فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

آغاز بازگشت و عقب نشینی سفیانی.

پس از وقوع معجزه فرو رفتن در زمین، در مورد لشکر سفیانی در راه مکه، ستاره بخت سفیانی رو به افول می گذارد، در حالیکه اختر سعادت حضرت مهدی (ع) رو به اوج و درخشندگی می نهد.
روایات، بعد از وقوع حادثه فرو رفتن لشکریان سفیانی، نقش نظامی دیگری را برای او در حجاز ذکر نمی کند. با توجه به اینکه این ماجرا پایان بخش نقش او در حجاز خواهد بود. اما احتمال دارد نیروهایی برای او در مدینه باقی بماند که با قوای حکومت (خاندان فلان) کار زار کند و روایات خاطرنشان می سازد که حضرت مهدی (ع) پس از معجزه فرو رفتن قوای دشمن، با سپاه خود که مشکل از چند ده هزار نفر رزمنده است برای آزاد سازی مدینه راهی آنجا شده و با دشمنان خود در آنجا درگیر می شود.
به هر حال حضرت مهدی (ع) مدینه را فتح و حجاز را آزاد و نیروهای دشمن را منکوب می سازد و لشکر سفیانی هر کجا که رویاروی او باشد، از حجاز تا عراق و شام، شکست می خورد.. روایات یک نبرد یا بیشتر را یاد می کند که در عراق بین لشکر سفیانی از طرفی و سپاهیان مهدی (ع) و یاران خراسانی وی از ناحیه دیگر اتفاق می افتد.

نبرد اهواز

پس از شکست نیروهای سفیانی بدست زمینه سازان ایرانی و یمنی، طبیعی است که عراق تحت قلمرو حکومت حضرت مهدی (ع) و یاران وی در می آید و شکست معجزه آسای مجدد سفیانی در حجاز عامل کمک کننده ای در تثبیت قدرت یاوران مهدی (ع) در عراق می گردد. بویژه روایات خاطرنشان می سازد که نیروهای زمینه سازان، پس از شکست قوای سفیانی، در عراق مستقر می شوند و جهت بیعت با امام مهدی (ع) گروهی را به حجاز نزد آن حضرت می فرستند. از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود:
یاران درفش های سیاه که از خراسان به سوی کوفه می آیند در آنجا فرو می آیند و چون مهدی(ع) ظهور می کند گروهی را جهت بیعت بسوی او می فرستند.(170)
همین روایت را ابن حماد در نسخه خطی خود روایت کرده:
یاران درفش های سیاه از خراسان به کوفه روی می آورند و چون مهدی (ع) در مکه ظهور نماید، گروهی را جهت بیعت نزد وی می فرستند.(171)
ولی با وجود عواملی که ایجاب می کند سفیانی در عراق بطور کلی شکست بخورد، روایاتی وجود دارد که از درگیر شدن نیروهای وی در عراق سخن می گوید و این بار سفیانی با تنها نیروی امام مهدی (ع) درگیر می شود در حالیکه آن حضرت، شعیب بن صالح، فرمانده نیروهای ایرانی را به فرماندهی کل نیروهای خود که بخش عظیمی از آنان ایرانی و یمنی و از سایر سرزمین های اسلامی می باشند، انتخاب می کند.
برخی از روایات تنها از نبرد دروازه استخر یاد می کند و آن را به عنوان جنگی بزرگ بین نیروهای سفیانی و سپاهیانی حضرت مهدی (ع) توصیف می کند.
و استخر شهری قدیمی در جنوب ایران در منطقه اهواز است که در صدر اسلام، آباد بوده است و آثار آن نزدیک شهر نفت خیز مسجد سلیمان هنوز دیده می شود. بلکه نقل می کنند که شهر استخر را حضرت سلیمان پیامبر (ع) بنا نمود و در فصل زمستان در آنجا حکمرانی داشته است و گویا مسجد سلیمان، مسجدی بوده است که حضرت سلیمان (ع) آنرا ساخته است.
دو روایت وجود دارد که محل گرد آمدن نیروهای ایرانی را منطقه بیضاء استخر معین می کند یعنی منطقه سفید رنگی در شهر استخر و بنظر می رسد که همان بلندیهای نزدیک مسجد سلیمان باشد که به کوه سفید معروف است. همچنین دو یا سه روایت، خاطرنشان می سازد که هنگامی که امام مهدی (ع) از مدینه منوره به عراق عزیمت می فرماید نخست در بیضاء استخر فرود می آید و ایرانیها با آن حضرت بیعت می نمایند و به فرماندهی امام مهدی (ع) در آنجا وارد کارزاری سخت با لشکریان سفیانی شده و او را شکست می دهند..
در پی این نبرد حضرت مهدی (ع) با هفت کجاوه نور از نور وارد عراق می گردد که مردم نمی دانند که وی در کدامیک از آنهاست و ما آن را در مبحث نهضت ظهور بیان خواهیم کرد.
در نسخه خطی ابن حماد از علی (ع) روایت شده است که فرمود: وقتی سواران سفیانی به سوی کوفه رفتند، گروهی را در جستجوی اهل خراسان می فرستد و در این حال اهل خراسان به طلب مهدی بیرون می آیند آنگاه هاشمی با درفش های سیاه در حالیکه شعیب بن صالح در پیشاپیش آنها حرکت می کند با امام مهدی ملاقات می کند و همچنین آن حضرت در محل دروازه استخر با یاران سفیانی برخورد می کنند و بین آنها نبردی بزرگ رخ می دهد. در این هنگام درفش های سیاه آشکار می شود و سواران سفیانی پا به فرار می گذارند در این بحبوحه مردم آرزوی دیدار مهدی (ع) را داشته و او را می جویند.(172)
معنای جمله هاشمی با او ملاقات می کند یعنی حضرت مهدی (ع) و هاشمی خراسانی فرمانده نیروهای ایرانی یکدیگر را ملاقات می کنند، چنانکه روایت بعدی صریحاً بر آن دلالت دارد، یعنی گروههای ایرانی در جستجوی امام مهدی (ع) بیرون می آیند تا با او بیعت نموده و در کنار آن حضرت، علیه دشمنان به نبرد بپردازند. از این رو متوجه جنوب ایران نزدیک مرزهای خشکی حجاز، از ناحیه بصره می گردند، در این هنگام است که فرمانده آنها هاشمی خراسانی و سپاهیان وی با حضرت ملاقات می کنند، به این معنی که امام مهدی ارواحنا فداه، پس از آزاد کردن حجاز و حرکت به سمت جنوب ایران، با آنان ملاقات می کند، آنگاه نبرد یاد شده با نیروهای سفیانی که روایت اشاره می کند به اینکه آنها وارد جنوب ایران و عراق می شوند، بوقوع می پیوندد.. و شاید این بار آنها نیروهای خود را با نیروهای غربی از طریق خلیج فارس و بصره وارد نبرد می کنند، چنانکه خواهد آمد.
روایتی دیگر در نسخه خطی ابن حماد ص 86 می گوید:
سفیانی در جنگ خود در عراق، لشکریانش را در سراسر جهان پخش می کند.
و این نکته نشانگر گستردگی و پراکندگی نیروهای وی در عراق و مرزهای ایران و عراق می باشد که فرض حضور نیروی دریائی سفیانی و هم پیمانان غربی وی را در خلیج فارس تأیید می کند.
روایت ذیل آمدن حضرت مهدی (ع) به جنوب ایران را بیان و نیز جنگ دروازه استخر یا کوه سفید را توصیف می کند. ولی متأسفانه در متن روایت، نوعی آشفتگی وجود دارد:
سفیانی لشکریان خود را پس از ورود به کوفه و بغداد در سراسر دنیا منتشر می سازد و از ناحیه ماوراءالنهر، از اهل خراسان، ترس و وحشتی به او می رسد، آنگاه سپاهیان مشرق (به لشکریان سفیانی هجوم می آورند و آنها را بقتل می رسانند) وقتی این خبر به او می رسد سپاهی گران به استخر می فرستد و در این زمان(سفیانی و نیروهایش) و حضرت مهدی (ع) و هاشمی در کوه سفید برخورد می کنند و در آنجا بین آنها کارزاری چنان بزرگ بوقوع می پیوندد که سواران، خون را به ساقهای پای اسبان خود می رسانند.
روایت نخستین تأثیر شگرفی را که در اثر شکست نیروهای سفیانی در نبرد اهواز بوجود می آید، یاد می کند که در هواداران حضرت مهدی (ع) در میان ملتهای مسلمان موجی بر پا می کند بطوریکه برای پیوستن به آن حضرت و بیعت با وی دست به حرکت و جنبش می زنند.
در این هنگام مردم آرزوی دیدار حضرت مهدی را می کنند و او را جستجو می نمایند
به هر حال، روایات راجع به جنگ های سفیانی در عراق بعد از فرو رفتن لشکر او در منطقه حجاز، هر گونه که باشد، آنچه که در آن تردیدی نیست این است که بعد از این حادثه، وارد مرحله عقب نشینی و شکست می گردد. و تمام سعی او صرف حفظ و نگهداری قلمرو حکومت خود یعنی سرزمین شام و نیز تقویت آخرین خط دفاعی فلسطین و قدس و آمادگی در برابر حمله نیروهای حضرت مهدی (ع) می شود.
روایات، در مورد جنگهای سفیانی با حضرت مهدی (ع) و یارانش، تنها به ذکر نبرد فتح بزرگ، فتح مقدس و آزادی فلسطین می پردازد که جنگ پایانی وی خواهد بود و به شکست هم پیمانان یهودی و غربی وی می انجامد.

سفیانی در نبرد فتح قدس

از روایات مربوط به این نبرد بزرگ برمی آید که سفیانی، خوشبختانه با مشکلات زیادی روبرو می شود، نخست ضعف در پایگاه مردمی او در سرزمین شام..زیرا قدرت و موقعیت فرمانروائی او هر اندازه به نفع او باشد باز مردم خطه شام مسلمانند... و آنان معجزات و کرامات حضرت مهدی (ع) و شکست های ستمگر زمان خویش، سفیانی، و نوکری او را به نفع دشمنان مسلمانان مشاهده می کنند.. از این رو موج عشق به حضرت مهدی و دوستی و گرایش به آن حضرت قوت می گیرد و بیزاری و پراکندگی، نسبت به سفیانی و سیاستهای وی بیشتر می گردد.
بلکه احتمال بیشتر به عقیده من این است که نهضت گسترده همه جانبه و مردمی هواداران حضرت مهدی (ع) در سوریه، اردن، لبنان و فلسطین بر پا می شود. زیرا روایات خاطرنشان می سازد که مهدی (ع) با سپاه خود بسوی سرزمین شام لشکرکشی می کند و در مرج عذراء ناحیه ای درسی کیلومتری دمشق اردو می زند. این امر دست کم دلالت دارد بر اینکه سفیانی از نگهداری مرزهای خود و از ایستادگی در برابر پیشروی سپاه حضرت مهدی (ع) عاجز است و حتی روایات می گوید سفیانی دمشق، پایتخت خود را تخلیه می کند و به داخل فلسطین باز می گردد و پایتخت و یا مقر فرماندهی خود را در منطقه رمله جایی که نیروهای رومیان یا شورشیان رومی در آن فرود می آیند، انتخاب می کند.
همچنین روایات می گوید: که حضرت مهدی (ع) در شروع نمودن نبرد درنگ می کند و مدتی در حومه دمشق می ماند تا بزرگان و مؤمنان اهل شام آنهایی که هنوز به آن حضرت نپیوسته اند به او ملحق شوند. و سپس حضرت از سفیانی می خواهد که جهت گفتگو شخصاً با آن بزرگوار ملاقات کند. آنگاه یکدیگر را ملاقات می کنند. وی تحت تأثیر شخصیت حضرت مهدی (ع) قرار می گیرد و با آن حضرت بیعت می کند و تصمیم می گیرد دست از جنگ بردارد و منطقه را تسلیم امام (ع) نماید اما نزدیکان و پشتیبانان سفیانی وی را پس از آن سرزنش و نکوهش می کنند و او را از تصمیم خود منصرف می سازند!
این پدیده ها و رویدادهائی است که اندکی قبل از فتح قدس و آزادی فلسطین رخ می دهد و ما آنرا در روایات مربوط به حضرت مهدی (ع) می خواهیم هیچگونه تفسیری با معیارهای طبیعی و سیاسی ندارد مگر ضعف پایگاه مردمی سفیانی در سرزمین شام و وجود موج مردمی طرفدار مهدی (ع). بلکه به گفته برخی از روایات، بخشی از نیروهای سفیانی با حضرت مهدی (ع) بیعت نموده و به آن حضرت می پیوندند.
از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود:
آنگاه وی (یعنی حضرت مهدی) (ع) به کوفه می آید و در آنجا، تا هر زمان که خدا بخواهد می ماند تا آنکه ظهور نماید سپس او و همراهانش به مرج عذراء می آیند در حالیکه بسیاری از مردم به آن حضرت پیوسته اند، و در این هنگام سفیانی در منطقه رمله بسر می برد. تا اینکه آنها یکدیگر را ملاقات می کنند و آن روز روز شناخت مؤمنان واقعی است مردمی که با سفیانی هستند از پیروی آل پیامبر دست می کشند و عده ای از مردم که با آل پیامبر هستند به سوی سفیانی می گروند، آنها از پیروان او بوده می روند تا به طرفداران وی بپیوندند هرکس در آنروز بسوی درفش خود می شتابد.. و آن روز روز شناخت مؤمنان واقعی و ممتاز می باشد.(173)
و در نسخه خطی ابن حماد از علی (ع) روایت شده است که فرمود:
وقتی سفیانی لشکری به سوی مهدی می فرستد در بیابان بیداء به هلاکت می رسند و این خبر به اهل شام می رسد، آنها به خلیفه خود می گویند مهدی ظهور نموده است با او بیعت کن و به اطاعت وی در آی و گرنه تو را می کشیم، او عده ای را جهت بیعت نزد آن حضرت می فرستد. و مهدی از سوی دیگر حرکت می کند تا در بیت المقدس فرود آید.(174)
این روایتی است که اوج حرکت مردمی و دوستداران حضرت مهدی (ع) و مخالفان سفیانی را نشان می دهد و در همین نسخه آمده است:
حضرت مهدی می گوید پسر عموی مرا نزد من آورید تا با وی سخن گویم پس او نزد حضرت آمده و به او گفتگو می کند وی زمام امر را به امام (ع) تسلیم و با او بیعت می کند! و چون سفیانی نزد یاران خود باز می گردد قبیله کلب او را نادم و پشیمان می کنند به همین جهت او برمی گردد و تقاضای فسخ پیمان می کند امام نیز بیعت وی را فسخ می کند. آنگاه سفیانی لشکریان خود را برای جنگ با امام بسیج می کند ولی امام (ع) او را شکست می دهد و خداوند رومیان را نیز بدست آن حضرت منهدم می سازد.(175)
معنی عبارت قبیله کلب او را پشیمان می کند یعنی او را نسبت به بیعت با حضرت مهدی (ع) پشیمان می نماید و کلب نام دایی های سفیانی و نام عشیره آنهاست.. و کسانی که در حقیقت سفیانی را پشیمان و حکومت او را از ساقط شدن در برابر حرکت مردمی طرفدار امام حفظ می کنند و او وادار به پیکار با آن حضرت می سازند، پشتیبانان یهودی و رومی وی می باشند چنانکه روایات پیشین و غیر آن نشانگر این معناست و ما در مبحث نبرد فتح قدس آن را بیان خواهیم کرد.
به هر حال، سفیانی موفق نمی شود از این جو مردمی طرفی بربندد و از آن فرصتی که امام مهدی (ع) به وی می دهد استفاده کند و مسلمانان سرزمین شام هم موفق به ساقط نمودن حکومت سفیانی و ارتش او نمی شوند از این رو وی و هم پیمانانش نیروهای خود را برای جنگی بزرگ آماده می کنند جنگی که محورهای آن به گفته روایات از عکا تا صور از آنجا تا انطاکیه در ساحل دریا و از دمشق تا طبریه و تا داخل قدس گسترش می یابد.
در این هنگام غضب خداوند و خشم مهدی (ع) و سپاهیانش بر سفیانی و هم پیمانان وی فرو می بارد، نشانه ها و معجزات الهی بدست مهدی (ع) آشکار می شود. و سختی و تیره روزی به سفیانی و حامیان یهودی و رومی او روی می آورد و به بدترین شکل شکست می خورند.. و سرانجام، سفیانی بدست یکی از سپاهیان امام مهدی(ع) دستگیر می شود و چنانکه روایات می گوید وی را در کنار دریاچه طبریه و یا در ناحیه ورودی قدس بقتل می رسانند. بدین گونه به زندگی جنایت بار طاغوتی که در مدت پانزده ماه دست به جنایاتی زده که دیگران در سالهای طولانی نمی توانند مرتکب آن شوند، پایان می دهند.