فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

دوره استیلای آشوریان

سلطه آشوریها بر یهودیان، با هجوم شلمنصر سوم فرمانروای آشوریان از سالهای 859 ق.م تا 824 ق.م به کشور آرامی ها و قلمرو اسرائیل آغاز گردید به گونه ای که تمام منطقه، تحت فرمان او و فرمانروایان آشوری پس از وی در آمد.و به نظر می رسد که کشور یهودا، برعکس کشور اسرائیل تحت فرمان و اطاعت آشوریان بود.
زیرا به نقل تورات: فرمانروای آنجا، آحازبن یوثام، از فرمانروای آشور تغلث فلاسر خواست که او دست به حمله ای عیله کشور اسرائیل و آرامی ها بزند و او در خواست اخیر وی را پذیرفته و در سال 732 ق.م اقدام به حمله نمود. و جانشین او شلمنصر پنجم نیز کار او را دنبال کرد، اما در حین محاصره شکیم (نابلس) پایتخت آنجا، در گذشت و جانشین وی سرجون دوم اشغال سامره را به پایان برد و بر آن تسلط یافت و این مملکت را بطور کامل از بین برد و از حمله علیه اسرائیل نقشه راندن که وطن که با یهودیان به اجرا درآورند، آشوریان را یاری داد و تغلث فلاسر یهودیان را به عنوان اسارت به سرزمین خود برد و آشوریها را جایگزین آنها نمود.(72)
پس از او سلطان فقح به اتمام آن نقشه پرداخت و نیمی از نواده های منسی و غیر او را به اسارت گرفت.(73)
و سرجون دوم، نزدیک به سی هزار تن را به سوی حران و کرانه خابور و میدیا جلای وطن داد، و آرامی ها را جایگزین آنان نمود.(74)
در دوران فرمانروائی حزقیا که ظاهراً می کوشید با مصریان ارتباط بر قرار نماید، کشور یهود از اطاعت آشوریها خارج گردید، که سنجاریب فرمانروای آشور بر وی خشمگین شد و قریب سال 701 ق.م برای به اطاعت در آوردن کشور یهودا، و با آخرین هجوم آشوریائی منطقه را تحت فرمان خویش در آورده و قدس را متصرف گشت، و حزقیا تمام نقره های موجود در خانه خدا و خزینه های قصر فرمانروا را به وی تسلیم کرد.(75)
تورات فعلی علاوه بر سلاطین آشور که گذشت، از اسرحدون، و آشوربانیبال آخرین فرمانروای آنها یاد کرده و می گوید: این دو، اقوامی را از آشور کوچانده و در سامره اسکان دادند.(76)

دوران تسلط بابلیان

نینوا پایتخت آشوریان، در سال 612 ق. م بدست مادها و بابلیان (کلدانیها) سقوط کرد و آنجا را بین خود تقسیم نمودند، عراق و سرزمین شام و فلسطین سهم بابلیان و مشهورترین فرمانروای آنان، بخت النصر گردید، که وی برای به اطاعت در آوردن سرزمین شام و فلسطین دوبار نخست سال 597 و سپس به سال 586 ق.م. دست به حمله زد، در نخستین هجوم قدس را محاصره و فتح کرده و خزینه های قصر فرمانروا را از آن خود نمود، و شمار زیادی از یهودیان از جمله سلطان یهو یا کین و مدافعان او را به اسارت در آورد، و صدقیا عموی یهو یاکین را بر بقیه یهودیان برگماشت و اسیران را در منطقه نیبور نزدیک رود خابور در بابل اسکان داد.
و حمله دوم ،در اثر کشمکش نفوذ ،میان بخت النصر و فرعون مصر خوفرا به وجود آمد به طوری که فرعون به تحریک فرمانروایان شام و فلسطین، از جمله صدقیا فرمانروای قدس پرداخته و وی راعلیه بابلیان، با خود هم پیمان ساخت که آنان نیز پذیرفته و او حمله خود را متوجه منطقه کرد، اما بخت النصر با سرعت دست به هجومی دیگر زد که منجر به شکست مصریان و تصرف تمام منطقه گردید، و با ویران نمودن معبد آن را به آتش کشیده و خزینه های آن را به غارت بردند، و با خانه های بزرگان یهودی نیز چنین کرده و قریب به 50 هزار تن از آنان را به اسارت گرفتند، فرزندان صدقیا را پیش روی وی سر بریده و سپس چشمهایش را از حدقه بیرون آوردند و او را در بند کشیده همراه با اسیران بردند، و بدین گونه کشور یهودا را منقرض ساخت.(77)

دوران استیلای ایرانیان

کورش فرمانروای ایران سرزمین بابل را اشغال کرد و در سال 539 ق.م حکومت آن جا را منقرض ساخت و با حمله به سرزمین شام و فلسطین آنجا را فتح نمود و به اسرای بخت النصر و یهودیانی که در بابل بسر می بردند اجازه بازگشت به قدس را داد و گنجهای معبد سلیمان را به ایشان برگردانید و اجازه داد که معبد را بازسازی نموده و زربابل را بعنوان فرمانروا برآنان برگزید.(78)
فرمانروای یهودی دست نشانده کورش ساختن معبد را آغاز نمود، اما مردم مجاور از این عمل به هراس افتاده و به کمبوجیه جانشین کورش شکایت بردند. وی دستور جلوگیری از ساختن معبد را صادر کرد، آنگاه دارای اول، به آنان اجازه ساختن داد و آنها ساختمان معبد را به سال 515 ق.م به اتمام رساندند.(79)
استیلای ایرانیها بر یهودیان از سال 539 ق.م تا 331 ادامه یافت و در این مدت کورش و کمبوجیه و داریوش اول (دارا) و خشایارشا و اردشیر معاصر عزیز پیامبر علیه السلام فرمانروائی کرده و پس از آنان تعدادی از سلاطین ایرانی از جمله داریوش دوم و اردشیر دوم و سوم فرمانروائی نمودند، داریوش سوم آخرین فرمانروای ایرانی بود که بدست اسکندر مقدونی از پای در آمد. در تورات فعلی پیرامون بیشتر این فرمانروایان سخن به میان آمده است.