طب پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلّم معروف به طب النّبی صلی اللّه علیه و آله و سلّم

محمد جعفر واصف‏

تفاوت طب قدیم و طب جدید

مهم ترین اختلاف طب جدید با طب قدیم، عقلانی و استدلالی بودن طب قدیم است، در حالی که طب جدید به روش تجربه و آزمایش متکی است. پیش از پیدایش رنسانس در قرن شانزدهم میلادی ماهیت طب، استدلالی بود. با نگاهی به کتاب های پزشکی چون قانون بوعلی سینا، ذخیره ی خوارزمشاهی و طب ناصری و یا قانونچه که خلاصه ای از طب قدیم است، برهانی بودن طب به روشنی معلوم می شود. گرچه در گذشته پزشکان از تجربه هم استفاده می کردند اما به نحوی قانونمند و مستدل، مطالب پزشکی خود را تنظیم می کردند. اطباء قدیم با شناخت طبیعت، موجودات هستی را به چهار قسم اصلی تقسیم می کردند که عبارتند از:
1) آتش: که طبیعت آن گرم و خشک است. 2) هوا:که دارای طبعی گرم وتر است. 3) زمین: که طبیعت آن گرم و خشک است. 4) آب: که دارای طبعی سرد وتر است. و نیز فصول سال را نیز به 4 قسم تقسیم می کردند به شرح زیر:
الف) بهار: گرمِ مرطوب. ب) تابستان: گرمِ خشک. ج) پائیز: سرد خشک. د) زمستان: سردِ مرطوب.
از طرفی جهان را عالم کبیر و انسان را عالم صغیر می دانستند. و از این رابطه که انسان عالم صغیر بود و لاجرم تمام خصوصیات عالم طبیعی عالم کبیر را در خود دارد، به این نتیجه رسیدند که انسان هم دارای چهار نوع مزاج است که عبارتند از:
1- مزاج دَمَوی: و آن مزاجی است گرم وتر. دارنده این نوع مزاج دارای خصوصیاتی است که در کتاب های طبی قدیم به آن اشاره شده است.
2- مزاج صَفرایی: مزاج گرم و خشک.
3- مزاج سُودایی: سودایی ها افرادی هستند که مزاجشان سرد ولی خشک است.
4- مزاج بلغمی: که صاحب آن مزاجی سرد و گرم دارد. تمام خصوصیاتی که در سردِتر وجود دارد، در این نوع افراد بلغمی دیده می شود.
پس از این مقدمات و توضیح مفصل در مورد هر یک از آنها، از طبایع چهارگانه مدد گرفته و خصوصیت های طبیعی سرد و گرم و خشک وتر را معلوم می کردند، آن گاه به دنبال گیاهان و معادن گشته و طبیعت هر یک از آنها را به روش تجربی و آزمایش ولی براساس همین چهار طبع مشخص می کردند. مثلا با روش تجربه معلوم می کردند که فلفل طبعش گرم و خشک است و یا عسل طبعش گرم ولی مرطوب است و یا خیار از دسته مواد خوراکی است که طبعش سرد و مرطوب می باشد. پس موجودات نباتی و کانی و آلی روی زمین بر اساس همین چهار طبع، خصوصیات آنها مشخص می شد. پزشکان در گذشته معتقد بودند که باید بین این چهار طبع در انسان تعادل برقرار کرد و اگر چنانچه هر یک از طبایع چهارگانه در انسان غلبه کند، مزاج شخص علیل شده و باید با دارو و غذاهای ضد آن، آن را معالجه نمود.
تمامی این مطالب با نوعی استدلال عقلی ترتیب و تنظیم یافته است. برخلاف طب بعد از رنسانس که تمام بر آزمایش و تجربه استوار است و از این جهت با طب قدیم اختلاف ماهوی دارد، گرچه در طب قدیم از تجربه و آزمایش هم استفاده می شد و قاروره همواره از ابزار کار پزشکان بود ولی آن چه را در کتاب های پزشکی قدیم دیده می شود و روش کار را معلوم می دارد، روش استدلالی است. شیخ الرئیس بوعلی سینا در کتاب قانون خویش گوید:
طبیب باید فیلسوف باشد تا در تشخیص بیماری دچار اشتباه نشود، منظور وی از فیلسوف بودن همان آشنایی با استدلال های عقلانی است، به نظر وی اگر ذهن طبیب با استدلال آموخته نباشد، چه بسا در امر تشخیص یا تجویز دارو برای بیمار دچار اشتباه خواهد شد.
قبل از رُنسانس مهم ترین کتاب طبی در دانشگاه های اروپا، قانون بوعلی سینا بود، لذا ترجمه های گوناگون از آن به زبان های مختلف اروپایی مانند لاتین، انگلیسی، فرانسه، آلمانی، هلندی و... وجود دارد. حتی در بعضی از این زبان ها چند ترجمه مختلف از قانون صورت گرفته است و این نشان از اهمّیّت کتاب قانون در آن سامان دارد. ولی بعد از تجدید حیات علمی فرهنگی غرب یعنی همان رنسانس که از اساس با استدلال عقلی بر سر دشمنی در آمدند و فیلسوفانی چون رِنه دِکارت و فرانسیس بِیکِن انگلیسی از اساس با استدلال های عقلانی با مخاصمه برخواستند و روش تجربی را در تمام علوم جایگزین روش عقلی کردند، لاجرم دانش پزشکی که در رأس علوم قرار داشت، از حالات استدلالی خارج و روش تجربی جایگزین آن شد. در این میان مزاج های چهارگانه و متفرعات آن اعتبار خود را از دست داد و دیگر غذایی سرد و گرم یا مزاج بلغمی و سودایی مفهوم نداشت. گرچه جسته و گریخته بعضی از پزشکان و محققان اروپایی و حتی روسی بعدها از مزاج های اربعه در برخی مقالات و محافل دفاع کردند، اما هنوز اعتبار از دست داده خود را بازنیافته اند.
در برخی از روایات اسلامی به سرد و گرم طبیعت غذا اشاره شده است، مثل حدیث بنفشه که در آن اشاره شده به سردی بنفشه در تابستان و گرمی آن در زمستان، و یا حدیث ((أصل کل داء البرودة که اگر بروده را به معنی سردی بگیریم در این حدیث هم اشاره به سردی شده است و هم چنین احادیث دیگر در متن کتاب و نیز در کتاب های دیگر چون طب الائمه خواهید یافت و این نکته معلوم می دارد که پیش از قانون بوعلی سینا، در طب اسلامی نکاتی در مورد سرد و گرم بودن بعضی از عذاها یا مزاج انسان وجود داشته و شاید بخشی از طب اسلامی برگرفته از همان احادیث اسلامی باشد که این نکته را باید با تحقیقات بیشتری معلوم کرد، زیرا ما از چگونگی طب بقراط و جالینوس خبری نداریم.
کشور عزیزمان ایران با داشتن یازده اقلیم آب و هوایی از سیزده نوع اقلیم موجود در جهان و نیز با داشتن 300 روز آفتابی در سال و اختلاف درجه حدود 45 درجه حرارت، از موقعیت ویژه ای برخوردار است. طبق نظر کارشناسان حدود 7500 نوع گیاه در کشور پهناور ایران رویش دارد که در کم تر سرزمین این همه گیاهان دارویی موجود است.
گیاهانی چون بارجه و سیاه تخمه و مانند آن خواص دارویی مهمی دارند، بارجه گیاهی است که در کوه های دامنه ی جنوبی البرز می روید و ظاهراً هر کیلو 1000 دلار به اروپا صادر می شود.
رسول گرامی اسلام فرمود:الشونیز دواء من کل داء الا السام
یعنی سیاه تخمه داروی درمانی بسیاری از امراض است فقط مرگ را درمان نمی کند.
شونیز یا سیاه تخمه همان است که در قدیم به آن حب البرکة می گفتند، در قدیم برای آن که روزانه حب البرکة مصرف شود، به نانوایی ها سفارش کرده بودند که نانشان را با سیاه تخمه همراه کنند.
لازم به یادآوری است که کمبود آهن بین مردم ما کاملاً مشهود است، رنگ زرد و بی فروغ دانش آموزان خصوصاً دانش آموزان دختر در دوره ی دبیرستان حاکی از کمبود آهن در بین آن هاست، اطبای قدیم برای رفع این نقیصه مقداری آهن را همراه نان به مردم می خوراندند، بدین ترتیب که کمچه ای آهنی را در کوره سرخ کرده و در آب فرو می بردند، و با آن آب، خمیر گرفته، نان می پختند، گرچه چنین نانی کمی سیاه رنگ بود، اما منفع بسیار داشت. و نیز غالب خورشت ها خصوصاً خورشت فسنجان را با آهن همراه می کردند، و ترتیب آن نیز چنین بود که کمچه ی آهنی را در آتش سرخ کرده و چند بار در آب تمیز فرو می بردند، آن گاه با این آب، که مملُو از آهن بود، فسنجان یا خورشت دیگر تهیه می کردند. حتی بعضی از اطبای قدیم خوردن ساچمه های آهنی را به بیمارانی که کمبود آهن داشتند، توصیه می کردند.
نقل فهرست وار این مطالب برای آن است که نسل جدید و جوانان ما بدانند که اطبای ایرانی در گذشته با درایت، امور بهداشتی و طبّی جامعه را تدبیر می کردند.
هنگامی که خلیفه عباسی به زکریای رازی فیلسوف و طبیب ایرانی دستور داد تا بیمارستانی در بغداد،بنیاد کند، رازی جهت مکان یابی این بیمارستان تدبیری اندیشید. وی دستور داد تا گوشت گوسفندی سالم و بی عیب را قطعه قطعه کرده و در چند نقطه از بغداد بر روی میله ای آویزان کنند. سپس مکانی که گوشت کوسفند در آن نقطه بغداد دیرتر فاسد شده بود را دلیل سالم بودن هوای آن منطقه دانست. با این تدبیر بیمارستان را در آن محل تأسیس کرد. رازی صاحب کتاب طب کبیر است که از کتاب های مهم طب پزشکی است.
نگاهی کلی به کتاب قانون بوعلی سینا و یا کتاب ذخیره ی خوارزمشاهی و در این اواخر طب ناصری و صدها کتاب دیگر نشان دهنده ی روزگاری درخشان از طب و بهداشت جامعه ی اسلامی است.
گوستاولوبون فرانسوی در کتاب تاریخ و تمدن اسلام و عرب خویش آورده است: قانون بوعلی حدود 400 سال در مراکزعلمی و دانشگاهی اروپا تدریس می شد. این کتاب معتبر علمی پزشکی جهان به اکثر زبان ها ترجمه شده است، حتی چندین ترجمه از این کتاب در بعضی از زبان ها وجود دارد. متأسفانه بعد از هزار سال هنوز این کتاب به زبان فارسی یعنی زبان مادری
بوعلی سینا برگردان نشده است. اخیراً یعنی از سال 1355 که چند انسان با همّت تصمیم به ترجمه این کتاب به زبان فارسی گرفتند، با این وجود بعد از گذشت 25 سال این کار هنوز ناتمام مانده است.
برتراند راسل فیلسوف فقید انگلیسی پیش بینی کرده است که در قرن آینده، ابرقدرت، کشور صاحب سلاح اتمی نیست، بلکه ابرقدرت کشوری است که حرف اول را در طب و معالجات پزشکی بزند، حرف درستی است، زیرا برای بشر آینده، با توجه به تنوع خوراک و رفاهی که برایش فراهم شده، طب و معالجات پزشکی مهم ترین مشکل بشر آینده است، لذا کشور ما می تواند، روی این مسئله از حالا سرمایه گذاری کند، با توجه به سرمایه ی اصلی یعنی جوانان مستعد و نیز با توجه به مناطق بسیار خوب و سالم آب و هوایی که در اختیار داریم، می توانیم یکی از بهترین کشورها برای معالجات پزشکی باشیم.
از خوانندگان گرامی عذرخواهی نموده، امید است با نظر خطاپوششان، لغزش های حقیر را نادیده انگارند، اگر نظری اصلاحی دارند با تلفن 6606180-0251 اطلاع دهند.
تابستان 1385- محمد جعفر واصف
کارشناس ارشد فلسفه تاریخ

روایت 1 تا 25

بسم اللّه الرحمن الرحیم و به نستعین
1- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:ما خلق اللّه تعالی داء الا و خلق له دواء الا السام
فرمود: خدای متعال، هر دردی که آفرید، درمانش نیز بیافرید، مگر مرگ را که درمان ندارد.
2- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: ألذی أنزل الداء انزل الشفاء.
فرمود: خدایی که درد و بیماری را نازل کرد، درمان آن هم نازل فرمود.
اگر دردی مانند سرطان و یا ایدز و مانند آن در حال حاضر قابل درمان نیست، نباید گفت: قابل درمان نیست، بلکه داروی شفا بخش آن هنوز توسط بشر کشف نشده است. براساس احادیث فوق، بیماری لاعلاج وجود ندارد.
3- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: بشر المحذورین بطول العمر.
فرمود: پرهیز کنندگان را به طول عمر بشارت باد.
شاید معنایش چنین باشد که اشخاصی که از خوردن هر چیزی پرهیز می کنند و به اصطلاح شکمو نیستند، عمری طولانی تر خواهند داشت. بعضی از مترجمین محترم، محذورین را به محرورین ترجمه کرده اند، بنابراین معنای حدیث بدین صورت خواهد بود: گرم مزاجان را به طول عمر بشارت باد.
4- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: أصل کل داء البرودة
فرمود: اساس اکثر بیماری ها از ضعف و ناتوانی بدن است.
در کتاب های لغت از برودة دو معنی استنباط شده است: یعنی به معنی ضعف و ناتوانی، چنان که گویند:بَرَدَ زید براداً و بروداً؛یعنی: زید ضعیف و ناتوان گردید. دیگر به معنی سردی و خنکی نیز آمده است، چنان که گویند:بَرُدَبَرداً و بُروُدة؛یعنی: سرد و خنک شد. حال اگر به معنی دوم ترجمه شود، معنی حدیث چنین خواهد شد: اساس اکثر بیماری ها از سردی و یا اکثر بیماری ها از سرماخوردگی است.
ایرج میرزا شاعر عهد قاجار درباره ی ضعف بدن، شعری سروده که بی مناسبت با حدیث مذکور نیست:
گویند ابوالعلاء معری، شاعر نابینای اهل سوریه در پایان عمر خویش، دچار ضعف و سستی بدن شده بود، در بستر بیماری، پزشکی بر بالینش حاضر کردند، پزشک گفت: بیمار از ضعف و ناتوانی بدن، بیمارشده، جوجه مرغی برایش آماده کنید تا از ناتوانی نجات پیدا کند. وقتی جوجه را بر سفره ی ابوالعلا که در تمام عمر گوشت نخورده بود، حاضر کردند، گریه کرد و گفت:
قصه شنیدم که بوالعلاء به همه عمر - لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد
در مرض موت با اجازه دستور - خادم او جوجه با به محضر او برد
خواجه چون آن طیر کشته دید برابر - اشک تحسر زهر دو دیده بیفشرد
گفت چرا ماکیان شدی، نشدی شیر - تا نتواند کسب به خون کشد و خورد
مرگ برای ضعیف امر طبیعی است - هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مُرد
5- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: کل و أنت تشتهی و أمسک و أنت تشتهی
فرمود: هنگامی که گرسنه ای بخور و در حالی که هنوز سیر نشده ای از خوردن دست بردار.
6- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: المعدة بیت کل داء و الحمیة رأس کل دواء فاعط نفسک ما عودتها.
فرمود: منزلگاه اکثر بیماری ها معده ی انسان است، و پرهیز از خوردن بی حساب نیز بهترین نوع درمان است، بخور چیزی را که به آن عادت کرده ای.
حکما گویند: بنی آدم در واقع بنی عادت است، عادت های خوراکی در زندگی بسیار مهم اند، مثلاً اگر عادت به خوردن غذاهای ساده داشته باشید و در یک مهمانی غذای چرب را بخورید، بلافاصله عوارض بد آن را احساس خواهید کرد، از این رو، پزشکان علوم تعذیه می گویند، در کودکان از همان ابتدا ذائقه سازی کنید، یعنی ذائقه ی کودکان را به غذاهای گوناگون عادت دهید.
7- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: أحب الطعام الی اللّه تعالی ماکثرت علیه الایدی
فرمود: بهترین خوراکی ها در نزد خدای متعال غذایی است که دست های زیادی به طرفش دراز شود.
ظاهراً معنی حدیث این است که در یک سفره که چند نوع غذا قرار دارد بهترین غذا آن است که مصرف بیش تری دارد مثل نان و برنج.
8- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: الأکل باصبع واحدة أکل الشیطان و الأکل بالاثنین أکل الجبابرة و بالثلاث أکل الأنبیاء.
فرمود: خوردن با یک انگشت خوراک شیطان است و دو انگشتی خوردن خوراک متکبران است و با سه انگشت طعام را خوردن خوراک انبیا است.
9- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: برد الطعام فان الحار لا برکة فیه.
فرمود: غذا را سرد کرده وبخورید که در غذای داغ، خیری نیست.
پزشکان گویند: نوعی سرطان دهان و حنجره ناشی از خوردن چای داغ است که بعضی ها عادت به خوردن چای داغ یا به قول معروف چای لب سوز دارند.
10- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: اذا أکلتم فاخلعوا نعالکم فانه اروح لاقدامکم و انه سنة جمیلة.
فرمود: هنگام غذا خوردن کفش هایتان را از پا درآورید، تا پاهایتان راحت باشد. که این عمل، روشی زیبا و درست است.
11- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: الأکل مع الخدام من التواضع فمن اکل معهم اشتاقت الیه الجنة.
فرمود: غذا خوردن با خدمتکاران، نشانه تواضع و فروتنی است. کسی که چنین رفتاری دارد، بهشت در انتظارش می باشد.
12- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: الأکل فی السوق من الدنائة.
فرمود: در بازار و معابر عمومی چیزی خوردن، نشانه پستی و فرومایگی شخص است.
13- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:المؤمن یاکل بشهوة اهله و المنافق یاکل اهله بشهوته.
فرمود: انسان با ایمان، خوراکش مطابق میل افراد خانواده اش می باشد، در حالی که خوراک منافق، مطابق میل و خواست خودش می باشد، و خانواده برایش اهمیتی ندارد.
14- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: اذا وضعت المائدة فلیاکل احدکم مما یلیه و لا یتناول ذروة الطعام فان البرکة تاتیها من اعلاها و لایقوم احدکم و لایرفع یده و ان شبع حتی یرفع القوم ایدیهم فان ذلک یخجل جلیسه.
فرمود:وقتی سفره ی غذا بر پا شد، از خوراکی های دم دست بردارید و به طرف بالای غذا، دست درازی نکنید، چون خیر و برکت در قسمت بالای آن است، و نیز اگر سیر شدید، از غذا خوردن دست نکشید، تا بقیه افراد کنار سفره هم، غذای خود را بخورند، تا از خوردن خجالت نکشند.
15- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:البرکة فی وسط الطعام فکلوامن حافاته و لاتأکلوا من وسطه.
فرمود: برکت در وسط غذا است، پس از کنار آن بخورید، نه از وسط آن.
در دو حدیث اخیر به برکت در وسط و یا بالای سفره، اشاره شد، شاید منظور مبارک حضرت آن است که وقتی افراد سر سفره به قسمت های خوب و وسط سفر هجمه می کنند، ارزش سفره ی غذا از بین می رود، چنان که در بعضی از مجالس عروسی و میهمانی های دسته جمعی، بعضی از مدعوین، برای آن که از دیگران عقب نمانند، چنان به گوشت یا خورشت ها هجمه می کنند که به یک باره متوجه می شوی در سفره، برنج و نان هست اما گوشت یا مرغ تمام شده و عملاً سفره ی طعام از حیز انتفاع خارج شده و باعث نگرانی و خجالت صاحب مجلس می شوند. این وضع را تقریباً همه ی ما در مجالس عمومی دیده ایم. ظاهراً این رفتار عیب ناک همواره بوده، لذا پیامبر بزرگوار صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم در دو حدیث به این امر اخلاقی اشاره فرمودند.
16- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:البرکة فی الثلاثة الجماعة و السحور و الثرید.
فرمود: خیر و برکت در سه چیز است: اول به صورت دسته جمعی غذا خوردن، دوم غذا خوردن در سحرهاو سوم نان در آب گوشت و یا آب دوغ و مانند آن تردید کردن.
17- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:من استعمل الخشبتین امن من عذاب الکلیتین.
فرمود: کسی که مسواک و خلال می کند،از درد کلیه ها در امان خواهد بود.
ممکن است حدیث بدین صورت باشد من استعمل الخشبتین امن من عذاب الکلبتینیعنی: کسی که از دو چوب (خلال و مسواک) مدام استفاده کند، از درد و بیماری های دندان در امان خواهد بود.
مراد از کلبتین، انبر دندان کشی است.
18- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:تخللوا علی اثر الطعام و تمضمضوا فانهما مصحة الناب و النواجد.
فرمود: بعد از خوردن، خلال کنید و با مضمضه کردن، دهان را بشویید زیرا این عمل موجب سلامتی دندان هایتان می شود.
19- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:القصعة تستغفر لمن یلحسها.
فرمود: ظرف غذا و بشقاب، برای کسی که آن را خوب پاک کرده و بلیسد استغفار می کند.
مقصود از لیسیدن ظرف غذا، زیاد نیاوردن غذا است. در بعضی از فرهنگ های مردمی، غذا در بشقاب زیاد آوردن، نوعی شخصیت طلبی و بزرگ نمایی است. این عمل که قطعاً اسراف است، فعلی حرام و مذموم است.
20- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:طعام الجواد دواء و طعام البخیل داء.
فرمود: خوردن غذای انسان کریم موجب درمان، و خوردن غذای انسان بخیل دردآور است.
چون غذای انسان های کریم با منّت نیست و شخص کریم توقع جبران آن را ندارد. اما فرد بخیل با منت نهادن و ریختن آبرو باعث آزار انسان می شود و هم چنین در صدد است که چند برابر آن چه را داده بگیرد. چون انسان های بخیل گمان می کنند، که با خوردن غذایشان، آن غذا کم می شود. اما انسان های کریم معتقدند که میهمان حبیب خداست و برکت با خود می آورد و میهمان را کریمانه پذیرایی می کنند اما افراد بخیل با تنگ نظری و منت نهادن، کاری را انجام می دهند که انسان از غذا خوردن بر سر سفره ی آن ها پشیمان می شود.
21- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:کلوا جمیعاًو لاتفرقوافان البرکة فی الجماعة.
فرمود: با هم غذا بخورید نه به صورت انفرادی که خداوند خیر و برکت خویش را در غذا خوردن به صورت دسته جمعی قرار داده است.
22- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:کثرةالطعام شوم.
فرمود:پرخوری شوم و ناگوار است.
23- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:من جاع او احتاج و کتمه من الناس و مضی الی اللّه تعالی کان حقاً علیه ان یفتح له رزق سنة حلالاً.
فرمود:اگر کسی،گرسنگی و نیازمندی خویش را از مردم پنهان نگاه دارد (عزت نفس به خرج دهد) و امر خویش را به خدای منان واگذارد، خدای متعال برای او یک سال روزی حلال مقدر خواهدکرد.
دروازه های روزی حلال برایش گشوده خواهد شد.
24- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:من کان یؤمن باللّه و الیوم الاخر فلیکرم ضیفه.
فرمود: کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، میهمانش را عزیز و گرامی دارد.
25- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:من التواضع أن یشرب الرّجل من سؤر أخیه المؤمن.
فرمود: از فروتنی و تواضع انسان آن است که نیم خورده ی برادر مؤمن خویش را بنوشد.
چون اوصافی که اسلام برای انسان قائل است، دهان مؤمن پیوسته پاکیزه و بری از آلودگی است، در احادیث قبلی مشاهده فرمودید که مسواک کردن و خلال و مضمضه کردن را رسول گرامی بسیار سفارش فرمودند.

روایت 26 تا 50

26- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:من قل أکله قل حسابه.
فرمود: کسی که خوراکش سبک تر و کم تر است، لاجرم حساب و کتابش نیز در روز قیامت سبک تر خواهد بود.
27- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:لایشربن احدکم قائماً.
فرمود: هنگامی که ایستاده هستی از نوشیدن پرهیز کن.
28- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:المحتکر ملعون فی الدنیا و الآخرة.
فرمود: احتکارکننده ملعون دنیا و آخرت است.
29- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:الاحتکار فی عشرة البّر والشعیر و التمر و الزبیب و الذرة و السمن و العسل و الجبن و الجوز و الزیت.
فرمود: در ده چیز احتکار(کالایی را ذخیر کردن تا در موقع مناسب گران تر به فروش برسانند)است: 1. گندم 2. جو 3. خرما 4. کشمش 5. ذرت 6. روغن 7. عسل 8. پنیر 9. گردو 10. روغن زیتون
30- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:اذا لم یکن للمرء تجارة الاّ فی الطعام طغی و بغی.
فرمود: اگر انسان به غیر تجارت مواد غذایی، تجارت دیگری نداشته باشد دچار طغیان و معصیت می شود.
علتش این است که اگر تاجر فقط مواد غذایی و خوراکی مردم را در اختیار داشته باشد ممکن است روزی طمع کرده آن را احتکار کند و یا گران بفروشد.
31- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:من جمع طعاماً یتربّص به الغلآء أربعین یوماً فقد بری من اللّه و بریِ اللّه منه.
فرمود: کسی که یک ماده غذایی را به امید این که گران شود و گران بفروشد، چهل روز نگه دارد، او از خداوند دور شده و خداوند هم از وی بری خواهد بود.
32- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:من احتکر علی المسلمین طعاماً ضربه اللّه تعالی بالجذام والافلاس.
فرمود: کسانی که موادغذایی مسلمانان را احتکار کنند، خدای متعال آنان را به بیماری جذام و بیچارگی دچار خواهد کرد.
در واقع پیامبر گرامی اسلام صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم ، محتکرین موادغذایی را نفرین کرده اند.
33- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:تسحروا فانّ السحور برکة.
فرمود: سحری بخورید که خیر و برکت در سحری خوردن است.
34- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:سحروا خلاف أهل الکتاب.
فرمود: برخلاف اهل کتاب (یهودی و نصاری)که سحری نمی خورند، سحری بخورید.
35- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:علیکم بالهریسة فانّها تنشط للعبادة اربعین یوماً و هی التی نزلت علینا بدل مائدة عیسی .
فرمود: بر شما باد خوردن حلیم(غذایی که از گندم و گوشت کوبیده شده، تهیه می شود)که نشاط دهنده ی انسان در راه عبادت و بندگی تاچهل روز است و حلیسم خوراکی است که در عوض مائده ای بر عیسی علیه السّلام برایم فرستاده شد.
یعنی ارزش حلیم چون ارزش مائده ی آسمانی بر عیسی علیه السّلام است.
36- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:لاتقطعوا الخبز بالسکین و اکرموه فانّ اللّه تعالی أکرمه.
نان را با کارد مبرید و گرامی بداریدش، چنان که خدای متعال آن را گرامی و ارزشمند داشت.
37- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:ثلث لقمات بالملح قبل الطعام تصرف عن ابن آدم اثنین و سبعین نوعاً من البلاء منه الجذام و البرص.
فرمود: سه لقمه با نمک خوردن قبل از غذا، هفتاد و دو بیماری هم چون جذام و برص (نوعی بیماری پوستی) را از بنی آدم دفع می کند.
38- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:من أکل الملح قبل کل شی دفع اللّه عنه ثلثمائة و ثلثین نوعاً من البلاء اهونها الجذام.
فرمود: کسانی که قبل از خوردن هر چیز، مقداری نمک می خورند خدای متعال سی صد و سی نوع بلا و بیماری که کم ترین آن بلاها، جذان است، را از وی دور کند.
نمک علاوه بر این که طعه دهنده ی غذا است، یکی از املاح لازم برای بدن است. نمک یا همان کلرید سدیم در معده و اثنی عشر تجزیه شده و اسید کلریدریک معده را درست می کند، که کمک کننده ی هضم غذاست. عملکرد دیگر نمک برقراری فشار اسمزی بین مایعات و سلول های بدن است. قابل ذکر است که خوردن نمک برای کسانی که سالم هستند در نظر گرفته شده، و برای کسانی که به تجویز پزشک، مصرف نمک مضر شناخته شده باید از خوردن آن خودداری کنند.
39- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:افتتحوا بالملح فانّه دواء من سبعین دآء.
فرمود: خوردن را با نمک آغاز کنید که آن دوای هفتاد درد است.
شاید مراد از هفتاد یا سیصد و سی از جهت نفع بی شمار این ماده غذایی است نه آن که دقیقاً هفتاد درد را درمان کند و در محاورات عمومی به کاربردن چنین اصطلاحی در همه ی زبان ها معمول است. مثلاً می گویند: صد بار آمدم نبودی؟ یعنی زیاد آمدم.
40- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:أفضل الصدقة ألماء.
فرمود: بهترین صدقات آب است.
در قدیم خصوصاً در سرزمین حجاز، هیچ کیمیایی چون آب ارزشمند نبود، حضرت سفارش فرمود تا آب را به عنوان صدقات جاریه قرار دهند، لذا متموّلین در گذشته با ساختن آب انبار و قنات و مانند آن و وقف آن برای عموم سعی در ایجاد صدقه جاریه داشتند. ضمناً احادیث در این باب بسیار است.
41- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:اذا اشتهیتم الماء فأشربوه مصّا و لا تشربوه عبّا.
فرمود: هنگامی که میل به آب داشتید (تشنه بودید) آن را به مکیدن (جرعه جرعه) بنوشید آن را لاجرعه (یک باره) نیاشامید.
یعنی یک لیوان آب را یک نفس وارد معده نکنید، بلکه جرعه جرعه بنوشید تا آب، این مایع حیاتی بر بدنتان گوارا باشد.
42- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:ألعب یورث الکبّاد.
فرمود: نوشیدن لاجرعه ی آب برای کبد (جگر سیاه) مضر است.
تصور کنید: یک لیوان آب یخ صفر درجه یک باره وارد معده شود و کبد این غده ی حساس بدن، که باید با درجه ی حرارت معین کار کند، در اثر هم جواری با معده چه بلایی به سرش می آید.
43- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:من تعوّد کثرة الطعام و الشراب قسی قلبه.
فرمود: کسی که خود را به پرخوردن و زیاد نوشیدن عادت دهد، سنگ دل می شود.
44- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم: اذا شرب أحدکم المآء وتنفس ثلاثاً کان آمناً.
فرمود: اگر هنگام نوشیدن آب، حداقل سه بار تنفس کنید، سلامتی خویش را تأمین کرده اید.
45- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:شرار امّتی الّذین یاکلون مخاخ العظام.
فرمود: اشرار امّت من کسانی هستند، که مغز استخوان می خورند.
46- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:انّ ابلیس یخطب شیاطینه و یقول علیکم باللّحم و المسکر و النسا فانّی لااجد اجماع الشّرّ الّا فیها.(2)
فرمود: شیطان رجیم به شیطان ها (انسان های معصیت کار) می گوید: بر شما باد خوردن گوشت و شراب و زن و من هیچ اجماعی را شرتر از این نیافتم.
47- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:علیکم باکل الجزور.
فرمود: بر شما باد خوردن بره های چاق و فربه.
چون احتمال بیماری در حیوانات لاغر بیش تر است.
48- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:اللّحم ینبت اللّحم و من ترک اللّحم اربعین صباحاً سآء خلقه.
فرمود: خوردن گوشت باعث روییدن گوشت در بدن می شود و اگر کسی چهل روز خوردن گوشت را ترک کند، بداخلاق و عصبی خواهد شد.
چون یک سری ویتامین ها و پروتئین های مهم و ضروری بدن در گوشت قرمز است اگر مصرف آن قطع شود پروتئین ها و ویتامین های ضروری به خصوص ویتامین B21 و... که بیش تر در گوشت، آن هم گوشت قرمز است، به بدن نمی رسد. هم چنین بیش ترین منبع آهن بدن نیز در گوشت قرمز و جگر است. بیش تر کسانی که گوشت خوار نیستند دچار کم خونی می شوند. علاوه بر آن موجب بیماری جسمی و روحی است که باعث بدخلقی فرد نیز خواهد شد.
49- قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:من ترک أکل المیتة و الدّم و لحم الخنزیر عند الاضطرار و مات فله النّار خالداً مخلدا.
فرمود: کسی که در هنگام ضرورت یعنی هنگامی که هلاکتش قطعی است از خوردن گوشت حیوان مرده و یا خون و گوشت بوزینه اِبا کند و بمیرد در آتش جهنّم مخلد خواهد بود.
زیرا این عمل نوعی خودکشی است. و این حدیث نشان دهنده ی اهمیت حیات انسان است.
50-قال رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم:لا تقطعوااللحم بالسکین علی الخوان فانه من صنع الاعاجم و انهشوه نهشا فانه اهنأ و امرو.
فرمود: گوشت را با چاقو نبرید که بر سفره بگذارید زیرا این کار از کارهای عجم است، بلکه گوشت را کوبیده مصرف کنید که بر شما گواراتر است.
شاید قطعه قطعه کردن گوشت با چاقو، مصرف آن را در سفره مشکل می کرده، لذا حضرت فرمود: برای مصرف راحت تر و نیز خوشمزه تر بودن، آن را بکوبید. چنان که امروز در بین ایرانیان آب گوشت را این گونه می کنند. برخلاف بیفتِک اروپاییان که گاهی با کارد و چنگال هم نمی توان مصرف کرد.