فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

فتنه همگانی و فتنه سرزمین شام

روایات، فتنه ویژه ای را در سرزمین شام یاد می کند که قبل از خروج سفیانی واقع خواهد شد. و این فتنه غیر از فتنه غربی و شرقی است که مسلمانان گرفتار آن می شوند و قبلاً درباره اش سخن گفتیم. به احتمال قوی تر، فتنه یاد شده متصل به فتنه همگانی و یا ثمره آن است. که گاهی روایات مربوط به آنها و حالات راویان درباره این دو فتنه با هم مخلوط می شود.
بارزترین چیزی که در فتنه سرزمین شام وجود دارد، اختلافات و درگیری هایی است که سبب ضعف حکومت و عدم مقاومت شامیان در برابر دشمنان خود می گردد تا جایی که از اداره کشور ناتوان می شوند. و امیر مؤمنان(ع) آن را فتنه اختلاف احزاب که در قرآن از آن یاد شده است، می نامد، چه اینکه درباره این گفته خدای سبحان از آن حضرت سؤال شد:
طوائف مردم از پیش خود (درباره مسیح) اختلاف کردند وای بر این مردم کافر هنگام آن روز بزرگ (قیامت).(93)
فرمود:
از سه نشانه، انتظار فرج داشته باشید، پرسیدند ای امیرمؤمنان آنها کدامند؟ فرمود: اختلاف اهل شام در بین خودشان درفش های سیاه از خراسان، صیحه آسمانی در ماه رمضان. سؤال شد صیحه آسمانی در ماه رمضان چیست؟ آیا نشنیده اید گفته خداوند را در قرآن اگر بخواهیم از آسمان نشانه ای را بر آنها فرو فرستیم به گونه ای که همه در برابر آن سر تسلیم فرود آورند.(94) نشانه ای که دختر جوان را از سراپرده برون می آورد و خفته را بیدار می کند و بیدار را به وحشت می اندازد.(95)
البته دو نشانه از نشانه های ظهور تحقق یافته است، یکی آنگاه که میان اهل شام اختلاف بوجود آمد و دیگری زمانیکه پرچمهای سیاه از خراسان آشکار گردید، اما امیرمؤمنان(ع) زمان شروع اختلاف اهل شام و ظاهر شدن درفش های سیاه تا صیحه ماه رمضان را معین نفرموده است و ممکن است سالهای درازی به طول انجامد.
و در روایت آمده است که فریاد یا ندا و یا بانگ آسمانی در سال ظهور رخ می دهد که پس از آن در ماه محرم، ظهور حضرت مهدی(ع) واقع می شود.
از پیامبر(ص) روایت شده که فرمود:
قبل از ظهور حضرت مهدی(ع) فتنه ای پدید می آید که مردم را سخت در محاصره قرار می دهد، پس مبادا اهل شام را دشنام دهید زیرا مؤمنان حقیقی از آن سامان هستند، بلکه ستمگران آنها را نفرین کنید و خداوند بزودی قضا و قدری از آسمان می فرستد تا آنها را پراکنده سازد بگونه ای که اگر روبهان با آنها درآویزند، بر آنان پیروز می گردند، آنگاه خداوند حضرت مهدی(ع) را حداقل در میان دوازده هزار و حداکثر در بین پانزده هزار تن بر می انگیزد و نشانه آنها کلمه بمیران بمیران است سه گروه پرچمدار هستند که طرفداران هفت درفش با آنان مبارزه می کنند هیچ پرچمداری نیست مگر اینکه طمع حکومت و ریاست دارد آنگاه حضرت مهدی(ع) ظهور می فرماید و مهربانی و دوستی و نعمتهای مسلمانان را به آنان باز می گرداند.(96)
در روایتی آمده است:
خداوند کسی را بر شامیان می فرستد که جمعیت آنها را پراکنده می سازد حتی اگر روبهان با آنها درگیر شوند بر آنان چیره می شوند، در این هنگام مردی از خاندان من با سه گروه پرچمدار ظهور می کند تا آخر حدیث(97)
و معنی کلمه ابدال که در روایت منقول از پیامبر(ص) آمده یعنی مؤمنان راستین و واقعی و شرح معنی آن در ذکر اصحاب حضرت مهدی(ع) خواهد آمد.
و در روایتی به جای قضا و قدر سبب آمده است و معنی اینکه خداوند کسی را بر شامیان می فرستد که جمعیت آنها را پراکنده می سازد یعنی مردمی را بر آنها بر می انگیزد که سبب تفرقه جمعیت آنها و کشمکش میان آنها می شود.
و جمله های بمیران بمیران و یا، ای یاری شده از ناحیه خدا، بمیران شعار نظامی در میان برخی از یاران مهدی(ع) می باشد.
و عبارت سه گروه پرچمدار یعنی یاران حضرت مهدی(ع) سه فرقه هستند که هواداران هفت زمامدار، جهت کارزار با حضرت مهدی(ع) و یارانش، با یکدیگر متحد می شوند و از آن جا که هر یک از آنها به پادشاهی و ریاست طمع می ورزد بین آنان اختلاف بوجود می آید، اما این اختلاف مانع آن نیست که فرمانده همه آنها سفیانی باشد، زیرا در اثر حملات نظامی به عراق و حجاز و شکستهای لشکریان او حکومت وی بسرعت ضعیف می شود و این از چیزهایی است که فرصت مناسبی را برای یاران طمعکار و مخالفین وی، در رسیدن به قدرت مهیا می سازد در حالیکه آنان درگیر کارزار با حضرت مهدی(ع) می باشند.
روایات دیگر، پیرامون محاصره اقتصادی غرب در مورد سرزمین شام و بحران ارزاق و قحطی است که مردم بدان گرفتار می شوند، بدون آنکه مدت آن مشخص گردد و طبیعی است که این بحران همراه با فتنه خارجی و داخلی است و ابزاری است در دست غرب برای تحت فشار قرار دادن مسلمانان...
برخی از روایات می گوید: امر گرسنگی و تشنگی در سال ظهور به اوج خود می رسد، از پیامبر(ص) روایت شده است که فرمود:
دیری نمی پاید که مردم شام، دینار و پیمانه ای نزدشان یافت نمی شود، پرسیدیم این امر از کجاست؟ فرمود: از جانب رومیان. آنگاه اندکی سکوت کرد سپس فرمود: در آخرالزمان خلیفه ای می آید که به مردم اموال کمی داده و آن را به شمارش نمی آورد.(98)
باعث این فشار اقتصادی و مالی و مواد غذائی، رومیان یعنی غربی ها هستند.
از جابر جعفی نقل شده است که از امام باقر(ع) درباره این گفته خدای سبحان سؤال کردم:
براستی ما شما را با چیزهایی هم چون ترس و گرسنگی مورد آزمایش قرار می دهیم
حضرت فرمود: گرسنگی بر دو گونه است عام و خاص اما گرسنگی خاص در کوفه است که خداوند آن را ویژه دشمنان آل محمد می گرداند و آنان را هلاک می سازد، اما گرسنگی عام در شام خواهد بود و آن ترس و گرسنگی است که تا آن زمان هرگز بدان گرفتار نشده اند لکن، گرسنگی، قبل از قیام حضرت قائم و وحشت و اضطراب، بعد از قیام آن حضرت خواهد بود.(99)
از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:
پیش از ظهور قائم، بطور حتم سالی فرا می رسد که مردم در آن دچار قحطی گرفتار ترس شدیدی از کشته شدن و کمبود اموال و جان ها و ثمرات می گردند و این مطلب در قرآن به روشنی دیده می شود، آنگاه این آیه را تلاوت فرمود:
براستی ما شما را با چیزهایی همچون ترس و گرسنگی و کاهش مال و جان و ثمر مورد آزمایش قرار می دهیم و صبر پیشگان را بشارت بده.(100)
زمان این فشار و تنگنا در سال ظهور طبق این روایت، مانع آن نیست که این وضع مدتی قبل از ظهور وجود داشته و سپس در سال ظهور شدیدتر از گذشته بوجود آید، آنگاه ظهور بوقوع پیوندد.
اما روایات مدت این فتنه را در سرزمین شام، طولانی یاد می کند، هر وقت می گویند تمام شد طولانی می گردد. و از آن راه فرار می جویند اما نمی یابند(101) و روایات این فتنه را با همان اوصاف فتنه غربی و شرقی توصیف می کند که داخل هر خانه ای از خانه های عربها و مسلمانان خواهد شد و اینکه هرگاه آن را از سوئی اصلاح کنند از سوی دیگر گسیخته می شود و یا از جانب دیگر آشوب برخیزد.(102)
اینها ویژگیهای طبیعی این فتنه است، مادامیکه ثمرده ای از ثمرات فتنه بزرگ خارجی باشد.. بلکه پاره ای از روایات بطور صریح آن را فتنه فلسطین می نامد، چنانکه قبلاً از نسخه خطی ابن حماد ص 63 گذشت.
برخی از احادیث مدت آن را 12 و 18 سال تعیین کرده است و ممکن است این مدت مربوط به مرحله پایانی آن باشد نه تمام مدت آن.. و ما امیدواریم این آخرین زمان مرحله جنگ داخلی لبنان باشد.
.. از سعید بن مسیب روایت شده که گفت:
فتنه ای در سرزمین شام پدید می آید که ابتدای آن همچون بازی کودکان است و پس از آن دیگر کارشان سامان نپذیرد و دیگر نیرویی نخواهند داشت تا آنکه ندا کننده ای از آسمان فریاد سردهد، بر شما باد، به فلانی روی آورید و در آنحال دستی بر آید و اشاره کند.(103)
و بانگ آسمانی یاد شده نام مهدی(ع) را می خواند همچنین دستی که از آسمان اشاره می کند نیز جزء نشانه های ظهور آمده است.
در روایتی دیگر از پیامبر(ص) رسیده است که فرمود:
فتنه چهارم 18 سال طول می کشد و بهنگام خود پایان می پذیرد و نهر فرات از کوهی از طلا بیرون می آید و مردم به گونه بر آن هجوم می آورد که از هر نه نفر هفت نفر بهلاکت می رسند.(104) و بزودی گفتگو پیرامون درگیری قرقیسیا بر سر گنج فرات خواهد آمد.

زمین لرزه ای در دمشق و اطراف آن

ژروایات فراوان و روشنی درباره این زلزله وجود دارد به گونه ای که برخی از مکانها و خسارتهای آن و حتی وقت آن را پیش از ورود سپاهیان غربی مشخص می سازد. گرچه از بعضی روایات استفاده می شود که سپاه غرب بهنگام وقوع زلزله در دمشق بسر می برد. همچنین احادیث، این زمین لرزه را الرجفة، والخسف، و الزلزله (تکان شدید، فرو رفتن، لرزش) می نامد، مانند روایتی که از امام باقر(ع) (از امیرمؤمنان(ع)) نقل شده است. که فرمود:
وقتی در شام دو گروه نظامی اختلاف کنند، نشانه ای از نشانه های الهی آشکار می شود، پرسیدند: ای امیرمؤمنان آن نشانه چیست؟ فرمود: زمین لرزه ای در شام رخ می دهد که صد هزار در اثر آن هلاک می گردند و این را خداوند رحمتی برای مؤمنان و عذابی برای کافران قرار می دهد. وقتی آن هنگام فرا رسد، نظاره گر سوارانی دارای اسبهای سفید و درفشهای زرد رنگ، باشید که از مغرب روی می آورند تا وارد شام می شوند و در آن لحظات است که فریاد و بی تابی بزرگ و مرگ سرخ فرا می رسد. وقتی آن وضع پیش آمد پس بنگرید فرو رفتن آبادی ای از روستاهای دمشق را که به آن حرشا (خریشا مرمرستا نسخه بدل) می گویند، در این هنگام فرزند هند جگرخوار (سفیانی) از بیابان خروج کرده و بر منبر دمشق قرار می گیرد در این بحبوحه در انتظار ظهور حضرت مهدی(ع) باشید.(105)
و احتمال می رود زلزله مذکور در این روایت و روایات دیگر غیر از فرو رفتن دمشق و اطراف آن باشد و ممکن است بین آن دو فرو رفتن، مدتی طولانی یا کوتاه فاصله باشد. اما اینکه چرا آن زلزله برای مؤمنان رحمت و برای کافران عذاب خواهد بود؟ ممکن است علت آن این باشد که به خانه های کافران و پیروانشان زیان وارد می شود، نه بر مؤمنان مستضعف، و یا اینکه به سبب آن زلزله و یا پس از آن تغییراتی سیاسی بنفع مؤمنان، صورت می گیرد.
و در روایات دیگر دو مکان را مشخص ساخته است که در آنها زمین فرو می رود بنام: حرستا و جابیه، و به نظر می رسد که کلمه حرستا در این روایت اشتباه ذکر شده است چنانکه در روایت مربوط به لشکریان غرب خواهد آمد، و دیوار غربی مسجد دمشق خراب می شود.
منظور از عبارت اسبهای سفید: اسبهای ابلق غربی هاست که گوشهای آنها بریده شده و وسیله سواری آنهایند.
و مقصود از پسر جگرخوار: یعنی فرزند هند زن ابوسفیان، زیرا سفیانی از فرزندان معاویه است چنانکه خواهد آمد و در روایتی محل خروج سفیانی از وادی یابس (بیابان خشک) آمده که در منطقه حوران نزدیک اذرعات (درعا) در مرز سوریه و اردن قرار دارد.

ورود سپاه ایران و مغرب به سرزمین شام

روایات مربوط به ورود نیروهای مغربی به شام روشن است که در پی برخورد و درگیری تند و یا جنگ میان دو گروه می باشد، مانند روایتی که قبلاً گذشت:
وقتی در شام دو گروه نظامی اختلاف کنند، نشانه ای از نشانه های الهی آشکار می شود، پرسیدند: ای امیرمؤمنان آن نشانه چیست؟ فرمود: زمین لرزه ای در شام رخ می دهد که صد هزار نفر در اثر آن هلاک می گردند و این را خداوند رحمتی برای مؤمنان و عذابی برای کافران قرار می دهد. وقتی آن هنگام فرا رسد، نظاره گر سوارانی دارای اسبهایی سفید و درفشهایی زرد رنگ باشید که از مغرب روی می آورند تا وارد شام می شوند.
ابن حماد از ابوسحاب روایت کرده است که وی در زمان هشام (پسر عبدالملک) گفت:
سفیانی را نمی بینید مگر آنکه مغربیها نزد شما بیایند، پس هرگاه دیدید که او خروج نمود و بر منبر دمشق قرار گرفت، اندکی نمی گذرد که اهل مغرب را می بینی.(106)
و روایاتی این چنین، دلالت دارد که معروف نزد راویان تابعین، این است که ورود نیروهای مغربی به شام قبل از خروج سفیانی خواهد بود.
و مراد از اهل مغرب و مغربی در این روایات، مغرب دولت اسلامی است که در برگیرنده لیبی و تونس و الجزائر و مغرب (مراکش) کنونی می باشد و منظور، نیروهای دولتهای غربی و یا دولت مغرب که با آن مراکش گفته می شود نیست... و آنچه که این گفته را تأیید می کند این است که نیروهای مغربی در برخی از روایات، لشکر بربر و بربر نامیده شده است.
و روایت دیگر، آغاز رسیدن آن نیروها را معین می کند که همزمان با زمین لرزه و فرو رفتن زمین خواهد بود. ابن حماد از محمد حنفیه نقل کرده است که فرود:
نخستین گروههای لشکریان مغربی وارد مسجد دمشق می شوند و در حالیکه مشغول تماشای دیدنی های شگفت انگیز آن هستند، ناگهان زمین فرو رفته و بخش غربی مسجد دمشق و آبادی ای به نام حرستا فرو می رود، در این هنگام سفیانی خروج می کند.(107)
اما این نیروها برای چه می آیند و نقش آنها چیست؟ احتمال می رود، جهت یاری مردم شام بر ضد دشمنان خارجی آنها، یعنی یهودیان و رومی ها و یا به منظور کمک رساندن به بعضی از طرفهای درگیر در داخل شام حضور پیدا کنند.. اما از برخی روایات بر می آید که آنها برای رویاروئی با نیروهای خراسانی زمینه ساز که داخل شام گردیده اند وارد می شوند.. از آنجا که هدف طرفداران درفشهای سیاه، طبق همه روایات، قدس می باشد، ناگزیر آمدن قوای مغربی مخالف آنها برای بازداشتن آنها از دست یافتن به هدف خود خواهد بود، بویژه با ملاحظه روایتی که از نبرد بین آن دو گروه در قنیطره سخن می گوید، پیداست که قنیطره همین شهر اشغال شده کنونی سوریه می باشد.
ابن حماد از زهری نقل کرده است که او گفت:
یاران درفش های سیاه و دارندگان درفش های زرد رنگ (یعنی مغربی ها) در محل قنیطره با یکدیگر برخورد نموده و به کارزار می پردازند تا اینکه وارد فلسطین می گردند در این هنگام سفیانی بر اهل مشرق خروج می کند وقتی مردم مغرب زمین در اردن فرود می آیند، سرکرده آنان می میرد و آنها به سه گروه تبدیل می شوند: دسته ای به جایگاه خود باز می گردند و دسته ای حج انجام می دهند و دسته ای باقی می مانند. سفیانی با آنها به نبرد پرداخته و آنها را شکست می دهد و آنان به اطاعت او در می آیند.(108)
این روایت مرسل(109)، از یکی از تابعین نقل شده که دلالت دارد بر اینکه فتنه و درگیریهای داخلی در سرزمین شام به نیروهای ایرانی اجازه می دهد که برای مبارزه با یهودیان، در منطقه، دخالت نمایند اما رومیان و یا غیر رومیان، نیروهای مغربی را جهت رویاروئی با آنها تحریک می کنند و محل این نبرد را در قنیطره می داند، تا اینکه ایرانیها در فلسطین حضور پیدا می نمایند و نیروهای مغربی را که اندکی بعد از شکست در اردن مستقر می شوند، منهدم می سازند در همین زمان سرکرده آنها در مغرب و یا حاکم اردن که میزبان نیروهای مغربی است از دنیا می رود و در نتیجه کارشان به ضعف می گراید، آنگاه سفیانی بقیه را تحت اطاعت خود در می آورد، و بطوریکه برخی از روایات اشاره می کند نیروهای ایرانی پس از خروج سفیانی از شام عقب نشینی می کنند.
ما توجه خواننده و پژوهشگر در این زمینه را جلب می کنیم به اینکه روایات مربوط به سپاهیان مغرب و یاران درفش های سیاه در این مورد و دیگر موارد، با جنبش فاطمیون مغربی و جنبش درفش های سیاه عباسیان در هم آمیخته است. همچنانکه روایات مربوط به رومیان با حملات صلیبی و بلوای کور و کر اخیر آنان آمیخته شده است و راه شناخت بین حرکت های قبل از زمان ظهور و جنبش های متصل به آن زمان این است که در روایات، بطور صریح، پیوند این حادثه به خروج سفیانی و ظهور حضرت مهدی(ع) آمده است، همچنانکه در روایاتی که ما به آن استشهاد نمودیم و یا نشانه های دیگر مربوط بزمان ظهور و حوادث آن و جنبش نیروهای مؤثر در آن نیز آمده است.
از این رو شمار زیادی از روایات، بین احادیث ظهور، نسبت به جنبشهای فاطمی های مغربی یا عباسیان که دارای درفش های سیاه اند و یا حرکت های رومی های صلیبی و استعمارگران وجود دارد و تا روایت و یا قرینه ای بر وجود این گونه حرکتها در زمان ظهور موجود است، صحیح نیست که آن حدیث دلیلی بر نفی جنبش های آنان در زمان ظهور بحساب آید.