فهرست کتاب


آنچه در آمریکا نیافتم

سید ابوالحسن ندوی زاهد ویسی

تمدنهایی بی هدف

پس هدف از حیات و زندگی چیست؟ پاسخ این پرسش را هم نمی دانستند. هدف پادشاهان، تسلط بر بزرگترین نقاط جهان بود، ولی سروران! این هدف، یک هدف قابل احترام و اهتمام نیست. هدف وزرا هم این بود که پادشاهان را راضی نگه دارند و در برابر آنها دست به سینه و خاضع باشند و امیال و آرزوهای آنها را محقق و عملی نمایند.
هدف فرماندهان جنگی هم سوق دادن مردم به سوی جهنم جنگ و خونریزی بود. ولی راستی اینجا چرا می جنگیدند؟ و چرا مردم را به میادین جنگ و جدل می کشاندند؟ نمی دانستند. آنها چیزی نمی دانستند و درست مانند گله های گوسفندی بودند که بدون رحم و نرمشی به پیش رانده می شدند. مردم خراج و مالیات می پرداختند و موظف به پرداخت مبالغ سنگین و کمرشکنی بودند، ولی برای چه؟ برای آنکه پادشاهان، قصرنشینان و کنیزکان حرم سراها امیال و آرزوهای خود را برآورده سازند. آنها مالیات می دادند تا گروه اندکی (خفته) از مردم در رفاه و راحتی باشند و اینها برای خوشی و راحتی آنها زحمت می کشیدند و حتی برای زندگی و زنده ماندن آنها جان می دادند.
این جو حاکم در آن زمان بود. تمدن، حکومت ها و قوانین هیچ هدفی نداشتند. زندگی بدون لذت بود. جسم، روحی نداشت. الفاظ و کلمات بی معنی و خطوط، درهم و برهم بود و کلا ظلمت اندر ظلمت بود. به فرموده قرآن:
أو کظلمات فی بحر لجی یغشه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمت بعضها فوق بعض اذا أخرج یده لم یکد یرئها و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور(37)
یا (اعمال آنان) بسان تاریکیهایی در دریای ژرف مواجی است که امواج عظیمی آن را فراگرفته باشد و بر فراز آن امواج عظیم، امواج عظیم دیگری قرار گرفته باشد (و موجهای کوه پیکر بر یکدیگر قرار گیرند) و بر فراز امواج (خوفناک دریا) ابرهای تیره خیمه زده باشند. تاریکیها یکی بر فراز دیگری جای گرفته (و آن چنان ظلمت و وحشتی پدید آمده باشد که مسافر دریا) هرگاه دست خود را به در آورد (و بدان بنگرد، به سبب تاریکی وحشتزای بیرون و هراس دل از جای کنده درون) ممکن نیست که آن را ببیند. (آری! نور حقیقی در زندگی انسانها فقط نور ایمان است و بدون آن فضای حیات تاریک و ظلمانی است. نور ایمان هم تنها از سوی خدا عطاء می گردد) و کسی که خدا نوری بهره او نکرده باشد، او نوری ندارد (تا وی را به راه راست رهنمود کند و بر راستای راه بدارد.) ....

تاریکی تودرتو

سراسر جهان در یک تاریکی مطلق به سر می برد و در جهالت ها و فرومایگی های خود سردرگم و حیران بود. اسیر بندهایی بود که خود ساخته بود و در خون خودش - که آن را ریخته بود - می غلتید. بین طبقات مختلف هیچ رابطه ای نبود. حاکم و زیردست هیچ پیوندی با هم نداشتند، دانش آموز و استاد کاملا بی ارتباط بودند، بین علم، ادب، فلسفه و حکمت پیوندی نبود. مردم و ملت بی ارتباط بودند. تمام روابط از هم گسسته بود. وضعیتی شده بود که هر طبقه ای برای خودش زندگی می کرد و تمام روابط، پیوندها و ... برای خودش بود و به خودش منتهی می شد.

قرآن و مبارزه با وضعیت جهانی آن زمان

این نمایی از وضعیت جهان در زمان ظهور دعوت اسلامی بود. به همین خاطر وقتی که قرآن نازل شد. همه این اوضاع، احوال و تمدنها را به مبارزه طلبید و با تمام وضوح و صراحت به آنها گوشزد کرد که آنها در جهل کامل، ظلمت کشنده، ظلم و ستم آشکار، حیرت و سرگشتگی بی پایان، وحشت زشت و کریه و پستی و رذالتی مطلق به سر می برند.
راستی چه کسی می توانست با این ابر قدرتهای جبار به مبارزه برخیزد؟ چه کسی می توانست صدای ضدیت خود را با این امواج سرکش و طغیانگر بلند کند؟ همین پیامبر که با فقر و نداری زندگی کرد و ناچار شد وطن محبوب و دوست داشتنی خود یعنی سرزمین کعبه و بیت الحرام را ترک کند. همین پیامبر آزار کشیده و رنجدیده ای که ناچار تن به هجرت داد و افرادی که بر اساس ایمان، عقیده، محبت، دوستی و تعلیم انسانیت گرد پیامبر جمع شده بودند، توانستند با تمام جهان وارد جنگ و مبارزه شوند.
در چنین فضای ذلت بار و حقارت آلودی قرآن ندا بر می آورد و می گوید:
ولا تهنوا ولا تحزنوا و أنتم الاعلون ان کنتم مومنین(38)
و (از جهاد در راه خدا به سبب آنچه بر سرتان می آید) سست و زبون نشوید و (برای کشتگان) غمگین و افسرده نگردید و (با تاییدات خداوندی و قوه ایمان راستین و نیروی حقی که از آن دفاع می کنید) برتر (از دیگران) هستید و (پیروزی و بهرورزی از آن شماست) اگر به راستی مومن باشید (و برایمان دوام داشته باشید) ...
در حالی که نه دولتی هست نه جامعه ای، نه سپاهی، نه اسلحه ای نه نفتی و نه چیزهای دیگری از این قبیل! در چنین وضعیتی قرآن عربهای فرودست، فقیر، ضعیف، نادان و بیسواد را مخاطب قرار می دهد و به آنها می گوید:
ولا تهنوا ولا تحزنوا و أنتم الاعلون ان کنتم مومنین(39)
و (از جهاد در راه خدا به سبب آنچه بر سرتان می آید) سست و زبون نشوید و (برای کشتگان) غمگین و افسرده نگردید و (با تاییدات خداوندی و قوه ایمان راستین و نیروی حقی که از آن دفاع می کنید) برتر (از دیگران) هستید و (پیروزی و بهروزی از آن شماست) اگر به راستی مومن باشید (و برایمان دوام داشته باشید) ...