فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

پیشروی لشکر سفیانی به سوی حجاز (لشکری که در زمین فرو می رود)

به خواست خدا بزودی درباره نهضت ظهور مقدس حضرت مهدی (ع) سخن خواهیم گفت و نیز به بررسی کشمکش سیاسی در حجاز می پردازیم که بنا به نقل روایات، بدنبال کشته شدن، عبد الله حاکم حجاز و اختلاف بر سر فرمانروائی بعد از او و درگیری بین قبایل حجازی بر سر حکومت، بوجود می آید.. و این کشمکشها حکومت حجاز را چنان ضعیف می گرداند که حضرت مهدی (ع) نهضت خویش را به آسانی در مکه آغاز و شهر را از سلطه بیدادگران آزاد و حاکمیت خود را بر آنجا تثبیت می کند.
در این برهه وقتی حکومت حجاز، خود را از شکست دادن نهضت حضرت مهدی (ع) عاجز و ضعیف می بیند این حکومت و یا دولتهای بزرگ، سفیانی را وادار می سازند که دست به این امر مهم بزند، وی نیروهای خود را نخست به مدینه منوره و سپس به مکه مکرمه گسیل می دارد.. در این هنگام حضرت مهدی (ع) به مسلمانان و به جهان اعلام می دارد که در انتظار وقوع معجزه ایست که به زبان پیامبر، وعده داده شده است و آن فرو رفتن سپاه سفیانی در بیابان نزدیک مکه است، پس از این معجزه آن حضرت نهضت مقدس خویش را ادامه خواهد داد.
بلکه بعید نیست، ترجیح این مطلب که در برخی روایات آمده است. و آن اینکه فراخواندن نیروهای سفیانی به حجاز بویژه مکه و مدینه قبل از شروع نهضت ظهور مهدی (ع) اتفاق می افتد و سپاه سفیانی در جستجوی حضرت مهدی (ع) و یارانش وارد مدینه منوره گردیده و در آنجا به ارتکاب جنایاتی دست می زند. در این زمان حضرت در مدینه بسر می برد، آنگاه مانند روش موسی (ع) با اضطراب از مدینه خارج گردیده و رهسپار مکه می شود، سپس خداوند متعال، اجازه ظهور به آن حضرت می دهد.
روایات در منابع شیعه و سنی، ورود لشکر سفیانی را از ناحیه عراق و شام به مدینه منوره هجومی سخت و ویرانگر توصیف می کند، بطوریکه وی هیچ مقاومتی در برابر خود نمی یابد. و او با یاران مهدی (ع) و شیعیان اهل بیت (ع) در کشتار و نابودی زن و مرد بزرگ و کوچک همانگونه که در عراق عمل کرد عمل می کند! بلکه از روایات استفاده می شود که حمله سفیانی در مدینه سخت تر خواهد بود، در نسخه خطی ابن حماد از ابن شهاب نقل است که:
سفیانی خطاب به فرماندهی که با سواران خود وارد کوفه می شود، بعد از آنکه آنجا را سخت پایمال می کند، می نویسد و او را مأمور به حرکت بسوی حجاز می سازد، او روانه آن سامان می شود و دست به کشتار قریش می زند، چهار صد مرد از آنان و از یاران مهدی را می کشد و شکمهای زنان را می درد و فرزندان را بقتل می رساند و دو برادر از قریش را کشته و یک مرد و خواهرش بنام محمد و فاطمه را بر درگاه مسجد مدینه به دار می آویزد.(158)
روایات دیگری می گویند: این مرد و خواهرش از عموزادگان نفس زکیه هستند که امام مهدی (ع) وی را به مکه می فرستد که او را پانزده شب قبل از ظهور آن حضرت در مسجدالحرام بقتل می رسانند. و این دو برادر و خواهر از دست لشکریان سفیانی از عراق می گریزند و جاسوسی که از عراق با این دو همراه بوده آن دو را به دشمنان معرفی می کند.
روایت ذیل، گویای این است که سفیانی قتل عام خود را مورد بنی هاشم و شیعیان آنها در مدینه به اینگونه توجیه می کند که وی به انتقام کشته شدن سپاهیان او در عراق بدست نیروهای خراسانی دست به این عمل می زند.
در نسخه خطی ابن حماد، از ابی قبیل نقل شده است که گفت:
سفیانی، سپاه خود را به مدینه می فرستد و به آنها دستور می دهد هر کس که از بنی هاشم در آنجاست، حتی زنان باردار را بکشند! و این کشتار در برابر عملکرد شخصی هاشمی است که با یاران خود از مشرق خروج کرده است، سفیانی می گوید: تمام این بلاها و کشته شدن یاران من فقط از ناحیه بنی هاشم است. پس فرمان به کشتار آنان می دهد بطوریکه دیگر کسی از آنها در مدینه شناخته نمی شود، آنان و حتی زنانشان سر به بیابانها و کوهها می گذراند و به سوی مکه می گریزند.. چند روزی دست به کشتار آنها می زند سپس دست نگه می دارد و هر کس از آنان یافت شود وحشت زده است تا اینکه نهضت مهدی در مکه آشکار شود و هر کس که به آنجا آمده گرد آن حضرت جمع می شود(159)
از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود:
سفیانی و همراهان وی ظاهر می شوند و او هیچ غم و اندیشه ای جز غلبه بر آل پیامبر (ص) و پیروان آنها ندارد از این رو دسته ای را به کوفه می فرستد و آنها با گروهی از شیعیان آل پیامبر (ص) برخورد می کنند که کشته و یا به دار آویخته می شوند و سپاهی از خراسان روی می آورد تا آن وارد حوزه دجله می گردد و مردی ضعیف از عجم با پیروان خود خروج می کند که گرفتار درگیری در نجف می شود و سفیانی گروهی را رهسپار مدینه می کند و آنها مردی را در آنجا بقتل می رسانند و مهدی و منصور از آنجا می گریزند و آل پیامبر (ص) از کوچک و بزرگ دستگیر می شوند. کسی باقی نمی ماند مگر اینکه دستگیر و زندانی می شود، سپاه وی به جستجوی آن دو مرد می پردازد و مهدی (ع) بنا به روش موسی (ع) نگران و با اضطراب بیرون می آید تا آنکه وارد مکه می شود(160)
در صفحه 252 بحار درباره سفیانی چنین آمده است سفیانی با سپاهی انبوه وارد مدینه می شود و در مستدرک حاکم ج 4 ص 442 آمده است که اهل مدینه پیشاپیش حمله سفیانی از شهر خارج می شوند
چنین بنظر می رسد که منصور یاد شده در روایت، که با حضرت مهدی (ع) از مدینه خارج می شود همان محمد نفس زکیه باشد که از یاوران حضرت مهدی (ع) است و حضرت او را به مسجدالحرام می فرستد تا پیام آن بزرگوار را به گوش جهانیان برساند اما او را بقتل می رسانند و احتمال دارد یکی دیگر از یاران مهدی غیر از نفس زکیه باشد.
اینها نمونه هایی از روایات نبرد سفیانی در مدینه و تبهکاریهای وی در آنجا بود، روایات، در مورد جاهای دیگر حجاز که نیروهای سفیانی در آن وارد شوند غیر از مدینه و سپس تلاش برای ورود به مکه سخنی بمیان نمی آورد.. و پیداست که مدت اشغال شهر مدینه چندان طول نمی کشد تا آنکه تمام سپاه یا بخش عمده آنرا به مکه می فرستد که معجزه وعده داده شده رخ می دهد و تمام آنها در نزدیکی مکه در زمین فرو می روند. و در برخی از روایات، باقی ماندن لشکریان سفیانی در مدینه را تنها چند روز ذکر می کند، ولی ظاهراً مراد از آن مدت ورود سفیانی به مدینه و کارهای ناشایست وی در آنجاست نه زمان اقامت نیروهای سفیانی در مدینه یا نزدیک آن.
روایات در مورد بزمین فرو رفتن سپاهیان سفیانی در منابع مسلمانان، بسیار و متواتر است و شاید مشهورترین آنها در منابع اهل سنت، روایتی باشد که از ام سلمه روایت شده که گفت:
پیامبر خدا (ص) فرمود: پناهنده ای به خانه خدا پناه می برد آنگاه لشکری به سوی او فرستاده می شود تا آنکه به بیابان مدینه می رسند و آنجا در زمین فرو می روند(161)
صاحب کشاف در تفسیر این آیه و اگر می دیدی آن لحظه ای را که هراسان شدند و دستگیر شدند از جایگاهی نزدیک(162) آورده است که: از ابن عباس روایت شده که آیه فوق در مورد فرو رفتن در بیابان بیداء نازل شده است.
و صاحب مجمع البیان می گوید:
ابوحمزه گفت: از علی بن حسین و حسن بن علی (ع) شنیدم که آن دو بزرگوار می فرمودند: مراد از آیه یاد شده، لشکر بیابان است که از زیر پایشان گرفتار می شوند (زمین آنها را در کام خود فرو می برد.(163)
و از حذیفه یمانی روایت شده است:
پیامبر (ص) از فتنه ای که بین مشرق و مغرب واقع خواهد شد یاد نموده و فرمود در حالیکه آنها گرفتار چنان فتنه ای هستند، سفیانی از وادی یا بس (بیابان خشک) بر آنها خروج می کند، تا آنکه به دمشق فرود می آید آنگاه دو لشکر، یکی به سوی مشرق و یکی به سوی مدینه روانه می کند تا اینکه به زمین بابل و شهر نفرین شده (بغداد) فرود می آیند و بیش از سه هزار تن را می کشند و بالغ بر یکصد زن را به زور تصاحب می کنند، سپس از آنجا بیرون آمده به سوی شام رو می آورند، در این هنگام لشکر هدایت خروج کرده و به آن لشکر می رسد و آنها را از دم تیغ می گذراند که یک نفر هم که خبر مرگ بقیه را ببرد باقی نمی ماند. و آنچه از اسیران و غنیمتها که در دست آنهاست از آنان باز پس می گیرند و اما لشکر دوم وارد مدینه شده و سه شبانه روز به غارت و چپاول آنجا می پردازد آنگاه بیرون آمده و به سوی مکه روانه می گردند تا اینکه به بیابان می رسند و خداوند در این هنگام جبرئیل را بر می انگیزد و می فرماید: جبرئیل برو و ایشان را نابود گردان، پس جبرئیل با پای خود ضربتی به آن زمین می زند و زمین آنها را در خود فرو می برد، و هیچ کس از آنها نجات نمی یابد مگر دو مرد از جهینه.(164)
از امیر مؤمنان (ع) نقل شده است که فرمود:
مهدی روی آورنده است با موهایی پیچیده و خالی که بر گونه خود دارد، آغاز نهضت او از جانب مشرق می باشد و چون آن امر تحقق یافت سفیانی خروج می کند و بمدت بارداری یک زن یعنی نه ماه فرمانروائی می کند، وی در شام خروج می کند و اهل شام مطیع او شوند بجز قبیله های حق طلب موجود در آنجا که خداوند آنها را از خروج با سفیانی حفظ می کند.
او با لشکری انبوه وارد مدینه می شود تا اینکه سرانجام به بیابان مدینه می رسد و خداوند او را در آنجا به زمین فرو می برد. و این است معنای فرموده خداوند بزرگ:
و اگر می دیدی آن لحظه ای را که هراسان شدند و دستگیر شدند از جایگاهی نزدیک.(165)
معنای فرموده امیر مؤمنان (ع) که روی آورنده یعنی وقتی راه می رود مثل اینکه با تمام اندام و وجود روی می آورد. و معنای اینکه آغاز نهضت او از خاور است یعنی آغاز امر او با دولت زمینه سازان ایرانی است و معنای وقتیکه آن امر تحقق یافت یعنی وقتی امر او آغاز یا آشکار می شود و دولت آنها بر پا می گردد سفیانی خروج می کند. در این روایت زمان خروج سفیانی تعیین نشده که آیا بدون فاصله بعد از قیام دولت زمینه سازان حضرت مهدی (ع) خواهد بود و یا اینکه پس از سالهای طولانی.. ولی سیاق عبارت دلالت بر نوعی ترتیب و ارتباط بین دولت ایرانیان و خروج سفیانی دارد و خروج وی عملی حساب شده بر ضد ایرانیان است، چنانکه در اوائل روایت مربوط به جنبش او صحبت کردیم.
از حنان بن سدیر نقل شده است که گفت:
از ابوعبدالله (امام صادق) (ع) درباره فرو رفتن بیابان سئوال کردم فرمود: أما صهرا بر سر راه برید که در دوازده میلی آن در محل (ذات الجیش) واقع است.
ذات الجیش منطقه ای است میان مکه و مدینه و أما صهرا محلی است در همان منطقه.
در نسخه خطی ابن حماد از محمدبن علی (امام باقر) (ع) روایت شده است که فرمود:
بزودی پناهنده ای به مکه خواهد آمد، هفتاد هزار سرباز تحت فرمان مردی از قیس به آنجا فرستاده می شود همینکه آنها به محل ثنیه می رسند، آخرین فرد آنها وارد شده و اولین نفر آنان را آنجا خارج نمی شود، آنگاه جبرئیل ندا سر می دهد بگونه ای که این صدا به شرق و غرب جهان می رسد (ای بیابان) (ای بیابان) بگیر آنها را که خیری در آنها نیست هیچکس بر هلاکت آنها آگاه نمی شود مگر چوپانی در کوهستان که آنها را در حین هلاکت نظاره می کند و از ماجرای آنها خبر می دهد. پس وقتی پناهنده به کعبه داستان آنها را می شنود بیرون می رود.(166)
و در همین کتاب از ابی قبیل نقل شده است که گفت:
از آنها یکی باقی نمی ماند مگر یک بشارت دهنده و بیم دهنده ای، اما بشارت دهنده نزد مهدی علیه السلام و یارانش می آید و از آنچه اتفاق افتاده خبر می دهد و گواه صحنه، در چهره اش پیداست، یعنی خداوند صورت او را به پشت سر او برمی گرداند و بدین ترتیب با مشاهده برگشتن چهره او به پشت سر، سخن او را تصدیق می کنند و آگاه می شوند که آن قوم در زمین فرو رفته اند و دومی همانند اولی، خداوند چهره اش را به عقب برمی گرداند، نزد سفیانی می آید و آنچه بر سر یاران او آمده برای وی بازگو می کند سفیانی نیز به جهت علامتی که در او می بیند گفته وی را باور می کند و آن را مطابق با واقع می داند. و این دو مردانی از قبیله کلب هستند.(167)
در همین نسخه از حفصه نقل شده است که گفت:
از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: لشکری از جانب مغرب می آید و این خانه (کعبه) را می خواهد، تا آنکه به بیابان می رسد و زمین آن را در خود فرو می برد کسانی که پیشاپیش آن هستند باز می گردند تا ببینند چه بر سر آن قوم آمده است که آنها هم به همان مصیبت گرفتار می شوند آنگاه خداوند هر کس را بر طبق نیت او بر می انگیزد.(168)
یعنی کسی که مجبور به شرکت در لشکر سفیانی بوده اگر چه در آخرت مانند شخص داوطلب و کسی که با میل و اراده خود شرکت کرده نیست اما او نیز بزمین فرو می رود.
روایتی دیگر از پیامبر (ص) روایت شده است که فرمود:
در شگفتم از قومی که در یک جا می میرند یا کشته می شوند اما جایگاه آنها متفاوت و گوناگون است، پرسیدند: ای رسول خدا این چگونه است؟ فرمود: برای اینکه در میان آنها افراد مجبور و ناچار و بی میل و غیر موافق وجود دارد - یعنی کسانی که در یک محل و در یک زمان از دنیا می روند خداوند به تناسب نیت ها و انگیزه هایشان در روز قیامت آنها را حساب رسی و مؤاخذه می کند زیرا برخی از آنها از روی کراهت و بی میلی و ترس بجهت زن و فرزندان و مانند آن و بعضی دیگر به اجبار و پاره ای دیگر داوطلبانه و با رغبت در آن شرکت می کنند.
و در روایتی آمده است که شمار نفرات لشکر سفیانی که بزمین فرو می روند دوازده هزار نفر است نه هفتاد هزار تن. و در روایتی دیگر می گوید یک سوم آنها به زمین فرو می روند و یک سوم دیگر چهره هایشان به پشت سر بر می گردد و یک سوم باقیمانده سالم می مانند.(169)

آغاز بازگشت و عقب نشینی سفیانی.

پس از وقوع معجزه فرو رفتن در زمین، در مورد لشکر سفیانی در راه مکه، ستاره بخت سفیانی رو به افول می گذارد، در حالیکه اختر سعادت حضرت مهدی (ع) رو به اوج و درخشندگی می نهد.
روایات، بعد از وقوع حادثه فرو رفتن لشکریان سفیانی، نقش نظامی دیگری را برای او در حجاز ذکر نمی کند. با توجه به اینکه این ماجرا پایان بخش نقش او در حجاز خواهد بود. اما احتمال دارد نیروهایی برای او در مدینه باقی بماند که با قوای حکومت (خاندان فلان) کار زار کند و روایات خاطرنشان می سازد که حضرت مهدی (ع) پس از معجزه فرو رفتن قوای دشمن، با سپاه خود که مشکل از چند ده هزار نفر رزمنده است برای آزاد سازی مدینه راهی آنجا شده و با دشمنان خود در آنجا درگیر می شود.
به هر حال حضرت مهدی (ع) مدینه را فتح و حجاز را آزاد و نیروهای دشمن را منکوب می سازد و لشکر سفیانی هر کجا که رویاروی او باشد، از حجاز تا عراق و شام، شکست می خورد.. روایات یک نبرد یا بیشتر را یاد می کند که در عراق بین لشکر سفیانی از طرفی و سپاهیان مهدی (ع) و یاران خراسانی وی از ناحیه دیگر اتفاق می افتد.

نبرد اهواز

پس از شکست نیروهای سفیانی بدست زمینه سازان ایرانی و یمنی، طبیعی است که عراق تحت قلمرو حکومت حضرت مهدی (ع) و یاران وی در می آید و شکست معجزه آسای مجدد سفیانی در حجاز عامل کمک کننده ای در تثبیت قدرت یاوران مهدی (ع) در عراق می گردد. بویژه روایات خاطرنشان می سازد که نیروهای زمینه سازان، پس از شکست قوای سفیانی، در عراق مستقر می شوند و جهت بیعت با امام مهدی (ع) گروهی را به حجاز نزد آن حضرت می فرستند. از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود:
یاران درفش های سیاه که از خراسان به سوی کوفه می آیند در آنجا فرو می آیند و چون مهدی(ع) ظهور می کند گروهی را جهت بیعت بسوی او می فرستند.(170)
همین روایت را ابن حماد در نسخه خطی خود روایت کرده:
یاران درفش های سیاه از خراسان به کوفه روی می آورند و چون مهدی (ع) در مکه ظهور نماید، گروهی را جهت بیعت نزد وی می فرستند.(171)
ولی با وجود عواملی که ایجاب می کند سفیانی در عراق بطور کلی شکست بخورد، روایاتی وجود دارد که از درگیر شدن نیروهای وی در عراق سخن می گوید و این بار سفیانی با تنها نیروی امام مهدی (ع) درگیر می شود در حالیکه آن حضرت، شعیب بن صالح، فرمانده نیروهای ایرانی را به فرماندهی کل نیروهای خود که بخش عظیمی از آنان ایرانی و یمنی و از سایر سرزمین های اسلامی می باشند، انتخاب می کند.
برخی از روایات تنها از نبرد دروازه استخر یاد می کند و آن را به عنوان جنگی بزرگ بین نیروهای سفیانی و سپاهیانی حضرت مهدی (ع) توصیف می کند.
و استخر شهری قدیمی در جنوب ایران در منطقه اهواز است که در صدر اسلام، آباد بوده است و آثار آن نزدیک شهر نفت خیز مسجد سلیمان هنوز دیده می شود. بلکه نقل می کنند که شهر استخر را حضرت سلیمان پیامبر (ع) بنا نمود و در فصل زمستان در آنجا حکمرانی داشته است و گویا مسجد سلیمان، مسجدی بوده است که حضرت سلیمان (ع) آنرا ساخته است.
دو روایت وجود دارد که محل گرد آمدن نیروهای ایرانی را منطقه بیضاء استخر معین می کند یعنی منطقه سفید رنگی در شهر استخر و بنظر می رسد که همان بلندیهای نزدیک مسجد سلیمان باشد که به کوه سفید معروف است. همچنین دو یا سه روایت، خاطرنشان می سازد که هنگامی که امام مهدی (ع) از مدینه منوره به عراق عزیمت می فرماید نخست در بیضاء استخر فرود می آید و ایرانیها با آن حضرت بیعت می نمایند و به فرماندهی امام مهدی (ع) در آنجا وارد کارزاری سخت با لشکریان سفیانی شده و او را شکست می دهند..
در پی این نبرد حضرت مهدی (ع) با هفت کجاوه نور از نور وارد عراق می گردد که مردم نمی دانند که وی در کدامیک از آنهاست و ما آن را در مبحث نهضت ظهور بیان خواهیم کرد.
در نسخه خطی ابن حماد از علی (ع) روایت شده است که فرمود: وقتی سواران سفیانی به سوی کوفه رفتند، گروهی را در جستجوی اهل خراسان می فرستد و در این حال اهل خراسان به طلب مهدی بیرون می آیند آنگاه هاشمی با درفش های سیاه در حالیکه شعیب بن صالح در پیشاپیش آنها حرکت می کند با امام مهدی ملاقات می کند و همچنین آن حضرت در محل دروازه استخر با یاران سفیانی برخورد می کنند و بین آنها نبردی بزرگ رخ می دهد. در این هنگام درفش های سیاه آشکار می شود و سواران سفیانی پا به فرار می گذارند در این بحبوحه مردم آرزوی دیدار مهدی (ع) را داشته و او را می جویند.(172)
معنای جمله هاشمی با او ملاقات می کند یعنی حضرت مهدی (ع) و هاشمی خراسانی فرمانده نیروهای ایرانی یکدیگر را ملاقات می کنند، چنانکه روایت بعدی صریحاً بر آن دلالت دارد، یعنی گروههای ایرانی در جستجوی امام مهدی (ع) بیرون می آیند تا با او بیعت نموده و در کنار آن حضرت، علیه دشمنان به نبرد بپردازند. از این رو متوجه جنوب ایران نزدیک مرزهای خشکی حجاز، از ناحیه بصره می گردند، در این هنگام است که فرمانده آنها هاشمی خراسانی و سپاهیان وی با حضرت ملاقات می کنند، به این معنی که امام مهدی ارواحنا فداه، پس از آزاد کردن حجاز و حرکت به سمت جنوب ایران، با آنان ملاقات می کند، آنگاه نبرد یاد شده با نیروهای سفیانی که روایت اشاره می کند به اینکه آنها وارد جنوب ایران و عراق می شوند، بوقوع می پیوندد.. و شاید این بار آنها نیروهای خود را با نیروهای غربی از طریق خلیج فارس و بصره وارد نبرد می کنند، چنانکه خواهد آمد.
روایتی دیگر در نسخه خطی ابن حماد ص 86 می گوید:
سفیانی در جنگ خود در عراق، لشکریانش را در سراسر جهان پخش می کند.
و این نکته نشانگر گستردگی و پراکندگی نیروهای وی در عراق و مرزهای ایران و عراق می باشد که فرض حضور نیروی دریائی سفیانی و هم پیمانان غربی وی را در خلیج فارس تأیید می کند.
روایت ذیل آمدن حضرت مهدی (ع) به جنوب ایران را بیان و نیز جنگ دروازه استخر یا کوه سفید را توصیف می کند. ولی متأسفانه در متن روایت، نوعی آشفتگی وجود دارد:
سفیانی لشکریان خود را پس از ورود به کوفه و بغداد در سراسر دنیا منتشر می سازد و از ناحیه ماوراءالنهر، از اهل خراسان، ترس و وحشتی به او می رسد، آنگاه سپاهیان مشرق (به لشکریان سفیانی هجوم می آورند و آنها را بقتل می رسانند) وقتی این خبر به او می رسد سپاهی گران به استخر می فرستد و در این زمان(سفیانی و نیروهایش) و حضرت مهدی (ع) و هاشمی در کوه سفید برخورد می کنند و در آنجا بین آنها کارزاری چنان بزرگ بوقوع می پیوندد که سواران، خون را به ساقهای پای اسبان خود می رسانند.
روایت نخستین تأثیر شگرفی را که در اثر شکست نیروهای سفیانی در نبرد اهواز بوجود می آید، یاد می کند که در هواداران حضرت مهدی (ع) در میان ملتهای مسلمان موجی بر پا می کند بطوریکه برای پیوستن به آن حضرت و بیعت با وی دست به حرکت و جنبش می زنند.
در این هنگام مردم آرزوی دیدار حضرت مهدی را می کنند و او را جستجو می نمایند
به هر حال، روایات راجع به جنگ های سفیانی در عراق بعد از فرو رفتن لشکر او در منطقه حجاز، هر گونه که باشد، آنچه که در آن تردیدی نیست این است که بعد از این حادثه، وارد مرحله عقب نشینی و شکست می گردد. و تمام سعی او صرف حفظ و نگهداری قلمرو حکومت خود یعنی سرزمین شام و نیز تقویت آخرین خط دفاعی فلسطین و قدس و آمادگی در برابر حمله نیروهای حضرت مهدی (ع) می شود.
روایات، در مورد جنگهای سفیانی با حضرت مهدی (ع) و یارانش، تنها به ذکر نبرد فتح بزرگ، فتح مقدس و آزادی فلسطین می پردازد که جنگ پایانی وی خواهد بود و به شکست هم پیمانان یهودی و غربی وی می انجامد.