فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

رومیان و نقش آنان در زمان ظهور

منظور از روم در روایات مربوط به آخر الزمان و ظهور حضرت مهدی(ع)، ملل اروپائی و قرنهای اخیر، گسترش آنان در امریکا می باشد، که فرزندان روم و وارثان امپراطوری تاریخی رومیان هستند.
گاهی گفته می شود: رومیانی که خداوند متعال سوره ای درباره آنان نازل فرموده و پیامبر (ص) و مسلمانان بعدها با آنان پیکار نمودند ، غیر از اینان هستند. زیرا آنان بیزانس ها بودند که پایتخت آنان ابتدا شهر رم در ایتالیا و سپس شهر قسطنطنیه گردید تا اینکه مسلمانان حدود 500 سال پیش آن را فتح نموده و اسلامبول نامیدند و مردم آن را استانبول تلفظ نمودند.
پاسخ: صحیح است که رومیان هنگام نزول سوره مبارکه روم و صدور روایات درباره آنان که از طرفداران امپراطوری روم یا بیزانس (معروف) بودند. امام غربی های امروز افرادی غیر آنها نیستند ، بلکه ادامه سیاست و تمدن آنها به حساب آمد و بخشی از آنان شمرده می شوند.. و ملتهای فرانسه و بریتانیا و آلمان و غیر آن، از لحاظ فرهنگ و سیاست و دین، ارکان حقیقی امپراطوری روم می باشند. و این که آنها در آن زمان مناطق تحت نفوذ روم و (مستعمرات آن) نامیده می شدند، این حقیقت را نفی نمی کند.
بلکه سرداران بیزانس رومی خود به مدت 2 هزار سال پایتخت شان رم و قسطنطنیه بود در حالی که همه آنان از نژاد ایتالیائی و ریشه واحدی نبودند، بلکه از ریشه و نژادهای متعدد اروپائی بودند و بعد از آنکه یونان جزئی از امپراطوری روم گردید، گاهی در میان آنان یونانیان نیز بچشم می خوردند .
و شاید به همین دلیل باشد که وقتی امپراطوری تقلیدی روم به ضعف گرائید و در قسطنطنیه و پیرامون آن محدود گردید و در محاصره دریائی از ملتهای مسلمان قرار گرفت ، اروپائیان به ادعای میراث خواری به پا خاسته، وعده ای از سران کشور آلمان و غیر آن را، قیصر (سزار) نامیدند.
این نوع تغییر و تحول در امپراطوری ها و دولتها امری طبیعی است، چرا که حکومت از کشوری به کشور دیگر و از ملتی به ملت دیگر انتقال می یابد، و این با باقی ماندن نام و خصوصیتهای اصلی آن منافات ندارد.
بنابراین، روایات شریفه ای که از آینده رومیان یا به تعبیر عرب ها بنی اصفر ( زرد پوستان) خبر می دهد، مرادشان فقط رومیان بیزانس ایتالیائی، منهای ملل و قبیله های فرنگی و سایر قبایل وابسته به آنها نیست.
به همین دلیل مسلمانان در کتابهای تاریخی خود از آنها به رومیان و گاهی فرنگیها تعبیر می کنند امام در عین حال به همه آنها رومی گفته، و آن را به صورت أروام جمع می بندند.
علاوه بر آن، آنچه از سوره مبارکه روم، آیات 31 و 32 و سوره کهف آیه های 12 و 21 و غیر آن درباره شرک آنان نسبت به خداوند متعال و احزاب و پیروان آنها استفاده می شود این است که مراد از آنان ملتها و احزاب مدعی پیروی از حضرت مسیح علیه السلام می باشند. و روشن است که رهبری ملتهای مسیحی به دست رومیان ایتالیائی و قسطنطنیه بوده سپس غربیها از آنان به ارث برده اند.
نام روم در بسیاری از روایات زمان ظهور آمده از جمله روایات مربوط به فتنه و آشوب و تسلط آنان بر مسلمانان، که قبلاً گذشت.
و روایات دیگری درباره حرکت ناوگانهای جنگی آنها به سواحل سرزمین های عربی، اندکی پیش از ظهور حضرت مهدی علیه السلام، وجود دارد.
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
وقتی که در سرزمین شام بلوایی را مشاهده نمودی، پس مرگ است و مردن، تا آنکه غربیان به تحرک آمده و روانه سرزمینهای عربی گردند. که حوادثی بین آنان رخ خواهد داد.(20)
و فتنه و آشوب شام در روایات مربوط به زمان ظهور به مرحله کشمکشهائی که در سرزمین شام بعد از آشوب و استیلای اجانب بر امت اسلامی واقع می شود اطلاق می گردد.. به این معنی که بنی اصفر غربیها خود را ناگزیر از دخالت مستقیم نظامی می بینند، بعد از آن که به واسطه پایداری مردم آن سامان و امواج سیاسی موجود و درگیر آن، از تسلط بر منطقه پیرامون فلسطین ناتوان گشته و دخالت نظامی آنها در آینده با مقاومت مسلمانان کشورهای عربی مواجه خواهد شد.
از امیر مؤمنان علیه السلام روایت شده که فرمود:
در ماه رمضان به هنگام صبح از ناحیه مشرق ندا دهنده ای بانگ برمی آورد که: ای اهل ایمان گردهم آیید و از ناحیه مغرب پس از ناپدید شدن شفق، ندا کننده ای ندا سر دهد: ای اهل باطل گرد هم جمع شوید... و رومیان به ساحل دریا نزدیک غار اصحاب کهف روی آورده و خداوند آن جوانان را با سگ شان از غارشان برمی انگیزد، در بین آنان دو مرد بنام ملیخا، و خملاها بوده که این دو تسلیم اوامر حضرت قائم علیه السلام خواهند بود.(21)
و شاید این جنبش نظامی ادامه حرکت گذشته و یا همان حرکت باشد، و روایت گویای این است که آن جریان نزدیک حرکت ظهور آن حضرت خواهد بود که چرا که حوادث، پی در پی و به دنبال ندای آسمانی در ماه رمضان بوجود آمده و تا محرم ادامه می یابد، و ظهور آن بزرگوار در شب دهم و روز دهم ماه محرم به وقوع می پیوندد.
از برخی روایات چنین استفاده می شود که نیروهای غربی آهنگ سرزمین شام کرده و در عکا و صور، و طبق این روایت نزدیک غار اصحاب کهف، یعنی در انطاکیه از ناحیه ساحل سوریه - ترکیه، فرود می آیند.
درباره جوانان اصحاب کهف روایاتی وارد شده که خداوند متعال آنان را در آخرالزمان ظاهر می نماید تا برای مردم علامت و نشانه ای بوده، و از یاران حضرت مهدی علیه السلام باشند و ما آن را در بحث پیرامون، یاران آن حضرت یاد خواهیم کرد. فلسفه ظاهر شدن آنان به هنگام فرود آمدن نیروهای غربی در آن برهه حساس، این است که معجزه ای خصوصاً برای مسیحیان باشند، زیرا طبق نقل روایات یاران حضرت مهدی علیه السلام نسخه های اصلی تورات و انجیل را از غار انطاکیه بیرون آورده و به وسیله آن با رومی ها و یهودیان به بحث و گفتگو می پردازند، احتمال دارد این غار، همان غار معروف اصحاب کهف و یا غار دیگری باشد.
به نقل از جابر جعفی، امام باقر علیه السلام که فرمودند:
شورشیان روم بزودی روی آورده و در رمله فرود می آیند، ای جابر: در آن سال، در سراسر زمین از ناحیه غرب اختلاف فراوان وجود دارد.(22)
البته ممکن است این شورشگران، مزدوران غربی، داوطلبان نبرد با یهود باشند که به همین منظور در رمله فلسطین فرود می آیند، و ظاهراً مراد از اختلاف مذکور در روایت از ناحیه مغرب زمین و یا غرب، همان غرب سرزمینهای اسلامی باشد، چرا که بعد از آن بیان می کند که اولین حادثه ای که به شام یم رسد خراب شدن آن است و احتمالاً خرابی آنجا به سبب غربی ها باشد.
و آنچه را که در این زمینه قابل توجه است، مطالبی است که از اهل بیت علیهم السلام، در تفسیر اوائل سوره مبارکه روم وارد شده است.
سوگند به این حروف (الف، لام، میم) رومیان غالب گردیدند، در نزدیک ترین سرزمین و اینان بعد از مغلوب شدن به زودی غالب می گردند، در اندک سالی - أمر از آن خداوند است از پیش و آینده و آن روز ایمان آورندگان به یاری خدا چنین شاد می گردند هم اوست که هر کسی را که خواهد یاری فرماید، و اوست غالب و مهربان(23)
از امام باقر علیه السلام روایت شده که آن حضرت یاری خداوند را نسبت به مؤمنین در آیه شریفه، به ظهور حضرت مهدی علیه السلام تفسیر نموده اند، و گویا خداوند آن حضرت را بر رومیان پیروز می گرداند.(24)
از جمله روایات دیگر در این زمینه، روایات مربوط به فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام و دعوت نمودن آن حضرت مسیحیان را به اسلام و پیروی از حضرت مهدی علیه السلام است که این فرموده خداوند را روشن می سازد:
حضرت عیسی علیه السلام نشانه ای است از علامتهای قیامت(25)
همه اهل کتاب قبل از مردنش به او ایمان می آورند، و او در روز رستاخیز گواه بر آنهاست(26)
یعنی آن بزرگوار یکی از علائم رستاخیز بوده و هنگامی که خداوند او را به دنیا فرود آورد، تمام نصاری و یهود به او ایمان آورده و خود و معجزه هایش را قبل از آنکه از دنیا رحلت کند، می بینند.
و در روایت آمده است که عیسی علیه السلام بوسیله حضرت مهدی علیه السلام و معجزاتی که خداوند در اختیار او نهاده با رومیان بحث و مناظره می کند.(27)
آن حضرت پس از معجزه فرود آمدنش از آسمان، در دگرگونی اوضاع سیاسی و شورانیدن ملتهای غربی بر ضد فرمانروایانشان، نقش مهم و اساسی خواهد داشت، که در جریان فرود آمدن آن بزرگوار به بیان آن خواهیم پرداخت.
از جمله روایات مورد بحث، احادیث مربوط به آتش بس میان مسلمانان و رومیان می باشد که حضرت، قرارداد عدم تجاوز را با آنان امضاء خواهد نمود، ظاهراً این پیمان بعد از نبرد بزرگ قدس است که در مثلث عکا - قدس - انطاکیه بین سپاه آن حضرت و لشکریان سفیانی با پشتیبانی یهود و رومیان رخ می دهد و بعد از پیروزی حضرت مهدی و ورودش به قدس و فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام خواهد بود.
به نظر می رسد که حضرت مسیح علیه السلام در این درگیری و نبرد نقش وساطت و میانجی گری را بر عهده خواهد داشت، که درباره آن سخن خواهیم گفت، از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود:
ای عوف! پیش از رستاخیز شش حادثه را متذکر باش... از جمله فتنه و آشوبی را که خانه ای از عرب خالی از آن فتنه نخواهد بود، میان شما و بنی اصفر (غربیها) صلحی برقرار می گردد، سپس با شما پیمان شکنی نموده، و با هشتاد لشکر که هر یک متشکل از 12 هزار سرباز می باشد به شما حمله ور می شوند.(28)
همچنین از آن حضرت روایت شده که فرمودند:
بین شما و رومیان چهار پیمان صلح بسته می شود، که چهارمین آنها به دست مردی از خاندان هرقل است که چند سال (دو سال) دوام خواهد یافت، در این هنگام مردی از عبدالقیس به نام سؤددبن غیلان پرسید: در آن روز پیشوای مردم کیست؟ حضرت فرمود: مهدی از فرزندانم.(29)
در برخی از روایات مدت پیمان نامه صلح هفت سال ذکر شده، اما غربی ها تنها پس از دو سال عهدشکنی نموده و پیمان خود را با مسلمانان بر هم زده و با سپاهی که متشکل از قریب به یک میلیون سرباز می باشد با حمل 80 پرچم در سواحل فلسطین و سرزمین شام، با مسلمانان درگیر می شوند.
و در پی آن، حضرت مهدی علیه السلام رهسپار فتح و آزادی اروپا و جهان غیر اسلام می گردد که در بحث حرکت ظهور آن حضرت خواهد آمد.
دیگر روایات ارتباط سفیانی با رومیان و فرار هواداران وی پس از شکست او به طرف کشور روم، و تعقیب آنان توسط یاران حضرت مهدی علیه السلام و بازگرداندن آنها را بیان می کند، از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
زمانی که حضرت قائم علیه السلام قیام نماید، سپاه خویش را به سوی بنی امیه (سفیانیان) گسیل دارد آنها به سوی روم بگریزند، به آنان می گویند تا به کیش ما در نیائید شما را راه نخواهیم داد، آنها پذیرفته و رومیان آنان را وارد می کنند و آنگاه که یاران حضرت مهدی علیه السلام با رومیان مواجه می شوند، آنها تقاضای صلح و امان می نمایند، پیروان آن حضرت پاسخ می دهند که تا هم کیشان ما را آزاد نکنید به شما امان نخواهیم داد، سپس آنها را آزاد نموده و به یاران حضرت باز می گردانند.(30)
روایات دیگری نشانگر این است که سفیانی دارای فرهنگی غربی بوده، وی در کشور روم بسر می برد و سپس راهی منطقه شام می گردد و حرکت خود را از آنجا آغاز می کند، چنانکه به بیان آن خواهیم پرداخت، در کتاب غیبت طوسی (ره) آمده است که:
سفیانی که سر کرده قوم است از کشور روم به حرکت در آمده در حالی که چون مسیحیان صلیب به گردن دارد.(31)
از جمله روایات، احادیث آزادی سرزمین روم توسط حضرت مهدی علیه السلام و اسلام آوردن رومیان بدست آن حضرت است، البته احتمال دارد این امر به دنبال شکستن پیمان صلح و حمله نظامی آنان به ساحل فلسطین و سرزمین شام و شکست خوردن آنها باشد، چنانکه ممکن است این درگیری سخت ترین نبردهای روم با حضرت مهدی علیه السلام باشد که در پی آن گرایشی در بین ملتهای آنان نسبت به اسلام پیدا می شود.
و در برخی از روایات، آمده است که:
با تکبیر، هفتاد هزار تن از مسلمانان روم را فتح می نمایند.(32)
بعید نیست که سقوط این پایتخت غربی با تظاهرات غربی ها و تکبیر آنان در حالی که حضرت مهدی علیه السلام و یارانش آنان را همراهی می کنند، انجام شود.
از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند:
آن گاه اهل روم بدست حضرت مهدی علیه السلام اسلام آورده و حضرت برای آنان مسجدی را بنا می کند سپس با جانشین قرار دادن یکی از یارانش در آنجا، خود باز می گردد(33)
ظاهراً حضرت مسیح علیه السلام در دگرگونی ملتهای غرب نقش اساسی داشته، و این امر در خلال دو سه سالی است که بین امام علیه السلام و غربیان پیمان صلح برقرار است، و احتمالاً حضرت عیسی علیه السلام در این برهه، در غرب بسر برده و یا بیشتر حضور او در غرب خواهد بود.

ترکان و نقش آنان در دوران ظهور

به نظر ما منظور از ترکها در روایات جنبش خجسته ظهور حضرت، روس ها و اطرافیان آنان از ملتهای اروپای شرقی هستند، آنان گر چه از لحاظ تاریخی مسیحی اند و از ملتهای مستعمره امپراطوری روم بشمار می روند، تا جائی که مدعی وراثت آنها شده، و شاهان خود را مانند آلمانی ها و غیر آنها، قیصر (سزار) نامیده اند لیکن آنان اولاً: از قبیله های گوناگون منطقه شرق آسیا - اروپا هستند که در زبان روایات و تاریخ، به قبیله ها و ملتهای ترک نامیده شده اند، و این نام علاوه بر ترکهای ترکیه و ایران، شامل قبیله های تاتار و مغول و بلغارستان و روسیه و غیر آنان نیز می گردد.
دوم این که: مسیحیت، اخیراً به آنها سرایت نموده و اصالة در بین آنان رائج نبوده بلکه بصورت یک قشر سطحی در آمده، و بدتر از وضع آنان، در میان ملتهای اروپای غربی وجود دارد، چرا که مادی گرائی شرک آمیز آنان چیره گشته، و شاید به همین دلیل است که تسلیم نظریه کمونیسم مادی گرا و الحادی شده و در برابر نفوذ آن، مقاومت نکردند.
سوم: اینکه روایات مربوط به جنبش ترکان علیه مسلمانان، اگر چه پاره ای از آنها بر یورش ترکهای مغول و تاخت و تاز آنها به سرزمین ما در قرن هفتم هجری منطبق می گردد. اما برخی از آن روایات، حرکت های آنان را که به حوادث ظهور حضرت مهدی علیه السلام متصل می گردد، و همچنین همکاری آنها با رومیان علیه ما و اختلاف شان با یکدیگر در همان زمان را بیان می کند و این ماجرا جز بر روسها منطبق نگشته، و یا اینکه اگر قضیه به درازا کشیده شود، بر وارثان دولت آنها از اقوامی که ریشه و تبار ترکی دارند در روسیه و اروپای شرقی، منطبق است.
اینک نمونه هایی از روایاتی که نقش آنان، در آنها بیان شده است:
از آن جمله، روایات فتنه و آشوب اخیری است که بدست آنها و رومیان بر مسلمانان واقع می شود، که قبلاً گذشت، که آنرا جز به هجوم غربیان و روسها به سرزمین های مسلمانان در اوایل این قرن، نمی توان تفسیر نمود، همانکه، پیوسته ادامه داشته تا اینکه خداوند آن را با حرکت زمینه ساز حضرت مهدی علیه السلام در امت، و سپس با ظهور مبارک او ارواحنا فداه بر طرف می سازد.
و روایات مربوط به جنگ سفیانی با ترک ها نیز از جمله همین روایات است و احتمالاً مراد از ترکان همان روسها هستند، چه آنکه سفیانی هم پیمان روم و یهود بوده، و در أخبار آمده است که حرکت او در منطقه سوریه و اردن به دنبال سلطه ترکان بر سوریه پدید می آید. و چنانچه روایت مربوط به آن صحیح باشد، مدت آن سلطه کوتاه خواهد بود، زیرا آن تسلط پس از شکست شورش (علج أصهب) پدید می آید.
زمانی که علج اصهب قیام نماید، و پایتخت حکومت دچار سختی و بحران گردد، پس از اندکی کشته خواهد شد، آنگاه (أکحل) به خونخواهی وی برمی خیزد، و اینجاست که کشور به شرک (ترک نسخه بدل) بازگردانده می شود.(34)
در روایات مربوط به ظهور، أصهب و أبقع، دو رهبر مخالف حرکت سفیانی یاد شده اند که سفیانی بر آن دو پیروز شده، و بر منطقه تسلط می یابد.
و من روایاتی را که دلالت بر جنگ سفیانی با ترک ها، در دمشق و یا حومه و اطراف آن بنماید، نیافتم، اما روایات بسیاری به صورت متواتر اجمالی(35) رسیده که حاکی از درگیری بزرگ سفیانی با آنان در قرقیسیا، واقع در مرز سوریه - عراق - ترکیه می باشد، این نبرد از جنگ های بزرگی است که از پیش وعده داده شده، و انگیزه آن درگیری و کشمکش بر سر گنجی است که در مجرای نهر فرات و یا نزدیک آن کشف می شود.
بعلاوه، شاید مراد از اتراک، در این نبرد ترکهای ترکیه باشند نه روسها، ممکن است روسیه در جنگ با ترکها بطور نهانی با سفیانی بوده و از او پشتیبانی می نماید. و به خواست خدا بزودی یادی از جنگ قرقیسیا، در ضمن حوادث کشور شام و حرکت سفیانی خواهد آمد.
و از جمله، روایات مربوط به انقلاب آذربایجان که در رویارویی با ترکان می باشد، از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
آذربایجان برای ما لازم است، چیزی در مقابل آن یارای مقاومت ندارد و چون انقلاب گر ما قیام کند به سوی او بشتابید، اگر چه رفتن با چهار دست و پا بر روی برف باشد.(36)
ممکن است از قول امام (ع) که فرمود: ناگزیر از آذربایجان بوده و چیزی در مقابل آن ایستادگی نمی کند چنین استفاده شود که آن جنبشی است هدایت گر که در آذربایجان و یا از ناحیه اهالی آن سامان بوجود آمده که لازم است بعد از آن، انتظار و درنگ نموده، تا نشانه های نزدیک آن آغاز گردد، و چنانکه از روایت زیر فهمیده می شود ممکن است این ماجرا در رویارویی با روسها باشد؛
دو خروج برای ترکان رخ می دهد، که در یکی از آنها آذربایجان ویران گشته و در خروج دیگری در جزیره سر می زند که عروسان حجله نشین را به وحشت می اندازد در این هنگام است که خداوند متعال مسلمانان را یاوری نموده، و قربانی بزرگ خداوند در میان آنان وجود دارد.(37)
وقتی به تنهایی این روایت را مورد بررسی قرار می دهیم، احتمالاً از جمله روایات مربوط به هجوم ترکان و مغول به سرزمینهای اسلامی باشد، که در نخستین مرحله ای که به آذربایجان رسیده آن را ویران می سازند، و سپس به فرات می رسند و مسلمانان بر آنان پیروز می گردند. که در چشمه جالوت و غیر آن، قربانی بزرگی در بین آنان وجود دارد.
اما اگر جمع بین این روایت، و روایت پیشین نماییم. احتمال دارد که منظور از ترکان در آن، روسها باشند. و نخستین خروج آنها قبل از جنگ جهانی دوم و بعد از آن و قبل از نشانه های نزدیک ظهور و اشغال آذربایجان توسط آنان خواهد بود.
و دومین خروج به طرف جزیره است که نام مکانی در حد فاصل بین عراق و سوریه نزدیک منطقه قرقیسیا بوده، و خروج آنان به آن منطقه بمنظور نبرد با سفیانی است. و مفهوم پیروز شدن مسلمانان در آن درگیری پیروزی غیر مستقیمی است که با به هلاکت رسیدن دشمنان ستمگر آنان خواهد بود، و چنانکه خواهید داشت در منطقه درگیری قرقیسیا درفش و پرچم هدایت گری وجود ندارد یا پرچمی که پیروزی مسلمانان را به همراه داشته باشد و همانا بشارت دادن پیامبر و امامان علیهم السلام نسبت به آن، بدین جهت است که در این کارزار، ستمگران با شمشیرهای برخی از هواداران خودشان به هلاکت می رسند.
دیگر روایات مربوط به فرود آمدن ترکان در منطقه جزیره و فرات است که احتمالاً مراد از ترکان روس هاست، زیرا فرود آمدن آنها همزمان با فرود آمدن رومیان در منطقه رمله فلسطین و سواحل آن می باشد.
و قبلاً اشاره کردیم که قرقیسیا منطقه ای در نزدیکی جزیره است که به دیاربکر و جزیره ربیعه موسوم است، و مفهوم کلمه (جزیره) که به طور عموم در کتب تاریخی بیان شده، همین نقطه است، نه جزیرةالعرب و یا جزیره ای دیگر.
و این امر منافاتی با فرود آمدن ترکان مغول در جزیره و فرات در قرن هفتم هجری ندارد، چه اینکه برخی، آن را از جمله نشانه های نزدیک به ظهور حضرت به حساب آورده اند، حال آنکه از نشانه های نزدیک ظهور، فرود آمدن و سپس نبرد آنان با سفیانی در منطقه قرقیسیا خواهد بود.
به همین مناسبت، روایات آشوب گری ترکان مغول و هجوم آنان به سرزمین های اسلامی در زمره روایات مربوط به حوادث و پیش آمدها و معجزات نبی اکرم (ص) است که مسلمانان آنها را می دانسته، و در صدر اسلام آنها را سینه به سینه نقل می کرده اند، سپس در زمان حمله مغولان و بعد از آن، این قبیل روایات زیادتر و بیشتر رائج گردیده، در عین حال این گونه روایات فرو نشستن آشوب آنان و پیروزی مسلمانان را خاطر نشان ساخته، بدون آنکه در پی آن اشاره ای به ظهور حضرت مهدی (ع) داشته باشد، همچنانکه در روایات مربوط به ترکان که در پی بیان آن ها هستیم، آمده است.
و اینک نمونه هایی از روایات مربوط به حمله مغولان: از حضرت علی (ع) نقل شده که فرمود:
گویا، قومی را می بینم که چهره هایشان همچون سپرهای چکش خورده جلوه گر است، لباسهای حریر و دیبا پوشیده و اسبهای اصیل را یدک می کشند، در آنجا آنچنان کشتار زیاد است که مجروحان از روی بدن کشتگان عبور می کنند، و در آن کار زار تعداد فراریان از اسیران کمتر است.
یکی از یاران عرض کرد: ای امیرمؤمنان! شما به علم غیب آگاهید. حضرت خندید و به آن مرد که از بنی کلب بود فرمود: ای برادر کلبی این علم غیب نیست، بلکه این یک نوع آگاهی است که از صاحب دانشی رسول الله آموخته ام زیرا علم غیب تنها علم رستخیز و آنچه را که خداوند در این آیه بر شمرده است، می باشد این خداوند است که به زمان رستاخیز آگاهست و هم اوست که باران را فرو فرستاده، و از آنچه درون رحم هاست خبر دارد و هیچ کس نمی داند که پیمانه عمرش در کجا لبریز خواهد شد... خدای سبحان است که از آنچه درون رحم است، پسر یا دختر، زشت یا زیبا، بخشنده یا بخیل، نیک بخت یا بدبخت بوده و چه کسی هیزم آتش دوزخ و چه کسی در بهشت، همنشین پیامبران است، آگاهی دارد، بنابراین علم غیبی که جز خدا کسی از آن آگاه نیست همین است، و غیر از آنچه که گفته شد، علمی است که خداوند به پیامبرش آموخته، پیامبر مرا بر آن آگاه ساخت و در حق من دعا فرمود، تا خداوند آن را در دل من جایگزین و درونم را از آن سرشار سازد.(38)
از سلسله روایات گذشته، روایات مربوط به جنگ حضرت مهدی (ع) با ترکان می باشد، از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
نخستین سپاهی که حضرت مهدی تدارک می بیند به سوی ترکان گسیل می دارد و پس از شکست آنان و به اسارت درآوردن آنها و به غنیمت گرفتن اموالشان راهی شام گردیده و آنجا را فتح می نمایند.(39)
به این معنی که این اولین لشکری است که حضرت آن را مجهز و اعزام می کند و خود آن بزرگوار در آن شرکت ندارد و در برخی از روایات آمده است که اعزام سپاه حضرت مهدی (ع) توسط آن بزرگوار بعد از ورود وی به عراق و در پی چندین نبرد، جهت آزاد سازی حجاز و عراق خواهد بود.
و ممکن است مراد از ترکان در اینجا ترک های ترکیه باشد اما به احتمال قوی تر روسها هستند که سفیانی، در نبرد قرقیسیا با آنان کارزار می کند و هیچیک بر دیگری غلبه نمی یابد و چنانکه روایات می گوید، نابودی آنان توسط حضرت مهدی (ع) بوده و سرزمین آنها بر اثر صاعقه ویران می گردد.
دسته ای دیگر از این احادیث، روایاتی است که ویرانی سرزمین ترکان را در اثر صاعقه و زلزله می داند و ممکن است منظور جنگ افزارهایی مانند موشک ها باشند که ویران گری آنها مانند صاعقه و یا زلزله است.
و به نظر می رسد که این حادثه، در پی نبرد آنان با حضرت مهدی (ع) بوده و ویرانی در حد بسیار گسترده ای می باشد، آن گونه که به نابودی و محو قدرت و شوکت آنان می انجامد، چه اینکه پس از آن، یادی از آنان در روایات ظهور وارد نشده، فقط بعد از دومین خروج آنان این عبارت آمده فلا ترک بعدها پس از آن حادثه، دیگر ترک وجود نخواهد داشت، از این رو احتمال دارد که آنان همان روسها باشند، زیرا در روایات مربوط به ظهور چنین گفته ای در مورد هیچ ملت مسلمانی نیامده است.

یهودیان و نقش آنان در دوران ظهور