فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

پلیدی و سرکشی سفیانی

راویان حدیث، در نفاق و بدسرشتی و دشمنی او با خدا و پیامبرش صلی الله علیه و آله وسلم و حضرت مهدی (علیه السلام) اتفاق نظر دارند و روایاتی که شیعه و سنی درباره شخصیت و کردار او نقل کرده اند یکسان یا تقریباً نزدیک بهم است، چنانکه از این قبیل روایت شده است که گفت:
سفیانی بدترین فرمانرواست، دانشمندان و اهل فضل را می کشد و نابود می سازد و از آنها برای رسیدن به مقاصد خود یاری می خواهد هرکس سر باز زند او را به قتل می رساند.(121)
و در جائی دیگر از ارطاة نقل شده است که گفت:
سفیانی در مدت شش ماه کسانی را که نافرمانی وی کنند می کشد و با اره آنها را سر می برد و در دیگها می پزد.(122) و از ابن عباس روایت شده است که گفت:
سفیانی خروج می کند و دست به کشتار می زند حتی شکم زنان را می درد و اطفال را در دیگهای بزرگ می جوشاند.(123)
از امام باقر (علیه السلام) روایت شد است که فرمود:
اگر سفیانی را مشاهده کنی، در واقع پلیدترین مردم را دیده ای. وی دارای رنگی بور و سرخ و کبود است، هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده مکه و مدینه را ندیده است می گوید: پروردگارا انتقام من با آتش است.(124)

فرهنگ و گرایش سیاسی سفیانی

روایات، نشانگر این معناست که سفیانی فرهنگ و آموزش غربی دارد و چه بسا در همانجا نشو و نما کرده باشد. در کتاب غیبت طوسی از بشر بن غالب بصورت مرسل روایت شده است که گفت:
سفیانی در حالیکه رهبری گروهی را بعهده دارد مانند شخص نصرانی صلیب برگردن دارد و از سرزمین رومیان روی می آورد.(125)
در روایت کلمه منتصر آمده اما در اصل باید متنصر باشد، چنانکه در بحار ج 52 ص 217 آمده است، یعنی، مسلمان مسیحی شده. و جمله از سرزمین رومیان می آید یعنی کسی که از سرزمین روم (غرب) به شام می آید و آنگاه دست به جنبش و قیام می زند. و نیز نشانگر این است که او رهبری سیاسی غربی ها و یهودیان را بر عهده دارد و با حضرت مهدی (علیه السلام) که دشمن روم یعنی غربیهاست به نبرد می پردازد و با ترکان یا هواداران ترکها که بنظر ما روسها هستند وارد جنگ می شود. و سفیانی پایتخت خود را در حوادث زمان ظهور و در پیشاپیش لشکرکشی حضرت مهدی (علیه السلام) از دمشق به رمله فلسطین منتقل می سازد همانجائی که طبق روایت، شورشیان رومی در آنجا فرود می آیند.
بلکه به طوریکه پیداست، بعنوان خط مقدم دفاعی بنفع یهودیان و رومی ها وارد پیکار با حضرت مهدی (علیه السلام) می شود و روایات، بطوریکه خواهید دانست درباره شکست او که به شکست یهودیان منتهی خواهد شد سخن می گوید.
همچنین دلیل دیگر برگرایش وی به غربی ها این است که پس از شکست و کشته شدن او باقیمانده نیروهایش به سوی غرب می گریزند، آنگاه یاران امام مهدی (علیه السلام) آنها را بازگردانده و بقتل می رسانند.
از ابن خلیل ازدی، روایت شده است که گفت: از ابوجعفر (امام باقر) (علیه السلام) شنیدم که درباره این آیه شریفه وقتی آنان خشم و عذاب ما را احساس کنند از آن دیار می گریزند فرار نکنید و باز گردید به سوی آنچه اسراف می کردید و خانه هایتان. شاید از شما سئوال شود. فرمود:
وقتی قائم قیام کند و سپاهی بسوی بنی امیه به شام گسیل دارد آنان به سوی روم (غرب) بگریزند رومیان به آنها گویند ما شما را در سرزمین خود راه ندهیم مگر اینکه به آئین مسیحیت درآئید، آنگاه صلیب به گردن خود آویزند و رومیان آنان را به سرزمین خود راه دهند وقتی یاران قائم (علیه السلام) به قصد نبرد با رومیان، رویاروی آنان فرود آیند، رومیان از آنها درخواست امان و صلح کنند اما یاران قائم می گویند: امان نمی دهیم تا آنکه افرادی را که از ما نزد شماست به ما برگردانید سپس رومیان آنها را به یاران قائم (علیه السلام) باز می گردانند و این است معنی فرموده خداوند: فرار نکنید و بازگردید به سوی آنچه اسراف می کردید و خانه هایتان شاید مورد سئوال واقع شوید سپس فرمود: او از آنها درباره گنجها سئوال می کند. در حالیکه او بهتر از هر کس از آنها آگاه است آنها می گویند وای برما که سخت ستمکار بودیم پیوسته این گفتار: حسرت آمیز بر زبانشان بود تا آن که ما همه را طعمه شمشیر مرگ و هلاکت ساختیم.(126)
و معنی این جمله که هنگامیکه یاران قائم رویاروی آنان قرار می گیرند، آنها امان می طلبند این است که یاران حضرت، انبوه نیروهای خود را در مقابل رومیان گسیل داشته و آنان را تهدید می کنند و مراد از بنی امیه در این روایت یاران سفیانی است که در دیگر روایات نیز بدان تصریح شده است. بنظر می رسد که آنها مشاوران و فرماندهان سپاه اویند که دارای موقعیت سیاسی عمده ای می باشند از این رو ماجرای آنان تا بدانجا کشیده می شود که، حضرت مهدی (علیه السلام) و یارانش رومیان را، در صورت تسلیم نکردن این افراد، تهدید به کارزار می نمایند.

تلاش سفیانی برای مذهبی جلوه دادن جنبش خود

با توجه به گسترش آئین اسلام و عظمت یافتن آن تا ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) و با توجه به اینکه جنبش سفیانی در برابر یاوران درفش های سیاه و گسترش اسلام، در حقیقت یک طرح غربی - یهودی است، پژوهشگری که روایات مربوط به سفیانی را بررسی نماید، دلیلها و نشانه های تلاش وی را براین معنی می یابد از جمله آن خبرها عبارتی است که در نسخه خطی ابن حماد ص 75 آمده است که سفیانی در: اثر عبادت بسیار زرد رنگ بنظر می رسد از این عبارت چنین برمی آید که او خود را به ظاهر متدین نشان می دهد و البته این حالت طبق روایت دیگری تنها در آغاز امر او دیده می شود.
گاهی به جمع بین حالت تدین و نصرانی بودن او در حالیکه صلیب به گردن دارد و از سرزمین غرب می آید، اشکال می شود، ولی ما آنچه را که از حالتهای سیاستمداران مزدور غرب سراغ داریم اشکال را برطرف می سازد، حتی برخی از آنها به گونه ای با مسیحیان زندگی می کنند که نمی توان بین آنها فرق گذارد، آنچنان به آنان نزدیک می گردند که صلیب زرین به ساعت و یا به گردن خود می آویزند و به هنگام انجام مراسم در کلیساهای آنها حضور می یابند.. تا آینکه او را به جهت تظاهر به نماز و دیانت، فرمانروای مسلمانان گردانند تا مسلمانان را با این ترفند که وی از خود آنهاست فریب دهد، بلکه عبارت روایت قبل که اهل فضل و دانش را می کشد و نابود می سازد و برای نیل به مقاصد خود، از آنها یاری می خواهد و هر کس سر باز زند او را به قتل می رساند(127) حاکی از این است که وی به شدت خواستار این است که به جنبش و حکومت خود رنگ اسلامی و شرعی بدهد.
از این رو علماء را بر آن امر وارد می سازد و شاید کلمه آنان را نابود می سازد بجای کلمه آنان را می آزماید اشتباه ذکر شده باشد.