فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

وعده خداوند نسبت به تسلط و چیرگی بر یهودیان

خداوند متعال در قران کریم می فرماید:
پروردگار تو اعلام می دارد ،کسانی را بر یهودیان چیره خواهد کرد که تا روز قیامت ،آنان را مجازات و شکنجه خواهند نمود و خداست که زود مجازات نموده و هم اوست آمرزگار و بخشنده، و از جمله مجازات خداوند این است که آنان را پراکنده و گروه گروه در زمین قرار داده بعضی از آنان نیکوکار و برخی نابکارند و آنان را با خوبی و بدی آزمایش کردیم، شاید توبه نموده و به راه حق و هدایت باز گردند.(42)
معنی این دو آیه شریفه این است که: خداوند اعلان و مقدر فرموده که بزودی کسی را بر یهودیان مسلط می گرداند که تا روز رستاخیز آنان را مجازات و شکنجه دهد، او (خدای) بسرعت مجازات نموده و هم اوست آمرزنده مهربان، از جمله مجازاتهای خداوند درباره یهودیان این است که آنها را در روی زمین پراکنده و دسته دسته می گرداند، گروهی از آنان نیکوکار و گروهی بدکارند و آنها را به وسیله خوبی و بدی آزمایش می کند شاید توبه نموده و هدایت گردند.
ما اجرای این وعده الهی را در کیفر یهودیان، در تمام دورانهای تاریخی آنان به استثنای دوران حکومت پیامبرانی چون موسی و یوشع و داود و سلیمان علیهم السلام مشاهده می کنیم و خداوند اقوام و ملتهای مختلفی را بر آنها مسلط گردانید که آنان را شکنجه و مجازاتی دردناک نمودند.
گاهی عنوان می شود: آری، پادشاهان مصر و بابل و یونان و فارس و روم و دیگران بودند که بر یهودیان تسلط یافته و آنان را مجازات سختی چشاندند اما مسلمانان چنان رفتاری با آنها ننموده، بلکه تنها بر نیروهای نظامی آنها پیروز گشتند و سپس زندگی در سایه دولت اسلامی را از آنان پذیرفتند، که با برخورداری از آزادی و حقوق خود در قوانین اسلامی، جزیه بپردازند.
اما پاسخ: اینکه آنها را بدترین عذاب چشانیدند، به این معنی نیست که پیوسته آنها را کشته و یا آواره و زندانی نمودند، آن چنانکه بیشتر حکومتهایی که پیش از اسلام بر آنان تسلط یافتند، این گونه عمل کردند، بلکه به این معنی است که آنها از لحاظ نظامی، سیاسی، تسلیم آن حکومتی گردیدند که خداوند بر آنان مسلط ساخت اگر چه مسلمانان در آزار و کیفر یهودیان، از دیگران ملایم تر بودند، اما مصداق تسلط بر یهودیان، و کیفر نمودن آنان می باشند.
و گاهی نیز گفته می شود: بلی تاریخ یهودیان تطبیق این وعده خدا را بر آنها گواهی می دهد ولی در عصر حاضر که یک و یا حداقل نیم قرن برآنها سپری گفته، کسی که آنان را مجازات و کیفر دهد بر آنان مسلط نشده، بلکه آنان بیش از نیم قرن است یعنی از سال 1936 م. بدترین شکنجه ها را در فلسطین و دیگر مناطق به مسلمانان روا می دارند! این قضیه را چگونه می توان تحلیل نمود؟
پاسخ این است که: این دوره از تاریخ زندگی یهودیان جدا به حساب می آید، زیرا این همان دوره بازگشت قدرت آنهاست که خداوند در سوره اسراء به آنان وعده فرموده است ؛ سپس پیروزی شما را بر کسانی که آنان را علیه شما برانگیختم برگردانده و به شما اموال و فرزندانی را عطا کرده، و شما را از یارانی بیش از تعداد آنان برخوردار نمودیم تا با همکاری شما بر ضد آنها بستیزند. بنابراین، این دوره خارج از وعده کلی تسلط بر آنهاست تا اینکه وقت کیفر و مجازات دوم بدست مسلمانان فرا رسد.
در این زمینه روایات زیادی از امامان علیهم السلام رسیده که این وعده الهی نیز بدست مسلمانان انجام می پذیرد، در همین خصوص صاحب مجمع البیان، در تفسیر آیه یاد شده، اتفاق نظر مفسران را بر این معنی بیان کرده و فرموده مراد از آن نزد تمام مفسرین، امت پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) می باشد، و همین معنی از امام باقر (ع) نقل شده، و علی بن ابراهیم قمی، در تفسیر خود آن را از ابی الجارود، از امام باقر (ع) نقل نموده است.

وعده خداوند در فرونشاندن آتش جنگ یهودیان

خدای متعال در قرآن مجید می فرماید:
یهودیان گفتند دست خدا بسته است، دست آنان بسته باد، و به سبب این گفته از رحمت خدای دور شدند. بلکه دستهای خدا گشوده است و هر گونه بخواهد انفاق می کند
.... آنچه که از ناحیه پروردگار بر تو فرود آمده، بر سرکشی و کفر آنان می افزاید و میان آنان تا روز رستخیز، کینه و دشمنی انداختیم، و هر وقت آتش جنگی را برافروختند، خداوند آن را خاموش گردانید، آنان سعی در ایجاد فساد در زمین دارند و خداوند فساد کنندگان را دوست نمی دارد.(43)
این وعده خداست، به فرو نشاندن آتش جنگ هایی که یهودیان برمی افروزند، خواه مستقیماً خود آنان خوی جنگ افروزی داشته، و یا اینکه دیگران را به این عمل تحریک کنند و این وعده الهی بدون استثناء خواهد بود، زیرا با لفظ کلما اوقدوا یعنی هر وقت آتش افروزی نماینده آمده است.
تاریخ گذشته و حال آنان گواهی می دهد که آنها همواره در پی آتش افروزی بسیاری از آشوب و جنگها بوده اند، اما خداوند متعال وعده خود را نسبت به مسلمانان و بشریت با عنایت خویش تحقق بخشیده، و مکر و حیله یهود را باطل و نقشه هایشان را خنثی کرده و آتش جنگ آنان را فرونشانده است. و شاید بزرگترین آتش جنگ و آشوبی که آنان علیه مسلمانها و جهانیان برافروخته اند، همین نبرد فعلی باشد که جهت دامن زدن به آن، شرق و غرب را تحریک نموده، و خودشان در فلسطین مستقیماً، و در اکثر کشورهای جهان بطور غیرمستقیم طرف درگیر می باشند، و چیزی نمانده که وعده خداوند با فرونشاندن این جنگ تحقق یابد و از آیه شریفه یاد شده چنین استفاده می شود که دشمنی و درگیریهای داخلی آنها، خود یکی از راه های لطف خداوند، برای فرونشاندن آتش جنگ آنها خواهد بود، به دلیل ذکر جمله اطفاء النار بعد از طرح دشمنی و درگیریهای داخلی در آیه شریفه، گوئیا که خاموش نمودن آتش افروزی آنان، فرع بر ایجاد کینه در بین آنها می باشد.
و ما میان آنان تا روز قیامت دشمنی و کینه توزی افکندیم و هرگاه آتش جنگی را برافروزند، خداوند آن را فرو می نشاند.
این شمه ای از تاریخ آنان بود، و ما به تفسیر آیه هایی که وعده های سه گانه خدا درباره یهودیان را در بردارد، با اندکی شرح در کتاب الممهدون للمهدی (زمینه سازان ظهور حضرت مهدی (ع) پرداخته ایم.
امام برخی از روایات مربوط به نقش یهودیان در زمان ظهور، مربوط به گرد آمدن آنها در فلسطین قبل از جنگ نابود کننده آنها است که تفسیری برای این آیه شریفه است:
و بعد از او به بنی اسرائیل گفتیم زمین را ساکن شوید و زمانی که روز قیامت فرا رسید شما را آمیخته با یکدیگر می آوریم.(44)
یعنی شما را از هر ناحیه ای و یا همگی شما را گرد آوردیم، چنانکه در تفسیر نورالثقلین آمده است. و از این حدیث شریف درباره آمدن آنان و کارزارشان در عکا استفاده می شود، از پیامبر (ص) روایت شده که فرمود:
آیا شنیده اید نام شهری را که بخشی از آن درون دریاست؟ عرض کردند آری، فرمود: قیامت به پا نمی شود مگر آنکه هفتاد هزار تن از فرزندان اسحاق به شهر یورش می برند.(45)
و از امیر مؤمنان (ع) است که فرمود:
در مصر منبری را بنا نموده و دمشق را قطعاً تخریب خواهم کرد و یهودیان را از شهرهای عربی بیرون می رانم و با همین چوب اعراب را خواهم راند، راوی این حدیث (عبایه اسدی) گوید: پرسیدم ای امیرمؤمنان، شما به گونه ای خبر می دهید که به یقین پس از مردن زنده خواهید شد؟ فرمود:ای عبایه، به روشی غیر روش ما صحبت کردی. مردی از تبار من (یعنی حضرت مهدی (ع) این کارها را انجام می دهد.(46)
این روایت دلالت دارد، که یهودیان در بسیاری از شهرهای عرب تسلط و یا حضور مؤثر دارند و ما پیرامون نبرد حضرت مهدی (ع) با سفیانی و یهودیان، در بیان حوادث سرزمین شام، و حوادث حرکت ظهور، سخن خواهیم گفت.
و از جمله روایات، حدیث کشف معبد توسط آنهاست، و جمله کشف هیکل (معبد) در شمار نشانه های ظهور آمده، که ظاهراً معبد حضرت سلیمان (ع) کشف خواهد شد، از امیرمؤمنان (ع) نقل شده که فرمودند:
ظهور آن حضرت نشانه ها و علاماتی دارد: نخست محاصره کوفه با کمین کردن و پرتاب سنگ، و ایجاد شکاف و رخنه در زوایای کوچه های کوفه، تعطیل مساجد به مدت چهل شب، کشف معبد و به اهتزاز در آمدن پرچمهائی گرداگرد مسجد بزرگ (مسجد الحرام) کشنده و کشته شده هر دو در آتش اند.(47)
ولی احتمال دارد که کشف معبد از ناحیه زمینه سازان ظهور حضرت مهدی (ع) اندکی قبل از ظهور وی، صورت پذیرد، زیرا روایت خاطرنشان نمی کند که چه کسی آن را کشف می نماید همچنانکه ممکن است آن معبد، آثاری تاریخی و غیر از معبد حضرت سلیمان و یا در محل دیگری غیر از قدس باشد، چون عبارت و جمله کشف معبد بطور مطلق یاد شده است.
بخش های اول این روایت نشان گر حالت جنگ در کوفه است که در روایات، از آن به عراق یاد شده، اما در این جا به معنی همان شهر کوفه و محاصره و سنگ باران آن و ایجاد موانع دفاعی در گوشه و زوایای خیابانهای آن شهر می باشد، اما پرچم های گوناگون در اطراف مسجدالحرام، اشاره به درگیری و کشمکش قبیله ها با حکومت مرکزی حجاز است که اندکی پیش از ظهور حضرت مهدی (ع) پدید خواهد آمد و در این زمینه روایات فروانی وارد شده است.
دسته دیگری از احادیث، روایاتی است که افرادی را که خداوند بعد از فساد آفرینی و برتری طلبی یهودیان برآنان مسلط می گرداند، مشخص و معین می کند، که پاره ای از آنها در تفسیر آیات قرآن مجید گذشت، و برخی دیگر درباره ایران و شخصیتهای ایرانی در زمان ظهور است، مانند روایت درفش های سیاه که به طور تواتر اجمالی وارد شده و غیر آن.
درفش هایی سیاه، از خراسان خارج می شود که هیچ چیز قادر بر باز گرداندن آنها نیست، تا آنکه سرانجام در قدس برافراشته می شود.
و روایات مربوط به بیرون آوردن تورات اصلی از غار انطاکیه و کوهی در شام و در فلسطین و دریاچه طبریه، توسط حضرت مهدی (ع) و استدلال آن حضرت بر یهودیان، بوسیله تورات نیز از جمله همین روایات است.
از پیامبر اسلام (ص) روایت شده که فرمود:
تورات و انجیل را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می شود بیرون می آورد.(48)
و نیز از آن بزرگوار نقل شده که فرمودند:
(صندوق مقدس) را از غاری در انطاکیه و بخش های تورات را از کوهی در شام بیرون آورده و به وسیله آن کتاب با یهودیان به استدلال می پردازد و سرانجام بسیاری از آنها اسلام می آورند.(49)
هم چنین پیامبر (ص) فرمود:
صندوق مقدس از دریاچه طبریه به دست وی آشکار می شود و آن را آورده و در پیشگاه او در بیت المقدس قرار می دهند و چون یهودیان آن را مشاهده می نمایند، به جز اندکی بقیه آنان ایمان می آورند.(50)
و تابوت سکینه، (صندوق مقدس) همان است که در فرموده خدای متعال آمده است:
پیامبرشان گفت: دلیل و نشانه بر پادشاهی او این است که تابوتی به سوی شما می آید، که در آن سکینه و آرامشی از ناحیه پروردگارتان وجود دارد و از آنچه را که آل موسی و آل هارون باقی گذاشته اند، و آن تابوت بوسیله فرشتگان حمل می شود، به راستی در آن معجزه و دلیل برای شماست چنانکه مؤمن باشید.(51)
در تفسیر آیه فوق آمده است که این صندوق مقدس که در آن میراث پیامبران علیهم السلام وجود دارد، دلیل و نشانه ای است برای بنی اسرائیل مبنی بر اینکه چه کسی شایستگی فرمانروائی را دارد، از این رو فرشتگان آن را آورده و از میان جمعیت بنی اسرائیل عبور داده و آنگاه در پیش روی طالوت (ع) قرار می دهند، سپس طالوت (ع) آن را به داوود و او به سلیمان و او به وصی خود آصف بن برخیا تسلیم می کند، و بنی اسرائیل بعد از وصی حضرت سلیمان به علت اینکه از او فرمان برداری ننموده و دیگری را اطاعت می کنند آن صندوق را از دست می دهند.
و مراد از جمله فیسلم کثیر منهم (بسیاری از آنان ایمان می آوردند) و یا اسلمت الا قلیلاً منهم (به جز اندکی از آنان بقیه ایمان آوردند) ممکن است کسانی باشند که صندوق مقدس را می بینند و یا کسانی که حضرت مهدی (ع) بوسیله تورات با آنان استدلال می نماید و یا افرادی که آن حضرت آنان را پس از آزاد سازی فلسطین و شکست آنان در آن جا باقی می گذارد.
در روایتی دیگر آمده که تعداد سی هزار نفر یهودی به وی ایمان می آورند که این رقم نسبت به کل جمعیت آنان اندک است.
دیگر روایات مربوط به نبردهای زمینه سازان ظهور حضرت مهدی (ع) با یهود و راجع به بیرون راندن آنان توسط آن حضرت از جزیره العرب است، مانند روایتی که گذشت، و این عمل امکان پذیر نیست مگر با پیروزی بر آنها و بیرون راندن آنان از فلسطین، همچنین روایات مربوط به نبرد بزرگ حضرت مهدی (ع) است که طرف درگیر در این نبرد مستقیماً سفیانی و پشتیبانان یهودی وی و رومیان هستند و خط درگیری در این جنگ از انطاکیه تا عکا، یعنی در طول ساحل سوریه - لبنان - فلسطین کشیده شده و سپس به طبرستان و دمشق و قدس ادامه می یابد. شکست بزرگ و وعده داده شده آنان در آنجا تحقق می یابد بگونه ای که سنگ و درخت بر می آورد که ای مسلمانان! این شخص که در پناه من است یهودی می باشد او را هلاک نما و این مطلب در حوادث حرکت ظهور حضرت مهدی (ع) ارواحنا فداه خواهد آمد.
در زمره احادیث گذشته، روایات نبرد مرج عکا است که جزئی از جنگ بزرگ پیشین است، اما احتمال بیشتر این است که آن، جزئی از دومین نبرد حضرت مهدی (ع) با غربیها و پشتیبانان یهودی آنهاست، که پس از گذشت دو سه سال از آزادی فلسطین و شکست یهودیان و غربی ها به وقوع می پیوندد. به گفته روایات، حضرت مهدی (ع) پس از آن، پیمان صلح و عدم تجاوزی را به مدت 7 سال با رومیان منعقد می سازد.
به نظر می رسد حضرت عیسی (ع) میانجی و واسطه آن پیمان نامه باشد، اما آنان پس از دو سال پیمان شکنی نموده، و با هشتاد لشکر که هر یک متشکل از 12 هزار تن می باشد، به کارزار بر می خیزند و این بزرگترین نبردی خواهد بود که تعداد بسیاری از دشمنان خدا در آن کشته خواهند شد.
تا جائی که این نبرد را به حماسه بزرگ و سفره مرج عکا توصیف می کنند، یعنی سفره ای که درندگان زمین و پرندگان آسمان از گوشت بدن ستمگران استفاده می کنند.
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:
شهر رم را با تکبیر 70 هزار مسلمان می گشاید در حالی که شاهد حماسه بزرگ و خوان گسترده خدا در مرج عکا خواهند بود که ستم و ستم گران را نابود خواهند کرد.(52)
از جمله روایتها، احادیث مربوط به موقعیت نظامی شهر عکا در زمان حضرت مهدی (ع) است که آن حضرت آنجا را پایگاه دریائی برای فتح اروپا قرار خواهد داد.
در روایات آمده است که:
آن حضرت تعداد چهار صد کشتی را در ساحل عکا تدارک دیده و با یاران خویش به سرزمین رومیان روی آورده و آنجا را فتح می نماید.(53)
و به زودی در ضمن بیان پیشامدهای نهضت ظهور حضرت مهدی (ع)، پیرامون آن سخن خواهیم گفت.

خلاصه تاریخ یهودیان

این مختصر، وضع سیاست کلی یهودیان را از دوران حضرت موسی (ع) تا زمان پیامبر گرامی ما حضرت محمد (ص) شامل می شود و ما آن را بر اساس کتاب قاموس کتاب مقدس از انتشارات جامعه کلیساهای خاور نزدیک و کتاب تاریخ یهود از کتب آنان تألیف مرحوم محمد عزت دروزه، آورده ایم.
تاریخ یهودیان در این مدت به ده دوره تقسیم می شود:
1- دوره حضرت موسی و یوشع علیهاالسلام 1270 ق.م 1130 ق.م
2- دوره داوران 1130 ق.م 1025 ق.م
3- دوره حضرت داود و سلیمان علیهاالسلام 1025 ق.م 931 ق.م
4- دوره تجزیه و کشمکش های داخلی 931 ق.م 859 ق.م
5- دوران تسلط آشوریان 859 ق.م 611 ق.م
6- دوران سلطه بابلیها 597 ق.م 539 ق.م
7- دوران سلطه ایرانیان 539 ق.م 331 ق.م
8- دوران سلطه یونانیها 331 ق.م 64 ق.م
9- دوران تسلط رومیان 64 ق.م 638 م.
10- دوران تسلط اسلام 638 م. 1925 م.