فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

نمونه هایی از دعاها و زیارت آن حضرت

اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه الساعة و فی کل ساعة، ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً، و دلیلاً و عیناً... حتی تسکنه، أرضک طوعاً، و تمتعه فیها طویلا.
اللهم وصل علی ولی أمرک، القائم المؤمل، و العدل المنتظر، و حفه بملائکتک المقربین، و أیده منک بروح القدس یا رب العالمین.
اللهم اجعله الداعی الی کتابک، و القائم بدینک. استخلفه فی الارض کما استختلفت الذین من قبله. مکن له دینه الذی ارتضیته له. أبدله من بعد خوفه أمناً یعبدک لا یشرک بک شیئا.
اللهم أعزه و أعززبه، وانصره و انتصربه، و افتح له فتحاً یسیراً، و اجعل له من لدنک سلطاناً نصیراً.
اللهم أظهربه دینک و سنة نبیک حتی لا یستخفی بشی ء من الحق مخافة احد من الخلق.
اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمة، تعزبها الاسلام و أهله، و تذل بها (الکفر) و النفاق و أهله، و تجعلنا فیها من الدعاة الی طاعتک، و القادة الی سبیلک، و ترزقنا بها کرامة الدنیا و الآخرة.
اللهم المم به شعثنا، و اشعب به صدعنا، و ارتق به فتقنا، و کثر به قلتنا، و أعززبه ذلتنا، و أغن به عائلنا، و اقض به عن مغرمنا، و اجبربه فقرنا، و سد به خلتنا، و یسریه عسرنا، و بیض به وجوهنا، و فک به أسرنا، و أنجح به طلبتنا، و أنجزبه مواعیدنا، و استجب به دعوتنا، و أعطنا به سؤلنا، و بلغنا به من الدنیا و الآخرة آمالنا، و أعطنا به فوق رغبتنا.
یا خیر المسؤولین و أوسع المعطین، اشف به صدورنا، و أذهب به غیظ قلوبنا، و اهدنا به لما اختلف فیه من الحق باذنک، انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم، و انصرنا به علی عدوک و عدونا اله الحق آمین.
اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله، و غیبة ولینا، و کثرة عدونا، و قلة عددنا، و شدة الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و آل محمد، و أعنا علی ذلک کله بفتح منک تعجله، و ضر تکشفه و نصر تعزه، و سلطان حق تظهره، و رحمة منک تجللناها، و عافیة منک تلبسناها، برحمتک یا أرحم الراحمین.
... اللهم صلی علی محمد و علیهم صلاة کثیرة دائمة طیبة، لا یحیط بها الا أنت، و یا یسعها الا علمک، و یا یحصیها أحد غیرک.
اللهم صل علی ولیک المحیی سنتک، القائم بأمرک، الداعی الیک، الدلیل علیک، و حجتک علی خلقک، و خلیفتک فی أمرک، و شاهدک علی عبادک.
اللهم أعز نصره، و مد عمره، و زین الارض بطول بقائه.
اللهم اکفه بغی الحاسدین، و أعذه من شر الکائدین، و ازجز عنه ارادة الظالمین، و خلصه من أیدی الجبارین.
اللهم أعطه فی نفسه، و ذریته، و شیعته، ورعیته، و خاصته، و عامته، وعدوه، و جمیع اهل الدنیا ما تقر به عینه، و تسر به نفسه، و بلغه أفضل امله فی الدنیا و الآخرة. انک علی کل شی ء قدیر.
اللهم جدد به ما محی من دینک، و أحی به ما بدل من کتابک، و أظهر به ما غیر من حکمک، حتی یعود دینک به وعلی یدیه عضاً جدیداً خالصاً مخلصاً، لا شک فیه و لا شبهة معه، و لا باطل عنده و لا بدعة لدیه.
اللهم نور بنوره کل ظلمة، و هد برکنه کل بدعة، و اهدم بعزته کل ضلالة، و اقصم به کل جبار، و أخمد بسیفه کل نار، و أهلک بعد له کل جبار، و أجر حکمه علی کل حکم، و اذل لسلطانه کل سلطان.
اللهم أذل کل من ناواه، و أهلک کل من عاداه، و امکر بمن کاده، و استأصل من حجد حقه و استهان بأمره، و سعی فی اطفاء نوره، و أراد اخماد ذکره.
...اللهم لک الحمد علی ما جری به قضاؤک فی أولیائک، الذین استخلصتهم لنفسک ودینک، اذ اخترت لهم جزیل ما عند من النعیم المقیم، الذی لازوال له ولا اضمحلال بعد أن شرطت علیهم الزهد فی درجات هذه الدنیا الدنیة و زخرفها و زبرجها، فشرطوا لک ذلک، و علمت منهم الوفاء به، فقبلتهم و قربتهم، و قدمت لهم الذکر العلی، و الثناء الجلی، و أهبطت علیهم ملائکتک، و أکرمتهم بوحیک، و رفدتهم بعلمک، و جعلتهم الذرائع الیک، و الوسیلة الی رضوانک.
فبعض أسکنته جنتک الی أن أخرجته منها. و بعضی حملته فی فلکک و نجیته و من آمن معه من الهلکة برحمتک. و بعض اتخدته خلیلاً وسألک لسان صدق فی الاخرین فأجبته، و جعلت ذلک علیاً. و بعض کلمته من شجرة تکلیماً و جعلت له من أخیه ردءاً و وزیراً. و بعض أولدته من غیرأت،
و آئیته البینات، و أیدته بروح القدس.
و کلاً شرعت له شریعة، و نهجت له منهاجا، و تخیرت له أوصیاء، مستحفظاً بعد مستحفظ، من مدة الی مدة، و اقامة لدینکه، و حجة علی عبادک، ولئلاً یزول الحق عن مقره، و یغلب الباطل علی أهله، و لایقول أحد: لولا أرسلت الینا منذرا، رسولاً منذرا، واقمت لنا علماً هادیاً، فنتبع آیاتک من قبل نذل و نحری....
الی أن انتهیت بالأمر الی حبیبک و نجیبک محمد صلی الله علیه و آله فکان کما انتجبته، سید من خلقته، و صفوة من اصطفیته، و أفضل من اجتبیته، و اکرم من اعتمدته، قدمته علی أنبیائک، و بعثته الی الثقلین من عبادک، و اوطأته مشارقک و مغاربک و سخرت له البراق و عرجت به الی سمائک، و اودعته علم ما کان و ما یکون الی انقضاء خلقک....
فعلی الأطائب من أهل بیت محمد و علی صلی الله علیهما و آلهما فلیبک الباکون، و ایاهم فلیندب النادبون، و لمثلهم فلتدرف الدموع، و لیصرخ الصارخون، و یضج الضاجون، و یعح العاجون.
أین الحسن، أین الحسین، أین أبناء الحسین، صالح بعد صالح، و صادق بعد صادق....أین السبیل بعد السبیل، أین الخیره بعد الخیره، أین الشموس الطالعة، أین الأقمار المنیرة، أین الأنجم الزهراه، أین أعلام الدین، و قواعد العلم....
أین بقیة الله التی لاتخلو من العترة الهادیة، این المعد لقطع دابر الظلمة، أین المنتظر لاقامد الأمت و العوج، أین المرتجی لازالة الجور و العدوان، أین المدخر لتجدید الفرائض و السنن، أین المتخیر لاعادة الملة و الشریعة، أین المؤمل لاحیاء الکتاب و حدوده، أین محیی معالم الدین و .هله، أین قاصم شوکة المعتدین، أین هادم أبنیة الشرک و النفاق.
أین معزالأولیاء، و مذل الأعداء، أین جامع الکلم علی التقوی، أین السبب المتصل بین أهل الارض و السماء، أین صاحب یوم الفتح، و ناشررایة الهدی....، أین مؤلف شمل الصلاح و الرضا، این الطالب بذحول الأنبیاء و أبناء، أین الطالب بدام المقتول بکربلاء.
بأبی أنت و امی، و نفسی لک الوقاء و الحمی، یابن السادة المقربین، یابن النجباء الأکرمین، یابن الهداة المهتدین یابن الخیر المهذبین....
عزیز علی أن أری الخلق و لاتری، ولا أسمع لک حسیساً و لانجوی، عزیز علی أن لاتحیط بی دونک البلوی، ولاینالک منی ضجیج و لاشکوی...بنفسی أنت من مغیب لم یخل منا، بنفسی أنت من نازح لم ینزج عنا...
الی متی أخارفیک یا مولای والی متی. و أی خطاب أصف فیک وأی نجوی. عزیز علی ان أجاب دونک و أناغی. عزیز علی أن أبیک و یخذ لک الوری عزیز علی أن یجری علیک دونهم ماجری. هل من معین فأصیل معه العویل و البکاء. هل من جزوع فأساعد جزعه اذا خلا. هل قذیت عین فساعدتها عینی علی القذی.
هل الیک یابن أحمد سبیل فتلقی هل یتصل یومنا منک بعدة فنحظی....تری أترانا نحف بک و أنت تام الملا، و قد ملأت الأرض عدلا، و أذقت أعداءک هواناً و عقاباً.... و اجتثثت اصول الظالمین، و نحن نقول الحمد الله رب العالمین.
الهم أنت کشاف الکرب و البلوی، و الیک أستعدی فعندک العدوی، و أنت رب الاخرة و الأولی.
...اللهم و نحن عبیدک التائقون الی ولیک، المذکر بک و بنبیک، الذی خلقته لنا عصمة و ملاذاً، أقمته لنا قوماً و معاذاً، و جعلته للمؤمنین منا اماما، فبلغه منا تحیة و سلاما.
...اللهم و أقم به الحق، و أدحض به الباطل، و أدل به أولیاءک، و أذللبه أعداءک، وصل اللهم بیننا وصلة تؤدی الی مرافقة سلفه، واجعلنا ممن یأخذ بحجزتهم، و یمکث فی ظلهم، و أعنا علی تأدیة، حقوقه الیه، والا جتهاد فی طاعة، و الاجتناب عن معصیته، و امنن علینا برضاه، وهب لنا رأفته و رحمته و دعاءه، و خیرما ننال به سعة من رحمتک، و فوزاً عندک، واجعل صلواتنا به مقبولة، و ذنوبنا به مغفورة، و دعاءنا به مستجابا، و اجعل أرزقنا به مبسوطة، و همومنا به مکفیة، و حوائجنا به مقضیة، و أقبل الینا بوجهک الکریم، و اقبل تقربنا الیک، و انظر الینا نظرة رحیمة، نستکمل بها الکرامة عندک، ثم لاتصرفها عنا بجودک. و اسقنا من حوض جده صلی الله علیه و آله، بکأسه و بیده، ریاً رویا، هنیئاً سائغاً، لاظمأبعده...یا أرحم الراحمین... .

مهدی منتظر (علیه السلام) از دیدگاه اهل سنت

یکسانی اعتقاد به مهدی منتظر از دیدگاه شیعه و اهل سنت

برخی تصور می کنند که اعتقاد به مهدی منتظر، ویژه شیعیان است در حالیکه اصل این عقیده از نظر اهل سنت با شیعه همسان بوده و بین این دو فرقه از حیث بشارت های پیامبر صلی الله علیه و آله راجع به ظهور آن حضرت و مأموریت جهانی وی و درباره شخصیت برجسته و مقدس آن بزرگوار و حتی نشانه های ظهور و ویژگی های انقلاب او، تفاوتی وجود ندارد، و تنها فرقی که در این مورد وجود دارد این است که ما شیعیان او را امام دوازدهم بنام محمد بن حسن عسکری (علیه السلام) و متولد به سال 255 هجری می دانیم و بر این عقیده هستیم که خداوند عمر او را همچون عمر خضر (علیه السلام) طولانی نموده و او اکنون زنده و غایب است، تا خداوند هر زمان اراده فرماید ظهور خواهد کرد در حالیکه اغلب دانشمندان اهل سنت می گویند هنوز متولد نشده و غایب نیست بلکه بزودی متولد خواهد شد و به آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله بشارت داده جامه عمل می پوشاند و عده کمی از آنان در مورد ولادت و غیبت او با ما هم عقیده اند.
اصالت اعتقاد به حضرت مهدی (علیه السلام) از دیدگاه اصل سنت از آنجا روشن می گردد که روایات فراوانی در منابع و اصول روائی و اعتقادی آنها و نیز فتاوا و آراء دانشمندان و تاریخ علمی و سیاسی آن در خلال نسل های گذشته وجود دارد که که گواه بر این عقیده است.
بنابراین حرکت هایی که از سوی مدعیان مهدویت در جوامع اسلامی اهل سنت رخ داد مانند جنبش مهدی سودانی در قرن گذشته و حرکتی که در آغاز این قرن در حرم مکه اتفاق افتاد و جنبش هایی که اندیشه های مهدویت را به شکل آشکاری نشان می داد، مانند جنبش جهاد و هجرت در مصر و حرکت های مشابه آن، که در اثر بوجود آمدن خلأ فکری و یا تحت تأثیر تفکرات شیعی، درباره حضرت مهدی (علیه السلام) آنگونه که برخی تصور می کنند، پدید نیامد.
شمار راویان احادیث مربوط به حضرت مهدی (علیه السلام) از صحابه و تابعین اهل سنت کمتر از راویان شیعه نیست همچنین است اشخاصی از آنان که روایات یاد شده را در اصول و مجموعه ای احادیث، تدوین نموده و کسانی که دارای تألیفات ویژه ای در این زمینه می باشند.