فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

گرد آوری یاران

شایسته است به چند امر پیرامون یاران امام مهدی علیه السلام توجه داشته باشیم. از آن جمله شمار و تعداد آنهاست که در منابع شیعه و سنی به عدد یاران پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر یعنی سیصد و سیزده تن ذکر شده است، این امر نشانه شباهت زیاد بین بوجود آمدن اسلام نخستین که بدست پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جد بزرگوار او انجام گرفت و بین تجدید حیات اسلام که توسط حضرت مهدی علیه السلام انجام می پذیرد، می باشد. بلکه در روایت آمده است که قوانین و موارد آزمایش متعددی را که میان یاران پیامبران گذشته صلوات الله علیهم رایج و جاری بوده، بر یاران مهدی علیه السلام نیز واقع خواهد شد در این زمینه امام صادق علیه السلام فرمود:
یاران موسی به جویباری گرفتار شده و مورد آزمایش قرار گرفتند و این قول خدای بزرگ است که فرمود:
ان الله مبتلیکم بنهر البته یاران قائم نیز در معرض چنین آزمایشی قرار خواهد گرفت(344)
همچنین مراد از این یاران، اصحاب خاص امام علیه السلام و برگزیدگان آنان و فرمانروایان جهان نوینی است که امام مهدی علیه السلام رهبری آن را به عهده دارد ولی تنها آنها، یاوران او نیستند، بلکه در روایت آمده است که شمار لشکریان امام علیه السلام که از مکه خارج می شوند ده هزار یا ده و اندی هزار می باشد و لشکری که حضرت در آن وارد عراق می گردد و قدس را آزاد می سازد به صدها هزار تن می رسد که همه آنان یاران او بوده، بلکه در آن زمان میلیونها نفر از مردم جهان اسلام هستند که مخلصانه به او ارادت می ورزند.
اما تنوع یاران حضرت: به گفته روایات، آنان از تمام سرزمین های جهان اسلام و از دورترین کرانه های گیتی و از نقاط پراکنده گرد هم می آیند که در میان آنان افراد شایسته مصری و مؤمنان حقیقی از شام و افراد نیکوکار از عراق و مردان ایثارگری از طالقان و قم وجود دارند.
ابن عربی در کتاب فتوحات مکیه گفته است:
آنان (یاران) از عجم هستند و عرب در بین آنها نیست اما جز به زبان عربی سخن نمی گویند
اما روایات بسیاری از جمله همین روایت مشهور آمده است که:
در میان یاران مهدی افرادی شایسته از مصر و مؤمنان واقعی از شام و افراد نیکوکار از عراق وجود دارند(345)
شبیه این روایت در نسخه خطی ابن حماد ص 95 و دیگر منابع هست که نشان می دهد شماری از اعراب در میان یاران آن حضرت وجود دارد، چنانکه حاکی از وجود شماری غیر عرب (عجم) نیز در میان آنها می باشد و بخش مهم ارتش مهدی علیه السلام را ایرانیان تشکیل می دهند.
پاره ای از روایات می گوید: در میان آنان پنجاه زن وجود دارد، چنانکه در بحار ج 52 ص 223 از امام باقر علیه السلام نقل شده است. و طبق روایتی، زنان 13 نفر هستند که مجروحان را مداوا می کنند. و این امر، مقام والا و نقش بزرگ زنان را در اسلام و تمدن اسلامی نشان می دهد که حضرت مهدی علیه السلام آن را در عصر خود تحقق می بخشد و این معنا در توجه به زن و رفتار با او نقشی عادلانه و خالی از خشونت جاهلیت است که همواره در کشورهای اسلامی، بر کنار از هر گونه تحقیر و ابتذالی که زن در تمدن غرب گرفتار آن است، به چشم می خورد.
برخی از روایات می گوید: بیشتر یاران آن حضرت را جوانان تشکیل می دهند بلکه طبق بعضی از آن روایات، میانسالان در بین آنها بسیار اندک هستند، همچون نمک در توشه مسافر، مانند روایتی که از امیرمؤمنان علیه السلام وارد شده است که فرمود:
یاران مهدی جوان هستند و میان سال در بین آنها نیست مگر همچون سرمه چشم و نمک توشه که ناچیزترین توشه مسافر، نمک است(346)
و از جمله آن موارد، اینکه در منابع شیعه و سنی در ستایش و شأن والای آنان و کرامت هایشان روایات زیادی وارد شده است و اینکه مهدی علیه السلام با خود نوشته ای دارد که تعداد یاران و نام و صفات آنان در آن ثبت شده و زمین در زیر پایشان پیموده می شود و هر کار دشواری بر آنان آسان می گردد، آنها لشکر خشمگین خداوند متعال و دارای شجاعت و دلیر مردی فوق العاده می باشند و کسانی هستند که خدای سبحان در قرآن وعده فرموده که آنها را بر یهود مسلط سازد:
بعثنا علیکم عباداً لنا اولی بأس شدید.
و یا اینکه به گفته خدای بزرگ در قرآن امت معدوده می باشند:
اگر عذاب را تا امتی شمرده شده از آنان تأخیر بیندازیم خواهند گفت که آن را چه چیز بازداشت، آگاه باشید روزی که آن (عذاب) به آنها می رسد از آنان گردانیده نخواهد شد و آنچه را که مسخره می کردند بر آنان فرود آید(347)
آنها برگزیدگان امت در کنار عترت و فقیهان و داوران و فرمانروایان می باشند، خداوند دلهایشان را به یکدیگر مأنوس می گرداند به گونه ای که از کسی احساس ترس و هراس ندارند و اگر کسی به جمع آن بپیوندد خوشحال نمی شوند به این معنا که افزایش مردم در اطراف آنان بر انس و ایمانشان نمی افزاید و آنها در هر کجا که باشند حضرت مهدی علیه السلام را می بینند در حالیکه آن حضرت در جایگاه خود به سر می برد آنان با وی سخن می گویند و هر یک از آن یاران نیروی سیصد مرد را داراست و همچنین ویژگیها و کرامت های دیگری از آنان که در روایات آمده است.
به گفته برخی از روایات، اصحاب کهف برانگیخته شده و در زمره یاران حضرت مهدی علیه السلام قرار گرفته و خضر و الیاس علیه السلام نیز از جمله یاران وی می باشند و روایات دیگر نشانگر این است که برخی مردگان به فرمان خدای سبحان زنده می شوند و جزء یاران حضرت مهدی علیه السلام خواهند بود.
از جمله امور گذشته اینکه روایات دلالت دارد که یاران مهدی علیه السلام نزدیک ظهور آن بزرگوار سه گروه خواهند بود: گروهی، که همراه آن حضرت وارد مکه می شوند و یا پیش از گروههای دیگر به مکه می رسند. و گروهی، با (مرکب) ابر یا هوا نزد او می روند، و گروهی، در حالیکه شب در خانه ها و در شهر و دیار خود بسر می برند، ناگاه خود را در مکه می بینند. امام باقر علیه السلام فرمود:
صاحب الأمر را غیتبی است در برخی از این صخره ها و امام به ناحیه ذی طوی (که در دره های مکه و مدخل های آن است) اشاره کرد، تا اینکه دو شب قبل از خروجش، غلام خود را می فرستد تا با برخی از یاران حضرت ملاقات می کند او از آنان می پرسد شما در اینجا چند نفر هستید؟ پاسخ می دهند چهل نفر، می گوید: اگر شما دوست و محبوب خود را ببینید چه خواهید کرد؟ می گویند: بخدا سوگند اگر در کوهها منزل و مأوی گزیند با او خواهیم رفت آنگاه از مقابل آنان آمده و به آنها می گوید با ده تن از بزرگان و برگزیدگان خود مشورت نمائید. آنان در مورد اول با ایشان به مشورت می پردازد، آنگاه آنان را برده تا به صاحب امرشان می رسند و او شب موعود را که پس از آن فرا می رسد، به آنها وعده می دهد.(348)
ظاهراً مقصود از غیبت او در این روایت، غیبت در دوره کوتاهی است که قبل از ظهور واقع می شود و مراد از این یاران غیر از مؤمنان حقیقی است که همراه آن حضرت بوده و یا با او ارتباط خواهند داشت و غیر از دوازده نفری هستند که هر یک باتفاق می گویند امام را دیده اند ولی آنها را تکذیب می کنند. بلکه از شایستگانی می باشند که در جستجوی دیدار حضرت اند مانند هفت تن از علماء که از آنها یاد شد.
از امام صادق (ع) منقول است که فرمود:
قائم روی می آورد، با چهل و پنج مرد از 9 منطقه، از منطقه ای یک مرد و از منطقه ای 2 مرد و از منطقه ای دیگر 3 مرد و از ناحیه ای 4 و از منطقه ای 5 مرد و از نقطه دیگر 6 مرد و از منطقه ای 7 مرد و از جایی دیگر 8 مرد و از منطقه ای هم 9 تن، تا اینکه عدد یارانش کامل می گردد.(349)
بعید نیست دو دسته ای که در دو روایت گذشته آمده است یک دسته و گروه بیشتر نباشد که قبل از سایر یاران حضرت مهدی علیه السلام به مکه می رسند.
به نظر می رسد آن دسته از یاران حضرت که ناگهان از بسترشان ناپدید شده و به قدرت خداوند سبحان از شهر و دیار خود در یک چشم به هم زدن به مکه منتقل می شوند، مقامشان برتر و بالاتر از افرادی است که قبل از آنها بدانجا می رسند. و اما آن گروه که به هنگام روز به وسیله ابر رهسپار کوی دوست می شوند، چنانکه روایات یادآور شده اند با نام و نام پدرشان شناخته شده می باشند، به این معنا که آنها به صورت طبیعی وارد مکه می شوند و مردم را بر نمی انگیزند. این افراد به طور عموم برترین و با فضیلت ترین یاران حضرت هستند و بعید نیست که آنان همان مومنان واقعی باشند که با حضرت زندگی می کنند و یا در سراسر نقاط جهان کارهای آن بزرگوار را انجام می دهند و زمان ظهور را به طور دقیق می دانند و در وقت مقرر حضور می یابند.
در این مورد امام صادق علیه السلام می فرماید:
یاران صاحب الامر برای او محفوظ هستند، حتی اگر تمام مردم از بین بروند. خداوند یاران مهدی را نزد او می آورد و خدای سبحان درشان آنها فرمود: اگر به آن کفر بورزند ما گروهی را بر این امر می گماریم که به آن کفر نمی ورزند و نیز در حقشان فرمود: به زودی خداوند گروهی را جایگزین آنان می کند که وی آنها را دوست می دارد و آنها نیز دوستدار وی هستند، آنان نسبت به مؤمنان متواضع بوده و در مقابل کافران سر سخت اند.(350)
امام باقر علیه السلام فرمود:
.... گروهی از آنان هستند که شبانگاه از بستر ناپدید شده و بامدادان در مکه بسر می برند و گروهی که دیده می شوند به هنگام روز به وسیله ابر حرکت می کنند، با نام خود و نام پدر و خصوصیات نسب شان شناخته می شوند. پرسیدم فدایت شوم کدام دسته از نظر ایمان برتر و بالاتر است؟ فرمود: آن گروه که به هنگام روز با ابر حرکت می کنند(351)
معنای اینکه سیر و سفر آنها به وسیله ابر در روز انجام می گیرد، این است که خداوند متعال آنان را به طریق معجزه آسا توسط ابر به مکه می رساند، چنانکه احتمال دارد مانند مسافران دیگر به وسیله هواپیما و گذرنامه که نام شخص و نام پدر، در آن ثبت می شود رهسپار آن دیار شوند، اما اینکه روایات، به مورد حرکت معجزه آسا تعبیر کرده است، چون در آن زمان هواپیما وجود نداشته است.
و شاید ملاک برتری و امتیاز این گروه بر آن دسته که شبانگاه از بسترشان ناپدید می گردند، این باشد که آنها همان مومنان واقعی هستند که با آن حضرت همکاری دارند و ما بدان اشاره کردیم و یا آنکه یارانی هستند که امام علیه السلام قبل از دیگران در آن برهه با آنها ارتباط برقرار کرده و آنان را به انجام مأموریت هایی موظف می سازد. در حالیکه گروه دیگر، آن شب را در منزل خود به سر می برند و هیچیک از آنان نمی داند که در پیشگاه خداوند یکی از یاران امام مهدی علیه السلام محسوب شود! ولی به سبب میزان تقوا و خرد و آگاهی شان، شایستگی احراز چنین مقام والایی را پیدا می کنند و خدای سبحان آنان را برگزیده و شبانه به مکه مکرمه منتقل می سازد و شرفیاب محضر مقدس مهدی علیه السلام می شوند.
در پاره ای از روایات آمده است که آنها در حالیکه بر بام خانه های خود خوابیده اند، ناگاه اهل خانه آنها را نمی یابند و خداوند آنان را در آن لحظه به مکه انتقال می دهد، این مطلب اشاره به این معنا دارد که ظهور آن حضرت در فصل تابستان و یا حد فاصل بین تابستان و پائیز واقع می شود چنانکه اشاره خواهیم کرد، و به این معنا نیز اشاره می کند که شماری از این گروه، از مردم مناطق گرمسیرند که بر بام و با حیاط خانه های خود می خوابند.
در روایت آمده است که زمان گردهمائی آنان در مکه، شب جمعه و شب نهم محرم است. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید:
خداوند سبحان آنان را در شب جمعه گردهم می آورد و صبح جمعه جملگی در مسجد الحرام با آن حضرت دست بیعت و وفاداری می دهند و هیچیک از آنان سرپیچی نمی کند.(352)
این مطلب با آنچه که در منابع روائی شیعه و سنی آمده است هماهنگی دارد، که خداوند متعال در یک شب، قیام آن حضرت را سر و سامان می دهد و پیامبر (ص) فرمود:
مهدی از خاندان ما اهل بیت است و خداوند قیام وی را در شب سامان می بخشد.
و در روایتی دیگر آمده است که:
خداوند قیام او را در شبی سامان می دهد(353)
چرا که گرد آمدن یاران مهدی علیه السلام از جمله الطاف خداوندی در اصلاح امر و سامان دادن به قیام ولی خود می باشد، این روایت همچنین با روایات متعددی که آغاز ظهور حضرت را غروب روز جمعه نهم محرم و سپس روز شنبه دهم محرم تعیین می کنند هماهنگ می باشند.

حرکت آزمایش - کشته شدن نفس زکیه

طبق روایات و وضع اجتماعی و روند آن، هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام نیروهای فعال و مؤثری بدین ترتیب در مکه وجود دارد:
الف - حکومت حجاز، با وجود ضعفی که دارد نیروهای خود را جهت رویاروئی با ظهور احتمالی آن حضرت بسیج می کند، ظهوری که مسلمانان چشم انتظار آن از مکه هستند و فعالیت های خود را بدین جهت در موسم حج افزایش می دهند.
ب - شبکه های امنیتی ابر قدرتها، که در راستای تأیید و پشتیبانی از حکومت حجاز و نیروهای سفیانی فعالیت می کنند و یا به صورت مستقل اوضاع حجاز، بویژه مکه را مراقب اند.
ج - نیروهای امنیتی سفیانی، که در تعقیب فراریان مدینه از چنگال حکومت وی می باشد و پیوسته اوضاع را جهت ورود لشکر سفیانی در موقعیت مناسب، زیر نظر داشته تا هرگونه قیام و نهضت امام مهدی علیه السلام را از ناحیه مکه، سرکوب نماید.
در برابر این تحرکات مخالف: ناگزیر یمنی ها در مکه و حجاز دارای نقش خواهند بود، بویژه از این رو که حکومت زمینه ساز آنها، چند ماه قبل از ظهور تأسیس می شود، همچنانکه یاران ایرانی امام علیه السلام نیز در مکه حاضر می شوند، بلکه حضرت دارای یارانی از خود مردم حجاز و مکه و حتی بین نیروهای رژیم حجاز می باشد.
در چنین فضای موافق و مخالف، امام مهدی ارواحناه فداه، برنامه نهضت خویش را از حرم شریف اعلان نموده و بر مکه استیلاء پیدا می کند. البته طبیعی است که روایات جزئیات این برنامه را مشروحاً بیان نمی کند. مگر آن مقدار که در پیروزی انقلاب مقدس، سودمند و موثر است و یا لااقل ضرر و زیانی ببار نیاورد.
بارزترین حادثه ای که روایات بیان می کند این است که حضرت مهدی علیه السلام در 24 و یا 23 ذی حجه یعنی پانزده شب پیش از ظهور خویش جوانی از یاران و خویشان خود را جهت ایراد بیانیه خود به سوی اهل مکه اعزام می دارد، اما طولی نمی کشد بعد از نماز در حالی که پیام حضرت مهدی علیه السلام و یا فرازهایی از آن را برای مردم می خوانده دشمنان به او حمله ور شده و به طرز وحشیانه ای وی را در داخل مسجد الحرام بین رکن و مقام به قتل می رسانند و این شهادت فجیع در آسمان و زمین اثر می گذارد.
این واقعه حرکتی آزمایشی است که فایده های بسیاری را در بر دارد از جمله چهره درنده خوئی حکام حجاز و نیروهای کافر حامی وی را برای مسلمانان آشکار می سازد و نیز این حادثه تلخ، زمینه را برای نهضت حضرت مهدی علیه السلام که بیش از دو هفته بعد از آن حادثه طول نخواهد کشید فراهم می سازد و در اثر این جنایت وحشیانه و شتابزده، پشیمانی و ضعف بر تمام تشکیلات حکومتی آن سامان، سایه می افکند.
خبرهای مربوط به شهادت این جوان نیک سرشت در مکه، در منابع شیعه و سنی به طور متعدد و در منابع شیعه بیشتر است که نام او را غلام (نوجوان) و نفس زکیه نامیده است و برخی روایات نام وی را محمد بن حسن ذکر کرده است از امیر مومنان علیه السلام روایت شده است که فرمود:
آیا نمی خواهید شما را خبر دهم از آخرین فرمانروای حکومت خاندان فلان؟ عرض کردیم: آری ای امیرمومنان فرمود: کشته شدن نفس بیگناه در سرزمین حرم بدست گروهی از قریش، سوگند به خدائی که دانه را می شکافد و جان ها را می آفریند بعد از این واقعه بجز پانزده شب، حکومتی برای آنان باقی نمی ماند، پرسیدیم: آیا پیش از این حادثه یا بعد از آن اتفاقی رخ می دهد؟ فرمود: در ماه رمضان صیحه آسمانی که شخص بیدار را به وحشت و ترس می افکند و خوابیده را بیدار می سازد و دختران را از پشت پرده بیرون می آورد.(354)
از آنجائی که معنای جمله گروهی از قریش نامفهوم است، به نظر می رسد که این جمله اشتباه شده باشد. در روایتی مرفوع(355) و طولانی که آن را ابوبصیر از امام صادق علیه السلام نقل کرده است آمده که فرمود:
قائم به یاران خود می فرماید:ای دوستان من اهل مکه مرا نمی خواهند ولی من برای اتمام حجت، نماینده خود را به سوی آنان می فرستم تا آنگونه که شایسته من است بر آنها حجت را تمام کند... از این رو یکی از یاران خود را فرا خوانده و بدو می گوید به مکه برو و این پیغام را به مردم آن سامان برسان بگو:ای مردم مکه من پیام آور فلانی به سوی شما هستم، که چنین می گوید: ما خاندان رحمت و کانون رسالت و خلافت الهی و از سلاله محمد صلی الله علیه و آله و از تبار انبیاء می باشیم از آن زمان که پیامبر ما به ملکوت اعلا پیوست تا امروز در حق ما ظلم شد و بر ما ستمها رفت و حقوق مسلم ما پایمال گردید اینک ما از شما یاری می خواهیم و شما ما را یاری نمائید وقتی آن جوان این سخنان را ابلاغ می کند، بر او هجوم می آورند و او را بین رکن و مقام به شهادت می رسانند، او همان نفس زکیه است، چون این خبر به اطلاع امام می رسد به یاران خود می فرماید: نگفتم به شما که اهل مکه ما را نمی خواهند؟ یاران، حضرت را رها نمی کنند تا آنکه قیام می نماید و از کوه طوی با سیصد و سیزده نفر به تعداد رزمندگان جنگ بدر، فرود می آید تا آنکه وارد مسجدالحرام شده و در مقام ابراهیم چهار رکعت نماز می گزارد و آنگاه به حجرالاسود تکیه می دهد و پس از حمد و ستایش خدا و ذکر نام و یاد پیامبر و درود بر او، لب به سخن می گشاید به گونه ای که کسی از مردم چنین سخن نگفته باشد.
چنانکه گفتیم: این روایت مرفوعه است و طوی نام یکی از کوههای مکه و راههای ورود به آن است و آنچه درباره نفس زکیه آمده است، این است که وی فردی است دارای ایمان قوی، و آنچه در بیان چگونگی ظهور حضرت بهتر به نظر می رسد این که آن بزرگوار و یارانش یک یک وارد مسجدالحرام می شوند، چنانکه خواهد آمد.
ابن حماد تعدادی روایت را در صفحات 89، 91،92، نسخه خطی خود، درباره نفس زکیه ای که در مدینه و دیگری که در مکه به شهادت می رسد آورده است، از آن جمله روایتی است از عمار یاسر که می گوید:
چون نفس زکیه کشته شود و برادرش در مکه به قتل رسد در اثر این ضایعه منادی از آسمان ندا بر آورد که: فرمانروای شما فلانی است و او مهدی علیه السلام است که زمین را پر از حق و عدالت سازد.(356)
و نیز در کتاب یوم الخلاص به نقل از فتاوی سیوطی ج 2 ص 135 از پیامبر (ص) روایت شده است که فرمود:
مهدی خروج نمی کند مگر آنکه نفس زکیه کشته شود و چون او به شهادت رسید اهل آسمان و زمین بر قاتلان او غضبناک شوند، آنگاه مردم نزد مهدی در آیند و چونان عروسی که شب عروسی به خانه شوهر می برند گرداگرد او جمع شوند
من این روایت را آنطور که به یاد دارم در نسخه خطی ابن حماد مشاهده کردم اما هر چه جستجو کردم آن را نیافتم.

(ای پیامبر) حق آمد و باطل نابود شد

روایات، در مورد کیفیت آغاز نهضت ظهور و زمان آن، اندکی با هم تفاوت دارند ولی آنچه بهتر به نظر می رسد این است که امام علیه السلام نخست در میان سیصد و سیزده تن از یاران خود ظهور می کند آنگاه غروب نهم محرم، یک یک داخل مسجدالحرام شده و نهضت مقدس خود را بعد از نماز عشاء با ارسال پیام برای اهل مکه آغاز می کند. سپس یاران او در آن شب بر حرم و شهر مکه مسلط می شوند... و در روز دوازدهم محرم پیام خود را متوجه جهانیان به زبان و لغت آنان می نماید...
سپس تا وقوع معجزه در زمین فرو رفتن لشکر سفیانی، در مکه باقی می ماند آنگاه با سپاه خود که مرکب هزار و یا بیشتر است رهسپار مدینه می گردد.
شایان توجه است که روایات، آغاز نهضت امام علیه السلام را از مکه: با واژه های ظهور، خروج، و قیام بیان می کند و به نظر می رسد که این تعبیرات دارای یک مضمون باشند ولی برخی روایات بین ظهور و خروج فرق می گذارد. و نهضت امام علیه السلام در مکه را ظهور و حرکت وی را از آنجا به سوی مدینه خروج می نامد و یادآور می شود که ظهور امام علیه السلام در مکه با حضور یاران خاص او انجام می پذیرد در حالیکه خروج وی از مکه به سوی مدینه زمانی رخ می دهد که تعداد یاران حضرت به ده هزار تن برسد و لشکر سفیانی در زمین فرو رود، از عبدالعظیم حسنی رضوان الله علیه نقل شده که فرمود:
به امام جواد علیه السلام گفتم امیدوارم شما همان قائم اهل بیت محمد (ص) باشید که زمین را از عدل و داد پر می نماید همانگونه که مملو از ظلم و بیداد شده باشد، فرمود:ای ابوالقاسم ما اهل بیت پیامبر (ص) جملگی قائم به امر خدا و هدایت کننده به دین خدا هستیم، اما من آن قائمی که خداوند بوسیله او زمین را از لوث وجود کفار و منکرین پاک می سازد و سراسر گیتی را از عدل و داد سرشار می گرداند. نیستم، او کسی است که ولادتش از مردم مخفی و شخص او از دیده آنها پنهان و به نام وی او را خواندن بر آنان حرام است او همنام رسول الله (ص) و هم کنیه اوست و او کسی است که زمین زیر پایش پیموده می شود و هر دشواری بر او آسان می گردد... یاران او به عدد اصحاب بدر سیصد و سیزده تن می باشند و از دورترین نقاط جهان گرد او جمع می شوند و این فرموده خداوند است هر جا باشید خداوند همه شما را گردهم می آورد که او بر هر چیز تواناست چون این تعداد از مردم زمین گرد او جمع شوند او ظهور می نماید و چون شمار یارانش به ده هزار رسد باذن خدا خروج می نماید و پیوسته دشمنان خدا را به هلاکت می رساند تا اینکه خداوند متعال خشنود شود، در اینجا عبدالعظیم فرمود: گفتم:ای سرور من چگونه امام قائم از خشنودی خداوند آگاه می گردد؟ فرمود: چون خداوند، رحم در دل او می افکند(357)
و نیز اعمش از ابووائل کرده است که امیرمنان علیه السلام به فرزندش حسین علیه السلام نگاه کرد و فرمود:
این فرزند من سرور و سالار است، چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله او را سید و سالار نامید و خداوند بزودی از سلاله وی مردی به جهان بیاورد همنام پیامبرتان که در صورت و سیرت چون او باشد وقتی خروج نماید که مردم به خواب غفلت فرو رفته و حق و حقیقت مرده و ظلم و بیداد آشکار شده باشد به خدا اگر قیام نکند گردنش را می زنند، با ظهور و قیام وی اهل آسمان و ساکنان آن شادمان می شوند و زمین را از عدالت سرشار می کند بگونه ایکه قبل از آن از ستم و جور پر شده باشد(358)
جمله حضرت که اگر خروج نکند گردنش را می زنند نشانگر این است که دستگاههای امنیتی دشمنان اندکی قبل از ظهور به جریان امر پی برده و نزدیک است که نقشه او کشف شود، به گونه ای که اگر خروج و قیام نکند تهدید به قتل می شود.
ابراهیم جریری از پدر خود روایت کرده است که گفت:
نفس زکیه جوانی است که خاندان محمد (ص) نامش محمد بن حسن، بی جرم و گناه کشته می شود و چون او را می کشند هیچ عذر خواهی، برای آنان در آسمان و زمین باقی نمی ماند، در این هنگام خداوند قائم آل محمد را در میان گروهی بر می انگیزد، آنان در انظار مردم از سرمه چشم باریکتر و پنهان ترند وقتی خروج می کنند مردم برای آنها اشک می ریزند، زیرا تصور می کنند آنان را دستگیر خواهند کرد اما خداوند، شرق و غرب جهان را برای آنها می گشاید، آگاه باشید که آنان مومنان حقیقی هستند و بدانید که بهترین جهاد، در آخرالزمان، خواهد بود(359)
این روایت مؤید آن است که حضرت مهدی علیه السلام در آغاز کار با تعدادی اندک از یاران ظهور می کند به نحویکه مردم به حال آنان دلسوزی می کنند و تصور می کنند که بزودی دستگیر و کشته می شوند.
از امام باقر علیه السلام منقول است که فرمود:
همانا قائم از راه کوه ذی طوی با سیصد و سیزده مرد به عدد رزمندگان جنگ بدر فرود می آید تا اینکه به حجرالاسود تکیه داده و پرچم پیامبر را بر می افرازد، علی بن حمزه گفت:
این مطلب را در حضور امام کاظم علیه السلام عرض کردم امام فرمود: نوشته ای است، گشوده!(360)
مراد از روایت، این نیست که امام علیه السلام با یارانش قبل از ورود به مسجدالحرام از ذی طوی ظهور می کند بلکه منظور این است که آمدن امام علیه السلام و اصحابش به مکه از راه ذی طوی و یا آغاز حرکت آنان به مسجد از آنجا صورت می گیرد و پرچم پیامبر (ص) طبق روایات نزد حضرت مهدی علیه السلام است که بعد از جنگ جمل گشوده نشده تا آنکه حضرت قائم (عج) آن را می گشاید و بر حسب روایات، میراث پیامبر (ص) و پیامبران دیگر نیز با آن حضرت خواهد بود.
و معنای گفته امام علیه السلام و نوشته گشوده که در حاشیه این روایت ذکر فرموده است این است که آن حضرت نامه گشوده ای برای مردم بیرون می آورد و شاید هم این نوشته، همان عهدنامه معروف باشد که با بیان و املاء پیامبر (ص) و خط امیرمومنان علیه السلام بوده است، چنانکه روایت موجود در همین منبع بدان اشاره می کند.
از امام زین العابدین علیه السلام روایت شده است که فرمود:
مهدی از گردنه کوه طوی با سیصد و سیزده مرد به عدد رزمندگان جنگ بدر، فرود می آید تا آنکه مسجدالحرام می شود و در مقام ابراهیم چهار رکعت نماز می گزارد و به حجرالاسود تکیه می زند و پس از حود و ثنای خدا و یاد و نام پیامبر (ص) و درود بر او، لب به سخن می گشاید بگونه ای که هیچ یک از مردم، چنان سخن نگفته باشد. و نخستین کسانی که با او دست بیعت می دهند جبرئیل و میکائیل علیه السلام می باشند(361)
البته روایات، فرازهایی از خطبه آن حضرت و یا نخستین پیام وی را که برای اهل مکه ایراد می فرماید و نیز دومین پیامی را که برای مسلمانان جهان ابلاغ می کند، آورده است. از آن جمله در نسخه خطی ابن حماد از ابوجعفر امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود:
مهدی هنگام نماز عشاء ظهور می کند و حالیکه پرچم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و پیراهن و شمشیر او را با خود دارد و دارای نشانه ها و نور و بیان است. وقتی نماز عشاء را بجای آورد با صدای رسا و بلند خود می فرماید:ای مردم خدا به یاد شما می آورم، شما اینک در پیشگاه خدا ایستاده اید. او حجت خود را برگزید و پیامبران را برانگیخت... و کتاب آسمانی فرو فرستاد. و شما را امر کرد که چیزی را شریک او قرار ندهید و اطاعت و فرمانبرداری خدا و رسول او را بنمائید و زنده نگهدارید آنچه را که قرآن زنده نگه داشته است و بمیرانید آنچه که میرانده است (ترک کنید آنچه را که قرآن نهی کرده است) و طرفداران راستی و هدایت و پشتیبان تقوا باشید. زیرا نابودی و زوال دنیا نزدیک شده و اعلان وداع نموده است... و من شما را به خدا و رسول و عمل به کتاب خدا و ترک باطل و احیاء سنت او دعوت می کنم. سپس او به همراه سیصد و سیزده مرد به شمار یاران بدر که همچون ابر پائیزی پراکنده اند و زاهدان شب و شیران روزاند. بدون قرار قبلی، ظهور می کند و خداوند سرزمین حجاز را برای مهدی می گشاید وی، هر کس از بنی هاشم را که در زندان بسر می برد آزاد می سازد. آنگاه درفش های سیاه در کوفه فرود می آید و گروهی را جهت بیعت به سوی مهدی علیه السلام گسیل می دارند و آن حضرت لشکریان خود را به سراسر جهان گسیل داشته و ستم و ستم پیشگان را از میان بر می دارد و همه سرزمین ها بواسطه او به عدالت و راستی و درستکاری در می آیند(362)
تعبیر ابرهای پائیزی برای این است که ابرهای پائیزی در آسمان پراکنده شده و سپس بهم متصل می گردند. نخستین بار امیرمؤمنان علیه السلام این تشبیه را درباره گرد آمدن یاران مهدی علیه السلام بکار برده است که در نهج البلاغه خطبه 166 و در کلمات شگفت شماره 1 آن حضرت آمده است شاید این تعبیر را حضرت امیر علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه واله اقتباس کرده باشد و احتمال دارد ظهور مهدی علیه السلام و گرد آمدن یارانش در مکه چنانکه قبلاً اشاره کردیم در فصل پائیز و یا آخر تابستان واقع شود.
از ابوخالد کابلی منقول است که گفت: امام باقر علیه السلام فرمود:
سوگند بخدا گوئیا قائم را می بینم در حالیکه به حجرالاسود تکیه داده است و سپس خدای سبحان را به حق خویش سوگند یاد می کند و آنگاه می گوید:
ای مردم: هر کس در باره خدا با من بحث کند، من شایسته ترین مردم نسبت به خدا هستم.
ای مردم: هر کس درباره آدم با من بحث و مناقشه کند، من شایسته ترین مردم نسبت به آدم هستم.
ای مردم: هر کس در باره نوح با من بحث و مناقشه کند، من شایسته ترین مردم نسبت به نوح هستم.
ای مردم: هر کس در باره ابراهیم با من بحث و مناقشه کند، من شایسته ترین مردم نسبت به ابراهیم هستم.
ای مردم: هر کس درباره موسی با من بحث و مناقشه کند، من شایسته ترین مردم نسبت به موسی هستم.
ای مردم: هر کس در باره عیسی با من بحث و مناقشه کند، من شایسته ترین مردم نسبت به عیسی هستم.
ای مردم: هر کس در باره محمد با من بحث و مناقشه کند، من شایسته ترین مردم نسبت به محمد هستم.
ای مردم: هر کس در باره کتاب خدا با من بحث و مناقشه بپردازد، من آگاه ترین مردم به کتاب خدا هستم آنگاه به مقام ابراهیم رفته و دو رکعت نماز می گزارد(363)
و در دیگر روایات پاره ای از کلمات اضافه آمده است، از آن جمله که می گوید:
ای مردم، ما خدا را بیاری می طلبیم کدامیک از شما دعوت ما را اجابت می کند، ما اهل بیت پیامبر شما محمد صلی الله علیه واله و سزاوارترین مردم به وی هستیم... من بازمانده و جانشین آدم و ذخیره نوح و برگزیده ای از سلاله ابراهیم و برگزیده خاندان محمدم.... هان کسی که در سنت رسول خدا با من به بحث و استدلال پردازد من به سنت رسول خدا از هر کس آگاه تر و سزاوارترم. خداوند سیصد و سیزده تن یارانش را بدون وعده قبلی گردا گرد وی جمع می نماید... آنها بین رکن و مقام با او بیعت می کنند و با آن حضرت عهد نامه ای است که رسول خدا صلی الله علیه واله که فرزندان پیامبر از اجداد طاهرینشان به ارث برده اند
بنا به گفته برخی روایات، مردی از یاران حضرت، در مسجد الحرام می ایستد و نخست آن بزرگوار را به مردم معرفی نموده و آنان را به شنیدن بیانات امام علیه السلام و اجابت وی، دعوت می کند آنگاه امام علیه السلام ایستاده و به ایراد سخن می پردازد.
از امام زین العابدین علیه السلام نقل شده است که فرمود:
مردی وابسته به او بر می خیزد و ندا می دهد:ای مردم! این شخص، خواسته شماست که اینک نزدتان آمده است، شما را به همان اموری دعوت می کند که پیامبر خدا صلی الله علیه واله دعوت می فرمود، در این هنگام مردم بپا می خیزد امام نیز بر می خیزد و خود آغاز سخن می کند: ای مردم! من فلانی فرزند فلانی فرزند پیامبر خدا صلی الله علیه واله هستم شما را دعوت می کنم به آنچه پیامبر خدا دعوت فرمود در این وقت مردم بپای خاسته و آهنگ کشتن او را دارند، اما سیصد و سیزده تن از یاران حضرت، از وقوع این حادثه جلوگیری می نمایند.(364)
معنای جمله مردی وابسته به او: یعنی سلاله او و معنای بپا می خیزند یعنی می ایستند تا مهدی علیه السلام را که زبانزد مردم شده و چشم انتظار وی هستند ببینند و احتمال دارد هدفشان این باشد که بر می خیزند و بخاطر ترس از رژیم حاکم، رو به بازگشت می آورند.
و اما آنهائی که بسوی امام هجوم می برند و آهنگ کشتن وی را دارند بی گمان از عمال رژیم حجاز هستند، روایت، دقیقاً حالت مسلمانان را که با شوق و نشاط آمده و خواستار وی و در جستجویش هستند و نیز وحشت و خشم حکومت را در آن هنگام می رساند.
نکته قابل توجه اینکه بعید بنظر می رسد که یاران خاص امام علیه السلام برای آزاد سازی حرم و مکه آن هم در چنان فضای تروریستی که روایات بیان می کند، کافی باشند، که می توان از حادثه به شهادت رسیدن نفس زکیه بطرزی وحشیانه و به جرم اینکه می گوید: من فرستاده مهدی علیه السلام هستم و فرازهایی از پیام امام علیه السلام را ابلاغ می کند، به این مطلب پی ببریم. بی تردید امام مهدی علیه السلام علاوه بر آنچه را که خداوند از اسباب غیبی در اختیار وی قرار داده است وسائل طبیعی را نیز مهیا می کند که مراسم سخنرانی آن حضرت بنحو شایسته و کامل برگزار شود و سپس یاران او بتوانند بر حرم شریف و آنگاه بر مکه تسلط یابند و این امر بدست صدها و یا هزاران تن از یاران یمنی و ایرانی و حجازی و حتی مکی وی که طبق روایات، شماری از آنان با حضرت بیعت می کنند، انجام خواهد گرفت، اینها نیروهای انسانی و نظامی هستند که برای پیروزی نهضت مقدس حضرت مهدی علیه السلام اقدام به کارهای مهم و ضروری می نمایند و زمام امور را در شهر مکه بدست می گیرند و موج پشتیبانی مردمی از آن حضرت را، به حالت انقلابی تکامل یافته تبدیل می سازند. همچنین نقش سیصد و سیزده نفر یاران خاص امام علیه السلام نقش فرماندهان و جهت دهندگان به فعالیت های دیگر یاران، خواهد بود.
این سخن بدان معنی نیست که نهضت ظهور حضرت مهدی علیه السلام نهضتی خونین است، چرا که روایات، وقوع هیچ درگیری یا کشتار را در مسجد الحرام و حتی در مکه نشان نمی دهد، از یکی از علماء شنیده بودم که یاران مهدی علیه السلام امام جماعت مسجد الحرام را در آن شب به هلاکت می رسانند ولی من در این مورد روایتی را نیافتم و آخرین مطلبی که بدست آوردم این بود که صاحب کتاب الزام الناصب در ج 2 ص 166 بنقل از یکی از علماء آورده است که گفت:
در روز دهم محرم حضرت حجت خروج می کند و وارد مسجد الحرام می شود در حالیکه هشت رأس بزغاله لاغره را پیشاپیش خود می برد و خطیب آنان را بهلاکت می رساند و چون خطیب کشته است آن حضرت از چشم مردم در کعبه غایب می شود و چون شب شنبه فرا - رسد برفراز بام کعبه می رود و سیصد و سیزده تن یاران خود را ندا می کند آنان از شرق و غرب زمین گرد او جمع می شوند و صبح روز شنبه مردم را به بیعت با خود فرا می خواند.
اما این گفته اولا روایت نیست بعلاوه، متن آن که به پاره ای از آن اشاره کردیم، ضعیف است.
بنابراین بهتر است که بگوئیم، نهضت ظهور آن حضرت، نهضتی است بدون خون ریزی، به سبب امدادهای غیبی که برای امام علیه السلام وجود دارد و ترس و وحشتی که خداوند در دل دشمنان او می اندازد و بخاطر موج مردمی که جویا و مشتاق ظهور وی هستند و نیز بواسطه نقشه متین و استواری که جهت تسلط بر حرم و مراکز قدرت و مواضع حساس مکه بدون خونریزی به اجرا در می آید... که بعید نیست طرح این عملیات به جهت پاسداری از حرمت حرم و قداست مکه مکرمه، مورد عنایت آن حضرت باشد. ...
در آن شب، مکه، نفس راحت و آسوده ای می کشد و پرچم حضرت مهدی علیه السلام برفراز مکه به اهتزار در آمده و نور وی از آن پرتو افکن است... در حالیکه دشمنان و خبرگزاریهای جهانی آنها می کوشند تا خبر پیروزی نهضت مقدس آن حضرت را سر پوش گذاشته و با تأخیر آن را اعلام کنند و اگر هم زودتر کشف شد آن را حرکتی از سوی افرادی افراطی و مدعی مهدویت که قبلاً تعدادی از آنان در مکه و دیگر نقاط نابود شده اند، وانمود کنند... و از طرفی دست به تحریک عوامل خود در داخل مکه می زنند تا از رهبری نهضت و نیروهای وی و نقاط ضعف آنان کسب اطلاع نموده و با ارائه و انتقال این اخبار به نیروهای سفیانی بتوانند به دستور وی در سریعترین زمان ممکن خود را به مکه برسانند.
در روز عاشوراء که به گفته روایات روز شنبه است، مهدی علیه السلام وارد مکه می شود تا بر جهانی بودن نهضت خویش تأکید نماید و تمام ملتهای مسلمان و ملل جهان را به زبان خودشان مورد خطاب قرار می دهد و از آنان علیه کافران و ستمگران یاری می خواهد. از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
قائم، روز شنبه که روز عاشورا است روزی که امام حسین (ع) در آن روز به شهادت رسید ظهور می کند(365)
در صورتی که روایت قبلی، ظهور آن حضرت را روز جمعه بعد از نماز عشاء بیان کرده بود، چگونگی جمع بین این دو روایت را ما این گونه ترجیح دادیم که ظهور امام علیه السلام در دو مرحله انجام می شود واسطه امام بر حرم در مکه شب دهم محرم است که مقدمه اعلان ظهور آن بزرگوار برای جهانیان در روز شنبه که روز عاشورا است خواهد بود.
و بی شک این امر برای دول جهان حائز اهمیت بوده و انعکاس فراوانی در میان ملل مسلمان دارد... بویژه زمانیکه امام علیه السلام آنان را معجزه وعده داده شده که بزبان جد بزرگوارش پیامبر اسلام صلی الله علیه واله بیان شده است با خبر می سازد که بزودی اتفاق خواهد افتاد و لشکریان سفیانی که اهل سوریه هستند و برای سرکوبی نهضت آن حضرت به سوی مکه می آیند در زمین فرو خواهند رفت.
روایاتی که درباره مدت اقامت آن حضرت در مکه و اقدامات وی در آنجا سخن می گوید اندک است. یکی از آنها می گوید:
امام در مکه تا زمانی که خدای سبحان اراده کند باقی می ماند(366)
روایت دیگری می گوید: امام مهدی علیه السلام بر راهزنان کعبه شریف اجرای حد می نماید، ممکن است مراد از دزدان کعبه، حکام حجاز قبل از حضرت باشند... و بی گمان از اقدامات آن حضرت، ایراد خطابه برای ملل اسلامی و اعلان موضع سیاسی جهانی خود می باشد.
به گفته روایات، امام علیه السلام از مکه خروج نمی کند مگر پس از وقوع معجزه فرو رفتن سپاه سفیانی در زمین، اما بنظر می رسد که این سپاه بعد از آشکار شدن حرکت امام به سرعت برای سرکوبی آن عازم مکه می شود قبل از رسیدن به مکه خداوند آنها را در زمین فرو می برد.
آری سردمداران کفر غرب و شرق در برابر پیروزی نهضت حضرت مهدی علیه السلام واکنش شدیدی از خود نشان می دهند و آنچنان به خشم می آیند که تسلط بر اعصاب خویش ندارند، چنانکه اما صادق علیه السلام می فرماید:
وقتی درفش حق آشکار گردد، اهل شرق و غرب بر آن نفرین کنند، پرسیدم چرا؟ فرمود: به سبب آنچه را که از بنی هاشم می بینند(367) و در روایتی به سبب آنچه را که از اهل بیت او پیش از او می بینند
این روایت نشانگر این است که چند جنبش زمینه ساز، قبل از آن حضرت وجود خواهد داشت که رهبری غالب آنها را سادات بنی هاشم بر عهده دارند و کفر جهانی از ناحیه این جنبش های اسلامی و موج اسلام خواهی آنها، دچار دشواریهای فراوانی خواهد شد.
بنا به نقل روایات، امام مهدی علیه السلام پس از نصب فرمانروایی برای شهر مکه با سپاه خود که مرکب از ده هزار و یا بیشتر است رهسپار مدینه می گردد، امام باقر علیه السلام فرمود:
با قائم بر اساس کتاب خدا و سنت رسول در مکه بیعت می کنند و امام فرمانروائی را از ناحیه خود در مکه می گمارد و آنگاه راهی مدینه می شود در بین راه به وی خبر می رسد که نماینده او را کشته اند امام به مکه باز می گردد و فقط قاتل و یا قاتلان او را بهلاکت می رساند.(368)
از امام صادق علیه السلام منقول است که فرمود:
او اهل مکه را با حکمت و موعظه نیکو، به حق دعوت می کند و آنها اطاعت می کنند و آنگاه مردی از خاندان خود را بعنوان نمانیده خویش بر آنها می گمارد و آهنگ مدینه می نماید. همینکه امام از مکه خارج می گردد به نماینده او حمله ور می شوند، از این رو امام بسوی آنها باز می گردد آنان سرافکنده و گریان و زاری کنان نزد امام می شتابند و می گویند: ای مهدی آل محمد! توبه توبه (از کرده خود پشیمانیم از ما درگذر) در این وقت امام آنها را موعظه نموده و اعلان خطر می نماید و از تبهکاریها برحذر می دارد و نماینده ای دیگر را از میان آنها انتخاب نموده و سپس رهسپار مدینه می گردد(369)
البته این روایت، اشاره ای به جنبشی که با امام در مکه درگیر می شود ندارد و در روایت اول که می گوید: قاتلان را می کشد ممکن است مراد از آن افرادی باشند که نماینده وی را در مکه کشته اند.
امام علیه السلام در سر راه خود به مدینه، از محل فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین، عبور می کند، چنانکه روایتی در تفسیر عیاشی از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود:
وقتی مردی از آنان آل محمد در حالیکه سیصد و سیزده تن او را همراهی می کنند و پرچم پیامبر صلی الله علیه واله را با خود دارد، آهنگ مدینه می نماید تا اینکه (به محلی می رسند) امام می فرماید: اینجا محل فرو رفتن لشکریانی در زمین به فرمان خداست و این آیه ای است (مربوط به آنان) که خداوند فرمود: آیا کسانی که بدیها را مکر و حیله نمودند، ایمن شدند که زمین آنان را فرو برد و یا از ناحیه ای که نمی دانند برایشان عذاب بیاید و یا آنها را در برگیرد، در حال رفت و آمدشان که عاجز کنندگان نباشند.(370)