فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

آغاز جنبش سفیانی و مراحل آن

شرایط و اوضاع ترسیم شده در روایات، جنبش سفیانی را بسیار خشن و سریع توصیف می کند یا به تعبیر سیاسی امروز جنبشی دراماتیک و خونین می باشد زیرا اوضاع جهانی و کشمکش بین ابرقدرتها به اندازه ای وخیم می شود که منجر به نبرد می گردد. و وضع سرزمین شام که فتنه فلسطین آن را بر هم می زند همچون بهم خوردن آب در مشک و از ضعف و ناتوانی و تجزیه شدن، گرفتار رنج و افسردگی است.. و مهمتر از آن، از نظر غربی ها و یهودیان رسیدن نیروهای اسلام و قوای ایرانیان به مرزهای فلسطین و دروازه های قدس می باشد، سپس نفوذ روسها در سرزمین شام و جهان اسلام افزایش می یابد. از این رو آنها اقدام به انتخاب زمامداری مقتدر می نمایند. تا بتواند منطقه پیرامون اسرائیل را برای سلطه اسرائیل کاملاً زیر فرمان آورد و از این جاست که او نقش مهم خود را که تنها خط دفاع (عربی) از اسرائیل و غرب است اجرا می کند، بلکه آنها دست او را در جنگ عراق و اشغال آن جهت جلوگیری از خطر ایرانیان و یاران درفش های سیاه باز می گذارند. همچنانکه دست سفیانی را در یاری رساندن به حکومت ضعیف حجاز و برای درهم شکستن جنبش اساسی و نوینی که نمی تواند نهضت امام مهدی (علیه السلام) در مکه مکرمه بشمار آید باز می گذارند.
جنبه هایی را که روایات، آشکارا یا به اشاره یاد می کند، به فهمیدن سرعت و شدتی که از ویژگیهای جنبش سفیانی می باشد و روایات درباره آنها سخن می گوید، کمک می کند. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
سفیانی از نشانه های حتمی ظهور است و خروج او از آغاز تا انجام پانزده ماه بطول می انجامد، وی شش ماه کارزار می کند، همینکه بر پنج شهر دست یافت نه ماه فرمانروائی می کند بی آنکه روزی برآن افزوده شود(132)
آن پنج شهر عبارتند از: دمشق، اردن، حمص، حلب و قنسرین که مراکز فرمانروائی منطقه، سوریه، اردن و لبنان می باشد. و روایات بر بودن اردن در آنها تصریح می کند، اما لبنان که جزئی از سرزمین شام و تابع پنج شهر بحساب می آید، بعید نیست که در قلمرو حکومت سفیانی قرار گیرد. ولی برخی از روایات، گروههایی را از فرمانروائی سفیانی جدا می کنند که عبارتند از: بپای دارندگان حق که خداوند آنها را از شر خروج با او حفظ می کند که بیان خواهد شد و مردم لبنان از آن دسته می باشند.
روایات زمان جنبش وی را معین می کند و وقوع آن را در ماه رجب می داند، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
از نشانه های حتمی ظهور خروج سفیانی در ماه رجب است.(133)
و این امر، یعنی خروج سفیانی شش ماه قبل از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) خواهد بود، زیرا حضرت در شب دهم یا روز دهم محرم همان سال در مکه ظهور می کند و تسلط سفیانی بر منطقه شام که عبارت است از لشکرکشی به عراق و سپس به حجاز، به تصور پیروزی بر یاران امام مهدی (علیه السلام) و نهضت آن حضرت می باشد قبل از ظهور آن بزرگوار انجام می پذیرد. بنابراین جنبش سفیانی در سه مرحله انجام می شود، نخست: مرحله تثبیت سلطه وی در شش ماهه اول. مرحله دوم: هجوم و پیکار او در عراق و حجاز، مرحله سوم: بازگشت وی از توسعه طلبی در عراق و حجاز و دفاع در برابر تحرک سپاه حضرت مهدی (علیه السلام)، جهت حفظ متصرفات باقیمانده اش از سرزمین شام و اسرائیل و قدس.
قابل دقت است که، روایات مربوط به سفیانی جنگ های شش ماهه اول وی را به اختصار ترسیم می کند و این درگیریها ابتدا جنگ های داخلی او با أصهب و أبقع و سپس با نیروهای اسلامی و غیر اسلامی مخالف خود است تا اینکه استیلای او بر سرزمین شام کامل می گردد.
ولی با توجه به جنبش او، طبیعی است که این شش ماه، سراسر پر از عملیات های متراکم نظامی خواهد بود وی بگونه ای سلطه خود را تحکیم می بخشد که بتواند نیروهای زیادی را برای نبردهای گسترده در نه ماه آینده تجهیز و گردآوری نماید. و ممکن است سفیانی در کنار جنگهای شش ماهه اول خود، علاوه بر أبقع و أصهب با فرمانروایان اردن و لبنان و دیگر نیروهای مخالف درگیری داشته باشد.
روایتی، به شدت جنگ های سفیانی با ابقع و اصهب اشاره می کند و همین جنگ ها موجب نابودی شام می گردد. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
از نشانه های ظهور، فرو رفتن یک آبادی به نام جابیه از روستاهای شام و فرود آمدن ترکان در جزیره و رومیها در رمله است، درگیریهای زیادی در این هنگام در سراسر زمین رخ می دهد تا اینکه شام ویران می گردد و در روایتی آمده است، نخستین سرزمینی که ویران می شود شام است و علت ویران شدن آن اجتماع سه درفش (نیرو) در آنجاست، نیروهای اصهب، لشکر ابقع و لشکر سفیانی.(134)
اما خرابی دمشق با توجه به سخن امیرمؤمنان (علیه السلام) که فرمود: دمشق را قطعاً تخریب خواهم کرد... این عمل را مردی از خاندان من انجام می دهد ظاهراً همان ویرانی ای است که در نبرد بزرگ آزادسازی قدس که توسط امام مهدی (علیه السلام) با سفیانی، یهودیان و رومی ها اتفاق می افتد.
اما سفیانی در نه ماهه پایانی حکومت خود، دست به نبردهای بزرگی می زند که مهمترین آنها با ترکان (روسها؟) و هواداران آنها در قرقیسیا است، سپس نبردهای او در عراق با ایرانیان زمینه سازان ظهور، و یمنی که طبق برخی از روایات با آنان می باشد.
و ممکن است سفیانی در مدینه منوره دارای نیروهایی باشد که در کنار نیروهای حکومت حجاز، در برابر نبردی که احتمالاً توسط حضرت مهدی (علیه السلام) برای آزادی مدینه انجام می پذیرد وارد پیکار شوند.
سفیانی پس از شکست در عراق و حجاز به شام و فلسطین باز می گردد تا در بزرگترین کارزار حضرت مهدی (علیه السلام) یعنی نبرد بزرگ فتح قدس به مصاف بپردازد.

از وادی یابس (دره خشک) تا دمشق

در اینکه سفیانی جنبش خود را از خارج دمشق از منطقه حوران یا درعا در مرز سوریه - اردن آغاز می کند، روایات تقریباً همداستانند، البته روایات، منطقه خروج وی را وادی یابس و أسود (دره خشک و سیاه) می نامند.
از امیر مؤمنان (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
پسر هند جگرخوار از وادی یابس (دره خشک) خروج می کند و او مردی است چهار شانه، با چهره ای ترسناک و سری بزرگ که در چهره اش اثر آبله پیداست به قیافه اش که بنگری، یک چشم بنظر می رسد، نامش عثمان و نام پدرش عنسبه (عیینه) و از فرزندان ابوسفیان است. تا اینکه به سرزمینی قرار و معین (آرام و دارای آبی گوارا) می رسد، آنگاه بر منبر آن جا قرار می گیرد.(135)
البته زمین ذات قرار معین (دارای آرامش و آبی گوارا) که در قرآن آمده است به دمشق تفسیر شده است.
در نسخه خطی ابن حماد از محمد بن جعفر بن علی نقل شده است که گفت:
سفیانی از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان، مردی است با سری درشت و چهره ای آبله گون، در چشمش نقطه ای سفید پیداست او از ناحیه ای از شهر دمشق که وادی یابس (دره خشک) نامیده می شود با هفت نفر که یکی از آنها درفشی پیچیده با خود دارد، خروج می کند.(136)
و در صفحه 74 همین نسخه آمده است که آغاز حرکت سفیانی از قریه ای در غرب شام به نام أندرا همراه 7 نفر می باشد و در صفحه 79 از ارطاة بن منذر آمده است که گفت: مردی بدسیما و ملعون از مندرون در شرق بیسان در حالیکه بر شتری سرخ سوار و تاجی بر سر نهاده است، خروج می کند.
ابن حماد، روایات متعددی از تابعین آورده است که آنها را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم یا اهل بیت (علیه السلام) نسبت نداده اند، این روایات درباره سفیانی و آغاز جنبش او مطالبی بیان کرده که به افسانه بیشتر شباهت دارد... مثل اینکه
او در عالم خواب دیده می شود به او می گویند برخیز و قیام کن وی سه چوب نی در دست دارد به هر کس که آنها رابزند مرگ او حتمی است.(137)
ولی صرف نظر از روایات مبالغه آمیز و بیانگر امور غیر عادی، روایات دیگری هست که از جنبش سریع و شدید سفیانی حکایت دارد و شدت یورش وی نزد راویان شیعه امری شناخته شده است، بطوریکه یکی از راویان، درباره اینکه شیعیان هنگام خروج سفیانی چه باید بکنند، از امام صادق (علیه السلام) سؤال می کند.
از حسین بن ابی العلاء حضرمی چنین روایت شده است که گفت:
از ابوعبدالله (امام صادق (علیه السلام)) پرسیدم: وقتی سفیانی خروج کند ما شیعیان چه بکنیم؟ حضرت فرمود: مردان چهره خود را از او بپوشانند و به زن و فرزندان آسیبی نمی رسد و چون بر پنج شهر، یعنی شهرهای شام مسلط شد، شما به سوی صاحب خود (حضرت مهدی (علیه السلام)) کوچ کنید.(138)
بنظر می رسد که سرسخت ترین سفیانی ابقع و هوادارانش می باشند که مراد از بنی مروان در روایت ابن حماد نیز همین ها می باشند آنجا که می گوید:
او برمروانی چیره شده و او را بقتل می رساند سپس بنی مروان را سه ماه کشتار می کند، آنگاه روی به اهل مشرق (ایرانیان) می آورد تا این که وارد کوفه می شود(139)
برخی روایات، نشانگر این معنی است که شیعیان منطقه شام هنگام خروج سفیانی، از دشمنان عمده وی شمرده نمی شوند، بلکه طرفداران أبقع و أصهب هستند که دشمنان شیعه و سفیانی هر دو محسوب می شوند، از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
سفیانی، برای انتقام گرفتن از دشمنانتان به نفع شما کافی است و او برای شما از نشانه هاست با آنکه، آن فاسق اگر خروج می کرد شما یکی دو ماه بعد از خروج او می ماندید و از ناحیه او به شما ضرری نمی رسید تا آنکه جمعیت زیادی را قبل از شما بقتل برساند. بعضی از یاران از آن حضرت پرسیدند: در آن وقت وظیفه ما نسبت به زن و فرزندمان چیست؟ امام فرمود: مردان شما خود را از او بپوشانند زیرا که هراس و شرارت او البته بر شیعیان ماست، اما زنان ان شاالله به آنها ضرری نمی رسد. پرسیدند: مردان کجا بروند و از او به کجا بگریزند؟ امام فرمود: هر کس می خواهد از شر آنها بگریزد به مدینه یا مکه و یا شهر دیگر برود.. ولی شما باید به مکه روی آورید که آنجا محل اجتماع شماست. و این فتنه نه ماه به مدت بارداری زن طول می کشد و بخواست خدا بیش از آن نخواهد شد.(140)
این روایت حاکی از این است که هجوم سفیانی برشیعیان، در شام، در ماه رمضان پس از خروج وی خواهد بود. همچنین روایات یادآور می شوند که سلطه او بر منطقه قدرتمندانه و مطلق است بگونه ای که برتمام مشکلات داخلی پیروز می گردد.
مردم شام از او اطاعت می کنند. بجز دسته هایی از پویندگان حق که خداوند آنها را از شر خروج همراه وی حفظ می کند(141)
برخی از راویان، از این روایت اینگونه می فهمند که شیعیان لبنان و سرزمین شام در قلمرو حکومت سفیانی قرار نمی گیرند و از او اطاعت نخواهند کرد. البته این امر امکان پذیر است و کمترین دلیل بر آن، جدا شدن گروههایی از اهل شام از گردن نهادن به فرمان اوست. چه اینکه جمعیت های آگاه، از شیعیان و غیر شیعیان که از مصونیت الهی برخوردارند از مشارکت در جنبش سفیانی و عملیات نظامی وی در عراق و حجاز سرپیچی می کنند. و بعید نیست که آنها دارای وضع سیاسی ویژه ای باشند که با دیگر هموطنان عادی در دولت سفیانی متفاوت باشد و آنها را تا این اندازه مستقل ساخته باشد نظیر لبنان کنونی نسبت به سوریه.
به هر حال، وقتی سفیانی از استیلای خود بر منطقه آسوده خاطر می شود، عملیات مهم برون مرزی خود را آغاز می کند، از جمله سپاه بزرگ خود را جهت رویارویی با ایرانیان زمینه ساز، آماده می کند.
سفیانی تلاش و کوشش خود را صرفاً متوجه عراق می کند و سپاه وی وارد قرقیسیا می شود و در آنجا به کارزار می پردازد.(142)

نبرد بزرگ قرقیسیا

در روایات مربوط به سفیانی، جنگ قرقیسیا که در مرزهای سوریه - عراق - ترکیه بوقوع می پیوندد حادثه ای خارج از روال طبیعی جنبش سفیانی و حوادث زمان ظهور بنظر می رسد.. از این رو هدف اصلی سفیانی از جنگ عراق سلطه یافتن برآن کشور و ایجاد مقاومت در برابر نیروهای ایرانی و زمینه سازان ظهور حضرت، که از مسیر عراق به سوی سوریه و قدس پیش می روند خواهد بود. ولی در راه عراق در اثر حادثه عجیبی جنگ قرقیسیا رخ می دهد و آن حادثه پیدا شدن گنجی در مجرای فرات و یا نزدیک مجرای رود فرات است. بطوریکه عده ای از مردم برای دست یافتن به آن، دست به تلاش می زنند و آتش جنگ بین آنها شعله ور می شود و بیش از صدهزار تن از آنها کشته می شوند و هیچیک به پیروزی قطعی نمی رسند و به آن گنج دست نمی یابند. بلکه همگی از آن منصرف شده و به مسائل دیگر مشغول می شوند.
منطقه قرقیسیا بطوری که در معجم البلدان آمده، شهر کوچکی است در نزدیکی مدخل نهر خابور در رود فرات و امروز خرابه های آن نزدیک شهر دیرزور سوریه قرار دارد و نزدیک مرزهای سوریه - عراق است و به مرزهای ترکیه - سوریه نیز نسبتاً نزدیک می باشد.
با وجود پیچیدگی و ابهام برخی از جوانب نبرد قرقیسیا، همچون انگیزه ایجاد آن و طرفهای درگیر آن غیر از سفیانی و پایان آن.. روایات، وقوع آن را به صراحت و قاطعیت بیان می کند و با اوصاف بزرگی آن را وصف می نماید. مانند روایت ذیل که از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
همانا خداوند، در قرقیسیا سفره پر از طعامی دارد که سروش آسمانی از آن خبر می دهد و ندا می کند ای پرندگان آسمان و ای درندگان زمین بشتابید برای سیر شدن از گوشت تن ستمگران(143)
اینکه صحنه نبرد قرقیسیا به خوان و سفره الهی توصیف شده از این جهت است که درگیری ستمگران با هم و ضعیف کردن نیروهای یکدیگر از تقدیرات خداوند متعال است که به شکست آنها بدست حضرت مهدی (علیه السلام) کمک می کند. از این رو سفیانی بعد از این جنگ وارد عراق می شود در حالیکه بخشی از نیروهای خود را از دست داده است، ایرانیان زمینه ساز، او را شکست می دهند.. آنگاه حضرت مهدی (علیه السلام) با ترکان که پس از شکست سفیانیان در نبرد قرقیسیا طرف درگیر در آن کار زار بوده اند. وارد نبرد می شود.
چنانکه روایت اشاره می کند، عرضه نبرد، بیابان خشک و بی آب و گیاه است و آنها اجساد کشتگان خود را دفن نمی کنند و یا قادر به دفن آنها نیستند، از این رو پرندگان آسمان و درندگان زمینی از گوشت لاشه های آنها شکم خود را سیر می کنند و اینکه سربازان کشته شده نیز ستمگرند زیرا که آنها سربازان جباران و ستم پیشگان می باشند. یا اینکه در میان آنها شمار زیادی از افسران و فرماندهان ستمکار از دو طرف وجود دارد.
از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
سپس سفیانی با ابقع روبرو می شود و با یکدیگر کارزار می کنند، سفیانی او و همراهانش و أصهب را به قتل می رساند. آنگاه هیچ تصمیمی جز حمله به عراق ندارد سپاه خود را به قرقیسیا رسانده و در آنجا وارد نبرد می شود، در این درگیری صدهزار ستمگر کشته می شود... و سفیانی لشکری به تعداد هفتاد هزار نفر را به سوی کوفه گسیل می دارد.(144)
برخی روایات، تعداد کشتگان را یکصد و شصت هزار و بعضی بیش از آن یاد می کنند، چه بسا صد هزار تن از ستمگران باشند همانگونه که این روایت می گوید و بقیه از سربازان عادی و مزدوران و سایر مردم محروم باشند.
اما گنج مورد نزاع، روایاتی چند در این باره آمده است که روشن ترین آنها در نسخه خطی ابن حماد از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است که فرمود:
رود فرات، از کوهی از طلا و نقره پرده برمی دارد و آن را آشکار می سازد بر سر آن جنگ و درگیری بوجود می آید بگونه ایکه از هر نه تن هفت تن کشته می شوند. پس هرگاه شما آن را درک کردید به آن نزدیک نشوید.(145)
و نیز در همین نسخه آمده است:
فتنه چهارم هیجده سال بطول می انجامد، سپس در آنهنگام که باید پایان می پذیرد و تحقیقاً نهر فرات از کوهی از طلا پرده برمی دارد و مردم برای رسیدن به آن به جان یکدیگر می افتند و از هر نه تن هفت تن کشته می شوند.
مراد از فتنه چهارم در این روایت، اگر سلطه و استیلای غرب و دیگر ملتها بر مسلمانان باشد، چنانکه روایات به آن تصریح می کند، آن فتنه طولانی خواهد بود. و اینک حدود یک قرن بر آن می گذرد. و اگر منظور فتنه داخلی سرزمین شام باشد که ناشی از فتنه چهارم، یعنی فتنه فلسطین است، که در این جهت ممکن است جنگ داخلی لبنان، آغاز این هیجده سال باشد.
و احتمال دارد آن گنج یاد شده، معادن طلا و نقره ای باشد که در آنجا کشف خواهد شد و مورد اختلاف بین سه دولت و حامیان آنها واقع می گردد، یا اینکه آن گنج، نفت و یا معادن دیگر باشد.. من شنیده ام منطقه قرقیسیا از لحاظ نفت و دیگر معادن حتی اورانیوم غنی می باشد و عملیات حفاری و تحقیقات در آن، در حال اجراء بوده و از نتایج مثبتی برخوردار است.. منزه است خدایی که مقدار و مالکیت هر چیز در دست اوست.
اما طرف مقابل سفیانی در این نبرد: از نظر اکثر روایات ترکان هستند. ولی منظور از ترکان در اینجا چیست؟ آنچه به نظر می رسد و به طبیعت امور نزدیک تر است اینکه آنها سپاهیان ترک زبان هستند، چرا که درگیری و نزاع بر سر دارائی ای است که نزدیک مرزهای سوریه و ترکیه وجود دارد اما طرف سوم که در عراق است درگیر اوضاع داخلی خود و وجود دو دستگی در آن می باشد، دسته ای طرفداران یمنی ها و ایرانیان زمینه ساز ظهور حضرت گروهی هواداران سفیانی می باشند. اما قرینه های زیادی وجود دارد که این احتمال که مراد از ترکان در اینجا روسها باشد را تأیید می کند. بویژه روایاتی که خاطرنشان می سازد آنها قبل از خروج سفیانی، در جزیره ربیعه یا دیار بکر نزدیک قرقیسیا فرود می آیند. و روایاتی که می گوید سفیانی با ترکان به نبرد می پردازد و سپس بدست حضرت مهدی (علیه السلام) ریشه کن می شوند و نخستین لشکری را که آن حضرت برای جنگ با ترکان گسیل می دارد آنها را شکست می دهند و ظاهراً منظور از جزیره که در روایات متعدد یاد شده است و نیروهای ترک زبان قبل از سفیانی در آنجا فرود می آیند، همان منطقه ای است که به این اسم نامیده شده و با توجه به مطلق بودن و اضافه نشدن آن به اسم دیگر، جزیرةالعرب و مانند آن نیست، چنانکه مراد از فرود آمدن نیروهای رومی در رمله چنانکه از روایات استفاده می شود، همان رمله فلسطین است.
آری از روایات گذشته مربوط به گنج و اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مسلمانان را از شرکت در نزاع بر سر آن گنج نهی فرمود و از عبارت مردم برای رسیدن به آن به جان یکدیگر می افتند استفاده می شود که طرفهای درگیر بر سر گنج، مسلمانان می باشند ولی این مطلب مانع از آن نیست که دولت ترکیه طرف درگیر نباشد و ترکان روسی و یا هواداران ترکان، آن دولت را یاری نکنند، چنانکه این تعبیر درباره آنان، در روایات فرو آمدن نیروهای آنان در جزیره وارد شده است. اما رومیان و مغربی ها که در برخی از روایات آمده است، از طرفهای درگیر در جنگ قرقیسیا هستند اما آن نشانه ها اندک و ضعیف است. و ممکن است ورود آنان برای کمک به سفیانی یا دیگران باشد.
اما نیروهای اصلی و دشمنان سفیانی و هواداران و یاوران حضرت مهدی (علیه السلام)، یمنی ها و ایرانیان هستند که در نبرد قرقیسیا دخالت نمی کنند چرا که آن جنگ میان دشمنان آنها برقرار است ولی انگیزه مهمتر با توجه به ظواهر روایات، اشتغال آنان به حوادث ظهور در حجاز و تلاش برای ارتباط و ایجاد وحدت نیروها با نیروی امام مهدی (علیه السلام) است که آغاز نهضت ظهور آن حضرت در مکه می باشد. البته ممکن است علت آن، شعله ور شدن جنگ جهانی باشد که احتمال بیشتر می دهیم بخشی از آن در این مرحله بوقوع بپیوندد. (که در این باره سخن خواهیم گفت.)
ابن حماد از علی (علیه السلام) روایت می کند که حضرت فرمود:
وقتی سواران سفیانی به سوی کوفه بحرکت درآیند او گروهی را در پی اهل خراسان می فرستد در حالیکه اهل خراسان به طلب حضرت مهدی (علیه السلام) بیرون می آیند.(146)