فهرست کتاب


عصر ظهور

علی کورانی عباس جلالی‏

انگیزه ترجمه

کتاب حاضر از کتب ارزنده در زمینه تحلیل و بررسی عمیق پیرامون وقایع و حوادث دوران ظهور فرخنده حضرت مهدی (ع) می باشد که با توجه به موضوعات متنوع و نو آن و استقبال کم نظیری که از این کتاب در لبنان و کشورهای عربی و محافل شیعه و سنی پدید آمده بود، من نیز علاقه داشتم که در ترجمه این کتاب به فارسی سهمی داشته باشم.
از طرفی چون مدتی توفیق تلمذ در خدمت مؤلف محترم را داشتم و عنایت خاصی که به حقیر ابراز می کردند، ترجمه این کتاب به من پیشنهاد شد که قبلاً بخشی از آن ترجمه شده بود و نیاز به بازنگری مجدد داشت، گر چه من خود را لایق به سرمنزل رساندن این مهم نمی دیدم، اما بهرحال طبق درخواست مؤلف به ترجمه و بازنگری قسمتی از آن مبادرت نمودم و در این راستا، تشویق و ترغیب جمعی از دوستان و همکاری برادر محترم جناب آقای امین جراح که بخشی از آن را ترجمه کرده بودند و زحمات بی قفه برادر گرامی جناب آقای جواد محدثی در ویرایش این کتاب... پیوست مدد کارم بوده است.
امید است ترجمه این کتاب گامی در جهت تقویت ایمان بندگان شایسته خدا و منتظران ظهور مقدس حضرت بقیه الله ارواحنا فداه و ایجاد انگیزه برای استقامت و پایداری امت، تا قطع کامل دست ستم پیشگان شرق و غرب، از کشورهای اسلامیمان باشد.
...ثواب این ترجمه ناقابل را به روح پاک برادر شهیدم علی... تقدیم می نمایم.
قم: عباس جلالی
خرداد 1368

مقدمه

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نشانه های اعتقاد به حضرت مهدی منتظر، (ع) در میان ملل جهان اسلام و حتی غیر اسلام... یعنی پرسش از او مو سخن گفتن پیرامون او و مطالعه و تألیف درباره او به اوج خود رسید.
تا جائیکه این لطیفه شایع شده که وزارت اطلاعات آمریکا پرونده ای از تمام اطلاعات لازم درباره امام مهدی (ع) تهیه و تنظیم نموده که تنها نقص آن تصویر آن حضرت است.
و شاید بزرگ ترین رویداد سیاسی مربوط به اعتقاد به آن حضرت در این دوره، انقلابی باشد که در آغاز سال 1400 هجری به رهبری محمد عبدالله قرشی در حرم مکه مکرمه اتفاق افتاد. به گونه ای که یاران او به حرم مسلط شدند و معاون وی جهیمان از داخل حرم اعلامیه ای پخش نموده و مسلمانان را به بیعت با قرشی دعوت کرد، به اعتبار اینکه او همان مهدی منتظر است که پیامبر (ص) ظهورش را بشارت داده است.
اشغال حرم توسط آنها و مقاومت نیرومندانه آنان چندین روز به طول انجامید که حکومت سعودی به پیروزی بر آنان دست نیافت مگر بعد از درخواست گروه ویژه کماندویی از فرانسه!
و همچنین بزرگترین فعالیت تبلیغاتی که مستقیماً مربوط به اعتقاد به ظهور حضرت مهدی (ع) توسط دشمنان ما در این فاصله انجام گرفته، فیلم نوسترا داموس است که چهار سال قبل بمدت سه ماه متوالی در شبکه های تلویزیونی آمریکا به نمایش گذاشته شد.
این فیلم سرگذشت زندگی ستاره شناس و پزشک فرانسوی بنام میشیل نوسترا داموس nostra damusاست که نزدیک به 500 سال قبل می زیست.
وی پیشگویی های خود را درباره آینده به رشته تحریر در آورده، که مهمترین آنها پیشگویی او درباره ظهور نواده پیامبر (ص) در مکه مکرمه، و وحدت بخشیدن به مسلمانان، و به زیر پرچم خود آوردن آنها و پیروزی بر اروپائیان و ویران کردن شهر و یا شهرهای بزرگ سرزمین جدید (آمریکا) است.
و بنظر می رسد لوبی صهیونیست و اطلاعات آمریکا در ساختن این فیلم دست داشته باشند، و هدف آنان از تهیه این فیلم بسیج نمودن ملتهای آمریکا و اروپا علیه ایران و مسلمانان است، زیرا آن را خطری می پندارند که غرب و تمدن آن را تهدید می کند؛ بویژه وقتی که آنچه را بر پیشگوئی نوسترا داموس اضافه نموده اند مورد توجه قرار دهیم و آن اینکه آمریکا بعد از شکست اروپا به دست حضرت مهدی (ع) و نابودی موشکهای غول پیکر واشنگتن و دیگر شهرهای آن، جهت رویارویی با آن حضرت به بستن یک پیمان همکاری با روسیه اقدام نموده و سرانجام بر وی پیروز می گردند!
علاوه بر اینکه در زمینه ارزش علمی کتاب و نویسنده آن جای بحث و گفتگو است. آن کتاب مجموعه ای از پیش گوئیهایی است که نویسنده به زبان قدیم فرانسه (لاتین) و با شیوه رمزی و ابهام آمیز نوشته است. که قابل تفسیر به صورتهای گوناگون می باشد...
بنظر نگارنده، نویسنده آن کتاب بر پاره ای از منابع اسلامی در مورد حضرت مهدی (ع) آگاهی یافته و یا با بعضی از علمای ما ملاقات نموده است. بویژه وی مدتی از عمر خویش را در ایتالیا و جنوب فرانسه و چه بسا در اندلس گذرانده است... اما کتاب او با سرعت پس از پیروزی انقلاب منتشر و چاپهای آن با شرح ها و تفسیرهای متعدد، به صدها تلویزیونی فرانسه در معرض دید میلیونها تماشاگر آمریکائی و اروپائی قرار گرفت.
مسئله این نیست که غربی ها اعتقاد به ظهور مسیح یا مهدی علیهماالسلام و یا اعتقاد به صحت پیشگوئی های نوسترا داموس و یا دیگر ستاره شناسان دارند... بلکه بر این باورند که خطر خیزش اسلامی و تمدن الهی آن، تمدن مادی آنان را تهدید نموده، و سلطه ظالمانه آنها بر ملتهای جهان را از میان بر می دارد.
و از این رو می بینید که آنها از عنصر اطلاعاتی استفاده می کنند تا زنگهای خطر را در گوش ملتها به صدا درآورند. و به حرکت جدید انقلاب و روند آینده آن در مکه و مصر و سرزمینهای اسلامی چشم دوخته اند... تا اینکه موافقت و پشتیبانی ملتهای خود را جهت اجرای تمام نقشه های استعماری خود در حال و آینده، جهت ضربه زدن به انقلاب اسلامی در این کشور و یا در سایر کشورها جذب نمایند...
اما این مسئله از نظر یهودیان، بالا بردن ترس و هراس غربیها از خطر جنبش اسلامی تا حد توانشان می باشد، تا بدین وسیله این خطر را از خود دور سازند.
و بدین جهت به غربیها چنین وانمود می سازند که، تمدن غرب مورد هدف انقلاب اسلامی بوده، و اسرائیل اولین خط دفاعی بشمار می رود.
بنابراین دشمنان ما به حساب باور و عقیده خود ناچارند در مورد امام مهدی (ع) تبلیغات آنچنانی نموده و دست به تهیه فیلم بزنند و از آنجائی که با موج آگاهی بخش اسلام که نسبت به رهبر موعود افزایش خواهد یافت روبرو می شوند، ناگزیرتر شده، و در صورت صحت امر ظهور، و آشکار شدن آن بزرگوار... با او رویاروئی نمایند.
(جالب اینکه) آنان بدلیل ترس و وحشتی که در درون خود از آن حضرت دارند زمینه را برای او مهیا می نمایند، بگونه ای که شوق ما را به دیدار نواده پیامبر (ص) که در کنار کعبه ظهور می کند، بر می انگیزاند زمانی یک مسلمان امام مهدی (علیه السلام) را در فیلم نوسترا داموس می بیند که چگونه از اتاق عملیات به کمک ژنرالهای بزرگ خود (به تعبیر فیلم) صحنه جنگ را اداره کرده و با سردمداران کفر مبارزه می نماید، و با پرتاب موشکهای غول پیکر از قلب صحرای حجاز به پایگاههای کفر و استعمار در آمریکا و اروپا که آنها را درهم می کوبد، چقدر سرشار از امید و اشتیاق می گردد.
اما این بازتاب ها در مورد اعتقاد به حضرت مهدی منتظر (ارواحنا فداه) جز پژواک صدا چیزی نیست، و صدا و عمل بزرگتر مسئله او همین انقلاب دشمن ستیز اسلامی ایران است که بنام آن بزرگوار و جهت آماده سازی منطقه و جهان برای ظهور خجسته وی، بپا شده، و شراره آن در تمام سرزمینهای اسلامی شعله ور گردیده است.
در ایران، احساس می کنی که حضور حضرت مهدی (ع) بیشتر و بزرگتر از همه سران انقلاب و علمای نهضت است زیرا او رهبر حقیقی انقلاب و حکومت است و همانا امام خمینی رضوان الله تعالی علیه نماینده و نائب اوست که نام آن حضرت را با احترام و قداست فراوان یاد کرده و می گوید: ارواحنا لتراب مقدمه الفداء، (جان ما فدای خاک پایش باد) و می گوید کشور ما کشور امام زمان است و نهایت آرزو و امید ما این است که امانت دار او بوده و این امانت را به صاحب اصلی آن بسپاریم.
نام و یاد امام مهدی (ع) با احترام و قداست تمام در قلب مردم ایران و در شعارها و نام فرزندان و مؤسسات و خیابانها و مراکز تجاری آنان و در دل رزمندگان اسلام که وجودشان هم چون شمع از شوق دیدار وی ذوب شده و او را در خواب و فرشته گانش را در بیداری می بینند جای دارد و هم آنان هستند که دوست دارند با جان خود، در راه قدس به دیدار حضرتش شرفیاب شوند.
شوق و محبت و قداستی را که حضرت مهدی (ع) (ارواحنا فداه) در قلبهای شیعیان و عموم مسلمانان داراست، تا کنون هیچ شخصیتی در روی زمین دارا نبوده است... و این علاقه مردمی و توجه به مسائل ظهور آن حضرت رو به افزایش بوده تا این که خداوند به وعده خویش جامه عمل پوشانده، و آئین خود را بر تمام ادیان پیروز گرداند.
چند سال قبل کتابی بنام الممهدون للمهدی (زمینه سازان ظهور حضرت مهدی (ع)) به قلم اینجانب نگارش یافت، که بر محور احادیث رسیده از منابع شیعه و سنی و درباره حرکت موعود، در سرزمینهای شرقی، بدست ایرانیان و وابستگان به سلمان فارسی، و اهل خراسان و نقش آنان در زمینه سازی ظهور حضرت مهدی منتظر (ع) دور می زد.
و با اینکه کتاب مورد قبول واقع شد، و در کشورهای مختلف به چاپ رسید اما کافی نبود و عطش مسلمانان مشتاق حضرت مهدی (ع) را در امر شناخت وی و زمان ظهور و حرکت آن بزرگوار برطرف نمی ساخت.
در حالی که انبوه مسلمانان و شیفتگان آن حضرت مایل اند که ما تصویری کلی از سرگذشت وی را بصورتی پیوسته و ساده و دور از خلاصه گویی مضر و خالی از شرح و تفصیل و بحث علمی ملال انگیز ارائه دهیم...
البته انجام این مسئولیت بر عهده اندیشمندان و فضلای متعهد شیعه و سنی است تا تصورات گوناگونی از پژوهشهای دانشمندان اسلامی را درباره حضرت مهدی (ع) در اختیار مسلمانان قرار دهند تات بدینوسیله در اذهان و وجدان آنان تأثیر گذارند تا همگام با چگونگی و کیفیت حرکت و بیداری اسلام متبلور گردد.
در کنار این گونه نگارش ها پیرامون حضرت مهدی (ع) به بررسیها و پژوهشهای علمی و تحقیقی درباره روایات و موضوعات متعدد مربوط به آن حضرت نیازمندیم.
آغاز این کار، گرد آوری مجموعه ای کامل از روایات مربوط به اوست که در میان نزدیک به پنجاه منبع و مأخذ درجه اول، چه خطی و چه چاپی پراکنده است، جدای از منابع درجه دوم از تألیفات دانشمندان در قرنهای میانی و اخیر... می باشد. از جمله ویژگیهای این معجم آسان نمودن مراجعه دانش پژوهان به متون اسلامی درباره حضرت مهدی (ع) و معرفی بحثها و موضوعات آنان به اندیشمندان و توده مردم می باشد.
این کار ارزنده را بنیاد معارف اسلامی در قم بعهده گرفته و اینک استخراج روایات از میان بیش از یک صد منبع به پایان رسیده است. این معجم شامل روایات مربوط به حضرت مهدی (ع) با ذکر منابع آن، و سپس معجم موضوعات مربوط به آن حضرت، و فرهنگ الفاظ روایات، و معجم نام ها و مکان ها خواهد بود... ان شاء الله.
هدف این کتاب ارائه سیمائی از عصر و زمان امام مهدی (ع) و قیام مقدس آن حضرت است که از آیات و روایات استفاده می شود.
و من نسبت به مراجعه مستقیم روایات از منابع آنها اهتمام زیادی نمودم که اتفاقاً به کتابی برخوردم که در لبنان چاپ و منتشر شده و به علت کثرت روایات آن در دسترس مردم قرار گرفته بود و زمانی که به دهها مورد از منابعی که نویسنده در پاورقی ذکر کرده بود مراجعه نمودم، با کمال تعجب دیدم نه تنها نسبتی بین روایات و منبع آن ها وجود ندارد، بلکه نویسنده به خود اجازه داده که روایات را بخش بخش و بعضی را به برخی دیگر ضمیمه نموده و حتی پاره ای از واژه ها را تغییر دهد.
البته من به ذکر یک یا دو منبع برای روایت اکتفاء نموده ام، زیرا هدف کتاب تنها ارائه سیمای کلی از زمان ظهور و قیام حضرت مهدی (ع) است، نه بررسی منابع روایات و صحت آنها.
امید است این کتاب (عصر ظهور) خدمتی برای اسلام و مسلمانان که تشنه شناخت رهبر موعودشان آنچنان که پیامبر (ص) فرموده، باشد و خداوند متعال آن را در زمره خدمات زمینه سازی ظهور حجت و ولی خود (ارواحنا فداه) قبول فرماید.
علی کورانی
24 شوال 1407
شهر مقدس قم

سیمای کلی دوران ظهور

با آنکه قرآن کریم معجزه جاوید پیامبر اسلام (ص) است و در هر زمان و نسلی تازگی دارد....با این وصف از جمله معجزه های همیشه تازه وی خبرهایی است که توسط آن حضرت از آینده زندگی انسانها و خط سیر اسلام، تا فرا رسیدن زمان بازگشت اسلام (موعود) بیان شده است عصری که خداوند دین خود را بر تمام ادیان و مکاتب جهان برخلاف خواست مشرکان و کافران پیروز می گرداند.
و این عصر ظهور اسلام که موضوع این کتاب است همان عصر ظهور حضرت مهدی (ع) است و هیچ تفاوتی بین این دو، در صدها روایت بشارت دهنده پیامبر (ص) و روایاتی که از طریق صحابه و تابعین و نویسندگان صحاح و مجموعه های روایتی که درباره این دو عصر رسیده وجود ندارد، با آنکه اختلاف روش داشته اند. و اگر روایات امامان اهل بیت (ع) را بر آنها بیفزائیم بیش از یکهزار روایت می شود، اگر چه ائمه (ع) همواره احادیث خود را به پیامبر (ص) نسبت نداده اند، لکن بارها تأکید فرموده اند که آنچه بیان نموده اند از پدران پاک و از جد بزرگوارشان پیامبر اکرم (ص) می باشد.
سیمائی را که این روایات از اوضاع جهان در زمان ظهور ترسیم می کند به ویژه از منطقه ظهور آن حضرت. مانند: یمن، حجاز، ایران، عراق، شام، فلسطین، مصر و مغرب (مراکش).... سیمائی است کامل که بسیاری از حوادث بزرگ و کوچک و نامهای اشخاص و اماکن را در برمی گیرد.
کوشیده ام این روایات را از میان احادیث فراوان، استخراج نموده و برگزینم و تا حد ممکن به شکلی واضح و پیوسته و دقیق در دسترس عموم مسلمانان قرار دهم.
در این بخش، قبل از پرداختن به مشروح آن روایات، خلاصه ای از آنها را عرضه می دارم تا سیمائی کلی از عصر ظهور باشد.
روایات شریفه حاکی از این است که انقلاب و حرکت ظهور حضرت مهدی (ارواحنا فداه) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگیهای منطقه ای و جهانی از مکه آغاز می گردد...
و طبق بیان روایات، در سطح جهانی نبردی سخت بین رومیان (غربیها) و بین ترکان و یا هواداران آنها که ظاهراً روسها باشند بوجود می آید، تا جائیکه به جنگ جهانی منجر می گردد.
اما در سطح منطقه دو حکومت هوادار حضرت مهدی علیه السلام در ایران و یمن تشکیل خواهد شد...که یاران ایرانی آن حضرت مدتی قبل از ظهور، حکومت خویش را تأسیس نموده و درگیر جنگی طولانی می شوند که سرانجام در آن پیروز می گردند.
و اندک زمانی پیش از ظهور آن بزرگوار در بین ایرانیان دو شخصیت، با عنوان سید خراسانی، رهبر سیاسی و شعیب بن صالح، رهبر نظامی ظاهر شده و ایرانیان تحت رهبری این دو تن، نقش مهمی را در حرکت ظهور آن حضرت ایفاء خواهند نمود.
اما یاران یمنی وی، قیام و انقلاب آنان چند ماه پیش از ظهور حضرت بوده و ظاهراً ایشان در سامان بخشیدن به خلاء سیاسی که در حجاز بوجود می آید همکاری می نمایند. علت بوجود آمدن این خلاء سیاسی حجاز این است که شاه نابخردی از خاندان فلان! که آخرین پادشاه حجاز می باشد کشته شده و بر سر جانشینی او اختلاف بوجود می آید به گونه ای که این اختلاف تا ظهور مهدی (ع) ادامه خواهد یافت.
آنگاه که مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینی او نسبت به هیچکس به توافق نمی رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه می یابد، عمر سلطنت های چندین ساله بسر آمده، نوبت پادشاهی چند ماهه و چندین روزه فرا می رسد. ابوبصیر می گوید: پرسیدم: آیا این وضع به طول می انجامد؟ فرمود: هرگز.
و این درگیری بعد از کشته شدن این پادشاه (عبدالله) منجر به کشمکش بین قبیله های حجاز می شود.
از جمله نشانه های ظهور، حادثه ای است که بین دو حرم (مکه و مدینه) رخ می دهد.
عرض کردم: چه حادثه ای اتفاق می افتد؟ فرمود: تعصب قبیله ای میان دو حرم به وجود آمده و شخصی از فرزندان فلان! پانزده تن از سران و شخصیتهای قبیله مخالف و یا از فرزندان مخالفان خود را می کشد.
در این هنگام نشانه های ظهور حضرت مهدی (ع) آشکار شده و شاید بزرگترین نشانه آن، ندای آسمانی است، که به نام او در 23 ماه رمضان شنیده می شود.
سیف بن عمیره گفت: نزد ابوجعفر منصور بودم وی بدون مقدمه گفت: این سیف بن عمیره بدون تردید ندا کننده ای از آسمان نام مردی از فرزندان ابوطالب را می خواند. گفتم: فدایت شوم ای امیرمؤمنان، این سخن را روایت می کنید؟ گفت: آری سوگند به آن کس که جانم در دست اوست آن را با گوش خود شنیدم. گفتم: ای امیر مؤمنان، من تاکنون چنین حدیثی از کسی نشنیده ام! گفت: ای سیف، این سخن حق است، زمانیکه آن امر واقع می شود، نخستین کسی که اجابت نماید ما هستیم، مگر نه این است که آن ندا، مردی از عموزادگان ما را می خواند؟ گفتم: آیا آن مرد از فرزندان فاطمه (س) است؟ گفت: آری این سیف، چنانچه این روایت را از ابوجعفر محمد بن علی امام باقر نشنیده بودم، اگر تمام مردم روی زمین برایم می گفتند نمی پذیرفتم، اما او محمد بن علی (امام باقر (ع) است.
طبق روایات پس از این ندای آسمانی، حضرت مهدی (ع) به طور سری با برخی از یاران و هواداران خود ارتباط برقرار می نماید. درباره آن بزرگوار، در سراسر گیتی سخن بسیار به میان آمده، و نام وی زبانزد همگان گشته، و محبتش در دلها جای می گیرد.
دشمنان وی از ظهور آن حضرت سخت بیمناک شده، و از این رو برای دست یافتن به او به تلاش و کوشش می پردازند...در میان مردم شایع می شود که آن حضرت در مدینه منوره اقامت گزیده، و حکومت حجاز یا نیروهای خارجی جهت کنترل اوضاع داخلی حجاز، و پایان دادن به کشمکش قبائل با حکومت وقت لشکریان سفیانی را از سوریه به یاری می طلبند.
این سپاه وارد مدینه گشته و به هر مرد هاشمی که دست یابند او را دستگیر می کنند. بسیاری از آنان و شیعیان آنها را کشته و بقیه را بزندان می افکنند.
سفیانی، دسته ای از نیروهای خود را روانه مدینه می کند و آنها مردی را در آنجا بقتل می رسانند و مهدی و منصور از آنجا می گریزند، و از اولاد پیامبر (ص) کوچک و بزرگ آنان دستگیر شده به گونه ای که هیچکس نمی ماند جز اینکه دستگیر و زندانی می گردد،
نیروهای سفیانی در تعقیب آن دو مرد از شهر بیرون می آیند و حضرت مهدی (ع) همانند حضرت موسی علیه السلام، بیمناک و نگران از آنجا خارج شده و رهسپار مکه می گردد.
سپس آن حضرت در شهر مکه با بعضی از یاران خود تماس می گیرد.... تا اینکه قیام و حرکت مقدس خویش را در شب دهم محرم بعد از نماز عشاء از حرم شریف مکی آغاز می کند آنگاه نخستین سخنرانی خود را برای مردم مکه ایراد می فرماید، که دشمنان وی سعی در ترور آن حضرت دارند، اما یاران آن حضرت با در میان گرفتن آن بزرگوار دشمنان را دور و متفرق ساخته، و نخست بر مسجد الحرام و سپس بر مکه تسلط می یابند.
و در صبح روز دهم محرم حضرت مهدی علیه السلام پیام خود را به زبانهای مختلف به تمام جهان ابلاغ می کند و ملل دنیا را به یاری خویش دعوت کرده، اعلام می دارد که در مکه باقی خواهد ماند، تا معجزه ای که جد گرامی اش حضرت مصطفی (ص) وعده فرموده، و آن فرو رفتن لشکریان سفیانی بزمین است که برای درهم شکستن حرکت آن حضرت راهی مکه می شوند، به وقوع پیوندد.
اما پس از اندک زمانی، معجزه وعده دادن شده در مورد سپاه سفیانی که در مسیر مکه به حرکت در آمده اتفاق می افتد.
چون (سپاه سفیانی) به بیابان مدینه می رسد خداوند آنها را در زمین فرو می برد، و این مصداق فرموده خدای بزرگ است که فرمود: و اگر تو ای پیامبر سختی حال تبهکاران را مشاهده کنی آنگاه که ترسان و هراسان گشته و هیچ از عذاب آنان فروگذار نشود و از مکانی نزدیک گرفتار شوند.
((همینکه به بیابان می رسند به زمین فرو می روند و کسانی که پیشاپیش رفته اند باز می گردند تا ببینند آن قوم چه کردند که خود نیز به سرنوشت آنان دچار می شوند و عقب ماندگان نیز از راه رسیده و به آنها می پیوندند که جویای حال آنان شوند، به همین بلا گرفتار می شوند.
آن حضرت پس از این معجزه فرو رفتن دشمنان در زمین، با سپاه خود که متشکل از ده و اندی هزار تن است که از مکه رهسپار مدینه می گردد، و پس از نبردی با نیروهای دشمن مستقر در آنجا، مدینه را آزاد ساخته، آنگاه با آزادسازی دو حرم مکه و مدینه فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه می یابد.
برخی از روایات خاطر نشان می سازد که آن حضرت، پس از پیروزی بر حجاز راهی جنوب ایران می شود و در آنجا با سپاه ایران و توده های مردم آن سامان به رهبری خراسانی و شعیب بن صالح برمی خورد آنان با وی بیعت کرده و با همرزمی یکدیگر با قوای دشمن در بصره به پیکار می پردازند که سرانجام به پیروزی بزرگ و آشکاری دست می یابند.
سپس امام (ع) وارد عراق گردیده و اوضاع داخلی آنجا را پاکسازی می کند و با درگیری با بقایای نیروهای سفیانی و گروهکهای متعدد شورشی آنها را شکست داده و به قتل می رساند.
آنگاه عراق را مرکز حکومت و کوفه را پایتخت خود قرار می دهد، و بدین سان، یمن، حجاز، ایران، عراق، و کشورهای خلیج فارس یکپارچه تحت فرمانروائی آن حضرت در می آید.
رویات یادآور این معناست که نخستین جنگی را که حضرت مهدی (ع) پس از فتح عراق به آن اقدام خواهد نمود جنگ با ترکان است:
اول لواء یعقده یبعثه الی الترک فیهزمهم
نخستین سپاهی که حضرت مهدی (ع) تشکیل می دهد لشکری است که به سوی ترکها گسیل داشته و آنها را شکست می دهد.
و ظاهراً مقصود از ترکان، روس ها است که بعد از جنگ جهانی با رومیان یعنی غربیها ضعیف و ناتوان می شوند.
و امام (ع) پس از تجهیز، سپاه بزرگ قومش را راهی قدس می گرداند، در این هنگام سفیانی در برابر آن حضرت عقب نشینی می کند تا اینکه لشکریان حضرت مهدی (ع) در مج عذراء نزدیک دمشق فرود می آیند، و گفتگو و مذاکراتی میان آن بزرگوار و سفیانی انجام می پذیرد، اما موضع سفیانی در مقابل آن حضرت ضعیف است بخصوص که موج گسترده مردمی به آن حضرت گرایش پیدا می کنند. به گونه ای که روایات نشان می دهد، سفیانی می خواهد قدرت را به او واگذارد، اما حامیان یهودی و رومی وی و دستیارانش او را سرزنش می کنند.
آنها با بسیج نیروهای خود با امام (ع) و سپاه وی درگیر نبردی بزرگ می شوند، نبردی که محورهای ساحلی آن، از عکا در فلسطین گرفته تا انطاکیه در ترکیه و در داخل از طبریه(1) تا دمشق و قدس را فرا می گیرد...
در این هنگام خشم الهی بر نیروهای سفیانی و یهودی و رومی فرود آمده و به دست مسلمانان کشته می شوند، به گونه ای که اگر یکی از آنان در پشت صخره ای پنهان شود، آن صخره بانگ برآورد: ای مسلمان، در اینجا فردی یهودی مخفی شده او را هلاک کن.
در این لحظه ظفر و یاری خداوند بر امام مهدی (ع) و مسلمانان به ارمغان آمده پیروزمندانه وارد قدس می گردند.
غربیان مسیحی به طور ناگهانی مواجه با شکست یهودیان و نیروهای پشتیبان آنها به دست با کفایت آن حضرت می شوند، از این رو آتش خشم آنان برافروخته شده و علیه امام (ع) اعلان جنگ می دهند.
ولی ناگاه حضرت مسیح علیه السلام از آسمان به قدس فرود آمده و با سخنان خویش جهانیان و بویژه مسیحیان را مورد خطاب قرار می دهد.
فرود آمدن حضرت مسیح (ع) برای جهانیان علامت و نشانه ای است که موجب شادی مسلمانان و ملتهای مسیحی خواهد گردید.
به نظر می رسد که حضرت مسیح (ع) میان حضرت مهدی (ع) و غربی ها وساطت نموده، قرارداد صلحی به مدت هفت سال بین دو طرف بسته می شود.
بین شما و رومیان چهار پیمان صلح برقرار می شود که چهارمین آنها به دست مردی از (خاندان) هرقل، انجام می پذیرد و هفت سال به طول می انجامد. مردی از عبدالقیس به نام مستور بن غیلان پرسید: این پیامبر خدا پیشوای مردم در آن روز چه کسی خواهد بود؟ فرمود: مهدی از فرزندانم، که مردی چهل ساله بنظر می رسد، چهره اش چون ستاره تابان می درخشد، بر گونه راست او خالی وجود دارد، و در حالی که دو قبای قطوانی(2) به تن دارد همچون مردان بنی اسرائیل جلوه می کند، وی گنجینه های زمین را استخراج نموده و شهری شرک آلود را آزاد می سازد.
آنگونه که در بعضی روایات آمده غربی ها پس از دو سال پیمان صلح را می شکنند. شاید انگیزه این پیمان شکنی، ترس و وحشتی است که حضرت مسیح (ع) در اثر ایجاد موج همبستگی مردمی در بین ملتهای آنان بوجود می آورد. بسیاری از غربیها به آئین اسلام گرویده و حضرت مهدی (ع) را مورد حمایت و تأیید خویش قرار می دهند.
لذا رومیان در یک هجوم ناگهانی با نزدیک به یک میلیون سرباز به سرزمین شام و فلسطین یورش می آورند.
آنگاه با شما پیمان شکنی نموده و با ارتشی متشکل از هشتاد لشکر و هر لشکر دوازده هزار سرباز به سوی شما گسیل می شوند
و نیروهای اسلام رویاروی آنان قرار گرفته و حضرت مسیح موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدی (ع) اعلام داشته و پشت سر وی در قدس نماز می گزارد.
نبرد با رومیان (غربیها) در همان محورهای نبرد آزادی قدس، از عکا تا انطاکیه، و از دمشق تا قدس و مرج دابق(3) روی خواهد داد که شکستی سخت متوجه رومیان و پیروزی بزرگ و آشکاری نصیب مسلمانان می گردد.
پس از این کارزار دروازه های پیروزی جهت فتح نمودن اروپا و غرب مسیحیت، به روی آن حضرت گشوده می شود... و ظاهراً بسیاری از کشورها به وسیله انقلاب ملتهای خودشان فتح می گردد، چرا که ملتها حکومتهای خود را که مخالف حضرت مهدی و مسیح علیهماالسلام است سرنگون ساخته و حکومتهای طرفدار آن حضرت را برپا می دارند.
بعد از فتح غرب توسط امام (ع) و در آمدن آن تحت فرمانروائی آن حضرت، و اسلام آوردن بیشتر مردم آن سامان، حضرت مسیح علیه السلام رحلت نموده و حضرت مهدی (ع) و مسلمانان بر پیکر او نماز می گزارند، و آنطور که روایات می گوید، امام علیه السلام مراسم دفن و نماز خواندن بر بدن وی را آشکارا در حضور مردم انجام می دهد، تا همچون بار اول درباره او سخن ناروا نگویند، سپس پیکر پاک او را با پارچه ای که دست بافت مادرش مریم صدیقه علیهما سلام است کفن نموده و در جوار مزار شریف در قدس به خاک می سپارد.
پس از فتح جهان توسط آن حضرت و یکپارچگی تمام دولتهای جهان به صورت یک حکومت اسلامی... امام (ع) جهت تحقق بخشیدن به اهداف الهی در ابعاد گوناگون و در میان ملتهای جهان اقدام می کند، و برای تعالی بخشیدن و شکوفائی زندگی مادی و تحقق توانگری و رفاه همگان قیام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش، و بالا بردن سطح آگاهی دینی و دنیایی مردم می کوشد...
طبق برخی روایات، میزان افزایش دانشی را که آن حضرت بر دانش مردم اضافه می کند، به نسبت 25 به 2 است، یعنی اضافه بر 2 جزء از علم را که قبلا" دارا بوده اند 25 جزء دیگر را بر آن افزوده و به طور کلی دانش بشر 27 جزء خواهد شد.
هم چنانکه در زمان آن حضرت پای ساکنان زمین به سوی ساکنان کرات گشوده می شود بلکه مرحله گشوده شدن درهای عالم غیبت به روی این جهان مادی ما آغاز می گردد، که انسانهائی از بهشت به زمین می آیند که برای مردم اعجاز آور و خارق العاده خواهد بود.
و در روزگار آن حضرت و بعد از آن شماری از پیامبران و امامان علیهم السلام به زمین باز خواهند گشت و تا هر زمان که اراده حق تعالی باشد فرمانروایی خواهند نمود. و این امر از نشانه های رستاخیز و مقدمات آن می باشد.
به نظر می رسد که جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او یک حرکت انحرافی بهره گیری از پیشرفت علوم و حالت رفاهی باشد که در زمان امام (ع) جامعه بشری به آن دست می یابد تا، دجال از روشهای پیشرفته چشمبندی، برای فریب جوانان پسر و دختر و زنان که بیشتر پیروان او را تشکیل می دهند، استفاده می کند.
از این رو در جهان موجی از فتنه و آشوب بوجود می آورد که فریبکاری های او را باور می کنند، اما حضرت مهدی (ع) نیرنگ های وی را آشکار ساخته و به زندگی او و هوادارانش خاتمه می بخشد.
این بود دورنمائی کلی از حرکت و انقلاب جهانی حضرت مهدی موعود(ع)... اما روزگاری که این حوادث در آن رخ می دهد، آشکارترین نشانه ها و رویدادهای آن از زبان روایات چنین است:
نخست فتنه ای است که بر امت اسلامی پیش می آید و روایات، آن را آخرین و سخت ترین فتنه ها توصیف می کند که بر آنان وارد شده، و با ظهور امام (ع) برطرف می گردد.
نکته قابل توجه این است که تمام ویژگیهای کلی و مشروح این آشوب با فتنه و سلطه غربی ها و نیز کشورهای شرقی هم پیمان با آن در آغاز این قرن، تطبیق می کند چه اینکه این آشوب سراسر ممالک اسلامی و تمام خانواده های آنان را دربر می گیرد.
خانه ای وجود ندارد، مگر این که آن فتنه داخل آن شده و هیچ مسلمانی نمی ماند مگر اینکه مورد آسیب آن واقع می شود.
ملت های کافر برکشورهای مسلمانان هجوم می آورند، آنگونه که گرسنگان آزمند بر سفره چرب و رنگین حمله می کنند.
به هنگام آن فتنه و آشوب گروهی از غرب و گروهی از شرق آمده و بر امت من حکمرانی کنند.
این فتنه از سرزمین شام، سرزمینی که دشمنان ما سلطه گری استعماری سیاه خویش را از آنجا آغاز نموده، و آن را کانون پرتو افکن تمدن می نامند شروع می شود در نتیجه آشوبی به پا می شود که در زبان روایات به فتنه فلسطین از آن یاد شده، آشوبی که کشور شام در اثر آن، هم چون آب درون مشک به هم می خورد.
چون فتنه فلسطین برپا شود منطقه شام دچار آشفتگی و نابسامانی گردد، مانند بهم خوردن آب در مشک، و آنگاه که زمان پایانش فرا رسد پایان یافته و اندکی از شما پشیمان می شوید.
روایات، نسل ها و فرزندان مسلمان را بدین گونه توصیف می کند: که آنان با فرهنگ این فتنه و آشوب نشو و نما می کنند به گونه ای که از دیگر فرهنگ ها بی اطلاع می مانند... و فرمانروایان ستمگری که با احکام کفر و هوا و هوس بر مسلمانان حکمرانی نموده و آنان را با بدترین وضعی شکنجه می دهند.
احادیث شریف، به وجود آورندگان این آشوب را رومیان (غربیها) و ترکان که ظاهراً مراد از آنان (روسها) باشند، نام برده، و آنگاه که حوادث بزرگی در سال ظهور حضرت مهدی (ع) رخ می دهد، آنان نیروهای خود را در رمله فلسطین و در انطاکیه در ساحل ترکیه - سوریه و در جزیزه، واقع در مرزهای سوریه - عراق - ترکیه، مستقر می سازند.
زمانیکه روم و ترک (روسیه و غرب) علیه شما شورش... و با یکدیگر نیز مخالفت و کشمکش می نمایند و جنگ و درگیری ها در جهان رو به افزایش می رود، هواداران ترکان، جهت استقرار در جزیره و خوارج روم به انگیزه فرود آمدن در رمله به حرکت در می آیند
هم چنین در روایات آمده که آغاز ظهور آن بزرگوار از ایران خواهد بود.
نقطه آغاز ظهور او از سوی مشرق است و چون آن هنگام فرا رسد، سفیانی خروج می کند.
یعنی، آغاز مقدمات و زمینه ظهور آن حضرت بدست طرفداران سلمان فارسی، یاران درفش های سیاه انجام پذیرفته و نهضت آنان به دست مردی از قم به وجود می آید.
مردی از قم قیام نموده و مردم را به حق دعوت می نماید. گروهی که گرد او جمع می شوند، دلهاشان چون پاره ای آهن محکم و استوار است و آنچنان نستوه اند که از تند بادها و طوفانهای کارزار نمی هراسند، و از نبرد خسته و افسرده نشده و وحشتی به دل راه نمی دهند، و همواره توکل و اتکاء آنها به خداوند است و فرجام نیکو از آن تقواپیشگان خواهد بود.
آنان پس از بپاخاستن و به وجود آوردن انقلابشان از دشمنان خود (ابرقدرتها) می خواهند که آنها را به حال خود رها نموده و در امور آنها دخالت نکنند، اما آنان بر این امر اصرار دارند.
حق را می جویند، به آنان سپرده نمی شود، بار دیگر خواستار آن می شوند دیگر بار نیز سپرده نمی گردد. با مشاهده این وضع سلاح بر دوش گرفته، و به مبارزه ادامه می دهند تا خواسته آنها را عملی می نمایند ولی این بار اینان نمی پذیرند، تا اینکه قیام نموده.... و پرچم نهضت را به دست صاحب شما یعنی (حضرت مهدی (ع) می سپارند، و کشته های آنان شهیدان راه حق هستند
و به گفته روایات آنها سرانجام در جنگ طولانی خود پیروز گشته و دو شخصیتی که وعده داده شده در بین آنان ظاهر می شوند. که یکی خراسانی بعنوان فقیه و مرجع، یا رهبر سیاسی، و دیگری شعیب بن صالح که جوانی گندم گون، با ریش کم پشت از اهالی ری، می باشد به عنوان فرمانده نظامی می باشد.
با سپردن این دو شخصیت پرچم اسلام را به حضرت مهدی (ع)، با نیروهای خود در نهضت آن حضرت شرکت می نمایند. و شعیب بن صالح به سمت فرماندهی کل قوای حضرت مهدی (ع) نائل می گردد.
هم چنین روایات از حرکتی یاد می کند که در سوریه توسط عثمان سفیانی که از هواداران رومیان و هم پیمان با یهود است برپا شده و وی سوریه و اردن را یک پارچه در قلمرو حکومت خویش در می آورد.
خروج سفیانی امری حتمی است که از آغاز تا انجام آن پانزده ماه به طول می انجامد. شش ماه آن را به جنگ و کشتار پرداخته و با به تصرف در آوردن پنج منطقه، نه ماه کامل بر آن مناطق فرمانروائی می کند.
طبق گفته روایات آن مناطق پنجگانه علاوه بر سوریه و اردن، احتمالاً لبنان را نیز در بر می گیرد.
این وحدت نامیمونی است که توسط سفیانی در کشور شام به وجود می آید، زیرا که هدف آن ایجاد یک خط دفاعی (عربی) از اسرائیل، و پایگاهی برای رویاروئی با ایرانیان و زمینه سازان حکومت حضرت مهدی (ع) می باشد.
از این رو سفیانی اقدام به اشغال و تصرف عراق نموده و نیروهای وی وارد عراق می گردند.
او تعداد یکصد و سی هزار نیرو را به کوفه اعزام می نماید و آنها در محلی بنام روحاء و فاروق فرود می آیند، آنگاه شصت هزار تن از آنان روانه کوفه شده و در محل مقبره حضرت هود (ع) در نخیله منزل می کنند، و گویا من سفیانی (و یا همراه و یار او) را می بینم که در کوفه و در زمینهای پهناور و سرسبز شما رحل اقامت افکند و منادی او بانگ برمی آورد که هر فردی سر شیعه علی را بیاورد هزار درهم به او داده می شود، در این هنگام است که همسایه به همسایه اش حمله ور شده و می گوید این شخص از زمره آنان است.
آنگاه سفیانی را به پرکردن خلأ سیاسی که در حجاز بوجود آمد وادار می نمایند و برای مبارزه و نابودی حکومت حضرت مهدی (ع) که زبانزد مردم بوده و انتظار آغاز آن را از مکه دارند، حکومت سفیانی را تقویت می نمایند.
از این رو سفیانی سپاه خود را به حجاز گسیل داشته و نیروهایش با ورود به شهر مدینه در آنجا دست به فساد زده و سپس آهنگ مکه می نمایند، جائی که حضرت مهدی (ع) نهضت خویش را از آن مکان آغاز نموده است. پس از آن معجزه ای که پیامبر (ص) در مورد سپاه سفیانی قبل از رسیدن به مکه وعده داده است، یعنی فرو رفتن به زمین، رخ خواهد داد.
پناهنده ای به خانه خدا پناه می برد، آنگاه سپاهی به سوی او فرستاده می شود، همین که به بیابان مدینه می رسند در زمین فرو می روند.
پس از آن سفیانی بعد از شکست از ایرانیان و یمنی ها در عراق، و شکستی که در حجاز به دست حضرت مهدی (ع) به واسطه معجزه فرو رفتن در زمین نصیب او می گردد، عقب نشینی می کند و جهت رویاروئی با پیشروی امام (ع) که با سپاه خویش راهی دمشق و قدس می باشد، به جمع آوری و بازسازی نیروهای خود در داخل کشور شام می پردازد.
روایات این نبرد را حماسه ای بزرگ دانسته که از عکا تا صور و انطاکیه در ساحل دریا، و در داخل منطقه، از دمشق تا طبریه و قدس امتداد می یابد.
در این گیرودار خشم خداوند بر سفیانی و همدستان یهودی و رومی (غربی) وی فرود آمده و پس از شکستی سخت و کوبنده، سفیانی به اسارت در آمده و کشته می شود، آنگاه حضرت مهدی (ع) به همراهی مسلمانان وارد قدس می گردد.
هم چنانکه روایات نهضت دیگری را که زمینه ساز حکومت آن حضرت بوده و در یمن پدید می آید، یاد نموده و رهبر آن نهضت یمنی را ستوده و یاری نمودن وی را بر مسلمانها واجب می شمارد:
در بین پرچمها هیچ پرچمی از درفش یمنی هدایت کننده تر نیست پس از خروج یمنی فروش سلاح به مردم حرام است و چون خروج کند و به یاری او بشتاب زیرا که درفش او درفش هدایت است. جایز نیست هیچ مسلمانی از آن سرپیچی نماید که اگر چنین کند اهل آتش خواهد بود، چرا که یمنی مردم را به حق و راه راست فرا می خواند.
چنانکه روایات، از ورود نیروهای یمنی به عراق جهت یاری ایرانیان در برابر نیروهای سفیانی خبر می دهد و ظاهراً وی و سپاهیانش در یاری نمودن حضرت مهدی (ع) در حجاز نقش مهمی را ایفا می کنند.
هم چنین از نهضت مردی مصری قبل از خروج یمانی و سفیانی به میان آمده و جنبشی دیگر را به فرمانده ارتش مصر، و حرکتی را به قبطیان اطراف مصر نسبت می دهد. آنگاه ورود نیروهای غربی یا مغربی را به مصر، و به دنبال آن خروج سفیانی را در کشور شام خاطرنشان می سازد.
و نیز از روایات چنین بر می آید که حضرت مهدی (ع) برای مصر موقعیت تبلیغی خاصی در سطح جهان قرار می دهد و آنجا را به عنوان منبر سخنرانی خویش انتخاب می فرماید و سپس کیفیت ورود آن حضرت و یارانشان را به مصریان می نماید:
آنگاه آنان (مهدی (ع) و یارانشان) وارد مصر شده و حضرت بر فراز منبر آن قرار می گیرد و با مردم سخن می گوید: زمین بر اثر عدل و داد رونق و نشاط تازه ای به خود گرفته، و آسمان باران رحمت خود را فرو می بارد، درختان بارور شده و زمین گیاهان خود را می رویاند و زینت بخش ساکنان خود می گردد، حیوانات وحشی به گونه ای در آرامش و امنیت بسر می بردند که همچون حیوانات اهلی می توانند در همه جا آسوده بچرند. دانش در دل مؤمنان آن چنان جای گزین می شود که هیچ مؤمنی از لحاظ علمی به برادر دینی اش نیاز پیدا نمی کند. آن روز، مصداق این آیه شریفه یغنی الله کلاً من سعته (خداوند همگان را از غنای بی کران خویش توانگر می سازد) آشکار می گردد.
اما در مورد کشورهای اسلامی مغرب، بنا به گفته روایات، نیروهایی از آنجا وارد سرزمین شام و چه بسا مصر گردیده، و برخی از آنها داخل عراق می شوند.... و مأموریتهای آنان همچون مأموریت نیروهای بازدارنده عرب و یا بین المللی است که به نفع اسلام و مسلمانان نخواهد بود. این نیروها در شام با نیروهای ایرانی و زمینه سازان دولت حضرت مهدی (ع) رویاروی شده و با یکدیگر به زد و خورد می پردازند. پس از آن به سوی اردن عقب نشینی نموده، و باقیمانده آن بعد از خروج سفیانی عقب نشسته و یا به او می پیوندند. و سپس به کمک دولت مصر که با قیام مردم خود روبرو شده، و یا به یاری نیروهای غربی که اندکی قبل از خروج و حرکت سفیانی در شام وارد سرزمین مصر شده اند می شتابند.
روایت مربوط به عصر و زمان ظهور حضرت (ع) خاطرنشان می سازد که یهودیان در آخرالزمان در روی زمین ایجاد فساد و فتنه نموده و گرفتار تکبر ورزی و خود بزرگ بینی می گردند. آنگونه که خداوند در قرآن آنان را وصف نموده، این خوی برتری جوئی به دست پرچمدارانی که از خراسان خروج می نمایند نابود می گردد.
چرا که هیچ چیز نمی تواند آنان را از تصمیم خود برگرداند تا آنکه درفش های خود را در قدس به اهتزاز در آورند.
و ایرانیان قومی هستند که به زودی خداوند متعال آنان را علیه یهودیان برخواهد انگیخت.
ما بندگان نیرومندی از خود را علیه شما بر می شورانیم
روایات، هلاکت موعود یهودیان را که در یک وهله و یا چندین وهله پیش از ظهور حضرت (ع) و بعد از آن اتفاق می افتد، مشخص ننموده، اما آخرین مرحله آن را وصف می نماید که به دست توانای حضرت مهدی (ع) و سپاهیان وی که بیشتر آنها ایرانی هستند به هلاکت می رسند.
و این رویداد به صورت کارزاری بزرگ است که در آن عثمانی سفیانی حاکم سرزمین شام در کنار یهودیان و رومیها و در خط مقدم دفاعی آنان قرار داد.
بنا به نقل روایات، امام مهدی (ع) نسخه های اصلی تورات را از درون غاری در انطاکیه و کوهی در فلسطین و از دریاچه طبریه بیرون آورده و با استناد به آن یهودیان را محکوم نموده و نشانه و علامتها و معجزات را برای آنان آشکار می سازد.
برخی از یهودیان که بعد از نبرد آزادی قدس جان سالم بدر برده اند تسلیم آن بزرگوار شده و کسانی که تسلیم نمی شوند از کشورهای عربی اخراج می گردند.
آنطور که از روایات استفاده می شود، اندکی قبل از ظهور حضرت، جنگی جهانی بین رومیان و ترکان یعنی غربیها و روسیه رخ می دهد که سبب آغاز آن از ناحیه مشرق است و از پاره ای دیگر از روایات چنین برمی آید که جنگ مزبور به صورت جنگهای منطقه ای خواهد بود.
در سال ظهور آن حضرت (ع) جنگهای زیادی در روی زمین به وقوع می پیوندند که خسارتهای آن متوجه آمریکا و اروپا می گردد.
آتش جنگ در مغرب زمین همچون شعله ور شدن آتش هیزم بسیار برافروخته می گردد، بین مردم شرق و غرب و حتی مسلمانان ایجاد اختلاف می شود، و مردم در اثر هراس و وحشتی که دارند با رنج و گرفتاری سختی روبرو خواهند شد
هم چنین روایات خبر می دهد که زیانهای جانی و تلفات این جنگ بعلاوه بیماری طاعون که پیش از جنگ و پس از آن شیوع پیدا می کند، به دو سوم ساکنان زمین می رسد، و این خسارتها به مسلمانان وارد نمی گردد مگر به صورت غیر مستقیم.
این حادثه رخ نمی دهد مگر اینکه دو سوم مردم جهان از بین می روند، پرسیدم: وقتی دو سوم مردم از بین بروند چه کسی باقی خواهد ماند؟ فرمود: آیا شما نمی خواهید جزء یک سوم باقی مانده باشید؟
پاره ای روایات، اشاره دارد به اینکه این نبرد در چند مرحله انجام می پذیرد، و آخرین مرحله آن بعد از ظهور حضرت مهدی (ع) و آزاد سازی حجاز توسط آن بزرگوار و ورود او به عراق خواهد بود.
البته آزاد نمودن حجاز مربوط به نابسامانی و خلأ سیاسی و بحران حکومت در آن جاست که مشروح آن در فصلهای بعدی خواهد آمد.