فهرست کتاب


آنچه در آمریکا نیافتم

سید ابوالحسن ندوی زاهد ویسی

مسئولیتی بزرگ و سنگین

اکنون به شما می گویم حال که اسلام این گونه دینی است، مسئولیت ما مسلمانانی که در آمریکا و اروپا اقامت داریم، بسیار بزرگ و سنگین است.
اگر اسلام تنها عقیده، اعمال یا عبادات صرفی بود کار چندان دشوار نبود، ولی اگر اسلام صبغه الهی و روش خاصی برای بزرگی است، اگر اسلام احساس، عاطفه و حساسیت خاصی است، اگر اسلام بیشتر از سایر ادیان تأثیر می پذیرد، اگر اسلام انقلاب است و اگر اسلام یک تغییر بنیادین در میزان ارزش گذاریها، ارزشها، آرمانها و نیک دانستن امور است، بدین ترتیب کار اسلام و یک مسلمان یک کار فوق العاده دقیق و عمیق و مسئولیت پذیرش اسلام به عنوان دین، یک مسئولیت بزرگ و سنگین است.
این است که نمی توانیم فقط به مطالعه کتب یا گوش دادن به سخنرانی ها بسنده کنیم هر چند هم که در اوج دقت و سطح تعالی باشیم.
علاوه بر این نمی توانیم طعم و مزه اسلام راستین را تنها از خلال کتابها یا سخنرانیها بچشیم. هر چند که ناگزیر یابد به کتاب و سخنرانی نیز مراجعه کنیم و از فواید غیر قابل انکا آنها بهره مند شویم، ولی نمی توانیم تنها به این امور بسنده کنیم، بلکه ما نیازمند یک فضا، آب و هوا و صبغه اسلامی هستیم، ما نیازمند این هستیم که اسلام را با چشمان خود مشاهده کنیم، با گوش خود بشنویم و با دستان خود حس کنیم و آن را با ذائقه خود مزه نماییم.

پیش به سوی اسلام زنده

بنابراین پس از دید و بازدید و گفتگو ناگزیریم و باید که به شیوه اسلامی زندگی کنیم. به سرزمینهایی برویم که در آنجا زندگی اسلام برقرار است و در آنجا جامعه اسلامی نمونه، شبه نمونه، نیمه نمونه یا یک چهارم نمونه یافت می شود.بله، باید اسلام زنده را ببینیم که روی پاهایش راه می رود و با شش های خود نفس می کشد.
لذا چاره ای جز همنشینی و گفتگو با مؤمنین صادق و راستین نداریم.
به همین خاطر است که می بینیم خداوند پیامبر خود حضرت محمد مصطفی (ص) را که شما نیز می دانید معصوم بوده و الگو و نمونه برتر همه انسانها و تمامی نسلهای بشری بوده، به همدمی و همنشینی با صالحان تشویق می کند و به او می فرماید:
و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداة و العشی یریدون وجهه و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیوة الدنیا و لا تطع من أغفلنا عن ذکرنا و اتبع هواه و کان أمره فرطا(92)
با کسانی باش که صبحگاهان و شامگاهان خدای خود را می پرستند و به فریاد می خوانند، و تنها رضای ذات او را می طلبند و چشمانت از ایشان به سوی ثروتمندان و قدرتمندان مستکبر برای جستن زینت حیات دنیوی برنگردد و از کسی خود غافل ساخته ایم، از همان ابتدا به دنبال آرزوی خود روان گشته است و همواره فرمان یزدان را ترک گفته است و کار و بارش همه افراط و تفریط بوده است.
حال که وضعیت پیامبر معصوم خداوند چنین است مسلمانان چه حال و وضعی باید داشته باشند، به این فرموده خداوند توجه کنید:
یا ایها الذین آمنو اتقوا الله و کونوا مع الصادقین(93)
ای مؤمنان! از خدا بترسید و با راستان، همگام باشید
این است که فقط کتاب و مطالعه و خواندن برای ما مسلمانان کافی نیست.

مسئولیت ما در برابر تشکیل یک جامعه اسلامی نمونه

جامعه اسلامی اینجا هنوز در حال شکل گیری است و فعلا دوران طفولیت خود را می گذراند این است که باید در برابر این جامعه احساس مسئولیت نموده و هوشیار باشیم. امیدواریم که این جامعه که به فضل و حول خداوند متعال متولد شده، بر پا شود. شکل بگیرد، شکوفا شود و به سن بلوغ برسد تا در سایه چنین جامعه ای زمینه تربیت نسل جدید مسلمانان فراهم آید.
حال باید دید اسباب و زمینه های تاربیتی ای که از آن سخن می گوییم چیست؟ این اسباب عبارتند از: عقیده ایمان، تحقیق، تحصیل، همدمی، همنشینی و مجاهدت، خداوند متعال در این باره می فرماید.
والذین جهدو فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین(94)
کسانی که برای رضایت ما به تلاش ایستند و در راه پیروزی دین ما جهاد کنند، آنان را در راههای منتهی به خود رهنمود و مشمول حمایت و هدایت خویش می گردانیم و قطعاً خداوند با نیکوکاران است و کسانی که خدا در صف ایشان باشد پیروز و بورزند.
آنهایی که در راه دین خدا مجاهدت می ورزند، خداوند متعال نیز درهای ایمان، حکمت و بصیرت را چنان به روی آنها باز می کند که اصلا به تصور انسان نیز در نمی آید.
این مسئولیت چنین جامعه ای است که شما اعضاء و بنیانگذاران آن هستید. الحمدلله شما در ایجاد چنین جامعه ای فضل بزرگی دارید. به طوری که اگر شما نبودید، اگر به این سرزمین مهاجرت نمی کردید و این سرزمین را به عنوان محل اقامت خود بر نمی گزیدید و آن را بر دیگر سرزمین ها ترجیح نمی دادید، چنین جامعه ای متولد نمی شد و اصلا پدید نمی آمد.
اکنون نیز با تمام جدیت بکوشید که این جامعه، یک جامعه اسلامی، ایده آل و الگو باشد، نه جامعه ای که صرفاً بر مبنای فلسفه و چون و چراهای فلسفی بنا شده باشد؛ چرا که اسلام تنها یک نظریه سیاسی، یک فلسفه عقلی، اجتماعی و نظام حکومت گری صرف نیست، بلکه اسلام پیش از هر چیز عقیده ای است که در تمام اعضای درونی وجود فرد نفوذ می کند و به روح و جان او سرایت کرده و ریشه می دواند.پس از آن همچنان که گفتم اجرای عملی و ذوق است.
اسلام صحابه(95) رضی الله عنهم اجمعین، همه این جوانب را در بر می گرفت. به طوری که آنها از لحاظ اعتقادی، اخلاقی و حتی ذوقی مسلمان بودند. آنها میزان ارزش گذاری امور بودند. به همین خاطر صحابه گرانقدری چون عبدالله بن مسعود رضی الله عنه به خود این اجازه را می داد که بگوید:
آنچه که به نظر مسلمانان نیک و حسن بود در نزد خداوند چنین بود و آنچه که به نظر مسلمانان بد و قبیح بود در نزد خداوند نیز همین گونه بود(96)
بنابر اعتقاد محققین، منظور از مسلمانان در این عبارت، صحابه پیامبر است و آنها چنان وضعی پیدا کرده بودند که آنچه را که خود خوب و نیک تشخیص می دادند، در نزد خداوند نیز خوف و نیک بود و به این وسیله میزان ارزش گذاری خوب و بد امور شدند، چنانکه هرگاه به اجتماع، امری را نیک می دانستند، آن امر نیک و اگر اجماعاً یا اکثراً آنها امری را بد و زشت تشخیص می دادند، آن امر بد و زشت بود.
این خواسته اسلام و قرآن از فرد مسلمان است که میزان و سنجشگر امور دین باشد، و اسلام او همه جوانب را در بر بگیرد و اسلام را به صورت حقیقی مزه کند تا یک فرد آمریکایی تفاوت بزرگ و شکاف عظیمی را میان جامعه خودش که ماده آن را به صورتی وحشیانه، بی رحمانه و بیهوده به حرکت در می آورد و جامعه اسلامی، مشاهده کند و ببیند که جامعه اسلامی یک جامعه هدایت یافته، سنگین، باوقار، مؤدب، عفیف و صالح بوده و جامعه ای است که شب را با عبادت و روز را با تلاش و کوشش در راه امرار معاش پاک و کسب روزی حلال و خدمت انسانیت زنده نگه می دارد.
خود جود چنین جامعه ای برای اسلام یک پیروزی و فتح به حساب می آید.یک آمریکایی با دیدن چنین جامعه ای با خود می گوید که طعم لذت زندگی در جامعه اسلامی یافت می شود، نه در جامعه ما آرزو می کند به چنین جامعه اسلامی ای که آرامش و نور آن را فرا گرفته راه یابد و جامعه فاسد و متضمنی را که در آن متولد شده و زندگی کرده است، لعنت کند.