منهم بعد ذلک فی الارض لمسرفون.
(مائده، 32)
بنا به تفسیری که امام صادق(ع) از این آیه ی شریفه کرده است، معنای آن این است که اگر کسی بتواند یک نفر را بسازد و یک باسواد متعهّد تحویل جامعه بدهد، ثوابش تنها این نیست که یک نفر را زنده کرده است بلکه ثوابش این است که جهان را زنده کرده است. اگر اینک پنج میلیارد جمعیت روی کرده ی زمین است، قرآن می فرماید اگر بتوانی یک بچه ی مسلمان، یک فرد با سواد متعهّد تحویل جامعه بدهی و به عبارت دیگر اگر به وظیفه ی معلمی عمل کنی، در یک سال، یک نفر را زنده نکردی بلکه هزاران نفر را زنده کرده ای، پنج میلیارد را زنده کرده ای.
اگر شما فردی را که در حال غرق شدن در دریا است نجات دادید، چقدر ثواب دارد و چقدر از این عمل خود خوشحالید؟ یا اگر بچه ی همسایه ی شما در شُرُف مرگ باشد و او را به بیمارستان برسانید و از مرگ نجات دهید، از این کار خود پیش مردم چقدر افتخار می کنید؟ و چه اندزه پیش وجدان خود و دیگران سرافرازید؟ چقدر مردم به شما می گویند «بارک اللّه» یک نفر را زنده کردید و کسی را که در شُرُف مرگ بوده است نجات داده اید؟
قرآن می گوید معلّم اگر بتواند آلوده ای را پاک کند، منحرفی را به راه بیاورد و یک مسلمان متعهد تحویل جامعه بدهد مانند این است که جهان را زنده کرده است. این درجه معلّم است و تأسف در این است که بسیاری از ایشان قدر خود را نمی دانند.
امیرالمؤمنین(ع) می فرماید:کفی بالمرء جهلاً ان لم یعرف قدره «بس است که مرد جاهل باشد، در علم ملکوت اسم او در دفتر جاهلان نوشته بشود، اینکه قدر و منزلت خود را نداند». در نهج البلاغه امیر المؤمنین(ع) راجع به مؤمن می فرماید: «خود را ارزان نفروش، قیمت تو بهشت است، مواظب باش خود را به کمتر از بهشت ندهی» همچنین می فرماید: «خود را به پول نفروش، به غریزه ی جنسی نفروش، به ریاست و حب مال و جاه دنیا نفروش». این راجع به مردم معمولی است.
بحث این قسمت به یک معلّم و یک دبیر می گوید: کار تو کار خداست، مواظب باش با فکر کمبود حقوق و دنیا و مادّیّات خود را نفروشی و این درجه را از بین نبری، درجه تو بالاتر از این هااست. هر وقت خواستی خودت را ارزان بفروشی این آیه شریفه را بخوان و به یاد آور که پروردگار عالم به معلّم درجه ی من احیاها فکانما الناس جمیعاً را داده است.
ای معلّم! ارزش تو سه هزار تومان و پنج هزار تومان نیست، مبادا با رفیقت بنشینی و بگویی حقوق معلّم کم است، حقوق معلّم ناچیز است. مواظب باش خود را به پول نفروشی و اگر فروختی دیگر آن درجه و مقامی را که قرآن و پیامبر به تو داده اند از دست خواهی داد.

خلاصه ی درس اول

- باید شرایطی در معلّم فراهم باشد تا معلّم خوبی محسوب شود. شرط اول شناختن قدر و منزلت معلّم است. از نظر خداوند، کار معلّم کار خدا است و نقش او نقش پیامبر اکرم «ص» در جامعه است.
- معلّم توانایی انجام کارهای بزرگی را دارد و قادر است افراد صالح به اجتماع عرضه نماید.
- تلاوت قرآن کریم و توسل و دعا باید از سوی معلمین مورد توجه فراوان قرار گیرد.
- خداوند در قرآن کریم بالاترین درجات را برای معلّم منظور نموده است و نهج البلاغه نیز بهای معلّم را با بهشت مقایسه کرده است.
- نباید معلّم درجه ی والا و مقام رفیع خود را با مادیات دنیوی معاوضه نماید.