فهرست کتاب


آنچه در آمریکا نیافتم

سید ابوالحسن ندوی زاهد ویسی

ما به این افتخار سزاوارتریم

ما در اینجا در فضای سازمان ملل متحد هستیم و نقش نمایندگی 40 دولت را بر عهده داریم و البته به این افتخار و اطمینان سزاوارتریم و شایسته است با همان صدای جاوید آسمانی ما را مخاطب قرار دهند و بگویند:
ولا تهنوا ولا تحزنوا و أنتم الأعلون ان کنتم مومنین(30)
و (از جهاد در راه خدا به سبب آنچه بر سرتان می آید) سست و زبون نشوید و (برای کشتگان) غمگین و افسرده نگردید و (با تاییدات خداوندی و قوه ایمان راستین و نیروی حقی که از آن دفاع می کنید) برتر (از دیگران) هستید و (پیروزی و بهروزی از آن شماست) اگر به راستی مومن باشید (و بر ایمان دوام داشته باشید) ...
بله! ما به این خطاب سزاوارتریم. عربهای زمان نزول این آیات دولت و حکومتی - حتی در جزیره العرب - نداشتند. این در حالی است که بیش از ده سال از ظهور اسلام گذشته بود. با این حال هنوز اسلام به کودک شیرخواره ای می ماند که چهار دست و پا راه می رفت. ولی خداوند آنها را شایسته این خطاب دانست.(31) آیا ما شایسته و سزاوار این خطاب نیستیم، حال آنکه نماینده 40 دولت و دارای پرچم هایی هستیم که در این سازمان به اهتزاز درآمده اند؟ هر چند ما دارای نیرو و توان سایر کشورها نیستیم و به خاطر عقب ماندن از کاروان پیشرفت و تمدن، و کم کاری خود در دوری از علم و تمدن، تنبلی و سستی و پاره پاره شدگی و تقسیم شدن به قسمتهای گوناگون و بی ارزش کردن تعالیم اسلامی و ناسپاسی در برابر نعمت اسلام، در سطح دیگر کشورها نیستم. با این حال ما اکنون نسبت به عربهای زمان نزول این آیات که حتی یک دولت هم نداشتند، در وضع بهتری هستیم. آیا نسبت به این خطاب قرآنی سزاوارتر نیستیم؟
ولی خداوند متعال در همان آیه می فرماید:
ولا تهنوا ولا تحزنوا و أنتم الأعلون ان کنتم مومنین(32)
و (از جهاد در راه خدا به سبب آنچه بر سرتان می آید) سست و زبون نشوید و (برای کشتگان) غمگین و افسرده نگردید و (با تاییدات خداوندی و قوه ایمان راستین و نیروی حقی که از آن دفاع می کنید) برتر (از دیگران) هستید و (پیروزی و بهروزی از آن شماست) اگر به راستی مومن باشید (و برایمان دوام داشته باشید) ...
این ایمان تنها عامل و معیار ارزش فرد مومن است. این ایمان مخزن این باتری است. لذا اگر مخزنی نباشد، ارزشی ندارد. این ایمان وزنه سنگینی است که اگر در کفه ترازو گذاشته شود آن را سنگین می کند. این وزنه همان است که پیامبر (ص) در روز غزوه بدر آن را در ترازو گذاشته و فرموده است که:
اللهم ان تهلک هذه العصابه لن تعبد(33)
خدایا اگر این جماعت نابود شوند، هرگز پرستیده نمی شوی.
پیامبر با توجه به عقل سلیم و شایستگی رویارویی صحیح با موقعیتهای گوناگونی که خدا به او داده بود، دانست که اگر پیروزی و به دست آوردن اداره امور تنها با قدرت و توان نظامی و امکانات و نظرات باشد، اسلام و مسلمین آینده ای ندارند(34) و روی زمین هم وجودی نخواهند داشت. نیروهای مسلمان 313 نفر بودند که در برابر آنها هزار نفر با سلاح و مهمات فراوان قرار داشتند. اصلا چگونه این مقدار نیروی کم بر آن ارتش پیروز می شد؟ اینجا بود که پیامبر (ص) به خدا پناه برد و با خضوع تمام به او گفت: بار الها! اگر این دسته و جماعت نابود شوند دیگر هرگز کسی تو را عبادت نمی کند.
این است ارزش ما ای مسلمانان! این است ارزش این دولتها و ملتهای فراوان مسلمان که در جهان پراکنده شده اند و امروزه در سازمان ملل متحد - که ما امروز توفیق نمایندگی آنها را در اینجا داریم - می توانند حرف خود را بزنند این دولتها و ملتها اگر حامل این ایمان عمیق، فروزان و شعله وری باشند که بر احساسات انسان چیره می شود و احساسات و عواطف انسان را در کنترل می گیرد، شخص مومن، عزت پیدا می کند و در جهان جایگاه شایسته خود را می یابد، پس شرط اصلی این است که مومن باشیم.
از طرف دیگر هرگاه از ایمان خالی شدیم، همانند دولتها و ملتهایی می شویم که از ایمان خود که زمانی بدان باور داشتند، ولی پس از مدتی از آن خالی شدند و به صورت اجسامی پوسیده و چوبهایی خشکیده درآمدند، پس مواظب باشیم و نگذاریم که مانند چوب خشک و بی فایده شویم و نگذاریم اسمهای قشنگ و درخشان داشته باشیم و در لیست کشورهای جهان نامهای فراوانی را به خود اختصاص دهیم، اما در میزان سنجش الهی - که میزان حقیقی دنیا و آخرت است - وزن و اعتباری نداشته باشیم. باید بدانیم که ما در این میزان هم وزنی نخواهیم داشت، مگر با انصاف ما به ایمان و حمل شعله های فروزان آن و حمل رسالت اسلام و افتخار ما به آن.
اینجا در آمریکا و در این پایتخت بزرگ و در قلب اروپا و در کشورهای خودمان و پایتخت ها و شهرهای آن به اسلام افتخار می کنیم و می گوییم در یک کلام ما مسلمانیم و خداوند تعالی ما را با بزرگترین نعمت خود یعنی اسلام مورد تکریم و احترام قرار داده است. لذا اگر به اسلام افتخار کردیم و با آن مباهات نمودیم، خداوند تعالی هم یاریگر و موید ما خواهد بود و به ما شرافت و عزت می بخشد. این هم وعده الهی است که می فرماید:
ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت أقدامکم(35)
اگر (دین) خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری می کند (و شما را بر دشمنانتان پیروز می گرداند) و گامهایتان را استوار می دارد (و کار و بارتان را استقرار می بخشد) ...
اما اگر ما اسمای توخالی و بی مسمایی شدیم و چنان که امیر شکیب ارسلان(36) در بعضی از نوشته هایش در مورد سازمان ملل متحد می گوید: سازمان ملل مانند بحر عروضی است؛ بحر است اما آب ندارد. ما هم اگر بحر بی آب دیدیم، متاسفانه نباید دیگر منتظر نصر الهی باشیم؛ چرا که تنها ایمان وزن و ارزش دارد و شان و اعتبار نیز تنها برای ایمان است و سنجش و ارزیابی نیز تنها با ایمان است.
از خداوند متعال خواستاریم که دوباره مانند نیاکان نیکوکار خود به اسلام برگردیم و خداوند تعالی را عبادت کنیم. از غیر خدا نترسیم و نسبت به دین او وفادار باشیم و به رسالت وی افتخار کنیم. از خدا می خواهیم که زندگی ما را با رسالت اسلام، اسم اسلام و ایمان اسلامی قرین نماید. از خداوند عزوجل می خواهیم که با قبول این خواسته ها بر ما منت نهد چرا که او بر همه چیز قادر و تواناست.

سیمای انسان پیش از بعثت پیامبر (ص)

این سخنرانی با زبان عربی در شهر سالت لیک سیتی با حضور جمعی از تحصیلکردگان مقیم، کارگران و کارمندان آن شهر آمریکایی در تاریخ 27 جمادی الاخر سال 1397 هجری برابر با 15 ژوئن 1977 م. ایراد شده است.
سپاس و ستایش شایسته و لایق مقام حضرت رب العالمین است و سلام و درود بر سید المرسلین و خاتم پیامبران حضرت محمد (ص) و تمام یاران ایشان و همه پیروانی که به نحو احسن از آن بزرگواران پیروی می کنند، تا روز قیامت! من از برادرانی که زبان عربی نمی دانند، معذرت می خواهم چون می خواهم با زبان عربی حرف بزنم که این هم البته از معجزات قرآن و دعوت اسلامی است که یک غیر عرب هندی بتواند خواسته های درونی و اهداف خود را با زبان عربی بیان کند.
می خواهم که همه ما دوباره این معجزه را یادآوری کنیم و بدان ایمان داشته باشیم. بنده افتخار دارم که می خواهم این حقیقت را در این سرزمین که از مرکز اسلام و مسلمانان دور است، مجسم نمایم. از برادران و خواهران جوان هندی تبار و وارد به زبان خودم معذرت می خواهم که نمی توانم با زبان خودمان حرف بزنم ان شاء الله بعد از جلسه و در جلسات دیگر با زبان اردو با آنها نیز سخن خواهم گفت.

جهشی سریع و برق آسا

برادران گرامی! آیات قرآنی ای که چند لحظه پیش تلاوت شد، مرا از جو آمریکای برق زده با تمدن غربی و پیشرفت مدنی و این فضای کشنده و غبارگرفته، به سیزده قرن پیش منتقل کرد (این از لحاظ زمانی) و از آمریکای شمالی به جزیره العرب برد (این هم از لحاظ مکانی) که هر دو با اینجا و اکنون خیلی فاصله دارند.
جهش سریع و برق آسایی بود و طی آن، دوران زمانی و تاریخی ای که در آن این قرآن نازل شد برای من مجسم شد. قرآن در آن دوره با گوشهای شنوا و مستمعی مواجه نشد بلکه آنچه دید، طرد، انکار و عدم قبول بود.
عربها این صدای گوش نواز خوش آهنگ را می شنیدند و فکر می کردند این صدا هم مانند دیگر صداهایی که برای مدتی در فضا می پیچیدند، از بین می رود و نامی از آن نمی ماند. آنها کاملا مطمئن بودند که این تلاش و کوشش شکست می خورد و این دعوت، موقت و زودگذر است. درست مانند موجهای روی آب؛ وقتی که یک فرد سنگی را در آب می اندازد خطوط و دایره هایی درست می شود، اما چیزی نمی گذرد که همه از بین می رود و اثری از آن باقی نمی ماند.
آنها در اینکه این قرآن و این دعوت، عمر کوتاهی دارد و از ساعات و روزهای انگشت شماری تجاوز نمی کند، شکی نداشتند. ولی بر خلاف ظن آنها خداوند خواست که این صدا و ندا جاوید باشد، و در قلب آمریکا هم بپیچد و افرادی که توان شنیدن دارند، آن را بشنوند. من وقتی که به آیات قرآن گوش می دادم این را حس می کردم و با پرواز در آسمان خیال، فضایی را که این آیات در آن نازل شدند به یاد خود می آوردم.