فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

تلاش سفیانی برای مذهبی جلوه دادن جنبش خود

با توجه به گسترش آئین اسلام و عظمت یافتن آن تا ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) و با توجه به اینکه جنبش سفیانی در برابر یاوران درفش های سیاه و گسترش اسلام، در حقیقت یک طرح غربی - یهودی است، پژوهشگری که روایات مربوط به سفیانی را بررسی نماید، دلیلها و نشانه های تلاش وی را براین معنی می یابد از جمله آن خبرها عبارتی است که در نسخه خطی ابن حماد ص 75 آمده است که سفیانی در: اثر عبادت بسیار زرد رنگ بنظر می رسد از این عبارت چنین برمی آید که او خود را به ظاهر متدین نشان می دهد و البته این حالت طبق روایت دیگری تنها در آغاز امر او دیده می شود.
گاهی به جمع بین حالت تدین و نصرانی بودن او در حالیکه صلیب به گردن دارد و از سرزمین غرب می آید، اشکال می شود، ولی ما آنچه را که از حالتهای سیاستمداران مزدور غرب سراغ داریم اشکال را برطرف می سازد، حتی برخی از آنها به گونه ای با مسیحیان زندگی می کنند که نمی توان بین آنها فرق گذارد، آنچنان به آنان نزدیک می گردند که صلیب زرین به ساعت و یا به گردن خود می آویزند و به هنگام انجام مراسم در کلیساهای آنها حضور می یابند.. تا آینکه او را به جهت تظاهر به نماز و دیانت، فرمانروای مسلمانان گردانند تا مسلمانان را با این ترفند که وی از خود آنهاست فریب دهد، بلکه عبارت روایت قبل که اهل فضل و دانش را می کشد و نابود می سازد و برای نیل به مقاصد خود، از آنها یاری می خواهد و هر کس سر باز زند او را به قتل می رساند(127) حاکی از این است که وی به شدت خواستار این است که به جنبش و حکومت خود رنگ اسلامی و شرعی بدهد.
از این رو علماء را بر آن امر وارد می سازد و شاید کلمه آنان را نابود می سازد بجای کلمه آنان را می آزماید اشتباه ذکر شده باشد.

کینه سفیانی نسبت به اهل بیت و شیعیان

کینه توزی، از بارزترین ویژگیهای سفیانی است که روایات مربوط به او از آن یاد می کند بلکه از آن روایات چنین برمی آید که نقش سیاسی او ایجاد فتنه مذهبی در میان مسلمانان و تحریک تسنن علیه شیعیان تحت شعار یاری اهل سنت است... در حالیکه وی هوادار زمامداران کفر پیشه غربی و یهودیان و مزدور آنهاست، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که بخاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم.. ما گفتیم خداوند راست گفت و آنها گفتند خداوند دروغ گفت... ابوسفیان به جنگ پیامبر برخاست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابی طالب رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی (علیه السلام) پرداخت و سفیانی به مصاف حضرت قائم (علیه السلام) برمی خیزد.(128)
همچنین از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که فرمود:
گویا من سفیانی (یا رفیق او) را می بینم که در زمینهای سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده و منادی اوندا می دهد، هر کس سر یک تن از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم پاداش اوست، در این هنگام همسایه بر همسایه حمله برده و می گوید این شخص از آنهاست، گردن او را می زند و هزار درهم جایزه می گیرد، آگاه باشید که در آن روز، فرمانروائی شما بدست حرامزادگان خواهد بود ... و گویا هم اینک شخص نقابدار را می بینم. پرسیدم: شخص نقابدار کیست؟ فرمود: مردی است از شما که به خواسته شما سخن می گوید، نقاب می پوشد، شما را گرد آورده و می شناسد اما شما او را نمی شناسید و مردان شما را یکایک با عیب جوئی بدنام می کند، آگاه باشید که او جز زنازاده ای نیست.(129)
البته ما در لبنان، نمونه هایی از این نقابدارها را که از مزدوران یهود و فالانژها و دیگران هستند دیده ایم که باهم به مناطق تحت نفوذ مسلمانان وارد شده و در حالیکه چهره های سیاه خود را زیر ماسکهای سیاه رنگ یا رنگهای دیگر مخفی ساخته اند مؤمنان را شناسائی و به همدستان خود معرفی می کنند و آنها مسلمانان انقلابی را محاصره و دستگیر و زندانی می کنند و یا به قتل می رسانند و سفیانی از دست آموزان این دشمنان است و نقابداران وی از نوع نقابداران این گروه هستند.
روایت دیگری نیز وجود دارد که می گوید:
سواران سفیانی به جستجوی اهل خراسان می آیند و شیعیان آل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را در کوفه می کشند، آنگاه اهل خراسان در جستجوی حضرت مهدی (علیه السلام) بیرون می آیند.
و ما سیاست سفیانی را در سرزمین شام، با شیعیان در روایت مربوط به آغاز جنبش وی از وادی یابس (دره خشک) بیان خواهیم کرد.

درفش سرخ سفیانی

برخی از روایات این مطلب را یاد نموده است، مانند روایتی که در بحار از امیرمؤمنان (علیه السلام) ضمن روایتی طولانی نقل شده است:
و آن را نشانه ها و علامتهایی است و خروج سفیانی با درفش سرخ همراه است و فرمانده آن مردی از قبیله بنی کلب است.(130)
این پرچم سرخ رمز برتری جوئی و سیاست خون آشامی وی می باشد.