فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

آیا سفیانی یکی است یا چند تن

بی تردید سفیانی وعده داده شده که روایات موجود در منابع شیعه و سنی بر آن دارد، یک نفر است اما در برخی از روایات همچون نسخه خطی ابن حماد و غیر آن سخن از دو سفیانی به میان آمده است، سفیانی اول و سفیانی دوم و گاهی از بعضی روایات استفاده می شود که آنها سه تن هستند. اما آنکه مورد نکوهش قرار گرفته و دست به شرارت و کارهای آنچنانی می زند، همان سفیانی دوم است، زیرا سفیانی اول پس از استیلا بر سرزمین شام و جنگ قرقیسیا، در جنگ عراق در برابر سپاه ایرانیان و یاران درفش های سیاه شکست می خورد و در اثر زخمی که بر او وارد می شود در راه بازگشت به شام به هلاکت می رسد و سفیانی دوم را جانشین خود قرار می دهد تا مأموریت مهم او را ادامه دهد.
چنانچه این روایات صحیح باشد، سفیانی اول، فرمانروای نابکاری است که زمینه ساز سفیانی اصلی وعده داده شده است، همچنان که یمنی و خراسانی ها یاران درفش های سیاه زمینه ساز نهضت حضرت مهدی (علیه السلام) می باشند. ابن حماد گوید ولید گفت:
سفیانی روی می آورد و به جنگ بنی هاشم و هرکس از یاوران درفش های سه گانه و غیر آنان که با او بستیزد، می پردازد و بر همه آنها چیره می شود. آنگاه روانه کوفه می شود و بنی هاشم بسوی عراق مهاجرت می کنند، سپس سفیانی در بازگشت از کوفه در نزدیکی شام به هلاکت می رسد و مرد دیگری از فرزندان ابوسفیان را جانشین خود می سازد که غلبه با اوست و بر مردم چیره می شود.. و سفیانی مورد نظر، همین است(131)
شبیه این روایت را در متعدد بودن سفیانی، در صفحات 60 و 74 و غیر آن روایت کرده است.

آغاز جنبش سفیانی و مراحل آن

شرایط و اوضاع ترسیم شده در روایات، جنبش سفیانی را بسیار خشن و سریع توصیف می کند یا به تعبیر سیاسی امروز جنبشی دراماتیک و خونین می باشد زیرا اوضاع جهانی و کشمکش بین ابرقدرتها به اندازه ای وخیم می شود که منجر به نبرد می گردد. و وضع سرزمین شام که فتنه فلسطین آن را بر هم می زند همچون بهم خوردن آب در مشک و از ضعف و ناتوانی و تجزیه شدن، گرفتار رنج و افسردگی است.. و مهمتر از آن، از نظر غربی ها و یهودیان رسیدن نیروهای اسلام و قوای ایرانیان به مرزهای فلسطین و دروازه های قدس می باشد، سپس نفوذ روسها در سرزمین شام و جهان اسلام افزایش می یابد. از این رو آنها اقدام به انتخاب زمامداری مقتدر می نمایند. تا بتواند منطقه پیرامون اسرائیل را برای سلطه اسرائیل کاملاً زیر فرمان آورد و از این جاست که او نقش مهم خود را که تنها خط دفاع (عربی) از اسرائیل و غرب است اجرا می کند، بلکه آنها دست او را در جنگ عراق و اشغال آن جهت جلوگیری از خطر ایرانیان و یاران درفش های سیاه باز می گذارند. همچنانکه دست سفیانی را در یاری رساندن به حکومت ضعیف حجاز و برای درهم شکستن جنبش اساسی و نوینی که نمی تواند نهضت امام مهدی (علیه السلام) در مکه مکرمه بشمار آید باز می گذارند.
جنبه هایی را که روایات، آشکارا یا به اشاره یاد می کند، به فهمیدن سرعت و شدتی که از ویژگیهای جنبش سفیانی می باشد و روایات درباره آنها سخن می گوید، کمک می کند. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
سفیانی از نشانه های حتمی ظهور است و خروج او از آغاز تا انجام پانزده ماه بطول می انجامد، وی شش ماه کارزار می کند، همینکه بر پنج شهر دست یافت نه ماه فرمانروائی می کند بی آنکه روزی برآن افزوده شود(132)
آن پنج شهر عبارتند از: دمشق، اردن، حمص، حلب و قنسرین که مراکز فرمانروائی منطقه، سوریه، اردن و لبنان می باشد. و روایات بر بودن اردن در آنها تصریح می کند، اما لبنان که جزئی از سرزمین شام و تابع پنج شهر بحساب می آید، بعید نیست که در قلمرو حکومت سفیانی قرار گیرد. ولی برخی از روایات، گروههایی را از فرمانروائی سفیانی جدا می کنند که عبارتند از: بپای دارندگان حق که خداوند آنها را از شر خروج با او حفظ می کند که بیان خواهد شد و مردم لبنان از آن دسته می باشند.
روایات زمان جنبش وی را معین می کند و وقوع آن را در ماه رجب می داند، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
از نشانه های حتمی ظهور خروج سفیانی در ماه رجب است.(133)
و این امر، یعنی خروج سفیانی شش ماه قبل از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) خواهد بود، زیرا حضرت در شب دهم یا روز دهم محرم همان سال در مکه ظهور می کند و تسلط سفیانی بر منطقه شام که عبارت است از لشکرکشی به عراق و سپس به حجاز، به تصور پیروزی بر یاران امام مهدی (علیه السلام) و نهضت آن حضرت می باشد قبل از ظهور آن بزرگوار انجام می پذیرد. بنابراین جنبش سفیانی در سه مرحله انجام می شود، نخست: مرحله تثبیت سلطه وی در شش ماهه اول. مرحله دوم: هجوم و پیکار او در عراق و حجاز، مرحله سوم: بازگشت وی از توسعه طلبی در عراق و حجاز و دفاع در برابر تحرک سپاه حضرت مهدی (علیه السلام)، جهت حفظ متصرفات باقیمانده اش از سرزمین شام و اسرائیل و قدس.
قابل دقت است که، روایات مربوط به سفیانی جنگ های شش ماهه اول وی را به اختصار ترسیم می کند و این درگیریها ابتدا جنگ های داخلی او با أصهب و أبقع و سپس با نیروهای اسلامی و غیر اسلامی مخالف خود است تا اینکه استیلای او بر سرزمین شام کامل می گردد.
ولی با توجه به جنبش او، طبیعی است که این شش ماه، سراسر پر از عملیات های متراکم نظامی خواهد بود وی بگونه ای سلطه خود را تحکیم می بخشد که بتواند نیروهای زیادی را برای نبردهای گسترده در نه ماه آینده تجهیز و گردآوری نماید. و ممکن است سفیانی در کنار جنگهای شش ماهه اول خود، علاوه بر أبقع و أصهب با فرمانروایان اردن و لبنان و دیگر نیروهای مخالف درگیری داشته باشد.
روایتی، به شدت جنگ های سفیانی با ابقع و اصهب اشاره می کند و همین جنگ ها موجب نابودی شام می گردد. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
از نشانه های ظهور، فرو رفتن یک آبادی به نام جابیه از روستاهای شام و فرود آمدن ترکان در جزیره و رومیها در رمله است، درگیریهای زیادی در این هنگام در سراسر زمین رخ می دهد تا اینکه شام ویران می گردد و در روایتی آمده است، نخستین سرزمینی که ویران می شود شام است و علت ویران شدن آن اجتماع سه درفش (نیرو) در آنجاست، نیروهای اصهب، لشکر ابقع و لشکر سفیانی.(134)
اما خرابی دمشق با توجه به سخن امیرمؤمنان (علیه السلام) که فرمود: دمشق را قطعاً تخریب خواهم کرد... این عمل را مردی از خاندان من انجام می دهد ظاهراً همان ویرانی ای است که در نبرد بزرگ آزادسازی قدس که توسط امام مهدی (علیه السلام) با سفیانی، یهودیان و رومی ها اتفاق می افتد.
اما سفیانی در نه ماهه پایانی حکومت خود، دست به نبردهای بزرگی می زند که مهمترین آنها با ترکان (روسها؟) و هواداران آنها در قرقیسیا است، سپس نبردهای او در عراق با ایرانیان زمینه سازان ظهور، و یمنی که طبق برخی از روایات با آنان می باشد.
و ممکن است سفیانی در مدینه منوره دارای نیروهایی باشد که در کنار نیروهای حکومت حجاز، در برابر نبردی که احتمالاً توسط حضرت مهدی (علیه السلام) برای آزادی مدینه انجام می پذیرد وارد پیکار شوند.
سفیانی پس از شکست در عراق و حجاز به شام و فلسطین باز می گردد تا در بزرگترین کارزار حضرت مهدی (علیه السلام) یعنی نبرد بزرگ فتح قدس به مصاف بپردازد.

از وادی یابس (دره خشک) تا دمشق

در اینکه سفیانی جنبش خود را از خارج دمشق از منطقه حوران یا درعا در مرز سوریه - اردن آغاز می کند، روایات تقریباً همداستانند، البته روایات، منطقه خروج وی را وادی یابس و أسود (دره خشک و سیاه) می نامند.
از امیر مؤمنان (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
پسر هند جگرخوار از وادی یابس (دره خشک) خروج می کند و او مردی است چهار شانه، با چهره ای ترسناک و سری بزرگ که در چهره اش اثر آبله پیداست به قیافه اش که بنگری، یک چشم بنظر می رسد، نامش عثمان و نام پدرش عنسبه (عیینه) و از فرزندان ابوسفیان است. تا اینکه به سرزمینی قرار و معین (آرام و دارای آبی گوارا) می رسد، آنگاه بر منبر آن جا قرار می گیرد.(135)
البته زمین ذات قرار معین (دارای آرامش و آبی گوارا) که در قرآن آمده است به دمشق تفسیر شده است.
در نسخه خطی ابن حماد از محمد بن جعفر بن علی نقل شده است که گفت:
سفیانی از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان، مردی است با سری درشت و چهره ای آبله گون، در چشمش نقطه ای سفید پیداست او از ناحیه ای از شهر دمشق که وادی یابس (دره خشک) نامیده می شود با هفت نفر که یکی از آنها درفشی پیچیده با خود دارد، خروج می کند.(136)
و در صفحه 74 همین نسخه آمده است که آغاز حرکت سفیانی از قریه ای در غرب شام به نام أندرا همراه 7 نفر می باشد و در صفحه 79 از ارطاة بن منذر آمده است که گفت: مردی بدسیما و ملعون از مندرون در شرق بیسان در حالیکه بر شتری سرخ سوار و تاجی بر سر نهاده است، خروج می کند.
ابن حماد، روایات متعددی از تابعین آورده است که آنها را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم یا اهل بیت (علیه السلام) نسبت نداده اند، این روایات درباره سفیانی و آغاز جنبش او مطالبی بیان کرده که به افسانه بیشتر شباهت دارد... مثل اینکه
او در عالم خواب دیده می شود به او می گویند برخیز و قیام کن وی سه چوب نی در دست دارد به هر کس که آنها رابزند مرگ او حتمی است.(137)
ولی صرف نظر از روایات مبالغه آمیز و بیانگر امور غیر عادی، روایات دیگری هست که از جنبش سریع و شدید سفیانی حکایت دارد و شدت یورش وی نزد راویان شیعه امری شناخته شده است، بطوریکه یکی از راویان، درباره اینکه شیعیان هنگام خروج سفیانی چه باید بکنند، از امام صادق (علیه السلام) سؤال می کند.
از حسین بن ابی العلاء حضرمی چنین روایت شده است که گفت:
از ابوعبدالله (امام صادق (علیه السلام)) پرسیدم: وقتی سفیانی خروج کند ما شیعیان چه بکنیم؟ حضرت فرمود: مردان چهره خود را از او بپوشانند و به زن و فرزندان آسیبی نمی رسد و چون بر پنج شهر، یعنی شهرهای شام مسلط شد، شما به سوی صاحب خود (حضرت مهدی (علیه السلام)) کوچ کنید.(138)
بنظر می رسد که سرسخت ترین سفیانی ابقع و هوادارانش می باشند که مراد از بنی مروان در روایت ابن حماد نیز همین ها می باشند آنجا که می گوید:
او برمروانی چیره شده و او را بقتل می رساند سپس بنی مروان را سه ماه کشتار می کند، آنگاه روی به اهل مشرق (ایرانیان) می آورد تا این که وارد کوفه می شود(139)
برخی روایات، نشانگر این معنی است که شیعیان منطقه شام هنگام خروج سفیانی، از دشمنان عمده وی شمرده نمی شوند، بلکه طرفداران أبقع و أصهب هستند که دشمنان شیعه و سفیانی هر دو محسوب می شوند، از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
سفیانی، برای انتقام گرفتن از دشمنانتان به نفع شما کافی است و او برای شما از نشانه هاست با آنکه، آن فاسق اگر خروج می کرد شما یکی دو ماه بعد از خروج او می ماندید و از ناحیه او به شما ضرری نمی رسید تا آنکه جمعیت زیادی را قبل از شما بقتل برساند. بعضی از یاران از آن حضرت پرسیدند: در آن وقت وظیفه ما نسبت به زن و فرزندمان چیست؟ امام فرمود: مردان شما خود را از او بپوشانند زیرا که هراس و شرارت او البته بر شیعیان ماست، اما زنان ان شاالله به آنها ضرری نمی رسد. پرسیدند: مردان کجا بروند و از او به کجا بگریزند؟ امام فرمود: هر کس می خواهد از شر آنها بگریزد به مدینه یا مکه و یا شهر دیگر برود.. ولی شما باید به مکه روی آورید که آنجا محل اجتماع شماست. و این فتنه نه ماه به مدت بارداری زن طول می کشد و بخواست خدا بیش از آن نخواهد شد.(140)
این روایت حاکی از این است که هجوم سفیانی برشیعیان، در شام، در ماه رمضان پس از خروج وی خواهد بود. همچنین روایات یادآور می شوند که سلطه او بر منطقه قدرتمندانه و مطلق است بگونه ای که برتمام مشکلات داخلی پیروز می گردد.
مردم شام از او اطاعت می کنند. بجز دسته هایی از پویندگان حق که خداوند آنها را از شر خروج همراه وی حفظ می کند(141)
برخی از راویان، از این روایت اینگونه می فهمند که شیعیان لبنان و سرزمین شام در قلمرو حکومت سفیانی قرار نمی گیرند و از او اطاعت نخواهند کرد. البته این امر امکان پذیر است و کمترین دلیل بر آن، جدا شدن گروههایی از اهل شام از گردن نهادن به فرمان اوست. چه اینکه جمعیت های آگاه، از شیعیان و غیر شیعیان که از مصونیت الهی برخوردارند از مشارکت در جنبش سفیانی و عملیات نظامی وی در عراق و حجاز سرپیچی می کنند. و بعید نیست که آنها دارای وضع سیاسی ویژه ای باشند که با دیگر هموطنان عادی در دولت سفیانی متفاوت باشد و آنها را تا این اندازه مستقل ساخته باشد نظیر لبنان کنونی نسبت به سوریه.
به هر حال، وقتی سفیانی از استیلای خود بر منطقه آسوده خاطر می شود، عملیات مهم برون مرزی خود را آغاز می کند، از جمله سپاه بزرگ خود را جهت رویارویی با ایرانیان زمینه ساز، آماده می کند.
سفیانی تلاش و کوشش خود را صرفاً متوجه عراق می کند و سپاه وی وارد قرقیسیا می شود و در آنجا به کارزار می پردازد.(142)