فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

مرحله چهارم: آزاد شدن عراق به دست حضرت مهدی علیه السلام

در زمینه ورود حضرت مهدی علیه السلام به عراق و آزاد ساختن آن از باقیمانده نیروهای سفیانی و گروهکهای متعدد خوارج و پذیرفتن آن کشور به عنوان پایگاه دولت و مرکز حکومت خویش، روایات فراوانی وجود دارد.
و در خصوص زمان دقیق ورود حضرت به عراق مطلبی را نیافتم، اما در بحث حرکت ظهور آن حضرت خواهد آمد که چند ماه بعد از ظهور و پس از آزادی سازی حجاز و درگیری سخت یاران او در منطقه بیضاء استخر (کوه سفید) در نزدیکی اهواز با نیروهای مخالف، به شکست فاحش قوای سفیانی خواهد انجامید، سپس آن حضرت از طریق هوا با یک اسکادران هواپیما، وارد عراق می شود، چه اینکه از کلام امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه شریفه ای جماعت جنیان و انسانها اگر قادر به عبور هستید، از اطراف و نواحی آسمان و زمین پس بگذرید، که نمی توانید بگذرید مگر با قدرت و تسلط الهی(227) چنین استفاده می شود که فرمود: قائم در روز لرزش زمین با هفت کجاوه از نور فرود می آید به گونه ای که هیچکس متوجه نمی شود که حضرت در کدام یک از آنهاست، تا اینکه در شهر کوفه فرود می آید
اگر این روایت صحیح باشد علاوه بر جنبه اعجاز، بر این مطلب دلالت دارد که شرائط امنیتی برای حفظ وجود مبارک آن حضرت، اقتضای چنین احتیاطی را دارد و با وجودی که اوضاع کینه توزانه جهانی، علیه آن بزرگوار است رد عین حال صحنه داخلی کشور عراق آن طور که باید پاکسازی نشده است و از مفاد کلمه فرود می آید و جمله بعدی تا اینکه در کوفه فرود می آید چنین استفاده می شود که آن حضرت مستقیماً وارد کوفه و یا نجف نمی شود بلکه طبق دلالت برخی روایات ابتداء در مرکز حکومت (پایتخت) و یا در پایگاه نظامی و یا در کربلا فرود خواهد آمد.
روایات، بخش عظیمی از فعالیتها و معجزات آن حضرت را در عراق بیان می کند که در مبحث حرکت ظهور به بیان آن خواهیم پرداخت و در اینجا بعضی موارد را که متعلق به اوضاع عمومی کشور عراق است ذکر می کنیم که مهم ترین آنها هموار نمودن اوضاع داخلی و متلاشی نمودن عده بسیاری از مخالفان است زیرا روایات، چنین می گوید: زمانی که حضرت وارد شهر کوفه یعنی عراق می شود، درگیر و کشمکش بین سه جناح وجود دارد که ظاهراً جناح اول طرفداران آن حضرت و گروه دوم پیروان سفیانی و دسته سوم وابسته به شورشیان است، عمروبن شمر به نقل از امام باقر علیه السلام می گوید: امم علیه السلام حضرت مهدی علیه السلام را یاد کرد، آنگاه فرمود:
وارد کوفه می شود در حالی که سه جناح دارای درفش ها، شهر را آشفته نموده اند و پس از آن زمینه برای ورود حضرت مهیا و شهر کاملاً آمده پذیرش اوست آن حضرت وارد شده و با قرار گرفتن بر فراز منبر، آغاز سخن می کند، بنحوی که مردم از شدت گریه متوجه گفتار وی نمی شوند.(228)
در این حدیث شریف و مشابه آن، کلمه کوفه تعبیر از عراق است، بنابراین وجود سه گروه پرچمدار در عراق، با روایاتی که بر تسلط نظامی ایرانیان بعد از شکست سفیانی در آن کشور دارد، منافاتی ندارد. مانند حدیث بعدی که این روایت در منابع روائی شیعه و سنی به نحو مستفیض، از امیرمؤمنان علیه السلام و از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود
درفش های سیاهی که از خراسان خارج می شود در کوفه فرود می آید و زمانی که مهدی علیه السلام ظاهر شد جهت بیعت مجدد، حضور آن بزرگوار شرفیاب می شود(229)
بنابراین برتری نظامی در عراق به دست نیروهای ایرانی زمینه سازان ظهور می باشد، لکن اوضاع داخلی و مردمی آن کشور چنانکه گفتیم دستخوش کشمکش های سه جناح موجود در آنجا خواهد بود.
از روایاتی که در مورد نابودی گروهکهای معاند و دسته جات شورشی توسط آن حضرت وارد شده است، استفاده می شود که حرکتهای مخالف آن حضرت، بسیار است خواه از جمعیت خوارج و یا طرفداران سفیانی و غیر آنان.
آن بزرگوار، جهت اجرای عهد و پیمانی که از جدش رسول خدا (ص) دارد، سیاست شدت عمل و کشتن هر کس را که در مقابل وی مقاومت کند، اعمال می نماید، از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
برخورد و روش رسول خدا (ص) در میان امتش ملایم بوده و با مردم با الفت رفتار می نمود، اما مشی قائم کشتار مخالفین و بدخواهان است، این مأموریت بوسیله نوشته ای که از پیامبر اسلام (ص) بهمراه دارد به او سپرده شده است که از این طریق به پیش برود و از کسی طلب تو به ننماید وای بر کسی که مخالفت امر وی کند(230)
نوشته ای که با آن حضرت است، عهدنامه ای است به املاء جدش پیامبر (ص) و بخط حضرت علی علیه السلام که در آن چنین آمده است:
آنان را بقتل برسان و باز هم بکش و طلب توبه از کسی مکن
از امام باقر علیه السلام منقول است که فرمود:
قائم علیه السلام با مأموریت جدید و قضاوت جدید، قیام می کند، با اعراب بشدت برخورد می نماید و کارش چیزی جز شمشیر نیست او از أحدی طلب توبه نمی کند و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامت گری باک ندارد(231)
امر جدید، که در عبارت حدیث آمده است مراد از آن اسلام است که توسط ستمگران محو گردیده است و مسلمانان از آن فاصله گرفته اند، اسلام و قرآن بوسیله آن حضرت، دیگر بار حیات خود را باز می یابد و این مسئله برای اعرابی که از حاکمان سرکش خود اطاعت نموده اند، دشوار می آید، لذا با آن حضرت به دشمنی و ستیز بر می خیزند.
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
قائم علیه السلام در جریان نبرد خود با مسائلی روبرو خواهد شد که رسول خدا (ص) با آن مواجه نشده است چون زمانی که پیامبر (ص) در بین مردم مبعوث گردید، آنان سنگ و چوب تراشیده (بت) را می پرستیدند اما در زمان حضرت قائم، مردم بر او می شورند و کتاب خدا را برای آن حضرت تأویل و تفسیر می کنند و به همین جهت با او می جنگند(232)
و دیدیم که چگونه فرمانروایان و علماء و دانشمندان سوء و درباری آنان، آیات خدا را در رابطه با دشمنی با حکومت زمینه سازان ظهور حضرت مهدی علیه السلام تاویل و تفسیر نمودند و به مبارزه با آن برخاستند.
به گفته برخی روایات، حله شدید حضرت مهدی علیه السلام شامل منافقین، کسانی که در پوشش اسلام خود را مخفی نگه می دارند و چه بسا بعضی از آنان خود را در بین اطرافیان آن حضرت جازده باشند نیز، می شود، زیرا آن بزرگوار با نور و حکمتی که خدای سبحان در قلب او جایگزین کرده است آنان را شناسائی می کند. از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود:
زمانی که آن مرد بالای سر قائم می ایستد و او را امر و نهی می کند، حضرت می گوید او را برگردانید پس او را بر می گردانند، آنگاه حضرت امر به زدن گردن او می نماید و در شرق و غرب جهان چیزی باقی نمی ماند مگر اینکه از آن بزرگوار ترس و وحشت بدل دارد(233)
برخی از روایات چنین دلالت دارد که گاهی کار نابودی دشمنان بجائی می رسد که گروه مخالف را، بطور کامل نابود می کند. از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود:
زمانیکه قائم قیام می کند به طرف کوفه حرکت می کند، جمعیتی حدود دوازده هزار نفر که بتریه نامیده می شوند از شهر خارج شده و سر راه را بر آن حضرت می گیرند و بدو می گویند از همان راه که آمده ای بر گرد، ما را نیازی به اولاد فاطمه نیست، سپس حضرت شمشیر در بین آنان گذاشته و یک نفر از آنان را زنده نمی گذارد، آنگاه وارد کوفه می شد و همه منافقین شکاک و جنگجویان آنجا را از دم تیغ می گذراند تا موجبات رضایت حضرت حق را فراهم نماید(234)
در روایت بعدی نیز آمده است: که آن حضرت هفتاد نفر از علماء و دانشمندان سوء را که عامل گمراهی و فتنه و آشوب و اختلاف در میان شیعه هستند به قتل می رساند، از مالک بن ضمره نقل شده که گفت. امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
ای مالک بن ضمره، چگونه خواهی بود زمانی که، شیعیان این چنین با یکدیگر اختلاف داشته باشند؟ آنگاه حضرت انگشتان مبارک خود را بطور مشبک داخل یکدیگر نمود، عرض کردم: ای امیرمؤمنان در آن هنگام چه مسئله خیری بوجود خواهد آمد؟ حضرت فرمود: تمام خیر در آن هنگام است، ای مالک: در آن زمان قائم ما قیام می کند و تعداد هفتاد مرد را، که به خدا و رسول خدا دروغ گفته اند پیش کشیده و آنان را به قتل می رساند، سپس خداوند همه را به یکپارچگی و وحدت می رساند(235)
چنانکه روایت بعدی، بر بقای نیروهای سفیانی در کشور عراق با وجود نشانه فرو رفتن لشکریانش در منطقه حجاز و شکست او در عراق دلالت دارد، از امام زین العابدین علیه السلام نقل شده است که فرمود:
سپس حرکت می نماید، (یعنی حضرت مهدی) تا اینکه به قادسیه می رسد، در حالی که مردم در کوفه اجتماع نموده و با سفیانی بیعت کرده اند(236)
و از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود:
سپس متوجه کوفه می شود و در آنجا فرود می آید، و خون هفتاد قبیله از قبایل عرب را مباح می شمارد(237)
یعنی خون کسانی را که از این قبایل به دشمنان و خروج کنندگان بر آن حضرت پیوسته اند هر می داند.
ابن ابی یعفور از امام صادق علیه السلام نقل کرده، که حضرت بدو فرمود:
وی اولین قائمی است از ما اهل بیت که قیام می کند با شما سخنی می گوید که تحمل آن را ندارید و در رمیله دسکره بر او خروج می کنید و با او می جنگید او نیز با شما می ستیزد و همه شما را به قتل می رساند و این آخرین گروه خروج کننده است(238)
و از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود:
وقتی که صاحب این امر، به بعضی از احکام و سنت حکم کند و سخن بگوید گروهی از مسجد بیرون آمده و آهنگ خروج بر او را دارند، وی به یارانش دستور می دهد حرکت کنید و آنها به جنبش در آمده و خود را در محله تمارین (خرما فروشان) در کوفه به آنان می رسانند و آنها را به اسارت خویش در می آورند آنگاه به امر آن حضرت آنان را سر می برند و این آخرین گروهی است که بر قائم آل محمد صلی الله علیه و آله خروج می نماید(239)
با جمع بین این دو روایت، به این نتیجه می رسیم که خوارج رمیله دسکره آخرین گروه مسلحی است که خروج می کند و خوارج مسجد کوفه آخرین دسته ای است که سعی در خروج علیه آن حضرت را دارد و روایات دلالت دارد که خوارج رمیله دسکره خطرناکترین گروه شورشی بر حضرت مهدی علیه السلام هستند که فرمانده آنها بسان فرعون و ابلیس است.
از ابوبصیر نقل شده که گفت:
سپس توقف کوتاهی می نماید، تا اینکه در رمیله دسکره شورشیانی از غیر عرب بر او خروج می کنند که تعداد آنها ده هزار نفر و شعارشان، ای عثمان ای عثمان است. آگاه حضرت مردی از عجم را فرا خوانده و شمشیرش را بدو می سپارد و او آهنگ آن جماعت نموده و همه آنها را به قتل می رساند به گونه ای که یک تن هم باقی نمی گذارد(240)
روایت قبلی، رمیله دسکره را به عنوان دسکره پادشاه (کاخ محل عیش و نوش پادشاهان) مشخص نموده است و در کتاب معجم البلدان، آمده است که آن قریه است نزدیک شهر ابان از روستاهای به عقوبه در استان دیالی در عراق.
اما اینکه این افراد، در روایت، بنام خوارج غیر عرب ذکر شده شده اند، بدین جهت است که آنان عرب نیستند و یا اینکه فرمانده آنان از غیر عرب خواهد بود.
برخی دیگر از روایات، نوع دیگری از عملیات پاکسازی بزرگ را چنین بیان می کند که آن حضرت دوازده هزار نفر از سپاهیان عرب و غیر عرب خود را طلبیده، به همه آنان که نوع لباس ویژه می پوشاند و سپس آنان را امر به ورود به شهر می کند تا اینکه هر کس را که دارای آن نوع لباس نباشد به قتل برسانند، و آنان امری وی را اطاعت می کنند.
به نظر می رسد که چنین شهری باید پر از کافران و منافقان مخالف آن حضرت باشد که چنین امر به کشتار مردان آن می نماید و یا اینکه به گونه ای دیگر، قبلاً افراد مؤمنی را که در شهر وجود دارند مطلع می سازد که به هنگام هجوم و حمله از خانه های خود خارج نشوند و یا اینکه برای مصون ماندن آنان، از همان نوع لباس ویژه سپاهیان خود، برایشان می فرستد.
البته چنین پاکسازیهای وسیع، موجی از وحشت و رعب و تردید را در عراق و سایر جهان ایجاد می کند، زیرا در بعضی از روایات آمده است که برخی زا مردم زمانی که این کشتار و خونریزی زیاد آن حضرت را نسبت به دشمنانش می بینند با خود می گویند این شخص از ذریه فاطمه (س) نیست، اگر بود بر مردم ترحم می کرد بلکه در حدیث است که بعضی از اصحاب خاص آن حضرت در اثر مشاهده کشتار وسیع مخالفین توسط آن حضرت، دچار شک و تردی می شوند تا جائی که یکی از آنان که مشاعر و اعصاب خود را از دست داده است، نسبت به آن حضرت زبان اعتراض می گشاید. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
قائم علیه السلام روی می آورد تا به بازار می رسد، مردی از ذریه پدرش به او می گوید: شما مردم را مانند رمه گوسفندان می ترسانید. آیا عهدنامه ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله داری و یا چیز دیگر؟ فرمود: در میان مردم کسی از آن مرد نیرومندتر وجود ندارد، در این لحظه مردی از عجم بر آن شخص بانگ می زند که ساکت شو والا گردنت را می زنم که در این هنگام قائم علیه السلام پیمان نامه ای را از حضرت رسول (ص) بیرون می آورد(241)
و معنای جمله از ذریه پدر بزرگوار اوست یعنی آن مرد معترض، نسبش علوی است و معنای جمله تا اینکه به بازار می رسد این است که به محله ای می رسد که نام آن سوق (بازار) است و احتمال دارد که مراد این باشد که آن حضرت با کشتار مخالفین به بعضی از اهل بازار نیز خواهد رسید. در روایت دیگری آمده است که مردی آن شخص معترض را امر به سکوت می کند ایرانی می باشد و هم اوست که مسئولیت بیعت گرفتن از مردم برای حضرت مهدی (ع) را به عهده دارد. از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود:
زمانیکه او به ثعلبیه(242) می رسد، شخصی از ذریه پدرش که از همه نیرومندتر و شجاعتر است، غیر از صاحب این امر، وی در مقابل حضرت ایستاده و می گوید فلان: این چه کاری است که تو انجام می دهی؟ مرد ایرانی که مسئول بیعت گرفتن است، فریاد می زند بخدا قسم ساکت شو و الا گردنت را می زنم! آنگاه حضرت قائم (ع) بدو می گوید فلانی ساکت باش: آری بخدا سوگند، عهد و پیمان از رسول خدا (ص) همراه دارم، سپس دستور به آوردن عیبة و یا زنفلیجه(243) می دهد و عهدنامه رسول خدا را برای وی می خواند، در آن هنگام شخص اعتراض کننده عرضه می دارد جانم بقربانت: سر مبارکت را بیاور تا ببوسم حضرت اجابت می کند و او بین دو چشم آن بزرگوار را می بوسد و سپس عرضه می کند فدایت شوم: از ما بیعت جدید بگیر و حضرت با آنان تجدید بیعت می کند(244)
با این بیان کوتاه، در مورد کسانی که حضرت مهدی (ع) آنان را به قتل می رساند ظاهر می شود که آنها گروههای بسیاری از شیعه و سنی و از طرفداران سیفانی و مخالفین وی از قبیل علماء سوء و گروهکها و احزاب و بعضی اقشار مردم می باشند و طبیعی است که در بین آنان گروههای مزدور غربی و شرقی نیز وجود دارد.
اما بعد از این همه ماجراها، کشور عراق در سایه حکومت حضرت مهدی (ع) نفس راحتی می کشد و در مرکز جهانی اش بعنوان پایتخت فرمانروائی آن حضرت، وارد حیات جدیدی می شود و قبله گاه دل و دیده مسلمانان جهان و مقصد فرستادگان برجسته آنان خواهد بود.
در آن زمان، کوفه و سهله و حیره و نجف و کربلا محله های یک شهر را تشکیل می دهند که نام آن در دل و بر زبان ملت های جهان قرار دارد، مردم از دورترین نقاط جهان در شب جمعه آهنگ آن دیار می کنند تا هر چه زودتر جهت اقامه نماز جمعه به امامت حضرت مهدی (ع) در مسجد جهانی وی که دارای یک هزار در می باشد خود را به آنجا برسانند و با این همه در بین میلیون ها نفر که آهنگ آنجا نموده اند، پیدا نمودن جای یک نفر در صف جماعت میسر نخواهد بود... از امام صادق (ع) منقول است که فرمود:
محل زمامداری او کوفه، و مجلس قضاوت او مسجد جامع آن شهر و بیت المال و محل تقسیم غنیمت های مسلمانان، مسجد سهله و جایگاه استراحت و خلوت گاه او با خالق خویش در تپه های سفید غریین(245) می باشد، بخدا سوگند هیچ مؤمنی باقی نمی ماند مگر اینکه در آنجا و اطراف آنجا بسر می برد و در روایتی دیگر (و یا به آنسوی می آیند و در روایت بعدی، بسوی آن می شتابند) که همین عبارت صحیح تر است. مساحت شهر کوفه به چهل و پنج میل می رسد و آسمانخراشهای آن شهر از عمارتهای کربلا برتر می شود و خداوند سبحان، کربلا را پناهگاه و جایگاه رفت و آمد ملائکه و مؤمنان قرار می دهد که موقعیتی بس مهم خواهد داشت.(246)
مجلس قضاوت او یعنی محل مراجعات مردم و قضاوت بین آنان در مسجد فعلی کوفه. و یا مسجد جمعه بزرگی که آن حضرت بنا می نماید و خلوتگاه او تپه های سفید یعنی محل اعتکاف وی برای عبادت در مجاورت تپه های سفیدی که نزدیک نجف قرار دارد، می باشد و مساحت چهل و پنج میلی کوفه، یعنی مساحت کوفه و یا طول آن به حدود یکصد کیلومتر می رسد.
از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:
در پشت کوفه (نجف) مسجدی بنا می نهد با هزار در، آن مسجد به خانه های کوفه در کنار دو نهر کربلا و حیره متصل می گردد، بگونه ایکه اگر مردی بر أستر تندرو خود سوار شده و آهنگ نماز جمعه نماید، آن را درک نخواهد کرد(247)
یعنی هر چند با آن مرکب تندرو و بسرعت حرکت نماید نماز جمعه را درک نمی کند، زیرا جای خالی و محلی برای اقامه نماز نمی یابد البته روایات در مورد پیشرفت های معنوی و مادی در عراق، مرکز حکومت آن بزرگوار، فراوان است که در اینجا مجال ذکر آنها نیست.
بهر حال آن حضرت با پاکسازی عراق ضمیمه نمودن آن به قلمرو حکومت خویش و مرکزیت بخشیدن به آن، دامنه فرمانروائی و حکومت وی شامل یمن، حجاز، ایران و عراق به اضافه کشورهای خلیج خواهد شد و بدین ترتیب حضرت مهدی (ع) با خاطری آسوده از اوضاع داخلی، به جنگ با دشمنان خارجی خود می پردازد. که ابتدا با ترکان (روس ها) درگیر شده و لشکری را به آنجا گسیل می دارد و آنها را شکست می دهد، سپس خود آن حضرت در رأس سپاهی آهنگ شام می شود و در منطقه ای به نام (مرج عذراء)(248) نزدیک دمشق فرود می آید و مهیای نبردی بزرگ با سفیانی و یهود و رومیان برای آزادسازی قدس می گردد، چنانکه در مبحث حوادث و پیشامدهای نهضت ظهور آن حضرت به آن اشاره خواهیم کرد.

جنگ جهانی در دوران ظهور

روایات بسیار در حد تواتر اجمالی(249) بر وقوع جنگ جهانی، نزدیک ظهور حضرت مهدی (ع) دلالت دارد، و بعید است که بتوان آن را بر دو جنگ جهانی اول و دوم گذشته که در عصر ما اتفاق افتاده است تطبیق نمود، زیرا صفاتی که برای این جنگ در روایات ذکر شده است با اوصاف آن دو جنگ تفاوت دارد، مخصوصاً در تعداد قربانیان این جنگ و زمانش که نزدیک به ظهور حضرت (ع) خواهد بود، بلکه از برخی از روایات استفاده می شود که این نبرد، در همان سال ظهور و یا بعد از آغاز نهضت مقدس آن بزرگوار، بوقوع می پیوندد.
و اینک نمونه هایی از این روایات:
از امیر مؤمنان (ع) منقول است که فرمود:
نزدیک زمان قائم (ع) دو نوع مرگ وجود دارد مرگ سرخ و مرگ سفید و ملخ هایی که برنگ خون بوده و گاه و بیگاه آشکار می شوند اما مرگ سرخ یعنی شمشیر و مرگ سفید طاعون است(250)
عبارت نزدیک زمان قائم دلالت دارد که این جنگ و مرگ سرخ خیلی نزدیک به ظهور حضرت مهدی (ع) اتفاق می افتد، اما روایت، محل وقوع آن را تعیین نکرده است و از امام باقر (ع) روایت شده که فرمود:
قائم قیام نمی کند مگر در پی ترس و وحشت و زلزله ها و فتنه و آشوب و بلاهایی که مردم گرفتار آن شوند که پیش از آن گرفتار طاعون و بعد از آن، جنگ و خونریزی بین اعراب و ایجاد اختلاف بین مردم و پراکندگی در دین شان و دگرگونی احوال آنان، بگونه ایکه که در اثر مشاهده بجان هم افتادن مردم و یکدیگر را خوردن، هر کس در صبح و شام، آرزوی مرگ می نماید(251)
این مطلب دلالت دارد که مرض طاعون قبل از ترس شدیدی که عبارت از همان درگیری و جنگ عمومی است، خواهد بود. اما با فرض اینکه مطمئن باشیم شخص راوی تقدیم و تأخیری در عبارت انجام نداده باشد، مشکل است که وقوع حوادث را زنجیره ای و پشت سر هم بدانیم چون جمله و جنگ و خونریزی بین اعراب که با کلمه ثم عطف شده است چنانچه بر جمله معترضه و طاعونی قبل از آن عطف شود صحیح است، بنابراین اختلاف بین اعراب، بعد از وجود طاعون می باشد همچنین عطف آن بر جمله و بلائی که مردم گرفتار آن می شوند نیز صحیح است که در این صورت ایجاد اختلاف، قبل از طاعون است... بعلاوه در این پیشامدها اجمال است... البته از این مطلب، فهمیده می شود که برای عرب ها و مردم، دوره ای سخت از لحاظ ایمنی و سیاسی و اقتصادی خواهد بود. و ممکن است مراد از سال گرسنگی و قحطی که در روایت بعدی از امام صادق (ع) نقل می شود همین سال باشد، آنجا که فرمود:
ناگزیر قبل از قیام قائم، سالی خواهد بود که مردم در آن، از گرسنگی رنج می برند و ترس و وحشتی سخت در اثر کشتار آنان را فرا می گیرد(252)
روایت بعدی دلالت دارد که شدت نبرد و حالت جنگ تا زمان صیحه آسمانی که در ماه رمضان نزدیک ظهور حضرت مهدی (ع) می باشد ادامه خواهد یافت. از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود:
اهل شرق و غرب با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند، آری و اهل قبیله نیز (مسلمانان) و مردم با ترس و وحشت طاقت فرسائی روبرو خواهند شد و به همان حال بسر برده تا زمانی که منادی از آسمان ندا دهد... زمانی که بانگ زد پس کوچ کنید، کوچ(253)
این روایت نیز دلالت دارد که خسارتهای این جنگ به طور اساسی بر ملتهای غیرمسلمان وارد می شود و جمله اهل شرق و غرب و آری اهل قبیله با هم اختلاف پیدا می کنند عبارت دقیقی است که حاکی از اختلاف مسلمانها، بعد از اختلاف شرق و غرب است که به نظر می رسد این اختلاف نتیجه و یا تابع اختلافات شرق و غرب است، البته این امر در جنگ جهانی آینده طبیعی است، زیرا اهداف آن جنگ، مراکز حکومت کشورهای بزرگ و پایگاههای نظامی آنان بوده و بطور غیرمستقیم به مسلمانان نیز سرایت می کند همچنانکه برخی از روایات، نیز به این مطلب تصریح نموده است. از ابوبصیر نقل شده که گفت از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود:
این امر نخواهد بود تا دو سوم مردم از بین بروند. سؤال کردیم دو سوم مردم از بین رفتند پس چه کسی باقی می ماند؟ حضرت فرمود: آیا دوست ندارید که در یک سوم باقی مانده باشید؟(254)
و شاید خطبه امیر مؤمنان، پیش از متن دیگر، وقت و عامل این جنگ را مشخص می سازد، خطبه ای که آن حضرت تعدادی از نشانه های ظهور مهدی (ع) و برخی حوادث حرکت او را در آن ذکر می کند. و در آن خطبه شریفه دو فقره است که ارتباط با جنگ جهانی دارد که حضرت فرمود:
آگاه باشید ای مردم: از من بپرسید پیش از آنکه فتنه و فساد مانند شتری که در اثر رم کردن، مهارش زیر سم او قرار گیرد و بر ترس و اضطرابش افزوده شود، سرزمین شما را پایمال نماید و یا اینکه در مغرب زمین آتش جنگ بزرگی را با موادی قابل اشتعال دامن می زند، در حالی که با فریاد بلند بانگ می زند وای بر او از انتقامجویی و خونخواهی و مانند آن... آنگاه مردی از اهل نجران خارج شده و امام (ع) را اجابت می کند او اولین مرد نصرانی است که دعوت آن حضرت را لبیک می گوید، صومعه خود را خراب می کند و صلیبش را می شکند و به اتفاق عجم ها و مردم مستضعف، سوار بر مرکب و با درفش های هدایت بطرف (نخیله)(255) حرکت می کنند. محل تجمع مردم از همه جای روی زمین، در منطقه ای به نام فاروق قرار دارد و آن منطقه ای است که در سر راه حج رفتن امیر مؤمنان (ع) بین برس و فرات واقع شده است. در آن روز تعداد سه هزار (هزار) یهودی و نصرانی کشته خواهند شد که بعضی از آنها برخی دیگر را به قتل می رسانند واقعه آن روز تأویل این آیه شریفه است: پیوسته این ندایشان بود تا اینکه آنان را با شمشیر و یا زیر شمشیر درو کردیم.(256)
اما این جمله امام (ع) که قبل از اینکه با پایش فتنه ای در شرق ایجاد کند دلالت دارد که آغاز این جنگ، از شرق یعنی از روسیه خواهد بود و یا حاکی از مشاجره و درگیری در منطقه شرق می باشد و بزودی در مبحث حرکت ظهور آن حضرت، روایتی از امام باقر (ع) خواهد آمد که خلاء و بحران سیاسی وعده داده شده در حجاز سبب بوجود آمدن این کشمکش بین شرق و غرب خواهد شد.
و عبارت و یا آتش جنگ بزرگی را با مواد قابل اشتعال، در غرب می افزود دلالت دارد که مرکز اصلی نابودی، کشورهای غربی است و مراد از کثرت مواد قابل اشتعال آن، پایگاههای نظامی و پایتخت های و مراکز مهم آن کشورهاست و ظاهراً معنای کلام حضرت که فرمود: محل تجمع مردم روی زمین فاروق است این است که مردم در آن روز از گوشه و کنار جهان جهت پیوستن به حضرت مهدی علیه السلام گرد هم جمع می شوند و مقر و پایگاه او بین کوفه و حله است، چه اینکه راهب نجرانی با نمایندگانی از مستضعفین، از همان ناحیه بحضور ایشان می رسند و به نظر می رسد که عبارت و آنجا منطقه سر راه و مسیر حج امیر مؤمنان (ع) بین برس و فرات است حاشیه ای از خود راوی و یا نسخه بردار است که داخل در اصل عبارت شده است و شاید معنای المحجة که در عبارت آمده است محل اجتماع کاروانهای حج، در زمان امیر مؤمنان (ع) و یا نام محلی باشد که در آنجا درفش های هیئت ها و نمایندگان، برای ورود به اردوگاه وی و یا ملاقات با آن حضرت اجتماع می کنند.
و عبارت در آن روز بین شرق و غرب سه هزار هزار کشته می شوند یعنی سه میلیون نفر و اینکه کلمه (هزار) را بین پرانتز گذاردیم بدین جهت است که آن کلمه، در روایت دیگری در بحار ج 52 ص 274 وارد شده بود، و شاید هم آن کلمه از روایت افتاده باشد، البته این بدین معنی نیست که قربانیان جنگ جهانی سه میلیون نفر خواهد بود، بلکه این تعداد، کشته های آن روز و یا مقطع دیگری خواهد بود و این یک مرحله از مراحل جنگ و آخرین آنهاست و قبلاً ذکر شد که مجموع خسارتهای جانی جنگ و مرض طاعون که قبل از آن جنگ، شیوع پیدا می کند به دو سوم ساکنان جهان بالغ می گردد. و در روایتی دیگر پنج هفتم جمعیت جهان، چنانکه از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
پیشاپیش قائم دو نوع مرگ وجود دارد یکی مرگ سرخ و دیگری مرگ سفید، تا از هر هفت نفر 5 نفر از بین بروند(257)
و در برخی از روایات، نه دهم مردم آمده...، البته گاهی اختلاف روایات، بعلت تفاوت منطقه ها و یا علل دیگری است اما بهر حال خسارتهای مسلمانان در این جنگ، اندک بوده و یا قابل ذکر نبوده است.
خلاصه کلام اینکه:
روایات شریفه دلالت دارند که ترس و وحشت، اندکی قبل از ظهور و یا در سال ظهور آن حضرت، جهان را فرا می گیرد و خسارتهای سنگین و خورد کننده ای بر مردم و بطور کلی بر غیر مسلمانها وارد خواهد شد و این را می توان به جنگ عمومی و وسائل پیشرفته و نابود کننده آن، که باعث ترس و وحشت همه مردم می شود، تأویل و تفسیر نمود، چون اگر روش این جنگ به نحو کلاسیک بود، رعب و وحشت آن به این اندازه که روایات توصیف کرده اند فراگیر نبود و یا دست کم یک قسمت و یا منطقه های بیشتری وجود داشت که مشمول این ترس و وحشت و قتل و کشتار نمی گردید.
اما روایات و قرینه هایی وجود دارد که تفسیر آن را به موجی از جنگ های منطقه ای ترجیح می دهد، مخصوصاً با تعبیری که از امام باقر علیه السلام در مورد ظهور وارد شده است که فرمود: و جنگها در زمین زیاد می شود و این تصریح می کند که آنها جنگ های متعددی در همان سال هستند، بنابراین جمع بین این روایت و روایتهایی که بیانگر اختلاف و جنگ بین اهل شرق و غرب می باشد، این است که این نبردها بصورت جنگهای منطقه ای بین آنان ایجاد می شود و جنبه ویرانگری آن متمرکز در غرب می باشد.
اما زمان این جنگ، آنچه که از روایات استفاده می شود آن است که زمان آن بسیار نزدیک به ظهور حضرت مهدی (ع) مثلاً در همان سال ظهور خواهد بود... و اگر بخواهیم بین روایتی که این جنگ و صفات آن را بیان کرده است جمع کنیم بهتر است بگوئیم جنگ، طی چند مرحله خواهد شد، زیرا این جنگ اندکی قبل از ظهور حضرت آغاز، و سپس بقیه مراحل آن بعد از نهضت آن بزرگوار خواهد بود. و آزادسازی حجاز بدست آن حضرت، در اثناء آن جنگ می باشد، سپس آن جنگ بعد از فتح عراق پایان می پذیرد. و نبرد حضرت با روس ها و یا با بقایای آنها بعد از جنگ جهانی خواهد بود، زیرا در روایت آمده بود که نخستین نیرویی را که حضرت تدارک می بیند به نبرد با ترکان (روسها) اعزام نموده و آنها را نابود می کند.
اما اگر روایاتی را که در مورد این جنگ وارد شده است به جنگ هسته ای گسترده ای تفسیر کنیم و به آنچه که امروزه رسانه ها درباره چنین جنگی، قلمفرسائی می کنند توجه کنیم، باید بگوییم که مدت این جنگ بسیار کوتاه و آن طور که می گویند شاید بیش از یکماه به طول نیانجامد. والله العالم.

ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور