فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

مقام حضرت مهدی (ع) در پیشگاه پروردگار

پیش از آنکه پاره ای از روایات و دعاها و زیارتهایی را که نمونه هایی از اعتقاد و عواطف ما نسبت به حضرتش ارواحنافداه می باشند بیاوریم، مناسب است، اندکی از روایت هائی را که نشانگر مقام و مرتبه آن بزرگوار می باشد یادآور شویم. در منابع شیعه و سنی آمده است که مقام و منزلت او در پیشگاه خداوند بس بزرگ و رفیع است او سرور و سالار دنیا و آخرت و از سروران اهل بهشت و طاوس بهشتیان است جامه های درخشنده ای از نور الهی بر تن دارد و الهام گیرنده و هدایت شده از سوی خداوند است، هر چند پیامبر محسوب نمی شود، خدای سبحان کرامت ها و نشانه های معجزات بسیاری را به دست وحی جاری می سازد.
بلکه روایات معروفی که منافع شیعه و سنی آنرا نقل کرده اند، دلالت دارد که آن حضرت در صفوف پیامبران و رسولان صلوات الله علیهم جای دارد. چنانکه پیامبر (ص) فرمود:
ما فرزندان عبدالمطلب، سروران اهل بهشتیم، من و حمزه و علی و حسن و حسین و مهدی(463)
همچنین در منابع ما روایات مشروحی در فضائل پیشوایان معصوم (ع) و شأن و مقام والای ایشان در نزد پروردگار آمده است، از آن جمله روایت هایی ویژه حضرت مهدی منتظر ارواحنافداه می باشد به اینکه وی نور خدا در روی زمین و شریک قرآن در واجب الاطاعة بودن و معدن علم الهی و گنجینه سر خداوند است. آنچه را که علما در کتب عقاید و تفسیر و حدیث به تفصیل آورده اند و بیشتر آنان آن حضرت را بر سایر امامان بعد از امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام برتری و فضیلت داده اند، که در این باره روایت نیز آمده است.
و نزد اهل سنت نیز برتری او بر ابوبکر و عمر وارد شده است از ابن سیرین سؤال کردند:
مهدی بهتر است یا ابوبکر و عمر؟ گفت: (مهدی) از آن دو به مراتب بهتر است و با پیامبر و نبی همطراز می باشد(464)

سخنان امامان درباره حضرت مهدی (ع)

نکته قابل توجه در این زمینه این است که ما امامان (ع) را پیشگامان و بیان کنندگان عواطف و اشتیاق خود نسبت به حضرت مهدی (ع) می یابیم، آنان با ایمان به وعده پیامبر و قبل از ولادت مهدی (ع) نسبت به فرزند موعود خود و آنچه در آینده بدست او انجام خواهد گرفت پیشاپیش آگاهی داشتند. و اینک ما به ذکر سخنانی از امیر مؤمنان و امام صادق علیهماالسلام بسنده می کنیم.
حضرت علی (ع) فرمود:
هان بدانید که مثل اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله بسان ستارگان آسمان است که هرگاه ستاره ای غروب کند ستاره ای دیگر طلوع می کند. گوئیا می بینم نعمت های الهی در پرتو خاندان پیامبر (ص) بر شما تمام شده و شما به آرزوهای خود دست یافته اید(465)
به اهل بیت پیامبر خود بنگرید، اگر سکوت کردند شما هم سکوت کنید و اگر از شما یاری خواستند یاریشان کنید که خداوند ناگاه به واسطه مردی از ما اهل بیت (ع) فرج و گشایشی بوجود می آورد. پدرم به قربان فرزند بهترین کنیزان که جز شمشیر به آنها (دشمنان) چیزی عطا نکند و به کشتار و نابودی آنان پردازد و هشت ماه سلاح بر دوش (مبارزه می کند) تا جائیکه قریش گویند اگر این شخص از فرزندان فاطمه می بود به ما رحم می کرد.
هدایت الهی را بر خواسته های نفسانی خود حاکم می گرداند، آنگاه که دیگران هوای نفس خود را بر هدایت الهی ترجیح می دهند و قرآن را ملاک و معیار اندیشه و عمل قرار می دهد، آنجا که دیگران قرآن را به رأی و نظر خویش تفسیر می کنند. زمین پاره های دل خود (معادن و ذخائر) را برای او خارج می سازد و کلیدهایش را تسلیم او می نماید. آنگاه وی شیوه عدالت و راه و رسم پیامبر را به شما نشان خواهد داد و کتاب و سنت را که پیش از او متروک و فراموش گردیده زنده خواهد کرد(466)
زره حکمت بر تن نموده و آن را با رسم و آئین تمام و با توجه و آگاهی و جدیت فرا گرفته است چرا که حکمت گمشده اوست و او جویای آن، و مورد نیاز است و او خواهان آن و هنگامیکه اسلام غریب می گردد و همچون شتری که از خستگی راه به زانو درآمده و گردن خود را به زمین می گذارد، او از دیده ها پنهان می گردد، وی حجت باقی مانده ای است از حجت های خداوند و جانشینی است از جانشینان پیامبران(467)
از سدیر صیرفی نقل شده که گفت: من و مفضل بن عمر و ابو بصیروابان بن تغلب حضور امام صادق (ع) رسیدیم، دیدیم آن حضرت با جامه خیبری طوقدار و بدون یقه و آستین کوتاه بر روی خاک نشسته و با حالتی پریشان و دلی سوزان می گرید، غم و اندوه در چهره اش نمایان و دگرگونی در سیمایش هویدا و اشک در دیدگان مبارکش حلقه زده و می گوید: ای سرور من، غیبت تو، خواب را از من ربوده و بستر زمین را بر من تنگ نموده و آرامش قلبم را از بین برده است. سرور من! غیبت تو گرفتاری و مصیبت مرا به مصائب أبدی پیوند زده که از دست دادن یکی پس از دیگری موجب نابودی جمع و تعداد ما می گردد، احساس نمی کنم اشکهای چشم خشک شود و ناله سینه ام فرو نشیند و آرام گیرد...
سدیر گفت: با مشاهده این حالت هولناک و حادثه ناگوار عقل از سرمان پرید و قلبمان بیقرار و پریشان شد و گمان بردیم که آن حالت، نشانه ناخوشی و بلای خطرناکی است و یا آفتی از روزگار به او رسیده است، عرض کردیم: ای فرزند بهترین خلق خدا، خداوند دیدگان شما را هرگز اشکبار نگرداند به خاطر کدام حادثه اینگونه گریان هستید و چه پیش آمدی شما را بدین ماتم نشانده است.
سدیر می گوید: آنگاه امام (ع) آهی دردناک از سینه برآورد بگونه ایکه نشانگر شدت خوف و ترس وی بود، و فرمود:
وای بر شما، صبح امروز در کتاب جعفر دیدم و آن کتابی است مشتمل بر آگاهی به مرگها و بلاها و مصیبت ها و دانش گذشته و آینده تا روز قیامت و خداوند این کتاب را به محمد (ص) و امامان (ع) بعد از او اختصاص داده است، در این کتاب درباره ولادت قائم ما اهل بیت و غیبت او و طولانی شدن آن و طول عمر وی و گرفتاری مؤمنان در آن زمان و پیدایش شک و تردید در دلهایشان از طولانی شدن غیبت قائم و برگشتن بیشتر آنان از دین و دست کشیدن از دیانت اسلام که خداوند سبحان می فرماید: ما مقدرات و نتیجه کردار نیک و بد هر انسانی را به گردنش افکندیم مطالعه می کردم که دلم سوخت و غم و اندوه بر من چیره شد.
عرض کردیم: ای فرزند رسول خدا! لطفاً شمه ای از آنچه که می دانید ما را آگاه فرمائید، فرمود: خداوند در مورد قائم ما سه امر را که درباره سه تن از پیامبران به اجرا درآورده عملی سازد ولادت او را همچون ولادت موسی (ع) پنهان قرار داده و غیبت او را چون غیبت عیسی (ع) و طول عمر وی را چون طول عمر نوح (ع) مقدر فرموده است و بعد از آن عمر بنده شایسته خود یعنی خضر (ع) را دلیل بر عمر او قرار داده است.
عرض کردم: ای فرزند رسول خدا (ص) این مطالب را برای ما شرح دهید. فرمود: اما ولادت موسی، وقتی فرعون پی برد که نابودی فرمانروائی او بدست حضرت موسی (ع) خواهد بود، پیشگویان را احضار کرد و آنها فرعون را بر نسب و نژاد حضرت راهنمائی کردند و گفتند: او از نسل بنی اسرائیل است، فرعون به مأموران خود دستور داد همچنان شکم زنان باردار بنی اسرائیل را بشکافند (تا مانع تولد وی گردند) تا آنکه بیست و چند هزار نوزاد را بدین سان سر بریدند ولی از آنجا که خداوند اراده حفظ او را داشت نتوانستند به وی دست یابند و او را بکشند.
همچنین بنی امیه و بنی عباس وقتی فهمیدند زوال حکومت و نابودی فرمانروایان و جباران آنها بدست حضرت قائم (ع) است به دشمنی با ما برخاستند و به روی اهل بیت رسول الله (ص) شمشیر کشیدند و به امید دستیابی بر کشتن قائم (ع) کمر به نابودی ذریه پیامبر بستند. ولی خداوند سبحان اجازه نداد که امر وی بر ظالمی آشکار می شود تا آنکه نور خود را کامل گرداند هر چند بر مشرکان ناگوار آید.
اما ماجرای غیبت عیسی (ع)، یهود و نصاری جملگی برآنند که وی کشته شده اما خداوند آنان را در قرآن تکذیب نموده آنجا که می فرماید:
آنها نه او را کشتند و نه بردار زدند بلکه در این امر به اشتباه افتادند(468)
غیبت قائم (ع) نیز بدینگونه است زیرا امت اسلام به سبب طولانی شدن غیبت، آن را انکار می نمایند...
و اینک داستان طولانی شدن عمر حضرت نوح (ع) وقتی آن حضرت درخواست عذاب از آسمان برای قوم خود کرد خداوند جبرئیل را با هفت هسته خرما نزد وی فرستاد و گفت: ای رسول خدا، خداوند متعال می فرماید: این مردم آفریده ها و بندگان من هستند و من آنها را به وسیله صاعقه آسمانی از بین نمی برم مگر بعد از ابلاغ دعوت و اتمام حجت، بنابراین دوباره برای دعوت امت خود برگرد که من به خاطر آن به تو پاداش می دهم. این هسته های خرما را غرس نما که پس از روئیدن و رشد کردن و بارور شدن آنها، تو نیز به گشایش و نجات دست خواهی یافت و پیروان مؤمن خود را به این امر بشارت بده.
وقتی درختان خرما روئیدند و شاخ و برگ برآورده و بارور شدند و پس از زمانی طولانی به میوه نشستند، نوح (ع) از خداوند سبحان درخواست نمود که به وعده خود وفا کند، اما خداوند (بار دیگر) او را مأمور کرد از هسته های همان نخل ها بکارد و باز صبر و تلاش پیشه سازد و دلیل و حجت را بر قوم خود تمام گرداند. در این هنگام گروه هایی که به او ایمان آورده بودند از جریان باخبر شدند. در نتیجه سیصد نفر از آنان مرتد شدند و گفتند: اگر ادعا و دعوت نوح حق بود نمی بایست پروردگارش خلف وعده کند.
بدین ترتیب خداوند متعال، تا هفت بار پی در پی او را مأمور کاشتن و بارور ساختن نخل ها نمود و هر بار گروهی از پیروان او از دین برمی گشتند تا آنکه طرفداران او به هفتاد و چند تن رسیدند در این هنگام به وی وحی فرستاد که: ای نوح اینک ظلمت شب به صبح روشن تبدیل گردید و حق و حقیقت آشکار شد و زلال ایمان از کدورت کفر، با کنار رفتن بلا سرشتان باز شناخته شد...
امام صادق (ع) فرمود: حضرت قائم دوران غیبتش بدین گونه طولانی می شود تا حق کاملاً روشن و صفای ایمان از تیرگی و ناخالصی پاک و جدا گردد.(469)

نمونه هایی از دعاها و زیارت آن حضرت

اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه الساعة و فی کل ساعة، ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً، و دلیلاً و عیناً... حتی تسکنه، أرضک طوعاً، و تمتعه فیها طویلا.
اللهم وصل علی ولی أمرک، القائم المؤمل، و العدل المنتظر، و حفه بملائکتک المقربین، و أیده منک بروح القدس یا رب العالمین.
اللهم اجعله الداعی الی کتابک، و القائم بدینک. استخلفه فی الارض کما استختلفت الذین من قبله. مکن له دینه الذی ارتضیته له. أبدله من بعد خوفه أمناً یعبدک لا یشرک بک شیئا.
اللهم أعزه و أعززبه، وانصره و انتصربه، و افتح له فتحاً یسیراً، و اجعل له من لدنک سلطاناً نصیراً.
اللهم أظهربه دینک و سنة نبیک حتی لا یستخفی بشی ء من الحق مخافة احد من الخلق.
اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمة، تعزبها الاسلام و أهله، و تذل بها (الکفر) و النفاق و أهله، و تجعلنا فیها من الدعاة الی طاعتک، و القادة الی سبیلک، و ترزقنا بها کرامة الدنیا و الآخرة.
اللهم المم به شعثنا، و اشعب به صدعنا، و ارتق به فتقنا، و کثر به قلتنا، و أعززبه ذلتنا، و أغن به عائلنا، و اقض به عن مغرمنا، و اجبربه فقرنا، و سد به خلتنا، و یسریه عسرنا، و بیض به وجوهنا، و فک به أسرنا، و أنجح به طلبتنا، و أنجزبه مواعیدنا، و استجب به دعوتنا، و أعطنا به سؤلنا، و بلغنا به من الدنیا و الآخرة آمالنا، و أعطنا به فوق رغبتنا.
یا خیر المسؤولین و أوسع المعطین، اشف به صدورنا، و أذهب به غیظ قلوبنا، و اهدنا به لما اختلف فیه من الحق باذنک، انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم، و انصرنا به علی عدوک و عدونا اله الحق آمین.
اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله، و غیبة ولینا، و کثرة عدونا، و قلة عددنا، و شدة الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و آل محمد، و أعنا علی ذلک کله بفتح منک تعجله، و ضر تکشفه و نصر تعزه، و سلطان حق تظهره، و رحمة منک تجللناها، و عافیة منک تلبسناها، برحمتک یا أرحم الراحمین.
... اللهم صلی علی محمد و علیهم صلاة کثیرة دائمة طیبة، لا یحیط بها الا أنت، و یا یسعها الا علمک، و یا یحصیها أحد غیرک.
اللهم صل علی ولیک المحیی سنتک، القائم بأمرک، الداعی الیک، الدلیل علیک، و حجتک علی خلقک، و خلیفتک فی أمرک، و شاهدک علی عبادک.
اللهم أعز نصره، و مد عمره، و زین الارض بطول بقائه.
اللهم اکفه بغی الحاسدین، و أعذه من شر الکائدین، و ازجز عنه ارادة الظالمین، و خلصه من أیدی الجبارین.
اللهم أعطه فی نفسه، و ذریته، و شیعته، ورعیته، و خاصته، و عامته، وعدوه، و جمیع اهل الدنیا ما تقر به عینه، و تسر به نفسه، و بلغه أفضل امله فی الدنیا و الآخرة. انک علی کل شی ء قدیر.
اللهم جدد به ما محی من دینک، و أحی به ما بدل من کتابک، و أظهر به ما غیر من حکمک، حتی یعود دینک به وعلی یدیه عضاً جدیداً خالصاً مخلصاً، لا شک فیه و لا شبهة معه، و لا باطل عنده و لا بدعة لدیه.
اللهم نور بنوره کل ظلمة، و هد برکنه کل بدعة، و اهدم بعزته کل ضلالة، و اقصم به کل جبار، و أخمد بسیفه کل نار، و أهلک بعد له کل جبار، و أجر حکمه علی کل حکم، و اذل لسلطانه کل سلطان.
اللهم أذل کل من ناواه، و أهلک کل من عاداه، و امکر بمن کاده، و استأصل من حجد حقه و استهان بأمره، و سعی فی اطفاء نوره، و أراد اخماد ذکره.
...اللهم لک الحمد علی ما جری به قضاؤک فی أولیائک، الذین استخلصتهم لنفسک ودینک، اذ اخترت لهم جزیل ما عند من النعیم المقیم، الذی لازوال له ولا اضمحلال بعد أن شرطت علیهم الزهد فی درجات هذه الدنیا الدنیة و زخرفها و زبرجها، فشرطوا لک ذلک، و علمت منهم الوفاء به، فقبلتهم و قربتهم، و قدمت لهم الذکر العلی، و الثناء الجلی، و أهبطت علیهم ملائکتک، و أکرمتهم بوحیک، و رفدتهم بعلمک، و جعلتهم الذرائع الیک، و الوسیلة الی رضوانک.
فبعض أسکنته جنتک الی أن أخرجته منها. و بعضی حملته فی فلکک و نجیته و من آمن معه من الهلکة برحمتک. و بعض اتخدته خلیلاً وسألک لسان صدق فی الاخرین فأجبته، و جعلت ذلک علیاً. و بعض کلمته من شجرة تکلیماً و جعلت له من أخیه ردءاً و وزیراً. و بعض أولدته من غیرأت،
و آئیته البینات، و أیدته بروح القدس.
و کلاً شرعت له شریعة، و نهجت له منهاجا، و تخیرت له أوصیاء، مستحفظاً بعد مستحفظ، من مدة الی مدة، و اقامة لدینکه، و حجة علی عبادک، ولئلاً یزول الحق عن مقره، و یغلب الباطل علی أهله، و لایقول أحد: لولا أرسلت الینا منذرا، رسولاً منذرا، واقمت لنا علماً هادیاً، فنتبع آیاتک من قبل نذل و نحری....
الی أن انتهیت بالأمر الی حبیبک و نجیبک محمد صلی الله علیه و آله فکان کما انتجبته، سید من خلقته، و صفوة من اصطفیته، و أفضل من اجتبیته، و اکرم من اعتمدته، قدمته علی أنبیائک، و بعثته الی الثقلین من عبادک، و اوطأته مشارقک و مغاربک و سخرت له البراق و عرجت به الی سمائک، و اودعته علم ما کان و ما یکون الی انقضاء خلقک....
فعلی الأطائب من أهل بیت محمد و علی صلی الله علیهما و آلهما فلیبک الباکون، و ایاهم فلیندب النادبون، و لمثلهم فلتدرف الدموع، و لیصرخ الصارخون، و یضج الضاجون، و یعح العاجون.
أین الحسن، أین الحسین، أین أبناء الحسین، صالح بعد صالح، و صادق بعد صادق....أین السبیل بعد السبیل، أین الخیره بعد الخیره، أین الشموس الطالعة، أین الأقمار المنیرة، أین الأنجم الزهراه، أین أعلام الدین، و قواعد العلم....
أین بقیة الله التی لاتخلو من العترة الهادیة، این المعد لقطع دابر الظلمة، أین المنتظر لاقامد الأمت و العوج، أین المرتجی لازالة الجور و العدوان، أین المدخر لتجدید الفرائض و السنن، أین المتخیر لاعادة الملة و الشریعة، أین المؤمل لاحیاء الکتاب و حدوده، أین محیی معالم الدین و .هله، أین قاصم شوکة المعتدین، أین هادم أبنیة الشرک و النفاق.
أین معزالأولیاء، و مذل الأعداء، أین جامع الکلم علی التقوی، أین السبب المتصل بین أهل الارض و السماء، أین صاحب یوم الفتح، و ناشررایة الهدی....، أین مؤلف شمل الصلاح و الرضا، این الطالب بذحول الأنبیاء و أبناء، أین الطالب بدام المقتول بکربلاء.
بأبی أنت و امی، و نفسی لک الوقاء و الحمی، یابن السادة المقربین، یابن النجباء الأکرمین، یابن الهداة المهتدین یابن الخیر المهذبین....
عزیز علی أن أری الخلق و لاتری، ولا أسمع لک حسیساً و لانجوی، عزیز علی أن لاتحیط بی دونک البلوی، ولاینالک منی ضجیج و لاشکوی...بنفسی أنت من مغیب لم یخل منا، بنفسی أنت من نازح لم ینزج عنا...
الی متی أخارفیک یا مولای والی متی. و أی خطاب أصف فیک وأی نجوی. عزیز علی ان أجاب دونک و أناغی. عزیز علی أن أبیک و یخذ لک الوری عزیز علی أن یجری علیک دونهم ماجری. هل من معین فأصیل معه العویل و البکاء. هل من جزوع فأساعد جزعه اذا خلا. هل قذیت عین فساعدتها عینی علی القذی.
هل الیک یابن أحمد سبیل فتلقی هل یتصل یومنا منک بعدة فنحظی....تری أترانا نحف بک و أنت تام الملا، و قد ملأت الأرض عدلا، و أذقت أعداءک هواناً و عقاباً.... و اجتثثت اصول الظالمین، و نحن نقول الحمد الله رب العالمین.
الهم أنت کشاف الکرب و البلوی، و الیک أستعدی فعندک العدوی، و أنت رب الاخرة و الأولی.
...اللهم و نحن عبیدک التائقون الی ولیک، المذکر بک و بنبیک، الذی خلقته لنا عصمة و ملاذاً، أقمته لنا قوماً و معاذاً، و جعلته للمؤمنین منا اماما، فبلغه منا تحیة و سلاما.
...اللهم و أقم به الحق، و أدحض به الباطل، و أدل به أولیاءک، و أذللبه أعداءک، وصل اللهم بیننا وصلة تؤدی الی مرافقة سلفه، واجعلنا ممن یأخذ بحجزتهم، و یمکث فی ظلهم، و أعنا علی تأدیة، حقوقه الیه، والا جتهاد فی طاعة، و الاجتناب عن معصیته، و امنن علینا برضاه، وهب لنا رأفته و رحمته و دعاءه، و خیرما ننال به سعة من رحمتک، و فوزاً عندک، واجعل صلواتنا به مقبولة، و ذنوبنا به مغفورة، و دعاءنا به مستجابا، و اجعل أرزقنا به مبسوطة، و همومنا به مکفیة، و حوائجنا به مقضیة، و أقبل الینا بوجهک الکریم، و اقبل تقربنا الیک، و انظر الینا نظرة رحیمة، نستکمل بها الکرامة عندک، ثم لاتصرفها عنا بجودک. و اسقنا من حوض جده صلی الله علیه و آله، بکأسه و بیده، ریاً رویا، هنیئاً سائغاً، لاظمأبعده...یا أرحم الراحمین... .