فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

جنگ جهانی در دوران ظهور

روایات بسیار در حد تواتر اجمالی(249) بر وقوع جنگ جهانی، نزدیک ظهور حضرت مهدی (ع) دلالت دارد، و بعید است که بتوان آن را بر دو جنگ جهانی اول و دوم گذشته که در عصر ما اتفاق افتاده است تطبیق نمود، زیرا صفاتی که برای این جنگ در روایات ذکر شده است با اوصاف آن دو جنگ تفاوت دارد، مخصوصاً در تعداد قربانیان این جنگ و زمانش که نزدیک به ظهور حضرت (ع) خواهد بود، بلکه از برخی از روایات استفاده می شود که این نبرد، در همان سال ظهور و یا بعد از آغاز نهضت مقدس آن بزرگوار، بوقوع می پیوندد.
و اینک نمونه هایی از این روایات:
از امیر مؤمنان (ع) منقول است که فرمود:
نزدیک زمان قائم (ع) دو نوع مرگ وجود دارد مرگ سرخ و مرگ سفید و ملخ هایی که برنگ خون بوده و گاه و بیگاه آشکار می شوند اما مرگ سرخ یعنی شمشیر و مرگ سفید طاعون است(250)
عبارت نزدیک زمان قائم دلالت دارد که این جنگ و مرگ سرخ خیلی نزدیک به ظهور حضرت مهدی (ع) اتفاق می افتد، اما روایت، محل وقوع آن را تعیین نکرده است و از امام باقر (ع) روایت شده که فرمود:
قائم قیام نمی کند مگر در پی ترس و وحشت و زلزله ها و فتنه و آشوب و بلاهایی که مردم گرفتار آن شوند که پیش از آن گرفتار طاعون و بعد از آن، جنگ و خونریزی بین اعراب و ایجاد اختلاف بین مردم و پراکندگی در دین شان و دگرگونی احوال آنان، بگونه ایکه که در اثر مشاهده بجان هم افتادن مردم و یکدیگر را خوردن، هر کس در صبح و شام، آرزوی مرگ می نماید(251)
این مطلب دلالت دارد که مرض طاعون قبل از ترس شدیدی که عبارت از همان درگیری و جنگ عمومی است، خواهد بود. اما با فرض اینکه مطمئن باشیم شخص راوی تقدیم و تأخیری در عبارت انجام نداده باشد، مشکل است که وقوع حوادث را زنجیره ای و پشت سر هم بدانیم چون جمله و جنگ و خونریزی بین اعراب که با کلمه ثم عطف شده است چنانچه بر جمله معترضه و طاعونی قبل از آن عطف شود صحیح است، بنابراین اختلاف بین اعراب، بعد از وجود طاعون می باشد همچنین عطف آن بر جمله و بلائی که مردم گرفتار آن می شوند نیز صحیح است که در این صورت ایجاد اختلاف، قبل از طاعون است... بعلاوه در این پیشامدها اجمال است... البته از این مطلب، فهمیده می شود که برای عرب ها و مردم، دوره ای سخت از لحاظ ایمنی و سیاسی و اقتصادی خواهد بود. و ممکن است مراد از سال گرسنگی و قحطی که در روایت بعدی از امام صادق (ع) نقل می شود همین سال باشد، آنجا که فرمود:
ناگزیر قبل از قیام قائم، سالی خواهد بود که مردم در آن، از گرسنگی رنج می برند و ترس و وحشتی سخت در اثر کشتار آنان را فرا می گیرد(252)
روایت بعدی دلالت دارد که شدت نبرد و حالت جنگ تا زمان صیحه آسمانی که در ماه رمضان نزدیک ظهور حضرت مهدی (ع) می باشد ادامه خواهد یافت. از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود:
اهل شرق و غرب با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند، آری و اهل قبیله نیز (مسلمانان) و مردم با ترس و وحشت طاقت فرسائی روبرو خواهند شد و به همان حال بسر برده تا زمانی که منادی از آسمان ندا دهد... زمانی که بانگ زد پس کوچ کنید، کوچ(253)
این روایت نیز دلالت دارد که خسارتهای این جنگ به طور اساسی بر ملتهای غیرمسلمان وارد می شود و جمله اهل شرق و غرب و آری اهل قبیله با هم اختلاف پیدا می کنند عبارت دقیقی است که حاکی از اختلاف مسلمانها، بعد از اختلاف شرق و غرب است که به نظر می رسد این اختلاف نتیجه و یا تابع اختلافات شرق و غرب است، البته این امر در جنگ جهانی آینده طبیعی است، زیرا اهداف آن جنگ، مراکز حکومت کشورهای بزرگ و پایگاههای نظامی آنان بوده و بطور غیرمستقیم به مسلمانان نیز سرایت می کند همچنانکه برخی از روایات، نیز به این مطلب تصریح نموده است. از ابوبصیر نقل شده که گفت از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود:
این امر نخواهد بود تا دو سوم مردم از بین بروند. سؤال کردیم دو سوم مردم از بین رفتند پس چه کسی باقی می ماند؟ حضرت فرمود: آیا دوست ندارید که در یک سوم باقی مانده باشید؟(254)
و شاید خطبه امیر مؤمنان، پیش از متن دیگر، وقت و عامل این جنگ را مشخص می سازد، خطبه ای که آن حضرت تعدادی از نشانه های ظهور مهدی (ع) و برخی حوادث حرکت او را در آن ذکر می کند. و در آن خطبه شریفه دو فقره است که ارتباط با جنگ جهانی دارد که حضرت فرمود:
آگاه باشید ای مردم: از من بپرسید پیش از آنکه فتنه و فساد مانند شتری که در اثر رم کردن، مهارش زیر سم او قرار گیرد و بر ترس و اضطرابش افزوده شود، سرزمین شما را پایمال نماید و یا اینکه در مغرب زمین آتش جنگ بزرگی را با موادی قابل اشتعال دامن می زند، در حالی که با فریاد بلند بانگ می زند وای بر او از انتقامجویی و خونخواهی و مانند آن... آنگاه مردی از اهل نجران خارج شده و امام (ع) را اجابت می کند او اولین مرد نصرانی است که دعوت آن حضرت را لبیک می گوید، صومعه خود را خراب می کند و صلیبش را می شکند و به اتفاق عجم ها و مردم مستضعف، سوار بر مرکب و با درفش های هدایت بطرف (نخیله)(255) حرکت می کنند. محل تجمع مردم از همه جای روی زمین، در منطقه ای به نام فاروق قرار دارد و آن منطقه ای است که در سر راه حج رفتن امیر مؤمنان (ع) بین برس و فرات واقع شده است. در آن روز تعداد سه هزار (هزار) یهودی و نصرانی کشته خواهند شد که بعضی از آنها برخی دیگر را به قتل می رسانند واقعه آن روز تأویل این آیه شریفه است: پیوسته این ندایشان بود تا اینکه آنان را با شمشیر و یا زیر شمشیر درو کردیم.(256)
اما این جمله امام (ع) که قبل از اینکه با پایش فتنه ای در شرق ایجاد کند دلالت دارد که آغاز این جنگ، از شرق یعنی از روسیه خواهد بود و یا حاکی از مشاجره و درگیری در منطقه شرق می باشد و بزودی در مبحث حرکت ظهور آن حضرت، روایتی از امام باقر (ع) خواهد آمد که خلاء و بحران سیاسی وعده داده شده در حجاز سبب بوجود آمدن این کشمکش بین شرق و غرب خواهد شد.
و عبارت و یا آتش جنگ بزرگی را با مواد قابل اشتعال، در غرب می افزود دلالت دارد که مرکز اصلی نابودی، کشورهای غربی است و مراد از کثرت مواد قابل اشتعال آن، پایگاههای نظامی و پایتخت های و مراکز مهم آن کشورهاست و ظاهراً معنای کلام حضرت که فرمود: محل تجمع مردم روی زمین فاروق است این است که مردم در آن روز از گوشه و کنار جهان جهت پیوستن به حضرت مهدی علیه السلام گرد هم جمع می شوند و مقر و پایگاه او بین کوفه و حله است، چه اینکه راهب نجرانی با نمایندگانی از مستضعفین، از همان ناحیه بحضور ایشان می رسند و به نظر می رسد که عبارت و آنجا منطقه سر راه و مسیر حج امیر مؤمنان (ع) بین برس و فرات است حاشیه ای از خود راوی و یا نسخه بردار است که داخل در اصل عبارت شده است و شاید معنای المحجة که در عبارت آمده است محل اجتماع کاروانهای حج، در زمان امیر مؤمنان (ع) و یا نام محلی باشد که در آنجا درفش های هیئت ها و نمایندگان، برای ورود به اردوگاه وی و یا ملاقات با آن حضرت اجتماع می کنند.
و عبارت در آن روز بین شرق و غرب سه هزار هزار کشته می شوند یعنی سه میلیون نفر و اینکه کلمه (هزار) را بین پرانتز گذاردیم بدین جهت است که آن کلمه، در روایت دیگری در بحار ج 52 ص 274 وارد شده بود، و شاید هم آن کلمه از روایت افتاده باشد، البته این بدین معنی نیست که قربانیان جنگ جهانی سه میلیون نفر خواهد بود، بلکه این تعداد، کشته های آن روز و یا مقطع دیگری خواهد بود و این یک مرحله از مراحل جنگ و آخرین آنهاست و قبلاً ذکر شد که مجموع خسارتهای جانی جنگ و مرض طاعون که قبل از آن جنگ، شیوع پیدا می کند به دو سوم ساکنان جهان بالغ می گردد. و در روایتی دیگر پنج هفتم جمعیت جهان، چنانکه از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
پیشاپیش قائم دو نوع مرگ وجود دارد یکی مرگ سرخ و دیگری مرگ سفید، تا از هر هفت نفر 5 نفر از بین بروند(257)
و در برخی از روایات، نه دهم مردم آمده...، البته گاهی اختلاف روایات، بعلت تفاوت منطقه ها و یا علل دیگری است اما بهر حال خسارتهای مسلمانان در این جنگ، اندک بوده و یا قابل ذکر نبوده است.
خلاصه کلام اینکه:
روایات شریفه دلالت دارند که ترس و وحشت، اندکی قبل از ظهور و یا در سال ظهور آن حضرت، جهان را فرا می گیرد و خسارتهای سنگین و خورد کننده ای بر مردم و بطور کلی بر غیر مسلمانها وارد خواهد شد و این را می توان به جنگ عمومی و وسائل پیشرفته و نابود کننده آن، که باعث ترس و وحشت همه مردم می شود، تأویل و تفسیر نمود، چون اگر روش این جنگ به نحو کلاسیک بود، رعب و وحشت آن به این اندازه که روایات توصیف کرده اند فراگیر نبود و یا دست کم یک قسمت و یا منطقه های بیشتری وجود داشت که مشمول این ترس و وحشت و قتل و کشتار نمی گردید.
اما روایات و قرینه هایی وجود دارد که تفسیر آن را به موجی از جنگ های منطقه ای ترجیح می دهد، مخصوصاً با تعبیری که از امام باقر علیه السلام در مورد ظهور وارد شده است که فرمود: و جنگها در زمین زیاد می شود و این تصریح می کند که آنها جنگ های متعددی در همان سال هستند، بنابراین جمع بین این روایت و روایتهایی که بیانگر اختلاف و جنگ بین اهل شرق و غرب می باشد، این است که این نبردها بصورت جنگهای منطقه ای بین آنان ایجاد می شود و جنبه ویرانگری آن متمرکز در غرب می باشد.
اما زمان این جنگ، آنچه که از روایات استفاده می شود آن است که زمان آن بسیار نزدیک به ظهور حضرت مهدی (ع) مثلاً در همان سال ظهور خواهد بود... و اگر بخواهیم بین روایتی که این جنگ و صفات آن را بیان کرده است جمع کنیم بهتر است بگوئیم جنگ، طی چند مرحله خواهد شد، زیرا این جنگ اندکی قبل از ظهور حضرت آغاز، و سپس بقیه مراحل آن بعد از نهضت آن بزرگوار خواهد بود. و آزادسازی حجاز بدست آن حضرت، در اثناء آن جنگ می باشد، سپس آن جنگ بعد از فتح عراق پایان می پذیرد. و نبرد حضرت با روس ها و یا با بقایای آنها بعد از جنگ جهانی خواهد بود، زیرا در روایت آمده بود که نخستین نیرویی را که حضرت تدارک می بیند به نبرد با ترکان (روسها) اعزام نموده و آنها را نابود می کند.
اما اگر روایاتی را که در مورد این جنگ وارد شده است به جنگ هسته ای گسترده ای تفسیر کنیم و به آنچه که امروزه رسانه ها درباره چنین جنگی، قلمفرسائی می کنند توجه کنیم، باید بگوییم که مدت این جنگ بسیار کوتاه و آن طور که می گویند شاید بیش از یکماه به طول نیانجامد. والله العالم.

ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور

مقدمه

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کشور ایران در تصور غربیها پایگاهی حیاتی، آنهم در مرز شوروی و در قلب جهان اسلام به حساب می آمد و از دیدگاه مسلمانها کشوری اسلامی و اصیل به شمار می رفت که شاه سرسپرده غرب و هم پیمان اسرائیل بر آن حکومت می کرد و برای خودش خدمتی به اربابانش، کشورش را دربست در اختیار و خدمت آنان قرار داده بود.
علاوه بر آنچه که در تصویر دیگران بود، در ذهن یک فرد شیعه مانند من، کشوری بود که در آن مرقد مطهر امام رضا (ع) و حوزه علمیه قم وجود داشت و کشوری دارای تاریخی اصیل و ریشه دار در تشیع و علماء و اندیشمندان شیعه و تألیفات گرانبها، زمانیکه به روایات وارده در خصوص مدح و ستایش ایرانیان برمی خوریم و آنها را بررسی می کنیم. به یکدیگر می گوئیم: این روایات مانند روایتهایی است که مدح و ستایش و یا مذمت اهل یمن، و یا بنی خزاعه را می نماید. از این رو هر روایتی که مدح و ستایش و یا مذمت گروهها و قبیله ها و بعضی کشورها را دربردارد، نمی تواند بدون اشکال باشد. گرچه این روایات صحیح و درست می باشند، اما مربوط به تاریخ گذشته و احوال مختلف ملتهای صدر اسلام و قرنهای اولیه آن است.
این طرز فکر رائج بین ما بود که، امت اسلامی در حالتی جاهلانه و فرمانبردار سلطه کفر جهانی و نوکران اوست، در بین ملتها هیچیک بر دیگری برتری ندارد، و چه بسا همین ایرانیان مورد بحث، بدتر از سایر ملتها بوده اند، بدلیل اینکه آنان طرفداران تمدنی کفرآمیز و برتری جوئی های ملی و نژادی بوده اند که سرسپردگانی چون شاه و اربابان غربی اش برای ایجاد چنین تز و طرز فکری و تربیت مردم ایران، بر همین روش پافشاری می کردند.
... تا اینکه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مسلمانان را در سطح جهان غافلگیر کرد و قلبهای غمگین آنان را چنان از خوشحالی و شادی سرشار نمود که در قرن های گذشته بی سابقه بود، بلکه بالاتر، آنان تصور چنین پیروزی را نداشتند. این سرور و خوشحالی همه کشورها و ملتهای مسلمان را در برگرفت، از جمله مظاهر خوشحالی مردم، این بود که همه جا صحبت از فضل و برتری ایرانیان و طرفداران سلمان فارسی بود، به طور مثال، یکی از صدها عنوانی که غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد، عنوان و تیتر مجله تونسی (شناخت) بود که در آن آمده بود: پیامبر (ص) ایرانیان را جهت رهبری امت اسلامی برمی گزیند این نوشته ها، خاطرات ما را درباره ایرانیان تجدید کرد و دریافتیم روایاتی که از پیامبر (ص) درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاریخ گذشته آنها نبوده، بلکه ارتباط به آینده نیز دارد...
ما با مراجعه به منابع حدیث و تفسیر و بررسی روایات مربوط به ایرانیان، به این نتیجه رسیدیم که این روایات و أخبار بیش از آنکه مربوط به گذشته باشد، مربوط به آینده است و جالب اینکه اینگونه روایات در منابع حدیث اهل سنت بیشتر از شیعه وجود دارد.
چه می توان کرد، زمانیکه در روایات مربوط به حضرت مهدی (ع) و زمینه سازی حکومت آن بزرگوار، ایرانیان و یمنی ها دارای سهم بسزائی بوده و کسانی هستند که به مقام ایجاد زمینه مناسب برای ظهور آن حضرت و شرکت در نهضت وی نائل می شوند.. و همچنین افراد شایسته ای از مصر و مؤمنانی حقیقی از شام و گروههایی از عراق... نیز این فیض بهره مند می شوند و همینطور سایر دوستداران آن حضرت که در گوشه و کنار جهان اسلام پراکنده هستند، از این موهبت برخوردار می شوند، بلکه آنان از یاران ویژه و وزراء و مشاورین آن حضرت ارواحنافداه می باشند.
ما اینک، روایاتی را که پیرامون ایرانیان به طور عموم وارد شده است مورد بررسی قرار داده، و سپس به نقش آن در زمان ظهور می پردازیم.