فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

دوران استیلای ایرانیان

کورش فرمانروای ایران سرزمین بابل را اشغال کرد و در سال 539 ق.م حکومت آن جا را منقرض ساخت و با حمله به سرزمین شام و فلسطین آنجا را فتح نمود و به اسرای بخت النصر و یهودیانی که در بابل بسر می بردند اجازه بازگشت به قدس را داد و گنجهای معبد سلیمان را به ایشان برگردانید و اجازه داد که معبد را بازسازی نموده و زربابل را بعنوان فرمانروا برآنان برگزید.(78)
فرمانروای یهودی دست نشانده کورش ساختن معبد را آغاز نمود، اما مردم مجاور از این عمل به هراس افتاده و به کمبوجیه جانشین کورش شکایت بردند. وی دستور جلوگیری از ساختن معبد را صادر کرد، آنگاه دارای اول، به آنان اجازه ساختن داد و آنها ساختمان معبد را به سال 515 ق.م به اتمام رساندند.(79)
استیلای ایرانیها بر یهودیان از سال 539 ق.م تا 331 ادامه یافت و در این مدت کورش و کمبوجیه و داریوش اول (دارا) و خشایارشا و اردشیر معاصر عزیز پیامبر علیه السلام فرمانروائی کرده و پس از آنان تعدادی از سلاطین ایرانی از جمله داریوش دوم و اردشیر دوم و سوم فرمانروائی نمودند، داریوش سوم آخرین فرمانروای ایرانی بود که بدست اسکندر مقدونی از پای در آمد. در تورات فعلی پیرامون بیشتر این فرمانروایان سخن به میان آمده است.

دوران استیلای یونانی ها

اسکندر مقدونی به مصر و سرزمین شام و فلسطین لشکرکشی کرد و آن مناطق را فتح نمود و هواداران ایرانی و قدرتهای محلی را که رودر روی وی ایستاده بودند در هم شکست و وارد قدس گردید و آنجا را کاملاً تحت فرمان خود در آورد، آنگاه اسکندر به فرمانروائی داریوش سوم و سپاه او در نبرد سختی که در اردبیل شمال عراق رخ داد پایان بخشید و با ادامه پیشروی خود، ایران و مناطق دیگر را به اشغال و تصرف خویش در آورد. و بدین گونه یهودیان به سال 331 ق.م زیر سلطه یونان در آمدند.
بعد از درگذشت اسکندر، کشمکش و درگیری میان فرماندهان ارتش وی بر سر امپراطوری بزرگ او روی داد، و پس از نزاعی که بیست سال به طول انجامید، بطالسه (منسوب به بطلمیوس) در مصر بر اکثر بخش های حکومت، استیلا یافتند و سلوکیها (منسوب به سلوکوس) در سوریه بر قسمتهای دیگر مسلط گردیدند.
و بدینسان، قدس در سال 312 ق.م زیر سلطه بطلمیوسیان در آمد، اما انتیوکوس، سلوکی سوم، در سال 198 ق.م قدس را از تصرف آنان خارج نمود، سپس بطالسه بار دیگر بر قدس غلبه کردند و تا فتح روم، سال 64 ق.م در آنجا باقی ماندند.
تورات فعلی شش تن از بطالسه را به نام بطلمیوس اول و دوم... تا آخر یاد کرده است و می گوید: نخستین فرد از آنان روز شنبه داخل اورشلیم گردید و شماری از یهودیان را دستگیر کرد و به مصر گسیل داشت.(80)
همچنین پنج تن از سلوکیها را به نام انتیوکوس اول و دوم... تا آخر، یاد نموده است و می گوید که: چهارمین آنها به سال 175 تا 163 ق.م، به قدس لشکرکشی کرد و تمام اشیاء گرانبهای معبد را به غارت برد و پس از دو سال ضربه بزرگی به قدس وارد نموده و آنچه داشت به یغما برد و خانه ها و دیوارهای آن را ویران کرد و زنان و کودکان را به اسارت در آورد و مجسمه معبود خود زفس (زئوس) را در معبد نصب نمود و یهودیان را به پرستش آن فرا خواند، که بسیاری از آنها دعوت او را پذیرفتند.. در حالیکه در اثر جنبش یهودیان مکابی، در سال 168 ق.م، برخی از آنان به برخی از آنان به مخفی گاهها و غارها پناهنده شدند.(81)
انقلابی را که یهودیان به آن افتخار می کنند، شباهت زیادی به جنگ گروهها و دسته هایی دارد که معتقدین به آئین یهود، علیه یونانیان بت پرست بر پا کردند و در زمانهای مختلف پیروزیهای محدودی را بدست آوردند و این تا سلطه رومیان همچنان ادامه یافت.

دوره استیلای رومیان

بومبی، فرمانروای روم در سال 64 ق.م با اشغال سوریه، آن را به امپراطوری روم ملحق ساخت و در سال دوم، قدس را به تصرف خویش در آورد و آن را تابع فرمانروای رومی سوریه قرار داد، در انجیل متی آمده است که: در سال 39 ق.م قیصر روم، اگوست هیرودیس ادومی را به عنوان فرمانروای یهودیان برگزید و او بنائی نو وسیع و زیبا را بر معبد بنیاد کرد و به سال 4 ق.م در گذشت.(82)
چنانکه انجیل ها آورده اند: پسر وی هیرودیس دوم، کسی است که از سال 4 ق.م تا سال 39 ق.م، فرمانروائی کرد و حضرت مسیح علیه السلام در زمان او دیده به جهان گشود و هم او بود که یحیی بن زکریا علیهاالسلام را به قتل رساند و سر وی را بر طبقی زرین، نزد سالومه یکی از عناصر بد کاره بنی اسرائیل هدیه فرستاد.(83)
انجیل ها و تاریخ نویسان، از آشفتگی ها و آشوب هایی که در عهد نرون به سالهای 54 م - 68 م. در قدس و فلسطین به وقوع پیوست و ماجراهایی که میان یهودیان و رومی ها و میان خود یهودیها اتفاق افتاد یاد می کنند، که فسبسیان قیصر روم فرزند خود تیطس را به عنوان فرمانروای منطقه، در سال 70 م. منصوب کرد وی به قدس یورش برد و یهودیان در آنجا متحصن گشتند تا آنکه آذوقه آنان تمام شده ضعیف گردیدند، تیتوس دیوار شهر را خراب کرد و آن را به اشتغال خویش در آورد و با کشتن هزاران یهودی، خانه های آنها را ویران ساخت و معبد را در هم کوبید و به آتش کشید و به گونه ای آن را از بین برد که مردم جای آن را نیافتند و زندگان باقی مانده را به روم سوق داد.
مسعودی در کتاب خود (التنبیه و الاشراف) می گوید: شمار کشتگان در این حمله از یهودیان و مسیحیان به سه هزار یعنی سه میلیون تن رسید که ظاهراً این رقم مبالغه آمیز است پس از این حوادث، رومیان با یهودیها شدت عمل بیشتری نشان دادند که اوج آن هنگامی بود که کنستانتین و قیصرهای بعد از وی، آئین خود را بر پایه اعتقاد به مسیحیت نهاده و یهودیان را تحت آزار شکنجه قرار دادند، از این رو یهودیان نسبت به جنگ خسرو پرویز که در سال 620 م، در زمان پیامبر اکرم (ص) با مردم سرزمین شام و فلسطین پیش آمد و از پیروزی او بر رومیان خوشحال بودند، همچنانکه یهودیان حجاز نیز نسبت به این نبرد شادمانی می نمودند و پیروزی آنها را به مسلمانان آرزو می کردند، که این آیه های شریفه نازل گشت:
الف، لام، میم سوگند به این حروف روم مغلوب گردید. در نزدیک ترین سرزمین و آنان پس از مغلوب شدنشان بزودی غالب می گردند، در اندک سالی، از پیش و در آینده امر از آن خداست و آنروز ایمان آورندگان شاد می گردند به یاری خدا، و او هر کسی را که بخواهد یاری می کند و اوست غالب و مهربان.(84)
به گفته مورخان، یهودیان، شمار زیادی از اسیران مسیحی را که بالغ بر 90 هزار تن می شد از ایرانیان، هنگام پیروزی آنان بر رومیان خریداری کرده و آنها را سر بریدند.
پس از چندین سال که هراکلیوس بر ایرانیان پیروز گشت، یهودیان را مجازات نموده و هر که را از آنان در قدس باقی مانده بود بیرون راند و این شهر نزد نصاری بر یهودیان تحریم گشت، از این رو با خلیفه عمربن خطاب شرط کردند که هیچ یهودی در آن اقامت نکند و او به خواسته آنان پاسخ مثبت داد و این مطلب را برای آنان در عهدنامه صلح نوشت(85) و این امر در سال 638 م، یعنی سال 17 هجری بود، که قدس و فلسطین جزء دولت اسلامی محسوب گردید و تا سال 1343 ه ق، 1925 م، یعنی تاریخ سقوط خلافت عثمانی بدست غربیان ادامه داشت.
این مختصر از تاریخ یهودیان، امور متعددی را بر ما روشن می سازد از جمله تفسیر آیات مقدس سوره اسراء و غیر آن، پیرامون یهودیان... و نتیجه تفسیر آن و مقصود از گفتار خدای سبحان که فرمود: شما دوبار در زمین فساد می کنید. یعنی یک بار پیش از بعثت پیامبر(ص) و دیگر بار، بعد از آن و این تنها تقسیم بندی مناسب، درباره تبهکاری زیاد آنهاست که تاریخ یهود، مملو از آن می باشد.
و مراد از این فرموده خداوند که: بندگانی از ناحیه خود را که پر صلابت هستند علیه شما برانگیزیم مسلمانان می باشند، چه اینکه خداوند در صدر اسلام ما را بر آنان مسلط ساخت و پیشینیان ما درون خانه های آنها به جستجو پرداخته و سپس وارد مسجد اقصی شدند و هنگامی که ما از اسلام فاصله گرفتیم، خداوند قدرت یهود را علیه ما به آنها باز گرداند و آنان را بوسیله اموال و فرزندان یاری رساند و از حیث جمعیت آنها را در جهان بیش از ما قرا داد، آنگاه بار دوم در نهضت زمینه ساز حکومت حضرت مهدی(ع) و حرکت ظهور آن بزرگوار، خداوند، ما مسلمانان را بر آنها مسلط خواهد ساخت و ما در تاریخ، غیر از مسلمانان قومی را نمی بینیم که خداوند آنها را بر یهود چیره ساخته و سپس قدرت یهود را علیه آنها باز گردانده باشد.
اما برتری طلبی وعده داده شده یهودیان بر ملتها و سایر مردم، تنها یک بار است، دو بار نخواهد بود و این حسن برتری جوئی همزمان با تبهکاری دوم و یا نتیجه آن است... و ما این برتری طلبی را در هیچ دوره ای از تاریخ یهودیان به جز بعد از جنگ جهانی دوم نمی بینیم.
امروز یهودیان در مرحله دوم تبهکاری و برتری جوئی بزرگی بسر می برند و ما در آغاز سلطه الهی خویش بر آنان و مرحله رسوا شدن چهره کریه آنان هستیم... تا زمانی که خداوند فتح و پیروزی عنایت کرده و ما قبل از ظهور امام مهدی(ع) و یا همراه آن حضرت وارد مسجد اقصی گردیم، آن چنان که نخستین بار نیاکان ما داخل آن شدند و شیوه خود بزرگی آنها را در جهان درهم کوبیده و براندازیم.
اما این سخن خداوند که فرمود: اگر باز گردید و توبه کنید باز می گردیم و ما جهنم را برای کافران زندان قرار دادیم. دلالت دارد بر اینکه بسیاری از یهودیان بعد از نابودی اسرائیل در جهان باقی می مانند و کسانی که اسلام نمی آورند به دست حضرت مهدی(ع) از سرزمین های عربی رانده می شوند و بنا به گفته روایات آنها دوباره دست به تبهکاری می زنند و این امر هنگام حرکت دجال یک چشم خواهد بود، که حضرت مهدی(ع) و مسلمانان به زندگی آنان خاتمه می دهند و خداوند دوزخ را برای کسانی که از آنها کشته می شوند زندان قرار می دهد و مسلمانان، با بازداشت و زندانی نمودن باقیمانده آنان از حرکت و تبهکاری آنها جلوگیری می کنند.