فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

بخش 19 : سیره عملی و روش شخصی امام مهدی علیه السلام

امام مهدی علیه السلام، چون همه پیامبران و رهبران راستین و شایسته الهی، بسیار ساده زیست است، لباسهای درشت و کم بها می پوشد. و خوراک خشک و ناگوار می خورد. با آسایش و تن آسایی هیچ آشنایی ندارد، با کام و کاموری بیگانه است. چون پیامبران از هرگونه تعظیم و بزرگداشت و ستایش پرهیز دارد. و به معنای واقعی کلمه، زاهد است، و جز به ضروریات این زندگی - در حد بسیار پایین آن - تن نمی دهد، و در سطح پایین ترین طبقات، بلکه دشوارتر از آنان زندگی می کند. در زهد ورزی و وارستگی امام مهدی علیه السلام را به حضرت یحیی علیه السلام تشبیه کرده اند، زیرا که آن پیامبر بزرگ زاهدترین و عابدترین مردم زمان خود بود. امام قائم علیه السلام نیز زاهدترین و عابدترین مردمان است. دیگر بار اخلاق و رفتار والای پیامبران و امامان آشکار می شود، و امام مهدی علیه السلام تجلی دوباره زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، و امام علی علیه السلام و دیگر امامان علیه السلام است، و لباس و خوراک و خانه و کاشانه او یادآور لباس و خوراک و خانه کوچک و بینهایت ساده پیامبر صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام است.(395)
آری! رهبری جامعه انسانی چنین سیره و روشی را نیز لازم دارد، و در فکر آسایش خلق بودن و لحظه ای برای آنان نیاسودن، شرط اصلی آن است. آنان که در زندگی های مرفه و آسوده بسر می برند، و با شادی و شادخواری روزگار می گذرانند، و دم از آسایش خلق و رفاه توده های رنجدیده انسانی می زنند، راهی به گزافه می روند و سخنی یاوه می گویند، و ادعایی پوچ و پوک دارند. در احادیث ما که ترسیمگر وضعیت زندگی شخصی آن امام بزرگ است، بر همانندی و همسانی زندگی وی با زندگی بسیار ساده امام علی علیه السلام - و همچنین زندگی بسیار ساده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله - تأکید شده است.
امام صادق علیه السلام:
ما تستعجلون بخروج القائم، فوالله لباسه الا الغلیظ، و لا طعامه الا الجشب...(396)
- به چه جهت درباره خروج قائم عجله دارید؟ به خدا سوگند، او جامه ای درشت می پوشد، و خوراک خشک و ناگوار می خورد...
تعبیر نفی و استثنا در زبان عرب حصر را می رساند. یعنی روش زندگی مهدی علیه السلام منحصراً روشی زاهدانه است.
امام صادق علیه السلام:
(قال الفضل): کنت عند ابی عبدالله علیه السلام بالطواف فنظر الی و قال لی: یا مفضل! مالی اراک مهموماً متغیر اللون؟ قال: فقلت له: جعلت فداک! نظری الی بنی العباس و ما فی أیدیهم من هذا الملک و السلطان و الجبروت، فلو کان ذلک لکم لکنا فیه معکم. فقال: یا مفضل اما لو کان ذلک، لم یکن الا سیاسة اللیل و سیاحة النار، اکل الجشب و لبس الخشن، شبه امیرالمؤمنین علیه السلام، و الا فالنار.(397)
- مفضل (راوی معروف) می گوید: سالی در حج، به هنگام طواف، خدمت امام جعفر صادق بودم. در اثنای طواف، امام نگاهی به من کرد و فرمود: چرا اینگونه اندوهگینی و برافروخته ای؟ گفتم: فدایت شوم، بنی عباس و حکومتشان را می بینم و این مال و این تسلط و این قدرت و جبروت را. اگر این همه در درست شما بود، ما هم با شما در آن سهیم بودیم. امام فرمود: ای مفضل! بدان، اگر حکومت در دست ما بود، جز سیاست شب (عبادت، اقامه حدود و حقوق الهی و حراست مردم) و سیاحت روز (سیر کردن و رسیدگی به مشکلات مردم و...) و خوردن خوراکهای خشک و نامطبوع و پوشیدن جامه های درشت، یعنی جز همان روش امیرالمؤمنین، چیزی در کار نبود، که اگر جز این عمل شود، پاداش آن، آتش دوزخ است.
در سخن امام صادق علیه السلام، فلسفه پذیرش چنین زندگی دشوار و ناگواری، مبیین شده است، و آن مسؤولیت بزرگ اداره جامعه و سامان بخشیدن به وضع زندگی انسانها است. دستیابی به چنین آرمانی بزرگ، فداکاریها و گذشتهای فراوانی لازم دارد. و تحمل رنجها و دشواریهای بزرگی را می طلبد. امام مهربانی که از پدر و مادر و برادر به انسان مهربانتر است، و پشت خمیده انسان را در زیر بار دشواریهای زندگی اعصار و قرون دیده است، و با دردهای آنسان بهتر از خود او آشنا است، و تاریخ رنج آور محرومان چون تابلوی روشن در برابر دیدگان او قرار دارد، و در احساس لطیف الهی او همه این دردها و رنجها منعکس است نمی تواند لحظه ای بیاساید و تن به راحتی و آسایش سپارد.
حضرت امام ابوالحسن الرضا علیه السلام، در تعلیمی والا و ارزنده، ویژگیهای آن دوران و سیره شخصی امام مهدی علیه السلام را بروشنی ترسیم کرده است:
معمر بن خلاد: ذکر القائم عند ابی الحسن الرضا علیه السلام فقال: انتم ارخی بالا منکم یومئذ قالوا: و کیف؟ قال: لوقد خرج قائماً علیه السلام لم یکن الا العلق و العرق؛ و النوم علی السروج، و ما لباس القائم علیه السلام الا الغلیظ، و ما طعامه الا الجشب.(398)
- معمر بن خلاد می گوید: نام (امام قائم علیه السلام در مجلس امام رضا علیه السلام به میان آمد. امام فرمود: شما امروز سبکبال تر از آن روز هستید. گفتند؟ چگونه چنین است؟ فرمود: اگر قائم ما قیام کند خون است و عرق ریختن، و خوابیدن بر مرکبها در میدانهای مبارزه.(399) و قائم علیه السلام، جز جامه درشتناک نخواهد پوشید، و جز خوراک درشتناک نخواهد خورد.
آری اصلاح جامعه مطلبی است، و دنبال خواسته ها رفتن و آنها را تأمین کردن، مطلبی دیگر... و امام مهدی علیه السلام، چون نیاکان خود به هرکس هر چه خواست می بخشد، و به سؤال سائلی نه می گوید، و کسی دست خالی از نزد او باز نمی گردد. همه اقدام و عمل و فکر و ذکر و گفتار و کردار او الهی است و جز خدا و رضای او خواسته ای ندارد. از اینرو در برابر زحمتها و کوششها و رنجهایی که برای انسانها می کشد و فداکاریهایی که می کند، پاداشی در نظر ندارد، حتی ستایش و تشکری از کسی نمی خواهد.
امام مهدی علیه السلام داعی حق و گسترنده عدل است. همه کارها و برنامه های او بر محور اصول عدالت دور می زند، و باطن بیکرانه و خدایی او کانون اصلی عدالت اخلاقی و تعادل و توازن معنوی است. همه دوستیها، دشمنیها، حب و بغضها، صبرها، مقاومتها، خشمها، خروشها و جود و بخششها، همه و همه، در چارچوب قانون عدل و عدلت قرار دارد، و ذره ای در احوال شخصی پای از حد و مرز دقیق عدالت بیرون نمی نهد، او نخست عدل را در درون خود پیاده کرده است، و سپس به پیاده کردن آن در جامعه و جهان دست می یازد.

بخش 20 : تداوم راه پیامبر صلی الله علیه و آله

امام مهدی علیه السلام، تداوم بخش راه پیامبران و تحقق دهنده اصول رسالتهای الهی است. او در خط اصلی وحی آوران گام بر می دارد، و تمام تعالیم آنان را در همه بخشهای زندگی جامه عینیت و عمل می پوشد. راه و روش او، راه و روش پیامبران است.
با نگرشی کلی به راه و روش پیامبران و اصول تعالیم ایشان، بویژه تعالیم پیامبر اسلام، به اصول و آرمانها و تعالیمی بر می خوریم که در دوران گذشته تاریخ نافرجام ماند، و در عینیت زندگی پدیدار نگشت، و اگر پدیدار گشت چندان پایدار نماند و تداوم نیافت. یعنی انسانهای گذشته، یا از آن تعالیم دور ماندند، یا مستعد آنها نبودند، یا قدر آنها را ندانستند. این تعالیم و اصول و معیارها می رود که در دوران رستاخیز آخرین مصلح الهی و آخرین ذخیره خدایی تحقق یابد، و در سراسر زندگیها، جامعه ها، آبادیها - بدون اندک کم و کاست - عملی گردد، و همه ابعاد زندگی انسان را رنگ و جهتی خدایی بخشد، و معیارهای بحق و انسانی را بر همه بخشهای زندگی آدمیان حاکم سازد.
تأثیر نهضتهای انبیا، در فرهنگ بشری انکار ناپذیر است. به طوری که می توان گفت حرکت تکاملی انسان، و فراز گرایی اجتماعات و تمدنها، در پرتو تعالیم ادیان صورت گرفته است، و تعالیم مذاهب آسمانی، خاستگاه اصلی همه پیشترفتهای اخلاقی، تربیتی، اجتماعی و حتی علمی بشری بوده است. نخستین روزنه ها به شناخت و کشف و مجهولات، در برابر بشریت، از معابد گشوده گشت، و عظمت جهان و امکان شناخت اسرار و رموز آن به وسیله ادیان شناسانده شد. سر رشته نخستین شناختها و راه رسیدن به آن نیز به دست پیامبران به بشریت ارائه گشت. این ادیان الهی بودند که گرایش به خرافات و پندارهای و هم گونه و باطل را کنار زدند، و حقایق سره و ناب و خالص را به بشریت آموختند، و بررسی علل و اسباب واقعی و روابط موجود میان پدیده های طبیعت را در آموزشهای خویش تعلیم دادند، و راه شناخت درست خدا را، از راه شناخت آیات طبیعت پدیده های آن اعلام کردند. ادیان الهی، در حقیقت پایه گذاران مکتبهای علمی، حقوقی، اخلاقی، تربیتی، اجتماعی و...بودند. برای محققان و انسان شناسان، و تاریخ نگاران بسیار دشوار است که بشریتی را ترسیم کنند که از تعالیم ادیان و کتابهای آسمانی جدا باشد. چون بدون این جریان نیرومند الهی و انسانی، که زیر بنای اصلی حرکت فکر و فرهنگ و تربیت در بستر تاریخ است: بیگمان به فرهنگ و تاریخی نتوان دست یافت که قابل ذکر باشد، و صفحاتی را ویژه خویش سازد.(400) از این رو: بی تردید می توان گفت که همه پدیده های مثبت و سازنده و اصول مترقی و سعادت بخش در اجتماعات کنونی: زاده از تمدنها و فرهنگهایی است که ادیان و بویژه اسلام از بانیان اصلی آن بودند، و الهام از اصولی است که پیامبران به ارمغان آوردند.
بنابر مطالب یاد شده، و بر اساس پیوند ناگسستنی حلقات تاریخ: رشد و تکامل امروز انسان: بار و برگ درختی است که دیروز و دیروزها کاشته شده است، و در نگرشی به دیروز و دیروزها: کار اصولی و زیر بنایی آموزشهای وحی، بویژه اسلام، در طول تاریخ: انکارناپذیر است.
با این وجود: اکنون سخن بر سر این مطلب است که آیا کوششهای پیامبران و تعالیم آموزگاران وحی، و به نتیجه مطلوب و نهایی رسید، و هدف ادیان بخصوص اسلام تحقق یافت، و شکل نهایی جامعه هایی که در ادیان و اسلام و ترسیم گشت، به پیدایی آمد، و انسان آرمانی و اجتماع بشری ایده آل، در عینیتهای ملموس و متن اجتماعات، دیده شد یا نه؟
پاسخ این پرسش منفی است. چنین انسانها و اجتماعاتی که تصویری از آموزشهای وحی باشد، بطور فراگیر و عمومیت یافته پدید نیامد، لیکن نوید پدید آمدن آنها در آینده داده شد، و زمینه های اساسی برای حرکت نهایی و آرمانی آینده فراهم گردید، و تجربه گسترده انسان در اعصار و قرون گذشته و تشنگی و عطش آدمیان، آمادگی لازم را برای چنین دوران و تحقق چنین آرمانهایی پدید آورد؛ بطوری که بدون این زمینه ها و درکها و احساسها و تجربه ها و گذشته ها، تربیت چنین انسانها و تشکیل چنین اجتماعاتی امکان نداشت. از این رو با قاطعیت می توان گفت که ادیان در عین حال که در محیط و جامعه های خود تاثیرهایی اصولی داشتند، و هر یک حلقه ای از یک زنجیر را در تداوم تاریخ ساختند، در ارتباط با آینده نیز برای رشد تمدن بشری زمینه ساز بودند. اسلام نیز که دنباله حرکت ادیان و تکامل آن بود، خود زمینه ساز حرکتی عظمیم تر است، که تحقق بخش همه اهداف و آرمانهای ادیان الهی است، و مبشر پدید آمدن الزمان داده اند، لیکن اسلام به خاطر نزدیکی زمانی و بدلیل اینکه جامعه آرمانی موعود از دامن اسلام بر می خیزد، و تعالیم و پیشوایان اسلام سازندگان حقیقی آن رستاخیز عظیم هستند، بشارات صریحتر و بیشتری به پدید آمدن آن دوران داده است. و از پیشوای موعود که تحقیق بخش کامل همه خواسته های پیامبران و اسلام است فراوان سخن گفته است، و به این ذخیره بزرگ الهی و رسالت عظیم و جهانی او نویدها داده است.
این یکی از امتیازهای اسلام است که از آینده ای چنین روشن و امید بخش پرده برداشته و تحقیق آن را حتمی دانسته است. از اینرو تعالیم اسلامی بویژه تعالیم شیعه درباره آینده و امام موعود (ع)، و روشها و اقدامها و برنامه های او، از امید آفرین ترین بخشهای تعالیم اسلام است که از فرجام خوش تاریخ و سرانجام دلپذیر و آرمانی زندگی انسان، سخن گفته و مژده آن را داده است.
برنامه ها و راه و روشهایی که در این کتاب یاد شد، همه و همه، راه و روشهای پیامبران است، که در دستور کار امام موعود علیه السلام قرار دارد و امام - این بقیه الله و ذخیره الله و این تنها یادگار همه انبیا و اولیا - و وارث این معارف و تعالیم و مجری سازش ناپذیر آنها است. افزون بر آن نیز مسائل و اموری خواهد بود که در دوران دعوت اسلام زمینه ارائه و اجرای آن نبوده است، و در زمان رستاخیز امام مهدی علیه السلام زمینه ها و شرایط آن پدید می آید و همه به دست امام منجی مطرح می گردد و در متن جامه ها عملی می شود. پس اینکه امام مهدی علیه السلام خویش را وارث پیامبران و نزدیکترین مردم به انبیا و اولیا می شمارد، برای همین است که او تنها انسانی است که شایستگی و توان آن را دارد که راه انبیا را دنبال کند، و آرمانهای ایشان را عینیت و تحقق بخشد.
امام صادق علیه السلام:
ان القائم اذا خرج المسجد الحرام فیستقبل الکعبه، و یجعل ظهره الی المقام، ثم یصلی رکعتین، ثم یقوم فیقول: یا ایها الناس! انا اولی الناس بادم، یا ایها الناس! انا اولی الناس بابراهیم، یا ایها الناس! انا اولی الناس باسماعیل، یا ایها الناس! انا اولی الناس بمحمد (ص)....(401)
چون مهدی به در آید، به مسجد الحرام رود، و رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد، و دو رکعت نماز گزارد، آنگاه فریاد بر آورد:
ای مردمان! منم یادگار ابراهیم، و یادگار اسماعیل، و یادگار محمد (ص)...
امام باقر(ع):
... والقائم یومئذ بمکه عند الکعبه... یقول فمن حاجنی فی آدم فانا اولی الناس بآدم، و من حاجنی فی نوح فانا اولی الناس بنوح، و من حاجنی فی ابراهیم فانا اولی الناس بابراهیم، و من حاجنی فی محمد فانا اولی الناس بمحمد ، و من حاجنی فی النبیین فانا اولی الناس بالنبیین...(402)
(امام) قائم در آن روز (روز ظهور) در مکه است و در خانه کعبه... و به مردم می گوید: آن کس که از آدم سخن گوید من وارث آدمم، و آن کس که از نوح سخن گوید من وارث نوحم، و آن کس که از ابراهیم سخن گوید من وارث ابراهیمم، و آن کس که از محمد سخن گوید من وارث محمدم، و آن کس که از پیامبران سخن گوید من وارث و یادگار پیامبرانم...
از این رو، در سلام به امام موعود آمده است: السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه: سلام به (یادگار پیامبران و صالحان) و ذخیره خدا در زمین. این تعبیر روشنگر راه و رسالت امام موعود(ع) است که وارث پیامبران و یادگار رسولان الهی است، و نتیجه نهایی آموزشها و تعالیم آنان. و این ذخیره و یادگار همه نیکان و صالحان و اولیای الهی است که در خطی که خدا ترسیم کرده است گام بر می دارد، و در سراسر زمین خواستها و آرمانهای همه درس آموزان مدرس وحی را تحقق می بخشد.
امام صادق(ع):
قلت جعلت فداک: کیف یسلم علیه قال: تقول: السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه ثم قرا: بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین(403)
راوی می گوید به امام صادق(ع) گفتم فدایت شوم: به هنگام سلام دادن به قائم چه بگوییم؟ امام صادق فرمود: همه باید بگویند: السلام علیک یا بقیه الله سپس امام این آیه را تلاوت کرد: بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین: بقیه الله (ذخیره الهی) برای شما مردم، اگر مؤمن باشید، از هر چیز و هر کس دیگر بهتر است.

...................) Anotates (.................
1) بحار، 52، 124، حدیث نبوی: کالقابض علی جمر الغضا... چون کسی که حبه آتش درخت شوره گز که در شوره زارها می روید و چوبی بسیار محکم و آتشی بسیار با دوام دارد را در کف گرفته باشد.
تشبیه به آتش درخت غضا: شوره گز کویری در سخن حکیمانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این نکته را می رساند که سختیها و دشواریهای پیاپی و فراوانی در زندگی و در راه دینداری مردمان است در دوران پیش از ظهور منجی. از اینرو، در احادیث فراوانی این دوران، دوران امتحانها و آزمایشهای بزرگ محسوب شده است. به بحار ج 52 ص 101 به بعد مراجعه شود.
2) بحار 6، 120.
3) نهج البلاغه 1213.
4) طه حسین نویسنده شهیر مصری درباره این کلام می گوید: ... من جوابی گیرنده تر و بهتر از این جواب چون این کلام، در پاسخ به کسانی است که گفتند: آیا می شود طلحه و زبیر و عایشه بر باطل باشند... که کسی را در هر منزلتی باشد از خطا مصون نمی دارد، ندیده و نشنیده ام... آری از وقتی که وحی خاموش شد.
چنین پاسخی شنیده نشده است.
نقش وعاظ در اسلام 218 به نقل از الفتنه الکبری ج 2 ص 43.
5) بحار: 5/122.
6) منتخب الاثر، 244.
7) بحار، 52/126.
8) کمال الدین، 326.
9) بحار، 5/122.
10) از امام صادق علیه السلام روایت شده است: هلک المستعجلون: شتاب کنندگان در امر ظهور و تشکیل دولت قرآنی هلاک گردیدند بحار، 52/104.
11) به فصل عدالت اجتماعی همین کتاب مراجعه شود.
12) سوره هود، 11، 117.
13) سوره یونس، 10.81.
14) سخن امام علی بن ابیطالب علیه السلام، الحیاه، 6/330.
15) سوره احزاب،: (33)62.
16) رنگ باختگی و ورشکستی برخی از مکاتب و ایدئولوژیهای مادی، در دوران پیش از ظهور نیز این واقعیت را بیشتر تثبیت می کند.

17) این چنین مبانی و اصولی که در زندگی عینی انسان و حوزه فعالیتهای فردی و اجتماعی او اثری نداشته باشد، آیین خدا و راه و روش رسولان الهی نیست.

18) سوره هود (11): 87.

19) سوره حدید (57): 25.

20) سوره نحل (16): 90

21) المفردات فی غریب القرآن راغب اصفهانی، المکتبة المرتضویه، تهران ص 325 و 403.

22) مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم آیة الله میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی، مؤسسه اصفهانی، مؤسسه الامام المهدی علیه السلام ، قم 1363. ج 1 ص 118-119.
23) بحار 52/362.

24) این موضوع در بخش پنجم: تصحیح انحرافهای فکری و توجیهی تبیین گشته است.

25) نور الثقلین 3/78.

26) نور الثقلین 3/79.

27) غرر الحکم 330.
28) نهج البلاغه 641.

29) الحیاة 6/404.

30) تحف العقول

31) بحار 75/353.
32) مکیال المکارم 1/81
33) تنها در کتاب کمال الدین شیخ صدوق بیش از 30 حدیث جمله معروف: یملا الارض عدلاً و قسطاً... ذکر شده است. و در کتاب منتخب الاثر صفحه 478، 129 حدیث درباره اجرای عدالت کامل به دست آن منجی بزرگ آمده است.
34) آیة الله میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی در گذشته بسال 1348 هجری.

35) مکیال المکارم 1/118 و 119

36) کمال الدین 1/257

37) کمال الدین 1/289.

38) کمال الدین 1/318.

39) بحار 52/381. تهذیب 6/154.

40) کمال الدین 2/372؛ خورشید مغرب 296و297.

41) مقصود قصیده تائیه معروف است.

42) کمال الدین 2/378%%

43) تنها زنی از خاندان امامت - در دوران پنهانی و پوشیده داشتن این ولادت از نااهلان که هنگام زایمان حضرت نرگش خاتون مادر گرامی امام موعود علیه السلام داشته است.

44) کمال الدین 2/428 بحار 51/13.

45) در تعالیم والای اسلام، این موضوع کاملاً تبیین شده است: امام علی علیه السلام در سخنی می فرماید: العدل أساس به قوام العالم: عدل پایه ایست که جهان بر آن استوار است بحار 78 / 83؛و در سخنی دیگر از سنتهای حاکم بر جامعه انسانی پرده برداشته است. ما عمرت البلدان بمثل العدل: آبادیها (و جامعه ها) به وسیله هیچ چیز مانند عدل آباد نگشت، غررالحکم / 407. عدالت تنها پایه و پایگاه و ابزار قدرت و عامل بقای دولتها است. این اصل نیز در کلام امام علی علیه السلام بروشنی آمده است: اجعل العدل سیفک: عدالت را شمشیر خود قرار ده، غررالحکم 67.
برای توضیح بیشتر به کتاب الحیاة جلد ششم و رساله فارسی: الحیاة (گزارشی درباره جلد سوم تا ششم) مراجعه شود.

46) سوره احزاب (33): 62.

47) کمال الدین 2/372

48) بحار 52/374؛ کافی 4/427.

49) بحار 52/362؛ خورشید مغرب 36.

50) در نگرش نخست چنین انگاشته می شود که نظام بردگی مدتهاست ملغی شده است: و دیگر و بردگانی نیست که امام منجی آنان را آزاد سازد. برای روشن شدن محتوای این کلام می گوییم:
1) این حدیث درباره جریان کلی بهسازی و سامان بخشی به کار همه انسانها است و برداشته شدن همه بندها و زنجیرها از پای یکایک آدمیان.
2) بردگی در زمان ما با رنگهای تازه و رسمها و ایسمهای نو و مدرنی در جریان است. همه کارگران و کشاورزان استثمار شده، و همه انسانهایی که زیر تحمیل فکر و فرهنگ و هنر و اقتصاد و سیاست و...، اسیر و در بندند، بردگانند که در صورت انسانهای آزاد به شمار می آیند.
3) با مطالعه آمار و ارقام روشن می شود که بردگی به معنای سلب اختیار کلی از انسانها و خرید و فروش آنان نیز در دنیای کنونی کاملاً پایدار است، و مجامع بین المللی و قوانین ملی، در نفی و طرد آن از همه کشورها چندان موفقیتی نداشته است. برده داری در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین همچنان ادامه دارد. برای روشن شدن این موضوع به این آمارها توجه کنید.
... عهدنامه تکمیلی سال 1956 سازمان ملل درباره بردگی، هر کس را که به میل خود نتواند دست از کار بکشد، در ردیف بردگان محسوب می دارد. موارد زیر در حوزه این طبقه بندی قرار می گیرد:
کارگران اجیر شده که بدون دریافت مزد و تنها برای باز پرداخت دیون خود نزد نزولخواران کار می کنند.
کشاورزان بدون زمینی که قادر نیستند املاکی را که در آن کار می کنند، ترک نمایند.
کودکان استثمار شده ای که از کانون خانواده خود جدا شده و در برابر مقرری ناچیز و یا اغلب بدون هیچ مزدی ساعات طولانی به کار گرفته می شوند.
در سرتاسر جهان حداقل 200 میلیون نفر از اینگونه بردگان وجود دارند، احتمالا تعداد واقعی از این رقم بسیار بیشتر است. اکثریت این بردگان در چنان شرایط ذلت باری بسر می برند، که فرق چندانی بانکبت بارترین دوران برده داری گذشته ندارد.
برده داری به مفهوم خاص تملک انسانها، به طور پراکنده... هنوز وجود دارد... گزارشهای تکان دهنده ای از منطقه آمازن می رسد که در آنجا سرخپوشان امریکا توسط گله داران و یا معدن چیان به بردگی گرفته شده اند.
در سودان، در نتیجه جنگ داخلی بین مسیحیان و مشرکان جنوب کشور از یک سو و مسلمانان عرب زبان شمال از سوی دیگر، برده داری به مفهوم تملک انسانها به سرعت گسترش می یابد. نیری میلشیای عرب که توسط دولت حاکم بر شمال کشور سازماندهی و مسلح شده است دست به تجارت بردگانی می زند که از قبیله دینکا به غنیمت گرفته است. کودکان و زنان قبیله دینکا مورد هجوم ناگهانی واقع شده، و به اسارت گرفته می شوند... در فوریه 1988 یک کودک دینکایی در مقابل 90 دلار قابل خریداری بود. در حال حاضر تعداد برده ها به اندازه ای افزایش یافته که این نرخ تا 15 دلار کاهش پیدا کرده است...
زمانی که شخصی موافقت می کند که وامی با نرخ بهره بسیار گزاف را با کار تأدیه کند، غالباً تنها خود را در موقعیت یک مقروض مادام العمر قرار می دهد، و به دنبال آن اجباراً به بندگی دایمی تن خواهد داد. حداقل 8 میلیون نفر از اینگونه کارگران اجیر شده در آمریکای لاتین وجود دارند.
در آفریقا این رقم میلیونها نفر بیشتر است. اما مرکز این فاجعه در آسیا و بویژه در هند واقع است. دولت هند به وجود اندکی کمتر از 200 هزار نفر از کارگران اجیر شده اعتراف کرده است. این رقم را بیش از 5 میلیون نفر بر آورد کرده اند... کارگران اجیر شده اغلب متعلق به گروههای اقلیت جامعه هستند. هشتاد درصد از کارگران بی مزد هند از قبایل یاکاست های موروثی نجس ها هستند که عقده خود کم بینی و حقارت در آنها به بردگی مادام العمر شان کمک کرده است.
کارگران تامیل مالزی... هم اکنون در مزارع روغن نخل و کائوچو مشغول بکارند. نزولخورانی که سر رشته طرحهای برده سازی در دست آنها است، اغلب ملاکان محلی، رؤسای پلیس، و صاحبان منابع مالی احزاب سیاسی هستند.
جبهه آزادی بخش اجیر شدگان هند تعداد کودکان اجیر شده را در هندوستان، پاکستان، بنگلادش، نپال و سریلانکا، معادل 25 میلیون نفر تخمین می زند. فقط در هندوستان بیش از 50 میلیون کودک در شرایط کار می کنند که غالباً با بردگی تفاوتی ندارد.
در سرتاسر جهان سوم، در مراکز فحشای فیلیپین، در کارخانه های فرشبافی مراکش و ترکیه، در فعالیتهای مربوط به مواد مخدر آمریکای لاتین، در داد و ستد فواحش سریلانکا و... کارگران خردسال و ارزان و قابل استثمار و بآسانی قابل جایگزینی هستند.
وضعیت بردگان خردسال هندی... در 55000 کارگاه بافندگی، بیش از یک میلیون کودک به کار گرفته شده اند...15 درصد از این عده، کارگران اجیر شده ای هستند که توسط والدینشان به صاحبان کارگاههای بافندگی فروخته شده اند... این کودکان تا هفت روز و روزی 12 ساعت در ازای چیزی معادل 40 سنت در هفته کار می کنند و در کارگاههایشان می خوابند. آنها از سوء تغذیه، بینایی ضعیف، غیر طبیعی شدن استخوان بندی بدن... رنج می برند...
اجیر کردن به بهانه پرداخت وام و برده داری خردسالان، به عنوان سیمایی زشت اما پرهیزناپذیر اقتصاد در حال توسعه در نظر گرفته می شود. مدافعان این نظریه چنین استدلال می کنند که نیروی کار ارزانی که به وسیله کودکان و کارگران اجیر شده تدارک می شود، به توسعه اقتصادی کمک می کند اما کودکان کارگر در حالی به مرحله بلوغ می رسند که از نعمت سلامت و سواد بی بهره اند.
پایان دادن به بردگی فراتر از وضع قوانین است. الغای بردگی به معنای دست و پنجه نرم کردن با فقری است که والدین را به فروش بچه هایشان وادار می کند. و همچنین به معنای ایجاد امکانات آموزشی، بخصوص در مناطقی است که برده داری از پشت سنگر فرهنگ و اقتصاد محلی و گاهی از طریق عقده خود کم بینی و حقارت خود قربانیان بردگی به حیات خود ادامه می دهد...
مجله: گزیده مسائل اقتصادی - اجتماعی، شماره مسلسل 102 - 103، سال هفتم، شماره 4 و 5، مرداد 69 از: مرکز مدارک اقتصادی - اجتماعی و انتشارات سازمان برنامه و بودجه.
از این بررسی های سودمند نیز روشن می شود: غرب که خود مدعی الغای قانون بردگی است، بوجود آورنده بدترین و شرم آورترین نظام های برده سازی و استثمار است که نظیر آنها در گذشته تاریخ بردگی نبوده است.

51) بحار 52/224 و 225.

52) در حدیث اشاره به راه خاصی ندارد شاید منظور شاهراههای میان شهرها باشد. اهمیت توسعه این شاهراههای بزرگ روشن است.

53) بحار 52 / 333.

54) شاید یکی از علل ضرورت حضور 313 تن انسانهای ساخته شده و تربیت یافته، برای ظهور، همین باشد که برنامه ها درست و دقیق اجرا شود و دین خدا عملی گردد.

55) نهج البلاغه 425؛ خورشید مغرب35.

56) بحار 51 / 120.

57) رشوه بگیران، تباه کنندگان و ساخت و پاخت کنان.

58) المهدی الموعود المنتظر 1 / 277؛ خورشید مغرب30.

59) احتجاج 1/134

60) بحار10/104، تحف العقول /76.

61) در شیوه های اخلاقی و تربیتی نیز نباید از این نکته غفلت کرد که عامل ترس و بیم خود از راههای اساسی تربیت و تهذیب نفس و اصلاح اخلاق فرد و جامعه است. در بسیاری از انسانها بشارت و تشویق، انگیزه هدایت و اصلاح اخلاقی است و در بسیاری دیگر عامل ترس و هراس از کیفر و مجازات باز دارنده و هدایتگر است. انسانها با عامل ترس در صورتی که جدی و واقعی باشد، نخست با نوعی الزام خارجی ناهنجاریها و دیو سیرتیها را ترک می کنند و با ادامه آن کم کم به فرشته خویی و درستکاری می رسند، و پس از مدتی کردار و رفتار ایشان در راستای صلاح و سعادت قرار می گیرد و خصلتهای زشت را فراموش می کنند. از این رو، قرآن کریم که کتاب بزرگ تربیت و اخلاق است، همراه با مژده و نویدها، از بیمهای بزرگ و کوبنده سرنوشتها و کیفرهای هراسناک سخن گفته است که تا ژرفای دلها را می لرزاند و آدمیان را به خود می آورد و به راه وا می دارد.
با توجه به این مسائل - با واقع بینی دقیق - نیز افرادی را می یابیم که ترس و بیم و مژده و نوید، هیچیک چاره ساز کجرویهای ایشان نیست و به هیچ سخنی گوش فرا نمی دهند و از هیچ وعظ و اندرزی پند نمی گیرند. در این موارد که در اجتماعات بشری بویژه در فرمانروایان و دیگر قدرتمندان اندک نیست جز عامل قدرت و ابزار جنگ و شیوه خونریزی و قتل چیزی کارساز نیست، و بوته وجود اینگونه افراد را جز داس مرگ چیزی از میان بر نمی دارد.

62) سوره بقره (2): 193.

63) امالی صدوق /517؛ وسائل 11/5.

64) وسائل 11/9

65) غیبت نعمانی 229

66) کمال الدین 1 / 327.

67) سوره سجده (32): 21.

68) بحار 51 / 59.
69) سوره الرحمن (55): 41.

70) غیبت نعمانی / 242.

71) خورشید مغرب / 38، چاپ ششم 1368.

72) غیبت نعمانی / 284؛ بحار 52 / 358؛ خورشید مغرب / 299.

73) غیبت نعمانی / 284.

74) از اینرو، بودن دو گانگی در تفسیر خطوط اصلی ایدئولوژی اسلامی در همه زمینه ها، به اجرای احکام و قوانین اسلام می پردازند، و امام هر بخشی از عالم را به فردی از آنان می سپارد، و در برنامه و عمل کاملاً مطمئن است که آنچه اسلام راستین است و خواسته و هدف اوست، عملی می شود و دو گانگی و تضاد و ناهماهنگی در معیارها و اصول مکتب در نهادهای مختلف اجتماعی پدید نمی آید، و با تفسیرهای گونه گون که از برداشتهای شخصی ریشه می گیرد جامعه به سر گردانی کشانده نمی شود، و ناساز گاری میان ابعاد. مختلف حیات اجتماعی پدید نمی آید، و مانع پیشرفت و تکامل جامعه و فرد نمی گردد، و افکار ارتجاعی جایی برای نفوذ نمی یابد.

75) سوره اسراء (17): 5.

76) بحار 51 / 57.

77) موسوعة الامام المهدی - ع - ، الکتاب الثالث، 417، سید محمد صدر، مکتبة الامام امیرالمومنین العامة اصفهان.

78) سوره هود (11): 80.

79) منتخب الاثر / 486.

80) بحار 52 / 317؛ خورشید مغرب / 294.

81) کمال الدین 1 / 331.

82) کمال الدین 2/654؛ بحار 52/323.

83) بحار 51/157.

84) بحار 52 / 323.

85) منتخب الاثر / 468.

86) غیبت نعمانی 320؛ بحار 52/366 خورشید مغروب 274.

87) تفسیر عیاشی 1/65 بحار 52/223 خورشید مغرب 292.

88) غیبت نعمانی /233

89) غیبت نعمانی /240

90) یعنی خود از مسولان است.

91) موسوعة الامام المهدی ع الکتاب الثالث 454 به نقل از بحار.

92) نهج البلاغه / 1137.%%

93) بحار 51/120.

94) کمال الدین 2/369.

95) شناسایی بیشتر این افراد البته ناممکن نیست، به شرط این که دقتهای فراوان به کار رود و معیارها و ضوابط دقیق انقلابی در دست باشد و به دست افرادی دلسوز و قاطع و کاردان اجرا شود.

96) با قضاوت درست و حساب شده و با وجود بصیر و مؤمن پیشگیری از این ترفندها - بطور اکثر - نیز امکان پذیر است.

97) بحار 52/319، کافی 1/397.

98) خورشید مغرب / 35 به نقل از ارشاد مفید / 365 - 366.

99) امام مهدی (ع) به یاران طراز اول خود علومی را می آموزد که با کمک آن می توانند از چنین شیوه هایی استفاده کنند.
100) در عدم پذیرش توبه در زمان امام مهدی علیه السلام حرفهایی گفته اند. در این نوشته قدر مسلم آن که توبه ریاکارانه صوری است مطرح گردید. علامه مجلسی در این مورد می گوید: توبه کسانی را قبول نمی کند که می داند در باطن کافرند...، بحار 52/349.

101) بحار 52/354.

102) بحار 52/353؛ غیبت نعمانی / 231، با اندکی اختلاف.

103) بحار 52/338؛ مکیال المکارم 1/147.

104) در احادیث آمده است: اصحاب المهدی شباب لاکهول قیهم الا العین مثل کحل فی الزاد و اقل الزاد الملح یاران امام مهدی جوانان هستند که سالخورده ای میان آنان نیست، مگر به مقدار سرمه در چشم و نمک در غذا، و کمترین بخش غذا کمک است. منتخب الاثر / 484.

105) البته برای تخدیر توده های انسانی و تحمیل سکوت بر آنان در برابر حقوقهای پایمال شده شان، نه برای ایجاد حس مقاومت و پایداری در آنان.

106) در بخش آیین و روش نو تفسیر خواهد شد.

107) نهج البلاغه / 424؛ خورشید مغرب / 35.

108) نهج البلاغه / 425.

109) غیبت نعمانی / 297.

110) غیبت نعمانی / 297.

111) تأویل قرآن از طرف طبقه عالم است.

112) د9د- د8دموضوعهای دیگر نیز در این زمینه عرضه شده است: چون وحدت نژادی، وحدت زبانی، وحدت جغرافیایی و... این امور گرچه در وحدت اجتماعی بی تأثیر نیست، لیکن عامل اساسی و ماندگار و خلل ناپذیر وحدت اجتماعی نیست. وحدت و یکپارچگی اصولی و پایدار بر پایه عقیده و ایمان و ایدئولوژی استوار است، حتی موضوعهای دیگر آنگاه در وحدت اجتماعی تأثیر دارد که به صورت اصلی عقیدتی و مرامی در آید.

113) به این جهت است که طبق تعالیم اسلام، اصل توحید و دیگر اصول اساسی، در ایدئولوژیها و مسلکهای اجتماعی تأثیر ژرف و بنیادی دارد و این اصول همه حرکتها و جهت گیریهای اجتماعی را در چارچوب خود قرار می دهد، و به همین جهت است که اگر چنین اعتقادی بر اجتماع حاکم شود، هر چه کاستی و تجاوز و تعدی و افراط و تفریط است از آن برمی افتد، و خودخواهی و تمایز طبقاتی از آن رخت برمی بندد و از مردمان امت میانه ای فراهم می آید که بنیاد اجتماعی آن بر سنتهای عادلانه بنا شده است... آموزگاران مدرسه یکتاپرستی اختلاف طبقاتی و تفاوتها و امتیاز طلبیهای صنفی را از میان برده و آن را با این اصل که یک خدا همگان را آفریده است باطل کرده اند این پیشوایان از روی برابری افراد در آفرینش، بر برابری آنان در حقوق استدلال کرده اند و گفته اند که همان گونه که همه یک خدا دارند پس همه از یک گونه حقوق (حقوق مساوی) برخوردارند. و هیچ کس و طبقه ای را بر کسی و طبقه دیگر مزیتی نیست. از اینجا برای ما قطعی می شود که اصل اساسی برای یکسان شدن طبقه ها و نابود شدن خودخواهی و امتیاز، به صورتی واقعی و... تنها اعتقاد به توحید است نه جز آن.... الحیاة 1/278 - 280؛ ترجمه فارسی آن 1/305 - 360.

114) غیب نعمانی/ 206.

115) غیب نعمانی/ 206.

116) بحار53/4.
117) منتخب الاثر/ 485.

118) طبق برآوردهای دقیق آماری و فنی، عامل اصلی عقب ماندگی بخشهای عظیمی از جامعه بشری، کشورهای پیشرفته و ثروتمند است، زیرا که اگر عقب ماندگی، عقب ماندگی فرهنگی است این کشورهای پیشرفته اند که مانع پیشرفت فکر و فن و فرهنگند در اجتماعات عقب مانده، زیرا که رشد فرهنگ و تکنولوژی را در میان اجتماعات عقب افتاده، مانع سلطه سیاسی و نظامی و اقتصادی خود می دانند. علت عقب افتادگی اقتصادی در کشورهای عقب مانده نیز کشورهای پیشرفته است، زیرا نیاز به واردات صنعتی کشورهای پیشرفته اگر از میان برود، تولیدات این کشورها بدون مشتری و بازار می ماند. عقب افتادگی نظامی نیز وضعش روشن است و چون پدیده شوم عقب افتادگی در همه بخشها به هم مربوط است، بنابراین درمان دردبزرگ عقب ماندگی و حذف عنوان جهان سوم و... از پهنه زمین، راهی ندارد جز از میان برداشتن عامل اصلی آن یعنی متلاشی کردن مراکز قدرت و سلطه، این آرمان بزرگ و الهی در آن دوران سعادت آفرین تحقق می یابد؛ و مراکز سلطه و قدرت و زور و سرمایه داری در عالم متلاشی می گردد، و توده های انسانی از یوغ فشار و سلطه جویی کامروایان تاریخ آسوده می گردند.

119) به کتابهای: دیکتاتوری کارتلها، ترجمه و اقتباس دکتر همایون الهی، 1363 امیر کبیر و جهان مسلح، جهان گرسنه ویلیبرانت، ترجمه همایون پور، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی چاپ اول 1365 و چگونه نیمی دیگر می میرند ، سوزان جرج، ترجمه مهدی قراجه داغی، پژمان، 1363. و امپریالیسم و عقب ماندگی ، دکتر همایون الهی، شرکت آموزش فرهنگی اندیشه، 1367. و اقتصاد سیاسی سرمایه داری و... مراجعه شود.

120) کمکهای جهانی و مؤسسات بین المللی سازمانهای خوار بار و دیگر سازمانهای جهانی تنها برای ایجاد وابستگی و بازار مصرف و سلطه اقتصادی بیشتر است. برای توضیح بیشتر به کتابهای: چگونه نیمی دیگر می میرند و امپریالیسم و عقب ماندگی و سیطره جهانی و به خصوص دیکتاتوری کارتلها و دیگر کتابها در این زمینه مراجعه شود.%%

121) پاسخ این سوال که مسند نشین های غرب چه اقدامی برای از میان بردن گرسنگی می توانند انجام دهند؟ تنها یک چیز است و آن اینکه... فقرا را به حال خودشان بگذارند... چگونه نیمی دیگر می میرند!، 213. وقتی امروزه از کمیابی سخن می گوییم باید آن را در متن سیاست مللی جستجو کنیم که عرضه فعلی غذایی جهان را کنترل می کنند و شرکتهای عظیمی که بر تجارت غذا مسلط هستند...( و به این نتیجه می رسیم که) تنها انسان خالق کمیابی است، مدرک سابق، 175- 176.
مصرف کنندگان بازیچه غولهای کشاورزی تجارتی هستند، مدرک سابق، 213.
در حقیقت صاحبان این کارتلهای چند ملیتی هستند که سرنوشت اقتصاد و در نتیجه سیاست کشورهای جهان را در دست دارند... تسلط کارتلها.... برجهان جز ازدیاد فقر علمی و اقتصادی برای ملتها و حتی مردم کشورهای صنعتی حاصلی به بار نمی آورد....، دیکتاتوری کارتلها، 19 و 68.

122) کافی 3/568.

123) کافی 1/542

124) کافی 8/32؛ مستدرک نهج البلاغه / 31؛ الحیاة 2/493.

125) بحار 51/78.

126) بحار 51/88.

127) بحار 51/123.

128) تفسیر عیاشی 1/66؛ بحار 52/224.

129) بحار» 52/390؛ «غیبت نعمانی» /237، با اندک اختلاف.

130) بحار» 52/337.

131) مطالعه آمار و ارقام منتشره از طرف سازمانهای خواروبار و تولید و مصرف جهانی و آمارهای اقتصادی کشورها، این موضوع را ثابت می کند، که تنها از اضافه غذایی را که در برخی کشورهای سرمایه داری در ظرفهای زباله می ریزند یا مصرفی افزون از حد دارند و مواهب طبیعی را اسراف می کنند می توان برخی کشورهای پرجمعیت جهان را به خوبی تغذیه کرد. در اینجا به چند نمونه آماری اشاره می شود:
... تفاوت مصرف غذایی در جهان قابل توجه است. در تئوری می توان مطرح کرد که مصرف عظیم غیر ضروری کشورهای غنی ممکن است به کشورهای فقیر انتقال یابد، اما حتی اگر چنین انتقالی امکان پذیر یا قابل قبول باشد فقط باعث بهبود سطح تغذیه کشورهای فقیر تا حد رضایت بخش خواهد بود.
فاصله عقب ماندگی، 125. بی. پی. کول. ترجمه ذوالفقارپور و محمود ریاضی امیر کبیر 1365
در جهان امروز تمام منابع عملی و مهارتهای فنی لازم را برای تغذیه کره زمین و حتی جمعیتی بیشتر را در اختیار دارد. اما مشکل گرسنگی و فقر از این ناشی می شود که در هر جامعه ابتدا اغنیا تغذیه می کنند و مقدار نامتناسبی از غذای موجود را مصرف می کنند.
چگونگی نیمی دیگر می میرند، 8 و 10.
در سالهای اخیر دنیا، سالانه حدود 250 میلیون تن غله و دانه های غذایی تولید کرده و کشورهای توسعه یافته با داشتن فقط ربع جمعیت جهان، نیمی از این تولیدات را مصرف می کنند. حیوانات آنها یک چهارم تمام غله دنیا را می خورند که معادل است با غذای مصرفی 3/1 میلیارد مردم چین و هند.
چگونگی نیمی دیگر می میرند، 8و10.
در...آمریکا سالانه به تنهایی برای سر سبز نگاهداشتن زمینهای گلف، چمنها و قبرستانها بیش از 2 میلیون تن کود شیمیایی از بین می رود و این مقدار معادل است با کمبود کود مصرفی در کشورهای عقب نگهداشته شده. اگر این مقدار کود در کشورهای جهان سوم مصرف می شد می توانست اضافه تولیدی برابر 15 تا20 میلیون تن غله داشته باشند.
دیکتاتوری کارتلها، 224.
نمونه دیگر: مصرفهای اضافی و اسرافی هزینه های سرسام آور نظامی است: اکنون همه کارشناسان سرشناس، و حتی کارشناسان محافظه کار، به این نتیجه رسیده اند که تنها راه چیرگی بر بحران مالی جهان، جا به جا کردن اعتباراتی است که به هزینه های نظامی اختصاص یافته است...بر باد دادن بی حساب اعتبارات دولتی در راه سیاستهای تسلیحاتی از عوامل مهم بر انگیزنده مشکلات کنونی اقتصاد جهان است این حرف را حتی می توان به شکل صریحتری بیان کرد: مسابقه تسلیحاتی راه را بر بهبود رشد اقتصادی جهان می بندد.
... با هزینه تولید یک هواپیمای جنگی می توان حدود 000/40 داروخانه روستایی بر پا کرد... هزینه تولید زیر دریایی هسته ای مساوی است با مجموعه بودجه های آموزشی 23 کشور رو به رشد با 160 میلیون کودک که در سنین مدرسه رفتن هستند.
جهان مسلح، جهان گرسنه، 56و92.
موضوع مهم دیگری که در این ارتباط قابل دقت است گرسنگیها و کمبودها و قحطیهای مصنوعی است که توسط سرمایه داران و کارتلها و تراسها پدید می آید. این نیز نقش مهمی در کمبودها دارد زیرا که در زمینه بحران گرسنگی جهانی شرکتهای کشاورزی تجارتی نقش مهمی ایفا می کنند این شرکتها از زمین و نیروی کار کشور میزبان برای تولید غذا... جهت صدور به کشورهای توسعه یافته ای که بیشترین بها را برای محصول می پردازند، استفاده می کنند و بدینگونه در قحطی عمدی آن کشورها بنحو مؤثری مشارکت دارند.
چگونه نیمی دیگر می میرند، 205.

132) عدالت اجتماعی ص 23 - 57.

133) بحار52 / 390.

134) ولو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض اگر مردم آبادیها ایمان آورده و تقوا پیشه ساخته بودند، برکات آسمان و زمین را به رویشان می گشودیم...اعراف 7/ 96.

135) بحار51/83.

136) سوره نوح (71): 10 - 12.

137) بحار10/104.

138) کمال الدین 1/331.

139) موسوعة الامام المهدی، (الکتاب الثالث)، 780، به نقل از اعلام الوری / 413.

140) نهج البلاغه / 425.

141) کمال الدین 1/ 331.

142) به کتاب دیکتاتوری کارتلها و امپریالیسم و عقب ماندگی و چگونه نیمی دیگر می میرند و جهان مسلح، جهان گرسنه و... رجوع شود تا معلوم گردد که چگونه سرمایه ها و کالاها و همه منافع و منابع انسانهای مظلوم در سراسر جهان به جیب عده ای بسیار اندک (در مقایسه با افراد جامعه بشری) روانه می گردد.
تنها در اینجا به یک اعتراف اشاره می شود: یکی از نتایج بارز پیشرفت علم و توسعه اقتصادی در جهان کنونی، حاکمیت یک گروه کوچک بر زندگی مادی جهان از یک سو و از سوی دیگر فقر، گرسنگی و عقب افتادگی بیش از سه چهارم از انسانهای روی زمین است... یکی از علل اصلی توسعه این بی عدالتیهای اجتماعی را می توان در وجود کارتلهای چند ملیتی جستجو کرد. دیکتاتوری کارتلها، 19.

143) خورشید مغرب / 31، به نقل از المهدی الموعود المنتظر 1 / 279.

144) بحار 52 / 309؛ در فجر ساحل / 39.

145) غیبت نعمانی / 237.

146) خورشید مغرب / 33.

147) الحیاة 4/186.

148) وسائل 6/ 382.

149) مالکیت امام به عنوان منصب است یعنی مالکیت دولت اسلامی، از این رو این مالکیت در اسلام در اشکال مالکیت عمومی و اجتماعی شمرده می شود، زیرا که امام و دولت اسلامی، اموال را در راه اسلام سازی اقتصاد جامعه و ایجاد تعادل و توازن اقتصادی و رفع نیازهای عمومی، صرف می کند. برای توضیح بیشتر به الحیاة ج 6 ص 223 و ج 2 ص 484 - 490 مراجعه شود و همچنین اقتصادنا بخش: نظریة توزیع ما قبل الانتاج: نظریه توزیع قبل از تولید ص 433 به بعد و بخش: مسؤولیة الدولة فی الاقتصاد الاسلامی: مسؤولیت دولت در اقتصاد اسلامی ص 697 به بعد، دیده شود.

150) سوره انبیاء (21): 12 و 13.

151) تفسیر عیاشی 2 / 60؛ آیات الباهرة 97.

152) سوره توبه (9): 34.

153) تفسیر عیاشی 2/87؛ وسایل 6/ 381 و 382 با اندکی اختلاف.

154) برای روشن شدن این موضوع به الحیاة ج 4 ص 160 به بعد رجوع شود.

155) در بخش مساوات این موضوع به مناسبتی مشروحتر آمده است.

156) اقتصاد دانان چنین می گویند: ...باید درباره مکانیزمهایی به سازگاری رسید که ایجاد و توزیع یک پول بین المللی جهت تسویه حساب بانکهای مرکزی را ممکن کند. این پول، به عنوان ذخیره اعتبار اصلی بین المللی، جایگزین پولهای ملی خواهد شد...، دنیا نمی تواند امیدی به کامیابی اقدامات بلند مدت داشته باشد، مگر آنکه به انجام یک برنامه عمل فوری تن در دهد... در این برنامه اضطراری باید به چهار زمینه اصلی و گسترده توجه داشت... چهارم: انجام اصلاحات بنیادی در نظام اقتصادی بین المللی... برپایی یک نظام کارآمد مالی و پولی بین المللی به صورتی که تمام کشورها بتوانند با حقوقی برابر در آن مشارکت داشته باشند... جهان مسلح، جهان گرسنه / 185 و 351 و 352.

157) موسوعة الامام المهدی، الکتاب الثالث، 770 محمد الصدر، مکتبة الامام امیرالمؤمنین العامه، اصفهان.

158) سوره حجرات (49):13.

159) اختصاص / 337.

160) کافی 8/230؛ الحیاة 2/222.

161) سوره آل عمران (3): 64.

162) الحیاة 2 / 477؛ فارسی آن 2 / 469.

163) وسائل 18 /155.

164) الحیاة 2 / 266؛ فارسی آن 2 / 225 و 226.

165) کافی 2 / 671؛ الحیاة 1 / 422.

166) وسائل 11/119.

167) سوره بقره، (2): 22.

168) سوره بقره، (2): 29.

169) سوره اعراف، (7): 10.

170) سوره طه (20): 53 و 54.

171) برای توضیح بیشتر این اصل قرآنی به الحیاة ج 4، ص 371 تا 375 مراجعه شود.

172) بحار 3/61؛ الحیاة 1/390 و 391؛ فارسی آن 1/420.

173) کافی 8 / 60 - 61.

174) نهج البلاغه، 389 - 390؛ الحیاة 2/255.

175) مناقب 2/108.

176) نهج البلاغه /1013.

177) نهج البلاغه /1013.

178) نهج البلاغه، 1072

179) کافی 8/360 و 361؛ الحیاة 2/262 و 263؛ فارسی آن 263 و 264.

180) 1) مساوات در نظام تکوین.
2) مساوات در برابر قانون.
3) مساوات در بهره برداری از مواهب طبیعی
4) مساوات در تقسیم بیت المال.

181) نهج البلاغه / 52.

182) تحف العقول /172؛ الحیاة 2/307 و 308

183) تحف العقول /140؛ الحیاة 4/392

184) امالی طوسی 2/136؛ الحیاة 4/391

185) نهج البلاغه 1242

186) وسائل 6/150؛ وافی 2/ (م 6) 25

187) کافی 2/688

188) خصال 1/103

189) اگر در این سه مورد از امتحان خوب در آمدند شیعه هستند، و گرنه، نه.

190) ظاهراً مراد از این اسرار مطالبی بوده است مربوط به سازماندهیهایی مخفی که از ائمه علیه السلام گاه گاهی تدارک می دیده اند برای قیام علیه نظامهای جور و ظلم.

191) کافی 2/367 وسائل 11/599

192) بحار 74/227؛ الحیاة 2/243

193) البته در این موارد هم نباید از آموختن آنها به کسانی که مستعدند مضایقه کرد، و از قرار دادن آنها در اختیار جامعه دریغ شود.

194) وسائل 6/159

195) الاسلام یقود الحیاة، 45

196) بحار 68/191.

197) بحار 68/191

198) کافی 2/178

199) بحار 78/185

200) بحار 74/231 و 232.

201) سوره حجرات (49): 10

202) الغدیر 3/113؛ حضرت معصومه و شهر قم /96

203) برای توضیح بیشتر به الحیاة ج 5، فصل 45؛ الاخوة الاسلامیه و الاقتصاد ص 99) - 106 و فصل 46: المواساة، اصل عظیم، ص 111 - 120، فصل 47: مبدأ المساواة فی الاسلام، ص 123 - 165، مراجعه شود.

204) بحار 51 / 81.

205) بحار 51 / 29.

206) بحار 51 / 390.

207) این موضوع چون در کتابها و رساله ها و مقاله ها نسبة تبیین شده است در این نوشته فشرده و کوتاه مطرح می گردد.

208) کمال الدین 1/280.

209) کمال الدین 2/28.

210) صاحب نظران، مشکل اساسی راه انسان را این چنین بیان می کنند:
عامل قدرتمند سیاسی که توزیع دوباره جمعیت یا درآمد را بین کشورها هماهنگ سازد وجود ندارد. فاصله عقب ماندگی /71. و این مشکل در آن دوران برطرف می شود.

211) از مستضعف سخن گفتن آسان است، حتی بزرگترین پایگاههای محکم مستکبران و سرمایه داران، در طول تاریخ از محرومان سخن گفتند. لیکن در هنگامه ظهور که دوران تحقق وعده ها و عملی شدن گفته ها است، حاکمیت مستضعفان و تسلط آنان بر تمامی مراکز قدرت جامعه به عینیت تحقق می پیوندد و در کمترین زمان ممکن این وعده بزرگ الهی تحقق می یابد. و باید دقت شود که آرمان قرآن حاکمیت مستضعفان و تشکیل دولت محرومان است، نه صدقه دادن به این محروم و آن بینوا و...

212) سوره سبأ (34): 34 و 35.

213) الحیاة، (گردانیده فارسی) 2/65.

214) عدة الداعی /111، ابن فهد الحلی.

215) سوره اعراف (7): 137.

216) سوره انفال (8): 26.

217) سوره کهف (18): 28.

218) بحار 72/2؛ الحیاة 2/54؛ فارسی آن 2/56 - 57.

219) بحار 14/252؛ الحیاة 2/52؛ فارسی آن 2/57.

220) سوره نور (24): 55.

221) سوره مزمل (73): 11.

222) مجمع البیان 7/392.

223) مجمع البیان 7/152؛ به نقل خورشید مغرب /117.

224) سوره قصص (28): 5.

225) بحار 51/54.

226) این موضوع در بخش تحریف ص 97 - 89 روشن گشت.

227) بیان الفرقان 5/197.

228) مصادقة الاخوان / 8، شیخ صدوق؛ وسائل 8/414، با اندکی اختلاف.

229) بحار 52/325.

230) وسائل 12/294.

231) نهج البلاغه/424.
232) نهج البلاغه/425.

233) بحار 102/113؛ مفاتیح الجنان، 542 از دعاهایی که در سرداب مبارک خوانده می شود.
234) بحار 85/232.

235) نهج البلاغه/425.

236) بحار 52/332.

237) غیبت نعمانی/231.
238) غیبت نعمانی/253.
239) عیبت نعمانی/134؛ الحیاة2/149.

240) نهج البلاغه/33.

241) کمال الدین 1/260

242) بحار 52/336.

243) شناخت عمق اینگونه احادیث جز با هدایت خود امامان معصوم علیه السلام امکان پذیر نیست.

244) بحار 52/336؛ در فجر ساحل / 45.

245) غیبت نعمانی / 239؛ بحار 52/352؛ خورشید مغرب / 32.

246) منتخب الائر / 171.

247) غیبت نعمانی /318.

248) سوره ملک (68): 30.

249) کمال الدین 1/325 و 326؛ بحار 51/52.

250) کافی 1/406؛ الحیاة 2/490؛ فارسی آن 2/482

251) کافی 7/167؛ الحیاة 2/487؛ فارسی آن 2/479.

252) برای توضیح بیشتر به الحیاة 2/484 به بعد مراجعه شود.

253) الحیاة 2/487 و 488.

254) نهج البلاغه /1021؛ الحیاة 2/475.

255) عواملی اصلی گسترش ترس و هراس در جامعه چند دسته اند: سرمایه داران که اقتصاد جامعه را به صورت عامل فشاری بر گرده انسانهای محروم در می آورند و توده های محروم را نسبت به تأمین معاش خود، در نگرانی عمیقی فرو می برند و خود در امنیت و آسایش زندگی می کنند. سیاسیون که از اهرم قدرت و سلطه سیاسی خود ابزاری برای ارعاب و ترساندن توده های محروم می سازند. نظامیان که از سلاح برای تسلیم کردن گروههای انسانی بهره می گیرند. روحانی نمایان که از ابزار فکر و فن و تحریف تعالیم مذهب، زمینه نگرانی و تشویش خاطر توده های مردم را فراهم می سازند و با تزویر و نیرنگ و فرو پوشی حقایق و نگفتن تعالیم ناب و سره مذهب، آنان را به تسلیم در برابر قدرتهای مسلط زمانه وا می دارند، و آزادی و امنیت عمومی را با این شیوه ها سلب می کنند یا به مخاطره می اندازند.
این طبقات همه با شمشیر انتقام مهدی علیه السلام نابود می شوند.

256) سوره نور (24): 55.

257) غیبت نعمانی / 240.

258) کمال الدین 2/646.

259) منتخب الاثر / 474.

260) منتخب الائر /474.

261) بحار 51/84.

262) بحار 51/123.

263) بحار 52/336.

264) اختصاص /19؛ در فجر ساحل / 46.

265) باید نبودن چنان مربیان انسان سازی را که امام مهدی علیه السلام، تربیت می کند نیز جزء موانع بشارت آورد.

266) فرهنگ و هنر و آموزش و پرورش و ابزارهای دیگر نشر اندیشه و فکر از دست سرمایه داران و حکومتهای وابسته بیرون می آید.

267) به الغدیر و دیگر کتابهای مربوط مراجعه شود.

268) منتخب الائر 469.

269) اشراف زادگان و امیران و شاهان و شاهزادگان کمربندهای زرین می بستند. و امام در بیعت خویش پیمان می گیرد که کارگزاران حکومت و یارانش از این شیوه های طاغوتی و غیر اسلامی و اشرافیگری بپرهیزند.

270) مشکلی که همه حکومتگران گرفتار آنند، و با گماردن مأموران و نگهبانان از مردم فاصله می گیرند، و کمترین زیان آن، بیخبری از واقعیات روزمره جامعه و بی اطلاعی از ستم ستم پیشگان و زور زورداران بر طبقات محروم است.

271) در بخش انتظار این موضوع بررسی می شود.

272) کمال الدین 1 / 251.

273) تفسیر قمی 2 / 305.

274) بحار 52/337. اینگونه تعبیر برای بیان فزونی و کثرت است.

275) بحار 52/339.

276) بحار 52/338.

277) در این باره از جمله می توان به کارهای امثال داوینچی، میکلانژ و رافائیل برای معابد مسیحی اشاره کرد، و همچنین کارهای سنگین هزینه ای که در دیگر معابد در سراسر دنیا و مساجد در کشورهای اسلامی شده است. که شرح حتی فهرست وار آنها از حوصله این کتاب خارج است.

278) وسائل 3/488.

279) بحار 52/323.

280) بحار 74/222.

281) کافی 2/170.

282) مکیال المکارم 1/327 به نقل از بحار 67/65.

283) در احادیث ما حق مؤمن از دائره مسائل مادی فراتر رفته است و در مسائل تربیتی، روحی، غمها و شادیها و...مؤمن حقوقی لازم و واجب دارد.

284) کافی 3/368؛ بحار 52/374.

285) در جامعه ای که مدرسه نداریم و نو باوگان ما در مدارسی سه شیفته و چهار شیفته درس می خوانند، خوابگاه برای دانشجویان به اندازه لازم وجود ندارد، بیمارستان و درمانگاه به اندازه کافی نیست، در بسیاری از مناطق راههای لازم روستایی وجود ندارد، کار برای همه نیروهای واجد شرایط نیست و بالاتر از همه، زندگی توده های مردم دچار کمبود و نبود ضروری ترین مسائل و کالاها و مواد زندگی است، و فقر و فحشاء و اعتیاد که لازم و ملزوم یکدیگرند در قشرهایی بیداد می کند؛ با این شرایط و این چگونگیهای مرگبار، کسانی مساجد مجلل بسازند و گلدسته ها و گنبدها بر بام سرای آنها افراشته دارند؟ این چگونه ترویج دین خدا است؟! و در نظر انسانهای شریفی که دست بگریبان مشکلات و نابسامانیها و کمبود داریهای طاقت فرسا هستند این دین چگونه ممکن است ناجی انسانها جلوه کند؟ و جاذبه ای در دلها پدید آورد؟!

286) برای این موضوع مهم: (ارتباط دو بعد حیات)، به الحیاة 3/221 به بعد مراجعه شود.

287) کافی 5/73 و 6/288.

288) سوره حدید (75): 17.

289) بحار 51/54.

290) کمال الدین 1/317.

291) غیبت نعمانی /25.

292) مفاتیح الجنان /531.

293) بحار 5/49.

294) سوره ملک (67): 30.

295) سوره ملک (67): 30.

296) بحار 52/256- 260

297) بحار 52/380

298) منتخب الاثر /433.

299) بحار52/256 - 260.

300) بحار 52/256 - 260.

301) بحار 52/256 - 260

302) نهج البلاغه /324

303) منتخب الاثر /432

304) مکارم الاخلاق /527

305) نهج البلاغه /324.

306) غیبت نعمانی /235

307) بحار 52/259.

308) مستدرک الوسائل 2/322

309) مسائلی که هر روز و هر لحظه شاهد آن هستیم.

310) بحار 52/263

311) بحار 52/260

312) منتخب الاثر /314

313) مکارم الاخلاق /529

314) منتخب الاثر /429 و 431.

315) منتخب الاثر /429

316) بحار 52/263

317) منتخب الاثر /430.

318) بحار 52/260.

319) بحار 52/259.

320) در داخل جامعه های اسلامی نیز از این نمونه فراوان است.

321) بحار 52/257

322) مکارم الاخلاق/526

323) بحار 52/257

324) منتخب الاثر /314

325) بحار 52/258

326) مکارم الاخلاق /529

327) یعنی احساست الهی و فضیلت دوستانه را از دست می دهند

328) مکارم الاخلاق /526 و 527.

329) نمونه خیلی روشن آن سقوط مارکسیسم و واژگونی نظامهای سوسیالیستی است.

330) بحار، 51/122.

331) بحار، 51/122.

332) مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم 2/152.

333) بحار53/178.

334) تحف العقول / 324.

335) مکیال المکارم 1/94 و 53.

336) میکال المکارم 1/94 و 53.

337) میکال المکارم 1/454.

338) بحار 53/178. و در میکال المکارم 1/52، ساءنا آمده است.

339) نهج البلاغه، 95؛ الحیاة 2/258.

340) نهج البلاغه / 971.

341) تحف العقول / 172؛ الحیاة 2/32.

342) بحار 85/232 چاپ: مکتبة الاسلامیه، تهران؛ میکال المکارم 2/90 - 91.

343) مکیال المکارم 1/218.%%

344) الصحیفة المهدیة / 35 - 36.

345) مکیال المکارم 1/218.

346) الصحیفة المهدیة / 35 - 36.

347) بحار 85/233؛ الصحیفة المهدیة، / 52 - 53؛ میکال المکارم 2/21. با اختلاف اندکی در پاره ای از کلمات.

348) الصحیفة المهدیة / 115.

349) الصحیفة المهدیة/ 115 .

350) سوره یوسف (12): 87.

351) مکیال المکارم 1/186.

352) نفس المهموم / 87، حاج سیخ عباس قمی، چاپ حاج عبدالرحیم.

353) نفس المهموم / 87، حاج سیخ عباس قمی، چاپ حاج عبدالرحیم.

354) مکیال المکارم 2/81.

355) مکیال المکارم 2/81.

356) کافی2/189؛ مکیال2/419.

357) کافی 2/196؛ مکیال 2/420.

358) بحار 52 130.

359) به فکر دیگران بودن و بخشی از مال خویش را به دیگران دادن مواسات است. در السان العرب آمده است: یقال: یوأسی فی ماله ای یساوی که یوأسی به معنای یساوی آمده است. بنابراین مواسات، بخشش مال تا سطح همسانی با دیگران است. السان العرب ابن منظور، 14/36، ادب الحوزة قم 1405.

360) نورالثقلین5/666.

361) مکیال 2/265.

362) مکیال2/419.

363) کافی 8/381؛ مکیال 2/423.

364) مکیال2/424.

365) مکیال2/425.

366) سوره آل عمران (2): 200.

367) تفسیر قمی1/129.

368) تفسیر برهان1/343؛ 2/425 و 426.

369) تفسیر برهان1/335؛ مکیال2/426.

370) مکیال2/424.

371) ارشاد/ 4، شیخ مفید، چاپ مکتبة بصیرتی، قم.

372) تفسیر برهان1/335؛ مکیال2/427.

373) مکیال2/427.

374) سوره انفال (8): 60.

375) مکیال 2/425.

376) مکیال 2/195

377) بحار 52/122.

378) بحار 52/129.

379) مکیال2/222؛ به نقل از غیبت شیخ طوسی، باب علائم الظهور.

380) بحار52/123.

381) تحار 52/. 122

382) کافی 8/37؛ مکیال2/290.

383) باید همه جامعه های اسلامی دارای چنین وضعی باشند. نه تنها شیعه، زیرا مسئله مهدی علیه السلام و ظهور او امری اسلامی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خبر آن را داده است، و در دهها کتاب از کتب معتبر اهل سنت، در آن باره احادیثی مهم و فراوان رسیده است.

384) تحف العقول/ 229 - 230.

385) مفاتیج الجنان/ 527.

386) مفاتیح الجنان / 527.

387) بحار 52/123.

388) میکال 2 / 160.

389) میکال 2 / 157.

390) میکال 2/ 160 به نقل از کافی 1/341.

391) میکال 2 / 160.

392) میکال 2 / 160 و 161.

393) ارشاد /360.

394) خورشید مغرب / 107.

395) مطالعه در زندگی این دو پیشوای بزرگ، بخوبی روشن می سازد که امام موعود علیه السلام در اخلاق و احوال شخصی چگونه است. برای توضیح این چگونگیها به الحیاة 2 / 227 تا 237 و 266 رجوع شود.

396) غیبت نعمانی / 233.

397) بحار 52 / 359.

398) غیبت نعمانی /285.

399) کنایه است از نبود وقت برای استراحت و خواب راحت.

400) متخصصان رشته های گوناگون تاریخ و فرهنگ و علوم بشری بر این جمله گواهی می دهند، و به این موضوع اعتراف دارند.
401) بحار 51/59، خورشید مغرب /341.

402) بحار 52/305.

403) نور الثقلین 2/390، خورشید مغرب، 120.