فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

دوران استیلای یونانی ها

اسکندر مقدونی به مصر و سرزمین شام و فلسطین لشکرکشی کرد و آن مناطق را فتح نمود و هواداران ایرانی و قدرتهای محلی را که رودر روی وی ایستاده بودند در هم شکست و وارد قدس گردید و آنجا را کاملاً تحت فرمان خود در آورد، آنگاه اسکندر به فرمانروائی داریوش سوم و سپاه او در نبرد سختی که در اردبیل شمال عراق رخ داد پایان بخشید و با ادامه پیشروی خود، ایران و مناطق دیگر را به اشغال و تصرف خویش در آورد. و بدین گونه یهودیان به سال 331 ق.م زیر سلطه یونان در آمدند.
بعد از درگذشت اسکندر، کشمکش و درگیری میان فرماندهان ارتش وی بر سر امپراطوری بزرگ او روی داد، و پس از نزاعی که بیست سال به طول انجامید، بطالسه (منسوب به بطلمیوس) در مصر بر اکثر بخش های حکومت، استیلا یافتند و سلوکیها (منسوب به سلوکوس) در سوریه بر قسمتهای دیگر مسلط گردیدند.
و بدینسان، قدس در سال 312 ق.م زیر سلطه بطلمیوسیان در آمد، اما انتیوکوس، سلوکی سوم، در سال 198 ق.م قدس را از تصرف آنان خارج نمود، سپس بطالسه بار دیگر بر قدس غلبه کردند و تا فتح روم، سال 64 ق.م در آنجا باقی ماندند.
تورات فعلی شش تن از بطالسه را به نام بطلمیوس اول و دوم... تا آخر یاد کرده است و می گوید: نخستین فرد از آنان روز شنبه داخل اورشلیم گردید و شماری از یهودیان را دستگیر کرد و به مصر گسیل داشت.(80)
همچنین پنج تن از سلوکیها را به نام انتیوکوس اول و دوم... تا آخر، یاد نموده است و می گوید که: چهارمین آنها به سال 175 تا 163 ق.م، به قدس لشکرکشی کرد و تمام اشیاء گرانبهای معبد را به غارت برد و پس از دو سال ضربه بزرگی به قدس وارد نموده و آنچه داشت به یغما برد و خانه ها و دیوارهای آن را ویران کرد و زنان و کودکان را به اسارت در آورد و مجسمه معبود خود زفس (زئوس) را در معبد نصب نمود و یهودیان را به پرستش آن فرا خواند، که بسیاری از آنها دعوت او را پذیرفتند.. در حالیکه در اثر جنبش یهودیان مکابی، در سال 168 ق.م، برخی از آنان به برخی از آنان به مخفی گاهها و غارها پناهنده شدند.(81)
انقلابی را که یهودیان به آن افتخار می کنند، شباهت زیادی به جنگ گروهها و دسته هایی دارد که معتقدین به آئین یهود، علیه یونانیان بت پرست بر پا کردند و در زمانهای مختلف پیروزیهای محدودی را بدست آوردند و این تا سلطه رومیان همچنان ادامه یافت.

دوره استیلای رومیان

بومبی، فرمانروای روم در سال 64 ق.م با اشغال سوریه، آن را به امپراطوری روم ملحق ساخت و در سال دوم، قدس را به تصرف خویش در آورد و آن را تابع فرمانروای رومی سوریه قرار داد، در انجیل متی آمده است که: در سال 39 ق.م قیصر روم، اگوست هیرودیس ادومی را به عنوان فرمانروای یهودیان برگزید و او بنائی نو وسیع و زیبا را بر معبد بنیاد کرد و به سال 4 ق.م در گذشت.(82)
چنانکه انجیل ها آورده اند: پسر وی هیرودیس دوم، کسی است که از سال 4 ق.م تا سال 39 ق.م، فرمانروائی کرد و حضرت مسیح علیه السلام در زمان او دیده به جهان گشود و هم او بود که یحیی بن زکریا علیهاالسلام را به قتل رساند و سر وی را بر طبقی زرین، نزد سالومه یکی از عناصر بد کاره بنی اسرائیل هدیه فرستاد.(83)
انجیل ها و تاریخ نویسان، از آشفتگی ها و آشوب هایی که در عهد نرون به سالهای 54 م - 68 م. در قدس و فلسطین به وقوع پیوست و ماجراهایی که میان یهودیان و رومی ها و میان خود یهودیها اتفاق افتاد یاد می کنند، که فسبسیان قیصر روم فرزند خود تیطس را به عنوان فرمانروای منطقه، در سال 70 م. منصوب کرد وی به قدس یورش برد و یهودیان در آنجا متحصن گشتند تا آنکه آذوقه آنان تمام شده ضعیف گردیدند، تیتوس دیوار شهر را خراب کرد و آن را به اشتغال خویش در آورد و با کشتن هزاران یهودی، خانه های آنها را ویران ساخت و معبد را در هم کوبید و به آتش کشید و به گونه ای آن را از بین برد که مردم جای آن را نیافتند و زندگان باقی مانده را به روم سوق داد.
مسعودی در کتاب خود (التنبیه و الاشراف) می گوید: شمار کشتگان در این حمله از یهودیان و مسیحیان به سه هزار یعنی سه میلیون تن رسید که ظاهراً این رقم مبالغه آمیز است پس از این حوادث، رومیان با یهودیها شدت عمل بیشتری نشان دادند که اوج آن هنگامی بود که کنستانتین و قیصرهای بعد از وی، آئین خود را بر پایه اعتقاد به مسیحیت نهاده و یهودیان را تحت آزار شکنجه قرار دادند، از این رو یهودیان نسبت به جنگ خسرو پرویز که در سال 620 م، در زمان پیامبر اکرم (ص) با مردم سرزمین شام و فلسطین پیش آمد و از پیروزی او بر رومیان خوشحال بودند، همچنانکه یهودیان حجاز نیز نسبت به این نبرد شادمانی می نمودند و پیروزی آنها را به مسلمانان آرزو می کردند، که این آیه های شریفه نازل گشت:
الف، لام، میم سوگند به این حروف روم مغلوب گردید. در نزدیک ترین سرزمین و آنان پس از مغلوب شدنشان بزودی غالب می گردند، در اندک سالی، از پیش و در آینده امر از آن خداست و آنروز ایمان آورندگان شاد می گردند به یاری خدا، و او هر کسی را که بخواهد یاری می کند و اوست غالب و مهربان.(84)
به گفته مورخان، یهودیان، شمار زیادی از اسیران مسیحی را که بالغ بر 90 هزار تن می شد از ایرانیان، هنگام پیروزی آنان بر رومیان خریداری کرده و آنها را سر بریدند.
پس از چندین سال که هراکلیوس بر ایرانیان پیروز گشت، یهودیان را مجازات نموده و هر که را از آنان در قدس باقی مانده بود بیرون راند و این شهر نزد نصاری بر یهودیان تحریم گشت، از این رو با خلیفه عمربن خطاب شرط کردند که هیچ یهودی در آن اقامت نکند و او به خواسته آنان پاسخ مثبت داد و این مطلب را برای آنان در عهدنامه صلح نوشت(85) و این امر در سال 638 م، یعنی سال 17 هجری بود، که قدس و فلسطین جزء دولت اسلامی محسوب گردید و تا سال 1343 ه ق، 1925 م، یعنی تاریخ سقوط خلافت عثمانی بدست غربیان ادامه داشت.
این مختصر از تاریخ یهودیان، امور متعددی را بر ما روشن می سازد از جمله تفسیر آیات مقدس سوره اسراء و غیر آن، پیرامون یهودیان... و نتیجه تفسیر آن و مقصود از گفتار خدای سبحان که فرمود: شما دوبار در زمین فساد می کنید. یعنی یک بار پیش از بعثت پیامبر(ص) و دیگر بار، بعد از آن و این تنها تقسیم بندی مناسب، درباره تبهکاری زیاد آنهاست که تاریخ یهود، مملو از آن می باشد.
و مراد از این فرموده خداوند که: بندگانی از ناحیه خود را که پر صلابت هستند علیه شما برانگیزیم مسلمانان می باشند، چه اینکه خداوند در صدر اسلام ما را بر آنان مسلط ساخت و پیشینیان ما درون خانه های آنها به جستجو پرداخته و سپس وارد مسجد اقصی شدند و هنگامی که ما از اسلام فاصله گرفتیم، خداوند قدرت یهود را علیه ما به آنها باز گرداند و آنان را بوسیله اموال و فرزندان یاری رساند و از حیث جمعیت آنها را در جهان بیش از ما قرا داد، آنگاه بار دوم در نهضت زمینه ساز حکومت حضرت مهدی(ع) و حرکت ظهور آن بزرگوار، خداوند، ما مسلمانان را بر آنها مسلط خواهد ساخت و ما در تاریخ، غیر از مسلمانان قومی را نمی بینیم که خداوند آنها را بر یهود چیره ساخته و سپس قدرت یهود را علیه آنها باز گردانده باشد.
اما برتری طلبی وعده داده شده یهودیان بر ملتها و سایر مردم، تنها یک بار است، دو بار نخواهد بود و این حسن برتری جوئی همزمان با تبهکاری دوم و یا نتیجه آن است... و ما این برتری طلبی را در هیچ دوره ای از تاریخ یهودیان به جز بعد از جنگ جهانی دوم نمی بینیم.
امروز یهودیان در مرحله دوم تبهکاری و برتری جوئی بزرگی بسر می برند و ما در آغاز سلطه الهی خویش بر آنان و مرحله رسوا شدن چهره کریه آنان هستیم... تا زمانی که خداوند فتح و پیروزی عنایت کرده و ما قبل از ظهور امام مهدی(ع) و یا همراه آن حضرت وارد مسجد اقصی گردیم، آن چنان که نخستین بار نیاکان ما داخل آن شدند و شیوه خود بزرگی آنها را در جهان درهم کوبیده و براندازیم.
اما این سخن خداوند که فرمود: اگر باز گردید و توبه کنید باز می گردیم و ما جهنم را برای کافران زندان قرار دادیم. دلالت دارد بر اینکه بسیاری از یهودیان بعد از نابودی اسرائیل در جهان باقی می مانند و کسانی که اسلام نمی آورند به دست حضرت مهدی(ع) از سرزمین های عربی رانده می شوند و بنا به گفته روایات آنها دوباره دست به تبهکاری می زنند و این امر هنگام حرکت دجال یک چشم خواهد بود، که حضرت مهدی(ع) و مسلمانان به زندگی آنان خاتمه می دهند و خداوند دوزخ را برای کسانی که از آنها کشته می شوند زندان قرار می دهد و مسلمانان، با بازداشت و زندانی نمودن باقیمانده آنان از حرکت و تبهکاری آنها جلوگیری می کنند.

اعراب و نقش آنان در دوران ظهور

روایات بسیاری درباره اعراب و اوضاع و احوال آنها و فرمانروایانشان در زمان ظهور و نهضت ظهور حضرت مهدی(ع) آمده است. از جمله روایات مربوط به حکومت زمینه ساز آن حضرت در یمن که بطور عموم، روایات در مدح و ستایش آن وارد شده است و ما انشاء الله جداگانه آنها را یاری خواهیم کرد.
و از آن جمله، روایات جنبش مصریان است که از آن روایات، مدح و تعریف آنان استفاده می شود، بویژه روایاتی که می گوید، برخی از یاران امام مهدی(ع) و معاونان برگزیده آن حضرت از مصر می باشند و نیز روایات دیگری که دلالت دارد مصر بعنوان منبر حضرت مهدی(ع) یعنی پایگاه اندیشه و تبلیغات جهان اسلام خواهد بود و روایاتی که مربوط به ورود حضرت به مصر و ایراد سخن برفراز منبر آن می باشد از این رو ممکن است جنبش مصریان در شمار حرکتهای زمینه ساز ظهور وی و شرکت در نهضت ظهور آن حضرت بحساب آید، که ذکر آن جداگانه خواهد آمد.
همچنین روایات مربوط به گروههای موجود در عراق و مؤمنان حقیقی آنجا می باشد که ذکر آنان در زمره یاران حضرت مهدی(ع) خواهد آمد.
و از جمله آن احادیث، روایات مربوط به مغربی هاست که از ایفای نقش متعدد نیروهای ارتش مغرب در مصر و سوریه و اردن و عراق سخن می گوید، نکوهش این نیروها از این دسته روایات استفاده می شود و به احتمال قوی این نیروها از سوی دشمنان اسلام، بر ضد زمینه سازان حضرت مهدی(ع) و ضد جنبش اسلامی در سرزمین های عربی به کار گرفته می شوند، که شباهت به نیروهای میانجی گر بین المللی و یا نیروهای دفاع از عربیت است که بزودی آن را بیان خواهیم کرد.
هم چنین در منابع شیعه و اهل سنت، روایاتی در نکوهش فرمانروایان عرب به نحو کلی آمده است که از آن جمله این روایت مستفیض(86) است:
وای بر اعراب (و یا بر طاغیان عرب) از شری که بزودی گریبان گیر آنان خواهد شد.
از امیرمؤمنان(ع) روایت شده است که فرمود:
به خدا سوگند، مثل اینکه او را بین رکن و مقام می بینم که مردم با او و با کتابی نوین بیعت می کنند، در حالی که این امر بر عرب سخت و دشوار است، وای بر سرکشان عرب از شری که بزودی دامنگیر آنان خواهد شد.(87) و در مستدرک حاکم چنین است:وای بر اعراب از شری که بزودی به آنها می رسد.(88)
مراد از کتاب نوین: قرآن است که متروک می گردد و حضرت مهدی(ع) از نو آن را بر می انگیزد و حیات تازه می بخشد. از امام صادق(ع) نیز نقل شده که فرمود:
چون قائم قیام نماید، مردم را از نو به اسلام دعوت می کند و آنان را به امری که متروک مانده است و عموم مردم از آن جدا شده و به گمراهی رفته اند راهنمائی می کند و او از این جهت مهدی نامیده شده است که مردم را بسوی امری گم شده هدایت می کند. و قائم خوانده شده است چرا که قیام به حق می کند.(89)
و علت اینکه اسلام بر فرمانروایان و بسیاری از مردم سخت و ناگوار می باشد، این است که آنها به دوری و جدائی از آن عادت کرده اند، از این رو بازگشت به قرآن و اسلام راستین و بیعت با حضرت مهدی(ع) و عمل به احکام اسلام برای آنان سخت و دشوار است.
ممکن است منظور از کتاب جدید و نوین، همین قرآن با نظم و ترتیب جدید سوره هاو آیاتش باشد. و در روایت آمده است که نسخه قرآن یاد شده با اشیاء بازمانده از پیامبر اسلام (ص) و سایر پیامبران الهی(ع) نزد حضرت مهدی(ع) محفوظ می باشد و آن قرآن هیچ گونه اختلاف با قرآنی که در دسترس ماست ندارد، حتی بدون زیادتی و کاستی یک حرف.
تنها تفاوت آن در ترتیب سوره ها و آیات است که با املاء رسول الله(ص) و خط علی(ع) است. مانعی ندارد که قرآن به لحاظ هر دو معنی (ترتیب سوره ها و آیات - اجرای دستورات قرآن که فراموش شده) جدید باشد.
از عبدالله بن ابی یعفور نقل شده که گفت از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود:
وای بر گردنکشان عرب از شری که نزدیک است آنها را فراگیرد گفتم فدایت شوم: چه تعدادی از عرب با حضرت قائم خواهند بود؟
فرمود: تعدادی اندک، گفتم: به خدا سوگند کسانی که این امر را توصیف می کنند از آنان بسیارند، فرمود: البته مردم باید امتحان شوند و از یکدیگر جدا شده و غربال شوند و افراد زیادی از غربال امتحان خارج می گردند.(90)
و از آن جمله، روایاتی است پیرامون اختلافات میان اعراب در زمان ظهور که منجر به نبرد میان برخی از آنان می شود. از امام باقر(ع) نقل شده که فرمود:
حضرت قائم قیام نمی کند مگر در حالی که ترسی شدید و فتنه و بلائی بر مردم فرارسد و قبل از آن گرفتار طاعون می شوند، آنگاه شمشیر برنده میان اعراب حاکم می شود و اختلاف میان مردم و پراکندگی در دین و دگرگونی در حال آنان بوجود می آید و به گونه ای که هر کسی در اثر مشاهده درنده خوئی که در میان برخی از مردم نسبت به بعض دیگر وجود دارد، صبح و شام آرزوی مرگ می کند.(91)
و مانند این، روایاتی است که به فاصله گرفتن اعراب از عقاید و ارزشهای خود و ابراز رأی نمودن هر صاحب اندیشه ای نسبت به اندیشه خود و دعوت کردن دیگران به سوی آن، مربوط می شود.
و نیز از زمره همین روایات، احادیث مربوط به اختلاف میان عرب و عجم یعنی ایرانیان، یا بین فرمانروایان ایران و عرب است که این درگیری تا ظهور حضرت مهدی(ع) همچنان ادامه می یابد
وقتی ما، روایات مربوط به حرکت زمینه سازان، یاران درفش های سیاه و روی آوردن نیروهای آنها به سوی قدس و نیز حرکت خصمانه سفیانی را که می خواهد راه بر آنها ببندد ملاحظه کنیم، نتیجه می گیریم که در میان فرمانروایان و حکام عرب، جو عمومی بر ضد یاران درفش های سیاه خواهد بود، مگر جنبش یمنی که زمینه ساز حکومت حضرت مهدی(ع) است و غیر از حرکت های اسلامی که یاری رسان زمینه سازان ظهور آن حضرت و یاران خود وی می باشند.
دسته ای دیگر از احادیث، روایات نبرد حضرت مهدی(ع) با اعراب و نیز روایاتی پیرامون کارزار آن حضرت است با اندک باقیمانده های رژیم حجاز، بعد از آزاد سازی مکه مکرمه که در نبردی شدید پس از آزادی مدینه منوره و چه بسا هنگام آزاد سازی آن انجام می گیرد...و سپس نبردهای متعدد آن حضرت با سفیانی در عراق و جنگ بزرگ امام(ع) با سفیانی در فلسطین می باشد. و در برخی از آن روایات آمده است که آن حضرت با خوارج مخالف خود در عراق مبارزه می کند و خون هفتاد قبیله را مباح می شمارد (گفتگو پیرامون این جریانات در حوادث عراق و سرزمین شام خواهد آمد) از این رو از امام صادق(ع) رسیده است:
وقتی که قائم ظهور نماید، میان او و اعراب و قریش چیزی جز شمشیر حاکم نخواهد بود.(92)
و از جمله روایات، احادیث مربوط به فرو رفتن زمین و زمین لرزه ها در جزیرةالعرب و در شام و در بغداد و بابل و بصره و پدیدار شدن آتش در حجاز یا در شرق حجاز است که سه یا هفت روز ادامه دارد و از جمله نشانه های ظهور بحساب می آیند.