فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

آشوب گری شرق و غرب علیه مسلمانان

واژه فتنه در قرآن کریم و سنت به دو معنای عام و خاص آمده، معنی عام عبارت است از هر امتحان و آزمایشی که برای انسان پیش آید، خواه از ناحیه خود انسان باشد یا از ناحیه شیطان و یا از سوی مردم و خواه از امتحان، کامیاب و روسفید بیرون آید و از فتنه و آشوب برهد و یا در آن سقوط نماید.
و معنی خاص: عبارت از حوادث و پیشامدهایی است که مسلمانان را در بوته امتحان قرار داده و از مرز دیانت خارج و منحرف می سازد. و مقصود از آشوبهای داخلی و خارجی که پیامبر (ص) هشدار داده همین معناست.
البته صحابه و تابعین با تفاوت آراءشان روایات متعددی را نقل نموده اند که پیامبر اکرم (ص) مردم را از فتنه و آشوبهای بعد از خود برحذر داشته است.
و در میان صحابه، حذیفة بن یمان در علم و آگاهی به روایات فتنه ها معروف بوده، زیرا وی در پرستش نمودن از پیامبر (ص) درباره آشوبها و حفظ آن روایات اهتمام می ورزید.
از این رو بسیاری از رویات مربوط به فتنه ها را در منابعی می یابیم که با ذکر سند و نسبت به حذیفه از پیامبر (ص) و یا از امیرمؤمنان علی (ع) نقل شده، زیرا حذیفه از یاران خاص آن حضرت نیز بوده است.
چنانکه از او روایت کرده اند که می گفت:
هیچ فتنه جوئی نیست که تعدادشان به سیصد تن برسد مگر اینکه اگر بخواهم نام او و پدر و محل سکونتش را تا روز قیامت یادآور شوم می توانم، زیرا تمام آنها را رسول گرامی (ص) به من آموخته است
و می فرمود:
اگر تمام آنچه را که می دانم برای شما بازگو می کردم، مرا تا شب مهلت نداده و فوری می کشتید.(4)
توجه مسلمانان به روایات فتنه و آشوبها، به حدی بود که در نزد بعضی از آنان به اخبار حضرت مهدی (ع) و ظهور آن بزرگوار غلبه پیدا نمود، از این رو گرد آورندگان مجموعه های روایی، باب ها و فصلهایی را تحت عنوان فتن (آشوبها) یا ملاحم و فتن (پیش آمدها و آشوبها) تدوین نموده اند. و کلمه ملاحم به معنی جنگها و رویدادهای مهمی است که پیامبر اکرم (ص) وقوع آنها را خبر داده است.
لذا عده ای از راویان و دانشمندان اسلامی کتابهای خاصی به نام الفتن و الملاحم و مانند آن تألیف نموده و روایات وارد شده در این زمینه را در آن کتابها گرد آورده اند.
آنچه در این جا مهم است، بررسی عدد فتنه ها و آغاز و انطباق آنها با تاریخ مسلمانان نیست بلکه مهم، شناخت آخرین فتنه ای است که جملگی اتفاق نظر دارند که با ظهور حضرت مهدی (ع) از بین خواهد رفت، همان فتنه ای که ویژگیهای آن منطبق بر فتنه غرب است که اثر آن در طلیعه این قرن بر ملل مسلمان آشکار گشته و دشواریهای بسیاری را به دنبال داشته است چرا که غربیان در داخل سرزمین مان با ما جنگیده و بر ثروتها و سرنوشت و امور ما مسلط می گردند. در این امر دشمنان شرقی ما با آنان همکاری نموده و بخشی از سرزمین ما را به تصرف درآورده و با محو موجودیت اسلام و آثار آن، آنجا را در قلمرو فرمانروایی خود در می آورند.
و اینک نمونه هایی از روایات شریفه:
پیامبر اکرم (ص) فرمود:
چهار فتنه و آشوب بر امت من وارد شده که در فتنه اول، خون ریزی و در دومی، خونها و اموال و در فتنه سوم، خونها و اموال و زنان حلال شمرده می شود. چهارمین فتنه و آشوب، کور و کر و همه گیر و هم چون حرکت کشتی در دریای متلاطم خواهد بود، به گونه ای که هیچ یک از مردم پناهگاهی نمی یابند. آن فتنه از شام برخاسته و عراق را فرا می گیرد (جزیره) را زیر دست و پای خود به شدت کوبیده، و بلا و گرفتاری، مردم را مانند پوست دباغ خانه گوشمال می دهد هیچ کس قادر نیست بگوید: بس کنید و دست نگهدارید! اگر آن را از ناحیه ای برطرف سازند از ناحیه ای دیگر سربرآورده و ظاهر می گردد.(5)
و در روایتی آمده است:
زمانی که فتنه فلسطین رخ دهد، وضع شام همچون بر هم خوردن آب در مشک آشفته می شود و چون وقت پایانش فرا رسد، پایان پذیرفته و گروه اندکی از شما پشیمان خواهید شد.(6)
و در روایتی:
آن فتنه و آشوب، شام را احاطه کرده و عراق را می پوشاند، و جزیره را درهم می کوبد.(7)
و در روایتی دیگر چنین آمده:
آنگاه فتنه ای پدید می آید هر زمان صحبت از پایان آن شود، همچنان ادامه یافته، به گونه ای که خانه ای نیست که آن فتنه داخل آن نشده، و مسلمانی نیست که سیلی آن را بر صورت خود لمس نکرده باشد تا آنکه مردی از خاندان من ظهور نماید.(8)
در این روایت و بسیاری از روایات مانند آن، پیرامون این فتنه و آشوب، صفات فراوانی مشاهده می کنیم، که طبق این روایت، چهارمین فتنه و به گفته کل روایات، آخرین فتنه می باشد.
و این ویژگیها عبارتند از:
1 - روایات آن در منابع شیعه و سنی در حد تواتر اجمالی است، یعنی هر چند از نظر الفاظ متفاوتند، اما راویان متعدد، آن را به یک معنی نقل نموده اند، بطوریکه اگر کسی دقت کند برایش یقین حاصل می شود که مضمون این اخبار از ناحیه پیامبر (ص) و اهل بیت وی (ع) صادر شده است.
2 - این فتنه، آشوبی است دامنه دار، و شامل همه اوضاع و احوال امنیتی، فرهنگی و اقتصادی مسلمانان می شود. مانند اینکه، تمام چیزهای حرام، حلال شمرده می شود. و یا در روایت دیگر صماء کر و عمیاء کور توصیف شده، یعنی: کر است و سخن نمی شنود تا بتوان با گفتگو او را دور کرد، و نابیناست و نمی بیند که بین این و آن فرق بگذارد. بلکه شامل همه شده، و بر آنها منطبق است، وارد هر خانه ای شده و بر شخصیت هر مسلمانی ضربه و آسیب وارد می سازد، و جامعه مسلمانان را همچون حرکت و تکان کشتی، که بر موج دریای خروشان قرار گیرد، دچار آشفتگی می نماید.
هیچ کسی در برابر خطر این فتنه نسبت به دین خود و خانواده اش و از جور فرمانروایان ستم پیشه و دستیاران شرقی و غربی آنان که سرپرستی امور امت اسلامی را بر عهده می گیرند، پناهی نمی یابد، چنانکه در این روایت آمده است:
در آن هنگام گروهی از شرق و غرب آمده و بر امت من فرمانروائی می کنند.
3 - شر و گرفتاری و نقطه شروع آن حرکت از سرزمین شام خواهد بود تطیر بالشام یعنی از شام آغاز می گردد، به همین جهت دشمنان ما آنجا را سرزمین آفتاب تمدن می نامند، بنابراین اگر کاشتن اسرائیل را در کشور شام بر آن بیفزائیم چگونه خواهد بود. و در روایتی جمله تطیف بالشام آمده یعنی آن فتنه و آشوب شام را احاطه نموده، و آنگاه از آنجا به دیگر سرزمینهای عربی و مسلمان کشیده می شود، بلکه روایتی نام فتنه فلسطین را بر آن نهاده و دشواریهای آن بر ساکنان کشور شام بیش از دیگران متمرکز خواهد بود.
4 - راه حلها سودمند واقع نشده و این آشوب مدت طولانی ادامه می یابد زیرا فتنه تمدن، عمیق تر از آن است که از طریق ترمیم و اصلاح، چاره جوئی شود از طرفی دیگر موج مقاومت در امت و موج دشمنی در دشمنان باعث به ثمر نرسیدن راه حلها می گردد.
چنانکه در روایت آمده:
از ناحیه ای در صدد رفع آن برنمی آئید مگر اینکه از سوی دیگر آشکار می شود.
زیرا راه حل آن تنها با قیام زمینه ساز حکومت حضرت مهدی (ع) در بین امت، و سپس با ظهور آن حضرت ارواحنا فداه امکان پذیر خواهد بود.
هم چنین تعداد زیادی از روایات تصریح می کند که آن فتنه آخرین آشوب و متصل به ظهور آن بزرگوار می باشد. و در برخی از روایات اگرچه به صورت مطلق آمده و بطور واضح آن را فتنه پیش از ظهور حضرت ذکر نکرده، اما آن را آخرین فتنه، و با همان ویژگیها توصیف نموده است. و چون مقصود همان فتنه و آشوب است ناگزیر باید مطلق را بر مقید حمل نمود.(9)
البته برخی از ویژگیهای اصلی این فتنه و دیگر خصوصیات آن را که در احادیث دیگر آمده خواهیم آورد، چرا که این ویژگیها را نمی توان با هیچ فتنه داخلی یا خارجی که بر امت اسلام از آغاز تا کنون رسیده برابر دانست به جز فتنه و آشوب غرب. زیرا این آشوب با فتنه های داخلی صدر اسلام و زمانهای بعد از آن و حتی آشوب گری و کشتار و غارت مغول ها و با جنگ های صلیبی که مراحل حمله های تاریخی آن در 900 سال قبل آغاز شد، منطبق نیست و از جهات مختلفی با یکدیگر متفاوتند.
آری بر آخرین مرحله آن جنگ که غربیها توانستند. با هجوم یک پارچه خود به امت اسلامی، و ورود ارتش آنها به کلیه سرزمینهای اسلامی و با به سقوط و نابودی کشاندن آنها، پایگاه هم پیمانان یهودی خود را در قلب کشورهای اسلامی بکارند قابل تطبیق می باشد.
از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل شده که فرمود:
سوگند به آن کس که جانم در دست اوست، بر امت من قومی فرمانروایی کنند که اگر دم برآورند آنها را کشته و اگر سکوت نمایند همه چیز آنها را مباح می شمرند، اموال آنان را از آن خود گردانده و با زیر پا گذاشتن نوامیس آنها، خون آنان را ریخته، و دلهاشان را مالامال از کینه و وحشت می گردانند، آنان را پیوسته هراسان و پریشان و بیمناک می بینی در این هنگام گروهی از مشرق و جمعی از مغرب آمده و بر امت من فرمانروائی کنند، پس وای به حال ضعیفان امت من از دست آن ستم پیشگان، و وای بر ستمگران از عذاب الهی، چرا که آنها نه به کوچک رحم نموده، و نه حرمت بزرگ و پیر را نگاه می دارند، و از هیچ کاری روی گردان نیستند. اندامشان اندام آدمیان، اما دلهایشان دلهای شیاطین است.(10)
این روایت ارزشمند، از ارتباط دو جانبه بین استبداد داخلی و استعمار خارجی پرده برداشته و علت سلطه کفار شرق و غرب بر امت اسلامی را، فشار ستم و تجاوز حکام داخلی بر ملتهای مسلمان در وجود جو اختناق و سلب آزادیهای آنان می داند.
زیرا این گونه رفتار ظالمانه، مردم را در صدد انتقامجوئی از حاکمان خود برمی انگیزد و همین درگیری داخلی آنها را از دفع دشمن خارجی بازداشته، و در نتیجه دشمن، با استثمار آنان و به بهانه رهایی آنان از چنگ فرمانروایان جور پیشه، به جنگ و غارت کشورهای اسلامی اقدام می کند. همانگونه که ناپلئون به مصر حمله ور گردید، او وقتی کشتی هایش به ساحل مصر نزدیک شد نامه ای برای مصریان فرستاد و در آن اسلام را ستوده و نسبت به آن اظهار علاقه و دوستی کرد و انگیزه آمدن خود را نجات و خلاصی مصریان از ستم بردگان! قلمداد نمود.
این سیاست حیله گرانه را بعد از اشغال مصر نیز همچنان ادامه داد، تا جائیکه با پوشیدن لباس اهل مصر، خود را مسلمان جلوه داده و عید میلاد پیامبر (ص) را جشن گرفت!
آنگاه، انگلیس، فرانسه، آمریکا و روسیه نیز شیوه های مشابهی را بکار گرفته و ادعا کردند که تنها به منظور آزاد کردن ملتهای مسلمان به سرزمین آنان آمده اند و پیوسته جهت ادامه سلطه خود در سرزمینهای اسلامی و دخالت در امور مسلمانها این ترفند را بکار می برند.
قابل توجه است که خصوصیاتی را که حدیث شریف بیان داشته دقیقاً بر دسته ای از فرمانروایان منطبق است که زمینه را برای سلطه شرق و غرب آماده ساخته اند، چنانکه بر زمامداران امروز که زمینه ساز ادامه چنین سلطه ای هستند نیز قابل انطباق است. و این خصوصیات عبارتند از:
1 - جو اختناق در برابر آزادی اندیشه، و کشته شدن به جهت یک سخن گفتن.
2 - اگر سکوت کنند همه چیز آنان را مباح می شمرند، زیرا سیاست آنها بر این محور است که اگر چیزی هم درباره آنان نگویند و ساکت باشند، باز هم دست از تجاوز و تعدی نسبت به مردم بر نخواهند داشت.
3 - غارت و چپاول ثروتهای سرزمینهای اسلامی از پایه های سیاست زمامداران متجاوز بوده و به نحوی که گویی اموال مسلمانان ملک موروثی آنها و خانواده های خود و منافقان متملق و درباری آنان است.
4 - پایمال نمودن حرمت مسلمانان که شامل تجاوز به خونها و ارزشهای انسانی و آزادیها و اموال و هتک آبرو و حیثیت و نوامیس آنها می گردد.
5 - ریختن خون کسانی که علیه آنان سخن می گویند و غیر آنان را، که می گویند پروردگار ما الله است.
6 - دلهای مسلمانان را آکنده از کینه و وحشت نموده، یعنی کینه ورزی نسبت به زمامدار ستم پیشه و یا اینکه جور و ستم، چنین کینه توزی را در جان مسلمانان نسبت به برخی از خودشان می پرورانند.
اما آن شرقی و غربی هایی که پیامبر (ص) درباره آنها فرمود:
در آن هنگام گروهی از مشرق و جمعی از مغرب آمده و بر امت من فرمانروائی می کنند.
جز بر روسها و غربی ها که با فرصت طلبی از ستم فرمانروایان جور، سرزمینهای مسلمانان را مورد تاخت و تاز قرار داده، و زمام امور آنها را همچنان به دست می گیرند، منطبق نمی گردد.
گاهی گفته می شود، ممکن است مراد از گروهی که از مشرق و مغرب می آیند، حرکت عباسیان باشد که از شرق دولت اسلامی آمدند و حرکت فاطمی ها که از غرب آن آمدند، و این در پی ستم فرمانروایان اموی بوده است.
و یا اینکه گفته می شود احتمال دارد مقصود از آنان، هجوم مغولان باشد که از ناحیه شرق به وقوع پیوسته و یا جنگ صلیبی که در نتیجه جور و ستم عباسیان از غرب بوجود آمده است.
اما از ظاهر روایت چنین بر می آید که آنها گروهی غیرمسلمانند که بر امور مسلمانان مسلط می شوند از این رو بر عباسیان و فاطمیان منطبق نمی گردد، چنانکه بر حمله مغولان و جنگهای صلیبی گذشته نیز قابل انطباق نیست. زیرا تسلط غربی ها بر مسلمانان به سبب این تهاجمات نبوده بلکه آنها حکومتهای کوچکی را در سواحل سرزمین شام تأسیس نموده و در آنجا بسر می برند.
و اقوام مغول مدتی کوتاه بر مسلمانان حکمرانی نموده، سپس باقیمانده آنان در سرزمین ما اسلام آورده و در امت اسلامی هضم و ذوب گردیدند.
و مهم تر از آن اینکه استیلای مغول، و جنگ های تاریخی صلیبی به ظهور حضرت مهدی علیه السلام منتهی نگردید، در حالیکه چیرگی و تسلط غربی ها و فتنه و آشوب آنها طبق دیگر روایات با ظهور آن حضرت پایان می پذیرد.
بنابراین انطباق کار آنان منحصراً بر شرقی ها و غربی های امروز است که عبارت از روسها و اروپائیها و آمریکائیان اند، خصوصاً با توجه به ویژگیهای دقیقی که در پایان حدیث از شخصیتها و سیاستهای آنان ذکر گردیده است.
به هر حال آنان وارثان شرقی مغولان، و صلیبی های غربی اند، زیرا بنابر قول پسندیده تر، در روایات، از روسها تعبیر به ترکها شده و غربیان همان رومیان می باشند که به زودی با آن آشنا خواهیم شد.
از پیامبر (ص) نقل شده که فرمودند:
جریان امر شما همچنان ادامه می یابد تا اینکه فرزندانی در دوران فتنه و ستم متولد شوند که جز آشوب چیزی نشناسند، و زمین چنان آکنده از ستم و بیداد شود که هیچ کس جرأت ندارد خدا را بخواند، آنگاه خداوند مردی را از ذریه و عترت من برمی انگیزد، تا زمین را از عدل و داد پر سازد، آنگونه که از ظلم و ستم پر شده است(11)
این حدیث شریف نشانگر این است که فتنه و آشوب أخیر در نسلها ادامه می یابد، تا نسلی از فرزندان مسلمانان متولد گردد که هیچ اندیشه ای جز اندیشه منحرف از دین و هیچ سیاستی جز سیاست جور و ستم ندارند. و این تعبیر دقیقی است از فضای فرهنگ غربی و سیاست حکومت های سلطه گر آنها بر سرزمینهای ما، که کودک مسلمان در سایه شوم آن فرهنگ نشو و نما کرده، و از فضای اسلامی و فرهنگ و عدالت آن بی اطلاع است. مگر کسی را که خداوند وسیله هدایت و نگهداری او از انحراف را فراهم سازد.
و معنی سخن پیامبر (ص) که فرمود:
زمین آن چنان از ستم و جور آکنده شود که کسی قادر بر گفتن الله نباشد.
این است که قوانین ظالمانه و سیاستهای ستمگران و جورپیشگان، تمام نقاط و زوایای زندگی را در بر می گیرد. و این ماجرایی است که بعد از هجوم و سلطه غربیان بوجود آمده، زیرا قبل از استیلای آنان در برخی از مقاطع زمانی و در بعضی مناطق، جور و بیداد در زندگی مسلمانان وجود نداشت، اما بعد از حمله و چیره شدن آشوب غرب و سلطه گری فرمانروایان ستم پیشه تازه به دوران رسیده، رفته رفته سیاست ظالمانه آنها بر تمام سرزمینها و مراکز سایه افکند. به گونه ای صدای مسلمانان را در سینه ها خفه کردند که کسی نمی توانست مسلمانی خود را ابراز نموده و بگوید: پروردگار ما خداست و یا اینکه ما خواستار پیاده نمودن احکام اسلام هستیم، و خداوند به ما دستور می دهد که از ستم و بیداد پرهیز نموده و علیه آن قیام نمائیم، و یا اینکه بگوید حکم خداوند درباره این فرمانروا اینگونه است که باید کشته شود و یا از کار بر کنار گردد، و یا بگوید حکم خدا درباره این قانون این است که باید در برابر آن ایستاد و آنرا دگرگون ساخت.
معنی این گفته این نیست که کسی نمی تواند به طور کلی نام خدا را بر زبان آورد، چنانکه برخی چنین تصور نموده اند، زیرا چیزی که کفار و ستمگران و جباران و حتی بی دین ها را برانگیخته و به خشم می آورد همانا یاد و نام خداوند است هنگامیکه با کفر و ستم پیشگی و سلطه آنان اصطکاک پیدا نماید.
و در روایتی آمده است:
به طوری که کسی نمی تواند لااله الا الله بگوید.
پر واضح است که مراد از این گفته این است که کسی نمی تواند یکتائی و فرمانروائی خدا را اعلان نموده و حکومت کردن کافران و ستمگران را که به قانون خدای عزوجل فرمانروائی نمی کنند، رد نماید.
از امیرمؤمنان (ع) نقل شده که فرمود:
حکومت اهل بیت پیامبر شما که دارای علامات و نشانه هایی است در آخرالزمان پدید می آید... از جمله زمانیکه رومیان و ترکان، دیگران را علیه شما بشورانند، و نیروها بسیج گردند... و ترکها با رومیان به مخالفت برخاسته، و جنگ و درگیری در روی زمین افزایش یابد.(12)
روشن است که سخن امام (ع) درباره فتنه و آشوب رومیان و ترکها و حرکت آنان در یورش علیه سرزمینهای اسلامی ما از نشانه های حضرت مهدی (ع) می باشد.
و عبارت استئثارت در متن روایت تعبیری است دقیق، یعنی آنان به منظور سلطه یافتن و استثمار سرزمین های اسلامی ما، دست به تحرکاتی می زنند که خوی آنهاست. همچنین عبادت یتخاف الترک والروم ترکها و رومیان با هم اختلاف پیدا می کنند این کشمکش و اختلاف آنها، با آنکه با یکدیگر هم پیمان بوده اند، بر سر تقسیم و سلطه یافتن در قلمرو نفوذشان می باشد.
اما در همان حال، در دشمنی با ما متحد گشته و در شوراندن مردم علیه ما و تجهیز نیروها چنانکه واقعیت امر نشان می دهد، با یکدیگر همکاری می نمایند.
و تکثر الحروب فی الارضجنگ و درگیری در زمین فزونی می یابد چنانکه می بینیم قاره ای خالی از جنگ و ستیزها نیست، و هیچ جنگی آرامش نمی یابد، مگر اینکه جنگ دیگری آغاز می گردد، همه اینها به سبب انتقام جوئی های رومیان و ترکان و مخالفت آنان با یکدیگر است، و پشتیبانان یهودی آنان که هر زمان و هر کجا که بتوانند آتش افروز جنگ ها می باشند. و به زودی مراد از روم و ترک بیان خواهد شد.
از حضرت علی (ع) نقل شده که فرمود:
ای مردم آنچه می خواهید از من بپرسید، پیش از آنکه مرا از دست بدهید زیرا که دانش فراونی در سینه دارم، و سؤال نمائید از من پیش از آنکه فتنه و فساد مانند شتری که در اثر رم کردن مهارش زیر سم او قرار گیرد و بر ترس و اضطرابش افزوده شود، سرزمین شما را بعد از مرگ و حیاتش پایمال نموده و سایه شوم خود را بر آن بگستراند و یا آتشی از غربی که در هیزمی خشک و انبوه افتد، با فریاد بلند بانگ برآورد. وای بر او از خونخواهی و انتقامجوئی. وقتی گردش چرخ روزگار طولانی شود، می گوئید مرده و یا به هلاکت رسیده، (و اگر زنده است)، پس به کجا رفته، در این هنگام است که معنی حقیقی این آیه ها مصداق پیدا می کند. ثم ردد نالکم الکرة علیهم و امد دناکم بأموال و بنین و جعلناکم اکثر نفیراً. سپس پیروزی بر آنان را به شما برگردانیم و با مال و فرزندان شما را یاری نموده و تعداد شما را از آنان فزونی بخشیدیم. و این دارای علائم و نشانه هایی می باشد.(13)
حضرت امیر (ع) در این روایت از هلاکت و نابودی گسترده غرب با عبارت (در هیزم خشک و فراوان) و بسیار قابل اشتعال سخن به میان آورده اند، سبب این نبرد فتنه ای است که در منطقه شرق پدید می آید، و یا به علت جنگ افروزی ترکان شرقی، یعنی روسها، علیه رومیان است به زودی بیان روایت مربوط به آن در زمره روایات جنگ جهانی که وقوع آن طبقه گفته احادیث و نظر ما در سال ظهور حضرت مهدی (ع) می باشد، خواهد آمد.
و نیز از پیامبر (ص) نقل شده که فرمود:
در آخرالزمان بر امت من بلای سختی از ناحیه سلطان آنان برسد که از آن بلا و گرفتاری سخت تر شنیده نشده، بگونه ای که زمین پهناور بر آنان تنگ آید، و به اندازه ای زمین آکنده از ستم و جور شود که مؤمن جهت پناه بردن از ظلم و ستم، جایگاهی نمی یابد. تا اینکه خداوند مردی از خاندان مرا بر انگیزد و زمین را از قسط و عدل، آنگونه که از ظلم و ستم پر گردیده بوده، سرشار گرداند. ساکنان آسمان و زمین از وی خشنود گردیده و زمین ذخائر خود را برمی آورد و آسمان از ریزش باران رحمت دریغ نمی ورزد(14)
به نقل از حذیفة بن یمان، پیامبر (ص) می گوید:
وای بر این امت از دست پادشاهان ستم گر که مسلمانها را کشته و آنها را از خانه و دیارشان آواره می گردانند مگر کسی که به اطاعت آنها تن در دهد در آن زمان مؤمن با تقوی به زبان با آنان سازگار و به دل از آنان گریزان است. و چون خداوند متعال اراده فرماید عزت اسلام را بازگرداند، پشت هر ستم گر ستیزه جو را می شکند، و او بر هر کاری که بخواهد تواناست، هم اوست که وضع امت اسلامی را پس از تباهی سر و سامان بخشیده و اصلاح می کند، ای حذیفه: اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را آن قدر طولانی گرداند که مردی از خاندان من بیاید و بر جهان فرمانروایی کند و اسلام را آشکار سازد، و خدا خلف وعده نمی کند و او بر هر چیزی تواناست(15)
و از آن بزرگوار است که فرمود:
نزدیک است امتها علیه شما یکدیگر را فرا خوانند، بسان فراخواندن خورندگان بر سر سفره. هر چند شما از نظر عدد بسیارید، اما همچون خاشاک بر روی سیل می باشید، خداوند هیبت و شکوه شما را از دل دشمنانتان برداشته، و در اثر علاقه مندی به دنیا و بیزاری از مرگ، ضعف و سستی را به دل شما می افکند.(16)
اینها روایاتی روشن و رسا بود که نور نبوت بر آنها تابیده و نشانگر اوضاع و احوال امت اسلامی با زمامداران ستمگر و با دشمنان سلطه گر آنان است و فرج ظهور حضرت مهدی علیه السلام را مژده می دهند.
و نیز از او نقل شده که فرمود:
وای بر عرب از شری که به آنها نزدیک است، بالها، چیست آن بالها؟، بادی که وزش آن نابودکننده است و بادی که وزش آن برانگیزاننده است و بادی که وزش آن سستی آور است، وای بر آنها از کشتار سریع و مرگ آنی، و گرسنگی دردناک، بلا و گرفتاری بر سر آنان فرو ریزد فرو ریختنی(17)
ممکن است مراد از (بالها) هواپیما باشد که همچون باد سریع و آرام می آید و سبب کشتار زیاد، و باعث مرگ و میر آنی می گردد و یا اینکه بادی است که از موج بمب های قوی و ضعیف ناشی می گردد. هم چنانکه احتمال دارد که این (بالها) همان است که بیان آن در روایت مربوط به کارزار حضرت مهدی (ع) با سفیانی و اعراب طرفدار یهودیان و رومیان در معرکه آزادی قدس آمده، چه اینکه در نسخه خطی ابن حماد چنین آمده:
آنگاه خداوند، باد و پرندگانی را بر رومیان مسلط می گرداند، که با بالهای خود بر گونه های آنان آنچنان ضربه می زنند که چشمهایشان نابینا گشته و زمین شکافته شده و آنها را در خود فرو می برد.(18)
و نیز ممکن است بالهای پرندگان حقیقی همچون ابابیل (پرستو) باشد و یا جنگ افزارهایی مانند هواپیما که حضرت مهدی (ع) آنها را بکار می برد، و به رودی بیان آن در بحث رزمگاه بزرگ قدس و در بخش حرکت ظهور خواهد آمد.
از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمود:
مشرکان، مسلمانان را به خدمت خویش گمارده و آنان را در شهرها به فروش می رسانند، و هیچ نیکوکار و بدکاری از این عمل پروائی ندارد. این بلا و گرفتاری آن چنان گریبان گیر مردم آن روزگار شود که همه ناامید و مأیوس و بدبین شده و تصور کنند که گشایشی بر آنان نیست، که در این هنگام خداوند مردی از پاکان عترت من و از نیاکان ذریه ام برانگیزد، مردی عادل، خجسته و پاکیزه که ذره ای (از دستورات اسلام) را فروگذار نمی کند و خداوند دین و قرآن، اسلام و مسلمانان را بوسیله او عزت و سربلندی بخشیده و شرک و مشرکین را ذلیل و زبون می گرداند، وی پیوسته در حالت پروا از خداست و در اجرای حکم خداوند فریب خویشاوند را نمی خورد، سنگ بر روی سنگ نگذاشته، و عمارتی برای خویش بنا نمی کند، در زمان فرمانروایی خود بر کسی تازیانه نزند مگر جهت اجرای حد شرعی، خداوند متعال تمام بدعت ها را بوسیله او محو و نابود ساخته و تمام فتنه ها را از بین می برد و در هر حقی به وسیله او گشوده می شود و درهای باطل را می بندد و خداوند مسلمانان دربند را هر کجا که بسر برند توسط او به دیارشان باز می گرداند(19)
این روایتی است که حالت دردناک به ضعف کشیدن مسلمانان، و خرید و فروش آنان و اسارتشان را در دیگر سرزمین ها ترسیم می نماید، و این حالت تنها به زمان ما و مسلمانانی که با حقارت کارکنان و خدمتگزاران مشرکان اند منحصر نمی گردد، بلکه شامل معامله بر سر ملتهای مسلمان و بیرون راندن آنها از سرزمین هایشان و به اسارت درآمدن آنان توسط مشرکان نیز می شود.
سپس این روایت خاطر نشان می سازد که در حالت یأس و درماندگی، ناگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی ارواحنا فداه ظهور می کند.

رومیان و نقش آنان در زمان ظهور

منظور از روم در روایات مربوط به آخر الزمان و ظهور حضرت مهدی(ع)، ملل اروپائی و قرنهای اخیر، گسترش آنان در امریکا می باشد، که فرزندان روم و وارثان امپراطوری تاریخی رومیان هستند.
گاهی گفته می شود: رومیانی که خداوند متعال سوره ای درباره آنان نازل فرموده و پیامبر (ص) و مسلمانان بعدها با آنان پیکار نمودند ، غیر از اینان هستند. زیرا آنان بیزانس ها بودند که پایتخت آنان ابتدا شهر رم در ایتالیا و سپس شهر قسطنطنیه گردید تا اینکه مسلمانان حدود 500 سال پیش آن را فتح نموده و اسلامبول نامیدند و مردم آن را استانبول تلفظ نمودند.
پاسخ: صحیح است که رومیان هنگام نزول سوره مبارکه روم و صدور روایات درباره آنان که از طرفداران امپراطوری روم یا بیزانس (معروف) بودند. امام غربی های امروز افرادی غیر آنها نیستند ، بلکه ادامه سیاست و تمدن آنها به حساب آمد و بخشی از آنان شمرده می شوند.. و ملتهای فرانسه و بریتانیا و آلمان و غیر آن، از لحاظ فرهنگ و سیاست و دین، ارکان حقیقی امپراطوری روم می باشند. و این که آنها در آن زمان مناطق تحت نفوذ روم و (مستعمرات آن) نامیده می شدند، این حقیقت را نفی نمی کند.
بلکه سرداران بیزانس رومی خود به مدت 2 هزار سال پایتخت شان رم و قسطنطنیه بود در حالی که همه آنان از نژاد ایتالیائی و ریشه واحدی نبودند، بلکه از ریشه و نژادهای متعدد اروپائی بودند و بعد از آنکه یونان جزئی از امپراطوری روم گردید، گاهی در میان آنان یونانیان نیز بچشم می خوردند .
و شاید به همین دلیل باشد که وقتی امپراطوری تقلیدی روم به ضعف گرائید و در قسطنطنیه و پیرامون آن محدود گردید و در محاصره دریائی از ملتهای مسلمان قرار گرفت ، اروپائیان به ادعای میراث خواری به پا خاسته، وعده ای از سران کشور آلمان و غیر آن را، قیصر (سزار) نامیدند.
این نوع تغییر و تحول در امپراطوری ها و دولتها امری طبیعی است، چرا که حکومت از کشوری به کشور دیگر و از ملتی به ملت دیگر انتقال می یابد، و این با باقی ماندن نام و خصوصیتهای اصلی آن منافات ندارد.
بنابراین، روایات شریفه ای که از آینده رومیان یا به تعبیر عرب ها بنی اصفر ( زرد پوستان) خبر می دهد، مرادشان فقط رومیان بیزانس ایتالیائی، منهای ملل و قبیله های فرنگی و سایر قبایل وابسته به آنها نیست.
به همین دلیل مسلمانان در کتابهای تاریخی خود از آنها به رومیان و گاهی فرنگیها تعبیر می کنند امام در عین حال به همه آنها رومی گفته، و آن را به صورت أروام جمع می بندند.
علاوه بر آن، آنچه از سوره مبارکه روم، آیات 31 و 32 و سوره کهف آیه های 12 و 21 و غیر آن درباره شرک آنان نسبت به خداوند متعال و احزاب و پیروان آنها استفاده می شود این است که مراد از آنان ملتها و احزاب مدعی پیروی از حضرت مسیح علیه السلام می باشند. و روشن است که رهبری ملتهای مسیحی به دست رومیان ایتالیائی و قسطنطنیه بوده سپس غربیها از آنان به ارث برده اند.
نام روم در بسیاری از روایات زمان ظهور آمده از جمله روایات مربوط به فتنه و آشوب و تسلط آنان بر مسلمانان، که قبلاً گذشت.
و روایات دیگری درباره حرکت ناوگانهای جنگی آنها به سواحل سرزمین های عربی، اندکی پیش از ظهور حضرت مهدی علیه السلام، وجود دارد.
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
وقتی که در سرزمین شام بلوایی را مشاهده نمودی، پس مرگ است و مردن، تا آنکه غربیان به تحرک آمده و روانه سرزمینهای عربی گردند. که حوادثی بین آنان رخ خواهد داد.(20)
و فتنه و آشوب شام در روایات مربوط به زمان ظهور به مرحله کشمکشهائی که در سرزمین شام بعد از آشوب و استیلای اجانب بر امت اسلامی واقع می شود اطلاق می گردد.. به این معنی که بنی اصفر غربیها خود را ناگزیر از دخالت مستقیم نظامی می بینند، بعد از آن که به واسطه پایداری مردم آن سامان و امواج سیاسی موجود و درگیر آن، از تسلط بر منطقه پیرامون فلسطین ناتوان گشته و دخالت نظامی آنها در آینده با مقاومت مسلمانان کشورهای عربی مواجه خواهد شد.
از امیر مؤمنان علیه السلام روایت شده که فرمود:
در ماه رمضان به هنگام صبح از ناحیه مشرق ندا دهنده ای بانگ برمی آورد که: ای اهل ایمان گردهم آیید و از ناحیه مغرب پس از ناپدید شدن شفق، ندا کننده ای ندا سر دهد: ای اهل باطل گرد هم جمع شوید... و رومیان به ساحل دریا نزدیک غار اصحاب کهف روی آورده و خداوند آن جوانان را با سگ شان از غارشان برمی انگیزد، در بین آنان دو مرد بنام ملیخا، و خملاها بوده که این دو تسلیم اوامر حضرت قائم علیه السلام خواهند بود.(21)
و شاید این جنبش نظامی ادامه حرکت گذشته و یا همان حرکت باشد، و روایت گویای این است که آن جریان نزدیک حرکت ظهور آن حضرت خواهد بود که چرا که حوادث، پی در پی و به دنبال ندای آسمانی در ماه رمضان بوجود آمده و تا محرم ادامه می یابد، و ظهور آن بزرگوار در شب دهم و روز دهم ماه محرم به وقوع می پیوندد.
از برخی روایات چنین استفاده می شود که نیروهای غربی آهنگ سرزمین شام کرده و در عکا و صور، و طبق این روایت نزدیک غار اصحاب کهف، یعنی در انطاکیه از ناحیه ساحل سوریه - ترکیه، فرود می آیند.
درباره جوانان اصحاب کهف روایاتی وارد شده که خداوند متعال آنان را در آخرالزمان ظاهر می نماید تا برای مردم علامت و نشانه ای بوده، و از یاران حضرت مهدی علیه السلام باشند و ما آن را در بحث پیرامون، یاران آن حضرت یاد خواهیم کرد. فلسفه ظاهر شدن آنان به هنگام فرود آمدن نیروهای غربی در آن برهه حساس، این است که معجزه ای خصوصاً برای مسیحیان باشند، زیرا طبق نقل روایات یاران حضرت مهدی علیه السلام نسخه های اصلی تورات و انجیل را از غار انطاکیه بیرون آورده و به وسیله آن با رومی ها و یهودیان به بحث و گفتگو می پردازند، احتمال دارد این غار، همان غار معروف اصحاب کهف و یا غار دیگری باشد.
به نقل از جابر جعفی، امام باقر علیه السلام که فرمودند:
شورشیان روم بزودی روی آورده و در رمله فرود می آیند، ای جابر: در آن سال، در سراسر زمین از ناحیه غرب اختلاف فراوان وجود دارد.(22)
البته ممکن است این شورشگران، مزدوران غربی، داوطلبان نبرد با یهود باشند که به همین منظور در رمله فلسطین فرود می آیند، و ظاهراً مراد از اختلاف مذکور در روایت از ناحیه مغرب زمین و یا غرب، همان غرب سرزمینهای اسلامی باشد، چرا که بعد از آن بیان می کند که اولین حادثه ای که به شام یم رسد خراب شدن آن است و احتمالاً خرابی آنجا به سبب غربی ها باشد.
و آنچه را که در این زمینه قابل توجه است، مطالبی است که از اهل بیت علیهم السلام، در تفسیر اوائل سوره مبارکه روم وارد شده است.
سوگند به این حروف (الف، لام، میم) رومیان غالب گردیدند، در نزدیک ترین سرزمین و اینان بعد از مغلوب شدن به زودی غالب می گردند، در اندک سالی - أمر از آن خداوند است از پیش و آینده و آن روز ایمان آورندگان به یاری خدا چنین شاد می گردند هم اوست که هر کسی را که خواهد یاری فرماید، و اوست غالب و مهربان(23)
از امام باقر علیه السلام روایت شده که آن حضرت یاری خداوند را نسبت به مؤمنین در آیه شریفه، به ظهور حضرت مهدی علیه السلام تفسیر نموده اند، و گویا خداوند آن حضرت را بر رومیان پیروز می گرداند.(24)
از جمله روایات دیگر در این زمینه، روایات مربوط به فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام و دعوت نمودن آن حضرت مسیحیان را به اسلام و پیروی از حضرت مهدی علیه السلام است که این فرموده خداوند را روشن می سازد:
حضرت عیسی علیه السلام نشانه ای است از علامتهای قیامت(25)
همه اهل کتاب قبل از مردنش به او ایمان می آورند، و او در روز رستاخیز گواه بر آنهاست(26)
یعنی آن بزرگوار یکی از علائم رستاخیز بوده و هنگامی که خداوند او را به دنیا فرود آورد، تمام نصاری و یهود به او ایمان آورده و خود و معجزه هایش را قبل از آنکه از دنیا رحلت کند، می بینند.
و در روایت آمده است که عیسی علیه السلام بوسیله حضرت مهدی علیه السلام و معجزاتی که خداوند در اختیار او نهاده با رومیان بحث و مناظره می کند.(27)
آن حضرت پس از معجزه فرود آمدنش از آسمان، در دگرگونی اوضاع سیاسی و شورانیدن ملتهای غربی بر ضد فرمانروایانشان، نقش مهم و اساسی خواهد داشت، که در جریان فرود آمدن آن بزرگوار به بیان آن خواهیم پرداخت.
از جمله روایات مورد بحث، احادیث مربوط به آتش بس میان مسلمانان و رومیان می باشد که حضرت، قرارداد عدم تجاوز را با آنان امضاء خواهد نمود، ظاهراً این پیمان بعد از نبرد بزرگ قدس است که در مثلث عکا - قدس - انطاکیه بین سپاه آن حضرت و لشکریان سفیانی با پشتیبانی یهود و رومیان رخ می دهد و بعد از پیروزی حضرت مهدی و ورودش به قدس و فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام خواهد بود.
به نظر می رسد که حضرت مسیح علیه السلام در این درگیری و نبرد نقش وساطت و میانجی گری را بر عهده خواهد داشت، که درباره آن سخن خواهیم گفت، از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود:
ای عوف! پیش از رستاخیز شش حادثه را متذکر باش... از جمله فتنه و آشوبی را که خانه ای از عرب خالی از آن فتنه نخواهد بود، میان شما و بنی اصفر (غربیها) صلحی برقرار می گردد، سپس با شما پیمان شکنی نموده، و با هشتاد لشکر که هر یک متشکل از 12 هزار سرباز می باشد به شما حمله ور می شوند.(28)
همچنین از آن حضرت روایت شده که فرمودند:
بین شما و رومیان چهار پیمان صلح بسته می شود، که چهارمین آنها به دست مردی از خاندان هرقل است که چند سال (دو سال) دوام خواهد یافت، در این هنگام مردی از عبدالقیس به نام سؤددبن غیلان پرسید: در آن روز پیشوای مردم کیست؟ حضرت فرمود: مهدی از فرزندانم.(29)
در برخی از روایات مدت پیمان نامه صلح هفت سال ذکر شده، اما غربی ها تنها پس از دو سال عهدشکنی نموده و پیمان خود را با مسلمانان بر هم زده و با سپاهی که متشکل از قریب به یک میلیون سرباز می باشد با حمل 80 پرچم در سواحل فلسطین و سرزمین شام، با مسلمانان درگیر می شوند.
و در پی آن، حضرت مهدی علیه السلام رهسپار فتح و آزادی اروپا و جهان غیر اسلام می گردد که در بحث حرکت ظهور آن حضرت خواهد آمد.
دیگر روایات ارتباط سفیانی با رومیان و فرار هواداران وی پس از شکست او به طرف کشور روم، و تعقیب آنان توسط یاران حضرت مهدی علیه السلام و بازگرداندن آنها را بیان می کند، از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
زمانی که حضرت قائم علیه السلام قیام نماید، سپاه خویش را به سوی بنی امیه (سفیانیان) گسیل دارد آنها به سوی روم بگریزند، به آنان می گویند تا به کیش ما در نیائید شما را راه نخواهیم داد، آنها پذیرفته و رومیان آنان را وارد می کنند و آنگاه که یاران حضرت مهدی علیه السلام با رومیان مواجه می شوند، آنها تقاضای صلح و امان می نمایند، پیروان آن حضرت پاسخ می دهند که تا هم کیشان ما را آزاد نکنید به شما امان نخواهیم داد، سپس آنها را آزاد نموده و به یاران حضرت باز می گردانند.(30)
روایات دیگری نشانگر این است که سفیانی دارای فرهنگی غربی بوده، وی در کشور روم بسر می برد و سپس راهی منطقه شام می گردد و حرکت خود را از آنجا آغاز می کند، چنانکه به بیان آن خواهیم پرداخت، در کتاب غیبت طوسی (ره) آمده است که:
سفیانی که سر کرده قوم است از کشور روم به حرکت در آمده در حالی که چون مسیحیان صلیب به گردن دارد.(31)
از جمله روایات، احادیث آزادی سرزمین روم توسط حضرت مهدی علیه السلام و اسلام آوردن رومیان بدست آن حضرت است، البته احتمال دارد این امر به دنبال شکستن پیمان صلح و حمله نظامی آنان به ساحل فلسطین و سرزمین شام و شکست خوردن آنها باشد، چنانکه ممکن است این درگیری سخت ترین نبردهای روم با حضرت مهدی علیه السلام باشد که در پی آن گرایشی در بین ملتهای آنان نسبت به اسلام پیدا می شود.
و در برخی از روایات، آمده است که:
با تکبیر، هفتاد هزار تن از مسلمانان روم را فتح می نمایند.(32)
بعید نیست که سقوط این پایتخت غربی با تظاهرات غربی ها و تکبیر آنان در حالی که حضرت مهدی علیه السلام و یارانش آنان را همراهی می کنند، انجام شود.
از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند:
آن گاه اهل روم بدست حضرت مهدی علیه السلام اسلام آورده و حضرت برای آنان مسجدی را بنا می کند سپس با جانشین قرار دادن یکی از یارانش در آنجا، خود باز می گردد(33)
ظاهراً حضرت مسیح علیه السلام در دگرگونی ملتهای غرب نقش اساسی داشته، و این امر در خلال دو سه سالی است که بین امام علیه السلام و غربیان پیمان صلح برقرار است، و احتمالاً حضرت عیسی علیه السلام در این برهه، در غرب بسر برده و یا بیشتر حضور او در غرب خواهد بود.

ترکان و نقش آنان در دوران ظهور

به نظر ما منظور از ترکها در روایات جنبش خجسته ظهور حضرت، روس ها و اطرافیان آنان از ملتهای اروپای شرقی هستند، آنان گر چه از لحاظ تاریخی مسیحی اند و از ملتهای مستعمره امپراطوری روم بشمار می روند، تا جائی که مدعی وراثت آنها شده، و شاهان خود را مانند آلمانی ها و غیر آنها، قیصر (سزار) نامیده اند لیکن آنان اولاً: از قبیله های گوناگون منطقه شرق آسیا - اروپا هستند که در زبان روایات و تاریخ، به قبیله ها و ملتهای ترک نامیده شده اند، و این نام علاوه بر ترکهای ترکیه و ایران، شامل قبیله های تاتار و مغول و بلغارستان و روسیه و غیر آنان نیز می گردد.
دوم این که: مسیحیت، اخیراً به آنها سرایت نموده و اصالة در بین آنان رائج نبوده بلکه بصورت یک قشر سطحی در آمده، و بدتر از وضع آنان، در میان ملتهای اروپای غربی وجود دارد، چرا که مادی گرائی شرک آمیز آنان چیره گشته، و شاید به همین دلیل است که تسلیم نظریه کمونیسم مادی گرا و الحادی شده و در برابر نفوذ آن، مقاومت نکردند.
سوم: اینکه روایات مربوط به جنبش ترکان علیه مسلمانان، اگر چه پاره ای از آنها بر یورش ترکهای مغول و تاخت و تاز آنها به سرزمین ما در قرن هفتم هجری منطبق می گردد. اما برخی از آن روایات، حرکت های آنان را که به حوادث ظهور حضرت مهدی علیه السلام متصل می گردد، و همچنین همکاری آنها با رومیان علیه ما و اختلاف شان با یکدیگر در همان زمان را بیان می کند و این ماجرا جز بر روسها منطبق نگشته، و یا اینکه اگر قضیه به درازا کشیده شود، بر وارثان دولت آنها از اقوامی که ریشه و تبار ترکی دارند در روسیه و اروپای شرقی، منطبق است.
اینک نمونه هایی از روایاتی که نقش آنان، در آنها بیان شده است:
از آن جمله، روایات فتنه و آشوب اخیری است که بدست آنها و رومیان بر مسلمانان واقع می شود، که قبلاً گذشت، که آنرا جز به هجوم غربیان و روسها به سرزمین های مسلمانان در اوایل این قرن، نمی توان تفسیر نمود، همانکه، پیوسته ادامه داشته تا اینکه خداوند آن را با حرکت زمینه ساز حضرت مهدی علیه السلام در امت، و سپس با ظهور مبارک او ارواحنا فداه بر طرف می سازد.
و روایات مربوط به جنگ سفیانی با ترک ها نیز از جمله همین روایات است و احتمالاً مراد از ترکان همان روسها هستند، چه آنکه سفیانی هم پیمان روم و یهود بوده، و در أخبار آمده است که حرکت او در منطقه سوریه و اردن به دنبال سلطه ترکان بر سوریه پدید می آید. و چنانچه روایت مربوط به آن صحیح باشد، مدت آن سلطه کوتاه خواهد بود، زیرا آن تسلط پس از شکست شورش (علج أصهب) پدید می آید.
زمانی که علج اصهب قیام نماید، و پایتخت حکومت دچار سختی و بحران گردد، پس از اندکی کشته خواهد شد، آنگاه (أکحل) به خونخواهی وی برمی خیزد، و اینجاست که کشور به شرک (ترک نسخه بدل) بازگردانده می شود.(34)
در روایات مربوط به ظهور، أصهب و أبقع، دو رهبر مخالف حرکت سفیانی یاد شده اند که سفیانی بر آن دو پیروز شده، و بر منطقه تسلط می یابد.
و من روایاتی را که دلالت بر جنگ سفیانی با ترک ها، در دمشق و یا حومه و اطراف آن بنماید، نیافتم، اما روایات بسیاری به صورت متواتر اجمالی(35) رسیده که حاکی از درگیری بزرگ سفیانی با آنان در قرقیسیا، واقع در مرز سوریه - عراق - ترکیه می باشد، این نبرد از جنگ های بزرگی است که از پیش وعده داده شده، و انگیزه آن درگیری و کشمکش بر سر گنجی است که در مجرای نهر فرات و یا نزدیک آن کشف می شود.
بعلاوه، شاید مراد از اتراک، در این نبرد ترکهای ترکیه باشند نه روسها، ممکن است روسیه در جنگ با ترکها بطور نهانی با سفیانی بوده و از او پشتیبانی می نماید. و به خواست خدا بزودی یادی از جنگ قرقیسیا، در ضمن حوادث کشور شام و حرکت سفیانی خواهد آمد.
و از جمله، روایات مربوط به انقلاب آذربایجان که در رویارویی با ترکان می باشد، از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
آذربایجان برای ما لازم است، چیزی در مقابل آن یارای مقاومت ندارد و چون انقلاب گر ما قیام کند به سوی او بشتابید، اگر چه رفتن با چهار دست و پا بر روی برف باشد.(36)
ممکن است از قول امام (ع) که فرمود: ناگزیر از آذربایجان بوده و چیزی در مقابل آن ایستادگی نمی کند چنین استفاده شود که آن جنبشی است هدایت گر که در آذربایجان و یا از ناحیه اهالی آن سامان بوجود آمده که لازم است بعد از آن، انتظار و درنگ نموده، تا نشانه های نزدیک آن آغاز گردد، و چنانکه از روایت زیر فهمیده می شود ممکن است این ماجرا در رویارویی با روسها باشد؛
دو خروج برای ترکان رخ می دهد، که در یکی از آنها آذربایجان ویران گشته و در خروج دیگری در جزیره سر می زند که عروسان حجله نشین را به وحشت می اندازد در این هنگام است که خداوند متعال مسلمانان را یاوری نموده، و قربانی بزرگ خداوند در میان آنان وجود دارد.(37)
وقتی به تنهایی این روایت را مورد بررسی قرار می دهیم، احتمالاً از جمله روایات مربوط به هجوم ترکان و مغول به سرزمینهای اسلامی باشد، که در نخستین مرحله ای که به آذربایجان رسیده آن را ویران می سازند، و سپس به فرات می رسند و مسلمانان بر آنان پیروز می گردند. که در چشمه جالوت و غیر آن، قربانی بزرگی در بین آنان وجود دارد.
اما اگر جمع بین این روایت، و روایت پیشین نماییم. احتمال دارد که منظور از ترکان در آن، روسها باشند. و نخستین خروج آنها قبل از جنگ جهانی دوم و بعد از آن و قبل از نشانه های نزدیک ظهور و اشغال آذربایجان توسط آنان خواهد بود.
و دومین خروج به طرف جزیره است که نام مکانی در حد فاصل بین عراق و سوریه نزدیک منطقه قرقیسیا بوده، و خروج آنان به آن منطقه بمنظور نبرد با سفیانی است. و مفهوم پیروز شدن مسلمانان در آن درگیری پیروزی غیر مستقیمی است که با به هلاکت رسیدن دشمنان ستمگر آنان خواهد بود، و چنانکه خواهید داشت در منطقه درگیری قرقیسیا درفش و پرچم هدایت گری وجود ندارد یا پرچمی که پیروزی مسلمانان را به همراه داشته باشد و همانا بشارت دادن پیامبر و امامان علیهم السلام نسبت به آن، بدین جهت است که در این کارزار، ستمگران با شمشیرهای برخی از هواداران خودشان به هلاکت می رسند.
دیگر روایات مربوط به فرود آمدن ترکان در منطقه جزیره و فرات است که احتمالاً مراد از ترکان روس هاست، زیرا فرود آمدن آنها همزمان با فرود آمدن رومیان در منطقه رمله فلسطین و سواحل آن می باشد.
و قبلاً اشاره کردیم که قرقیسیا منطقه ای در نزدیکی جزیره است که به دیاربکر و جزیره ربیعه موسوم است، و مفهوم کلمه (جزیره) که به طور عموم در کتب تاریخی بیان شده، همین نقطه است، نه جزیرةالعرب و یا جزیره ای دیگر.
و این امر منافاتی با فرود آمدن ترکان مغول در جزیره و فرات در قرن هفتم هجری ندارد، چه اینکه برخی، آن را از جمله نشانه های نزدیک به ظهور حضرت به حساب آورده اند، حال آنکه از نشانه های نزدیک ظهور، فرود آمدن و سپس نبرد آنان با سفیانی در منطقه قرقیسیا خواهد بود.
به همین مناسبت، روایات آشوب گری ترکان مغول و هجوم آنان به سرزمین های اسلامی در زمره روایات مربوط به حوادث و پیش آمدها و معجزات نبی اکرم (ص) است که مسلمانان آنها را می دانسته، و در صدر اسلام آنها را سینه به سینه نقل می کرده اند، سپس در زمان حمله مغولان و بعد از آن، این قبیل روایات زیادتر و بیشتر رائج گردیده، در عین حال این گونه روایات فرو نشستن آشوب آنان و پیروزی مسلمانان را خاطر نشان ساخته، بدون آنکه در پی آن اشاره ای به ظهور حضرت مهدی (ع) داشته باشد، همچنانکه در روایات مربوط به ترکان که در پی بیان آن ها هستیم، آمده است.
و اینک نمونه هایی از روایات مربوط به حمله مغولان: از حضرت علی (ع) نقل شده که فرمود:
گویا، قومی را می بینم که چهره هایشان همچون سپرهای چکش خورده جلوه گر است، لباسهای حریر و دیبا پوشیده و اسبهای اصیل را یدک می کشند، در آنجا آنچنان کشتار زیاد است که مجروحان از روی بدن کشتگان عبور می کنند، و در آن کار زار تعداد فراریان از اسیران کمتر است.
یکی از یاران عرض کرد: ای امیرمؤمنان! شما به علم غیب آگاهید. حضرت خندید و به آن مرد که از بنی کلب بود فرمود: ای برادر کلبی این علم غیب نیست، بلکه این یک نوع آگاهی است که از صاحب دانشی رسول الله آموخته ام زیرا علم غیب تنها علم رستخیز و آنچه را که خداوند در این آیه بر شمرده است، می باشد این خداوند است که به زمان رستاخیز آگاهست و هم اوست که باران را فرو فرستاده، و از آنچه درون رحم هاست خبر دارد و هیچ کس نمی داند که پیمانه عمرش در کجا لبریز خواهد شد... خدای سبحان است که از آنچه درون رحم است، پسر یا دختر، زشت یا زیبا، بخشنده یا بخیل، نیک بخت یا بدبخت بوده و چه کسی هیزم آتش دوزخ و چه کسی در بهشت، همنشین پیامبران است، آگاهی دارد، بنابراین علم غیبی که جز خدا کسی از آن آگاه نیست همین است، و غیر از آنچه که گفته شد، علمی است که خداوند به پیامبرش آموخته، پیامبر مرا بر آن آگاه ساخت و در حق من دعا فرمود، تا خداوند آن را در دل من جایگزین و درونم را از آن سرشار سازد.(38)
از سلسله روایات گذشته، روایات مربوط به جنگ حضرت مهدی (ع) با ترکان می باشد، از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
نخستین سپاهی که حضرت مهدی تدارک می بیند به سوی ترکان گسیل می دارد و پس از شکست آنان و به اسارت درآوردن آنها و به غنیمت گرفتن اموالشان راهی شام گردیده و آنجا را فتح می نمایند.(39)
به این معنی که این اولین لشکری است که حضرت آن را مجهز و اعزام می کند و خود آن بزرگوار در آن شرکت ندارد و در برخی از روایات آمده است که اعزام سپاه حضرت مهدی (ع) توسط آن بزرگوار بعد از ورود وی به عراق و در پی چندین نبرد، جهت آزاد سازی حجاز و عراق خواهد بود.
و ممکن است مراد از ترکان در اینجا ترک های ترکیه باشد اما به احتمال قوی تر روسها هستند که سفیانی، در نبرد قرقیسیا با آنان کارزار می کند و هیچیک بر دیگری غلبه نمی یابد و چنانکه روایات می گوید، نابودی آنان توسط حضرت مهدی (ع) بوده و سرزمین آنها بر اثر صاعقه ویران می گردد.
دسته ای دیگر از این احادیث، روایاتی است که ویرانی سرزمین ترکان را در اثر صاعقه و زلزله می داند و ممکن است منظور جنگ افزارهایی مانند موشک ها باشند که ویران گری آنها مانند صاعقه و یا زلزله است.
و به نظر می رسد که این حادثه، در پی نبرد آنان با حضرت مهدی (ع) بوده و ویرانی در حد بسیار گسترده ای می باشد، آن گونه که به نابودی و محو قدرت و شوکت آنان می انجامد، چه اینکه پس از آن، یادی از آنان در روایات ظهور وارد نشده، فقط بعد از دومین خروج آنان این عبارت آمده فلا ترک بعدها پس از آن حادثه، دیگر ترک وجود نخواهد داشت، از این رو احتمال دارد که آنان همان روسها باشند، زیرا در روایات مربوط به ظهور چنین گفته ای در مورد هیچ ملت مسلمانی نیامده است.