فهرست کتاب


آنچه در آمریکا نیافتم

سید ابوالحسن ندوی زاهد ویسی

ماهیت اسلام

خداوند پس از معرفی اسلام در این صورت بندگان خودش را تشویق می نماید تا از پیامبران (علیه السلام) پیروی نمایند. این است که پس از ذکر فهرست بلند بالا و درخشانی از سلسله جلیل انبیاء (علیه السلام) می فرماید.
و وهبنا له اسحاق و یعقوب کلا هدینا و نوحاً هدینا من قبل و من ذریته داوود و سلیمان و أیوب و یوسف و موسی و هارون و کذلک نجری المحسنین و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس کل من الصالحین و اسماعیل و الیسع و یونس و لوطاً و کلا فضلنا علی العالمین و من آبائهم و ذریتهم و اخوانهم و اجتبیناهم و هدیناهم الی صراط مستقیم ذلک هدی الله یهدی به من یشاء من عباده و لو أشرکو الحبط ما کانوا یعملون(88)
ما به ابراهیم، اسحاق و یعقوب فرزند اسحاق را عطا نمودیم و آن دو را به سوی حقیقت و خوبی رهنمود کردیم، پیشتر نیز نوح را به سوی حقیقت و نیکی ارشاد نمودیم و از نژاد نوح هم کسانی همچون داود، سلیمان، ایوب، یوسف و هارون را قبلا هدایت و ارشاد کردیم و همان گونه که ابراهیم و همه این پیغمبران را پاداش دادیم اینان را نیز بدانچه مستحق باشند پاداش می دهیم و زکریا، یحیی، عیسی و الیاس را نیز هدایت دادیم و همه آنان را از زمره صالحان و بندگان شایسته ما بودند و اسماعیل، الیسع، یونس، لوط را نیز رهنمود کردیم و هر کدام از اینان را بر جهانیان زمان خود برتری دادیم و از میان پسران، فرزندن و برادرانشان گروه زیادی را رهنمود نمودیم و آنان را برگزیدیم و به راه راست ارشاد کردیم این توفیق بزرگی که چنین شایستگان و برگزیدگانی بدان نایل آمدند توفیق خدایی است و خداوند هر کس از بندگانش را بخواهد بدان نایل می سازد اگر چنین شایستگانی - چه رسد به دیگران - شرک می ورزیدند هر آنچه می کردند هدر می رفت و اعمال خیرشان ضایع می شد خرمن طاعتشان به آتش شرک می سوخت.
پس از آن می فرماید:
أولئک الذین هدی الله فبهداهم اقتده...(89)
آنان کسانی اند که خداوند ایشان را هدایت داده است و توفیق رسیدن به راه حق و نیکی را اعطا نموده است پس از هدایت ایشان پیروی کن و به راه ایشان برو...
یعنی: راه آنها را دنبال کرده و از مسیر آنان حرکت کن. پس از آن پیامبر اسلام (ص) را به عنوان یک قدوة و اسوه حسنه و همیشگی و الگوی کامل معرفی نموده و با مخاطب قرار دادن مؤمنین از زبان پیامبرش فرموده است.
قل ان کنتم تحبون الله فاتبعون یحببکم الله و یغفرلکم ذنوبکم...(90)
بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید...
بدین ترتیب اسلام نسبت به سایر ادیان دیگر حساسیت و تأثیر بیشتری دارد.یک مسیحی همین که بگوید من مسیحی هستم، کافی است و پس از آن هر نوع تمدن، فلسفه، روش روشن، متد فکر، الگو و ارزشی را که بخواهد می تواند انتخاب کند.
یکی از دوستان هندی من از یکی از هندوهای با سواد و اهل علم سؤال کرده بود که قربان! وقتی از یک فرد مسلمان پرسیده شود که اسلام چیست؟ در پاسخ می گوید: لااله الا الله محمد رسول الله یعنی دین اسلام در این عبارت خلاصه می شود. حال اگر از شما نیز به عنوان یک هندو همین سؤال شود که جان مایه و جوهره آیین هندو چیست، چه می گویید؟ البته به شما بگویم که من نمی خواهم کتاب قطور و مفصلی را برای من بگویید. من خودم کتابخانه بزرگی دارم که اگر بخواهم فلسفه برهمایی یا وانت را بفهمم می توانم به آن کتابها مراجعه کنم، ولی اگر به شما بگویم که من حداکثر دو دقیقه وقت دارم و از شما می خواهم در این مدت کوتاه جمله یا عبارتی را به من بگویید که در آن روح و جوهر هندوئیسم نهفته باشد شما چه می گویید؟
دوست من گفت: آن هندو چند لحظه ای مکث کرد و گفت: فلانی! هندو به هیچ چیز ایمان ندارد و در عین حال به همه چیز ایمان دارد.به طوری که اگر یک هندو گفت من هندو هستم، دیگر به چیزی نیاز ندارد. او دیگر هندوست حال هر نوع رفتار و عملگردی که می خواهد داشته باشد؛ به اموری ایمان داشته باشد یا نه، هندوست.مادامی که خودش اقرار کند یا خودش را هندو می داند، هندوست.
حال آنکه اسلام این گونه نیست.اسلام، چنانکه عرض کردم از همه ادیان حساسیت و تأثیر بیشتری دارد. حدود مشخص و معینی دارد، به طوری که می توان با آن حدود و علائم مرزهای اسلام با کفر و جاهلیت را تشخیص داد.حلال و حرام و پاک و پلید را از هم جدا کرد. اگر چنین حدود و مقرراتی رعایت شد فرد در دایره اسلام است وگرنه با مفهوم رده مواجه می شویم.
رده یا ارتداد در هیچ آیین و مسلک دیگری دارای این معنی واضح و روشنی که ما از آن می فهمیم و می شناسیم نیست. در بیشتر آیین ها نمی توان برای این مفهوم معادلی پیدا کرد. حال آنکه در میان ما مسلمانان مفهوم ارتداد از بزرگترین گناهان کبیره و معصیتهایی است که تن آدم را به لرزه در می آورد و حتی در احادیث پیامبر چنین آمده است که:
و یکره أن یعود الی الکفر کما یکره أن یقذف فی النار(91)
... و بازگشت به کفر را چنان ناپسند بدارد که افتادن به آتش را کریه و ناخوشایند می داند.

مسئولیتی بزرگ و سنگین

اکنون به شما می گویم حال که اسلام این گونه دینی است، مسئولیت ما مسلمانانی که در آمریکا و اروپا اقامت داریم، بسیار بزرگ و سنگین است.
اگر اسلام تنها عقیده، اعمال یا عبادات صرفی بود کار چندان دشوار نبود، ولی اگر اسلام صبغه الهی و روش خاصی برای بزرگی است، اگر اسلام احساس، عاطفه و حساسیت خاصی است، اگر اسلام بیشتر از سایر ادیان تأثیر می پذیرد، اگر اسلام انقلاب است و اگر اسلام یک تغییر بنیادین در میزان ارزش گذاریها، ارزشها، آرمانها و نیک دانستن امور است، بدین ترتیب کار اسلام و یک مسلمان یک کار فوق العاده دقیق و عمیق و مسئولیت پذیرش اسلام به عنوان دین، یک مسئولیت بزرگ و سنگین است.
این است که نمی توانیم فقط به مطالعه کتب یا گوش دادن به سخنرانی ها بسنده کنیم هر چند هم که در اوج دقت و سطح تعالی باشیم.
علاوه بر این نمی توانیم طعم و مزه اسلام راستین را تنها از خلال کتابها یا سخنرانیها بچشیم. هر چند که ناگزیر یابد به کتاب و سخنرانی نیز مراجعه کنیم و از فواید غیر قابل انکا آنها بهره مند شویم، ولی نمی توانیم تنها به این امور بسنده کنیم، بلکه ما نیازمند یک فضا، آب و هوا و صبغه اسلامی هستیم، ما نیازمند این هستیم که اسلام را با چشمان خود مشاهده کنیم، با گوش خود بشنویم و با دستان خود حس کنیم و آن را با ذائقه خود مزه نماییم.

پیش به سوی اسلام زنده

بنابراین پس از دید و بازدید و گفتگو ناگزیریم و باید که به شیوه اسلامی زندگی کنیم. به سرزمینهایی برویم که در آنجا زندگی اسلام برقرار است و در آنجا جامعه اسلامی نمونه، شبه نمونه، نیمه نمونه یا یک چهارم نمونه یافت می شود.بله، باید اسلام زنده را ببینیم که روی پاهایش راه می رود و با شش های خود نفس می کشد.
لذا چاره ای جز همنشینی و گفتگو با مؤمنین صادق و راستین نداریم.
به همین خاطر است که می بینیم خداوند پیامبر خود حضرت محمد مصطفی (ص) را که شما نیز می دانید معصوم بوده و الگو و نمونه برتر همه انسانها و تمامی نسلهای بشری بوده، به همدمی و همنشینی با صالحان تشویق می کند و به او می فرماید:
و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداة و العشی یریدون وجهه و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیوة الدنیا و لا تطع من أغفلنا عن ذکرنا و اتبع هواه و کان أمره فرطا(92)
با کسانی باش که صبحگاهان و شامگاهان خدای خود را می پرستند و به فریاد می خوانند، و تنها رضای ذات او را می طلبند و چشمانت از ایشان به سوی ثروتمندان و قدرتمندان مستکبر برای جستن زینت حیات دنیوی برنگردد و از کسی خود غافل ساخته ایم، از همان ابتدا به دنبال آرزوی خود روان گشته است و همواره فرمان یزدان را ترک گفته است و کار و بارش همه افراط و تفریط بوده است.
حال که وضعیت پیامبر معصوم خداوند چنین است مسلمانان چه حال و وضعی باید داشته باشند، به این فرموده خداوند توجه کنید:
یا ایها الذین آمنو اتقوا الله و کونوا مع الصادقین(93)
ای مؤمنان! از خدا بترسید و با راستان، همگام باشید
این است که فقط کتاب و مطالعه و خواندن برای ما مسلمانان کافی نیست.