فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

پاکسازی زمین از وجود ستم و ستمکاران

در نگاه نخست چنین بنظر می رسد که پاک ساختن زمین از لوث ستم و برچیدن بساط طاغوتها و ستمگران امری ناممکن است و گوئیا زمین با آه و ناله مظلومان خو گرفته و فریادرسی ندارند و جهان به تحمل وجود شوم ستم پیشگان عادت کرده است تا جائیکه دوره ای را سراغ نداریم که خالی از وجود ستمگران باشد. چرا که آنان به سان درخت هرزه و پلید می ماند که دارای ریشه های محکمی در جامعه است بگونه ای که اگر یکی از آنها برکنده شود، ده برابر به جای آن می روید و اگر ظالمان در نسلی نابود شوند گروه گروه در نسلهای دیگر بوجود می آیند.
ولی خداوند حکیم چنین مصلحت دانسته است که زندگانی انسانی بر اساس قانون نزاع حق و باطل و خیر و شر برقرار باشد و برای هر چیز حد و مرزی و برای هر عصر و زمان سرنوشتی و بالاخره برای ظلم و بیداد هم سرانجامی تعیین نمودن است.
در تفسیر این آیه شریفه:
آن روز بدکاران به صورت هایشان شناخته شوند پس به اموی پیشانی و با پاهایشان گرفتار شوند(407)
از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود:
خداوند آنها را همواره می شناسد ولی آیه در مورد قائم نازل گردیده که مجرمان را از سیما و صورتشان می شناسد و او و یارانش با شمشیر آنها را تنبیه کردنی(408)
و از امیرمؤمنان (ع) منقول است که فرمود:
خداوند، ناگاه بوسیله مردی از ما اهل بیت گشایشی (برای مسلمانان) بوجود آورد، پدرم فدای آن فرزند بهترین کنیزان باد... هم اوست که (دشمنان) در مدت هشت ماه بجز شمشیر و کشتار از او چیزی دریافت نخواهند کرد(409)
از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمود:
پیامبر خدا(ص) با ملایمت و نیکی در میان امت خود رفتار می کرد و با مردم انس می گرفت و قائم با کشتار (دشمنان) رفتار می کند و توبه کسی را نمی پذیرد. او با عهدنامه ای که همراه دارد به این کار مأمور می گردد وای بر کسی که با وی دشمنی کند(410)
مراد از عهدنامه ای که همراه اوست، همان عهدنامه معروف است که از جد بزرگوارش رسول خدا(ص) با خود دارد و چنانکه وارد شده است در آن نامه این جمله وجود دارد. بکش، باز هم بکش و توبه کسی را نپذیر یعنی توبه هیچ مجرم و جنایتکاری را قبول مکن.
و نیز از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمود:
اما شباهت داشتن مهدی(ع) به جد گرامیش رسول خدا(ص) قیام و ظهور او با شمشیر و کشتن دشمنان خدا و رسول او و ستمگران و طاغوت هاست وی بوسیله شمشیر و ایجاد ترس در دل دشمنان پیروز می گردد و لشکریان او شکست نمی خورند.(411)
از امام جواد(ع) نقل شده است که فرمود:
پیوسته به کشتن دشمنان خدا ادامه می دهد تا خدای از وی خشنود گردد و او زمانی از خشنودی خداوند آگاه می شود که در دل خود احساس رحم و دلسوزی کند(412)
و نیز از آن بزرگوار در همین مأخذ روایت شده است که فرمود:
وقتی شمار لشکر او (مهدی) به حد نصاب یعنی ده هزار تن برسد به فرمان خدا خروج نماید و پیوسته دشمنان خدا را از دم تیغ بگذراند تا آنکه خداوند از او خشنود شود. پرسیدم: چگونه از خشنودی خدا آگاه می گردد؟ فرمود: خداوند مهر و رحمت در دل او می افکند
بلکه در روایات آمده است که برخی از یاران او دچار شک و تردید شده و نسبت به کثرت خونریزی و کشتار ظالمان بدست وی به او اعتراض می کنند. از امام باقر(ع) روایت شده که فرمود:
وقتی او (مهدی) به ثعلبیه می رسد مردی از بستگان وی که از لحاظ جسمانی و شجاعت قوی ترین مردم، بجز حضرت مهدی است بر می خیزد و می پرسد، ای فلان چه می کنی؟ به خدا قسم که تو مردم را همچون گوسفندان از جلوی خود می رانی (یعنی همچون شبان و یا گرگ گله گوسفند را رم می دهد) آیا عهدنامه ای از پیامبر خدا(ص) داری و یا چیز دیگر؟ در این هنگام شخصی که عهده دار بیعت (یعنی مسئول گرفتن بیعت از مردم برای امام) است می گوید: ساکت باش وگرنه گردنت را می زنم، آنگاه قائم می فرماید: ای فلان خاموش باش، آری به خدا سوگند من منشوری از رسول خدا(ص) با خود دارم، ای فلان آن صندوقچه را بیاور، صندوق را نزد او می آورد و امام منشور پیامبر(ص) را می خواند در این وقت مرد معترض می گوید: فدایت شوم اجازه بده سرت را ببوسم امام سر را جلو می برد و او بین دو چشم وی را بوسه می دهد باز می گوید خدا مرا فدای تو گرداند دوباره با ما تجدید بیعت کن امام مجدداً با آنها بیعت می کند(413)
بی تردید نشانه ها و یا نشانه ای وجود دارد که بوسیله آن یاران امام پی می برند که آن نامه همان منشور معروف پیامبر(ص) است اما درخواست مجدد آنها برای تجدید بیعت با امام(ع) بدین جهت است که ایراد و اعتراض آنها خود نوعی اخلال در بیعت محسوب می شود، (از این رو درخواست بیعت دوباره می کنند).
ممکن است برخی افراد، مجازات و قتل و نابودی ستمگران از سوی امام (ع) را سنگدلی و افراط در کشتار تعبیر کنند اما در واقع آن کار مانند یک عمل جراحی است که برای پاکسازی جامعه اسلامی و سایر جوامع جهانی از لوث وجود سرکشان و ستم پیشگان ضرورت دارد و بدون آن هرگز بساط ظلم برچیده نشده و عدالت حاکمیت پیدا نمی کند و اگر امام (ع) با سیاست ملایمت و گذشت با آنان رفتار نماید هرگز ترفندها و توطئه های جدید استکباری که ادامه حیاتشان به آنها بستگی دارد از بین نخواهد رفت. زیرا ستمگران در جامعه های کنونی همچون شاخه های خشکیده یک درخت، بلکه مانند غده سرطانی هستند که بایستی برای نجات بیمار آن را ریشه کن نمود هر چند دشوار باشد.
و اما آنچه موجب آرامش خاطر تردید کنندگان در این سیاست می گردد این است که امام عهدنامه معروفی را از ناحیه پیامبر (ص) با خود دارد و خداوند متعال به آن حضرت دانش و آگاهی نسبت به مردم و شخصیت های آنان عنایت می فرماید و او در پرتو نور الهی به اشخاص می نگرد و آنها را می شناسد و دوای دردشان را می داند از این رو بیم آن نمی رود افرادی که امید هدایت در آنها وجود داشته باشد بدست امام (ع) کشته شوند، چنانکه خداوند در داستان خضر و موسی (ع) راجع به کشته شدن آن جوان بدست خضر (ع) خبر داده که او بگونه ای عمل کرد که آن نوجوان، پدر و مادر خویش را به گردنکشی و کفر نکشاند. بلکه روایات نشانگر این معناست که خضر (ع) با حضرت مهدی (ع) ظاهر شده و از یاران آن حضرت خواهد بود و ظاهراً آن بزرگوار از علم لدنی خویش: ما او را از جانب خود رحمت بخشیدیم و از سوی خود وی را علم آموختیم(414) در بارور ساختن بذر خوبیها و دفع شر از مؤمنان و از بین بردن تخم فساد و تباهی پیش از آنکه درخت تنومند پلیدی گردد، استفاده می کند... به احتمال قوی فعالیت های حضر (ع) و یارانش در حکومت مهدی (ع) آشکارا و علنی است و آن بزرگواران بر مردم حق ولایت و بر قوانین و مقررات و اوضاع ظاهری در آن حکومت، حق نقض دارند. در روایات آمده است که حضرت مهدی (ع) بین مردم با حکم واقعی خدای سبحان، که خداوند آنرا به وی ارائه می دهد، داوری می کند از این رو از هیچکس گواه و یا دلیل و برهان نمی خواهد او در کشتن ظالمان و تبهکاران از دانش و بینش واقعی و لدنی خود استفاده می کند. و گاهی یاران او نیز در قضاوت و داوری بین مردم و بهلاکت رساندن مجرمان همین شیوه را انتخاب می کنند. اما در سایر کارها با مردم بر اساس ظاهر افراد رفتار می نمایند ولی خضر (ع) و یارانش دارای صلاحیت های ویژه ای می باشند.

احیاء دوباره اسلام و جهان شمولی آن

در تفسیر آیه شریفه:
اوست خدائی که رسول خدا را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر تمام ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند کافران ناراضی و مخالف باشد(415)
از امیر المؤمنین (ع) روایت شده است که فرمود:
آیا خداوند مصداق این آیه را اکنون آشکار ساخته است؟ هرگز، سوگند به کسی که جانم بدست اوست هیچ آبادی نمی ماند مگر اینکه هر صبح و شام در آن شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمدی (ص) بدهند(416)
از ابن عباس روایت شده است که گفت:
هیچ یهودی و نصرانی و یا پیرو دینی نمی ماند مگر آنکه به اسلام گرایش پیدا می کند. تا اینکه جزیه (مالیات سرانه) برداشته شود و صلیب شکسته و خوک کشته می شود و آن مصداق فرموده خداوند است که: اسلام را بر تمام ادیان جهان پیروز می گرداند هر چند کافران ناراضی و مخالف باشند و این امر در زمان قیام قائم (ع) پدید می آید(417)
معنای این جمله که جزیه برداشته می شود این است که از اهل کتاب غیر از اسلام پذیرفته نخواهد شد. ابوبصیر گوید: از امام صادق (ع) درباره این آیه سؤال کردم:
اوست خدایی که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا اسلام را بر تمام ادیان جهان پیروز گرداند هر چند کافران ناراضی و مخالف باشند امام فرمود: سوگند به خدا هنوز تفسیر این آیه تحقق نیافته است عرض کردم: فدایت شوم، پس چه زمانی تحقق می یابد؟ فرمود: وقتی با اراده خدا، قائم قیام نماید و چون حضرت ظهور نماید کافران و مشرکان از قیام و ظهور وی ناراضی و نگرانند، زیرا اگر کافر و یا مشرکی در پشت صخره ای نهان شود، آن صخره به صدا در آید و گوید: ای مسلمان، در پناه من کافر و یا مشرکی مخفی شده است او را بقتل برسان وی اقدام کرده و او را بهلاکت می رساند(418)
و از امام باقر (ع) منقول است که فرمود:
قائم، به دست پیدایش ترس (در دل دشمنان) پیروز می گردد و به یاری شدن از ناحیه خدا تأیید می گردد و زمین برای او پیموده می شود گنج های زمینی برایش آشکار می گردد و فرمانروائی و سلطنت وی شرق و غرب جهان را فرا می گیرد و خداوند دین خود را بوسیله او بر تمام مکاتب جهان پیروز می گرداند هر چند مشرکان ناخشنود و مخالف باشند، ویرانی های زمین آباد می گردد و عیسی روح الله (ع) به زمین فرود می آید و پشت سر آن حضرت نماز می گزارد(419)
و نیز از آن حضرت در تفسیر آیه یاد شده آمده است که فرمود:
کسی باقی نمی ماند مگر آنکه به رسالت محمد صلی الله علیه و آله اعتراف و اقرار می کند(420)
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
درباره این آیه از پدرم (امام باقر) پرسیدند با همه مشرکان مبارزه کنید چنانکه آنها همگی به مبارزه شما بر خاستند تا اینکه در زمین فتنه ای باقی نمانده و دین و آئین از آن خدا باشد او فرمود: تفسیر این آیه هنوز فرا نرسیده، چنانچه قائم قیام نماید کسانی که او را درک می کنند چگونگی تفسیر این آیه را خواهند دید و سرانجام آیین محمد (ص) مانند پایان شب به صبح صادق روشن شده و اثری از شرک بر روی زمین باقی نخواهد ماند، همچنانکه خداوند فرمود(421)
همچنین در تفسیر این آیه: آن نیست مگر یادآوری برای جهانیان و یقیناً خبرش را بعد از آن هنگام خواهند دانست(422) امام باقر (ع) فرمود:
هنگام خروج قائم خواهد بود(423)
و نیز در تفسیر آیه شریفه بزودی نشانه های خود را در آسمان و زمین به آنان می نمایانیم تا برای آنان آشکار شود که اوست حق(424) از امام باقر (ع) منقول است که فرمود:
خداوند مسخ شدن آنها را (بصورت بوزینه و خوک) به خودشان نشان می دهد و در آفاق، فرو ریختن آفاق آسمان و اضطراب شهرهایشان را به آنها نشان می دهد و قدرت خداوند را در خودشان و در سراسر جهان احساس می کنند و مراد از گفته خداوند که فرمود: تا برای آنان آشکار گردد که اوست حق خروج قائم است که از جانب خداوند حق است و این مردم ناگزیر او را خواهند دید(425)
روایاتی آمده است که بعضی از کافران و منافقان مخالف حضرت مهدی (ع) بطور ناگهانی به شکل میمون و خوک مسخ می شوند و مراد از فرو ریختن آفاق، آشفتگی و نابسامانی شهرها و شورش و خارج شدن ملت ها از حاکمیت سلطه گران خود است و منظور از فرو ریختن آفاق آسمان، پیدایش نشانه ها و علاماتی برای آنان است.
امام کاظم (ع) در تفسیر آیه شریفه هر که در آسمانها و زمین است خواه نا خواه تسلیم او شده است فرمود:
آیه یاد شده، در شأن قائم نازل گردیده، چون ظهور نماید اسلام را بر یهودیان و مسیحیان و ستاره پرستان و بی دینان و مرتدان و کافران در شرق و غرب جهان عرضه نماید هر کس از روی تمایل و داوطلبانه اسلام را بپذیرد او را به نماز و زکات و انجام دستوراتی که بر هر مسلمان واجب است، مکلف می سازد و هر کس تن به پذیرش آئین اسلام ندهد گردنش را می زند، بطوریکه در سراسر جهان جز موحد و یکتاپرست کسی باقی نمی ماند عرض کردم: فدایت شوم، مردم (کافر و بی دین) بسیارند فرمود: البته وقتی که خداوند انجام کاری را اراده فرماید، بسیار را اندک و اندک را بسیار می گرداند(426)
و از جمله موارد افزایش دادن اندک، اعطاء معجزات و وسائل ارتباطی و تسلط حضرت مهدی (ع) بر جهان است، از پیامبر (ص) روایت شده است که فرمود:
اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی باشد خداوند مردی را بر می انگیزد که نام وی همچون نام من و اخلاقش چون خلق و خوی من و کنیه اش ابوعبدالله است و مردم بین رکن و مقام با وی بیعت می کنند و فتوحاتی نصیب او گردد و همه اهل زمین گوینده لااله الا الله شوند، در این هنگام سلمان فارسی برخاست و عرض کرد: ای رسول خدا (ص) (این مرد) از ذریه کدام فرزند شماست؟ فرمود: از فرزندان این پسرم و با دست مبارک خود به امام حسین (ع) اشاره فرمود(427)
اما روایات معتبر در این باب نزد شیعه و تسنن این است که کنیه آن بزرگوار ابوالقاسم است که همان کنیه پیامبر اکرم (ص) می باشد. از رسول خدا (ص) است که فرمود:
مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است او بر اساس شیوه و روش من مبارزه می کند آنگونه که من بر اساس وحی مبارزه نمودم(428)
و در روایتی دیگر آمده است که:
او در آخر الزمان قیام به آئین (اسلام) می نماید همچنان که من در آغاز اسلام قیام به آن نمودم(429)
همچنین فرمود:
در جهان جز فرمانروائی اسلام وجود نخواهد داشت و زمین چون لوح سیمین خواهد شد(430)
یعنی زمین از لوث کفر و نفاق پاک و پیراسته خواهد شد مانند شمش نقره خالص و ناب، از امیر مؤمنان (ع) روایت شده است که فرمود:
او (قائم) رأی و نظر را از قرآن می گیرد، آنگاه که دیگران قرآن را بر رأی و اندیشه خود باز می گردانند، به آنان شیوه عدالت را نشان می دهد و کتاب و سنت را که متروک و منزوی شده، زنده می کند(431)
به این معنا که حضرت مهدی (ع) از قرآن پیروی نموده و مانند منحرفان، تفسیر آنرا تحریف نمی کند.
از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمود:
گوئیا مشاهده می کنم دین شما را همچون پرنده ای که می گریزد و در خون خود می تپد کسی آن را به شما باز نمی گرداند مگر مردی از خاندان ما اهل بیت، در آن هنگام وی در سال، دو پاداش و بخشش و در ماه دو روزی به شما می دهد و در زمان او به حکمت دست می یابید بگونه ایکه که زن در خانه اش بر اساس کتاب خدا و سنت رسولش (ص) داوری می کند(432)
اینکه امام می فرماید: همچون پرنده ای که در خون خودش می تپد تشبیه دقیقی از وضع اسلام است که مانند پرنده مجروحی که بالهای خود را می گشاید و از آسیب و ضربه های ظالمان در خون خود می تپد یعنی اسلام را تحریف و مسلمانان را از آن دور می سازند تا آنکه حضرت مهدی (ع) آن را نجات بخشیده و زنده کند و دوباره به مسلمانان برگرداند و مراد از اینکه (در سال دو بخشش و در ماه دو روزی به شما می دهد) یعنی هر شش ماه یک پاداش و بخشش مالی از بیت المال و توزیع مواد غذائی و خوار و بار هر دو هفته یک بار صورت می گیرد، امام صادق (ع) فرمود:
خداوند اسلام را پس از خوار شدن بوسیله او عزت می بخشد و پس از متروک ماندن، آنرا دو باره زنده می کند و جزیه (مالیات سرانه) قرار می دهد و با شمشیر (کافران و منکران) را بسوی خدا دعوت می کند هر کس سرپیچی کند کشته می شود و هر که با او در افتد خوار و بیچاره می گردد(433)
و نیز می فرماید:
خداوند هر گونه بدعتی را بوسیله او از بین خواهد برد و هر گمراهی را محو و هر سنتی را زنده خواهد ساخت(434)
از امام باقر (ع) روایت شده که فرمود:
در روی زمین هیچ ویرانه ای نمی ماند مگر اینکه آباد می گردد. و هیچ معبودی جز خداوند متعال از بت و غیر آن نمی ماند مگر اینکه دچار حریق گشته و می سوزد(435)
طبیعی است اگر انسان با تعجب از خود سؤال کند، چگونه حضرت مهدی (ع) خواهد توانست اسلام را در میان ملت های غیر مسلمان گسترش دهد، با آنکه آنها در زندگی مادی غوطه ورند و از ایمان و ارزش های معنوی بدورند و نسبت به اسلام و مسلمانان بدبین هستند؟! ولی باید به عوامل فراوان اعتقادی، سیاسی و اقتصادی که پاره ای از آنها در بخش نهضت ظهور حضرت گذشت توجه گردد، از آن جمله اینکه ملت های جهان، زندگی مادی و فاقد دین را تجربه نموده و خلأ موجود آن و عدم پاسخگوئی آنرا به وجدان انسان و انسانیت، گوئیا به دست خود لمس کرده اند.
از جمله عوامل اینکه اسلام دین فطری است و اگر زمامداران طاغوتی بگذارند نور اسلام به واسطه علماء و مؤمنان راستین به ملت ها برسد مجذوب نور آن شده و گروه گروه به اسلام می پیوندند. و دیگر پدید آمدن نشانه ها و معجزاتی است که توسط حضرت مهدی (ع) برای ملل جهان بوجود می آید و از بارزترین آنها ندای آسمانی است که قبلاً گذشت. گرچه تأثیر این معجزات بر حکام جور، زود گذر و ضعیف و یا بی اثر است اما بر ملت های آنها به شکل های گوناگون، مؤثر واقع می شود و شاید از مهمترین عوامل تأثیر بر آنها پیروزی های پی - در پی امام (ع) باشد زیرا ملت های غربی طبعاً نیروهای پیروزمند را دوست داشته و ستایش می کنند اگرچه دشمن آنها باشد.
عامل دیگر، فرود آمدن مسیح (ع) است و نشانه ها و معجزاتی که خداوند بدست با کفایت او برای ملت های غرب و مردم دنیا آشکار می سازد، بلکه ظاهراً نقش و فعالیت حضرت مسیح (ع) اساساً در بین غربی ها است و طبعاً ملل غربی و فرمانروایان آنها در آغاز بسبب وجود او مسرور شده و همه به او ایمان می آورند. اما همینکه وی گرایش و تمایل خود را نسبت به حضرت مهدی (ع) و اسلام ابراز می نماید، دولت های غربی نسبت به آن حضرت دچار تردید و تشویق می شوند و موج حمایت همگانی از او کاهش می یابد ولی در این حال یاران و هوادارانی از ملت های غربی برای او باقی ماند که در آنان تحولی اعتقادی و سیاسی بوجود می آید بگونه ایکه در سرزمین های خود موجی از حرکت ایجاد می کنند چنانکه قبلاً نیز به آن اشاره کردیم.
از دیگر عوامل، جنبه اقتصادی است که امکانات و وسائل رفاه بدست مهدی (ع) بسوی جهان اسلام بصورت مناسب تحول می پذیرد و به گفته روایات مسلمانان، در عصر او آنچنان از وفور نعمت برخوردار می شوند که در تاریخ جهان و ملت ها بی سابقه است و در مقابل آن، بحران های اقتصادی و سیاسی در کشورهای غیر اسلامی بوجود می آید، بدیهی است چنین اوضاع و شرائطی تأثیر فراوانی بر ملت های غربی خواهد داشت.

دگرگونی زندگی مادی و ایجاد رفاه.

از نکات بارز در روایات مربوط به حضرت مهدی (ع) رفاه اقتصادی و پیشرفت تکنولوژی در حکومت جهان اوست. بویژه زمانیکه صدور این روایات را در عصر پیامبر و پیش از تحولاتی که امروز در علوم طبیعی پدید آمده است بدانیم که زندگی مادی بشر را در مراحل نوینی قرار داده که در بسیاری از پدیده های زندگی روزمره و زندگی اجتماعی و اوضاع بین المللی، نسبت به قبل تفاوت دارد، بعلاوه، نوع زندگی مادی ای که متون روایات از آن در عصر امام (ع) سخن می گوید: از آنچه که در عصر خود می شناسیم بسیار بزرگتر است و آنچه ما را به آن پایه از رفاه می رساند، تحول علوم با تلاش و کوشش عادی بشر است... و اینک پاره ای از روایاتی که در این زمینه آمده است: