فهرست کتاب


آنچه در آمریکا نیافتم

سید ابوالحسن ندوی زاهد ویسی

تاریکی تودرتو

سراسر جهان در یک تاریکی مطلق به سر می برد و در جهالت ها و فرومایگی های خود سردرگم و حیران بود. اسیر بندهایی بود که خود ساخته بود و در خون خودش - که آن را ریخته بود - می غلتید. بین طبقات مختلف هیچ رابطه ای نبود. حاکم و زیردست هیچ پیوندی با هم نداشتند، دانش آموز و استاد کاملا بی ارتباط بودند، بین علم، ادب، فلسفه و حکمت پیوندی نبود. مردم و ملت بی ارتباط بودند. تمام روابط از هم گسسته بود. وضعیتی شده بود که هر طبقه ای برای خودش زندگی می کرد و تمام روابط، پیوندها و ... برای خودش بود و به خودش منتهی می شد.

قرآن و مبارزه با وضعیت جهانی آن زمان

این نمایی از وضعیت جهان در زمان ظهور دعوت اسلامی بود. به همین خاطر وقتی که قرآن نازل شد. همه این اوضاع، احوال و تمدنها را به مبارزه طلبید و با تمام وضوح و صراحت به آنها گوشزد کرد که آنها در جهل کامل، ظلمت کشنده، ظلم و ستم آشکار، حیرت و سرگشتگی بی پایان، وحشت زشت و کریه و پستی و رذالتی مطلق به سر می برند.
راستی چه کسی می توانست با این ابر قدرتهای جبار به مبارزه برخیزد؟ چه کسی می توانست صدای ضدیت خود را با این امواج سرکش و طغیانگر بلند کند؟ همین پیامبر که با فقر و نداری زندگی کرد و ناچار شد وطن محبوب و دوست داشتنی خود یعنی سرزمین کعبه و بیت الحرام را ترک کند. همین پیامبر آزار کشیده و رنجدیده ای که ناچار تن به هجرت داد و افرادی که بر اساس ایمان، عقیده، محبت، دوستی و تعلیم انسانیت گرد پیامبر جمع شده بودند، توانستند با تمام جهان وارد جنگ و مبارزه شوند.
در چنین فضای ذلت بار و حقارت آلودی قرآن ندا بر می آورد و می گوید:
ولا تهنوا ولا تحزنوا و أنتم الاعلون ان کنتم مومنین(38)
و (از جهاد در راه خدا به سبب آنچه بر سرتان می آید) سست و زبون نشوید و (برای کشتگان) غمگین و افسرده نگردید و (با تاییدات خداوندی و قوه ایمان راستین و نیروی حقی که از آن دفاع می کنید) برتر (از دیگران) هستید و (پیروزی و بهرورزی از آن شماست) اگر به راستی مومن باشید (و برایمان دوام داشته باشید) ...
در حالی که نه دولتی هست نه جامعه ای، نه سپاهی، نه اسلحه ای نه نفتی و نه چیزهای دیگری از این قبیل! در چنین وضعیتی قرآن عربهای فرودست، فقیر، ضعیف، نادان و بیسواد را مخاطب قرار می دهد و به آنها می گوید:
ولا تهنوا ولا تحزنوا و أنتم الاعلون ان کنتم مومنین(39)
و (از جهاد در راه خدا به سبب آنچه بر سرتان می آید) سست و زبون نشوید و (برای کشتگان) غمگین و افسرده نگردید و (با تاییدات خداوندی و قوه ایمان راستین و نیروی حقی که از آن دفاع می کنید) برتر (از دیگران) هستید و (پیروزی و بهروزی از آن شماست) اگر به راستی مومن باشید (و برایمان دوام داشته باشید) ...

پیام پیامبر به امپراتور روم

کدام یک از سردمداران، رئیس جمهورها و پادشاهان کشورهای اسلامی ما می توانند به یکی از رئیس جمهورهای دیگر نامه بنویسد و به او بگوید:
ایمان بیاور در امان خواهی بود و خداوند به تو دو راه ارزانی خواهد کرد.
در حالی که محمد بن عبدالله با وجود فقر و کمبودهای فراوانی که داشت، به امپراتور روم و به عبارتی به قدرتمندترین و ثروتمندترین انسان زمان خودش می نویسد: از محمد رسول الله به هرقل امپراتور روم و دیگر از اینکه او را قیصر بنامد امتناع می ورزد و حتی نام خود را بر نام امپراتور مقدم می کند. از طرف دیگر به جای محمد بن عبدالله، محمد رسول الله را به کار می برد؛ چرا که این نامه، نامه دعوت است نه نامه سیاسی یا معاهده یا پیمان. این است که می نویسد:
از محمد رسول الله به هرقل امپراتور روم: من تو را به دعوت اسلامی فرا می خوانم. اسلام بیاور در امان خواهی بود و خداوند به خاطر این کار اجر تو را دو برابر خواهد ساخت و اگر از این دعوت سرباز زنی گناه مردم روم (کشاورزان) نیز بر گردن تو خواهد بود بگو ای اهل کتاب! به سوی سخن دادگرانه ای بیایید که میان ما و شما مشترک است (و همه آنها را بر زبان می رانیم. بیایید بدان عمل کنیم و آن اینکه جز خدای یگانه را نپرستیم و چیزی را شریک او نکنیم و برخی از ما برخی دیگر را به جای خداوند یگانه، به خدایی نپذیرد. پس (هرگاه از این دعوت) سر برتابند، بگویید:
گواه باشید که ما منقاد (اوامر و نواهی) خدا هستیم ...(40)
برخورد پیامبر با امپراتور ایران نیز که نامه پیامبر (ص) را پاره کرد، همین گونه بود و فرمود: خداوند تخت و تاج او را درهم می شکند. و چنین هم شد. به طوری که خداوند حکم و سیطره اش را کاملا از هم پاشید و به صدق نبوت خود با گفتن این جمله:
اذا هلک کسری فلا کسری بعده
اگر تاج و تخت این کسری، نیست و نابود شود دیگر کسرایی وجود نخواهد داشت.
بار دیگر تحقق بخشید. به طوری که حتی رضاشاه پهلوی با همه بلندپروازی و غروری که داشت باز از جمله منتسبان دین اسلام به شمار می رفت نه از حلقه به گوشان کسری و ...