فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

دوران تجزیه و نزاع و کشمکش داخلی

کار آنها بدآنجا رسید که علیه یکدیگر، از نیروهای بت پرست باقی مانده پیرامون خود و از فراعنه مصر و آشور و بابل کمک خواستند.
یهودیان پس از در گذشت حضرت سلیمان علیه السلام در شکیم (نابلس) گرد آمده و اکثریت آنها با یربعام بن نباط که از دشمنان حضرت سلیمان در زمان حیاتش بود و از دست آن حضرت به آغوش فرعون مصر گریخت، بیعت نموده و با بازگشت وی یهودیان به او خوش آمد گفته و او در ساحل غربی رود اردن دولتی به نام اسرائیل تأسیس کرد و پایتخت آن را شکیم یا سامره قرار داد. و تعداد اندکی از آنان با رحبعام پسر حضرت سلیمان بیعت نموده و پایتخت خود را قدس قرار دادند و این دولت به نام یهودا معروف گردید.
اما آصف بن برخیا وصی حضرت سلیمان که خداوند که خداوند او را در قرآن با این جمله عنده علم من الکتاب (نزد او دانشی از کتاب بود) وصف نموده، از بنی اسرائیل جز نسبت دروغ به وی دادن چیز دیگری بهره نبرد.
تورات می گوید:
کفر و بت پرستی در میان پیروان یربعام امر آشکاری بود و او دو گوساله از طلا ساخته یکی از آنها را در قدس و دیگری را در دان قرار داد و در کنار هر یک قربانگاهی قرار داد و به آنها گفت: این خدایان شماست که از مصر شما را به سوی (شکیم) روانه ساخت، بنابراین در پیشگاه آنها قربانی کنید و به طرف اورشلیم نروید، و ملت خواسته او را پذیرفت(64)
در کنار پرستش گوساله، یربعام آنان را به پرستش دیگر خدایانی از جمله عشتروت خدای صیدونیها و کموش خدای موآبی ها و مکلوم خدای عمونی ها، فرمان داد.(65)
طبق گفته کتاب خبرهای فرمانروایان نخستین، بعد از سه سال کشور یهودا به همین سرنوشت گرفتار شده و به پرستش بتان پرداختند.(66)
شیشق فرعون مصر این فرصت را غنیمت شمرده و در سال 926 ق. م به منظور پشتیبانی از یربعام و پایان دادن به دولت یهودا، رحبعام پسر حضرت سلیمان و طرف داران وی، طی هجومی قدس را اشغال نمود و خزینه های خانه خدا و مقر فرمانروا و حتی سپرهای زرینی را که حضرت سلیمان علیه السلام ساخته بود با خود برد.(67)
بنظر می رسد شرائط فرعون مصر او را یاری نکرد تا سلطه مستمر خود یا هم پیمانش یربعام را تحمیل کند.
بنابراین پس از عقب نشینی شیشق این کشور کوچک اندکی از موجودیت خود را باز یافت. و این نبردها با یربعام همچنان ادامه داشت، چنانکه آرامی ها از ضعف دو دولت استفاده نموده و با هجوم به کشور یهودا پس از به اسارت در آوردن سران آنها، آنان را به سوی پایتخت خود دمشق آورده و برای آنان جزیه مقرر داشتند، و این ماجرا در زمان فرمانروایی آرامی بن هود (سال 879 - 843 ق.م) انجام پذیرفت.(68)
آنگاه در زمان پادشاهی آخاب بن عومری در سالهای 874 ق .م - 853 ق.م جزیه و حمایت را بر کشور یربعام مقرر نمودند.
همچنین تورات، نبرد فلسطینیها با اعراب در نار کوشسیین با کشور یهودا را در زمان فرمانروائی یهورام یادآور می شود که، آنان قدس را اشغال نموده و بر اموال موجود در قصر فرمانروا استیلاء یافته و زنان و فرزندان وی را به اسارت در آورند.(69)
و نیز می گوید: لشکر آرامی در بیت المقدس به نبرد پرداخته و تمام سران آنجا را هلاک کرد و تمام گنجینه ها را بر گرفته و به حزائیل پادشاه آرامی ها تقدیم نمود.(70)
هم چنین یوآش فرمانروای اسرائیل بر کشور یهودا یورش آورده و حصار شهر را ویران ساخت و تمام زر و سیم و ظروف موجود در خانه خدا و خزینه های سلطان را به یغما برد.(71)
این حالت کشمکش میان آنان و تسلط کشورهای مجاور بر آنان تا زمان اشغال گری آشوریان، ادامه داشت.

دوره استیلای آشوریان

سلطه آشوریها بر یهودیان، با هجوم شلمنصر سوم فرمانروای آشوریان از سالهای 859 ق.م تا 824 ق.م به کشور آرامی ها و قلمرو اسرائیل آغاز گردید به گونه ای که تمام منطقه، تحت فرمان او و فرمانروایان آشوری پس از وی در آمد.و به نظر می رسد که کشور یهودا، برعکس کشور اسرائیل تحت فرمان و اطاعت آشوریان بود.
زیرا به نقل تورات: فرمانروای آنجا، آحازبن یوثام، از فرمانروای آشور تغلث فلاسر خواست که او دست به حمله ای عیله کشور اسرائیل و آرامی ها بزند و او در خواست اخیر وی را پذیرفته و در سال 732 ق.م اقدام به حمله نمود. و جانشین او شلمنصر پنجم نیز کار او را دنبال کرد، اما در حین محاصره شکیم (نابلس) پایتخت آنجا، در گذشت و جانشین وی سرجون دوم اشغال سامره را به پایان برد و بر آن تسلط یافت و این مملکت را بطور کامل از بین برد و از حمله علیه اسرائیل نقشه راندن که وطن که با یهودیان به اجرا درآورند، آشوریان را یاری داد و تغلث فلاسر یهودیان را به عنوان اسارت به سرزمین خود برد و آشوریها را جایگزین آنها نمود.(72)
پس از او سلطان فقح به اتمام آن نقشه پرداخت و نیمی از نواده های منسی و غیر او را به اسارت گرفت.(73)
و سرجون دوم، نزدیک به سی هزار تن را به سوی حران و کرانه خابور و میدیا جلای وطن داد، و آرامی ها را جایگزین آنان نمود.(74)
در دوران فرمانروائی حزقیا که ظاهراً می کوشید با مصریان ارتباط بر قرار نماید، کشور یهود از اطاعت آشوریها خارج گردید، که سنجاریب فرمانروای آشور بر وی خشمگین شد و قریب سال 701 ق.م برای به اطاعت در آوردن کشور یهودا، و با آخرین هجوم آشوریائی منطقه را تحت فرمان خویش در آورده و قدس را متصرف گشت، و حزقیا تمام نقره های موجود در خانه خدا و خزینه های قصر فرمانروا را به وی تسلیم کرد.(75)
تورات فعلی علاوه بر سلاطین آشور که گذشت، از اسرحدون، و آشوربانیبال آخرین فرمانروای آنها یاد کرده و می گوید: این دو، اقوامی را از آشور کوچانده و در سامره اسکان دادند.(76)

دوران تسلط بابلیان

نینوا پایتخت آشوریان، در سال 612 ق. م بدست مادها و بابلیان (کلدانیها) سقوط کرد و آنجا را بین خود تقسیم نمودند، عراق و سرزمین شام و فلسطین سهم بابلیان و مشهورترین فرمانروای آنان، بخت النصر گردید، که وی برای به اطاعت در آوردن سرزمین شام و فلسطین دوبار نخست سال 597 و سپس به سال 586 ق.م. دست به حمله زد، در نخستین هجوم قدس را محاصره و فتح کرده و خزینه های قصر فرمانروا را از آن خود نمود، و شمار زیادی از یهودیان از جمله سلطان یهو یا کین و مدافعان او را به اسارت در آورد، و صدقیا عموی یهو یاکین را بر بقیه یهودیان برگماشت و اسیران را در منطقه نیبور نزدیک رود خابور در بابل اسکان داد.
و حمله دوم ،در اثر کشمکش نفوذ ،میان بخت النصر و فرعون مصر خوفرا به وجود آمد به طوری که فرعون به تحریک فرمانروایان شام و فلسطین، از جمله صدقیا فرمانروای قدس پرداخته و وی راعلیه بابلیان، با خود هم پیمان ساخت که آنان نیز پذیرفته و او حمله خود را متوجه منطقه کرد، اما بخت النصر با سرعت دست به هجومی دیگر زد که منجر به شکست مصریان و تصرف تمام منطقه گردید، و با ویران نمودن معبد آن را به آتش کشیده و خزینه های آن را به غارت بردند، و با خانه های بزرگان یهودی نیز چنین کرده و قریب به 50 هزار تن از آنان را به اسارت گرفتند، فرزندان صدقیا را پیش روی وی سر بریده و سپس چشمهایش را از حدقه بیرون آوردند و او را در بند کشیده همراه با اسیران بردند، و بدین گونه کشور یهودا را منقرض ساخت.(77)