فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

ترکان و نقش آنان در دوران ظهور

به نظر ما منظور از ترکها در روایات جنبش خجسته ظهور حضرت، روس ها و اطرافیان آنان از ملتهای اروپای شرقی هستند، آنان گر چه از لحاظ تاریخی مسیحی اند و از ملتهای مستعمره امپراطوری روم بشمار می روند، تا جائی که مدعی وراثت آنها شده، و شاهان خود را مانند آلمانی ها و غیر آنها، قیصر (سزار) نامیده اند لیکن آنان اولاً: از قبیله های گوناگون منطقه شرق آسیا - اروپا هستند که در زبان روایات و تاریخ، به قبیله ها و ملتهای ترک نامیده شده اند، و این نام علاوه بر ترکهای ترکیه و ایران، شامل قبیله های تاتار و مغول و بلغارستان و روسیه و غیر آنان نیز می گردد.
دوم این که: مسیحیت، اخیراً به آنها سرایت نموده و اصالة در بین آنان رائج نبوده بلکه بصورت یک قشر سطحی در آمده، و بدتر از وضع آنان، در میان ملتهای اروپای غربی وجود دارد، چرا که مادی گرائی شرک آمیز آنان چیره گشته، و شاید به همین دلیل است که تسلیم نظریه کمونیسم مادی گرا و الحادی شده و در برابر نفوذ آن، مقاومت نکردند.
سوم: اینکه روایات مربوط به جنبش ترکان علیه مسلمانان، اگر چه پاره ای از آنها بر یورش ترکهای مغول و تاخت و تاز آنها به سرزمین ما در قرن هفتم هجری منطبق می گردد. اما برخی از آن روایات، حرکت های آنان را که به حوادث ظهور حضرت مهدی علیه السلام متصل می گردد، و همچنین همکاری آنها با رومیان علیه ما و اختلاف شان با یکدیگر در همان زمان را بیان می کند و این ماجرا جز بر روسها منطبق نگشته، و یا اینکه اگر قضیه به درازا کشیده شود، بر وارثان دولت آنها از اقوامی که ریشه و تبار ترکی دارند در روسیه و اروپای شرقی، منطبق است.
اینک نمونه هایی از روایاتی که نقش آنان، در آنها بیان شده است:
از آن جمله، روایات فتنه و آشوب اخیری است که بدست آنها و رومیان بر مسلمانان واقع می شود، که قبلاً گذشت، که آنرا جز به هجوم غربیان و روسها به سرزمین های مسلمانان در اوایل این قرن، نمی توان تفسیر نمود، همانکه، پیوسته ادامه داشته تا اینکه خداوند آن را با حرکت زمینه ساز حضرت مهدی علیه السلام در امت، و سپس با ظهور مبارک او ارواحنا فداه بر طرف می سازد.
و روایات مربوط به جنگ سفیانی با ترک ها نیز از جمله همین روایات است و احتمالاً مراد از ترکان همان روسها هستند، چه آنکه سفیانی هم پیمان روم و یهود بوده، و در أخبار آمده است که حرکت او در منطقه سوریه و اردن به دنبال سلطه ترکان بر سوریه پدید می آید. و چنانچه روایت مربوط به آن صحیح باشد، مدت آن سلطه کوتاه خواهد بود، زیرا آن تسلط پس از شکست شورش (علج أصهب) پدید می آید.
زمانی که علج اصهب قیام نماید، و پایتخت حکومت دچار سختی و بحران گردد، پس از اندکی کشته خواهد شد، آنگاه (أکحل) به خونخواهی وی برمی خیزد، و اینجاست که کشور به شرک (ترک نسخه بدل) بازگردانده می شود.(34)
در روایات مربوط به ظهور، أصهب و أبقع، دو رهبر مخالف حرکت سفیانی یاد شده اند که سفیانی بر آن دو پیروز شده، و بر منطقه تسلط می یابد.
و من روایاتی را که دلالت بر جنگ سفیانی با ترک ها، در دمشق و یا حومه و اطراف آن بنماید، نیافتم، اما روایات بسیاری به صورت متواتر اجمالی(35) رسیده که حاکی از درگیری بزرگ سفیانی با آنان در قرقیسیا، واقع در مرز سوریه - عراق - ترکیه می باشد، این نبرد از جنگ های بزرگی است که از پیش وعده داده شده، و انگیزه آن درگیری و کشمکش بر سر گنجی است که در مجرای نهر فرات و یا نزدیک آن کشف می شود.
بعلاوه، شاید مراد از اتراک، در این نبرد ترکهای ترکیه باشند نه روسها، ممکن است روسیه در جنگ با ترکها بطور نهانی با سفیانی بوده و از او پشتیبانی می نماید. و به خواست خدا بزودی یادی از جنگ قرقیسیا، در ضمن حوادث کشور شام و حرکت سفیانی خواهد آمد.
و از جمله، روایات مربوط به انقلاب آذربایجان که در رویارویی با ترکان می باشد، از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
آذربایجان برای ما لازم است، چیزی در مقابل آن یارای مقاومت ندارد و چون انقلاب گر ما قیام کند به سوی او بشتابید، اگر چه رفتن با چهار دست و پا بر روی برف باشد.(36)
ممکن است از قول امام (ع) که فرمود: ناگزیر از آذربایجان بوده و چیزی در مقابل آن ایستادگی نمی کند چنین استفاده شود که آن جنبشی است هدایت گر که در آذربایجان و یا از ناحیه اهالی آن سامان بوجود آمده که لازم است بعد از آن، انتظار و درنگ نموده، تا نشانه های نزدیک آن آغاز گردد، و چنانکه از روایت زیر فهمیده می شود ممکن است این ماجرا در رویارویی با روسها باشد؛
دو خروج برای ترکان رخ می دهد، که در یکی از آنها آذربایجان ویران گشته و در خروج دیگری در جزیره سر می زند که عروسان حجله نشین را به وحشت می اندازد در این هنگام است که خداوند متعال مسلمانان را یاوری نموده، و قربانی بزرگ خداوند در میان آنان وجود دارد.(37)
وقتی به تنهایی این روایت را مورد بررسی قرار می دهیم، احتمالاً از جمله روایات مربوط به هجوم ترکان و مغول به سرزمینهای اسلامی باشد، که در نخستین مرحله ای که به آذربایجان رسیده آن را ویران می سازند، و سپس به فرات می رسند و مسلمانان بر آنان پیروز می گردند. که در چشمه جالوت و غیر آن، قربانی بزرگی در بین آنان وجود دارد.
اما اگر جمع بین این روایت، و روایت پیشین نماییم. احتمال دارد که منظور از ترکان در آن، روسها باشند. و نخستین خروج آنها قبل از جنگ جهانی دوم و بعد از آن و قبل از نشانه های نزدیک ظهور و اشغال آذربایجان توسط آنان خواهد بود.
و دومین خروج به طرف جزیره است که نام مکانی در حد فاصل بین عراق و سوریه نزدیک منطقه قرقیسیا بوده، و خروج آنان به آن منطقه بمنظور نبرد با سفیانی است. و مفهوم پیروز شدن مسلمانان در آن درگیری پیروزی غیر مستقیمی است که با به هلاکت رسیدن دشمنان ستمگر آنان خواهد بود، و چنانکه خواهید داشت در منطقه درگیری قرقیسیا درفش و پرچم هدایت گری وجود ندارد یا پرچمی که پیروزی مسلمانان را به همراه داشته باشد و همانا بشارت دادن پیامبر و امامان علیهم السلام نسبت به آن، بدین جهت است که در این کارزار، ستمگران با شمشیرهای برخی از هواداران خودشان به هلاکت می رسند.
دیگر روایات مربوط به فرود آمدن ترکان در منطقه جزیره و فرات است که احتمالاً مراد از ترکان روس هاست، زیرا فرود آمدن آنها همزمان با فرود آمدن رومیان در منطقه رمله فلسطین و سواحل آن می باشد.
و قبلاً اشاره کردیم که قرقیسیا منطقه ای در نزدیکی جزیره است که به دیاربکر و جزیره ربیعه موسوم است، و مفهوم کلمه (جزیره) که به طور عموم در کتب تاریخی بیان شده، همین نقطه است، نه جزیرةالعرب و یا جزیره ای دیگر.
و این امر منافاتی با فرود آمدن ترکان مغول در جزیره و فرات در قرن هفتم هجری ندارد، چه اینکه برخی، آن را از جمله نشانه های نزدیک به ظهور حضرت به حساب آورده اند، حال آنکه از نشانه های نزدیک ظهور، فرود آمدن و سپس نبرد آنان با سفیانی در منطقه قرقیسیا خواهد بود.
به همین مناسبت، روایات آشوب گری ترکان مغول و هجوم آنان به سرزمین های اسلامی در زمره روایات مربوط به حوادث و پیش آمدها و معجزات نبی اکرم (ص) است که مسلمانان آنها را می دانسته، و در صدر اسلام آنها را سینه به سینه نقل می کرده اند، سپس در زمان حمله مغولان و بعد از آن، این قبیل روایات زیادتر و بیشتر رائج گردیده، در عین حال این گونه روایات فرو نشستن آشوب آنان و پیروزی مسلمانان را خاطر نشان ساخته، بدون آنکه در پی آن اشاره ای به ظهور حضرت مهدی (ع) داشته باشد، همچنانکه در روایات مربوط به ترکان که در پی بیان آن ها هستیم، آمده است.
و اینک نمونه هایی از روایات مربوط به حمله مغولان: از حضرت علی (ع) نقل شده که فرمود:
گویا، قومی را می بینم که چهره هایشان همچون سپرهای چکش خورده جلوه گر است، لباسهای حریر و دیبا پوشیده و اسبهای اصیل را یدک می کشند، در آنجا آنچنان کشتار زیاد است که مجروحان از روی بدن کشتگان عبور می کنند، و در آن کار زار تعداد فراریان از اسیران کمتر است.
یکی از یاران عرض کرد: ای امیرمؤمنان! شما به علم غیب آگاهید. حضرت خندید و به آن مرد که از بنی کلب بود فرمود: ای برادر کلبی این علم غیب نیست، بلکه این یک نوع آگاهی است که از صاحب دانشی رسول الله آموخته ام زیرا علم غیب تنها علم رستخیز و آنچه را که خداوند در این آیه بر شمرده است، می باشد این خداوند است که به زمان رستاخیز آگاهست و هم اوست که باران را فرو فرستاده، و از آنچه درون رحم هاست خبر دارد و هیچ کس نمی داند که پیمانه عمرش در کجا لبریز خواهد شد... خدای سبحان است که از آنچه درون رحم است، پسر یا دختر، زشت یا زیبا، بخشنده یا بخیل، نیک بخت یا بدبخت بوده و چه کسی هیزم آتش دوزخ و چه کسی در بهشت، همنشین پیامبران است، آگاهی دارد، بنابراین علم غیبی که جز خدا کسی از آن آگاه نیست همین است، و غیر از آنچه که گفته شد، علمی است که خداوند به پیامبرش آموخته، پیامبر مرا بر آن آگاه ساخت و در حق من دعا فرمود، تا خداوند آن را در دل من جایگزین و درونم را از آن سرشار سازد.(38)
از سلسله روایات گذشته، روایات مربوط به جنگ حضرت مهدی (ع) با ترکان می باشد، از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
نخستین سپاهی که حضرت مهدی تدارک می بیند به سوی ترکان گسیل می دارد و پس از شکست آنان و به اسارت درآوردن آنها و به غنیمت گرفتن اموالشان راهی شام گردیده و آنجا را فتح می نمایند.(39)
به این معنی که این اولین لشکری است که حضرت آن را مجهز و اعزام می کند و خود آن بزرگوار در آن شرکت ندارد و در برخی از روایات آمده است که اعزام سپاه حضرت مهدی (ع) توسط آن بزرگوار بعد از ورود وی به عراق و در پی چندین نبرد، جهت آزاد سازی حجاز و عراق خواهد بود.
و ممکن است مراد از ترکان در اینجا ترک های ترکیه باشد اما به احتمال قوی تر روسها هستند که سفیانی، در نبرد قرقیسیا با آنان کارزار می کند و هیچیک بر دیگری غلبه نمی یابد و چنانکه روایات می گوید، نابودی آنان توسط حضرت مهدی (ع) بوده و سرزمین آنها بر اثر صاعقه ویران می گردد.
دسته ای دیگر از این احادیث، روایاتی است که ویرانی سرزمین ترکان را در اثر صاعقه و زلزله می داند و ممکن است منظور جنگ افزارهایی مانند موشک ها باشند که ویران گری آنها مانند صاعقه و یا زلزله است.
و به نظر می رسد که این حادثه، در پی نبرد آنان با حضرت مهدی (ع) بوده و ویرانی در حد بسیار گسترده ای می باشد، آن گونه که به نابودی و محو قدرت و شوکت آنان می انجامد، چه اینکه پس از آن، یادی از آنان در روایات ظهور وارد نشده، فقط بعد از دومین خروج آنان این عبارت آمده فلا ترک بعدها پس از آن حادثه، دیگر ترک وجود نخواهد داشت، از این رو احتمال دارد که آنان همان روسها باشند، زیرا در روایات مربوط به ظهور چنین گفته ای در مورد هیچ ملت مسلمانی نیامده است.

یهودیان و نقش آنان در دوران ظهور

مقدمه

اگر پیرامون نقش یهودیان در آخرالزمان و عصر ظهور حضرت مهدی (ع)، جز آیه های نخستین سوره بنی اسرائیل چیزی در اختیار ما نبود، همان کافی بود، زیرا این آیات در عین خلاصه بودن، وحی الهی بوده و به گونه ای رسا و گویا، شمه ای از تاریخ و سرگذشت آنها را بیان کرده و به نحو معجزه آسا و با دقت، آینده آنها را روشن می سازد. علاوه بر این آیه ها و آیات دیگر، تعدادی روایات وجود دارد که پاره ای از آنها مربوط به تفسیر آیات، و برخی دیگر پیرامون وضع یهودیان در عصر ظهور و انقلاب حضرت مهدی (ع) می باشد، که پس از تفسیر آیات به بیان آنها می پردازیم.