فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

حضرت مهدی علیه السلام در ایران و عراق

در روایات پیرامون حرکت مهدی علیه السلام از حجاز، تفاوت هایی بچشم می خورد. روایات موجود در منابع شیعه بطور عموم می گوید: امام علیه السلام مستقیماً از حجاز رهسپار عراق می گردد و برخی می گویند: مستقیماً از مکه وارد آن سامان می شود، این مطلب روایتی را که از روضه کافی گذشت تأیید می کند به اینکه امام علیه السلام لشکری را به سوی مدینه گسیل می دارد... امام بیان کلی روایات منابع اهل سنت این است که حضرت از مکه به شام و قدس می رود و برخی دیگر بیانگر این است که حضرت نخست به عراق و سپس بسوی شام و قدس حرکت می نماید. و تنها یکی دو روایت در نسخه خطی ابن حماد وجود دارد که می گویند: امام علیه السلام ابتدا به جنوب ایران می آید تا ایرانیان و رهبر خراسانی آنان و فرمانده سپاه وی شعیب بن صالح با حضرت بیعت نمایند و آنگاه به اتفاق ایرانیان در منطقه بصره به نبرد علیه سفیانی می پردازد و سپس وارد عراق می گردد و در مجموع، آنچه از روایات استفاده می شود این است که آغاز نهضت ظهور امام علیه السلام شهر مکه و هدف آن قدس می باشد و در این بین، مدتی مشغول سر و سامان دادن با اوضاع دولت جدید خود بویژه وضع عراق و تدارک سپاه خویش جهت پیشروی به سوی قدس می باشد...
بدیهی است که روایات پیامبر و امامان علیه السلام و صحابه و تابعین، همه تحرکات و اقدامات امام علیه السلام را بیان نمی کند بلکه در صدد بیان حوادث اصلی است که زیانی به خط مشی امام وارد نمی سازد و شوق امید را در دل مسلمانان زنده می کند و با معجزه الهی باعث تقویت ایمان مسلمانان بهنگام ظهور می گردد که همین امر سبب نصرت و یاری رساندن آن حضرت می شود. و به احتمال قوی امام علیه السلام در این مدت به اقتضای مصلحت، بین حجاز و ایران و عراق و یمن تحرک و فعالیت خواهد داشت و آن بزرگوار شخصاً در نبردهای ارتش خود شرکت نمی کند مگر وقتی که ضرورت ایجاب کند.
در بخشی مربوط به ایران، روایتی را برگزیدم که آمدن امام علیه السلام به جنوب ایران از چند جهت ترجیح داشت، از آن جمله روایات موجود در منابع شیعه و سنی است که جنگ بصره را بعد از آزاد شدن حجاز توسط آن حضرت، بیان می کند که جنگی بزرگ و سرنوشت ساز است دیگر آنکه بخش عمده سپاه امام را حداقل در آن منطقه، ایرانیان تشکیل می دهند، بنابراین آمدن امام علیه السلام به ایران جهت آمادگی در جنگ بصره و خلیج فارس، امری طبیعی خواهد بود، ابن حماد در نسخه خود از ولید بن مسلم و رشد بن سعد از ابورومان از امیرمؤمنان علی علیه السلام آورده است که حضرت فرمود:
وقتی سوران سفیانی به سوی کوفه روی آورند، سفیانی گروهی را به جستجوی اهل خراسان می فرستد و در آن حال اهل خراسان در جستجوی مهدی بیرون می آیند آنگاه بین امام و هاشمی با درفش های سیاه که شعیب بن صالح در طلیعه آن است ملاقات رخ می دهد تا اینکه در دروازه استخر، امام و یاران سفیانی برخورد نموده بگونه ایکه بین آنها کارزار بزرگی اتفاق می افتد سپس یاران درفش های سیاه غلبه پیدا می کنند و سفیانیان از معرکه می گریزند، در این هنگام مردم تمنای دیدار مهدی می کنند و او را جویا می شوند.
همچنین از سعید ابوعثمان از جابر، از امام باقر علیه السلام نقل کرده است فرمود:
سفیانی بعد از ورود به کوفه و بغداد سپاهیان خود را در سراسر جهان پراکنده می سازد در این برهه احساس ترس و وحشتی از ناحیه ماوراءالنهر و اهالی خراسان به او می رسد، چرا که اهل مشرق برای هلاکت آنان یورش می آورند وقتی این خبر به سفیانی می رسد لشکری سترگ به فرماندهی مردی از بین امیه به سوی استخر می فرستد و در ناحیه قومس و دولات ری و مرز زرع نبردهایی بین آنان رخ می دهد، در این زمان سفیانی دستور قتل عام مردم کوفه و مدینه را صادر می کند و در همین هنگام یاران درفش های سیاه که پیشاپیش همه مردم جوانی از بنی هاشم که خود پرچمی در دست راست دارد رو می آورند و خداوند کارها و راهها را بر او آسان و هموار می گرداند در مرز خراسان برای او برخوردی پدید می آید و هاشمی در سر راه خود به سوی ری، مردی از بین تمیم را که از موالیان است به نام شعیب بن صالح به سوی استخر و رویارویی با سفیانی فرا می خواند او و مهدی(ع) و هاشمی در بیضاء استخر یکدیگر را ملاقات می کنند، آنگاه بین سفیانی و آنان جنگی بزرگ رخ می دهد بگونه ای که خون در روی زمین تا ساق پای اسبان می رسد، در این لحظه نیروی بسیاری از ناحیه سیستان به فرماندهی فردی از بنی عدی به آنجا می رسند و بدینسان خداوند یاران و سپاهیان او را پیروز می گرداند و بعد از دو درگیری در منطقه ری، در مدائین نیز برخوردی پیش می آید و نبرد صیلمیه درعاقرقوفا اتفاق می افتد که هر کس از آن نجات یابد خبر آن را به دیگران اطلاع می دهد و پس از آن کشتار عظیمی در باکل و نبردی در زمینی از سرزمین نصیبین رخ می دهد، آنگاه قومی از روستاهای آنان بر اخوص خروج می نماید آنها گروه هایی اند که عموماً اهل کوفه و بصره می باشند، تا اینکه اسرای کوفه را از دست وی رهایی می بخشند.
در عین اینکه سند این دو روایت ضعیف است و آشفتگی در متن آنها وجود داد و از طرفی حوادث و جنگ هایی که در روایت دوم آمده است جز در روایات ضعیف دیده نمی شود. اما با این همه، جنگ بصره را که در فصل مربوط به عراق آمده است تأیید می کند همچنانکه روایات مربوط به عکس العمل شدید شرق و غرب در برابر پیروزی انقلاب مهدی(ع) برخی از روایاتی که درباره نبرد بصره آمده تأیید می کند به اینکه طرف مقابل مهدی(ع) و یارانش غربی های پیرو انجیل ها هستند و به احتمال زیاد لشکر سفیانی طبق روایت ابن حماد با نیروهای غربی رودرروی قرار می گیرند.
امیرمؤمنان(ع) در خطبه ای مفصل راجع به بصره می فرماید:
از اهل بصره به تعداد شهدای ابله در پی او می روند که انجیل ها در سینه دارند.(374)
چنانکه این روایت صحیح و مرادش جنگ بصره و خلیج فارس باشد همانگونه که روایت ابن حماد در نهضت ظهور بیان نموده است، این خود دلیل بر عظمت و اهمیت آن خواهد بود، بطوری که بعداً برای مردم روشن خواهد شد که موازنه قدرت به سود و مصلحت حضرت مهدی(ع) می باشد و به گفته روایت ابن حماد در آن هنگام مردم، آرزومند مهدی(ع) بوده و او را می جویند.
طبق روایتی که آن را در منابع اصلی نیافتم، آمده است: امام مهدی(ع) در هفت هودج از نور وارد عراق می گردد، امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه یا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنقذوا من اقطار السموات و الارض فانقذ و الا تنفذون الا بسلطان فرمود:
قائم در روز لرزش زمین، در میان هفت سراپرده از نور وارد عراق می شود، بگونه ای که مشخص نمی شود امام در کدامیک از آنها حضور دارد تا آنکه در کوفه فرود می آید.(375)
ممکن است این حادثه یک کرامت الهی نسبت به حضرت مهدی(ع) محسوب گردد و شاید هم تعبیری از ورود امام(ع) به عراق بوسیله یک اسکادران هواپیما و یا وسایل مشابه آن باشد که روایات از آن به قبه های نور تعبیر کرده است به هر حال بیان این مطلب در تفسیر آیه شریفه به آن کمک می کند.
درباره اقدامات امام(ع) در عراق روایات زیادی وارد شده است که برخی را در فصل مربوط به عراق یاد آور شدیم و بقیه را در اینجا بطور خلاصه می آوریم از آن جمله روایات بسیاری است که درباره تصفیه اوضاع داخلی عراق و کشته شدن گروههای شورشی بدست امام(ع) وارد شده که بیشتر آنها در جای خود بیان شد.
و نیز از آن اقدامات، ورود امام به کوفه و نجف و کربلا و انتخاب کوفه به عنوان پایتخت و پایگاه خود و ساختن مسجد جمعه جهانی در نزدیکی کوفه که طبق روایات دارای هزار در می باشد از امام صادق(ع) منقول است که فرمود:
زمانیکه قائم ما قیام نماید زمین به نور الهی روشن و درخشان می گردد بگونه ای که مردم از پرتو خورشید بی نیاز می شوند و عمر مردان در زمان حکومت او چنان طولانی می شود که برای هر مرد هزار فرزند پسر متولد شود که در آنها دختر نباشد، وی در نجف مسجدی می سازد که دارای هزار در است و خانه های کوفه به نهر کربلا و به حیره متصل گردد تا جائیکه اگر کسی در روز جمعه در حالیکه بر استری چابک و لاغر سوار و آهنگ آن دیار نماید تا نماز جمعه را درک کند موفق نمی شود.(376)
و نیز امام باقر(ع) می فرماید:
وقتی که جمعه دوم فرا رسد مردم گویند ای فرزند پیامبر خدا، نماز جمعه به امامت شما برابر با نماز پشت سر رسول خدا(ص) است و این مسجد گنجایش ما را ندارد، آنگاه امام نقشه و طرح مسجدی را با بنای مستحکم رسم می فرماید که دارای هزار در بوده و مردمان را در خود جای می دهد.(377)
ممکن است ذکر هزار در کنایه از وسعت و گستردگی مسجد باشد زیرا مسجد جمعه ای که مسلمانان از سراسر جهان برای شرکت در نماز جمعه به امامت حضرت مهدی(ع) گرد هم می آیند و با در نظر گرفتن فرودگاه و ترمینال ها، مساحت آن فاصله بین کوفه و کربلا که تقریباً هشتاد کیلومتر است خواهد بود.
از دیگر اقدامات آن حضرت، چنانکه در روایات آمده است، اعتلاء بخشیدن به موقعیت کربلا بعنوان یک پایگاه جهانی است که تکریم از جد بزرگوار خود سالار شهیدان حضرت حسین بن علی(ع) می باشد. از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود:
خداوند کربلا را سنگر و پایگاهی قرار می دهد که محل آمد و شد فرشتگان و مؤمنان خواهد گردید و به عالیترین مقام و مرتبه خود خواهد رسید.(378)
و دیگر معجزه ای است که در نجف، از او ظاهر می شود آنگاه که زره جد خود پیامبر(ص) را می پوشد و بر مرکب ویژه او سوار می شود و جهان را به پرتو خود روشنائی می بخشد بگونه ای که مردم هر کجا که بسر می برند آن حضرت را می بینند در حالیکه امام در جایگاه خویش مستقر می باشد. از امام صادق(ع) در این باره منقول است که فرمود:
گویا من قائم را در نجف مشاهده می کنم که زره پیامبر خدا(ص) را بر تن کرده و زره بر بدان او فشار می آورد آن را تکان می دهد و زره بر تن او گشاد می شود، آنگاه زره را با جامه ای از استبرق می پوشاند و سپس بر اسب ابلق خود که میان دو چشمش نوری می درخشد سوار می شود و آن را بحرکت در می آورد، اهل هیچ سرزمینی نیست که پرتو افشانی این نور به آنها نرسد و این نشانه ای برای آنان است سپس پرچم پیامبر(ص) را بر می افرازد و همینکه پرچم را به اهتزاز در آورد، شرق و غرب جهان به نور آن روشن می گردد.(379)
در همین منبع از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که فرمود:
گوئیا من او را می بینم در حالیکه بر اسبی پاسفید و آراسته که نور از پیشانی آن ساطع است از وادی السلام عبور نموده و بسوی رودخانه سهله پیش می رود و در دعایش چنین می گوید: لا اله الا الله حقاً حقاً، لا اله الا الله تعبداً ورقاً. اللهم معز کل مؤمن وحید و مذل کل جبار عنید. انت کنفی حین تعیینی المذاهب، و تضیق علی الارض بما رحبت اللهم خلقتنی و کنت غنیاً عن حلقی، ولولا نصرک ایای لکنت من المغلوبین. یا منشر الرحمة من مواضعها و مخرج البرکات من معادنها، و یا من خص نفسه بشموخ الرفعة فاولیاؤه بعزه یستعززون. یا من وضعت له الملوک نیر المذلة علی اعناقهم، فهم من سطوته خائفون... الخ.
و برخی از روایات می گوید: که امام(ع) سپاهی به قسطنطنیه و کوهستانهای دیلم و چین اعزام می دارد، از مجموع روایات بر می آید که امام(ع) در عراق دست به کارهای بنیادی نظیر سروسامان دادن به اوضاع دولت جدید خود تثبیت آن در آنجا و برقراری امنیت در مرزهای شرقی آن از سمت روسیه و چین، می زند و آنگاه اقدام به بسیج عمومی و سیاسی و ساز و برگ نظامی جهت نبرد بزرگ آزاد سازی قدس می نماید.

پیشروی به سوی قدس

بنابه گفته برخی از روایات، حضرت مهدی(ع) سپاهی را برای نبرد با رومیان به انطاکیه می فرستد که در میان آنان بعضی از یاران امام حضور دارند، سپس صندوق مقدس را از غار انطاکیه بیرون می آورند که در آن نسخه اصلی تورات و انجیل وجود دارد.(380) البته کتاب یوم الخلاص آن را به (بحار ص 284 و منتخب الاثر) نسبت داده است که من آن را در این دو مأخذ نیافتم... و بنظر می رسد آشکار شدن این معجزه برای غربی ها عملی است که نیروهای آنها را در ساحل انطاکیه آماده کارزار هستند، از مشارکت در نبرد آزاد سازی قدس، باز می دارد. در روایات آمده است که این نیروها در پی ندای آسمانی در ماه رمضان، در آن منطقه فرود می آیند و خداوند اصحاب کهف را بعنوان معجزه برای آنان آشکار می سازد، از امیرمؤمنان(ع) منقول است که فرمود:
رومیان بطرف ساحل دریا نزدیک غار اصحاب کهف روی می آورند و خداوند آن جوانان را با سگشان از غار بر می انگیزد، دو نفر از آنان به نامهای ملیخا و خملاها هستند که هر دو تسلیم اوامر قائم می باشند.(381)
شاید عبارت اخیر به این معنا باشد که میلخا و خملاها نزد حضرت مهدی(ع) آمده و یا با وی بیعت می نمایند و یا میراث هایی که اصحاب کهف با خود داشته اند تقدیم آن حضرت می نمایند.
بنابراین امدادهای غیبی، غربیان را از ورود به جنگ به طرفداری از یهودیان و سفیانی و علیه امام(ع) دچار ترید و تأمل می کند، معجزه اول ظاهر شدن اصحاب کهف و معجزه دوم بیرون آوردن صندوق مقدس و نسخه هایی از تورات و انجیل از غار انطاکیه و استدلال نمودن یاران حضرت با آن می باشد، از این رو بنظر می رسد که بین آنان و حضرت مهدی(ع) در انطاکیه درگیری بوجود می آید، چنانکه پیاده شدن نیروهای آنان در ساحل ترکیه نه خود ترکیه حاکی از این است که ترکیه خارج از تحت نفوذ آنهاست چون این کشور در آن برهه با قیام و انقلاب ملت آن و یا توسط سپاهیان حضرت مهدی(ع) آزاد گشته است اما نیروهای رومی (غربی) که در رمله ساحل فلسطین پیاده می شود همان نیروهایی هستند که در برخی از روایات شورشیان روم توصیف شده اند و بنظر می رسد که آنها در نبرد قدس به جانبداری از یهودیان و سفیانی شرکت می کنند.
چنانکه بعضی از روایات بیان می کند، حضرت مهدی(ع) سپاه خود را برای ورود به نبرد قدس به سوی شام اعزام می دارد و این احتمال وجود دارد که آن حضرت شخصاً در آن کارزار شرکت نکند بلکه پس از شکست دشمنان خویش، وارد قدس گردد ولی بیشتر روایات حاکی از این است که امام(ع) به همراه سپاهیان خود رهسپار گشته و در مرج عذراء نزدیک دمشق اردو می زند. امام باقر(ع) فرمود:
آنگاه او (امام) به کوفه می آید و تا زمانی که خدا بخواهد در آنجا خواهد ماند تا اینکه بر آنجا استیلا یابد سپس او با همراهان خود به مرج عذراء می آید و عده زیادی از مردم به آن حضرت می پیوندند و در این روز سفیانی در وادی رمله بسر می برد. تا اینکه در روز رستاخیز جابجائی، آنان به یکدیگر برخورد می کنند جمعی از پیروان آل محمد(ص) که با سفیانی هستند و گروهی از طرفداران سفیانی که در زمره پیروان آل پیامبر خود را جا زده اند بیرون آمده و هر دسته به پرچم و لشکر خود ملحق می شوند آن روز جابجائی، امیرمؤمنان(ع) فرمود: در آن روز سفیانی و هر که با او باشد کشته می شوند حتی خبر دهنده ای از آنان باقی نمی ماند و در آن روز ناامید و زیانکار کسی است که از غنیمت سفیانیان محروم بماند.(382)
این روایت بر چند نکته دلالت دارد، از آن جمله: حالت عمومی مردم است که پشتیبان امام مهدی(ع) می باشند زیرا هنگام ورود سپاهیان حضرت به خاک سوریه، بدون هیچ مقاومتی در سی کیلومتری دمشق اردوگاه خود را مستقر می سازند، تا پایان مطالبی که در این زمینه جنبش سفیانی بیان کردیم.
نتیجه اوضاع سیاسی منطقه، قبل از نبرد قدس که از روایات استفاده می شود این است که غربیها از رویاروئی با حضرت مهدی(ع) بجهت پیروزیهای شگفت او و یارانش در یمن و حجاز و عراق و چه بسا پیروزی وی بر آنان در منطقه خلیج و به خاطر همسوئی و موج خروشان ملتهای مسلمان بویژه مسلمانان منطقه به نفع او، در حالتی از نگرانی و ترس بسر می برند و مسلماً بوجود آمدن نشانه های الهی پیش از ظهور امام(ع) و یا همزمان با آن، دارای تأثیر بر ملتهای غربی نیز خواهد بود که بر آشفتگی وضع حکومتهای آنها می افزاید و آنها به عملی بیش از اعزام نیروهای خود به ساحل انطاکیه و رمله در فلسطین و یا مصر اقدام دیگری انجام نمی دهند، نقش غربیها در این نبرد، بطور کلی پشتیبانی از هم پیمانان یهودی خود و سفیانی می باشد.
اما وضع یهودیان بسیار وحشتناکتر و پراضطراب است، چرا که سرنوشت جنگ به هستی و موجودیت آنها بستگی دارد از این رو ترجیح می دهند که مستقیماً با سپاه مهدی(ع) درگیر نشوند، بلکه بوسیله خط دفاع عربی به فرماندهی سفیانی دست به این عمل بزنند... و این یک اصل کلی و سنت خدایی در میان ملتها و حکومتهای طغیانگر و عیاش می باشد که پیوسته در پی آن هستند که یک ملت و یا قدرتی نظامی را خریده که به نمایندگی از آنها ستیز نماید و خودشان پشت سر آنها در خط دوم یا سوم باقی بمانند چنانکه امروز این معنا را در جهان غرب و یهودیان بطور عموم مشاهده می کنیم.
اما وضع عمومی مردم در منطقه در راستای حمایت و پشتیبانی از امام(ع) می باشد. بحدی که اگر حمایت نیرومند قدرت های خارجی غربیان و یهود از سفیانی و سپاه وی نباشد این نیروهای مردمی قادر به براندازی سفیانی و الحاق سرزمین شام به حکومت آن حضرت می باشند. و بعید نیست همزمان با عقب نشینی سفیانی از دمشق به رمله فلسطین که نیروهای غربی در آن مستقر هستند، نیروهای نظامی او نیز در برابر پیشروی سپاه حضرت عقب نشینی کنند و سرزمین شام بجز خط مرزی برابر اسرائیل در حالتی از خلأ نظامی و نوعی خلا سیاسی قرار داشته باشد.
ابن حماد، در نسخه خطی کتاب خود بیست روایت را تحت عنوان خروج مهدی از مکه به سوی بیت المقدس آورده که تعدادی از آنها در منابع ما نیز وجود دارد. از جمله ابن زریر غافقی از علی(ع) شنیده است که می فرمود:
او با تعداد دوازده هزار تن حداقل و پانزده هزار تن حداکثر، خروج می کند، ترس و وحشت پیشاپیش او (بدل دشمنان) راه می یابد. هر دشمنی که با وی برخورد کند به فرمان خدا او را از پای در آورد شعار آنان بمیران، بمیران می باشد، و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامت گری باک و هراس ندارند در این وقت هفت لشکر از شام بسوی آنها هجوم آورند که امام(ع) جملگی را شکست داده و آنها را به اسارت خویش در آورد و محبت و نعمت و قاصه و بزاره آنها به مسلمانان باز گردد و پس از آنان جز خروج دجال حادثه ای باقی نمی ماند، پرسیدیم: قاصه و بزاره چیست؟ فرمود: امام زمان حکومت را بدست می گیرد بگونه ای که کسی هر چه بخواهد بگوید و از چیزی نهراسد.(383)
در همین مأخذ آمده است:
مهدی می رود تا در بیت المقدس فرود آید، خزائن را نزد او می آورند، عرب و غیر عرب و جنگ افروزان و رومیان (غربی ها) و دیگران جملگی به طاعت وی در آیند.
و در جائی دیگر از این منبع آمده که:
مهدی گوید پسر عم من (سفیانی) را بیاورید تا با او سخن بگویم او را نزد امام می آورند و با وی صحبت می کند او تسلیم امر امام شده و با وی بیعت می نماید، اما همینکه نزد یارانش از قبیله بنی کلب بر می گردد او را از کرده خود پشیمان می سازند او نزد امام می آید تا بیعت خود را پس بگیرد، حضرت بیعت او را فسخ می کند، سپس نبرد بین امام و لشکر سفیانی با هفت گروه و دسته در می گیرد و فرمانده هر دسته های خواستار بدست گرفتن زمام امور به نفع خود می باشد. اما امام(ع) آنها را شکست می دهد.(384)
و نیز در همین مصدر آمده است:
سفیانی بیعت خود را از امام(ع) باز پس می گیرد و امام آن را باطل می کند، آنگاه او لشکریان خود را برای مبارزه با آن حضرت بسیج می نماید که امام(ع) وی را شکست داده و خداوند رومیان (غربی ها) را نیز بدست آن بزرگوار شکست خواهند داد.
سفیانی ملعون پسر عم امام مهدی(ع) است، زیرا امیه و هاشم چنانکه معروف است دو برادر بوده اند، اگر این روایت صحیح باشد امام(ع) می خواهد با این سیاست حکیمانه و اخلاق نیکو حتی الامکان او را از گمراهی باز گرداند و یا بر او اتمام حجت بیشتری نماید گرچه سفیانی از تأثیر موقت خود از شخصیت حضرت مهدی(ع) بسرعت پشیمان می شود اما خویشاوندان او از بنی کلب و سران هفتگانه ارتش وی که سفیانی در حقیقت رهبری همه آنها را بعهده دارد و از سوی دیگر اربابان غربی و یهودیش او را منصرف می سازد.
در روایت ملاحم و فتن از امیرمؤمنان(ع) در توصیف این نبرد آمده است که:
خداوند بر سفیانی غضب می کند و بندگان خدا نیز به سبب خشم الهی بر او خشمگین می شوند، پرندگان با بالهای خود و کوهها با صخره ها و فرشتگان با صداهایشان بر آنها صدمه و آسیب می رسانند و ساعتی نمی گذرد که خداوند تمام یاران سفیانی را هلاک می سازند و جز او (سفیانی) کسی از دشمنان در زمین باقی نمی ماند و امام مهدی(ع) وی را دستگیر نموده و در زیر درختی که شاخه هایش بر دریاچه طبریه اشراف دارد، بقتل می رساند.
و در روایت الزام الناصب ج 2، ص 104 آمده است که:
یکی از فرماندهان سپاه مهدی(ع) بنام صیاح خود را به سفیانی رسانده او را دستگیر می کند و هنگام نماز عشاء او را نزد مهدی(ع) می آورد حضرت درباره او با یاران خود به مشورت می پردازد و آنان قتل او را به مصلحت می دانند، آنگاه او را زیر سایه درختی که شاخه هایش آویخته است مانند گوسفندی سر می برند.(385)
علاوه بر آنچه که در روایت قبلی ذکر شد بعضی از روایات این نبرد را نوعی دیگر از امدادهای غیبی برای مسلمانان بیان می کند:
در آن روز صدایی از آسمان شنیده می شود و منادی ندا می کند آگاه باشید که اولیای خدا، یاران فلان یعنی مهدی هستند و شکست و تیره روزی از آن یاران سفیانی خواهد بود، سپس آنها بگونه ای کشته می شوند که غیر از شخص فراری و آواره، کسی از آنان باقی نمی ماند.(386)
ظاهراً مراد روایت موجود در منابع شیعه و سنی، از نبرد مسلمانان با یهود در آخرالزمان همین نبرد است، هم بدلیل وجود شباهت در مضمون و تعبیرات آنها و هم بدلیل روایاتی که در تفسیر این آیه از قرآن بعثنا علیکم عباداً لنا اولی بأس شدید وارد شده که به امام مهدی(ع) و یارانش تعبیر شده است. که قبلاً در بخش مربوط به ایران، بیان این دلائل و غیر آنها گذشت.
از مشهورترین روایات آن در منابع اهل بیت سنت، روایتی است که مسلم و احمد و ترمذی آن را از پیامبر(ص) روایت کرده اند که حضرت فرمود:
قیامت بر پا نمی شوند مگر آن که بین مسلمانان و یهود کارزاری رخ دهد بگونه ای که مسلمانان همه آنها را بهلاکت می رسانند تا جائیکه اگر شخصی یهودی در پشت صخره و یا درخت پنهان شود آن سنگ و درخت به صدا در آید و گوید: ای مسلمان! این یهودی است که در پناه من مخفی شده، او را هلاک کن مگر (درخت) غرقه که از درختان یهود است.(387)
مشابه این روایت را مسلم و ترمذی در کتاب فتن و بخاری در کتاب مناقب ص 25 از پیامبر(ص) نقل نموده اند که فرمود:
یهودیان با شما به ستیز بر می خیزند اما شما بر آنها مسلط خواهید شد.
چه اینکه در متن روایات مربوط به حضرت مهدی(ع) که از طریق شیعه و سنی رسیده است، در زمینه بیرون آوردن صندوق مقدس و بخش هایی از کتاب آسمانی تورات و استدلال نمودن آن حضرت بوسیله آن بر یهودیان، روایات متعددی وجود دارد... و بنظر می رسد که این قضایا پس از پیروزی امام(ع) بر آنها و ورود آن بزرگوار به قدس اتفاق می افتد...
من در روایات، رقم مشخصی از نیروهایی را که در این پیکار شرکت دارند، چه نیروهای مسلمانی که همراه مهدی(ع) هستند و یا نیروهای سفیانی و یهودی و غربی، بدست نیاوردم، البته در برخی روایات تعداد نیروهای سفیانی که در کنار دریاچه طبریه پیاده می شوند، یکصد و هفتاد هزار تن آمده است... اما شاخص هایی وجود دارد که نیروهای طرفین را رقم بسیار بزرگی نشان می دهد، از جمله در روایت گذشته، امام باقر(ع) فرمود که:
تعداد بسیاری از مردم به وی می پیوندند.
دیگر به گفته بیشتر روایات، گستردگی جبهه جنگ است که از طبریه تا قدس امتداد دارد و بنابر بعضی از آن روایات، مرج عکا و صور و دمشق نیز داخل در این صحنه نبرد می باشد.
اما آنچه در بعضی روایات بدان اشاره شده اینکه، شماره سپاهیان حضرت مهدی(ع) را چند ده هزار آورده است و آن لشکری است که حضرت آن را از مکه با آن سامان اعزام می دارد، اما برخی از راویان حدیث، بین این سپاه و سپاهی که امام(ع) از عراق به سوی قدس روانه می کند، اشتباه نموده اند در حالیکه فرمانده این لشکر شعیب بن صالح است که همان فرمانده نیروهای ایرانی است و رقم نیروهای این لشکر از مرز یک میلیون سرباز فراتر می رود، چرا که این سپاه متشکل از نیروهای ایرانی و یمنی و عراقی و غیر آنان از سایر ممالک اسلامی است، بعلاوه شماری نیز از سرزمین شام و احتمالاً از دیگر نقاط به آن می پیوندند.
به اضافه اینکه ابن حماد روایت های مربوط به چند ده هزار را در ص 95 به بعد جز تعداد لشکریان حضرت مهدی(ع) که به سوی قدس حرکت می کند آورده است. اما در ص 106 نسخه خطی خود می گوید: پاسداران امام(ع) هنگام ورود به قدس دوازده هزار تن می باشند.
مردی از بنی هاشم در بیت المقدس وارد می شود که پاسداران وی دوازده هزار تن هستند.
و روایت دوم در ص 107 می گوید:
تعداد پاسداران او سی و شش هزار نفر است، بر سر هر راه که به بیت المقدس منتهی می شود دوازده هزار نفر، حضور دارد.
و این نشانگر انبوه لشکریان حضرت مهدی(ع) است، چنانکه ابن حماد در ص 110 همین مأخذ روایتی درباره بنای قدس توسط امام مهدی(ع) آورده است که می گوید:
خلیفه ای از بنی هاشم فرود می آید که زمین را از عدل و داد پر می کند و عمارت بیت المقدس را به گونه ای می سازد که همانندش ساخته نشده باشد.
و طبیعی بنظر می رسد که پیروزی شگفت انگیز و قاطع امام(ع) و ورود او به قدس شریف، همچون صاعقه ای آسمانی بر سر غربیان فرود می آید و به جهت شکست هم پیمانان یهودی خود و فرود ریختن هستی آنها، گرفتار جنون و حالت روانی می شوند، و بر طبق محاسبات سیاسی و شناختی که ما از وضع کنونی آنها داریم، ایجاب می کند که آنها به حمله ای نظامی از طریق دریا و هوا علیه امام(ع) و سپاه وی دست بزنند، بلکه از جنگ افزارهای شیمیائی خطرناک و بخشی از بمب های اتمی استفاده کنند.
اما آن طور که از روایات استفاده می شود، چند عامل اطمینان بخش در آن هنگام وجود خواهد داشت که شاید مهم ترین آنها فرود آمدن حضرت مسیح(ع) به قدس باشد و سپس حالت ترس و اضطرابی است که غربیها از رویاروئی با حضرت مهدی(ع) در عمق جان خود احساس می کنند. و علاوه بر آن وجود امدادهای غیبی که امام(ع) از آنها برخوردار است و برخی از آنها را در نهضت ظهور خویش بکار می گیرد که بررسی آنها خود نیاز به بخشی ویژه دارد و هر چند تأثیر آنها تقریباً منحصر به ملتهای غربی است و نسبت به حکومت های آنان ضعیف و یا ناچیز جلوه می کند، اما باید گفت که آن حضرت جنگ افزارهای پیشرفته ای در اختیار دارد که با سلاح های غربی برابری کرده و یا بر آنها برتری دارد.

فرود آمدن مسیح(ع) از آسمان

مسلمانان در فرود آمدن حضرت مسیح روح الله(ع) از آسمان به زمین، در آخرالزمان اتفاق نظر دارند. و بیشتر مفسران این آیه را که:
هیچ کس از اهل کتاب نیست مگر آنکه پیش از مرگ، به وی (عیسی) ایمان خواهد آورد و روز قیامت او بر نیک و بد آنان گواه خواهد بود.(388)
به همین معنا تفسیر کرده اند و صاحب مجمع البیان این تفسیر را از ابن عباس و ابومالک و قتاده و ابن زیاد و بلخی نقل نموده است و می گوید طبری نیز این گفته را برگزیده است و مجلسی این تفسیر را/3 در بحار از امام باقر(ع) به همین معنا روایت کرده است که فرمود:
پیش از قیامت (عیسی) به دنیا فرود می آید و هیچ کس از ملت یهود و مسیحی نمی ماند مگر آنکه قبل از مرگ به او ایمان می آورد و آنحضرت پشت سر مهدی نماز می گزارد.
روایات راجع به فرود آمدن مسیح در منابع شیعه و سنی فراوان است، از جمله این روایت مشهور از پیامبر(ص) که فرمود:
چگونه خواهید بود آنگاه که عیسی بن مریم در میان شما فرود آید و پیشوای شما از خود شما باشد.(389)
این روایت را بخاری و دیگران در باب فرود آمدن عیسی آورده اند.(390)
و ابن حماد در نسخه خطی کتاب خود از ص 159 تا 162 حدود سی روایت را تحت عنوان فرود عیسی بن مریم سلام الله علیه و روش او و عنوان مدت زندگانی آن حضرت بعد از فرود آمدن وی آورده است، از آن جمله روایتی که در صحاح و بحار از پیامبر(ص) نقل شده است که فرمود:
سوگند به آنکه جانم بدست اوست بطور یقین عیسی بن مریم به عنوان داوری عادل و پیشوایی دادگر در میان شما فرود خواهد آمد و صلیب را شکسته و خوک را می کشد و مالیات (جزیه) وضع می کند و آن قدر مال می بخشد که دیگر کسی نمی پذیرد.(391)
و در همین مأخذ آمده است:
پیامبران با یکدیگر برادرند به سبب هایی، آئین شان یکی و مادرانشان مختلف است، سزاوارترین ایشان نسبت به من عیسی بن مریم است، چرا که بین من و او پیامبری نیست، او در میان شما فرود خواهد آمد پس او را بشناسید، مردی چهارشانه و درشت اندام و سرخ و سفید گونه است، خوک را می کشد و صلیب را می شکند و مالیات وضع می کند و بجز اسلام آئینی را نمی پذیرد و دعوت او یک جهت داشته که منحصر به پروردگار جهانیان است.
در شماری از روایت های ابن حماد آمده است که محل فرود آمدن عیسی(ع) در قدس خواهد بود و در برخی دیگر آمده که در محل پل سفید بر دروازه دمشق و در بعضی دیگر، در کنار مناره ای در محل دروازه شرقی دمشق بر طبق پاره ای از روایات در دروازه لد در فلسطین می باشد. البته ممکن است همانگونه که مشهور است، نخست در قدس فرود آید و سپس رهسپار شام و دیگر نقاط شود.
در بعضی از روایات آمده است که او پشت سر امام مهدی(ع) نماز می گزارد و هر سال به حج خانه خدا مشرف می شود و مسلمانان به همراهی وی به نبرد یهود، روم و دجال می پردازند. آن بزرگوار مدت چهل سال زندگی می کند و آنگاه خداوند جان او را می گیرد و مسلمانان وجود مقدس او را بخاک می سپارد.
در روایتی از اهل بیت(ع) آمده است که حضرت مهدی(ع) مراسم دفن او را بطور آشکار و در برابر دیدگان مردم برگزار می کند که دیگر مسیحیان حرفهای گذشته را بر زبان نیاورند و پیکر او را با پارچه ای که دستباف مادرش حضرت مریم علیهاالسلام است کفن نموده و در کنار قبر مادر در قدس به خاک می سپارد.
در زمینه فرود آمدن حضرت عیسی(ع) احتمال قوی بنظر من این است که با توجه به گفتار خداوند متعال در قرآن کریم:
هیچ کس از اهل کتاب نیست مگر اینکه به او ایمان می آورد.
می توان گفت همه ملل مسیحی و یهودی به او ایمان می آورند. و فلسفه عروج او به آسمان و طولانی شدن عمر آن حضرت این است که خداوند او را برای ایفای نقش بزرگ وی در مرحله حساس تاریخی که امام مهدی(ع) ظهور می کند و مسیحیان بزرگترین قدرت جهانی را تشکیل می دهند. و این خود بزرگترین مانع رسیدن پرتو اسلام به ملت های جهانی و برپایی حکومت و تمدن الهی وی می باشد ذخیره نموده است.
از این رو جا دارد که تظاهرات مردمی و یک نوع خوشحالی عمومی جان مسیحیت را فراگیرد زیرا آنها فرود آمدن عیسی(ع) را برای خود و در برابر ظهور مهدی(ع) برای مسلمانان، موهبتی می پندارند و طبیعی است که حضرت مسیح(ع) از کشورهای مختلف آن دیدن می کند و خداوند نشانه و معجزه هایی را بدست او آشکار می سازد و جهت هدایت تدریجی مسیحیان به اسلام در درازمدت اقدام می نماید. نخستین ثمره های و نتایج سیاسی فرود آمدن آنحضرت کاهش دشمنی حکومت های غربی نسبت به اسلام و مسلمانان و به گفته روایات، قرارداد صلح و آتش بس بین آنها و حضرت مهدی(ع) خواهد بود.
و چنانکه روایات می گوید ممکن است نمازگزاردن پشت سر حضرت مهدی(ع) در پی نقض قرارداد صلح و آتش بس توسط غربی ها و اقدام به جنگ نمودن آنان با لشکری انبوه در منطقه باشد که حضرت مسیح موضع صریح خود را در طرفداری از مسلمانان اعلان نموده و پشت سر حضرت مهدی(ع) نماز می گزارد.
اما شکستن صلیب و کشتن خوک، بعید نیست که بعد از جنگ غربی ها در منطقه و شکست آنها در این نبرد بزرگ بدست مهدی(ع) باشد... چنانکه سزاوار است حرکت موج مردمی غرب طرفدار حضرت مسیح را بحساب آورد که بر حکومت های غرب قبل از نبرد بزرگ آنها با حضرت مهدی(ع) و پس از آن تأثیر شگرفی خواهد داشت.
اما ظاهر شدن دجال، با توجه به روایات مربوط به آن، احتمال قوی نزد من این است که آن جنبش بعد از مدتی نه چندان کوتاه، پس از برپائی حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) و رفاه عمومی ملت های جهان و پیشرفت حیرت انگیز علوم خواهد بود.
و خروج دجال جنبشی نشأت گرفته از یهود و همانند جریان (هیپی گری) غریب است که ناشی از عیش و نوش و خوشگذرانی می باشد. منتها جنبش دجال یک چشم بسیار پیشرفته و دارای ابعاد عقیدتی و سیاسی گسترده ای است بگونه ای که دجال کلیه ابزار علم را در تبلیغات و ترفندهایش بکار می گیرد و یهودیان که خود در حقیقت پشتوانه حرکت او می باشند از او پیروی کرده و با فریب دختران و پسران جوان آنان را استثمار می نمایند و خلاصه اینکه فتنه و آشوب دجال بر مسلمانان سخت و ناگوار خواهد بود.
درباره روایاتی که می گوید: مسیح(ع) دجال را می کشد، باید دقت و بررسی به عمل آید زیرا این عقیده مسیحیان است که در کتابهای انجیل آمده است در حالیکه فرمانروای حکومت جهانی، بنابر اتفاق نظر مسلمانان، حضرت مهدی(ع) می باشد و حضرت مسیح(ع) بعنوان معاون و یاور او خواهد بود و در روایات اهل بیت(ع) آمده است که مسلمانان به رهبری حضرت مهدی(ع) دجال را به هلاکت می رسانند.