فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

سیمای کلی دوران ظهور

با آنکه قرآن کریم معجزه جاوید پیامبر اسلام (ص) است و در هر زمان و نسلی تازگی دارد....با این وصف از جمله معجزه های همیشه تازه وی خبرهایی است که توسط آن حضرت از آینده زندگی انسانها و خط سیر اسلام، تا فرا رسیدن زمان بازگشت اسلام (موعود) بیان شده است عصری که خداوند دین خود را بر تمام ادیان و مکاتب جهان برخلاف خواست مشرکان و کافران پیروز می گرداند.
و این عصر ظهور اسلام که موضوع این کتاب است همان عصر ظهور حضرت مهدی (ع) است و هیچ تفاوتی بین این دو، در صدها روایت بشارت دهنده پیامبر (ص) و روایاتی که از طریق صحابه و تابعین و نویسندگان صحاح و مجموعه های روایتی که درباره این دو عصر رسیده وجود ندارد، با آنکه اختلاف روش داشته اند. و اگر روایات امامان اهل بیت (ع) را بر آنها بیفزائیم بیش از یکهزار روایت می شود، اگر چه ائمه (ع) همواره احادیث خود را به پیامبر (ص) نسبت نداده اند، لکن بارها تأکید فرموده اند که آنچه بیان نموده اند از پدران پاک و از جد بزرگوارشان پیامبر اکرم (ص) می باشد.
سیمائی را که این روایات از اوضاع جهان در زمان ظهور ترسیم می کند به ویژه از منطقه ظهور آن حضرت. مانند: یمن، حجاز، ایران، عراق، شام، فلسطین، مصر و مغرب (مراکش).... سیمائی است کامل که بسیاری از حوادث بزرگ و کوچک و نامهای اشخاص و اماکن را در برمی گیرد.
کوشیده ام این روایات را از میان احادیث فراوان، استخراج نموده و برگزینم و تا حد ممکن به شکلی واضح و پیوسته و دقیق در دسترس عموم مسلمانان قرار دهم.
در این بخش، قبل از پرداختن به مشروح آن روایات، خلاصه ای از آنها را عرضه می دارم تا سیمائی کلی از عصر ظهور باشد.
روایات شریفه حاکی از این است که انقلاب و حرکت ظهور حضرت مهدی (ارواحنا فداه) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگیهای منطقه ای و جهانی از مکه آغاز می گردد...
و طبق بیان روایات، در سطح جهانی نبردی سخت بین رومیان (غربیها) و بین ترکان و یا هواداران آنها که ظاهراً روسها باشند بوجود می آید، تا جائیکه به جنگ جهانی منجر می گردد.
اما در سطح منطقه دو حکومت هوادار حضرت مهدی علیه السلام در ایران و یمن تشکیل خواهد شد...که یاران ایرانی آن حضرت مدتی قبل از ظهور، حکومت خویش را تأسیس نموده و درگیر جنگی طولانی می شوند که سرانجام در آن پیروز می گردند.
و اندک زمانی پیش از ظهور آن بزرگوار در بین ایرانیان دو شخصیت، با عنوان سید خراسانی، رهبر سیاسی و شعیب بن صالح، رهبر نظامی ظاهر شده و ایرانیان تحت رهبری این دو تن، نقش مهمی را در حرکت ظهور آن حضرت ایفاء خواهند نمود.
اما یاران یمنی وی، قیام و انقلاب آنان چند ماه پیش از ظهور حضرت بوده و ظاهراً ایشان در سامان بخشیدن به خلاء سیاسی که در حجاز بوجود می آید همکاری می نمایند. علت بوجود آمدن این خلاء سیاسی حجاز این است که شاه نابخردی از خاندان فلان! که آخرین پادشاه حجاز می باشد کشته شده و بر سر جانشینی او اختلاف بوجود می آید به گونه ای که این اختلاف تا ظهور مهدی (ع) ادامه خواهد یافت.
آنگاه که مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینی او نسبت به هیچکس به توافق نمی رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه می یابد، عمر سلطنت های چندین ساله بسر آمده، نوبت پادشاهی چند ماهه و چندین روزه فرا می رسد. ابوبصیر می گوید: پرسیدم: آیا این وضع به طول می انجامد؟ فرمود: هرگز.
و این درگیری بعد از کشته شدن این پادشاه (عبدالله) منجر به کشمکش بین قبیله های حجاز می شود.
از جمله نشانه های ظهور، حادثه ای است که بین دو حرم (مکه و مدینه) رخ می دهد.
عرض کردم: چه حادثه ای اتفاق می افتد؟ فرمود: تعصب قبیله ای میان دو حرم به وجود آمده و شخصی از فرزندان فلان! پانزده تن از سران و شخصیتهای قبیله مخالف و یا از فرزندان مخالفان خود را می کشد.
در این هنگام نشانه های ظهور حضرت مهدی (ع) آشکار شده و شاید بزرگترین نشانه آن، ندای آسمانی است، که به نام او در 23 ماه رمضان شنیده می شود.
سیف بن عمیره گفت: نزد ابوجعفر منصور بودم وی بدون مقدمه گفت: این سیف بن عمیره بدون تردید ندا کننده ای از آسمان نام مردی از فرزندان ابوطالب را می خواند. گفتم: فدایت شوم ای امیرمؤمنان، این سخن را روایت می کنید؟ گفت: آری سوگند به آن کس که جانم در دست اوست آن را با گوش خود شنیدم. گفتم: ای امیر مؤمنان، من تاکنون چنین حدیثی از کسی نشنیده ام! گفت: ای سیف، این سخن حق است، زمانیکه آن امر واقع می شود، نخستین کسی که اجابت نماید ما هستیم، مگر نه این است که آن ندا، مردی از عموزادگان ما را می خواند؟ گفتم: آیا آن مرد از فرزندان فاطمه (س) است؟ گفت: آری این سیف، چنانچه این روایت را از ابوجعفر محمد بن علی امام باقر نشنیده بودم، اگر تمام مردم روی زمین برایم می گفتند نمی پذیرفتم، اما او محمد بن علی (امام باقر (ع) است.
طبق روایات پس از این ندای آسمانی، حضرت مهدی (ع) به طور سری با برخی از یاران و هواداران خود ارتباط برقرار می نماید. درباره آن بزرگوار، در سراسر گیتی سخن بسیار به میان آمده، و نام وی زبانزد همگان گشته، و محبتش در دلها جای می گیرد.
دشمنان وی از ظهور آن حضرت سخت بیمناک شده، و از این رو برای دست یافتن به او به تلاش و کوشش می پردازند...در میان مردم شایع می شود که آن حضرت در مدینه منوره اقامت گزیده، و حکومت حجاز یا نیروهای خارجی جهت کنترل اوضاع داخلی حجاز، و پایان دادن به کشمکش قبائل با حکومت وقت لشکریان سفیانی را از سوریه به یاری می طلبند.
این سپاه وارد مدینه گشته و به هر مرد هاشمی که دست یابند او را دستگیر می کنند. بسیاری از آنان و شیعیان آنها را کشته و بقیه را بزندان می افکنند.
سفیانی، دسته ای از نیروهای خود را روانه مدینه می کند و آنها مردی را در آنجا بقتل می رسانند و مهدی و منصور از آنجا می گریزند، و از اولاد پیامبر (ص) کوچک و بزرگ آنان دستگیر شده به گونه ای که هیچکس نمی ماند جز اینکه دستگیر و زندانی می گردد،
نیروهای سفیانی در تعقیب آن دو مرد از شهر بیرون می آیند و حضرت مهدی (ع) همانند حضرت موسی علیه السلام، بیمناک و نگران از آنجا خارج شده و رهسپار مکه می گردد.
سپس آن حضرت در شهر مکه با بعضی از یاران خود تماس می گیرد.... تا اینکه قیام و حرکت مقدس خویش را در شب دهم محرم بعد از نماز عشاء از حرم شریف مکی آغاز می کند آنگاه نخستین سخنرانی خود را برای مردم مکه ایراد می فرماید، که دشمنان وی سعی در ترور آن حضرت دارند، اما یاران آن حضرت با در میان گرفتن آن بزرگوار دشمنان را دور و متفرق ساخته، و نخست بر مسجد الحرام و سپس بر مکه تسلط می یابند.
و در صبح روز دهم محرم حضرت مهدی علیه السلام پیام خود را به زبانهای مختلف به تمام جهان ابلاغ می کند و ملل دنیا را به یاری خویش دعوت کرده، اعلام می دارد که در مکه باقی خواهد ماند، تا معجزه ای که جد گرامی اش حضرت مصطفی (ص) وعده فرموده، و آن فرو رفتن لشکریان سفیانی بزمین است که برای درهم شکستن حرکت آن حضرت راهی مکه می شوند، به وقوع پیوندد.
اما پس از اندک زمانی، معجزه وعده دادن شده در مورد سپاه سفیانی که در مسیر مکه به حرکت در آمده اتفاق می افتد.
چون (سپاه سفیانی) به بیابان مدینه می رسد خداوند آنها را در زمین فرو می برد، و این مصداق فرموده خدای بزرگ است که فرمود: و اگر تو ای پیامبر سختی حال تبهکاران را مشاهده کنی آنگاه که ترسان و هراسان گشته و هیچ از عذاب آنان فروگذار نشود و از مکانی نزدیک گرفتار شوند.
((همینکه به بیابان می رسند به زمین فرو می روند و کسانی که پیشاپیش رفته اند باز می گردند تا ببینند آن قوم چه کردند که خود نیز به سرنوشت آنان دچار می شوند و عقب ماندگان نیز از راه رسیده و به آنها می پیوندند که جویای حال آنان شوند، به همین بلا گرفتار می شوند.
آن حضرت پس از این معجزه فرو رفتن دشمنان در زمین، با سپاه خود که متشکل از ده و اندی هزار تن است که از مکه رهسپار مدینه می گردد، و پس از نبردی با نیروهای دشمن مستقر در آنجا، مدینه را آزاد ساخته، آنگاه با آزادسازی دو حرم مکه و مدینه فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه می یابد.
برخی از روایات خاطر نشان می سازد که آن حضرت، پس از پیروزی بر حجاز راهی جنوب ایران می شود و در آنجا با سپاه ایران و توده های مردم آن سامان به رهبری خراسانی و شعیب بن صالح برمی خورد آنان با وی بیعت کرده و با همرزمی یکدیگر با قوای دشمن در بصره به پیکار می پردازند که سرانجام به پیروزی بزرگ و آشکاری دست می یابند.
سپس امام (ع) وارد عراق گردیده و اوضاع داخلی آنجا را پاکسازی می کند و با درگیری با بقایای نیروهای سفیانی و گروهکهای متعدد شورشی آنها را شکست داده و به قتل می رساند.
آنگاه عراق را مرکز حکومت و کوفه را پایتخت خود قرار می دهد، و بدین سان، یمن، حجاز، ایران، عراق، و کشورهای خلیج فارس یکپارچه تحت فرمانروائی آن حضرت در می آید.
رویات یادآور این معناست که نخستین جنگی را که حضرت مهدی (ع) پس از فتح عراق به آن اقدام خواهد نمود جنگ با ترکان است:
اول لواء یعقده یبعثه الی الترک فیهزمهم
نخستین سپاهی که حضرت مهدی (ع) تشکیل می دهد لشکری است که به سوی ترکها گسیل داشته و آنها را شکست می دهد.
و ظاهراً مقصود از ترکان، روس ها است که بعد از جنگ جهانی با رومیان یعنی غربیها ضعیف و ناتوان می شوند.
و امام (ع) پس از تجهیز، سپاه بزرگ قومش را راهی قدس می گرداند، در این هنگام سفیانی در برابر آن حضرت عقب نشینی می کند تا اینکه لشکریان حضرت مهدی (ع) در مج عذراء نزدیک دمشق فرود می آیند، و گفتگو و مذاکراتی میان آن بزرگوار و سفیانی انجام می پذیرد، اما موضع سفیانی در مقابل آن حضرت ضعیف است بخصوص که موج گسترده مردمی به آن حضرت گرایش پیدا می کنند. به گونه ای که روایات نشان می دهد، سفیانی می خواهد قدرت را به او واگذارد، اما حامیان یهودی و رومی وی و دستیارانش او را سرزنش می کنند.
آنها با بسیج نیروهای خود با امام (ع) و سپاه وی درگیر نبردی بزرگ می شوند، نبردی که محورهای ساحلی آن، از عکا در فلسطین گرفته تا انطاکیه در ترکیه و در داخل از طبریه(1) تا دمشق و قدس را فرا می گیرد...
در این هنگام خشم الهی بر نیروهای سفیانی و یهودی و رومی فرود آمده و به دست مسلمانان کشته می شوند، به گونه ای که اگر یکی از آنان در پشت صخره ای پنهان شود، آن صخره بانگ برآورد: ای مسلمان، در اینجا فردی یهودی مخفی شده او را هلاک کن.
در این لحظه ظفر و یاری خداوند بر امام مهدی (ع) و مسلمانان به ارمغان آمده پیروزمندانه وارد قدس می گردند.
غربیان مسیحی به طور ناگهانی مواجه با شکست یهودیان و نیروهای پشتیبان آنها به دست با کفایت آن حضرت می شوند، از این رو آتش خشم آنان برافروخته شده و علیه امام (ع) اعلان جنگ می دهند.
ولی ناگاه حضرت مسیح علیه السلام از آسمان به قدس فرود آمده و با سخنان خویش جهانیان و بویژه مسیحیان را مورد خطاب قرار می دهد.
فرود آمدن حضرت مسیح (ع) برای جهانیان علامت و نشانه ای است که موجب شادی مسلمانان و ملتهای مسیحی خواهد گردید.
به نظر می رسد که حضرت مسیح (ع) میان حضرت مهدی (ع) و غربی ها وساطت نموده، قرارداد صلحی به مدت هفت سال بین دو طرف بسته می شود.
بین شما و رومیان چهار پیمان صلح برقرار می شود که چهارمین آنها به دست مردی از (خاندان) هرقل، انجام می پذیرد و هفت سال به طول می انجامد. مردی از عبدالقیس به نام مستور بن غیلان پرسید: این پیامبر خدا پیشوای مردم در آن روز چه کسی خواهد بود؟ فرمود: مهدی از فرزندانم، که مردی چهل ساله بنظر می رسد، چهره اش چون ستاره تابان می درخشد، بر گونه راست او خالی وجود دارد، و در حالی که دو قبای قطوانی(2) به تن دارد همچون مردان بنی اسرائیل جلوه می کند، وی گنجینه های زمین را استخراج نموده و شهری شرک آلود را آزاد می سازد.
آنگونه که در بعضی روایات آمده غربی ها پس از دو سال پیمان صلح را می شکنند. شاید انگیزه این پیمان شکنی، ترس و وحشتی است که حضرت مسیح (ع) در اثر ایجاد موج همبستگی مردمی در بین ملتهای آنان بوجود می آورد. بسیاری از غربیها به آئین اسلام گرویده و حضرت مهدی (ع) را مورد حمایت و تأیید خویش قرار می دهند.
لذا رومیان در یک هجوم ناگهانی با نزدیک به یک میلیون سرباز به سرزمین شام و فلسطین یورش می آورند.
آنگاه با شما پیمان شکنی نموده و با ارتشی متشکل از هشتاد لشکر و هر لشکر دوازده هزار سرباز به سوی شما گسیل می شوند
و نیروهای اسلام رویاروی آنان قرار گرفته و حضرت مسیح موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدی (ع) اعلام داشته و پشت سر وی در قدس نماز می گزارد.
نبرد با رومیان (غربیها) در همان محورهای نبرد آزادی قدس، از عکا تا انطاکیه، و از دمشق تا قدس و مرج دابق(3) روی خواهد داد که شکستی سخت متوجه رومیان و پیروزی بزرگ و آشکاری نصیب مسلمانان می گردد.
پس از این کارزار دروازه های پیروزی جهت فتح نمودن اروپا و غرب مسیحیت، به روی آن حضرت گشوده می شود... و ظاهراً بسیاری از کشورها به وسیله انقلاب ملتهای خودشان فتح می گردد، چرا که ملتها حکومتهای خود را که مخالف حضرت مهدی و مسیح علیهماالسلام است سرنگون ساخته و حکومتهای طرفدار آن حضرت را برپا می دارند.
بعد از فتح غرب توسط امام (ع) و در آمدن آن تحت فرمانروائی آن حضرت، و اسلام آوردن بیشتر مردم آن سامان، حضرت مسیح علیه السلام رحلت نموده و حضرت مهدی (ع) و مسلمانان بر پیکر او نماز می گزارند، و آنطور که روایات می گوید، امام علیه السلام مراسم دفن و نماز خواندن بر بدن وی را آشکارا در حضور مردم انجام می دهد، تا همچون بار اول درباره او سخن ناروا نگویند، سپس پیکر پاک او را با پارچه ای که دست بافت مادرش مریم صدیقه علیهما سلام است کفن نموده و در جوار مزار شریف در قدس به خاک می سپارد.
پس از فتح جهان توسط آن حضرت و یکپارچگی تمام دولتهای جهان به صورت یک حکومت اسلامی... امام (ع) جهت تحقق بخشیدن به اهداف الهی در ابعاد گوناگون و در میان ملتهای جهان اقدام می کند، و برای تعالی بخشیدن و شکوفائی زندگی مادی و تحقق توانگری و رفاه همگان قیام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش، و بالا بردن سطح آگاهی دینی و دنیایی مردم می کوشد...
طبق برخی روایات، میزان افزایش دانشی را که آن حضرت بر دانش مردم اضافه می کند، به نسبت 25 به 2 است، یعنی اضافه بر 2 جزء از علم را که قبلا" دارا بوده اند 25 جزء دیگر را بر آن افزوده و به طور کلی دانش بشر 27 جزء خواهد شد.
هم چنانکه در زمان آن حضرت پای ساکنان زمین به سوی ساکنان کرات گشوده می شود بلکه مرحله گشوده شدن درهای عالم غیبت به روی این جهان مادی ما آغاز می گردد، که انسانهائی از بهشت به زمین می آیند که برای مردم اعجاز آور و خارق العاده خواهد بود.
و در روزگار آن حضرت و بعد از آن شماری از پیامبران و امامان علیهم السلام به زمین باز خواهند گشت و تا هر زمان که اراده حق تعالی باشد فرمانروایی خواهند نمود. و این امر از نشانه های رستاخیز و مقدمات آن می باشد.
به نظر می رسد که جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او یک حرکت انحرافی بهره گیری از پیشرفت علوم و حالت رفاهی باشد که در زمان امام (ع) جامعه بشری به آن دست می یابد تا، دجال از روشهای پیشرفته چشمبندی، برای فریب جوانان پسر و دختر و زنان که بیشتر پیروان او را تشکیل می دهند، استفاده می کند.
از این رو در جهان موجی از فتنه و آشوب بوجود می آورد که فریبکاری های او را باور می کنند، اما حضرت مهدی (ع) نیرنگ های وی را آشکار ساخته و به زندگی او و هوادارانش خاتمه می بخشد.
این بود دورنمائی کلی از حرکت و انقلاب جهانی حضرت مهدی موعود(ع)... اما روزگاری که این حوادث در آن رخ می دهد، آشکارترین نشانه ها و رویدادهای آن از زبان روایات چنین است:
نخست فتنه ای است که بر امت اسلامی پیش می آید و روایات، آن را آخرین و سخت ترین فتنه ها توصیف می کند که بر آنان وارد شده، و با ظهور امام (ع) برطرف می گردد.
نکته قابل توجه این است که تمام ویژگیهای کلی و مشروح این آشوب با فتنه و سلطه غربی ها و نیز کشورهای شرقی هم پیمان با آن در آغاز این قرن، تطبیق می کند چه اینکه این آشوب سراسر ممالک اسلامی و تمام خانواده های آنان را دربر می گیرد.
خانه ای وجود ندارد، مگر این که آن فتنه داخل آن شده و هیچ مسلمانی نمی ماند مگر اینکه مورد آسیب آن واقع می شود.
ملت های کافر برکشورهای مسلمانان هجوم می آورند، آنگونه که گرسنگان آزمند بر سفره چرب و رنگین حمله می کنند.
به هنگام آن فتنه و آشوب گروهی از غرب و گروهی از شرق آمده و بر امت من حکمرانی کنند.
این فتنه از سرزمین شام، سرزمینی که دشمنان ما سلطه گری استعماری سیاه خویش را از آنجا آغاز نموده، و آن را کانون پرتو افکن تمدن می نامند شروع می شود در نتیجه آشوبی به پا می شود که در زبان روایات به فتنه فلسطین از آن یاد شده، آشوبی که کشور شام در اثر آن، هم چون آب درون مشک به هم می خورد.
چون فتنه فلسطین برپا شود منطقه شام دچار آشفتگی و نابسامانی گردد، مانند بهم خوردن آب در مشک، و آنگاه که زمان پایانش فرا رسد پایان یافته و اندکی از شما پشیمان می شوید.
روایات، نسل ها و فرزندان مسلمان را بدین گونه توصیف می کند: که آنان با فرهنگ این فتنه و آشوب نشو و نما می کنند به گونه ای که از دیگر فرهنگ ها بی اطلاع می مانند... و فرمانروایان ستمگری که با احکام کفر و هوا و هوس بر مسلمانان حکمرانی نموده و آنان را با بدترین وضعی شکنجه می دهند.
احادیث شریف، به وجود آورندگان این آشوب را رومیان (غربیها) و ترکان که ظاهراً مراد از آنان (روسها) باشند، نام برده، و آنگاه که حوادث بزرگی در سال ظهور حضرت مهدی (ع) رخ می دهد، آنان نیروهای خود را در رمله فلسطین و در انطاکیه در ساحل ترکیه - سوریه و در جزیزه، واقع در مرزهای سوریه - عراق - ترکیه، مستقر می سازند.
زمانیکه روم و ترک (روسیه و غرب) علیه شما شورش... و با یکدیگر نیز مخالفت و کشمکش می نمایند و جنگ و درگیری ها در جهان رو به افزایش می رود، هواداران ترکان، جهت استقرار در جزیره و خوارج روم به انگیزه فرود آمدن در رمله به حرکت در می آیند
هم چنین در روایات آمده که آغاز ظهور آن بزرگوار از ایران خواهد بود.
نقطه آغاز ظهور او از سوی مشرق است و چون آن هنگام فرا رسد، سفیانی خروج می کند.
یعنی، آغاز مقدمات و زمینه ظهور آن حضرت بدست طرفداران سلمان فارسی، یاران درفش های سیاه انجام پذیرفته و نهضت آنان به دست مردی از قم به وجود می آید.
مردی از قم قیام نموده و مردم را به حق دعوت می نماید. گروهی که گرد او جمع می شوند، دلهاشان چون پاره ای آهن محکم و استوار است و آنچنان نستوه اند که از تند بادها و طوفانهای کارزار نمی هراسند، و از نبرد خسته و افسرده نشده و وحشتی به دل راه نمی دهند، و همواره توکل و اتکاء آنها به خداوند است و فرجام نیکو از آن تقواپیشگان خواهد بود.
آنان پس از بپاخاستن و به وجود آوردن انقلابشان از دشمنان خود (ابرقدرتها) می خواهند که آنها را به حال خود رها نموده و در امور آنها دخالت نکنند، اما آنان بر این امر اصرار دارند.
حق را می جویند، به آنان سپرده نمی شود، بار دیگر خواستار آن می شوند دیگر بار نیز سپرده نمی گردد. با مشاهده این وضع سلاح بر دوش گرفته، و به مبارزه ادامه می دهند تا خواسته آنها را عملی می نمایند ولی این بار اینان نمی پذیرند، تا اینکه قیام نموده.... و پرچم نهضت را به دست صاحب شما یعنی (حضرت مهدی (ع) می سپارند، و کشته های آنان شهیدان راه حق هستند
و به گفته روایات آنها سرانجام در جنگ طولانی خود پیروز گشته و دو شخصیتی که وعده داده شده در بین آنان ظاهر می شوند. که یکی خراسانی بعنوان فقیه و مرجع، یا رهبر سیاسی، و دیگری شعیب بن صالح که جوانی گندم گون، با ریش کم پشت از اهالی ری، می باشد به عنوان فرمانده نظامی می باشد.
با سپردن این دو شخصیت پرچم اسلام را به حضرت مهدی (ع)، با نیروهای خود در نهضت آن حضرت شرکت می نمایند. و شعیب بن صالح به سمت فرماندهی کل قوای حضرت مهدی (ع) نائل می گردد.
هم چنین روایات از حرکتی یاد می کند که در سوریه توسط عثمان سفیانی که از هواداران رومیان و هم پیمان با یهود است برپا شده و وی سوریه و اردن را یک پارچه در قلمرو حکومت خویش در می آورد.
خروج سفیانی امری حتمی است که از آغاز تا انجام آن پانزده ماه به طول می انجامد. شش ماه آن را به جنگ و کشتار پرداخته و با به تصرف در آوردن پنج منطقه، نه ماه کامل بر آن مناطق فرمانروائی می کند.
طبق گفته روایات آن مناطق پنجگانه علاوه بر سوریه و اردن، احتمالاً لبنان را نیز در بر می گیرد.
این وحدت نامیمونی است که توسط سفیانی در کشور شام به وجود می آید، زیرا که هدف آن ایجاد یک خط دفاعی (عربی) از اسرائیل، و پایگاهی برای رویاروئی با ایرانیان و زمینه سازان حکومت حضرت مهدی (ع) می باشد.
از این رو سفیانی اقدام به اشغال و تصرف عراق نموده و نیروهای وی وارد عراق می گردند.
او تعداد یکصد و سی هزار نیرو را به کوفه اعزام می نماید و آنها در محلی بنام روحاء و فاروق فرود می آیند، آنگاه شصت هزار تن از آنان روانه کوفه شده و در محل مقبره حضرت هود (ع) در نخیله منزل می کنند، و گویا من سفیانی (و یا همراه و یار او) را می بینم که در کوفه و در زمینهای پهناور و سرسبز شما رحل اقامت افکند و منادی او بانگ برمی آورد که هر فردی سر شیعه علی را بیاورد هزار درهم به او داده می شود، در این هنگام است که همسایه به همسایه اش حمله ور شده و می گوید این شخص از زمره آنان است.
آنگاه سفیانی را به پرکردن خلأ سیاسی که در حجاز بوجود آمد وادار می نمایند و برای مبارزه و نابودی حکومت حضرت مهدی (ع) که زبانزد مردم بوده و انتظار آغاز آن را از مکه دارند، حکومت سفیانی را تقویت می نمایند.
از این رو سفیانی سپاه خود را به حجاز گسیل داشته و نیروهایش با ورود به شهر مدینه در آنجا دست به فساد زده و سپس آهنگ مکه می نمایند، جائی که حضرت مهدی (ع) نهضت خویش را از آن مکان آغاز نموده است. پس از آن معجزه ای که پیامبر (ص) در مورد سپاه سفیانی قبل از رسیدن به مکه وعده داده است، یعنی فرو رفتن به زمین، رخ خواهد داد.
پناهنده ای به خانه خدا پناه می برد، آنگاه سپاهی به سوی او فرستاده می شود، همین که به بیابان مدینه می رسند در زمین فرو می روند.
پس از آن سفیانی بعد از شکست از ایرانیان و یمنی ها در عراق، و شکستی که در حجاز به دست حضرت مهدی (ع) به واسطه معجزه فرو رفتن در زمین نصیب او می گردد، عقب نشینی می کند و جهت رویاروئی با پیشروی امام (ع) که با سپاه خویش راهی دمشق و قدس می باشد، به جمع آوری و بازسازی نیروهای خود در داخل کشور شام می پردازد.
روایات این نبرد را حماسه ای بزرگ دانسته که از عکا تا صور و انطاکیه در ساحل دریا، و در داخل منطقه، از دمشق تا طبریه و قدس امتداد می یابد.
در این گیرودار خشم خداوند بر سفیانی و همدستان یهودی و رومی (غربی) وی فرود آمده و پس از شکستی سخت و کوبنده، سفیانی به اسارت در آمده و کشته می شود، آنگاه حضرت مهدی (ع) به همراهی مسلمانان وارد قدس می گردد.
هم چنانکه روایات نهضت دیگری را که زمینه ساز حکومت آن حضرت بوده و در یمن پدید می آید، یاد نموده و رهبر آن نهضت یمنی را ستوده و یاری نمودن وی را بر مسلمانها واجب می شمارد:
در بین پرچمها هیچ پرچمی از درفش یمنی هدایت کننده تر نیست پس از خروج یمنی فروش سلاح به مردم حرام است و چون خروج کند و به یاری او بشتاب زیرا که درفش او درفش هدایت است. جایز نیست هیچ مسلمانی از آن سرپیچی نماید که اگر چنین کند اهل آتش خواهد بود، چرا که یمنی مردم را به حق و راه راست فرا می خواند.
چنانکه روایات، از ورود نیروهای یمنی به عراق جهت یاری ایرانیان در برابر نیروهای سفیانی خبر می دهد و ظاهراً وی و سپاهیانش در یاری نمودن حضرت مهدی (ع) در حجاز نقش مهمی را ایفا می کنند.
هم چنین از نهضت مردی مصری قبل از خروج یمانی و سفیانی به میان آمده و جنبشی دیگر را به فرمانده ارتش مصر، و حرکتی را به قبطیان اطراف مصر نسبت می دهد. آنگاه ورود نیروهای غربی یا مغربی را به مصر، و به دنبال آن خروج سفیانی را در کشور شام خاطرنشان می سازد.
و نیز از روایات چنین بر می آید که حضرت مهدی (ع) برای مصر موقعیت تبلیغی خاصی در سطح جهان قرار می دهد و آنجا را به عنوان منبر سخنرانی خویش انتخاب می فرماید و سپس کیفیت ورود آن حضرت و یارانشان را به مصریان می نماید:
آنگاه آنان (مهدی (ع) و یارانشان) وارد مصر شده و حضرت بر فراز منبر آن قرار می گیرد و با مردم سخن می گوید: زمین بر اثر عدل و داد رونق و نشاط تازه ای به خود گرفته، و آسمان باران رحمت خود را فرو می بارد، درختان بارور شده و زمین گیاهان خود را می رویاند و زینت بخش ساکنان خود می گردد، حیوانات وحشی به گونه ای در آرامش و امنیت بسر می بردند که همچون حیوانات اهلی می توانند در همه جا آسوده بچرند. دانش در دل مؤمنان آن چنان جای گزین می شود که هیچ مؤمنی از لحاظ علمی به برادر دینی اش نیاز پیدا نمی کند. آن روز، مصداق این آیه شریفه یغنی الله کلاً من سعته (خداوند همگان را از غنای بی کران خویش توانگر می سازد) آشکار می گردد.
اما در مورد کشورهای اسلامی مغرب، بنا به گفته روایات، نیروهایی از آنجا وارد سرزمین شام و چه بسا مصر گردیده، و برخی از آنها داخل عراق می شوند.... و مأموریتهای آنان همچون مأموریت نیروهای بازدارنده عرب و یا بین المللی است که به نفع اسلام و مسلمانان نخواهد بود. این نیروها در شام با نیروهای ایرانی و زمینه سازان دولت حضرت مهدی (ع) رویاروی شده و با یکدیگر به زد و خورد می پردازند. پس از آن به سوی اردن عقب نشینی نموده، و باقیمانده آن بعد از خروج سفیانی عقب نشسته و یا به او می پیوندند. و سپس به کمک دولت مصر که با قیام مردم خود روبرو شده، و یا به یاری نیروهای غربی که اندکی قبل از خروج و حرکت سفیانی در شام وارد سرزمین مصر شده اند می شتابند.
روایت مربوط به عصر و زمان ظهور حضرت (ع) خاطرنشان می سازد که یهودیان در آخرالزمان در روی زمین ایجاد فساد و فتنه نموده و گرفتار تکبر ورزی و خود بزرگ بینی می گردند. آنگونه که خداوند در قرآن آنان را وصف نموده، این خوی برتری جوئی به دست پرچمدارانی که از خراسان خروج می نمایند نابود می گردد.
چرا که هیچ چیز نمی تواند آنان را از تصمیم خود برگرداند تا آنکه درفش های خود را در قدس به اهتزاز در آورند.
و ایرانیان قومی هستند که به زودی خداوند متعال آنان را علیه یهودیان برخواهد انگیخت.
ما بندگان نیرومندی از خود را علیه شما بر می شورانیم
روایات، هلاکت موعود یهودیان را که در یک وهله و یا چندین وهله پیش از ظهور حضرت (ع) و بعد از آن اتفاق می افتد، مشخص ننموده، اما آخرین مرحله آن را وصف می نماید که به دست توانای حضرت مهدی (ع) و سپاهیان وی که بیشتر آنها ایرانی هستند به هلاکت می رسند.
و این رویداد به صورت کارزاری بزرگ است که در آن عثمانی سفیانی حاکم سرزمین شام در کنار یهودیان و رومیها و در خط مقدم دفاعی آنان قرار داد.
بنا به نقل روایات، امام مهدی (ع) نسخه های اصلی تورات را از درون غاری در انطاکیه و کوهی در فلسطین و از دریاچه طبریه بیرون آورده و با استناد به آن یهودیان را محکوم نموده و نشانه و علامتها و معجزات را برای آنان آشکار می سازد.
برخی از یهودیان که بعد از نبرد آزادی قدس جان سالم بدر برده اند تسلیم آن بزرگوار شده و کسانی که تسلیم نمی شوند از کشورهای عربی اخراج می گردند.
آنطور که از روایات استفاده می شود، اندکی قبل از ظهور حضرت، جنگی جهانی بین رومیان و ترکان یعنی غربیها و روسیه رخ می دهد که سبب آغاز آن از ناحیه مشرق است و از پاره ای دیگر از روایات چنین برمی آید که جنگ مزبور به صورت جنگهای منطقه ای خواهد بود.
در سال ظهور آن حضرت (ع) جنگهای زیادی در روی زمین به وقوع می پیوندند که خسارتهای آن متوجه آمریکا و اروپا می گردد.
آتش جنگ در مغرب زمین همچون شعله ور شدن آتش هیزم بسیار برافروخته می گردد، بین مردم شرق و غرب و حتی مسلمانان ایجاد اختلاف می شود، و مردم در اثر هراس و وحشتی که دارند با رنج و گرفتاری سختی روبرو خواهند شد
هم چنین روایات خبر می دهد که زیانهای جانی و تلفات این جنگ بعلاوه بیماری طاعون که پیش از جنگ و پس از آن شیوع پیدا می کند، به دو سوم ساکنان زمین می رسد، و این خسارتها به مسلمانان وارد نمی گردد مگر به صورت غیر مستقیم.
این حادثه رخ نمی دهد مگر اینکه دو سوم مردم جهان از بین می روند، پرسیدم: وقتی دو سوم مردم از بین بروند چه کسی باقی خواهد ماند؟ فرمود: آیا شما نمی خواهید جزء یک سوم باقی مانده باشید؟
پاره ای روایات، اشاره دارد به اینکه این نبرد در چند مرحله انجام می پذیرد، و آخرین مرحله آن بعد از ظهور حضرت مهدی (ع) و آزاد سازی حجاز توسط آن بزرگوار و ورود او به عراق خواهد بود.
البته آزاد نمودن حجاز مربوط به نابسامانی و خلأ سیاسی و بحران حکومت در آن جاست که مشروح آن در فصلهای بعدی خواهد آمد.

آشوب گری شرق و غرب علیه مسلمانان

واژه فتنه در قرآن کریم و سنت به دو معنای عام و خاص آمده، معنی عام عبارت است از هر امتحان و آزمایشی که برای انسان پیش آید، خواه از ناحیه خود انسان باشد یا از ناحیه شیطان و یا از سوی مردم و خواه از امتحان، کامیاب و روسفید بیرون آید و از فتنه و آشوب برهد و یا در آن سقوط نماید.
و معنی خاص: عبارت از حوادث و پیشامدهایی است که مسلمانان را در بوته امتحان قرار داده و از مرز دیانت خارج و منحرف می سازد. و مقصود از آشوبهای داخلی و خارجی که پیامبر (ص) هشدار داده همین معناست.
البته صحابه و تابعین با تفاوت آراءشان روایات متعددی را نقل نموده اند که پیامبر اکرم (ص) مردم را از فتنه و آشوبهای بعد از خود برحذر داشته است.
و در میان صحابه، حذیفة بن یمان در علم و آگاهی به روایات فتنه ها معروف بوده، زیرا وی در پرستش نمودن از پیامبر (ص) درباره آشوبها و حفظ آن روایات اهتمام می ورزید.
از این رو بسیاری از رویات مربوط به فتنه ها را در منابعی می یابیم که با ذکر سند و نسبت به حذیفه از پیامبر (ص) و یا از امیرمؤمنان علی (ع) نقل شده، زیرا حذیفه از یاران خاص آن حضرت نیز بوده است.
چنانکه از او روایت کرده اند که می گفت:
هیچ فتنه جوئی نیست که تعدادشان به سیصد تن برسد مگر اینکه اگر بخواهم نام او و پدر و محل سکونتش را تا روز قیامت یادآور شوم می توانم، زیرا تمام آنها را رسول گرامی (ص) به من آموخته است
و می فرمود:
اگر تمام آنچه را که می دانم برای شما بازگو می کردم، مرا تا شب مهلت نداده و فوری می کشتید.(4)
توجه مسلمانان به روایات فتنه و آشوبها، به حدی بود که در نزد بعضی از آنان به اخبار حضرت مهدی (ع) و ظهور آن بزرگوار غلبه پیدا نمود، از این رو گرد آورندگان مجموعه های روایی، باب ها و فصلهایی را تحت عنوان فتن (آشوبها) یا ملاحم و فتن (پیش آمدها و آشوبها) تدوین نموده اند. و کلمه ملاحم به معنی جنگها و رویدادهای مهمی است که پیامبر اکرم (ص) وقوع آنها را خبر داده است.
لذا عده ای از راویان و دانشمندان اسلامی کتابهای خاصی به نام الفتن و الملاحم و مانند آن تألیف نموده و روایات وارد شده در این زمینه را در آن کتابها گرد آورده اند.
آنچه در این جا مهم است، بررسی عدد فتنه ها و آغاز و انطباق آنها با تاریخ مسلمانان نیست بلکه مهم، شناخت آخرین فتنه ای است که جملگی اتفاق نظر دارند که با ظهور حضرت مهدی (ع) از بین خواهد رفت، همان فتنه ای که ویژگیهای آن منطبق بر فتنه غرب است که اثر آن در طلیعه این قرن بر ملل مسلمان آشکار گشته و دشواریهای بسیاری را به دنبال داشته است چرا که غربیان در داخل سرزمین مان با ما جنگیده و بر ثروتها و سرنوشت و امور ما مسلط می گردند. در این امر دشمنان شرقی ما با آنان همکاری نموده و بخشی از سرزمین ما را به تصرف درآورده و با محو موجودیت اسلام و آثار آن، آنجا را در قلمرو فرمانروایی خود در می آورند.
و اینک نمونه هایی از روایات شریفه:
پیامبر اکرم (ص) فرمود:
چهار فتنه و آشوب بر امت من وارد شده که در فتنه اول، خون ریزی و در دومی، خونها و اموال و در فتنه سوم، خونها و اموال و زنان حلال شمرده می شود. چهارمین فتنه و آشوب، کور و کر و همه گیر و هم چون حرکت کشتی در دریای متلاطم خواهد بود، به گونه ای که هیچ یک از مردم پناهگاهی نمی یابند. آن فتنه از شام برخاسته و عراق را فرا می گیرد (جزیره) را زیر دست و پای خود به شدت کوبیده، و بلا و گرفتاری، مردم را مانند پوست دباغ خانه گوشمال می دهد هیچ کس قادر نیست بگوید: بس کنید و دست نگهدارید! اگر آن را از ناحیه ای برطرف سازند از ناحیه ای دیگر سربرآورده و ظاهر می گردد.(5)
و در روایتی آمده است:
زمانی که فتنه فلسطین رخ دهد، وضع شام همچون بر هم خوردن آب در مشک آشفته می شود و چون وقت پایانش فرا رسد، پایان پذیرفته و گروه اندکی از شما پشیمان خواهید شد.(6)
و در روایتی:
آن فتنه و آشوب، شام را احاطه کرده و عراق را می پوشاند، و جزیره را درهم می کوبد.(7)
و در روایتی دیگر چنین آمده:
آنگاه فتنه ای پدید می آید هر زمان صحبت از پایان آن شود، همچنان ادامه یافته، به گونه ای که خانه ای نیست که آن فتنه داخل آن نشده، و مسلمانی نیست که سیلی آن را بر صورت خود لمس نکرده باشد تا آنکه مردی از خاندان من ظهور نماید.(8)
در این روایت و بسیاری از روایات مانند آن، پیرامون این فتنه و آشوب، صفات فراوانی مشاهده می کنیم، که طبق این روایت، چهارمین فتنه و به گفته کل روایات، آخرین فتنه می باشد.
و این ویژگیها عبارتند از:
1 - روایات آن در منابع شیعه و سنی در حد تواتر اجمالی است، یعنی هر چند از نظر الفاظ متفاوتند، اما راویان متعدد، آن را به یک معنی نقل نموده اند، بطوریکه اگر کسی دقت کند برایش یقین حاصل می شود که مضمون این اخبار از ناحیه پیامبر (ص) و اهل بیت وی (ع) صادر شده است.
2 - این فتنه، آشوبی است دامنه دار، و شامل همه اوضاع و احوال امنیتی، فرهنگی و اقتصادی مسلمانان می شود. مانند اینکه، تمام چیزهای حرام، حلال شمرده می شود. و یا در روایت دیگر صماء کر و عمیاء کور توصیف شده، یعنی: کر است و سخن نمی شنود تا بتوان با گفتگو او را دور کرد، و نابیناست و نمی بیند که بین این و آن فرق بگذارد. بلکه شامل همه شده، و بر آنها منطبق است، وارد هر خانه ای شده و بر شخصیت هر مسلمانی ضربه و آسیب وارد می سازد، و جامعه مسلمانان را همچون حرکت و تکان کشتی، که بر موج دریای خروشان قرار گیرد، دچار آشفتگی می نماید.
هیچ کسی در برابر خطر این فتنه نسبت به دین خود و خانواده اش و از جور فرمانروایان ستم پیشه و دستیاران شرقی و غربی آنان که سرپرستی امور امت اسلامی را بر عهده می گیرند، پناهی نمی یابد، چنانکه در این روایت آمده است:
در آن هنگام گروهی از شرق و غرب آمده و بر امت من فرمانروائی می کنند.
3 - شر و گرفتاری و نقطه شروع آن حرکت از سرزمین شام خواهد بود تطیر بالشام یعنی از شام آغاز می گردد، به همین جهت دشمنان ما آنجا را سرزمین آفتاب تمدن می نامند، بنابراین اگر کاشتن اسرائیل را در کشور شام بر آن بیفزائیم چگونه خواهد بود. و در روایتی جمله تطیف بالشام آمده یعنی آن فتنه و آشوب شام را احاطه نموده، و آنگاه از آنجا به دیگر سرزمینهای عربی و مسلمان کشیده می شود، بلکه روایتی نام فتنه فلسطین را بر آن نهاده و دشواریهای آن بر ساکنان کشور شام بیش از دیگران متمرکز خواهد بود.
4 - راه حلها سودمند واقع نشده و این آشوب مدت طولانی ادامه می یابد زیرا فتنه تمدن، عمیق تر از آن است که از طریق ترمیم و اصلاح، چاره جوئی شود از طرفی دیگر موج مقاومت در امت و موج دشمنی در دشمنان باعث به ثمر نرسیدن راه حلها می گردد.
چنانکه در روایت آمده:
از ناحیه ای در صدد رفع آن برنمی آئید مگر اینکه از سوی دیگر آشکار می شود.
زیرا راه حل آن تنها با قیام زمینه ساز حکومت حضرت مهدی (ع) در بین امت، و سپس با ظهور آن حضرت ارواحنا فداه امکان پذیر خواهد بود.
هم چنین تعداد زیادی از روایات تصریح می کند که آن فتنه آخرین آشوب و متصل به ظهور آن بزرگوار می باشد. و در برخی از روایات اگرچه به صورت مطلق آمده و بطور واضح آن را فتنه پیش از ظهور حضرت ذکر نکرده، اما آن را آخرین فتنه، و با همان ویژگیها توصیف نموده است. و چون مقصود همان فتنه و آشوب است ناگزیر باید مطلق را بر مقید حمل نمود.(9)
البته برخی از ویژگیهای اصلی این فتنه و دیگر خصوصیات آن را که در احادیث دیگر آمده خواهیم آورد، چرا که این ویژگیها را نمی توان با هیچ فتنه داخلی یا خارجی که بر امت اسلام از آغاز تا کنون رسیده برابر دانست به جز فتنه و آشوب غرب. زیرا این آشوب با فتنه های داخلی صدر اسلام و زمانهای بعد از آن و حتی آشوب گری و کشتار و غارت مغول ها و با جنگ های صلیبی که مراحل حمله های تاریخی آن در 900 سال قبل آغاز شد، منطبق نیست و از جهات مختلفی با یکدیگر متفاوتند.
آری بر آخرین مرحله آن جنگ که غربیها توانستند. با هجوم یک پارچه خود به امت اسلامی، و ورود ارتش آنها به کلیه سرزمینهای اسلامی و با به سقوط و نابودی کشاندن آنها، پایگاه هم پیمانان یهودی خود را در قلب کشورهای اسلامی بکارند قابل تطبیق می باشد.
از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل شده که فرمود:
سوگند به آن کس که جانم در دست اوست، بر امت من قومی فرمانروایی کنند که اگر دم برآورند آنها را کشته و اگر سکوت نمایند همه چیز آنها را مباح می شمرند، اموال آنان را از آن خود گردانده و با زیر پا گذاشتن نوامیس آنها، خون آنان را ریخته، و دلهاشان را مالامال از کینه و وحشت می گردانند، آنان را پیوسته هراسان و پریشان و بیمناک می بینی در این هنگام گروهی از مشرق و جمعی از مغرب آمده و بر امت من فرمانروائی کنند، پس وای به حال ضعیفان امت من از دست آن ستم پیشگان، و وای بر ستمگران از عذاب الهی، چرا که آنها نه به کوچک رحم نموده، و نه حرمت بزرگ و پیر را نگاه می دارند، و از هیچ کاری روی گردان نیستند. اندامشان اندام آدمیان، اما دلهایشان دلهای شیاطین است.(10)
این روایت ارزشمند، از ارتباط دو جانبه بین استبداد داخلی و استعمار خارجی پرده برداشته و علت سلطه کفار شرق و غرب بر امت اسلامی را، فشار ستم و تجاوز حکام داخلی بر ملتهای مسلمان در وجود جو اختناق و سلب آزادیهای آنان می داند.
زیرا این گونه رفتار ظالمانه، مردم را در صدد انتقامجوئی از حاکمان خود برمی انگیزد و همین درگیری داخلی آنها را از دفع دشمن خارجی بازداشته، و در نتیجه دشمن، با استثمار آنان و به بهانه رهایی آنان از چنگ فرمانروایان جور پیشه، به جنگ و غارت کشورهای اسلامی اقدام می کند. همانگونه که ناپلئون به مصر حمله ور گردید، او وقتی کشتی هایش به ساحل مصر نزدیک شد نامه ای برای مصریان فرستاد و در آن اسلام را ستوده و نسبت به آن اظهار علاقه و دوستی کرد و انگیزه آمدن خود را نجات و خلاصی مصریان از ستم بردگان! قلمداد نمود.
این سیاست حیله گرانه را بعد از اشغال مصر نیز همچنان ادامه داد، تا جائیکه با پوشیدن لباس اهل مصر، خود را مسلمان جلوه داده و عید میلاد پیامبر (ص) را جشن گرفت!
آنگاه، انگلیس، فرانسه، آمریکا و روسیه نیز شیوه های مشابهی را بکار گرفته و ادعا کردند که تنها به منظور آزاد کردن ملتهای مسلمان به سرزمین آنان آمده اند و پیوسته جهت ادامه سلطه خود در سرزمینهای اسلامی و دخالت در امور مسلمانها این ترفند را بکار می برند.
قابل توجه است که خصوصیاتی را که حدیث شریف بیان داشته دقیقاً بر دسته ای از فرمانروایان منطبق است که زمینه را برای سلطه شرق و غرب آماده ساخته اند، چنانکه بر زمامداران امروز که زمینه ساز ادامه چنین سلطه ای هستند نیز قابل انطباق است. و این خصوصیات عبارتند از:
1 - جو اختناق در برابر آزادی اندیشه، و کشته شدن به جهت یک سخن گفتن.
2 - اگر سکوت کنند همه چیز آنان را مباح می شمرند، زیرا سیاست آنها بر این محور است که اگر چیزی هم درباره آنان نگویند و ساکت باشند، باز هم دست از تجاوز و تعدی نسبت به مردم بر نخواهند داشت.
3 - غارت و چپاول ثروتهای سرزمینهای اسلامی از پایه های سیاست زمامداران متجاوز بوده و به نحوی که گویی اموال مسلمانان ملک موروثی آنها و خانواده های خود و منافقان متملق و درباری آنان است.
4 - پایمال نمودن حرمت مسلمانان که شامل تجاوز به خونها و ارزشهای انسانی و آزادیها و اموال و هتک آبرو و حیثیت و نوامیس آنها می گردد.
5 - ریختن خون کسانی که علیه آنان سخن می گویند و غیر آنان را، که می گویند پروردگار ما الله است.
6 - دلهای مسلمانان را آکنده از کینه و وحشت نموده، یعنی کینه ورزی نسبت به زمامدار ستم پیشه و یا اینکه جور و ستم، چنین کینه توزی را در جان مسلمانان نسبت به برخی از خودشان می پرورانند.
اما آن شرقی و غربی هایی که پیامبر (ص) درباره آنها فرمود:
در آن هنگام گروهی از مشرق و جمعی از مغرب آمده و بر امت من فرمانروائی می کنند.
جز بر روسها و غربی ها که با فرصت طلبی از ستم فرمانروایان جور، سرزمینهای مسلمانان را مورد تاخت و تاز قرار داده، و زمام امور آنها را همچنان به دست می گیرند، منطبق نمی گردد.
گاهی گفته می شود، ممکن است مراد از گروهی که از مشرق و مغرب می آیند، حرکت عباسیان باشد که از شرق دولت اسلامی آمدند و حرکت فاطمی ها که از غرب آن آمدند، و این در پی ستم فرمانروایان اموی بوده است.
و یا اینکه گفته می شود احتمال دارد مقصود از آنان، هجوم مغولان باشد که از ناحیه شرق به وقوع پیوسته و یا جنگ صلیبی که در نتیجه جور و ستم عباسیان از غرب بوجود آمده است.
اما از ظاهر روایت چنین بر می آید که آنها گروهی غیرمسلمانند که بر امور مسلمانان مسلط می شوند از این رو بر عباسیان و فاطمیان منطبق نمی گردد، چنانکه بر حمله مغولان و جنگهای صلیبی گذشته نیز قابل انطباق نیست. زیرا تسلط غربی ها بر مسلمانان به سبب این تهاجمات نبوده بلکه آنها حکومتهای کوچکی را در سواحل سرزمین شام تأسیس نموده و در آنجا بسر می برند.
و اقوام مغول مدتی کوتاه بر مسلمانان حکمرانی نموده، سپس باقیمانده آنان در سرزمین ما اسلام آورده و در امت اسلامی هضم و ذوب گردیدند.
و مهم تر از آن اینکه استیلای مغول، و جنگ های تاریخی صلیبی به ظهور حضرت مهدی علیه السلام منتهی نگردید، در حالیکه چیرگی و تسلط غربی ها و فتنه و آشوب آنها طبق دیگر روایات با ظهور آن حضرت پایان می پذیرد.
بنابراین انطباق کار آنان منحصراً بر شرقی ها و غربی های امروز است که عبارت از روسها و اروپائیها و آمریکائیان اند، خصوصاً با توجه به ویژگیهای دقیقی که در پایان حدیث از شخصیتها و سیاستهای آنان ذکر گردیده است.
به هر حال آنان وارثان شرقی مغولان، و صلیبی های غربی اند، زیرا بنابر قول پسندیده تر، در روایات، از روسها تعبیر به ترکها شده و غربیان همان رومیان می باشند که به زودی با آن آشنا خواهیم شد.
از پیامبر (ص) نقل شده که فرمودند:
جریان امر شما همچنان ادامه می یابد تا اینکه فرزندانی در دوران فتنه و ستم متولد شوند که جز آشوب چیزی نشناسند، و زمین چنان آکنده از ستم و بیداد شود که هیچ کس جرأت ندارد خدا را بخواند، آنگاه خداوند مردی را از ذریه و عترت من برمی انگیزد، تا زمین را از عدل و داد پر سازد، آنگونه که از ظلم و ستم پر شده است(11)
این حدیث شریف نشانگر این است که فتنه و آشوب أخیر در نسلها ادامه می یابد، تا نسلی از فرزندان مسلمانان متولد گردد که هیچ اندیشه ای جز اندیشه منحرف از دین و هیچ سیاستی جز سیاست جور و ستم ندارند. و این تعبیر دقیقی است از فضای فرهنگ غربی و سیاست حکومت های سلطه گر آنها بر سرزمینهای ما، که کودک مسلمان در سایه شوم آن فرهنگ نشو و نما کرده، و از فضای اسلامی و فرهنگ و عدالت آن بی اطلاع است. مگر کسی را که خداوند وسیله هدایت و نگهداری او از انحراف را فراهم سازد.
و معنی سخن پیامبر (ص) که فرمود:
زمین آن چنان از ستم و جور آکنده شود که کسی قادر بر گفتن الله نباشد.
این است که قوانین ظالمانه و سیاستهای ستمگران و جورپیشگان، تمام نقاط و زوایای زندگی را در بر می گیرد. و این ماجرایی است که بعد از هجوم و سلطه غربیان بوجود آمده، زیرا قبل از استیلای آنان در برخی از مقاطع زمانی و در بعضی مناطق، جور و بیداد در زندگی مسلمانان وجود نداشت، اما بعد از حمله و چیره شدن آشوب غرب و سلطه گری فرمانروایان ستم پیشه تازه به دوران رسیده، رفته رفته سیاست ظالمانه آنها بر تمام سرزمینها و مراکز سایه افکند. به گونه ای صدای مسلمانان را در سینه ها خفه کردند که کسی نمی توانست مسلمانی خود را ابراز نموده و بگوید: پروردگار ما خداست و یا اینکه ما خواستار پیاده نمودن احکام اسلام هستیم، و خداوند به ما دستور می دهد که از ستم و بیداد پرهیز نموده و علیه آن قیام نمائیم، و یا اینکه بگوید حکم خداوند درباره این فرمانروا اینگونه است که باید کشته شود و یا از کار بر کنار گردد، و یا بگوید حکم خدا درباره این قانون این است که باید در برابر آن ایستاد و آنرا دگرگون ساخت.
معنی این گفته این نیست که کسی نمی تواند به طور کلی نام خدا را بر زبان آورد، چنانکه برخی چنین تصور نموده اند، زیرا چیزی که کفار و ستمگران و جباران و حتی بی دین ها را برانگیخته و به خشم می آورد همانا یاد و نام خداوند است هنگامیکه با کفر و ستم پیشگی و سلطه آنان اصطکاک پیدا نماید.
و در روایتی آمده است:
به طوری که کسی نمی تواند لااله الا الله بگوید.
پر واضح است که مراد از این گفته این است که کسی نمی تواند یکتائی و فرمانروائی خدا را اعلان نموده و حکومت کردن کافران و ستمگران را که به قانون خدای عزوجل فرمانروائی نمی کنند، رد نماید.
از امیرمؤمنان (ع) نقل شده که فرمود:
حکومت اهل بیت پیامبر شما که دارای علامات و نشانه هایی است در آخرالزمان پدید می آید... از جمله زمانیکه رومیان و ترکان، دیگران را علیه شما بشورانند، و نیروها بسیج گردند... و ترکها با رومیان به مخالفت برخاسته، و جنگ و درگیری در روی زمین افزایش یابد.(12)
روشن است که سخن امام (ع) درباره فتنه و آشوب رومیان و ترکها و حرکت آنان در یورش علیه سرزمینهای اسلامی ما از نشانه های حضرت مهدی (ع) می باشد.
و عبارت استئثارت در متن روایت تعبیری است دقیق، یعنی آنان به منظور سلطه یافتن و استثمار سرزمین های اسلامی ما، دست به تحرکاتی می زنند که خوی آنهاست. همچنین عبادت یتخاف الترک والروم ترکها و رومیان با هم اختلاف پیدا می کنند این کشمکش و اختلاف آنها، با آنکه با یکدیگر هم پیمان بوده اند، بر سر تقسیم و سلطه یافتن در قلمرو نفوذشان می باشد.
اما در همان حال، در دشمنی با ما متحد گشته و در شوراندن مردم علیه ما و تجهیز نیروها چنانکه واقعیت امر نشان می دهد، با یکدیگر همکاری می نمایند.
و تکثر الحروب فی الارضجنگ و درگیری در زمین فزونی می یابد چنانکه می بینیم قاره ای خالی از جنگ و ستیزها نیست، و هیچ جنگی آرامش نمی یابد، مگر اینکه جنگ دیگری آغاز می گردد، همه اینها به سبب انتقام جوئی های رومیان و ترکان و مخالفت آنان با یکدیگر است، و پشتیبانان یهودی آنان که هر زمان و هر کجا که بتوانند آتش افروز جنگ ها می باشند. و به زودی مراد از روم و ترک بیان خواهد شد.
از حضرت علی (ع) نقل شده که فرمود:
ای مردم آنچه می خواهید از من بپرسید، پیش از آنکه مرا از دست بدهید زیرا که دانش فراونی در سینه دارم، و سؤال نمائید از من پیش از آنکه فتنه و فساد مانند شتری که در اثر رم کردن مهارش زیر سم او قرار گیرد و بر ترس و اضطرابش افزوده شود، سرزمین شما را بعد از مرگ و حیاتش پایمال نموده و سایه شوم خود را بر آن بگستراند و یا آتشی از غربی که در هیزمی خشک و انبوه افتد، با فریاد بلند بانگ برآورد. وای بر او از خونخواهی و انتقامجوئی. وقتی گردش چرخ روزگار طولانی شود، می گوئید مرده و یا به هلاکت رسیده، (و اگر زنده است)، پس به کجا رفته، در این هنگام است که معنی حقیقی این آیه ها مصداق پیدا می کند. ثم ردد نالکم الکرة علیهم و امد دناکم بأموال و بنین و جعلناکم اکثر نفیراً. سپس پیروزی بر آنان را به شما برگردانیم و با مال و فرزندان شما را یاری نموده و تعداد شما را از آنان فزونی بخشیدیم. و این دارای علائم و نشانه هایی می باشد.(13)
حضرت امیر (ع) در این روایت از هلاکت و نابودی گسترده غرب با عبارت (در هیزم خشک و فراوان) و بسیار قابل اشتعال سخن به میان آورده اند، سبب این نبرد فتنه ای است که در منطقه شرق پدید می آید، و یا به علت جنگ افروزی ترکان شرقی، یعنی روسها، علیه رومیان است به زودی بیان روایت مربوط به آن در زمره روایات جنگ جهانی که وقوع آن طبقه گفته احادیث و نظر ما در سال ظهور حضرت مهدی (ع) می باشد، خواهد آمد.
و نیز از پیامبر (ص) نقل شده که فرمود:
در آخرالزمان بر امت من بلای سختی از ناحیه سلطان آنان برسد که از آن بلا و گرفتاری سخت تر شنیده نشده، بگونه ای که زمین پهناور بر آنان تنگ آید، و به اندازه ای زمین آکنده از ستم و جور شود که مؤمن جهت پناه بردن از ظلم و ستم، جایگاهی نمی یابد. تا اینکه خداوند مردی از خاندان مرا بر انگیزد و زمین را از قسط و عدل، آنگونه که از ظلم و ستم پر گردیده بوده، سرشار گرداند. ساکنان آسمان و زمین از وی خشنود گردیده و زمین ذخائر خود را برمی آورد و آسمان از ریزش باران رحمت دریغ نمی ورزد(14)
به نقل از حذیفة بن یمان، پیامبر (ص) می گوید:
وای بر این امت از دست پادشاهان ستم گر که مسلمانها را کشته و آنها را از خانه و دیارشان آواره می گردانند مگر کسی که به اطاعت آنها تن در دهد در آن زمان مؤمن با تقوی به زبان با آنان سازگار و به دل از آنان گریزان است. و چون خداوند متعال اراده فرماید عزت اسلام را بازگرداند، پشت هر ستم گر ستیزه جو را می شکند، و او بر هر کاری که بخواهد تواناست، هم اوست که وضع امت اسلامی را پس از تباهی سر و سامان بخشیده و اصلاح می کند، ای حذیفه: اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را آن قدر طولانی گرداند که مردی از خاندان من بیاید و بر جهان فرمانروایی کند و اسلام را آشکار سازد، و خدا خلف وعده نمی کند و او بر هر چیزی تواناست(15)
و از آن بزرگوار است که فرمود:
نزدیک است امتها علیه شما یکدیگر را فرا خوانند، بسان فراخواندن خورندگان بر سر سفره. هر چند شما از نظر عدد بسیارید، اما همچون خاشاک بر روی سیل می باشید، خداوند هیبت و شکوه شما را از دل دشمنانتان برداشته، و در اثر علاقه مندی به دنیا و بیزاری از مرگ، ضعف و سستی را به دل شما می افکند.(16)
اینها روایاتی روشن و رسا بود که نور نبوت بر آنها تابیده و نشانگر اوضاع و احوال امت اسلامی با زمامداران ستمگر و با دشمنان سلطه گر آنان است و فرج ظهور حضرت مهدی علیه السلام را مژده می دهند.
و نیز از او نقل شده که فرمود:
وای بر عرب از شری که به آنها نزدیک است، بالها، چیست آن بالها؟، بادی که وزش آن نابودکننده است و بادی که وزش آن برانگیزاننده است و بادی که وزش آن سستی آور است، وای بر آنها از کشتار سریع و مرگ آنی، و گرسنگی دردناک، بلا و گرفتاری بر سر آنان فرو ریزد فرو ریختنی(17)
ممکن است مراد از (بالها) هواپیما باشد که همچون باد سریع و آرام می آید و سبب کشتار زیاد، و باعث مرگ و میر آنی می گردد و یا اینکه بادی است که از موج بمب های قوی و ضعیف ناشی می گردد. هم چنانکه احتمال دارد که این (بالها) همان است که بیان آن در روایت مربوط به کارزار حضرت مهدی (ع) با سفیانی و اعراب طرفدار یهودیان و رومیان در معرکه آزادی قدس آمده، چه اینکه در نسخه خطی ابن حماد چنین آمده:
آنگاه خداوند، باد و پرندگانی را بر رومیان مسلط می گرداند، که با بالهای خود بر گونه های آنان آنچنان ضربه می زنند که چشمهایشان نابینا گشته و زمین شکافته شده و آنها را در خود فرو می برد.(18)
و نیز ممکن است بالهای پرندگان حقیقی همچون ابابیل (پرستو) باشد و یا جنگ افزارهایی مانند هواپیما که حضرت مهدی (ع) آنها را بکار می برد، و به رودی بیان آن در بحث رزمگاه بزرگ قدس و در بخش حرکت ظهور خواهد آمد.
از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمود:
مشرکان، مسلمانان را به خدمت خویش گمارده و آنان را در شهرها به فروش می رسانند، و هیچ نیکوکار و بدکاری از این عمل پروائی ندارد. این بلا و گرفتاری آن چنان گریبان گیر مردم آن روزگار شود که همه ناامید و مأیوس و بدبین شده و تصور کنند که گشایشی بر آنان نیست، که در این هنگام خداوند مردی از پاکان عترت من و از نیاکان ذریه ام برانگیزد، مردی عادل، خجسته و پاکیزه که ذره ای (از دستورات اسلام) را فروگذار نمی کند و خداوند دین و قرآن، اسلام و مسلمانان را بوسیله او عزت و سربلندی بخشیده و شرک و مشرکین را ذلیل و زبون می گرداند، وی پیوسته در حالت پروا از خداست و در اجرای حکم خداوند فریب خویشاوند را نمی خورد، سنگ بر روی سنگ نگذاشته، و عمارتی برای خویش بنا نمی کند، در زمان فرمانروایی خود بر کسی تازیانه نزند مگر جهت اجرای حد شرعی، خداوند متعال تمام بدعت ها را بوسیله او محو و نابود ساخته و تمام فتنه ها را از بین می برد و در هر حقی به وسیله او گشوده می شود و درهای باطل را می بندد و خداوند مسلمانان دربند را هر کجا که بسر برند توسط او به دیارشان باز می گرداند(19)
این روایتی است که حالت دردناک به ضعف کشیدن مسلمانان، و خرید و فروش آنان و اسارتشان را در دیگر سرزمین ها ترسیم می نماید، و این حالت تنها به زمان ما و مسلمانانی که با حقارت کارکنان و خدمتگزاران مشرکان اند منحصر نمی گردد، بلکه شامل معامله بر سر ملتهای مسلمان و بیرون راندن آنها از سرزمین هایشان و به اسارت درآمدن آنان توسط مشرکان نیز می شود.
سپس این روایت خاطر نشان می سازد که در حالت یأس و درماندگی، ناگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی ارواحنا فداه ظهور می کند.

رومیان و نقش آنان در زمان ظهور

منظور از روم در روایات مربوط به آخر الزمان و ظهور حضرت مهدی(ع)، ملل اروپائی و قرنهای اخیر، گسترش آنان در امریکا می باشد، که فرزندان روم و وارثان امپراطوری تاریخی رومیان هستند.
گاهی گفته می شود: رومیانی که خداوند متعال سوره ای درباره آنان نازل فرموده و پیامبر (ص) و مسلمانان بعدها با آنان پیکار نمودند ، غیر از اینان هستند. زیرا آنان بیزانس ها بودند که پایتخت آنان ابتدا شهر رم در ایتالیا و سپس شهر قسطنطنیه گردید تا اینکه مسلمانان حدود 500 سال پیش آن را فتح نموده و اسلامبول نامیدند و مردم آن را استانبول تلفظ نمودند.
پاسخ: صحیح است که رومیان هنگام نزول سوره مبارکه روم و صدور روایات درباره آنان که از طرفداران امپراطوری روم یا بیزانس (معروف) بودند. امام غربی های امروز افرادی غیر آنها نیستند ، بلکه ادامه سیاست و تمدن آنها به حساب آمد و بخشی از آنان شمرده می شوند.. و ملتهای فرانسه و بریتانیا و آلمان و غیر آن، از لحاظ فرهنگ و سیاست و دین، ارکان حقیقی امپراطوری روم می باشند. و این که آنها در آن زمان مناطق تحت نفوذ روم و (مستعمرات آن) نامیده می شدند، این حقیقت را نفی نمی کند.
بلکه سرداران بیزانس رومی خود به مدت 2 هزار سال پایتخت شان رم و قسطنطنیه بود در حالی که همه آنان از نژاد ایتالیائی و ریشه واحدی نبودند، بلکه از ریشه و نژادهای متعدد اروپائی بودند و بعد از آنکه یونان جزئی از امپراطوری روم گردید، گاهی در میان آنان یونانیان نیز بچشم می خوردند .
و شاید به همین دلیل باشد که وقتی امپراطوری تقلیدی روم به ضعف گرائید و در قسطنطنیه و پیرامون آن محدود گردید و در محاصره دریائی از ملتهای مسلمان قرار گرفت ، اروپائیان به ادعای میراث خواری به پا خاسته، وعده ای از سران کشور آلمان و غیر آن را، قیصر (سزار) نامیدند.
این نوع تغییر و تحول در امپراطوری ها و دولتها امری طبیعی است، چرا که حکومت از کشوری به کشور دیگر و از ملتی به ملت دیگر انتقال می یابد، و این با باقی ماندن نام و خصوصیتهای اصلی آن منافات ندارد.
بنابراین، روایات شریفه ای که از آینده رومیان یا به تعبیر عرب ها بنی اصفر ( زرد پوستان) خبر می دهد، مرادشان فقط رومیان بیزانس ایتالیائی، منهای ملل و قبیله های فرنگی و سایر قبایل وابسته به آنها نیست.
به همین دلیل مسلمانان در کتابهای تاریخی خود از آنها به رومیان و گاهی فرنگیها تعبیر می کنند امام در عین حال به همه آنها رومی گفته، و آن را به صورت أروام جمع می بندند.
علاوه بر آن، آنچه از سوره مبارکه روم، آیات 31 و 32 و سوره کهف آیه های 12 و 21 و غیر آن درباره شرک آنان نسبت به خداوند متعال و احزاب و پیروان آنها استفاده می شود این است که مراد از آنان ملتها و احزاب مدعی پیروی از حضرت مسیح علیه السلام می باشند. و روشن است که رهبری ملتهای مسیحی به دست رومیان ایتالیائی و قسطنطنیه بوده سپس غربیها از آنان به ارث برده اند.
نام روم در بسیاری از روایات زمان ظهور آمده از جمله روایات مربوط به فتنه و آشوب و تسلط آنان بر مسلمانان، که قبلاً گذشت.
و روایات دیگری درباره حرکت ناوگانهای جنگی آنها به سواحل سرزمین های عربی، اندکی پیش از ظهور حضرت مهدی علیه السلام، وجود دارد.
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
وقتی که در سرزمین شام بلوایی را مشاهده نمودی، پس مرگ است و مردن، تا آنکه غربیان به تحرک آمده و روانه سرزمینهای عربی گردند. که حوادثی بین آنان رخ خواهد داد.(20)
و فتنه و آشوب شام در روایات مربوط به زمان ظهور به مرحله کشمکشهائی که در سرزمین شام بعد از آشوب و استیلای اجانب بر امت اسلامی واقع می شود اطلاق می گردد.. به این معنی که بنی اصفر غربیها خود را ناگزیر از دخالت مستقیم نظامی می بینند، بعد از آن که به واسطه پایداری مردم آن سامان و امواج سیاسی موجود و درگیر آن، از تسلط بر منطقه پیرامون فلسطین ناتوان گشته و دخالت نظامی آنها در آینده با مقاومت مسلمانان کشورهای عربی مواجه خواهد شد.
از امیر مؤمنان علیه السلام روایت شده که فرمود:
در ماه رمضان به هنگام صبح از ناحیه مشرق ندا دهنده ای بانگ برمی آورد که: ای اهل ایمان گردهم آیید و از ناحیه مغرب پس از ناپدید شدن شفق، ندا کننده ای ندا سر دهد: ای اهل باطل گرد هم جمع شوید... و رومیان به ساحل دریا نزدیک غار اصحاب کهف روی آورده و خداوند آن جوانان را با سگ شان از غارشان برمی انگیزد، در بین آنان دو مرد بنام ملیخا، و خملاها بوده که این دو تسلیم اوامر حضرت قائم علیه السلام خواهند بود.(21)
و شاید این جنبش نظامی ادامه حرکت گذشته و یا همان حرکت باشد، و روایت گویای این است که آن جریان نزدیک حرکت ظهور آن حضرت خواهد بود که چرا که حوادث، پی در پی و به دنبال ندای آسمانی در ماه رمضان بوجود آمده و تا محرم ادامه می یابد، و ظهور آن بزرگوار در شب دهم و روز دهم ماه محرم به وقوع می پیوندد.
از برخی روایات چنین استفاده می شود که نیروهای غربی آهنگ سرزمین شام کرده و در عکا و صور، و طبق این روایت نزدیک غار اصحاب کهف، یعنی در انطاکیه از ناحیه ساحل سوریه - ترکیه، فرود می آیند.
درباره جوانان اصحاب کهف روایاتی وارد شده که خداوند متعال آنان را در آخرالزمان ظاهر می نماید تا برای مردم علامت و نشانه ای بوده، و از یاران حضرت مهدی علیه السلام باشند و ما آن را در بحث پیرامون، یاران آن حضرت یاد خواهیم کرد. فلسفه ظاهر شدن آنان به هنگام فرود آمدن نیروهای غربی در آن برهه حساس، این است که معجزه ای خصوصاً برای مسیحیان باشند، زیرا طبق نقل روایات یاران حضرت مهدی علیه السلام نسخه های اصلی تورات و انجیل را از غار انطاکیه بیرون آورده و به وسیله آن با رومی ها و یهودیان به بحث و گفتگو می پردازند، احتمال دارد این غار، همان غار معروف اصحاب کهف و یا غار دیگری باشد.
به نقل از جابر جعفی، امام باقر علیه السلام که فرمودند:
شورشیان روم بزودی روی آورده و در رمله فرود می آیند، ای جابر: در آن سال، در سراسر زمین از ناحیه غرب اختلاف فراوان وجود دارد.(22)
البته ممکن است این شورشگران، مزدوران غربی، داوطلبان نبرد با یهود باشند که به همین منظور در رمله فلسطین فرود می آیند، و ظاهراً مراد از اختلاف مذکور در روایت از ناحیه مغرب زمین و یا غرب، همان غرب سرزمینهای اسلامی باشد، چرا که بعد از آن بیان می کند که اولین حادثه ای که به شام یم رسد خراب شدن آن است و احتمالاً خرابی آنجا به سبب غربی ها باشد.
و آنچه را که در این زمینه قابل توجه است، مطالبی است که از اهل بیت علیهم السلام، در تفسیر اوائل سوره مبارکه روم وارد شده است.
سوگند به این حروف (الف، لام، میم) رومیان غالب گردیدند، در نزدیک ترین سرزمین و اینان بعد از مغلوب شدن به زودی غالب می گردند، در اندک سالی - أمر از آن خداوند است از پیش و آینده و آن روز ایمان آورندگان به یاری خدا چنین شاد می گردند هم اوست که هر کسی را که خواهد یاری فرماید، و اوست غالب و مهربان(23)
از امام باقر علیه السلام روایت شده که آن حضرت یاری خداوند را نسبت به مؤمنین در آیه شریفه، به ظهور حضرت مهدی علیه السلام تفسیر نموده اند، و گویا خداوند آن حضرت را بر رومیان پیروز می گرداند.(24)
از جمله روایات دیگر در این زمینه، روایات مربوط به فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام و دعوت نمودن آن حضرت مسیحیان را به اسلام و پیروی از حضرت مهدی علیه السلام است که این فرموده خداوند را روشن می سازد:
حضرت عیسی علیه السلام نشانه ای است از علامتهای قیامت(25)
همه اهل کتاب قبل از مردنش به او ایمان می آورند، و او در روز رستاخیز گواه بر آنهاست(26)
یعنی آن بزرگوار یکی از علائم رستاخیز بوده و هنگامی که خداوند او را به دنیا فرود آورد، تمام نصاری و یهود به او ایمان آورده و خود و معجزه هایش را قبل از آنکه از دنیا رحلت کند، می بینند.
و در روایت آمده است که عیسی علیه السلام بوسیله حضرت مهدی علیه السلام و معجزاتی که خداوند در اختیار او نهاده با رومیان بحث و مناظره می کند.(27)
آن حضرت پس از معجزه فرود آمدنش از آسمان، در دگرگونی اوضاع سیاسی و شورانیدن ملتهای غربی بر ضد فرمانروایانشان، نقش مهم و اساسی خواهد داشت، که در جریان فرود آمدن آن بزرگوار به بیان آن خواهیم پرداخت.
از جمله روایات مورد بحث، احادیث مربوط به آتش بس میان مسلمانان و رومیان می باشد که حضرت، قرارداد عدم تجاوز را با آنان امضاء خواهد نمود، ظاهراً این پیمان بعد از نبرد بزرگ قدس است که در مثلث عکا - قدس - انطاکیه بین سپاه آن حضرت و لشکریان سفیانی با پشتیبانی یهود و رومیان رخ می دهد و بعد از پیروزی حضرت مهدی و ورودش به قدس و فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام خواهد بود.
به نظر می رسد که حضرت مسیح علیه السلام در این درگیری و نبرد نقش وساطت و میانجی گری را بر عهده خواهد داشت، که درباره آن سخن خواهیم گفت، از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود:
ای عوف! پیش از رستاخیز شش حادثه را متذکر باش... از جمله فتنه و آشوبی را که خانه ای از عرب خالی از آن فتنه نخواهد بود، میان شما و بنی اصفر (غربیها) صلحی برقرار می گردد، سپس با شما پیمان شکنی نموده، و با هشتاد لشکر که هر یک متشکل از 12 هزار سرباز می باشد به شما حمله ور می شوند.(28)
همچنین از آن حضرت روایت شده که فرمودند:
بین شما و رومیان چهار پیمان صلح بسته می شود، که چهارمین آنها به دست مردی از خاندان هرقل است که چند سال (دو سال) دوام خواهد یافت، در این هنگام مردی از عبدالقیس به نام سؤددبن غیلان پرسید: در آن روز پیشوای مردم کیست؟ حضرت فرمود: مهدی از فرزندانم.(29)
در برخی از روایات مدت پیمان نامه صلح هفت سال ذکر شده، اما غربی ها تنها پس از دو سال عهدشکنی نموده و پیمان خود را با مسلمانان بر هم زده و با سپاهی که متشکل از قریب به یک میلیون سرباز می باشد با حمل 80 پرچم در سواحل فلسطین و سرزمین شام، با مسلمانان درگیر می شوند.
و در پی آن، حضرت مهدی علیه السلام رهسپار فتح و آزادی اروپا و جهان غیر اسلام می گردد که در بحث حرکت ظهور آن حضرت خواهد آمد.
دیگر روایات ارتباط سفیانی با رومیان و فرار هواداران وی پس از شکست او به طرف کشور روم، و تعقیب آنان توسط یاران حضرت مهدی علیه السلام و بازگرداندن آنها را بیان می کند، از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
زمانی که حضرت قائم علیه السلام قیام نماید، سپاه خویش را به سوی بنی امیه (سفیانیان) گسیل دارد آنها به سوی روم بگریزند، به آنان می گویند تا به کیش ما در نیائید شما را راه نخواهیم داد، آنها پذیرفته و رومیان آنان را وارد می کنند و آنگاه که یاران حضرت مهدی علیه السلام با رومیان مواجه می شوند، آنها تقاضای صلح و امان می نمایند، پیروان آن حضرت پاسخ می دهند که تا هم کیشان ما را آزاد نکنید به شما امان نخواهیم داد، سپس آنها را آزاد نموده و به یاران حضرت باز می گردانند.(30)
روایات دیگری نشانگر این است که سفیانی دارای فرهنگی غربی بوده، وی در کشور روم بسر می برد و سپس راهی منطقه شام می گردد و حرکت خود را از آنجا آغاز می کند، چنانکه به بیان آن خواهیم پرداخت، در کتاب غیبت طوسی (ره) آمده است که:
سفیانی که سر کرده قوم است از کشور روم به حرکت در آمده در حالی که چون مسیحیان صلیب به گردن دارد.(31)
از جمله روایات، احادیث آزادی سرزمین روم توسط حضرت مهدی علیه السلام و اسلام آوردن رومیان بدست آن حضرت است، البته احتمال دارد این امر به دنبال شکستن پیمان صلح و حمله نظامی آنان به ساحل فلسطین و سرزمین شام و شکست خوردن آنها باشد، چنانکه ممکن است این درگیری سخت ترین نبردهای روم با حضرت مهدی علیه السلام باشد که در پی آن گرایشی در بین ملتهای آنان نسبت به اسلام پیدا می شود.
و در برخی از روایات، آمده است که:
با تکبیر، هفتاد هزار تن از مسلمانان روم را فتح می نمایند.(32)
بعید نیست که سقوط این پایتخت غربی با تظاهرات غربی ها و تکبیر آنان در حالی که حضرت مهدی علیه السلام و یارانش آنان را همراهی می کنند، انجام شود.
از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند:
آن گاه اهل روم بدست حضرت مهدی علیه السلام اسلام آورده و حضرت برای آنان مسجدی را بنا می کند سپس با جانشین قرار دادن یکی از یارانش در آنجا، خود باز می گردد(33)
ظاهراً حضرت مسیح علیه السلام در دگرگونی ملتهای غرب نقش اساسی داشته، و این امر در خلال دو سه سالی است که بین امام علیه السلام و غربیان پیمان صلح برقرار است، و احتمالاً حضرت عیسی علیه السلام در این برهه، در غرب بسر برده و یا بیشتر حضور او در غرب خواهد بود.