فهرست کتاب


آنچه در آمریکا نیافتم

سید ابوالحسن ندوی زاهد ویسی

در جستجوی انسان

خاطرات و دلواپسی هایم را با شما در میان گذاشتم. در آمریکا همه چیز غیر از انسان را دیدم و اگر انسانی را هم دیدم، شاید آن را در میان شما دیده باشم. البته علت این امر هم این نیست که من با آنها معاشرت نداشته ام من آنها را از لابه لای نوشته ها، سخنان، برنامه های تلویزیونی و رادیومی دیده ام. نسبت به آنها بی اطلاع نیستم. آنچه من می خواهم، انسانی است که جانشین خدا در زمین و موجودی است که خداوند به خاطر او هستی را آفریده است. موجودی که در سینه خود قلب زنده ای دارد که در زندگی از هر چیز دیگر گرانبهاتر و باارزش تر است. به طوری که تمام گنجینه های زمین و توضیحاتی که علم حاصل کرده در مقایسه با آن ارزشی ندارند. قلبی که قلب صاحبدل است. چنین موجودی انسان نام دارد.
در جستجوی چنین انسانی باشید و این گونه انسانیتی را در وجود خود زنده نمایید. در این صورت نه تنها حق دارید در این سرزمین زندگی کنید، بلکه مانده شما در اینجا عبادت، خدمت به بندگان، تبلیغ دعوت و سعادت دنیا و قیامت شما است.

ترس و دلسوزی

برادران و خواهران ! در غیر این صورت به من اجازه بدهید تا با کمال صراحت به شما بگویم اگر زمینه ها و امکاناتی را که حیات دینی شما، تعلییم فرزندان (دختر و پسر) و تربیت دینی آنها را میسر می سازد فراهم سازید و نسبت به آینده دینی آنها و ماندن آنان بر پیمان ایمان و اسلام به خوبی مطمئن نباشید، در مورد شما واقعاً ترس و دلهره فراوانی دارم و می ترسم ماندن شما در اینجا سرپیچی از فرامین خدا و رسول او باشد و در این صورت شما در معرض خطر بزرگی قرار دارید:ان الذین توفاهم الملائکة ظالمی أنفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا ألم تکن أرض الله واسعة فتهاجروا فیها...(78)
بی گمان کسانی که فرشتگان (برای قبض روح در واپسین لحظات زندگی) به سراغشان می روند (می بینند که به سبب ماندن با کفار در کفرستان و هجرت نکردن به سرزمین ایمان) برخود ستم کرده اند، بدیشان می گویند: کجا بوده اید (که اینک چنین بی دین و توشه مرده اید و بدبخت شده اید؟ عذرخواهان) می گویند: ما بیچارگانی در سرزمین (کفر) بودیم (و چنانکه باید به انجام دین نرسیده ایم! فرشتگان به آنها می گویند: مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن (بتوانید بار سفر بندید و به جای دیگر) کوچ کنید؟
جایگاه آنان دوزخ است و چه بد جایگاهی و چه بد سرانجامی...
لذا قطعاً باید در جایی زندگی کنیم که دین بتواند از آزادی بهره مند باشد و ویژگیها و خصوصیات خود را زنده نگه دارد و متکفل فراهم کردن فرصت اداری فرایض و واجبات ما باشد و اگر جامعه ای وجود دارد که چنین امکانی را فراهم نمی سازد، یا احساس می کنیم در چنین جامعه ای نمی توانیم فرایض الهی را ادا نماییم، ماندن ما در آن درست نیست و حتماً باید آن را ترک کرده و به جای دیگری برویم.
شما باید در اینجا جامعه ای را تشکیل دهید که با روحیات و ویژگیهای شما سازگار باشد و ماندن شما بر اسلام، دین، ایمان و ادای اعمال دینی را امکانپذیر نماید و زمینه ای را فراهم سازد که شما بتوانید تمامی ویژگیها و خصوصیات دینی خود را زنده نگه دارید. علاوه بر آن از آینده فرزندانتان و اینکه آنها نیز بعد از شما ایمان و دین خود را همچنان محفوظ می دارند مطمئن باشید، یعنی همان کاری که حضرت یعقوب (علیه السلام) با فرزندان خود کردم خداوند متعال در این باره می فرماید:
أم کنتم شهداء اذ حضر یعقوب الموت اذقال لبنیه ما تعبدون من بعدی قالوا نعبد الهک و له آبائک ابراهیم و اسماعیل و اسحاق الها واحداً و نحن له مسلمون(79)
آیا (شما یهودیان و مسیحیان که محمد را تکذیب می نمایید و ادعا دارید که بر آیین یعقوب هستید) هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید شما حاضر بودید (تا آیینی را بشناسید که بر آن مرد؟) آن هنگامی که به فرزندان خود گفت: پس از من چه چیزی را می پرستید؟ گفتند: خدای تو، خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را که خداوند یگانه است و ما تسلیم (فرمان) او هستیم (و سر عبادت و بندگی بر آستانش می ساییم)
از همین رو باید مطمئن شویم و تا جایی که به فرزندان و جگر گوشه های ما مربوط می شود خیالمان راحت باشد که آیا پس از ما ملمان خواهند بود یا نه؟ و اگر در این باره هیچ تضمینی وجود نداشت و نتوانستیم مطمئن باشیم، باید اندیشه کنیم و به دل و درون خود مراجعه نماییم که آیا با این حال باز هم می خواهیم در اینجا بمانیم یا اینجا را به مقصد دیگری ترک می کنیم؟

امکان زندگی اسلامی در این محیط

بنده صادقانه از زحمات M.S.A و خدماتی که سایر و مؤسسات و سازمان هایی که دقیقاً اسم و تعداد آنها را نمی دانمی تشکر می کنم و از تلاش هایی که افرادی در زمینه ناشر دین و تبلیغ دعوت اسلامی انجام می دهند، نشریات اسلامی را توزیع می کنند، جلسات مختلفی را تشکیل می دهند و جوانان عرب و غیر عرب را جمع می کنند سپاسگزارم. همه این کارها مبارک و خیر است خداوند کار و تلاش این عزیزان را بپذیرد و درجات آنها را رفیع گرداند ! آمین
سخن آخری که در خدمت شما عرض می کنم این است که شما اگر بخواهید و اراده کنید می توانید در اینجا مانند یک مسلمان زندگی کنید و در برابر شعله های گدازنده تمدن مانند شبنمی در برابر خورشید یا شمعی در برابر آتش ذوب نشوید. اگر شما از ذوب شدن می ترسید، باید به همان سرزمین مادری خود که از آنجا آمده اید برگردید، حتی اگر یک چهارم یا یک دهم در آمد اینجا یا خیلی کمتر از اینها هم عایدتان می شود، ولی اگر می توانید در این گونه محیطها مانند یک مسلمان زندگی کنید، بدانید واقعاً خوشبخت هستید و اقامت شما در اینجا خوشایند و مبارک است، چرا که شاید خداوند به وسیله شما اهل اینجا را با نور جدیدی هدایت کند و از طریق شما راه تازه ای را باز کند که از رهگذر آن دسته دسته وارد دایره اسلام شوند و...
...یومئذ یفرح المومنون بنصر الله...(80)
... در آن روز (که رومیان پیروز می گردند مؤمنان شادمان می شوند (آری خوشحال می شوند) از یاری خدا....