فهرست کتاب


آنچه در آمریکا نیافتم

سید ابوالحسن ندوی زاهد ویسی

مسلمانان و مسئولیت آنان در برابر این بدبختی

مسلمانان در برابر این بدبختی مسئولیت بزرگی دارند؛ چرا که مسلمانان در انتقال مبادی رسالت ایده آل اسلام و تبلیغ عقیده اسلامی کوتاهی و کم کاری کردند. عقیده واضح و شفافی که برای هر انسانی پذیرفتنی است.
عقیده ای که انسان را برای حرکت و فعالیت تشویق می نماید و موجب شکوفایی ذوق و قریحه های مختلف و به جنب و جوش در آمدن غرایز گوناگون انسانی می گردد.
آری! مسلمانان در حمل این رسالت بزرگ و ایده آل به این سرزمین ها کم کاری کردند. خداوند تبارک و تعالی فرصت حکومت و اداره امور را در پاره ای از خاک اروپا در اختیار مسلمانان قرار داد و آن ها چندین قرن بر گوشه ای از خاک اروپا حکومت کردند. اما به راستی در ادای رسالت خود کوتاهی کردند و در انتقال اسلام به سرزمین های دوردست اروپایی و وارد شدن آب گوارای اسلام به عروق داخلی اروپا کوتاهی مجرمانه ای به خرج دادند.
آن ها در همین گوشه اروپا ماندگار شدند و به ساختن مجسمه ها و ساختمان های عظیم پرداختند و به ساختن چشم اندازهای مدنی زیبا و دلربا اکتفا کردند، به گسترش دامنه علوم و فرهنگ پرداختند، به ادبیات، شعر و هنرهای زیبا توجه نمودند، اما در انتقال اسلام و انتشار آن در اروپا کوتاهی به خرج دادند و نتیجه هم این شد، که این سرزمین ها با اسلام ناآشنا و بیگانه بمانند و همچنان از اسلام دور باشند.
نکته دوم اینکه، دایره فعالیت و جنب و جوش اصلی این سرزمین ها، فعالیت مادی تکنولوژیکی و مکانیکی است. از طرف دیگر از جمله سنت ها و قوانین الهی حاکم بر هستی این است که خداوند هر فرد، ملت، اجتماع بشری و موسسه انسانی را در زمینه ای که برای تلاش و فعالیت خود بر می گزیند یاری و کمک می نماید. این است که خداوند می فرماید:
کلا نمد هولاء و هولاء من عطاء ربک و ما کان عطاء ربک محظورا انظر کیف فضلنا بعضهم علی بعض و للاخره أکبر درجات و أکبر تفضیلا(43)
و ما هر یک از اینان (را که آخرت طلبند) و از آنان (که دنیا پرستند، در این جهان) از بخشایش پروردگارت (بهره مند می گردانیم و به آنها) کمک می رسانیم (و کافر و مومن را برای خوان یغما می نشانیم؛ چرا که در صورت رعایت اسباب و علل،) بخشش پروردگارت هرگز از کسی ممنوع نشده است ببین چگونه برخی (از مردمان) را بر برخی دیگر (در همین دنیای ناچیز به سبب تفاوت تلاش و کوشش شان) برتری داده ایم و (یکی را شاه، دارا، دانا و ... و یکی را گدا، ندار، نادان و ...) قرار داده ایم، اما بدان در دنیای مهم و ارزشمند آخرت، درجات بزرگتر و برتریهای سترگ تر است (و تفاوتها و فاصله ها بیشتر است؛ چرا که آنجا سرای جاویدان است و بهشت و درجات عظیم آن در میان است. پس ای انسان! برای آن به مسابقه بپرداز و شبانه روز بکوش.
این است که وقتی این سرزمین حوزه مادی را برای تلاش ها و نشان دادن هوشیاری، نبوغ و تولیدکنندگی خود انتخاب کرد به فتوحات عظیم و پیشرفت های چشمگیری دست یافت و پیروزی های سرسام آوری را کسب نمود، به طوری که توانست انرژی های مختلف را به خدمت بگیرد، رازهای نهفته و اسرار ناگفته ای را برملا سازد و وسایل گوناگونی را برای رفاه زندگی، گسترش و آسان نمودن آن به خدمت خود در آورد، اما از آرامش، آسایش، ایمان عمیق، هدف صالح، غایات ایده آل و از همه مهمتر از ایجاد وفاق و سازگاری میان دین و دنیا محروم و بی بهره ماند. حال آنکه خداوند از زبان مومنین می فرماید:
و منهم من یقول ربنا ءاتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار(44)
و برخی از آنان می گویند: پروردگارا! هم در دنیا به ما نیکی رسان و هم در آخرت به ما نیکی عطا فرما (و سرای آجل و عاجل ما را خوش و خرم گردان) و ما را از عذاب آتش (دوزخ) محفوظ نگاه دار.

تمدن اضطراب و روح فرسایی

همچنانکه گفته شد این سرزمین ها تنها حوزه مادی و صنعتی را برای فعالیت های خود برگزیدند و در نتیجه به پیشرفتهای باشکوهی نایل آمدند و در این راه واقعا شکوفا شدند، اما هنگامی که برای جنبه روحی و دنیای قلب و نفس اهمیتی قایل نشدند و نسبت به شناخت هدف صالح زندگی بی توجهی به خرج دادند و جانب اخلاقی، ایجاد سازگاری، همخوانی میان اخلاق فاضله و دستاوردهای صنعتی بشر را از نظر دور داشتند. (چرا که هیچ کدام از این صنایع، اختراعات و پیشرفت ها، بدون اخلاقی که حرص و اشتهای مهار گسیخته انسان، حب مال، تسلط بر دیگران و ظلم نسبت به سایر ملل را کنترل می کند، به درد نمی خورد؛ زیرا تنها اخلاق است که می تواند زمام این امور را به دست بگیرد و این علوم را به درستی به سوی هدف نیک و خبر هدایت و راهبری نماید).
بله! زمانی که غرب و در پیشاپیش آنها آمریکایی که در این شب مبارک و زیبا در آن گردهم آمده ایم، جانب اخلاقی، اعتقادی و روحی را از نظر دور داشت نتیجه آن شد که این سرزمین ها از لحاظ روحی، سرکش، مضطرب و سرگردان شوند و پریشانی، نگرانی، ملامت و روح فرسایی بر آن ها حکمفرما گردد.
این جنب و جوش های ناشی از اضطراب و ملامت و سرخوردگی ای که ملاحظه می کنید، چیزی جز بازتاب طبیعی و در عین حال بسیار سخت بر ضد طغیان ماده گرایی و ما دیگری، انباشت و تراکم پولی و مادی نیست، به همین خاطر این سرزمین ها همچنانکه گفتم در آن واحد خوشبخت و بدبخت هستند، اما اکنون در حال اضطراب و پریشانی به سر می برند و فعلا از جان و وضع خودشان چندان آگاه نیستند و کنترل خودشان را در دست ندارند و درست مانند مرکبی شده اند که زندگی سوار آنها شده است نه اینکه ایشان سوار زندگی باشند، این است که زندگی نیز، بی رحمانه آن را به حرکت در می آورد و هنوز آمادگی آن را پیدا نکرده اند که بتوانند ایام زندگی را به کام خود و به صورتی موزون و آرام بچرخانند.

عظمت و بزرگی شما

جوانان مسلمان! فرزندان امت همیشه جاوید ابراهیمی - محمدی! شما می توانید به این تمدن درس (صحیح زندگی) بدهید و هدایت و راهبری آن را به دست بگیرید و به عنوان یک منتقد به آن نگاه کنید، نه به صورت یک خوشه چین که می خواهد دامن خود را از خوشه های آن انباشته کند و نه نگاه یک دنباله رو یا یک دانش آموز کوچک و ناچیز.
با این حال و با تاسف فراوان ملاحظه می کنم جوانانی که به این سرزمین ها می آیند، در حالی به این کشورها قدم می گذارند که آمادگی چندانی ندارند و والدین، اساتید، مربیان و سردمداران کشورهایشان آن ها را چنان بار نیاورده اند که احساس شخصیت مستقل بکنند. این است که ما یک شخصیت اسلامی نداریم ما چنان به این سرزمینها رو می آوریم، انگار که خود ما در صحرا و بیابان زندگی می کنیم و در خلا به سر می بریم، گویی هیچ گونه تاریخ، تمدن، دین و فرهنگی نداریم. ما به شکل آدم های کوتوله به این کشورها قدم می گذاریم. گویی ما بسیار حقیر و ناچیز و آن ها کاملا عظیم و غول پیکرند.
برادران من! در حالی که چنین نیست، شما بسیار باهیبت و عظمت هستید و آنها بسیار ریز و ناچیز می باشند. شما استاد هستید و آنها شاگردان شما هستند. شما هدایتگر و جهت دهنده، و آنها خوشه چین هستند. در گذشته هم چنین بود، اما ما شخصیت خود و اعتماد به جاودانگی اسلام را از دست دادیم تا جایی که حتی اطمینان خود به صلاحیت اسلام نه تنها برای همراهی با جهان معاصر، بلکه برای رهبری دنیای کنونی را نیز از دست دادیم.
ما در سرزمینهای اسلامی خود، نظیر هند، پاکستان، ایران، افغانستان و حتی در مصر و سوریه با طبیعت و سرشت تمدن غربی و حقیقت آن آشنایی نداریم و اساتید ما در دانشگاهها و مدارس موجود در آن کشورها نتوانسته اند وجود ما را با اطمینان و اعتماد به نفس شارژ کنند و چشم ما را به روی این تمدن و آسیب ها، نقطه ضعف ها، پرتگاه ها، اضطراب ها و ورشکستگی های آن بگشایند. این است که مسئولیت این عدم اعتماد به نفس موجود در ما، بیش از خود ما بر گردن اساتید ماست.
با این همه مادامی که شما به این سرزمین ها آمده اید، ناگزیر باید روح این تمدن مادی را به خوبی بشناسید: وحی ای که بر این تمدن سیطره پیدا کرده و آن را به صورت مرکب مادی درآورده است از هرگونه عقل و روحی محروم و بی بهره است.
شما باید در بررسی این تمدن تعمق و دقت نظر به خرج بدهید و میان محاسن و بدی های آن، و نیز بین دستاوردها و آسیب های زیانبار آن موازنه نمایید. شما باید در مورد زمینه هایی که ما می توانیم از آنها استفاده کنیم، به خوبی تحقیق کنید و نیز چشم خود را باز کنید و ببینید باید از طریق چه حوزه هایی از این تمدن دوری کنیم و به صورتی سالم و صحیح از آن فرار نماییم؛ درست همان طور که از یک فرد جذامی فرار می کنیم.
باید حوزه ها و زمینه هایی را که ضرورت دارد ما در آن ها نقش یک دانش آموز را اجرا کنیم مشخص کنیم؛ چرا که:
الحکمه ضالة المومن من حیث وجدها فهو أحق بها
حکمت گمشده مومن است. هرجا آن را بیابد، نسبت به آن سزاوارتر است.
پس از تعیین این زمینه ها باید به شاگردی این تمدن در این حوزه ها و اساتید دانشگاههایی که در این زمینه فعالیت دارند، بپردازیم.
حال سوال اینجاست حوزه هایی که باید از آنها دوری گزینیم، از آنها فرار کنیم، از غرق شدن در ورطه آنها برحذر باشیم و همواره آنها را حقیر و خوار بشماریم، کدامند؟ این حوزه ها عبارتند از: حوزه عقیده، ایمان، روح، اخلاق، شخصیت، شناخت ارزش انسان، هدف درست، ارزش ها و آرمان های فاضله، ایمان به غیب و شعایر اسلامی.